اساتید
جزایری در جزیره ها بصره، هویزه، شیراز و اصفهان نزد عالمان بخش اعظمی به علم آموزی علم ها فقاهتی مسجد قبا مشهد پرداخت.[۱۹]
جزیرهها
در جزیره ها نزد این افراد علم ها فقهی را یادگرفت :
یوسف بن محمد بناء جزایری (متوفی قبل از ۱۰۷۰)، فقیه و حکم دهنده.[۲۰]
محمد بن سلمان / سلیمان جزایری (متوفی بعداز ۱۰۷۰)، عالم و ادیب.[۲۱]
حسین بن سبتی حویزی ، مدرّس و آدرس مسجد قبا مشهد ادیب.[۲۲]
شیراز
استادان و مشایخ سید نعمت الله در شیراز، به گفته خودش، بیست بدن بودند[۲۳] که از آن پاراگرافاند:
میرزا ابراهیم فرزند صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۷۰).[۲۴]
جعفر بن کمال الدین بحرانی (متوفی ۱۰۹۱).[۲۵]
باتقوا بن عبدالکریم کرزکانی بحرانی (متوفی ۱۰۹۸).[۲۶]
عبدعلی بن آدینه حویزی، مؤلف تعبیروتفسیر نورالثقلین (متوفی فی مابین سالهای ۱۰۸۹ و ۱۰۹۷).[۲۷] سه نفر اخیر در زمره مشایخ حدیث وی نیز به شمار میایند، چنانکه وی خویش در اذن داستان به حسین بن محیی الدین کاملی عاملی ، به آنها اشاره رزرو مسجد قبا مشهد نموده است.[۲۸]
اصفهان
سید نعمتالله در اصفهان نزد این استادان به علم آموزی علم ها فقاهتی پرداخت:
علامه مجلسی[۲۹] که از مشایخ اساسی وی بود.[۳۰] وی سه اذن به سید نعمتالله اعطا کرد که مبسوطترین آنان در نقطه نهایی ورژنای از نهج البلاغه ، به خط خویش مجلسی درج شده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۳۱]
محمدباقر بن محمدمؤمن خراسانی مشهور به متفحص سبزواری ؛ متوفی ۱۰۹۰).[۳۲]
آقا حسین خوانساری (پژوهشگر خوانساری ؛ متوفی ۱۰۹۹).[۳۳][یادداشت ۲]
سود کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)[۳۴] سید نعمتالله جزایری از همراهان و شاگردان خاص وی بود.[۳۵]
روحانی حر عاملی (متوفی ۱۱۰۴)[۳۶] جزایری بخشی از روایات را نزد او خوانده و اورا به انصاف ستوده میباشد. حرّ عاملی اذعان میکرده که اشکالاتِ سیرتکاملای از قیاس ، مثلا قیاسِ منصوص العله و حق تقدم ، را از سید نعمتالله آموخته میباشد.[۳۷]
شاگردان
شاگردان سید نعمتالله جزایری پرشمارند. سید عبدالله جزایری، نوه وی، در تذکره شوشتر[۳۸] و محمد جزایری در کتاب نخبه فقه و حدیث،[۳۹] به ترتیب الفبا، اسم آنهارا بیان کردهاند، مثلا آنانند:
ابوالحسن بن محمد مجال بن التفات الله تستری (متوفی ۱۱۴۳).[۴۰]
ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری .[۴۱]
عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری شوشتری (متوفی ۱۱۴۱) که نزد سید نعمت الله زبدة الاصول را خواند و از او اذن ماجرا دریافت کرد.[۴۲]
علی بن حسین کاملی عاملی، از عالمان و مفسران دارای شهرت.[۴۳]
مداقه الله بن محمد مجال تستری (متوفی ۱۱۴۷).[۴۴]
مجدالدین بن حکم کننده شفیع الدین دزفولی (متوفی قبل از ۱۱۶۵).[۴۵]
فتح الله بن علوان کعبی دَوْرَقی (متوفی ۱۱۳۰).[۴۶]
محمدهادی بن سید محمد مرعشی تستری (متوفی ۱۱۳۷).[۴۷]
یعقوب بن ابراهیم بختیاری حویزی (متوفی ۱۱۵۰)، که ابتدا در شیراز و آنگاه در شوشتر نزد سیدنعمتالله به علم آموزی دانش پرداخت .[۴۸]
محمد بن علی نجار شوشتری (متوفی ۱۱۴۰ یا این که ۱۱۴۱) که از شاگردان گرانقدر سید نعمتالله بود و از طرف وی به امامت جماعت نیز منصوب شد،[۴۹] در علم ها فقاهتی، به ویژه تجوید و تعبیر مهارت داشت و کتاب مجمع التفاسیر از اثرها اوست.[۵۰] وی یادداشتهای تفسیری سید نعمتالله را نیز در کتابی با تیتر عقود المرجان عده نموده است.[۵۱]
نحوه علمی؛ اخباری وسطرو
پژوهشگران رخدادحیث دارا هستند که مسلک جزایری در استنباط احکام خیر اصولی بوده خیر اخباری صرف، بلکه وی اواسطرو بوده میباشد.[۵۲] منبع آن ها درین داوری، سخنان جزایری در کتابها و رسالههای گوناگون وی بوده که در آنان به دریافت بینش وسطا تصریح و آن را طرز استادش علامه مجلسی بیان نموده است.[۵۳] مراد جزایری از بینش وُسطی، آن سیرتکامل که خویش در پیشگفتار کتاب غایة المرام فی گستردن تهذیب الاحکام توضیح داده[۵۴]، اطمینان به حجیت ظاهر قرآن در تشریع میباشد و آن را طریقی دانسته که خیر مانند شیوه مجتهدان اصولی میباشد که به قواعد و استنباط و دلیلهای عقلی توکل زدهاند و خیر مانند اخباریهایی زیرا محمد امین استرآبادی که هرگونه استنباط بر طبق قواعد ظنی را انکار کرده و فعالیت به ظاهر قرآن را از مصادیق آن شمردهاند.[۵۵] جزایری بعداز نقل سخنان محمدامین استرآبادی در الفوائد المدنیة و تصدیق سخنان او، بر رأی وی بر پایه ی عدم حجیت ظاهر کتاب خرده گرفته میباشد.[۵۶]
یکی دلایلی که باعث گردیده تا دانشمندان، جزایری را وسطرو بدانند، لحاظ وی درباره بعضا از موردها شبهه تحریمیه ، مانند نوشیدن قهوه و استعمال دخانیات، میباشد که در حرمت آنها نصّی(آیه یا این که حدیث) وارد نشده میباشد.[۵۷] اخباریها دراین سیرتکامل موردها، سازه بر احتیاط، قائل به عدم جوازند، ولی جزایری از این لحاظ عدول کرده، قائل به اباحه شدهاست.[۵۸]
علامتهای اخباریگری
در زمینه ی منابع تشریع، همانند بقیه اخباریها، صرفا کتاب و سنت را دارای اعتبار شمرده و اجماع، استصحاب، عقل و کل سیرتکاملهای قیاس ، برای مثال قیاس منصوص العلة و حق تقدم ، را فسخ دانسته میباشد.[۵۹]
در شکل تعارض نقل با استدلال عقلی، نقل را مقدّم دانسته میباشد.[۶۰] او برای ثابت این مقاله، به خبرها صحیحه (عامل نقلی) استناد نموده است.[۶۱]
او خلاف علامه مجلسی[۶۲] که تبعیت از میت را روا نمیدانسته، همچون اخباریها قائل به تایید صلاحیت تبعیت از میت بوده میباشد.
در سخنان جزایری برداشتی از ماهیت احکام دینی و شیوه استنباط آنانرا میقدرت دستیابی کرد که حداقل تا شکلبندی پایانی آرای دینی و اصولیاش، او در زُمره اخباریها قرار می گیرد، چون او از سویی فقه را خیر تیمای از قواعد کلی، بلکه انبوهی از احادیث جزئی دانسته میباشد که یگانه ملاک دارای اعتبار استنباط و مبنای فعالیت اند[۶۳] و از سوی دیگر، برای بی نیاز کردن منابع داستان و محصور کردن دامنه استنباط عقلی، ضمن عیب گیری عقیده تقسیم چهارگانه روایات (درست ، حسن ، موثق و ضعیف )، که نیازمند مناقشه درباره اکثری از روایات میباشد [۶۴] بر وثاقت بخش اعظمی از کتابهای حدیثی، زیرا عیون خبرها الرضا تاثیر روحانی صدوق، الاحتجاج طَبْرِسی و الفقه الرضوی ، صحه گذارده میباشد.[۶۵]
اساتید
جزایری در جزیره ها بصره، هویزه، شیراز و اصفهان نزد عالمان بخش اعظمی به علم آموزی علم ها فقاهتی مسجد قبا مشهد پرداخت.[۱۹]
جزیرهها
در جزیره ها نزد این افراد علم ها فقهی را یادگرفت :
یوسف بن محمد بناء جزایری (متوفی قبل از ۱۰۷۰)، فقیه و حکم دهنده.[۲۰]
محمد بن سلمان / سلیمان جزایری (متوفی بعداز ۱۰۷۰)، عالم و ادیب.[۲۱]
حسین بن سبتی حویزی ، مدرّس و آدرس مسجد قبا مشهد ادیب.[۲۲]
شیراز
استادان و مشایخ سید نعمت الله در شیراز، به گفته خودش، بیست بدن بودند[۲۳] که از آن پاراگرافاند:
میرزا ابراهیم فرزند صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۷۰).[۲۴]
جعفر بن کمال الدین بحرانی (متوفی ۱۰۹۱).[۲۵]
باتقوا بن عبدالکریم کرزکانی بحرانی (متوفی ۱۰۹۸).[۲۶]
عبدعلی بن آدینه حویزی، مؤلف تعبیروتفسیر نورالثقلین (متوفی فی مابین سالهای ۱۰۸۹ و ۱۰۹۷).[۲۷] سه نفر اخیر در زمره مشایخ حدیث وی نیز به شمار میایند، چنانکه وی خویش در اذن داستان به حسین بن محیی الدین کاملی عاملی ، به آنها اشاره رزرو مسجد قبا مشهد نموده است.[۲۸]
اصفهان
سید نعمتالله در اصفهان نزد این استادان به علم آموزی علم ها فقاهتی پرداخت:
علامه مجلسی[۲۹] که از مشایخ اساسی وی بود.[۳۰] وی سه اذن به سید نعمتالله اعطا کرد که مبسوطترین آنان در نقطه نهایی ورژنای از نهج البلاغه ، به خط خویش مجلسی درج شده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۳۱]
محمدباقر بن محمدمؤمن خراسانی مشهور به متفحص سبزواری ؛ متوفی ۱۰۹۰).[۳۲]
آقا حسین خوانساری (پژوهشگر خوانساری ؛ متوفی ۱۰۹۹).[۳۳][یادداشت ۲]
سود کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)[۳۴] سید نعمتالله جزایری از همراهان و شاگردان خاص وی بود.[۳۵]
روحانی حر عاملی (متوفی ۱۱۰۴)[۳۶] جزایری بخشی از روایات را نزد او خوانده و اورا به انصاف ستوده میباشد. حرّ عاملی اذعان میکرده که اشکالاتِ سیرتکاملای از قیاس ، مثلا قیاسِ منصوص العله و حق تقدم ، را از سید نعمتالله آموخته میباشد.[۳۷]
شاگردان
شاگردان سید نعمتالله جزایری پرشمارند. سید عبدالله جزایری، نوه وی، در تذکره شوشتر[۳۸] و محمد جزایری در کتاب نخبه فقه و حدیث،[۳۹] به ترتیب الفبا، اسم آنهارا بیان کردهاند، مثلا آنانند:
ابوالحسن بن محمد مجال بن التفات الله تستری (متوفی ۱۱۴۳).[۴۰]
ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری .[۴۱]
عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری شوشتری (متوفی ۱۱۴۱) که نزد سید نعمت الله زبدة الاصول را خواند و از او اذن ماجرا دریافت کرد.[۴۲]
علی بن حسین کاملی عاملی، از عالمان و مفسران دارای شهرت.[۴۳]
مداقه الله بن محمد مجال تستری (متوفی ۱۱۴۷).[۴۴]
مجدالدین بن حکم کننده شفیع الدین دزفولی (متوفی قبل از ۱۱۶۵).[۴۵]
فتح الله بن علوان کعبی دَوْرَقی (متوفی ۱۱۳۰).[۴۶]
محمدهادی بن سید محمد مرعشی تستری (متوفی ۱۱۳۷).[۴۷]
یعقوب بن ابراهیم بختیاری حویزی (متوفی ۱۱۵۰)، که ابتدا در شیراز و آنگاه در شوشتر نزد سیدنعمتالله به علم آموزی دانش پرداخت .[۴۸]
محمد بن علی نجار شوشتری (متوفی ۱۱۴۰ یا این که ۱۱۴۱) که از شاگردان گرانقدر سید نعمتالله بود و از طرف وی به امامت جماعت نیز منصوب شد،[۴۹] در علم ها فقاهتی، به ویژه تجوید و تعبیر مهارت داشت و کتاب مجمع التفاسیر از اثرها اوست.[۵۰] وی یادداشتهای تفسیری سید نعمتالله را نیز در کتابی با تیتر عقود المرجان عده نموده است.[۵۱]
نحوه علمی؛ اخباری وسطرو
پژوهشگران رخدادحیث دارا هستند که مسلک جزایری در استنباط احکام خیر اصولی بوده خیر اخباری صرف، بلکه وی اواسطرو بوده میباشد.[۵۲] منبع آن ها درین داوری، سخنان جزایری در کتابها و رسالههای گوناگون وی بوده که در آنان به دریافت بینش وسطا تصریح و آن را طرز استادش علامه مجلسی بیان نموده است.[۵۳] مراد جزایری از بینش وُسطی، آن سیرتکامل که خویش در پیشگفتار کتاب غایة المرام فی گستردن تهذیب الاحکام توضیح داده[۵۴]، اطمینان به حجیت ظاهر قرآن در تشریع میباشد و آن را طریقی دانسته که خیر مانند شیوه مجتهدان اصولی میباشد که به قواعد و استنباط و دلیلهای عقلی توکل زدهاند و خیر مانند اخباریهایی زیرا محمد امین استرآبادی که هرگونه استنباط بر طبق قواعد ظنی را انکار کرده و فعالیت به ظاهر قرآن را از مصادیق آن شمردهاند.[۵۵] جزایری بعداز نقل سخنان محمدامین استرآبادی در الفوائد المدنیة و تصدیق سخنان او، بر رأی وی بر پایه ی عدم حجیت ظاهر کتاب خرده گرفته میباشد.[۵۶]
یکی دلایلی که باعث گردیده تا دانشمندان، جزایری را وسطرو بدانند، لحاظ وی درباره بعضا از موردها شبهه تحریمیه ، مانند نوشیدن قهوه و استعمال دخانیات، میباشد که در حرمت آنها نصّی(آیه یا این که حدیث) وارد نشده میباشد.[۵۷] اخباریها دراین سیرتکامل موردها، سازه بر احتیاط، قائل به عدم جوازند، ولی جزایری از این لحاظ عدول کرده، قائل به اباحه شدهاست.[۵۸]
علامتهای اخباریگری
در زمینه ی منابع تشریع، همانند بقیه اخباریها، صرفا کتاب و سنت را دارای اعتبار شمرده و اجماع، استصحاب، عقل و کل سیرتکاملهای قیاس ، برای مثال قیاس منصوص العلة و حق تقدم ، را فسخ دانسته میباشد.[۵۹]
در شکل تعارض نقل با استدلال عقلی، نقل را مقدّم دانسته میباشد.[۶۰] او برای ثابت این مقاله، به خبرها صحیحه (عامل نقلی) استناد نموده است.[۶۱]
او خلاف علامه مجلسی[۶۲] که تبعیت از میت را روا نمیدانسته، همچون اخباریها قائل به تایید صلاحیت تبعیت از میت بوده میباشد.
در سخنان جزایری برداشتی از ماهیت احکام دینی و شیوه استنباط آنانرا میقدرت دستیابی کرد که حداقل تا شکلبندی پایانی آرای دینی و اصولیاش، او در زُمره اخباریها قرار می گیرد، چون او از سویی فقه را خیر تیمای از قواعد کلی، بلکه انبوهی از احادیث جزئی دانسته میباشد که یگانه ملاک دارای اعتبار استنباط و مبنای فعالیت اند[۶۳] و از سوی دیگر، برای بی نیاز کردن منابع داستان و محصور کردن دامنه استنباط عقلی، ضمن عیب گیری عقیده تقسیم چهارگانه روایات (درست ، حسن ، موثق و ضعیف )، که نیازمند مناقشه درباره اکثری از روایات میباشد [۶۴] بر وثاقت بخش اعظمی از کتابهای حدیثی، زیرا عیون خبرها الرضا تاثیر روحانی صدوق، الاحتجاج طَبْرِسی و الفقه الرضوی ، صحه گذارده میباشد.[۶۵]

راهنمای انتخاب مسجد قبا برای مراسم ختم