عطیه بن سعد بن جناده عوفی
عَطِیَّة بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او بهتیتر مفسر، محدث و دانا شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیر قرآن دارااست. عطیه در طول خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا بهادله پرهیز از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) پر اسم و رسم مسجد قبا مشهد میباشد.
نسب، ولادت، اسم و لقب
عطیه از طایفه بکالی، تیرهای از بستگان بنیعوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از خویشان بنیعوف[۱] و از صحابه فرستاده معبود(ص)[۲] و مادرش کنیزی از اهل یک محل آدرس مسجد قبا مشهد روم بود.[۳]
درباره تاریخ ولادت عطیه خبر دقیقی در چنگ وجود ندارد، ولی برخی به دنیا آمدن او را دربین سالهای ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زدهاند؛ چراکه در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا اورا نامگذاری نماید، امام اورا در آغوش گرفت و اذعان کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو معبود میباشد). بهاین جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیههای عوفی، جدلی، قیسی و کوفی رزرو مسجد قبا مشهد میشناسند.[۷]
رده علمی
عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز شعور نموده است.[۸] ابنسعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی باتقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی بهتیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و دانا شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] خاطر شماره تلفن مسجد قبا مشهد شدهاست.
وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کردهمیباشد.
از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبیزائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمعای دیگر حدیث نقل کردهاند.[۱۷]
اثر ها
تعبیر و تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه عصر تعبیروتفسیر بی نقص قرآن را نزد ابنعباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]
خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی اختلال شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]
زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری اولین زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین برهان میباشد. بنابر نقل عطیه، او بهیار و همدم جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و زمانی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]
در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و بهفرمان مختار پایین فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنیهاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این تیم وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابنزبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفتهاند ابنزیبر از هراس به پردههای کعبه حفاظت پیروزی و اعلامکرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»
بنابر نقل عطیه، آنها نزد ابنعباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزلهایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزلها تا رمز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، بهطوری که درحالتی که آن را حریق میزدند همگی در آن میسوختند. بعد از نجات آنان، از ابنعباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، ولی آنها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]
در قیام ابناشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعداز ناکامی ابناشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتیکه از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل پرهیز کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم مو سر رمز و صورتش را تراشید.[۲۳]
وفات
عطیه بعداز امتناع از ناسزا اعلام کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومارای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] برخی به خطا سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کردهاند.[۲۵]
تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسمهای علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.
حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده میباشد.[۲۹] حسین در حین خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]
عطیه بن سعد بن جناده عوفی
عَطِیَّة بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او بهتیتر مفسر، محدث و دانا شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیر قرآن دارااست. عطیه در طول خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا بهادله پرهیز از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) پر اسم و رسم میباشد.
نسب، ولادت، اسم و لقب
عطیه از طایفه بکالی، تیرهای از بستگان بنیعوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از خویشان بنیعوف[۱] و از صحابه فرستاده معبود(ص)[۲] و مادرش کنیزی از اهل یک محل روم بود.[۳]
درباره تاریخ ولادت عطیه خبر دقیقی در چنگ وجود ندارد، ولی برخی به دنیا آمدن او را دربین سالهای ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زدهاند؛ چراکه در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا اورا نامگذاری نماید، امام اورا در آغوش گرفت و اذعان کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو معبود میباشد). بهاین جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیههای عوفی، جدلی، قیسی و کوفی میشناسند.[۷]
رده علمی
عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز شعور نموده است.[۸] ابنسعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی باتقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی بهتیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و دانا شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] خاطر شدهاست.
وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کردهمیباشد.
از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبیزائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمعای دیگر حدیث نقل کردهاند.[۱۷]
اثر ها
تعبیر و تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه عصر تعبیروتفسیر بی نقص قرآن را نزد ابنعباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]
خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی اختلال شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]
زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری اولین زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین برهان میباشد. بنابر نقل عطیه، او بهیار و همدم جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و زمانی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]
در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و بهفرمان مختار پایین فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنیهاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این تیم وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابنزبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفتهاند ابنزیبر از هراس به پردههای کعبه حفاظت پیروزی و اعلامکرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»
بنابر نقل عطیه، آنها نزد ابنعباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزلهایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزلها تا رمز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، بهطوری که درحالتی که آن را حریق میزدند همگی در آن میسوختند. بعد از نجات آنان، از ابنعباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، ولی آنها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]
در قیام ابناشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعداز ناکامی ابناشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتیکه از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل پرهیز کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم مو سر رمز و صورتش را تراشید.[۲۳]
وفات
عطیه بعداز امتناع از ناسزا اعلام کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومارای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] برخی به خطا سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کردهاند.[۲۵]
تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسمهای علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.
حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده میباشد.[۲۹] حسین در حین خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]
عطیه بن سعد بن جناده عوفی
عَطِیَّة بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او بهتیتر مفسر، محدث و دانا شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیر قرآن دارااست. عطیه در طول خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا بهادله پرهیز از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) پر اسم و رسم مسجد قبا مشهد میباشد.
نسب، ولادت، اسم و لقب
عطیه از طایفه بکالی، تیرهای از بستگان بنیعوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از خویشان بنیعوف[۱] و از صحابه فرستاده معبود(ص)[۲] و مادرش کنیزی از اهل یک محل آدرس مسجد قبا مشهد روم بود.[۳]
درباره تاریخ ولادت عطیه خبر دقیقی در چنگ وجود ندارد، ولی برخی به دنیا آمدن او را دربین سالهای ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زدهاند؛ چراکه در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا اورا نامگذاری نماید، امام اورا در آغوش گرفت و اذعان کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو معبود میباشد). بهاین جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیههای عوفی، جدلی، قیسی و کوفی رزرو مسجد قبا مشهد میشناسند.[۷]
رده علمی
عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز شعور نموده است.[۸] ابنسعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی باتقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی بهتیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و دانا شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] خاطر شماره تلفن مسجد قبا مشهد شدهاست.
وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کردهمیباشد.
از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبیزائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمعای دیگر حدیث نقل کردهاند.[۱۷]
اثر ها
تعبیر و تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه عصر تعبیروتفسیر بی نقص قرآن را نزد ابنعباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]
خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی اختلال شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]
زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری اولین زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین برهان میباشد. بنابر نقل عطیه، او بهیار و همدم جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و زمانی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]
در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و بهفرمان مختار پایین فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنیهاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این تیم وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابنزبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفتهاند ابنزیبر از هراس به پردههای کعبه حفاظت پیروزی و اعلامکرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»
بنابر نقل عطیه، آنها نزد ابنعباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزلهایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزلها تا رمز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، بهطوری که درحالتی که آن را حریق میزدند همگی در آن میسوختند. بعد از نجات آنان، از ابنعباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، ولی آنها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]
در قیام ابناشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعداز ناکامی ابناشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتیکه از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل پرهیز کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم مو سر رمز و صورتش را تراشید.[۲۳]
وفات
عطیه بعداز امتناع از ناسزا اعلام کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومارای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] برخی به خطا سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کردهاند.[۲۵]
تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسمهای علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.
حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده میباشد.[۲۹] حسین در حین خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]
عطیه بن سعد بن جناده عوفی
عَطِیَّة بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او بهتیتر مفسر، محدث و دانا شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیر قرآن دارااست. عطیه در طول خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا بهادله پرهیز از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) پر اسم و رسم میباشد.
نسب، ولادت، اسم و لقب
عطیه از طایفه بکالی، تیرهای از بستگان بنیعوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از خویشان بنیعوف[۱] و از صحابه فرستاده معبود(ص)[۲] و مادرش کنیزی از اهل یک محل روم بود.[۳]
درباره تاریخ ولادت عطیه خبر دقیقی در چنگ وجود ندارد، ولی برخی به دنیا آمدن او را دربین سالهای ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زدهاند؛ چراکه در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا اورا نامگذاری نماید، امام اورا در آغوش گرفت و اذعان کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو معبود میباشد). بهاین جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیههای عوفی، جدلی، قیسی و کوفی میشناسند.[۷]
رده علمی
عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز شعور نموده است.[۸] ابنسعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی باتقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی بهتیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و دانا شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] خاطر شدهاست.
وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کردهمیباشد.
از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبیزائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمعای دیگر حدیث نقل کردهاند.[۱۷]
اثر ها
تعبیر و تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه عصر تعبیروتفسیر بی نقص قرآن را نزد ابنعباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]
خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی اختلال شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]
زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری اولین زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین برهان میباشد. بنابر نقل عطیه، او بهیار و همدم جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و زمانی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]
در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و بهفرمان مختار پایین فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنیهاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این تیم وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابنزبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفتهاند ابنزیبر از هراس به پردههای کعبه حفاظت پیروزی و اعلامکرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»
بنابر نقل عطیه، آنها نزد ابنعباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزلهایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزلها تا رمز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، بهطوری که درحالتی که آن را حریق میزدند همگی در آن میسوختند. بعد از نجات آنان، از ابنعباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، ولی آنها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]
در قیام ابناشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعداز ناکامی ابناشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتیکه از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل پرهیز کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم مو سر رمز و صورتش را تراشید.[۲۳]
وفات
عطیه بعداز امتناع از ناسزا اعلام کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومارای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] برخی به خطا سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کردهاند.[۲۵]
تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسمهای علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.
حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده میباشد.[۲۹] حسین در حین خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]

چرا مسجد برای مراسم ترحیم انتخاب میشود؟