قیام محمد بن عبدالله بن حسن مشهور به قیام نفس زکیه اولیه قیام علوی علیه خلافت بنیعباس بود که به رهبری محمد بن عبدالله پر اسم و رسم به نفس زکیه اعمال شد. نفس زکیه بعد از عهد و پیمانشکنی عباسیان در تفویض خلافت (با وی تحت عنوان مهدی، بیعت گردیده بود)، در سال ۱۴۵ق در مدینه علیه منصور عباسی قیام کرد. وی دراین قیام به یاروهمدم اکثری از طرفدارانش کشته شد. امام درستگو(ع) با بیعت با نفس زکیه تحت عنوان اینکه وی مهدی میباشد، مسجد قبا مشهد مخالف بود.
مسئله و چرایی صورتگیری قیام
در عصر محمد بن عبدالله، اندیشه زیدیه و بینش قیام به سیف فی مابین علویان مطرح بود. بعد از قیام یحیی بن زید و شهیدشدن او، دوستداران درنگ قیام به سیف به محمد بن عبدالله دارای اسم و رسم به نفس زکیه روی آوردند.[۱] عبدالله بن حسن بابا نفس زکیه، نزدیک به سال ۱۲۶ق از قوم و قبیله و رهروان خویش دعوت کرد تا با پسرش تحت عنوان مهدی، بیعت نمایند و بخش اعظمی بیعت اورا پذیرفتند.[۲] طبق بعضا گزارشها سه اخوی ابراهیم، سفّاح و منصور عباسی[۳] و براساس گزارشها صرفا منصور عباسی با نفس زکیه بیعت آدرس مسجد قبا مشهد کردند.[۴]
موضع امام راستگو(ع)
امام راستگو(ع) با نفس زکیه بیعت نکرد. مبتنی بر برخی گزارشها مخالفت امام راستگو(ع) به جهت نامیدن کنیه مهدی اهلبیت(ع) به محمد بن عبدالله بود چراکه وی معتقد بود در حال حاضر وقت ظهور مهدی نبوده و محمد بن عبدالله، آن مهدی که رسول(ص) بشارت داده، رزرو مسجد قبا مشهد وجود ندارد.[۵][۶]
ادله دیگر مخالفت امام راستگو(ع) آن بود که وی میدانست عباسیان که با محمد بن عبدالله بیعت کرده بودند، بیعت خویش را خواهند باخت و از این بیعت فقط چهت نیل خویش به اقتدار فایده می برند و قیام محمد بن عبدالله به ثمر نخواهد جلسه.[۷] همینطور تودهای از نویسندگان معتقدند امام راست گو(ع) با هر نوع قیام و خروج مخالف بوده و شیوه تشیع فرهنگی را دنبال مینموده است[۸] برخلاف زیدیان و دیگر علویان که مبتنی بر بینش تشیع سیاسی خوی شماره تلفن مسجد قبا مشهد میکردند.[مستلزم منبع]
اما بعضی گزارشها بیعت نکردن امام راستگو(ع) را تنها به باعث معرفی محمد بن عبدالله تحت عنوان مهدی امت دانستهاند و ولی وی با قیام محمد بن عبدالله تحت عنوان اقدامی علیه ظلم و در راستای دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر مخالف نبوده میباشد.[مستلزم منبع]
قیام محمد علیه منصور عباسی
عباسیان که با محمد بن عبدالله بیعت کردند و قرار بود بعد از سقوط امویان حکومت را لایق بنیهاشم و علویان بدانند، بعداز ناکامی امویان، امامت نفس زکیه را نپذیرفته، خویش به توان توکل زدند.[۹][۱۰]علویان آغاز در زمان سفاح، اولیه خلیفه عباسی، بدون صدا کردند. البته در سال ۱۳۶ق با به توان وصال منصور عباسی و عکس العمل آشکار عباسیان با بیعت نکردن علویان، قضیه قیام علیه عباسیان آماده شد.[۱۱]
منصور عباسی که با ادعای مهدویت و امامت نفس زکیه و تبلیغ آن در بلاد متعدد به تنگ آمده بود در اولی مبادرت، عبدالله محض بابا نفس زکیه و سیزده نفر از بزرگان علوی طرفدار او را دستگیر کرد تا به وسیله آن ها از محل اختفای نفس زکیه آگاه خواهد شد ولی ناکام ماند.[۱۲] محمد بن عبدالله در سال ۱۴۵ق در مدینه قیام کرد.[۱۳] فقها و محدثان مدینه شیعی و سنی، به سبب ساز برتردانستن محمد بن عبدالله بر منصور، سرپیچی از نفس زکیه را روا ندانسته، بیعت با منصور بدون میل را فسخ شمردند.[۱۴]
گزارشهای تاریخی از فتوای صاحب و مالک بن انس، پیشوای مالکیان، و ابوحنیفه، امام حنفیان، در پناه از قیام محمد بن عبدالله حکایت دارااست.[۱۵] بهدنبال قیام محمد بن عبدالله، مدینه فارغ از خون ریزی به دست علویان بهزمینخورد و او توانست در مدینه حکومت نماید. درین دوران بخش اعظمی از اشخاص در مکه، بصره، کوفه و یمن بیعت اورا پذیرفتند.[۱۶][۱۷]
کشتهشدن نفس زکیه
حکومت محمد بن عبدالله بیشتر از دو ماه دوام نیاورد.[۱۸] چراکه با لشکرکشی عباسیان به مدینه و محاصره این شهر، بخش اعظمی از عموم به باعث هراس از ادامه محاصره و قحطی از به دور محمد بن عبدالله متفرق شدند.[۱۹]
دراین دربین انذار و تطمیعهای عیسی بن موسی، فرمانده لشکر عباسیان، نقش مهمی در جداشدن عموم مدینه از سپاه محمد بن عبدالله داشت.[۲۰] از این رو فقط ۳۱۶ نفر در قبال عباسیان مقاومت کردند.[۲۱]
آخر و عاقبت با ورود عباسیان به درون شهر، مبارزه بدن به بدن درگرفت؛ در غایت محمد بن عبدالله به دست حمید بن قُحطبه در ناحیه «احجار الزیت» مدینه کشته شد.[۲۲][۲۳][۲۴]بعداز کشته شدن سرش را از بدنش غیروابسته کرده و در شهرهای متفاوت گرداندند و تن او را در بقیع دفن کردند.[۲۵]
ظهور فرقه محمدیه
بعضا نویسندگان ملل و نحل نوشتهاند: بعداز کشته شدن نفس زکیه، مغیرة بن سعید عجلی و طرفدارانش مدعا شدند، نفس زکیه نمرده میباشد بلکه در کوه حاجر در ناحیه نجد در غایب بودن به سرمیپیروزی و ظهور خواهد کرد. این مجموعه به محمدیه معروف بوده و معتقد بودند نفس زکیه مهدی موعود میباشد.[۲۶]
بینش علمای شیعه در خصوص این قیام
در اینکه آیا نفس زکیه خویش را مهدی موعود میپنداشته یا این که اتهامی میباشد که سایر افراد برای خدشهدار کردن شخصیت و قیام محمد بن عبدالله به وی وارد کردهاند، بینشهای متفاوتی بین فقها، مورخان و محدثان وجود دارااست.[۲۷] سید بن طاووس، به هواخواهی از عبدالله محض و قیام فرزندش محمد بن عبدالله نفس زکیه پرداخته میباشد به گفته وی، علویان معتقد نبودند مهدی از آنان میباشد و نسبت دادن مهدی به نفس زکیه، به دلیل معنای همگانی آن بوده چراکه به هر قیام کنندهای اطلاق میگردیده و مقصودشان مهدی موعود نبوده میباشد.[مستلزم منبع] همینطور سید طاووس اعتقاد دارد[مستلزم منبع] حسنیان از اشخاص آیتم عشق و علاقه امام راست گو(ع) بوده و آنها نیز به حق امام، با خبر بودند.[مستلزم منبع] او احادیثی که در ذمّ قیام محمد بن عبدالله صادر گردیده را از روی تقیه دانسته میباشد.[۲۸] ولی روحانی اثرگذار به ذم عبدالله محض و محمد بن عبدالله نفس زکیه پرداخته میباشد.[۲۹] کلینی نیز روایاتی در مذمت محمد بن عبدالله بیان نموده است.[۳۰] آیتالله خویی در کتاب معجم رجال الحدیث عبدالله بن حسن و نفس زکیه را مصدوم و مذموم دانسته میباشد.[۳۱]
قیام محمد بن عبدالله بن حسن مشهور به قیام نفس زکیه اولیه قیام علوی علیه خلافت بنیعباس بود که به رهبری محمد بن عبدالله پر اسم و رسم به نفس زکیه اعمال شد. نفس زکیه بعد از عهد و پیمانشکنی عباسیان در تفویض خلافت (با وی تحت عنوان مهدی، بیعت گردیده بود)، در سال ۱۴۵ق در مدینه علیه منصور عباسی قیام کرد. وی دراین قیام به یاروهمدم اکثری از طرفدارانش کشته شد. امام درستگو(ع) با بیعت با نفس زکیه تحت عنوان اینکه وی مهدی میباشد، مسجد قبا مشهد مخالف بود.
مسئله و چرایی صورتگیری قیام
در عصر محمد بن عبدالله، اندیشه زیدیه و بینش قیام به سیف فی مابین علویان مطرح بود. بعد از قیام یحیی بن زید و شهیدشدن او، دوستداران درنگ قیام به سیف به محمد بن عبدالله دارای اسم و رسم به نفس زکیه روی آوردند.[۱] عبدالله بن حسن بابا نفس زکیه، نزدیک به سال ۱۲۶ق از قوم و قبیله و رهروان خویش دعوت کرد تا با پسرش تحت عنوان مهدی، بیعت نمایند و بخش اعظمی بیعت اورا پذیرفتند.[۲] طبق بعضا گزارشها سه اخوی ابراهیم، سفّاح و منصور عباسی[۳] و براساس گزارشها صرفا منصور عباسی با نفس زکیه بیعت آدرس مسجد قبا مشهد کردند.[۴]
موضع امام راستگو(ع)
امام راستگو(ع) با نفس زکیه بیعت نکرد. مبتنی بر برخی گزارشها مخالفت امام راستگو(ع) به جهت نامیدن کنیه مهدی اهلبیت(ع) به محمد بن عبدالله بود چراکه وی معتقد بود در حال حاضر وقت ظهور مهدی نبوده و محمد بن عبدالله، آن مهدی که رسول(ص) بشارت داده، رزرو مسجد قبا مشهد وجود ندارد.[۵][۶]
ادله دیگر مخالفت امام راستگو(ع) آن بود که وی میدانست عباسیان که با محمد بن عبدالله بیعت کرده بودند، بیعت خویش را خواهند باخت و از این بیعت فقط چهت نیل خویش به اقتدار فایده می برند و قیام محمد بن عبدالله به ثمر نخواهد جلسه.[۷] همینطور تودهای از نویسندگان معتقدند امام راست گو(ع) با هر نوع قیام و خروج مخالف بوده و شیوه تشیع فرهنگی را دنبال مینموده است[۸] برخلاف زیدیان و دیگر علویان که مبتنی بر بینش تشیع سیاسی خوی شماره تلفن مسجد قبا مشهد میکردند.[مستلزم منبع]
اما بعضی گزارشها بیعت نکردن امام راستگو(ع) را تنها به باعث معرفی محمد بن عبدالله تحت عنوان مهدی امت دانستهاند و ولی وی با قیام محمد بن عبدالله تحت عنوان اقدامی علیه ظلم و در راستای دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر مخالف نبوده میباشد.[مستلزم منبع]
قیام محمد علیه منصور عباسی
عباسیان که با محمد بن عبدالله بیعت کردند و قرار بود بعد از سقوط امویان حکومت را لایق بنیهاشم و علویان بدانند، بعداز ناکامی امویان، امامت نفس زکیه را نپذیرفته، خویش به توان توکل زدند.[۹][۱۰]علویان آغاز در زمان سفاح، اولیه خلیفه عباسی، بدون صدا کردند. البته در سال ۱۳۶ق با به توان وصال منصور عباسی و عکس العمل آشکار عباسیان با بیعت نکردن علویان، قضیه قیام علیه عباسیان آماده شد.[۱۱]
منصور عباسی که با ادعای مهدویت و امامت نفس زکیه و تبلیغ آن در بلاد متعدد به تنگ آمده بود در اولی مبادرت، عبدالله محض بابا نفس زکیه و سیزده نفر از بزرگان علوی طرفدار او را دستگیر کرد تا به وسیله آن ها از محل اختفای نفس زکیه آگاه خواهد شد ولی ناکام ماند.[۱۲] محمد بن عبدالله در سال ۱۴۵ق در مدینه قیام کرد.[۱۳] فقها و محدثان مدینه شیعی و سنی، به سبب ساز برتردانستن محمد بن عبدالله بر منصور، سرپیچی از نفس زکیه را روا ندانسته، بیعت با منصور بدون میل را فسخ شمردند.[۱۴]
گزارشهای تاریخی از فتوای صاحب و مالک بن انس، پیشوای مالکیان، و ابوحنیفه، امام حنفیان، در پناه از قیام محمد بن عبدالله حکایت دارااست.[۱۵] بهدنبال قیام محمد بن عبدالله، مدینه فارغ از خون ریزی به دست علویان بهزمینخورد و او توانست در مدینه حکومت نماید. درین دوران بخش اعظمی از اشخاص در مکه، بصره، کوفه و یمن بیعت اورا پذیرفتند.[۱۶][۱۷]
کشتهشدن نفس زکیه
حکومت محمد بن عبدالله بیشتر از دو ماه دوام نیاورد.[۱۸] چراکه با لشکرکشی عباسیان به مدینه و محاصره این شهر، بخش اعظمی از عموم به باعث هراس از ادامه محاصره و قحطی از به دور محمد بن عبدالله متفرق شدند.[۱۹]
دراین دربین انذار و تطمیعهای عیسی بن موسی، فرمانده لشکر عباسیان، نقش مهمی در جداشدن عموم مدینه از سپاه محمد بن عبدالله داشت.[۲۰] از این رو فقط ۳۱۶ نفر در قبال عباسیان مقاومت کردند.[۲۱]
آخر و عاقبت با ورود عباسیان به درون شهر، مبارزه بدن به بدن درگرفت؛ در غایت محمد بن عبدالله به دست حمید بن قُحطبه در ناحیه «احجار الزیت» مدینه کشته شد.[۲۲][۲۳][۲۴]بعداز کشته شدن سرش را از بدنش غیروابسته کرده و در شهرهای متفاوت گرداندند و تن او را در بقیع دفن کردند.[۲۵]
ظهور فرقه محمدیه
بعضا نویسندگان ملل و نحل نوشتهاند: بعداز کشته شدن نفس زکیه، مغیرة بن سعید عجلی و طرفدارانش مدعا شدند، نفس زکیه نمرده میباشد بلکه در کوه حاجر در ناحیه نجد در غایب بودن به سرمیپیروزی و ظهور خواهد کرد. این مجموعه به محمدیه معروف بوده و معتقد بودند نفس زکیه مهدی موعود میباشد.[۲۶]
بینش علمای شیعه در خصوص این قیام
در اینکه آیا نفس زکیه خویش را مهدی موعود میپنداشته یا این که اتهامی میباشد که سایر افراد برای خدشهدار کردن شخصیت و قیام محمد بن عبدالله به وی وارد کردهاند، بینشهای متفاوتی بین فقها، مورخان و محدثان وجود دارااست.[۲۷] سید بن طاووس، به هواخواهی از عبدالله محض و قیام فرزندش محمد بن عبدالله نفس زکیه پرداخته میباشد به گفته وی، علویان معتقد نبودند مهدی از آنان میباشد و نسبت دادن مهدی به نفس زکیه، به دلیل معنای همگانی آن بوده چراکه به هر قیام کنندهای اطلاق میگردیده و مقصودشان مهدی موعود نبوده میباشد.[مستلزم منبع] همینطور سید طاووس اعتقاد دارد[مستلزم منبع] حسنیان از اشخاص آیتم عشق و علاقه امام راست گو(ع) بوده و آنها نیز به حق امام، با خبر بودند.[مستلزم منبع] او احادیثی که در ذمّ قیام محمد بن عبدالله صادر گردیده را از روی تقیه دانسته میباشد.[۲۸] ولی روحانی اثرگذار به ذم عبدالله محض و محمد بن عبدالله نفس زکیه پرداخته میباشد.[۲۹] کلینی نیز روایاتی در مذمت محمد بن عبدالله بیان نموده است.[۳۰] آیتالله خویی در کتاب معجم رجال الحدیث عبدالله بن حسن و نفس زکیه را مصدوم و مذموم دانسته میباشد.[۳۱]

سوالات مهم قبل از رزرو مسجد قبا مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب و هماهنگی مراسم