روحانی در لغت به معنای کسی میباشد که سالهای متعددی از عمرش سپری گردیده و علائم پیری، مانند سفیدی موها، در وی ظواهر شده یا این که کسی میباشد که جوانی را پشت راز گذارده و جسمش فرسوده گردیده و قوایش رو به ضعف گذاشته و به تعبیری سن وی به پنجاه سال رسیده باشد. [۱][۲]
۱.۱ - سن شيخ
در اينکه تیتر شيخ، در چه مرحلهاى از سن بر بشر اطلاق مىخواهد شد، اختلاف میباشد. برخى گفتهاند: آن که سنش از چهل قبل باشد. [۳] [۴] برخى ديگر گفتهاند: مرجع، لغت و عرف میباشد. ليکن کلمه ها لغویان در معناى شيخ گوناگون میباشد؛ کسى که سنش از ۴۶ سال تجاوز کرده باشد، از پنجاه سالگى تا پايان قدمت، از ۵۱ سالگى تا پایان قدمت، از پنجاه تا هشتاد سالگى. [۵] [۶] ولی نزد عرف عرب به پیرمرد «شيخ» و به پير زن «شيخه» اطلاق مىگردد.
۱.۲ - گردآوری واژه
عده آن به سیرتکاملهای متفاوت ضبط گردیده که دارای اسم و رسمترین آنان شیوخ و مشیخه، و گردآوریالجمع پر استفاده آن مشایخ میباشد. [۷] [۸][۹]
۲ - معنای اصطلاحی
[دستکاری]
در اصطلاح، به مدرس ، دانشمند ، فرد خبره در شماره تلفن مسجد قبا مشهد هر رشته و ماهر و بهطور کلی به بزرگان و عده ای که از لحاظ فضیلت و جایگاه و امثال این کارها در حیث عموم گران قدر جلوه میکردند، روحانی میگفتند.
۲.۱ - دیگر اصطلاحات
در نظام فامیلای مرزوبومهای عربی، بهخصوص در بین بادیهنشینان، شخصی را که در رأس خاندان – که خویش واحد سیاسی جدا به شمار میرفت – قرار داشت و کارها بستگان را اداره می کرد، مدیریت ، آدرس مسجد قبا مشهد رب ، امیر و سید نیز میخواندند. [۱۰][۱۱]
این عنا وین با یکدیگر تفاوت معنایی داشتهاند: رب برای مالکیت و حاکمیت به عمل میرفته مانند ربّالشام (صاحب و مالک مملکت شام)، امیر معمولاً برای فرمانده سپاه استعمال میگردیده، و مدیریت اکثر وقت ها به معنای رهبر (قائد) بوده میباشد، البته مراد از روضه خوان شخصی سابقسال با صفاتی خاص بوده میباشد، خواه سر گروهی داشته خواه نداشته.
بنابر همین لحاظ، بدویان بیشتراز تمامی تیتر سید را برای بزرگان بستگان مسجد قبا مشهد به فعالیت میبردند. [۱۲]
۲.۲ - اصطلاح کنونی
دو اصطلاح مدیر و سیدالقبیله بیشتراز اصطلاحات دیگر برای اطلاق بر گرانقدر خاندان در ادوار قدیم به عمل میرفته میباشد، البته امروزه، بیشتر، از واژۀ روحانی بهاین خواسته به کارگیری می گردد. [۱۳]
۲.۳ - در بالا اسلام
دربین عرب قبل از اسلام ودر قرن ها اولیۀ اسلامی نیز واژۀ مدیریت شایع بوده و روضه خوان درین ادوار، مثلا در قرآن مهربان ، [۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] به معنای پیرمرد و و شخص کهنسال بوده میباشد.
۲.۴ - در عصر معاصر
در روزگار معاصر، روضه خوان تحت عنوان یکی اصطلاحات خطاب، با دلالت بر شأن گران قدر و احترام برای رؤسای خاندانها و عشایر و رهبران سیاسی و نیز اعیان آیین و مدرّسان و علما، حتی سوای پیش بینی سن، بسامد بالایی یافته میباشد.
۳ - کاربرد در فقه
[بازنویسی]
در بعض ابواب شرعی تیتر روضه خوان مورد حکم واقع گردیدهاست.
۳.۱ - وقف
به تصريح برخى، در حالتیکه کسى مالى را براى شيوخ وقف نماید، براى مشخص و معلوم شدن معناى آن به عرف برگشت مى شود. [۱۸] [۱۹]
۳.۲ - وصيّت
کسى که براى شيوخ به مالى وصیت کرده، در اينکه آن متاع به اشخاص بالاى چهل سال داده مى گردد يا به عرف و لغت رجوع و برگشت مى شود، اختلاف میباشد. [۲۰] [۲۱] برخى گفته اند: در شکل معلوم نشدن معناى لغوى و عرفى شيخ و مشخص نبودن خواسته وصيّت کننده از لفظ، وصيت فسخ میباشد. [۲۲]
۳.۳ - حدود
حدّ زناى مرد و زن آزاد محصن تازیانه و بعد سنگسار میباشد؛ ليکن برخى، عده بين آن دو را به شيخ و شيخه تخصیص داده و در جوان فقط قائل به سنگسار گردیده اند.
آيا منظور از شيخ و شيخه مضمون عرفى آن؛ يعنى پیر مرد و پیر زن میباشد يا معنا لغوى آن؟ ظواهر لغات فقها معناى در آغاز میباشد؛ زيرا کسى متعرض معناى اين دو کلمه و واژه نشده میباشد و در رسالههاى فارسى آن دو را به پیر مرد و پیرزن ترجمه کرده اند؛ [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] ليکن شهيد ثانى، شيخ و شيخه را به مرد و زنى که سنشان از چهل قبلی تعريف نموده است. [۲۸] [۲۹]
۴ - دیگر کاربردها
[دستکاری]
استفادۀ قانونی از تیتر روحانی در تشکیلات و نظام دیوانی اسلامی، از قرن ها وسط (به ویژه در مصر ) اشاعه یافت.
از این زمانه، روضه خوان با کاربردی وسیع، بر برخی حکام، وزیران، نظامیان، کاتبان، محتسبان، فقها، محدّثان، عرفا و رؤسای صنفها و نیز بر برخی کارگزاران و تجار غیرمسلمان اطلاق شوید. [۳۰]
۴.۱ - عنوان ها درباری
روحانیالملوک یا این که روضه خوانالملوک و السلاطین برای حکمرانان سالخورده به شغل میرفت، [۳۱] چنان که برخی سلاطین و حکام سرزمینهای عربی و افریقایی، بعضی امرای خانات اهل ایران و نیز بعضا امرای قبچاق را روضه خوان میخواندند تیتر روضه خوانالملوک در کشور ایران برای بعضا شاهزادههای قاجار ، کاربرد داشته میباشد. [۳۷][۳۸]
تیتر روضه خوان برای برخی فرماندهان نظامی فاطمیان از دورۀ دعوت فی مابین قبایل کتامه در قرن سوم به عمل میرفت.
نایب فرمان روا موحدون مغرب را، که در مراسم در کنار پادشاه میجلسه، روضه خوانالموحدین میخواندند و ظاهراً در مکاتبات اورا الشیخالمعظم خطاب میکردند.[۴۴]
در مصر از این تیتر گاه برای وزیران، محتسبان و نیز صیرفیان ذمی و تجار خارجی نیز مصرف شده میباشد.
در کشور ایران ناصری کسی را که مسئول یاددادن نماز و احکام و قرآن به زنان بقاع فرمانروا بود روضه خوانالحرم میخواندند.
۴.۲ - روحانی البلد
اصطلاح روحانیالبلد (به معنای مدیر شهر) در مصر زیر احاطه عثمانی ، از قرن دوازدهم به قدرتمندترین بی/ بیک قاهره اطلاق میشد.
با این اکنون، حکومت عثمانی این تیتر را تأیید نمی کرد، چون عملاً احاطه پاشاهای عثمانی را در قاهره پایین شعاع قرار میاعطا کرد و توان غیر قانونی بیها را پایدار میداشت.
۴.۳ - عنوان ها صوفیه
استفادۀ قانونی از این تیتر برای بزرگان صوفیه بیشخیس در بعد از ظهر ایوبیان و ممالیک رایج شد.
دراین عصرها زاهدان تعالی صوفی را در مکاتبات دولتی با عناوینی زیرا الشیخالصالح الورع الزاهد، روضه خوان شیوخ العارفین، روضه خوانالصوفیه، مجلسالشیخ و به اختصار روحانی خطاب میکردند.
درین زمانه به ویژه خانقاهها را روضه خوانالشیوخ میخواندند و بیان کننده این تیتر در صدر بهطور قانونی برای اسماعیلبن ابیسعد، روضه خوان خانقاه صلاحیه در مصر، در نیمۀ قرن ششم به کاررفتهمیباشد [۵۷][۵۸][۵۹][۶۰][۶۱] دراین زمان برای یک کدام از اعقاب روضه خوانعبدالقادر گیلانی ، کنیه روحانیالجبال بکار می رفته میباشد. [۶۲]
۴.۴ - در عالمان آیین
ازعنوان روضه خوان، اما با رسمیت کمتر، برای رجال فقاهتی و عالمان نیز استعمال میشد.
برای مثالً روضه خوانالقراء برای امام محمدبن جزری، روحانیالمترجمین برای حنینبن اسحاق، روضه خوانالمشایخ برای جنیدبن محمدبن جنید بغدادی، روحانی اکبر برای محییالدین ابنعربی، روضه خوانالمؤمنین برای ابویزید مَخْلَدبن کیداد فرنگی، وشیخالرئیس برای ابناسینا به عمل میرفت [۶۳][۶۴][۶۵][۶۶] عناوینی زیرا روحانیالعلما، روحانیالشریعه، روضه خوانالرئیس، روضه خوانالعراقین و روحانیالاطبا در دورۀ قاجار استعمال میشدهاست.
روحانی در لغت به معنای کسی میباشد که سالهای متعددی از عمرش سپری گردیده و علائم پیری، مانند سفیدی موها، در وی ظواهر شده یا این که کسی میباشد که جوانی را پشت راز گذارده و جسمش فرسوده گردیده و قوایش رو به ضعف گذاشته و به تعبیری سن وی به پنجاه سال رسیده باشد. [۱][۲]
۱.۱ - سن شيخ
در اينکه تیتر شيخ، در چه مرحلهاى از سن بر بشر اطلاق مىخواهد شد، اختلاف میباشد. برخى گفتهاند: آن که سنش از چهل قبل باشد. [۳] [۴] برخى ديگر گفتهاند: مرجع، لغت و عرف میباشد. ليکن کلمه ها لغویان در معناى شيخ گوناگون میباشد؛ کسى که سنش از ۴۶ سال تجاوز کرده باشد، از پنجاه سالگى تا پايان قدمت، از ۵۱ سالگى تا پایان قدمت، از پنجاه تا هشتاد سالگى. [۵] [۶] ولی نزد عرف عرب به پیرمرد «شيخ» و به پير زن «شيخه» اطلاق مىگردد.
۱.۲ - گردآوری واژه
عده آن به سیرتکاملهای متفاوت ضبط گردیده که دارای اسم و رسمترین آنان شیوخ و مشیخه، و گردآوریالجمع پر استفاده آن مشایخ میباشد. [۷] [۸][۹]
۲ - معنای اصطلاحی
[دستکاری]
در اصطلاح، به مدرس ، دانشمند ، فرد خبره در شماره تلفن مسجد قبا مشهد هر رشته و ماهر و بهطور کلی به بزرگان و عده ای که از لحاظ فضیلت و جایگاه و امثال این کارها در حیث عموم گران قدر جلوه میکردند، روحانی میگفتند.
۲.۱ - دیگر اصطلاحات
در نظام فامیلای مرزوبومهای عربی، بهخصوص در بین بادیهنشینان، شخصی را که در رأس خاندان – که خویش واحد سیاسی جدا به شمار میرفت – قرار داشت و کارها بستگان را اداره می کرد، مدیریت ، آدرس مسجد قبا مشهد رب ، امیر و سید نیز میخواندند. [۱۰][۱۱]
این عنا وین با یکدیگر تفاوت معنایی داشتهاند: رب برای مالکیت و حاکمیت به عمل میرفته مانند ربّالشام (صاحب و مالک مملکت شام)، امیر معمولاً برای فرمانده سپاه استعمال میگردیده، و مدیریت اکثر وقت ها به معنای رهبر (قائد) بوده میباشد، البته مراد از روضه خوان شخصی سابقسال با صفاتی خاص بوده میباشد، خواه سر گروهی داشته خواه نداشته.
بنابر همین لحاظ، بدویان بیشتراز تمامی تیتر سید را برای بزرگان بستگان مسجد قبا مشهد به فعالیت میبردند. [۱۲]
۲.۲ - اصطلاح کنونی
دو اصطلاح مدیر و سیدالقبیله بیشتراز اصطلاحات دیگر برای اطلاق بر گرانقدر خاندان در ادوار قدیم به عمل میرفته میباشد، البته امروزه، بیشتر، از واژۀ روحانی بهاین خواسته به کارگیری می گردد. [۱۳]
۲.۳ - در بالا اسلام
دربین عرب قبل از اسلام ودر قرن ها اولیۀ اسلامی نیز واژۀ مدیریت شایع بوده و روضه خوان درین ادوار، مثلا در قرآن مهربان ، [۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] به معنای پیرمرد و و شخص کهنسال بوده میباشد.
۲.۴ - در عصر معاصر
در روزگار معاصر، روضه خوان تحت عنوان یکی اصطلاحات خطاب، با دلالت بر شأن گران قدر و احترام برای رؤسای خاندانها و عشایر و رهبران سیاسی و نیز اعیان آیین و مدرّسان و علما، حتی سوای پیش بینی سن، بسامد بالایی یافته میباشد.
۳ - کاربرد در فقه
[بازنویسی]
در بعض ابواب شرعی تیتر روضه خوان مورد حکم واقع گردیدهاست.
۳.۱ - وقف
به تصريح برخى، در حالتیکه کسى مالى را براى شيوخ وقف نماید، براى مشخص و معلوم شدن معناى آن به عرف برگشت مى شود. [۱۸] [۱۹]
۳.۲ - وصيّت
کسى که براى شيوخ به مالى وصیت کرده، در اينکه آن متاع به اشخاص بالاى چهل سال داده مى گردد يا به عرف و لغت رجوع و برگشت مى شود، اختلاف میباشد. [۲۰] [۲۱] برخى گفته اند: در شکل معلوم نشدن معناى لغوى و عرفى شيخ و مشخص نبودن خواسته وصيّت کننده از لفظ، وصيت فسخ میباشد. [۲۲]
۳.۳ - حدود
حدّ زناى مرد و زن آزاد محصن تازیانه و بعد سنگسار میباشد؛ ليکن برخى، عده بين آن دو را به شيخ و شيخه تخصیص داده و در جوان فقط قائل به سنگسار گردیده اند.
آيا منظور از شيخ و شيخه مضمون عرفى آن؛ يعنى پیر مرد و پیر زن میباشد يا معنا لغوى آن؟ ظواهر لغات فقها معناى در آغاز میباشد؛ زيرا کسى متعرض معناى اين دو کلمه و واژه نشده میباشد و در رسالههاى فارسى آن دو را به پیر مرد و پیرزن ترجمه کرده اند؛ [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] ليکن شهيد ثانى، شيخ و شيخه را به مرد و زنى که سنشان از چهل قبلی تعريف نموده است. [۲۸] [۲۹]
۴ - دیگر کاربردها
[دستکاری]
استفادۀ قانونی از تیتر روحانی در تشکیلات و نظام دیوانی اسلامی، از قرن ها وسط (به ویژه در مصر ) اشاعه یافت.
از این زمانه، روضه خوان با کاربردی وسیع، بر برخی حکام، وزیران، نظامیان، کاتبان، محتسبان، فقها، محدّثان، عرفا و رؤسای صنفها و نیز بر برخی کارگزاران و تجار غیرمسلمان اطلاق شوید. [۳۰]
۴.۱ - عنوان ها درباری
روحانیالملوک یا این که روضه خوانالملوک و السلاطین برای حکمرانان سالخورده به شغل میرفت، [۳۱] چنان که برخی سلاطین و حکام سرزمینهای عربی و افریقایی، بعضی امرای خانات اهل ایران و نیز بعضا امرای قبچاق را روضه خوان میخواندند تیتر روضه خوانالملوک در کشور ایران برای بعضا شاهزادههای قاجار ، کاربرد داشته میباشد. [۳۷][۳۸]
تیتر روضه خوان برای برخی فرماندهان نظامی فاطمیان از دورۀ دعوت فی مابین قبایل کتامه در قرن سوم به عمل میرفت.
نایب فرمان روا موحدون مغرب را، که در مراسم در کنار پادشاه میجلسه، روضه خوانالموحدین میخواندند و ظاهراً در مکاتبات اورا الشیخالمعظم خطاب میکردند.[۴۴]
در مصر از این تیتر گاه برای وزیران، محتسبان و نیز صیرفیان ذمی و تجار خارجی نیز مصرف شده میباشد.
در کشور ایران ناصری کسی را که مسئول یاددادن نماز و احکام و قرآن به زنان بقاع فرمانروا بود روضه خوانالحرم میخواندند.
۴.۲ - روحانی البلد
اصطلاح روحانیالبلد (به معنای مدیر شهر) در مصر زیر احاطه عثمانی ، از قرن دوازدهم به قدرتمندترین بی/ بیک قاهره اطلاق میشد.
با این اکنون، حکومت عثمانی این تیتر را تأیید نمی کرد، چون عملاً احاطه پاشاهای عثمانی را در قاهره پایین شعاع قرار میاعطا کرد و توان غیر قانونی بیها را پایدار میداشت.
۴.۳ - عنوان ها صوفیه
استفادۀ قانونی از این تیتر برای بزرگان صوفیه بیشخیس در بعد از ظهر ایوبیان و ممالیک رایج شد.
دراین عصرها زاهدان تعالی صوفی را در مکاتبات دولتی با عناوینی زیرا الشیخالصالح الورع الزاهد، روضه خوان شیوخ العارفین، روضه خوانالصوفیه، مجلسالشیخ و به اختصار روحانی خطاب میکردند.
درین زمانه به ویژه خانقاهها را روضه خوانالشیوخ میخواندند و بیان کننده این تیتر در صدر بهطور قانونی برای اسماعیلبن ابیسعد، روضه خوان خانقاه صلاحیه در مصر، در نیمۀ قرن ششم به کاررفتهمیباشد [۵۷][۵۸][۵۹][۶۰][۶۱] دراین زمان برای یک کدام از اعقاب روضه خوانعبدالقادر گیلانی ، کنیه روحانیالجبال بکار می رفته میباشد. [۶۲]
۴.۴ - در عالمان آیین
ازعنوان روضه خوان، اما با رسمیت کمتر، برای رجال فقاهتی و عالمان نیز استعمال میشد.
برای مثالً روضه خوانالقراء برای امام محمدبن جزری، روحانیالمترجمین برای حنینبن اسحاق، روضه خوانالمشایخ برای جنیدبن محمدبن جنید بغدادی، روحانی اکبر برای محییالدین ابنعربی، روضه خوانالمؤمنین برای ابویزید مَخْلَدبن کیداد فرنگی، وشیخالرئیس برای ابناسینا به عمل میرفت [۶۳][۶۴][۶۵][۶۶] عناوینی زیرا روحانیالعلما، روحانیالشریعه، روضه خوانالرئیس، روضه خوانالعراقین و روحانیالاطبا در دورۀ قاجار استعمال میشدهاست.

سوالات مهم قبل از رزرو مسجد قبا مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب و هماهنگی مراسم