احوال آشفته تبریز
درپی قیام مشروطه خواستار تبریز بر ضد استبداد محمدعلی فرمان روا، مشیرالسلطنه مدیریت الوزرا با ارسال تلگرامی تهدیدآمیز به ثقة الاسلام، از وی خواست تا اختلاف را رفع نماید. ثقة الاسلام در جواب بهاین تلگرام، بر موضعها دائمیاش (امان از حقوق و دستمزد دولت و ملت و همت برای اتحاد این دو) مسجد قبا مشهد تأکید کرد.
[۲۰] محمدعلی سلطان سپاهی را به سرکردگی عین الدوله روانه تبریز کرد، البته به منجر مقاومت اهل یک محل شهر، عین الدوله به باسمنج عقب نشینی کرد و راه و روش ورود آذوقه را به شهر بست. بعداز چهار ماه، محاصره و قحطی و گرسنگی عموم تبریز و هراس از مداخله روسها موجب شد که ثقة الاسلام در ۲۷ صفر ۱۳۲۷ برای محمدعلی فرمانروا تلگرام آدرس مسجد قبا مشهد بفرستد.
[۲۱] به توصیه وی و توافق محمدعلی پادشاه، مقرر شوید که طرفین نبرد به باسمنج بروند و در آنجا گفتگو نمایند. در حالتی که خط مش هرگونه همیاری در میان دولت و انقلابیهای تبریز بسته گردیده بود و از رجال و بزرگان تبریز شخصی که معتمد طرفین باشد وجود نداشت، ثقة الاسلام به یار و همدم حاجی سیدالمحققین و میرزا حاج آقا میلانی به باسمنج رفت.[۲۲] او خلال پند کردن سلطان برای برقراری دوباره مشروطه و هشدار دادن درباره احتمال دخالت و نفوذ اجانب، عملکرد میکرد اذن ورود غله و آذوقه را به شهر بگیرد.[۲۳] محمدعلی فرمان روا، به مکان شعور نیت ثقة الاسلام و خیرخواهی او برای دولت و عموم، در خیال و خاطر تبعید وی از تبریز رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۲۴]
ورود نیروهای روسیه به تبریز
سرنوشت، در نظر گرفتن های ثقة الاسلام به وقوع پیوست؛ روسیه و انگلیس برای دخالت در کارها داخلی کشور ایران عذر یافتند و نیروهای روسی در ۴ ربیعالثانی ۱۳۲۷ روانه تبریز شدند.[۲۵]
تحریم جشن و پای کوبیهای عید باستانی
بعد از ورود روس ها به شهر، ثقة الاسلام به مناسبت نوروز ۱۲۹۰/ ربیع الاول ۱۳۲۹ در خبرنامه محلی تبریز نوشته ی علمیای نوشت و از عموم خواست به باعث وجود قشون بیگانه، از اجرای مراسم سنّتی عید باستانی جلوگیری نمایند. در سود، اکثر همسایه تبریز آن سال عید نگرفتند. بعضی درج این نوشتهیعلمی را یکیاز عامل ها مؤثر در اعدام وی به دست روس ها شماره تلفن مسجد قبا مشهد دانستهاند.[۲۶]
توصیه تشکیل هیئت مصلحه
قبل از خلع محمدعلی فرمان روا از سلطنت، ثقة الاسلام در طومارای به علمای نجف، خلال توضیح وضع داخلی کشور (مداخله قشون روس، فقدان قشون ملی و ضعف کارشناسان نظامی)، صرفا رویکرد راه حل را مصالحه با دولت و متکی بودن نکردن به سیاست دو دولت هم محلی اظهارکرد و خواهان صادر کردن «هیئت مصلحه» به طهران برای حل اشتباهات شد.[۲۷] لیکن این شغل شکل نگرفت و محمدعلی فرمان روا در ۲۷ جمادیالثانی ۱۳۲۷ از سلطنت خلع شوید. حضور ستارخان و باقرخان در تبریز ـ که از یک سو سبب ساز عذرجویی روسها و از سوی دیگر موجب نارضایتی مخبرالسلطنه، والی آذربایجان، بود ـ ثقة الاسلام را بر آن داشت تا برای مدد از آن دو، از علمای نجف بخواهد با ارسال طومارای صمیمانه به ستارخان و باقرخان، از آنها دلجویی نمایند و خویش با پافشاری آنها را راضی کرد تا به طهران هجرت نمایند.[۲۸]
معارضان ثقة الاسلام تبریزی
دراین زمانه ثقة الاسلام ذیل فشاری یکسری جانبه بود: معارضان مشروطه که اورا مشوق و همگی کاره مشروطه میدانستند و دموکراتهای تندرو، که ثقة الاسلام از آنها عیب گیری می کرد، و آن ها با وی مخالفت و از وی بدگویی میکردند[۲۹] و متدینان، که عقاید شیخی اورا طعن و بر ضد وی شبنامه منتشر میکردند.[۳۰] برخی عوام نیز از خلق و خوی متجددانه وی عیب گیری میکردند.[۳۱] به رغم مجموع این مخالفتها، ثقة الاسلام همت میکرد بازدارنده مشغول شدن عموم با یکدیگر خواهد شد.[۳۲]
پیرو چالش دربین دولت و مجلس بر راز پذیرفتن یا این که نپذیرفتن اتمام حجت روسها برای اخراج مورگان شوستر (مستشار مالی امریکا) اهل یک محل تبریز به خروش در آمدند. روسها که همواره مترصد فرصتی بودند، بدرفتاری را استارت کردند. مجاهدان تبریزی نیز در عکس العمل بهاین اخلاق و رفتار، استعداد نظامی خویش را به صورت آنها میکشیدند. درین دربین ثقة الاسلام که نگران سرانجام فعالیت بود، با مجاهدان مخالفت کرد؛ از این رو دموکراتها اورا به هواداری از روسها جنایتکار کردند و نقشه قتل او را کشیدند، ولی این نقشه عملی نشد.[۳۳] همتهای ثقة الاسلام برای آهسته کردن احوال سودای نداشت و در ۲۹ ذیالحجه ۱۳۲۹ق، روسها نبرد را در تبریز شروع کردند.
مبارزه مجاهدان تبریز با روسها
ثقة الاسلام با مشاهده تجاوز روسها خواهان رویا رویی مجاهدان شد و حتی کتباً به امیرحشمت نیساری، مدیر شهربانی تبریز، اذن حفاظت اعطا کرد. این فرمان موجب شد که تبریز یکباره بسیج خواهد شد و با روسها طاقت فرسا مشغول خواهد شد.[۳۴] طرفین، طی یکسری روز، مبارزههای خونین و مشقت کردند. از ۳ محرم ۱۳۳۰، با ضعیف شدن قوای روس، کنسولهای بقیه کشورها و خویش روسها صحبت از صلح به در میان آوردند. از سوی دیگر، وصال پیغامهای پیاپی دولت بر پایه ی سوراخ نزاع، مسدود شدن مجلس در ۲ محرم به عبارتی سال به دست یپرم خان و تایید اتمام حجت روسیه، منجر شد ثقة الاسلام مجاهدان را برای تایید سفارش صلح روسها راضی نماید و بهدنبال آن مقرر شوید مجاهدان تفنگهای خویش را کنار بگذارند و شهر را شکاف نمایند.[۳۵] درین مجال صمدخان شجاع الدوله (سردار محمدعلی فرمان روا و والی مراغه) که روسها از وی امان میکردند، در باسمنج بومی شد. وی با هماهنگی معارضان و علمای ضد مشروطه و پناه روسها قصد ورود به تبریز را داشت.[۳۶] با ورود سه لشکر روسی از ایروان و تفلیس به تبریز و ادامه هجوم روسها، ثقة الاسلام به بدون چاره نمایندگانی نزد صمدخان ارسال کرد و پیغام بخشید چنانچه که قصد ورود به شهر را دارااست با امر و به اسم دولت کشورایران بیاید. همینطور با ارسال تلگرامی به طهران، وضع و اوضاع شهر را اگاهی اعطا کرد و خواهان یاری دولت شد. برای مجاهدان نیز پیغام ارسال کرد که هر چه زودتر شهر را سوراخ نمایند و در جواب به اشخاصی که از وی پرسیدند: «چه خواهی کرد؟»، اعلامکرد : «اینجانب فعالیت خویش را به خداوند میسپارم.»[۳۷]
اعدام ثقة الاسلام در روز عاشورا
ثقه الاسلام تبریزی بر بالای دار
او، خلاف همگان و به رغم هشدار بعضا افراد، مثلا نماینده دولت عثمانی که پیغام داده بود روسها قصد کشتن اورا داراهستند، حاضر به نهفته شدن و پناهنده شدن نشد.[۳۸] در ۹ محرم ۱۳۳۰ به عذر ضرورت حضور یافتن در نشستای، اورا به دفتر نمایندگی روسیه بردند و محبوس کردند.[۳۹] در آنجا ثقة الاسلام از قبول خواست میلر، کنسول روس، در تأیید نوشتهای بر پایه ی آنکه مجاهدان آغازگر نزاع بودند و روسها صرفا برای مدد از خویش ناگزیر از پیکار شدند، رمز گشوده زد و تأکید کرد که نزاع را خویش روسها شروع کردهاند.[۴۰] آخر و عاقبت روسها در عاشورای ۱۳۳۰ق موازی با ۱۰ دی ۱۲۹۰ش، ثقة الاسلام و هفت بدن دیگر را بهدار آویختند.[۴۱]
خبر به دارآویختن ثقة الاسلام را از عموم نهفته کردند و بدینسان جلو کودتا آن ها راگرفتند.[۴۲] خبرنامه حبل المتین مقصود روسها را از کشتار تبریز و دار زدن ثقة الاسلام، سعی برای ساخت و ساز بلوا و هیجان دربین همسایه و عذر و بهانهجویی دانست و نوشت مدیر روضه خوان یک شهر را در روز عاشورا علنی به دار زدهاند.[۴۳] در ۱۲۹۶ ش، بعد از موفقیت انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷م، انقلابیهای روسی به آرم دلجویی از عموم تبریز روزی را برگزیدند و در آن روز دستههای روس و اهل ایران، به نشان جبران قبل، بر راز خاک ثقة الاسلام گُل نهادند.[۴۴] مدفن ثقة الاسلام، مقبرة الشعراء تبریز میباشد.
احوال آشفته تبریز
درپی قیام مشروطه خواستار تبریز بر ضد استبداد محمدعلی فرمان روا، مشیرالسلطنه مدیریت الوزرا با ارسال تلگرامی تهدیدآمیز به ثقة الاسلام، از وی خواست تا اختلاف را رفع نماید. ثقة الاسلام در جواب بهاین تلگرام، بر موضعها دائمیاش (امان از حقوق و دستمزد دولت و ملت و همت برای اتحاد این دو) مسجد قبا مشهد تأکید کرد.
[۲۰] محمدعلی سلطان سپاهی را به سرکردگی عین الدوله روانه تبریز کرد، البته به منجر مقاومت اهل یک محل شهر، عین الدوله به باسمنج عقب نشینی کرد و راه و روش ورود آذوقه را به شهر بست. بعداز چهار ماه، محاصره و قحطی و گرسنگی عموم تبریز و هراس از مداخله روسها موجب شد که ثقة الاسلام در ۲۷ صفر ۱۳۲۷ برای محمدعلی فرمانروا تلگرام آدرس مسجد قبا مشهد بفرستد.
[۲۱] به توصیه وی و توافق محمدعلی پادشاه، مقرر شوید که طرفین نبرد به باسمنج بروند و در آنجا گفتگو نمایند. در حالتی که خط مش هرگونه همیاری در میان دولت و انقلابیهای تبریز بسته گردیده بود و از رجال و بزرگان تبریز شخصی که معتمد طرفین باشد وجود نداشت، ثقة الاسلام به یار و همدم حاجی سیدالمحققین و میرزا حاج آقا میلانی به باسمنج رفت.[۲۲] او خلال پند کردن سلطان برای برقراری دوباره مشروطه و هشدار دادن درباره احتمال دخالت و نفوذ اجانب، عملکرد میکرد اذن ورود غله و آذوقه را به شهر بگیرد.[۲۳] محمدعلی فرمان روا، به مکان شعور نیت ثقة الاسلام و خیرخواهی او برای دولت و عموم، در خیال و خاطر تبعید وی از تبریز رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۲۴]
ورود نیروهای روسیه به تبریز
سرنوشت، در نظر گرفتن های ثقة الاسلام به وقوع پیوست؛ روسیه و انگلیس برای دخالت در کارها داخلی کشور ایران عذر یافتند و نیروهای روسی در ۴ ربیعالثانی ۱۳۲۷ روانه تبریز شدند.[۲۵]
تحریم جشن و پای کوبیهای عید باستانی
بعد از ورود روس ها به شهر، ثقة الاسلام به مناسبت نوروز ۱۲۹۰/ ربیع الاول ۱۳۲۹ در خبرنامه محلی تبریز نوشته ی علمیای نوشت و از عموم خواست به باعث وجود قشون بیگانه، از اجرای مراسم سنّتی عید باستانی جلوگیری نمایند. در سود، اکثر همسایه تبریز آن سال عید نگرفتند. بعضی درج این نوشتهیعلمی را یکیاز عامل ها مؤثر در اعدام وی به دست روس ها شماره تلفن مسجد قبا مشهد دانستهاند.[۲۶]
توصیه تشکیل هیئت مصلحه
قبل از خلع محمدعلی فرمان روا از سلطنت، ثقة الاسلام در طومارای به علمای نجف، خلال توضیح وضع داخلی کشور (مداخله قشون روس، فقدان قشون ملی و ضعف کارشناسان نظامی)، صرفا رویکرد راه حل را مصالحه با دولت و متکی بودن نکردن به سیاست دو دولت هم محلی اظهارکرد و خواهان صادر کردن «هیئت مصلحه» به طهران برای حل اشتباهات شد.[۲۷] لیکن این شغل شکل نگرفت و محمدعلی فرمان روا در ۲۷ جمادیالثانی ۱۳۲۷ از سلطنت خلع شوید. حضور ستارخان و باقرخان در تبریز ـ که از یک سو سبب ساز عذرجویی روسها و از سوی دیگر موجب نارضایتی مخبرالسلطنه، والی آذربایجان، بود ـ ثقة الاسلام را بر آن داشت تا برای مدد از آن دو، از علمای نجف بخواهد با ارسال طومارای صمیمانه به ستارخان و باقرخان، از آنها دلجویی نمایند و خویش با پافشاری آنها را راضی کرد تا به طهران هجرت نمایند.[۲۸]
معارضان ثقة الاسلام تبریزی
دراین زمانه ثقة الاسلام ذیل فشاری یکسری جانبه بود: معارضان مشروطه که اورا مشوق و همگی کاره مشروطه میدانستند و دموکراتهای تندرو، که ثقة الاسلام از آنها عیب گیری می کرد، و آن ها با وی مخالفت و از وی بدگویی میکردند[۲۹] و متدینان، که عقاید شیخی اورا طعن و بر ضد وی شبنامه منتشر میکردند.[۳۰] برخی عوام نیز از خلق و خوی متجددانه وی عیب گیری میکردند.[۳۱] به رغم مجموع این مخالفتها، ثقة الاسلام همت میکرد بازدارنده مشغول شدن عموم با یکدیگر خواهد شد.[۳۲]
پیرو چالش دربین دولت و مجلس بر راز پذیرفتن یا این که نپذیرفتن اتمام حجت روسها برای اخراج مورگان شوستر (مستشار مالی امریکا) اهل یک محل تبریز به خروش در آمدند. روسها که همواره مترصد فرصتی بودند، بدرفتاری را استارت کردند. مجاهدان تبریزی نیز در عکس العمل بهاین اخلاق و رفتار، استعداد نظامی خویش را به صورت آنها میکشیدند. درین دربین ثقة الاسلام که نگران سرانجام فعالیت بود، با مجاهدان مخالفت کرد؛ از این رو دموکراتها اورا به هواداری از روسها جنایتکار کردند و نقشه قتل او را کشیدند، ولی این نقشه عملی نشد.[۳۳] همتهای ثقة الاسلام برای آهسته کردن احوال سودای نداشت و در ۲۹ ذیالحجه ۱۳۲۹ق، روسها نبرد را در تبریز شروع کردند.
مبارزه مجاهدان تبریز با روسها
ثقة الاسلام با مشاهده تجاوز روسها خواهان رویا رویی مجاهدان شد و حتی کتباً به امیرحشمت نیساری، مدیر شهربانی تبریز، اذن حفاظت اعطا کرد. این فرمان موجب شد که تبریز یکباره بسیج خواهد شد و با روسها طاقت فرسا مشغول خواهد شد.[۳۴] طرفین، طی یکسری روز، مبارزههای خونین و مشقت کردند. از ۳ محرم ۱۳۳۰، با ضعیف شدن قوای روس، کنسولهای بقیه کشورها و خویش روسها صحبت از صلح به در میان آوردند. از سوی دیگر، وصال پیغامهای پیاپی دولت بر پایه ی سوراخ نزاع، مسدود شدن مجلس در ۲ محرم به عبارتی سال به دست یپرم خان و تایید اتمام حجت روسیه، منجر شد ثقة الاسلام مجاهدان را برای تایید سفارش صلح روسها راضی نماید و بهدنبال آن مقرر شوید مجاهدان تفنگهای خویش را کنار بگذارند و شهر را شکاف نمایند.[۳۵] درین مجال صمدخان شجاع الدوله (سردار محمدعلی فرمان روا و والی مراغه) که روسها از وی امان میکردند، در باسمنج بومی شد. وی با هماهنگی معارضان و علمای ضد مشروطه و پناه روسها قصد ورود به تبریز را داشت.[۳۶] با ورود سه لشکر روسی از ایروان و تفلیس به تبریز و ادامه هجوم روسها، ثقة الاسلام به بدون چاره نمایندگانی نزد صمدخان ارسال کرد و پیغام بخشید چنانچه که قصد ورود به شهر را دارااست با امر و به اسم دولت کشورایران بیاید. همینطور با ارسال تلگرامی به طهران، وضع و اوضاع شهر را اگاهی اعطا کرد و خواهان یاری دولت شد. برای مجاهدان نیز پیغام ارسال کرد که هر چه زودتر شهر را سوراخ نمایند و در جواب به اشخاصی که از وی پرسیدند: «چه خواهی کرد؟»، اعلامکرد : «اینجانب فعالیت خویش را به خداوند میسپارم.»[۳۷]
اعدام ثقة الاسلام در روز عاشورا
ثقه الاسلام تبریزی بر بالای دار
او، خلاف همگان و به رغم هشدار بعضا افراد، مثلا نماینده دولت عثمانی که پیغام داده بود روسها قصد کشتن اورا داراهستند، حاضر به نهفته شدن و پناهنده شدن نشد.[۳۸] در ۹ محرم ۱۳۳۰ به عذر ضرورت حضور یافتن در نشستای، اورا به دفتر نمایندگی روسیه بردند و محبوس کردند.[۳۹] در آنجا ثقة الاسلام از قبول خواست میلر، کنسول روس، در تأیید نوشتهای بر پایه ی آنکه مجاهدان آغازگر نزاع بودند و روسها صرفا برای مدد از خویش ناگزیر از پیکار شدند، رمز گشوده زد و تأکید کرد که نزاع را خویش روسها شروع کردهاند.[۴۰] آخر و عاقبت روسها در عاشورای ۱۳۳۰ق موازی با ۱۰ دی ۱۲۹۰ش، ثقة الاسلام و هفت بدن دیگر را بهدار آویختند.[۴۱]
خبر به دارآویختن ثقة الاسلام را از عموم نهفته کردند و بدینسان جلو کودتا آن ها راگرفتند.[۴۲] خبرنامه حبل المتین مقصود روسها را از کشتار تبریز و دار زدن ثقة الاسلام، سعی برای ساخت و ساز بلوا و هیجان دربین همسایه و عذر و بهانهجویی دانست و نوشت مدیر روضه خوان یک شهر را در روز عاشورا علنی به دار زدهاند.[۴۳] در ۱۲۹۶ ش، بعد از موفقیت انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷م، انقلابیهای روسی به آرم دلجویی از عموم تبریز روزی را برگزیدند و در آن روز دستههای روس و اهل ایران، به نشان جبران قبل، بر راز خاک ثقة الاسلام گُل نهادند.[۴۴] مدفن ثقة الاسلام، مقبرة الشعراء تبریز میباشد.

چرا مسجد برای مراسم ترحیم انتخاب میشود؟