کودتا و ادعای خلافت
بعد از مرگ معاویه، عبدالله بن زبیر از بیعت با یزید سرپیچید. بنابر برخی گزارشها، ابنزبیر وجود امام حسین(ع) را در حجاز، مزاحم خلافت خویش میدانست؛ چون عموم تا شخصیتی مانند امام حسین(ع)در حجاز بود، به ابنزبیر رو نمیآوردند و زیرا فهمید که امام حسین(ع) قصد کوفه داراست، اورا تشویق به رفتن مسجد قبا مشهد کرد.
[۱۹] ابن سعد مینویسد: «هر صبح زود و شامگاه پیش حسین (علیهالسّلام) میرفت و اورا به رفتن به عراق تشویق میکرد و میخاطرنشان کرد: عراقیان شیعهها پدرت و رهروان تو میباشند.»[۲۰] ابنزبیر با نبی(ص) و دو همسرش خدیجه و عایشه خویشاوندی قربت داشت، پدرش از صحابه مجاورت فرستاده(ص)بود و از بعضی امتیازات دیگر مانند عضویت پدرش در شورای خلافت قدمت بهره مند بود.[۲۱] افزون بر این، وی داعیه داشت که عثمان با وی درباره خلافت عهدوپیمان بسته میباشد. اینها کلیه سبب میگشت تا خویش را به خلافت بیش تر از بنی امیه مستحق آدرس مسجد قبا مشهد بداند.
معاویه بعداز شهید شدن امام علی(ع) توانست از ابنزبیر با ترساندن و تطمیع برای خود بیعت بگیرد[۲۲] البته به جانشین خویش یزید درباره احتمال تمرّد ابنزبیر از بیعت با وی بعد از مرگ خود هشدار بخشید.[۲۳]بعداز مرگ معاویه، یزید به سفارش بابا، ابنزبیر برای بیعت ذیل فشار گذاشت و جان اورا ارعاب کرد و ابنزبیر به مکه و منزل آفریدگار هواخواهی موفقیت.[۲۴] وی از خویش با کنیه «عائذ البیت» (پناهنده به منزل معبود) خاطر می کرد[۲۵] که بیان کننده اشاره به روایتی داراست که بنابر آن، فردی از دست ستمکاران به کعبه امان خواهد موفقیت و آخر و عاقبت، معاندان ستمگرش نابود رزرو مسجد قبا مشهد خواهند شد.[۲۶]
ابنزبیر در صدر خویش را مهیا بیعت با یزید علامت میبخشید البته بعد از ماجرای کربلا، به طور تلویحی یزید را برای خلافت نالایق خواند.[۲۷] آخر و عاقبت یزید به وی امر کرد تا بیعت نماید اما ابنزبیر نپذیرفت.[۲۸] عمرو بن سعید، حکم دهنده مکه و مدینه، به امر یزید سپاه کوچکی را برای زور ابنزبیر به بیعت به مکه ارسال کرد البته از سپاهی متشکل از هوا داران زبیر باخت خورد.[۲۹] فرمانده این سپاه که اخوی ناتنی یزید بود[۳۰] هم پا گروهی به اسارت ابنزبیر درآمد و بعد در زندان کشته شد.[۳۱]دراین فرصت، مکه عملا در مشت ابنزبیر بود.[مستلزم منبع]شهر مدینه نیز به سبب ساز حادثه کربلا و نیز ناشایستگی یزید برای خلافت، شرایط ملتهب و به ابنزبیر گرایش شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشت.[۳۲]
ابنزبیر به عموم مدینه طومار نوشت و از آنها درخواست تا با وی تحت عنوان خلیفه مسلمین بیعت نمایند و عموم مدینه با عبدالله بن مُطیع عَدوی به نیابت از وی بیعت کردند.[۳۳]درپی آن، عموم عثمان بن محمد، حکم دهنده یزید و گروهی از بنی امیه رااز شهر خارج کردند.[۳۴]
یزید لشکری به حجاز ارسال کرد لشکر یزید بعد از محاصره مدینه از عموم خواست تا از یزید تاسی نمایند[۳۵] و برای سرکوب ابنزبیر و هوادارانش ملازمت نمایند. بعد از جلوگیری عموم مدینه از تایید این تقاضا،[۳۶] در ۲۸ ذیحجه سال ۶۳ق. دو سپاه عموم مدینه و شام رو به روی یکدیگر قرار گرفتند.[۳۷]
محاصره نخستین مکه و ابنزبیر
سپاه شام بعداز ناکامی عموم مدینه، به امر یزید سه روز جان و محصول و ناموس عموم را بر خویش مباح کرد[۳۸]و به قتل عام عموم و صحابه فرستاده و بی آبرویی نوامیس پرداخت و براین اساس، فاجعه حَرّه رقم زده شد. سپاه شام بعد از آن برای سرکوب زبیر و هوادارنش راهی مکه شد.[۳۹]
ابنزبیر و یارانش از ۱۳ صفر سال ۶۴ قمری. تا ۴۰ روز بعداز مرگ یزید در ۱۴ ربیعالاول سال ۶۴ در محاصره سپاه شام بودند.[۴۰] ابنزبیر در مسجدالحرام بومی شد و شامیان بر بلندیها و کوههای مشرف بر مسجدالحرام منجنیق نصب کردند[۴۱] و با پرتاب سنگ و گلولههای قیراندود و آتشین، زبیر و افرادش را پایین حریق گرفتند. عاقبت، سنگهای منجنیق به کعبه خوردند و پردههای در میان رکن یمانی و حجرالاسود و چوبهای ساج بنای کعبه حریق گرفت.[۴۲]یعقوبی(م ۲۹۲ق) نقل نموده است که ابنزبیر، حریق را بی سروصدا نکرد تا عموم مکه را علیه سپاه شام مصمم نماید.[۴۳]تیمها و تیمهای گوناگونی در کنار ابنزبیر با علت مدد از مسجدالحرام علیه سپاه شام جنگیدند؛ برای مثال ۲۰۰ حبشی که فرمانروا حبشه برای حفاظت از کعبه اعزام کرده بود.[۴۴]
سپاه شام غالب به شکستن مقاومت ابنزبیر و عموم مکه نشد و زیرا یزید درگذشت، چهل روز بعد از آن خبرش به سپاه شام رسید و این سپاه سوای توفیق، از محاصره دست کشید و به شام برگشت.
کودتا و ادعای خلافت
بعد از مرگ معاویه، عبدالله بن زبیر از بیعت با یزید سرپیچید. بنابر برخی گزارشها، ابنزبیر وجود امام حسین(ع) را در حجاز، مزاحم خلافت خویش میدانست؛ چون عموم تا شخصیتی مانند امام حسین(ع)در حجاز بود، به ابنزبیر رو نمیآوردند و زیرا فهمید که امام حسین(ع) قصد کوفه داراست، اورا تشویق به رفتن مسجد قبا مشهد کرد.
[۱۹] ابن سعد مینویسد: «هر صبح زود و شامگاه پیش حسین (علیهالسّلام) میرفت و اورا به رفتن به عراق تشویق میکرد و میخاطرنشان کرد: عراقیان شیعهها پدرت و رهروان تو میباشند.»[۲۰] ابنزبیر با نبی(ص) و دو همسرش خدیجه و عایشه خویشاوندی قربت داشت، پدرش از صحابه مجاورت فرستاده(ص)بود و از بعضی امتیازات دیگر مانند عضویت پدرش در شورای خلافت قدمت بهره مند بود.[۲۱] افزون بر این، وی داعیه داشت که عثمان با وی درباره خلافت عهدوپیمان بسته میباشد. اینها کلیه سبب میگشت تا خویش را به خلافت بیش تر از بنی امیه مستحق آدرس مسجد قبا مشهد بداند.
معاویه بعداز شهید شدن امام علی(ع) توانست از ابنزبیر با ترساندن و تطمیع برای خود بیعت بگیرد[۲۲] البته به جانشین خویش یزید درباره احتمال تمرّد ابنزبیر از بیعت با وی بعد از مرگ خود هشدار بخشید.[۲۳]بعداز مرگ معاویه، یزید به سفارش بابا، ابنزبیر برای بیعت ذیل فشار گذاشت و جان اورا ارعاب کرد و ابنزبیر به مکه و منزل آفریدگار هواخواهی موفقیت.[۲۴] وی از خویش با کنیه «عائذ البیت» (پناهنده به منزل معبود) خاطر می کرد[۲۵] که بیان کننده اشاره به روایتی داراست که بنابر آن، فردی از دست ستمکاران به کعبه امان خواهد موفقیت و آخر و عاقبت، معاندان ستمگرش نابود رزرو مسجد قبا مشهد خواهند شد.[۲۶]
ابنزبیر در صدر خویش را مهیا بیعت با یزید علامت میبخشید البته بعد از ماجرای کربلا، به طور تلویحی یزید را برای خلافت نالایق خواند.[۲۷] آخر و عاقبت یزید به وی امر کرد تا بیعت نماید اما ابنزبیر نپذیرفت.[۲۸] عمرو بن سعید، حکم دهنده مکه و مدینه، به امر یزید سپاه کوچکی را برای زور ابنزبیر به بیعت به مکه ارسال کرد البته از سپاهی متشکل از هوا داران زبیر باخت خورد.[۲۹] فرمانده این سپاه که اخوی ناتنی یزید بود[۳۰] هم پا گروهی به اسارت ابنزبیر درآمد و بعد در زندان کشته شد.[۳۱]دراین فرصت، مکه عملا در مشت ابنزبیر بود.[مستلزم منبع]شهر مدینه نیز به سبب ساز حادثه کربلا و نیز ناشایستگی یزید برای خلافت، شرایط ملتهب و به ابنزبیر گرایش شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشت.[۳۲]
ابنزبیر به عموم مدینه طومار نوشت و از آنها درخواست تا با وی تحت عنوان خلیفه مسلمین بیعت نمایند و عموم مدینه با عبدالله بن مُطیع عَدوی به نیابت از وی بیعت کردند.[۳۳]درپی آن، عموم عثمان بن محمد، حکم دهنده یزید و گروهی از بنی امیه رااز شهر خارج کردند.[۳۴]
یزید لشکری به حجاز ارسال کرد لشکر یزید بعد از محاصره مدینه از عموم خواست تا از یزید تاسی نمایند[۳۵] و برای سرکوب ابنزبیر و هوادارانش ملازمت نمایند. بعد از جلوگیری عموم مدینه از تایید این تقاضا،[۳۶] در ۲۸ ذیحجه سال ۶۳ق. دو سپاه عموم مدینه و شام رو به روی یکدیگر قرار گرفتند.[۳۷]
محاصره نخستین مکه و ابنزبیر
سپاه شام بعداز ناکامی عموم مدینه، به امر یزید سه روز جان و محصول و ناموس عموم را بر خویش مباح کرد[۳۸]و به قتل عام عموم و صحابه فرستاده و بی آبرویی نوامیس پرداخت و براین اساس، فاجعه حَرّه رقم زده شد. سپاه شام بعد از آن برای سرکوب زبیر و هوادارنش راهی مکه شد.[۳۹]
ابنزبیر و یارانش از ۱۳ صفر سال ۶۴ قمری. تا ۴۰ روز بعداز مرگ یزید در ۱۴ ربیعالاول سال ۶۴ در محاصره سپاه شام بودند.[۴۰] ابنزبیر در مسجدالحرام بومی شد و شامیان بر بلندیها و کوههای مشرف بر مسجدالحرام منجنیق نصب کردند[۴۱] و با پرتاب سنگ و گلولههای قیراندود و آتشین، زبیر و افرادش را پایین حریق گرفتند. عاقبت، سنگهای منجنیق به کعبه خوردند و پردههای در میان رکن یمانی و حجرالاسود و چوبهای ساج بنای کعبه حریق گرفت.[۴۲]یعقوبی(م ۲۹۲ق) نقل نموده است که ابنزبیر، حریق را بی سروصدا نکرد تا عموم مکه را علیه سپاه شام مصمم نماید.[۴۳]تیمها و تیمهای گوناگونی در کنار ابنزبیر با علت مدد از مسجدالحرام علیه سپاه شام جنگیدند؛ برای مثال ۲۰۰ حبشی که فرمانروا حبشه برای حفاظت از کعبه اعزام کرده بود.[۴۴]
سپاه شام غالب به شکستن مقاومت ابنزبیر و عموم مکه نشد و زیرا یزید درگذشت، چهل روز بعد از آن خبرش به سپاه شام رسید و این سپاه سوای توفیق، از محاصره دست کشید و به شام برگشت.

سوالات مهم قبل از رزرو مسجد قبا مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب و هماهنگی مراسم