رده قرآن در ادبیات دنیا باستان
نقل قرآن از میشنا
به دست آوردن جان شخصی بیگناه به اندازهٔ قتل آحاد آدمها بد میباشد؛ شماره تلفن مسجد قبا مشهد نجات جان یک شخص به اندازهٔ نجات تک تک بشرها کاری نیک میباشد.
میشنا، سنهدرین، ۴:۵
... هرکس که کسی را… در زمین بکشد، مانند این میباشد که تمامیٔ بشرها آدرس مسجد قبا مشهد را کشته باشد و کسی که که کسی را نجات دهد، مانند این میباشد که کلیهٔ بشرها را نجات داده باشد.[۵۲]
سوره مائده، ۳۲
دراین روش، قرآن در موضوعای بزرگخیس که فضای ادبی زمان باستان متأخر میباشد، قرار داده می شود تا موقعیت صورتگیری آن فهم گردد.[۵۳] شبهجزیرهٔ عرب در آن زمان ارتباط ها و تماس قربت مسجد قبا مشهد با فرهنگهای همجوار داشت و مشخصهٔ این عصر، تأثیرات زرتشتی، مسیحی، یهودی و رومی، بهخصوص بر ادیان، در حیطه بود. هولاند دراین باره میگوید «بایستی عهده دار شد که ایالات متحده عربی در طی ظهور محمّد، بخشی از عالم باستان بودهمیباشد.» ضمن وضعیت تاریخی و شرعی، مسئلهٔ زبانی و تحقیقهای لهجهشناسانه نیز در این باره اساسی میباشد؛ کوپرز میگوید قرآن به به عبارتی لحنی مندرج که کاتبان خاورمیانهٔ باستان متنها سامی را به آن مینوشتند[۵۴] و میقدرت به آسانی ارتباط بینامتنی قرآن با دیگر متن ها فقاهتی مجال معاش محمّد را تشخیص بخشید و قرآن به روشنی در موردٔ ادبی دنیا باستان متأخر مکان میگیرد. ارجاعات قرآن به خودش — هر یکسری با کتاب مقدس در این مورد تفاوت دارااست — به بعضا از متنها مقدس باستانی وقت بسیار مشابه میباشد.[۵۵] ارتباطٔ بینامتنی قرآن با دیگر متن ها مقدس رایج در دنیا باستان قابلاعتنا میباشد؛ گابرییِل رینولدز، که در موردٔ ادبیات و گویشهای باستانی خاورمیانه استیناف مینماید، می گوید قرآن ارتباطٔ قربت با متنها مسیحی سریانی دارااست.[۵۶][۵۷][۵۸]
بهگفتهٔ کلود گیلیو، تأکید قرآن بر عربیّت خویش تا حدودی بهاین برهان میباشد که همت داشته خویش را از متنها غیرعربیِ تشکیل دهندهاش متمایز نماید؛[۵۹][۶۰] قسمتهایی از قرآن به متن ها سریانی، پندهای رایج، اشعار افرایم اهل سوریه و رسالهٔ مسیحی آموزههای رسولان مشابه میباشند.[۶۱][۶۲][۶۳] گیلیو ادامه می دهد که میاقتدار با نظارت قرآن پی موفقیت کهاین کتاب کوشش مینماید قصههای جان دار در دیگر کتاب ها مقدس را ترجمه و تعبیر و تفسیر نماید.[۶۴] آنگِلیکا نُیوِرت آن را «متنی تفسیری» میداند:[۶۵] در شرایطیکه قرآن پاسخی به سؤالات مسیحیان و یهودیان زمانٔ باستان محسوب خواهد شد، در آن شکل میقدرت به مکان رسیدگی «وامگیری» و «تأثیرات» متن ها دیگر بر قرآن، آن را بازتابی از تفکرات و مفاهیم فرصت خودش دانست.[۶۶][۶۷]
صورتگیری متن
نوشتهی علمیهای مهم: تاریخ قرآن، تاریخنگاری قرآن، و صدق تاریخی قرآن
ورژنٔ بیرمنگام سابقترین ورژن از نصیبهایی از سورههای ۱۸ تا ۲۰ قرآن بر روی پوست میباشد که در کالج بیرمنگام کشف گردیده و با ۹۵ درصد احتمال به سالهای ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط میگردد.[۶۸]
در اعتقاد و باور مسلمانها، قرآن دربردارنده مطالبی میباشد که به محمّد وحی شد و وی آن را برای عموم خواندن کرد و بهشکل ثابتی ماندهمیباشد. قرآن و عصرٔ پیامبری محمّد قرابت تنگاتنگی دارا هستند؛ متن این کتاب به دفعات وضعیت تاریخی وی و گاه حتی معاش فردیاش را ذکر مینماید. احتمالاً مسلمانها در طی معاش محمّد قرآن را بهشکل شفاهی محافظت میکردند. ولی به حیث می رسد تا قبل از مرگ وی نصیبهایی از قرآن مکتوب گردیده باشند البته نمیاقتدار اعلام کرد متن ثابتی از قرآن در طول معاش محمّد وجود داشتهمیباشد چون، احتمالاً در تاثیر تغییرو تحول در تفکرات یا این که نیازهای محمّد، برخی از نشانهها (به نظریهٔ مسلمان ها به وسیله پروردگار) فسخ میشدند. تمامیٔ پژوهشگران غربی با بیسواد بودن محمّد موافق نیستند. مکه و مدینه با مناطقی که خط در آن ها مرسوم بود بهطور معمول راجعبه بودند و یکسری بدن از صحابه نیز میتوانستند بخوانند و بنویسند و منابع میگویند محمّد در مدینه کاتبانی استخدام کرد. وجود لغت ها غیرعربی (مثل قرآن، سوره، آیه که ریشهٔ سریانی و عبری دارا هستند) آرم می دهد کتاب ها فقاهتی یهودی و مسیحی به خیر و خوبی در مکه و مدینه شناختهگردیده بودند. کلود گیلیو از این مورد بدان سود میرسد که قرآن خلال «تاریخ»، یک «قبل از تاریخ» هم داشتهمیباشد.[۶۹]
اجماعلحاظ مسلمانها این میباشد که قرآن در طی محمّد نوشته نشد ولی بعضی سورهها را بر روی چیزهایی مثل چوب درخت نخل یا این که سنگ حک کردند که بعداً از آنان در گردآوریآوری ورژنٔ آخری قرآن استعمال شد. در باستانشناسی هیچ مدرکی برای ثابت این داعیه یافت نشدهمیباشد. بهطور کلی، منابع عرب میگویند قرآنِ مکتوب تا نقطه نهایی نصفهٔ اولیه اولیه قرن هجری بدون نقص گردیده و ابتکارش را به ابوبکر و اصلیخیس از آن، به عثمان نسبت میدهند. منابع اسلامی ماجرا کردهاند که عثمان یک ورژنٔ آخری گردآوریآوری کرد و به شهرهای امپراتوری ارسال کرد و باقی قرآنها را از میان موفقیت. یک خلل دورازشوخی، مسافتٔ هنگامی زیاد بین زمانٔ عثمان (۲۳ تا ۳۵ هجری/۶۴۴ تا ۶۵۶ میلادی) و فرصت کتابت منابعی میباشد که تودهآوری قرآن را به وی نسبت می دهند؛ اینطور که مشخص و معلوم میباشد، این نظریه را زُهری (درگذشتهٔ ۱۲۴ ه.ق/۷۴۲ میلادی) رایج کردهمیباشد. فرانسوا دروش دربارهٔ اینکه سابقترین ورژنهای دستنویس متفرقٔ قرآن به زمانٔ عثمان میرسند یا این که خیر، می گوید با قطعیت نمیقدرت آن را معلوم کرد. صلاحالدین المناجد و تایار التیکولاچ بعضا از ورژنهای کهن را رسیدگی کردهاند و فیض گرفتهاند که از زمانٔ عثمان نیستند و یک کدام از آن ها حتی یک جعل قرن چهارمین میباشد. مجموعاَ هیچ ورژنٔ جامعی از قرن اولیه هجری نیست.[۷۰][۷۱][۷۲]
بهگفتهٔ کولبرگ و امیرمعزّی، ورژنهای خطی قرآن تا به حالا کمکی به یافتن کهنترین ورژنٔ قرآن نکردهاند؛ اولین ورژنٔ خطی بدون نقص قرآن از قرن سوم هجری/نهم میلادی میباشد و هر یکسری بخشهای دور از همای از ادوار گذشتهخیس هم وجود داراست البته همین پراکندگی سبب گردیده تاریخ ظریف کتابتشان را نتوان معین کرد. ورژنهایی از برخی نصیبهای قرآن بر روی پاپیروس هم وجود دارااست که گاه آن ها را به نقطه پايان قرن اولیه هجری یا این که شروع قرن دوم نسبت دادهاند البته این برآورد گزینه اختلاف میباشد. در سود، برای یافتن حالت و موردای که سبب به نوشتهشدن قرآن فعلی شد، بایستی از نحوههای دیگری بهره برد. در دههٔ ۱۹۶۰، نابیا ابوت و فؤاد سزگین این عقیده را مطرح کردند که تایپ کردن از زمانٔ قبل از اسلام نزد اعراب رایج بوده و پیشرفتیافتن ورژنٔ متنی قرآن از صدر اسلام، بهخصوص عصرٔ اموی (۴۰ تا ۱۳۲ هجری/۶۶۰ تا ۷۵۰ میلادی) استارت شده است. گرگور شولر در تعداد متعددی نوشتهی علمی علامت اعطا کرد «تایپ کردن» لزوماً با «نشر» یکسان نبوده و قرآن برای زمانها بهشکل شفاهی ترویج داشتهمیباشد.[۷۳] اصولاً مقصود از مکتوبکردن قرآن یاری به یادٔ قاریان بوده، خیر پاسداشتن متن آن.[۷۴] کشف ورژنهای خطی اثرها عده ای مثل سیف بن قدمت و بنده الرزاق صنعانی از قرن دوم هجری، نشانه داده عمر کتابت دربین اعراب دستکم به استارت قرن دوم/نقطه پايان قرن نخستین هجری میرسد.[۷۵]
بینش اسلامشناسان
همینطور ملاحظه کنید: طرز تاریخی-انتقادی و مدرسه اسلامشناسی تجدیدنظرطلبانه
قرآن نگاشتهگردیده در سدهٔ سوم هجری که در موزهٔ رضا عباسی حفظ میشود.
دو موضع کلی فی مابین قرآنشناسان دربارهٔ تودهآوری قرآن وجود دارااست که شولر آنانرا «انتقادی» و «فوقانتقادی» نامیدهمیباشد. رهروان نگرش فوقانتقادی منابع اسلامی را نامعتبر میدانند؛ اینان می گویند هر متنی در گذر مجال تغییر و تحول مینماید و حتیدر نوشتههای یک مولف هم تناقض چشم میگردد. احادیث اسلامی از نگاه تاریخی محتمل به لحاظ نمیرسند و گاه به وضوح افسانهای میباشند. آلفونس مینگانا اولی کسی بود که بدین سود رسید که ورژنٔ قانونی قرآن تا نقطه پایان قرن هفتم میلادی وجود نداشتهمیباشد؛ وی با تأکید بر اظهار نظر پائول کاسانوا دربارهٔ نقش حیاتی عبدالملک بن مروان اموی و حجاج بن یوسف در صورتگیری ورژنٔ آخری قرآن و همینطور با رسیدگی متنها مسیحی مندرج در قلمروی اسلامی در دو قرن اولیه هجری، عده و تدوین «مصحف عثمان» را از عصرٔ عبدالملک دانست. این خط پژوهشی از دههٔ هفتاد میلادی به آن گاه به وسیله پژوهشگرانی همانند پاتریشا کرون و مایکل کوک و برخی دیگر بسط پیدا کرده[۷۶] و امروزه گزینه تأیید بخش اعظمی از محققان میباشد.[۷۷][۷۸][۷۹]
بهگفتهٔ محمّدعلی امیرمعزّی، عبدالملک به دلایل سیاسی برای مشروعیت بخشیدن به امپراتوری خویش، با بازخوانی پیامِ محمّد، قرآنی «قانونی» را که به دست ما رسیده تهیه کرد و همت کرد که ورژنهای دیگر آن را از میان غالب شود.[۸۰] در حیث امیرمعزّی، خلیفه میدانست که «در جامعهای که تکانهای اعتراضیِ شرعی-سیاسی بسیار زیاد میباشد، این اشراف فقط از روش احاطه بر کتاب مقدس و ولی تدوین آن قابلیتپذیر میباشد. کتابی مدوّن، اختصاصی و غیر وابسته از کتاب ها مقدس گذشته (یعنی مسیحی و یهودی) که مبنی بر احکام دولتی تدوین یافته باشد، شایسته ترین ضمانت برای امنیت اعتقادی و اما سیاسی میباشد.»[۸۱] از دید امیرمعزّی، این ورژن گزینه مشاجره و نقد شیعه ها بود و با ورژنهای دیگر از دید ظواهر و محتوا متعدد بود البته نهایتاً بعد از چهار قرن و در روزگار خلافت عباسی با صورتگیری «ارتودکسی سُنّی» که یکیاز دگمهای آن الهی و جاودانی پی بردن قرآن حکومتی (étatique) شد، این ورژن بر تمامیٔ مسلمانها مثلا شیعهها زور یا این که در زمان آل بویه به شیوه تقیّه پذیرفته شد.[۸۲][۸۳]
جان وانزبرو میگوید قرآن خیر ریشهٔ عربی دارااست، خیر ریشهٔ اسلامی. وقتیکه اعراب مرزوبومشان را برای فتح خاورمیانه رخنه کردند، به گذر زمان و از ادغام منابع دیگر قرآن را به وجود آوردند و قرآن نمیتواند کهنخیس از زمانٔ عباسی باشد. برهانهای وانزبرو اکثر زمان ها قابلقبول میباشند ولی زمانای که برای صورتگیری قرآن در حیث داراست، خیلی متأخر میباشد و امروزه آیتم تایید وجود ندارد؛[۸۴] ولی تغییرات آخری قرآن را میقدرت به عصرٔ عباسی نسبت بخشید.[۸۵] بهگفتهٔ اسمال کایث، ورژنهای دیگر قرآن که بوسیله عثمان از دربین رفتند، می توانند به اندازهٔ ورژنٔ وی «قرآن اساسی» محسوب شوند. امر به هلاکت دیگر قرآنها و مقاومتها در قبال این امر، آرم می دهد صاحبان آنان قرآنهای خویش را به اندازهٔ ورژنٔ عثمان دارای اعتبار میدانستند. قرآن عثمان نهایتاً به اولین قرآن قانونی تبدیل شد البته احتمالاً این ورژن را بعداً با قرآن حجاج بن یوسف جایگزین کردند. در منابع اسلامی وجود ورژنهای حریف در قبال ورژنٔ حجاج هم گزارش شده است. در حالتیکه که تمایز عمدهای دربین قرآن حجاج و قرآن قبل وجود داشته، این تمایز به صورت اضافه کردن تعبیر و تفسیر به متن آن بوده ولی نهایتاً این تعبیروتفسیر به بخشی از متن اساسی قرآن تبدیل شده است. همین ورژن، کهنترین ورژنٔ قابلبازیابی قرآن میباشد.[۸۶]
در سمت مقابل، لحاظ برنده رهروان نگرش «انتقادی» این میباشد که بایستی با پیش بینی مسائلی مثل حالت صورتگیری یک منبع یا این که میلهای تالیف کننده، اعتبار منابع اسلامی را سنجید.[۸۷] لازمهٔ پذیرفتن این نگرش، معتبرتر پی بردن منابع اسلامی نسبت به شواهد کشف گردیده در ورژنهای خطی میباشد. این مجموعه معتقد میباشند حجاج بر قرآن عثمان صرفا تغییرات جزئی جاری ساختن کرد.[۸۸] این لحاظ را میقدرت اینگونه خلاصه کرد که منابع سابق معتبرند، تازمانیکه خلافش اثبات گردد؛ مایکل کوک در عیب گیری این نگرش می گوید به به عبارتی اندازه دلایل کافی داریم که تمامیٔ منابع اسلامی را رد کنیم، تازمانیکه صحیح بودنشان اثبات گردد. بیشتر قرآنپژوهان گران قدر قرنهای نوزدهم و بیستم، مثل نولدکه، درپی این مدرسه بودهاند[۸۹] البته با حدس شواهدی که ورژنهای خطی ارائه مینمایند، اینک بینش نخستین طرف داران بیشتری داراست.[۹۰]
فرانسیس ادوارد پیترز، قبلینگار و معلم دانشکده نیویورک، میگوید که عملکردها برای نوسازی متن اول و دستنخوردهٔ قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت پر رنگای با متن هم اکنون حاضر قرآن داشته باشد را بهدست ندادهمیباشد. بهگفتهٔ ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، در حالتی که هرگونه تغییری از راه و روش اضافه کردن، حذف کردن، یا این که تغییر و تحول متن پیش آمده بود، کم و زیاد با قطعیّت کشمکش درمیگرفت، اما رد و آدرس پاره ای از کشمکش مشاهده میکنیم. خیلی از کسان مذهبیخیس مسلمان اخلاق عثمان را توهینآمیز یافتند و وی عاقبت بسیار غیرمحبوب شد، اما عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات وی قرار نگرفته یا این که هیچگاه نکتهٔ مهم نبودهمیباشد. بهگفتهٔ وات و بل، بازرسیهای نوین قرآن هیچ علتٔ دورازشوخیای بر وقوع تحریف پر رنگ در قرآن ارائه نکردهمیباشد. درصورتیکه چه مدل قرآن تغییر تحول مینماید اما کم و زیاد گمانی از صدق آن باقی نمیگذارد. آنچنان تمامیٔ قرآن بهصورت روشنی وضعیت یکنواختی دارااست که تردید در قبال نابی آن بهمشقت می شود پیش بیاید. ولی گروهی از اسلام شناسان غربی دربارهٔ دیرینبودن برخی آیهها ویژه تردیدهایی ابراز کردهاند؛ برای مثال سیلوستر دی سکی آیهٔ ۱۴۴ از سورهٔ آل عمران را که اذعان کردوگو از زودگذر بودن محمّد مینماید را مشکوک یافته و جهت برهان به ماجرا قدمت اشاره مینماید که حاضر نبوده بپذیرد که محمّد درگذشته و ابوبکر اورا آیتم خطاب قرار میدهد. وات و بل این آیه را نظارت کرده و احتمال این را که ابوبکر این آیه را جعل نموده باشد بسیار غیرمحتمل می یابند.[۹۱]
اما تایید کلی این که قرآن فعلی به عبارتی کلامی میباشد که از گویش محمّد خارج گردیده از سوی این تیم، در معنای این وجود ندارد که گفت و گوهایی دربارهٔ نشانهها ویژه در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می گویند که در قرآن گواه تحولهای تند ریتم، تکرار کلمه و واژههای یا این که لغت ها در نشانهها کنار هم، حضور ناگهانی آیهای که موضوعی گوناگون با آیه ها اطرافش داراست، واکنش گوناگون با یک زمینه در نشانهها کنار هم، ترکها در ساختار گرامری، تحولهای ناگهانی در درازای آیهها، تغییرو تحول ناگهانی سوم فرد به نخستین فرد، یا این که مفرد به گردآوری، و کنار هم داخل شدن آیاتی که در ظواهر معنا متفاوتی داراهستند هستیم. بل و وات تغییر و تحول، اصلاح و دستکاری در متن قرآن را ادله آن میدانند.
رده قرآن در ادبیات دنیا باستان
نقل قرآن از میشنا
به دست آوردن جان شخصی بیگناه به اندازهٔ قتل آحاد آدمها بد میباشد؛ شماره تلفن مسجد قبا مشهد نجات جان یک شخص به اندازهٔ نجات تک تک بشرها کاری نیک میباشد.
میشنا، سنهدرین، ۴:۵
... هرکس که کسی را… در زمین بکشد، مانند این میباشد که تمامیٔ بشرها آدرس مسجد قبا مشهد را کشته باشد و کسی که که کسی را نجات دهد، مانند این میباشد که کلیهٔ بشرها را نجات داده باشد.[۵۲]
سوره مائده، ۳۲
دراین روش، قرآن در موضوعای بزرگخیس که فضای ادبی زمان باستان متأخر میباشد، قرار داده می شود تا موقعیت صورتگیری آن فهم گردد.[۵۳] شبهجزیرهٔ عرب در آن زمان ارتباط ها و تماس قربت مسجد قبا مشهد با فرهنگهای همجوار داشت و مشخصهٔ این عصر، تأثیرات زرتشتی، مسیحی، یهودی و رومی، بهخصوص بر ادیان، در حیطه بود. هولاند دراین باره میگوید «بایستی عهده دار شد که ایالات متحده عربی در طی ظهور محمّد، بخشی از عالم باستان بودهمیباشد.» ضمن وضعیت تاریخی و شرعی، مسئلهٔ زبانی و تحقیقهای لهجهشناسانه نیز در این باره اساسی میباشد؛ کوپرز میگوید قرآن به به عبارتی لحنی مندرج که کاتبان خاورمیانهٔ باستان متنها سامی را به آن مینوشتند[۵۴] و میقدرت به آسانی ارتباط بینامتنی قرآن با دیگر متن ها فقاهتی مجال معاش محمّد را تشخیص بخشید و قرآن به روشنی در موردٔ ادبی دنیا باستان متأخر مکان میگیرد. ارجاعات قرآن به خودش — هر یکسری با کتاب مقدس در این مورد تفاوت دارااست — به بعضا از متنها مقدس باستانی وقت بسیار مشابه میباشد.[۵۵] ارتباطٔ بینامتنی قرآن با دیگر متن ها مقدس رایج در دنیا باستان قابلاعتنا میباشد؛ گابرییِل رینولدز، که در موردٔ ادبیات و گویشهای باستانی خاورمیانه استیناف مینماید، می گوید قرآن ارتباطٔ قربت با متنها مسیحی سریانی دارااست.[۵۶][۵۷][۵۸]
بهگفتهٔ کلود گیلیو، تأکید قرآن بر عربیّت خویش تا حدودی بهاین برهان میباشد که همت داشته خویش را از متنها غیرعربیِ تشکیل دهندهاش متمایز نماید؛[۵۹][۶۰] قسمتهایی از قرآن به متن ها سریانی، پندهای رایج، اشعار افرایم اهل سوریه و رسالهٔ مسیحی آموزههای رسولان مشابه میباشند.[۶۱][۶۲][۶۳] گیلیو ادامه می دهد که میاقتدار با نظارت قرآن پی موفقیت کهاین کتاب کوشش مینماید قصههای جان دار در دیگر کتاب ها مقدس را ترجمه و تعبیر و تفسیر نماید.[۶۴] آنگِلیکا نُیوِرت آن را «متنی تفسیری» میداند:[۶۵] در شرایطیکه قرآن پاسخی به سؤالات مسیحیان و یهودیان زمانٔ باستان محسوب خواهد شد، در آن شکل میقدرت به مکان رسیدگی «وامگیری» و «تأثیرات» متن ها دیگر بر قرآن، آن را بازتابی از تفکرات و مفاهیم فرصت خودش دانست.[۶۶][۶۷]
صورتگیری متن
نوشتهی علمیهای مهم: تاریخ قرآن، تاریخنگاری قرآن، و صدق تاریخی قرآن
ورژنٔ بیرمنگام سابقترین ورژن از نصیبهایی از سورههای ۱۸ تا ۲۰ قرآن بر روی پوست میباشد که در کالج بیرمنگام کشف گردیده و با ۹۵ درصد احتمال به سالهای ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط میگردد.[۶۸]
در اعتقاد و باور مسلمانها، قرآن دربردارنده مطالبی میباشد که به محمّد وحی شد و وی آن را برای عموم خواندن کرد و بهشکل ثابتی ماندهمیباشد. قرآن و عصرٔ پیامبری محمّد قرابت تنگاتنگی دارا هستند؛ متن این کتاب به دفعات وضعیت تاریخی وی و گاه حتی معاش فردیاش را ذکر مینماید. احتمالاً مسلمانها در طی معاش محمّد قرآن را بهشکل شفاهی محافظت میکردند. ولی به حیث می رسد تا قبل از مرگ وی نصیبهایی از قرآن مکتوب گردیده باشند البته نمیاقتدار اعلام کرد متن ثابتی از قرآن در طول معاش محمّد وجود داشتهمیباشد چون، احتمالاً در تاثیر تغییرو تحول در تفکرات یا این که نیازهای محمّد، برخی از نشانهها (به نظریهٔ مسلمان ها به وسیله پروردگار) فسخ میشدند. تمامیٔ پژوهشگران غربی با بیسواد بودن محمّد موافق نیستند. مکه و مدینه با مناطقی که خط در آن ها مرسوم بود بهطور معمول راجعبه بودند و یکسری بدن از صحابه نیز میتوانستند بخوانند و بنویسند و منابع میگویند محمّد در مدینه کاتبانی استخدام کرد. وجود لغت ها غیرعربی (مثل قرآن، سوره، آیه که ریشهٔ سریانی و عبری دارا هستند) آرم می دهد کتاب ها فقاهتی یهودی و مسیحی به خیر و خوبی در مکه و مدینه شناختهگردیده بودند. کلود گیلیو از این مورد بدان سود میرسد که قرآن خلال «تاریخ»، یک «قبل از تاریخ» هم داشتهمیباشد.[۶۹]
اجماعلحاظ مسلمانها این میباشد که قرآن در طی محمّد نوشته نشد ولی بعضی سورهها را بر روی چیزهایی مثل چوب درخت نخل یا این که سنگ حک کردند که بعداً از آنان در گردآوریآوری ورژنٔ آخری قرآن استعمال شد. در باستانشناسی هیچ مدرکی برای ثابت این داعیه یافت نشدهمیباشد. بهطور کلی، منابع عرب میگویند قرآنِ مکتوب تا نقطه نهایی نصفهٔ اولیه اولیه قرن هجری بدون نقص گردیده و ابتکارش را به ابوبکر و اصلیخیس از آن، به عثمان نسبت میدهند. منابع اسلامی ماجرا کردهاند که عثمان یک ورژنٔ آخری گردآوریآوری کرد و به شهرهای امپراتوری ارسال کرد و باقی قرآنها را از میان موفقیت. یک خلل دورازشوخی، مسافتٔ هنگامی زیاد بین زمانٔ عثمان (۲۳ تا ۳۵ هجری/۶۴۴ تا ۶۵۶ میلادی) و فرصت کتابت منابعی میباشد که تودهآوری قرآن را به وی نسبت می دهند؛ اینطور که مشخص و معلوم میباشد، این نظریه را زُهری (درگذشتهٔ ۱۲۴ ه.ق/۷۴۲ میلادی) رایج کردهمیباشد. فرانسوا دروش دربارهٔ اینکه سابقترین ورژنهای دستنویس متفرقٔ قرآن به زمانٔ عثمان میرسند یا این که خیر، می گوید با قطعیت نمیقدرت آن را معلوم کرد. صلاحالدین المناجد و تایار التیکولاچ بعضا از ورژنهای کهن را رسیدگی کردهاند و فیض گرفتهاند که از زمانٔ عثمان نیستند و یک کدام از آن ها حتی یک جعل قرن چهارمین میباشد. مجموعاَ هیچ ورژنٔ جامعی از قرن اولیه هجری نیست.[۷۰][۷۱][۷۲]
بهگفتهٔ کولبرگ و امیرمعزّی، ورژنهای خطی قرآن تا به حالا کمکی به یافتن کهنترین ورژنٔ قرآن نکردهاند؛ اولین ورژنٔ خطی بدون نقص قرآن از قرن سوم هجری/نهم میلادی میباشد و هر یکسری بخشهای دور از همای از ادوار گذشتهخیس هم وجود داراست البته همین پراکندگی سبب گردیده تاریخ ظریف کتابتشان را نتوان معین کرد. ورژنهایی از برخی نصیبهای قرآن بر روی پاپیروس هم وجود دارااست که گاه آن ها را به نقطه پايان قرن اولیه هجری یا این که شروع قرن دوم نسبت دادهاند البته این برآورد گزینه اختلاف میباشد. در سود، برای یافتن حالت و موردای که سبب به نوشتهشدن قرآن فعلی شد، بایستی از نحوههای دیگری بهره برد. در دههٔ ۱۹۶۰، نابیا ابوت و فؤاد سزگین این عقیده را مطرح کردند که تایپ کردن از زمانٔ قبل از اسلام نزد اعراب رایج بوده و پیشرفتیافتن ورژنٔ متنی قرآن از صدر اسلام، بهخصوص عصرٔ اموی (۴۰ تا ۱۳۲ هجری/۶۶۰ تا ۷۵۰ میلادی) استارت شده است. گرگور شولر در تعداد متعددی نوشتهی علمی علامت اعطا کرد «تایپ کردن» لزوماً با «نشر» یکسان نبوده و قرآن برای زمانها بهشکل شفاهی ترویج داشتهمیباشد.[۷۳] اصولاً مقصود از مکتوبکردن قرآن یاری به یادٔ قاریان بوده، خیر پاسداشتن متن آن.[۷۴] کشف ورژنهای خطی اثرها عده ای مثل سیف بن قدمت و بنده الرزاق صنعانی از قرن دوم هجری، نشانه داده عمر کتابت دربین اعراب دستکم به استارت قرن دوم/نقطه پايان قرن نخستین هجری میرسد.[۷۵]
بینش اسلامشناسان
همینطور ملاحظه کنید: طرز تاریخی-انتقادی و مدرسه اسلامشناسی تجدیدنظرطلبانه
قرآن نگاشتهگردیده در سدهٔ سوم هجری که در موزهٔ رضا عباسی حفظ میشود.
دو موضع کلی فی مابین قرآنشناسان دربارهٔ تودهآوری قرآن وجود دارااست که شولر آنانرا «انتقادی» و «فوقانتقادی» نامیدهمیباشد. رهروان نگرش فوقانتقادی منابع اسلامی را نامعتبر میدانند؛ اینان می گویند هر متنی در گذر مجال تغییر و تحول مینماید و حتیدر نوشتههای یک مولف هم تناقض چشم میگردد. احادیث اسلامی از نگاه تاریخی محتمل به لحاظ نمیرسند و گاه به وضوح افسانهای میباشند. آلفونس مینگانا اولی کسی بود که بدین سود رسید که ورژنٔ قانونی قرآن تا نقطه پایان قرن هفتم میلادی وجود نداشتهمیباشد؛ وی با تأکید بر اظهار نظر پائول کاسانوا دربارهٔ نقش حیاتی عبدالملک بن مروان اموی و حجاج بن یوسف در صورتگیری ورژنٔ آخری قرآن و همینطور با رسیدگی متنها مسیحی مندرج در قلمروی اسلامی در دو قرن اولیه هجری، عده و تدوین «مصحف عثمان» را از عصرٔ عبدالملک دانست. این خط پژوهشی از دههٔ هفتاد میلادی به آن گاه به وسیله پژوهشگرانی همانند پاتریشا کرون و مایکل کوک و برخی دیگر بسط پیدا کرده[۷۶] و امروزه گزینه تأیید بخش اعظمی از محققان میباشد.[۷۷][۷۸][۷۹]
بهگفتهٔ محمّدعلی امیرمعزّی، عبدالملک به دلایل سیاسی برای مشروعیت بخشیدن به امپراتوری خویش، با بازخوانی پیامِ محمّد، قرآنی «قانونی» را که به دست ما رسیده تهیه کرد و همت کرد که ورژنهای دیگر آن را از میان غالب شود.[۸۰] در حیث امیرمعزّی، خلیفه میدانست که «در جامعهای که تکانهای اعتراضیِ شرعی-سیاسی بسیار زیاد میباشد، این اشراف فقط از روش احاطه بر کتاب مقدس و ولی تدوین آن قابلیتپذیر میباشد. کتابی مدوّن، اختصاصی و غیر وابسته از کتاب ها مقدس گذشته (یعنی مسیحی و یهودی) که مبنی بر احکام دولتی تدوین یافته باشد، شایسته ترین ضمانت برای امنیت اعتقادی و اما سیاسی میباشد.»[۸۱] از دید امیرمعزّی، این ورژن گزینه مشاجره و نقد شیعه ها بود و با ورژنهای دیگر از دید ظواهر و محتوا متعدد بود البته نهایتاً بعد از چهار قرن و در روزگار خلافت عباسی با صورتگیری «ارتودکسی سُنّی» که یکیاز دگمهای آن الهی و جاودانی پی بردن قرآن حکومتی (étatique) شد، این ورژن بر تمامیٔ مسلمانها مثلا شیعهها زور یا این که در زمان آل بویه به شیوه تقیّه پذیرفته شد.[۸۲][۸۳]
جان وانزبرو میگوید قرآن خیر ریشهٔ عربی دارااست، خیر ریشهٔ اسلامی. وقتیکه اعراب مرزوبومشان را برای فتح خاورمیانه رخنه کردند، به گذر زمان و از ادغام منابع دیگر قرآن را به وجود آوردند و قرآن نمیتواند کهنخیس از زمانٔ عباسی باشد. برهانهای وانزبرو اکثر زمان ها قابلقبول میباشند ولی زمانای که برای صورتگیری قرآن در حیث داراست، خیلی متأخر میباشد و امروزه آیتم تایید وجود ندارد؛[۸۴] ولی تغییرات آخری قرآن را میقدرت به عصرٔ عباسی نسبت بخشید.[۸۵] بهگفتهٔ اسمال کایث، ورژنهای دیگر قرآن که بوسیله عثمان از دربین رفتند، می توانند به اندازهٔ ورژنٔ وی «قرآن اساسی» محسوب شوند. امر به هلاکت دیگر قرآنها و مقاومتها در قبال این امر، آرم می دهد صاحبان آنان قرآنهای خویش را به اندازهٔ ورژنٔ عثمان دارای اعتبار میدانستند. قرآن عثمان نهایتاً به اولین قرآن قانونی تبدیل شد البته احتمالاً این ورژن را بعداً با قرآن حجاج بن یوسف جایگزین کردند. در منابع اسلامی وجود ورژنهای حریف در قبال ورژنٔ حجاج هم گزارش شده است. در حالتیکه که تمایز عمدهای دربین قرآن حجاج و قرآن قبل وجود داشته، این تمایز به صورت اضافه کردن تعبیر و تفسیر به متن آن بوده ولی نهایتاً این تعبیروتفسیر به بخشی از متن اساسی قرآن تبدیل شده است. همین ورژن، کهنترین ورژنٔ قابلبازیابی قرآن میباشد.[۸۶]
در سمت مقابل، لحاظ برنده رهروان نگرش «انتقادی» این میباشد که بایستی با پیش بینی مسائلی مثل حالت صورتگیری یک منبع یا این که میلهای تالیف کننده، اعتبار منابع اسلامی را سنجید.[۸۷] لازمهٔ پذیرفتن این نگرش، معتبرتر پی بردن منابع اسلامی نسبت به شواهد کشف گردیده در ورژنهای خطی میباشد. این مجموعه معتقد میباشند حجاج بر قرآن عثمان صرفا تغییرات جزئی جاری ساختن کرد.[۸۸] این لحاظ را میقدرت اینگونه خلاصه کرد که منابع سابق معتبرند، تازمانیکه خلافش اثبات گردد؛ مایکل کوک در عیب گیری این نگرش می گوید به به عبارتی اندازه دلایل کافی داریم که تمامیٔ منابع اسلامی را رد کنیم، تازمانیکه صحیح بودنشان اثبات گردد. بیشتر قرآنپژوهان گران قدر قرنهای نوزدهم و بیستم، مثل نولدکه، درپی این مدرسه بودهاند[۸۹] البته با حدس شواهدی که ورژنهای خطی ارائه مینمایند، اینک بینش نخستین طرف داران بیشتری داراست.[۹۰]
فرانسیس ادوارد پیترز، قبلینگار و معلم دانشکده نیویورک، میگوید که عملکردها برای نوسازی متن اول و دستنخوردهٔ قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت پر رنگای با متن هم اکنون حاضر قرآن داشته باشد را بهدست ندادهمیباشد. بهگفتهٔ ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، در حالتی که هرگونه تغییری از راه و روش اضافه کردن، حذف کردن، یا این که تغییر و تحول متن پیش آمده بود، کم و زیاد با قطعیّت کشمکش درمیگرفت، اما رد و آدرس پاره ای از کشمکش مشاهده میکنیم. خیلی از کسان مذهبیخیس مسلمان اخلاق عثمان را توهینآمیز یافتند و وی عاقبت بسیار غیرمحبوب شد، اما عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات وی قرار نگرفته یا این که هیچگاه نکتهٔ مهم نبودهمیباشد. بهگفتهٔ وات و بل، بازرسیهای نوین قرآن هیچ علتٔ دورازشوخیای بر وقوع تحریف پر رنگ در قرآن ارائه نکردهمیباشد. درصورتیکه چه مدل قرآن تغییر تحول مینماید اما کم و زیاد گمانی از صدق آن باقی نمیگذارد. آنچنان تمامیٔ قرآن بهصورت روشنی وضعیت یکنواختی دارااست که تردید در قبال نابی آن بهمشقت می شود پیش بیاید. ولی گروهی از اسلام شناسان غربی دربارهٔ دیرینبودن برخی آیهها ویژه تردیدهایی ابراز کردهاند؛ برای مثال سیلوستر دی سکی آیهٔ ۱۴۴ از سورهٔ آل عمران را که اذعان کردوگو از زودگذر بودن محمّد مینماید را مشکوک یافته و جهت برهان به ماجرا قدمت اشاره مینماید که حاضر نبوده بپذیرد که محمّد درگذشته و ابوبکر اورا آیتم خطاب قرار میدهد. وات و بل این آیه را نظارت کرده و احتمال این را که ابوبکر این آیه را جعل نموده باشد بسیار غیرمحتمل می یابند.[۹۱]
اما تایید کلی این که قرآن فعلی به عبارتی کلامی میباشد که از گویش محمّد خارج گردیده از سوی این تیم، در معنای این وجود ندارد که گفت و گوهایی دربارهٔ نشانهها ویژه در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می گویند که در قرآن گواه تحولهای تند ریتم، تکرار کلمه و واژههای یا این که لغت ها در نشانهها کنار هم، حضور ناگهانی آیهای که موضوعی گوناگون با آیه ها اطرافش داراست، واکنش گوناگون با یک زمینه در نشانهها کنار هم، ترکها در ساختار گرامری، تحولهای ناگهانی در درازای آیهها، تغییرو تحول ناگهانی سوم فرد به نخستین فرد، یا این که مفرد به گردآوری، و کنار هم داخل شدن آیاتی که در ظواهر معنا متفاوتی داراهستند هستیم. بل و وات تغییر و تحول، اصلاح و دستکاری در متن قرآن را ادله آن میدانند.

سوالات مهم قبل از رزرو مسجد قبا مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب و هماهنگی مراسم