معرفی و معاشطومار ملا نتیجهمحمد کاتب هزاره
میلاد و کودکی
ملا سودمحمد کاتب، دارای اسم و رسم به کاتب هزاره، فرزند سعید محمد، در سال ۱۲۷۹ق در قرباغ از توابع ولایت غزنی به دنیا آمد و در سال ۱۳۴۹ق در کابل درگذشت.[۱۴] او در نوجوانی و درپی بروز جنگی فی مابین هزارهها و پشتونهای دُرانی در قرباغ،[۱۵] با خانواده پدریاش در ناوُر/ناهور دیگر وُلُسوالی(نصیبداری) غزنی که بعضی گفتهاند مرزو بوم آبایی وی میباشد، منتقل و به یاد ماندنی شدند.[۱۶] بابا نتیجهمحمد وکالت طایفه خویش یعنی محمدخواجه از طوایف هزاره را در آن دیار به ذمه مسجد قبا مشهد داشت.[۱۷]
تحصیلات
کاتب تحصیلات مقدماتی را در قرباغ و ناوُر فرا گرفت[۱۸] و برای ادامه علم آموزی به قندهار، لاهور، کابل و به روایتی نجف هجرت کرد.[۱۹] آورده شده میباشد که وی بیشتر از ۲۰ سال از قدمت خویش را از ۱۲۸۵ تا ۱۳۱۰ق به علم آموزی تخصیص آدرس مسجد قبا مشهد داده میباشد.[۲۰]
از منابع مربوط به معاشطومار کاتب بهدست میآید که او در ضمن سالهای فوقالذکر به کارها دیگری از قبیل حضور در جناحهای پیکار، هیئت صلح و مهاجرتهای معمولی نیز پرداخته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۱]
ثمره سفرهای آموزشی کاتب، شناخت و در مواقعی تبحر در علم ها متفاوت اسلامی از قبیل ادبیات عرب، منطق، لغت، هیئت، نجوم، اکانت، جبر، فلسفه، سخن، تاریخ، فقه، اصول و جفر بود.[۲۲] گستره قلمرو دانشی نتیجهمحمد سبب شوید که وی به ملا دارای اسم و رسم گردد و بعداز وفات از وی بهتیتر علامه نیز خاطر کردهاند.[۲۳] کاتب خلال گویش فارسی دری، گویشهای پشتو و عربی را میدانست و با لهجههای انگلیسی و اردو نیز بهاندازه رفع نیاز شناخت داشت.[۲۴] بین اساتید کاتب از مولوی سرورخان اسحاقزایی از علمای پررنگ اهل سنت افغانستان خاطر شدهاست.[۲۵] کاتب تحریر اُقلیدس، خلاصةالحساب و گستردن چَغْمینی را نزد سرورخان اسحاقزایی فرا شماره تلفن مسجد قبا مشهد گرفته میباشد.[۲۶]
اشتغال در دربار
سراج التواریخ مهمترین تاریخ یکسری سده اخیر افغانستان شناخته گردیده است
از آنجایی که کاتب در هنر خوشنویسی و خطاطی نیز ورزیده بود، آغاز در سال ۱۳۱۰ق، برای تایپ کردن طومارها، فرامین دولتی و استنساخ کتاب ها کیمیا، در دفتر کار شاهزداه حبیبالله خان فرزند امیر عبدالرحمن خان (۱۸۸۰-۱۹۰۱م) استخدام گردیده و مشتهر به کاتب شوید.[۲۷] کاتب خویش نیز به روش استخدامش در دربار پرداخته تصریح مینماید که استادش ملا محمدسرورخان اسحاقزایی دوست یک کدام از فرزندان امیر، معرف او بوده میباشد.[۲۸] کاتب در عهد و پیمان سلطنت حبیبالله(۱۹۰۱-۱۹۱۹م) با اعتنا با توانهای علمی و نگارشیاش مأموریت یافت که به تدوین تاریخ افغانستان از احمدشاه ابدالی (۱۷۴۷م) تا سلطنت امیر حبیب الله خان بپردازد.[۲۹] فرآورده این مأموریت، کتابهای تحفة الحبیب و سراج التواریخ میباشد.[۳۰] از این رو همه سندها، مدارک، طومارها، فرامین دولتی و گزارشهای جان دار در بایگانی قصر شاهی در دست او قرار داده شد.[۳۱] کاتب کلاً ۲۸ سال در محل کار خاص حبیب الله و بعدا در عهدوپیمان سلطنت امیر حبیبالله در دارالانشاء و مجلس تألیف، ایفای وظیفه نموده است.[۳۲]
دیگر عملها
بعد از فوت امیر حبیبالله خان در ۱۳۳۷ق وظیفه کاتب در دارالانشاء نقطه نهایی یافت و به دارالتألیف وزارت نظام آموزشی (معارف) منتقل شوید تا در تألیف و تهیه و تنظیم کتابهای درسی، یاری دهد. او همینطور مدتی در مدرسه حبیبیه به درس دادن پرداخت.[۳۳] حسین نایل متفحص مسایل هزاره اعتقاد دارد که کاتب چهلوپنج سال از ۷۱ سال عمرش را صرف تحقیق، تفحص و کتابت اثرها باارزش و معدودنظیر کرد.[۳۴] ۲۸ سال در دربار امیران عبدالرحمن خان و حبیبالله خان و حدود ۱۲ سال دیگر را نیز در دولت و سوا دولت بهاین دستور تخصیص بخشید.[۳۵] او در عصر امیر حبیب الله کلکانی (از ۱۷ جنوری تا ۱۳ اکتبر ۱۹۲۹م) ماموریت یافت که با عده ای از بزرگان هزاره، عموم هزاره را به پناه از امیر تشویق نماید.[۳۶] از آنجایی کهاین مأموریت توفیقآمیز خلا و هزارهها از حبیبالله کلکانی مدد نکردند، امیر نسبت به کاتب بدبین شوید و او را مجازات کرد.[۳۷] بعضا معتقدند که کاتب در تاثیر همین مجازات و ضربوشتم از عالم رفته میباشد[۳۸]
مدل تاریخنگاری
اشرف بی نیاز رییسجمهور دیرین افغانستان و معلم گذشته دانشکده هاپکینز، مدل تاریخنگاری کاتب را متأثر از ابن خلدون می داند.[۳۹] او این نظر را دارد در حالیکه اثرها شماری از تاریخنگاران ما از حد اتفاقنویسی منشیان دربار و یا این که خاطرهنویسی بعضا اصحاب مداد بالاتر نرفته، کاتب، تاریخنویس دولتداری در افغانستان میباشد.[۴۰] بی نیاز فرمان امیر عبدالرحمن بر طبق ترجمه پیشگفتار ابن خلدون را نشان شناخت فرهنگیان آن عصر با ابن خلدون می داند.[۴۱]
بهگفته محمدسرور مولایی مُصَحِّح سراج التواریخ، کاتب از مدل رایج تاریخنگاری منشیان و دبیران دربارها، روی برتافت. در مدل رایج از یک طرف اکرانهای ادبی، لفاظیها و صنعتگریهای ادیبانه پر رنگ بود و از سوی دیگر ناگزیر بودند که رعایت اکنون پادشاهان و امیران را بکنند کهاین فرمان موجب حذف و یا این که تحریف حقایق تاریخی میگردید. درین بین شماری بسیار اندکی میباشند که بیباکانه و با شجاعت به درج و ذکر حقایق پرداختند و کاتب یکی پر رنگترینهای این عرصه میباشد.[۴۲]
یکی خصوصیتهای مدل تاریخنگاری کاتب تصویب تقویم اتفاق ها میباشد. کاتب در عین هم اکنون که نحوه توالی و ترتیب سالها را مدنظر قرار داده، با جزئیات بیشتر به تصویب و ضبط روز، هفته، ماه و سال رخدادها پرداخته میباشد.[۴۳] منش تصویب روزمره اتفاق ها به کاتب این قابلیت را اعطا کرد که از یک طرف، مسایل و رخدادها را بهسیرتکامل تفصیلی بیان نماید که در منابع دیگر قابلیت حصول به آن وجود ندارد و از جانبی هم از طریق متداول بیان گزینشی رخدادها، عدول کرده تمامی آنچه را در اوراق و دفتر ها تصویب و ضبط گردیده بود، بیاورد.[۴۴] مُصَحح سراج التواریخ این نظر را دارد که کاتب تمامی آنچه را مورد نیاز بود ذکر کرد و در قبال اعتراض و عیب گیری منتقدان جانانه تامین کرد و از راه و روش و مدل غیرمتعارف خویش دست نکشید و در غایت برنده به شالودهگذاری تاریخنویسی نوین شوید.[۴۵]
از سایر مختصات مدل کاتب، هنر ارجاع دانسته گردیده است؛ بهاین مضمون که پیامدهای رخدادهای قبلی را در رخدادهای پسین آیتم اعتنا قرار داده تا خواننده بداند که در مرحلهِ پسین معین خواهد شد که حاصل اخلاق و رفتار قبلی و آنچه تا قبل از این پیش آمده، به چه شکل میباشد.[۴۶] هنر ارجاع در اثرها کاتب به لینک و پیوند در میان پیشین و هم اکنون خلاصه نمیشود، بلکه آجل را نیز در برمیگیرد. کاتب یا این که آجل را پیشبینی کرده و یا این که بهتیتر فیض ایفا و اقدامات پیشین پنداشته میباشد.[۴۷] کاتب با استعمال از هنر ارجاع، حالت عوام مردم را به عزم، تصامیم و جاری ساختن امیران نسبت داده و هرچه بر عموم رفته و میرود را فیض سیاستگذاری و اقدامات امیران می داند.[۴۸]
معرفی و معاشطومار ملا نتیجهمحمد کاتب هزاره
میلاد و کودکی
ملا سودمحمد کاتب، دارای اسم و رسم به کاتب هزاره، فرزند سعید محمد، در سال ۱۲۷۹ق در قرباغ از توابع ولایت غزنی به دنیا آمد و در سال ۱۳۴۹ق در کابل درگذشت.[۱۴] او در نوجوانی و درپی بروز جنگی فی مابین هزارهها و پشتونهای دُرانی در قرباغ،[۱۵] با خانواده پدریاش در ناوُر/ناهور دیگر وُلُسوالی(نصیبداری) غزنی که بعضی گفتهاند مرزو بوم آبایی وی میباشد، منتقل و به یاد ماندنی شدند.[۱۶] بابا نتیجهمحمد وکالت طایفه خویش یعنی محمدخواجه از طوایف هزاره را در آن دیار به ذمه مسجد قبا مشهد داشت.[۱۷]
تحصیلات
کاتب تحصیلات مقدماتی را در قرباغ و ناوُر فرا گرفت[۱۸] و برای ادامه علم آموزی به قندهار، لاهور، کابل و به روایتی نجف هجرت کرد.[۱۹] آورده شده میباشد که وی بیشتر از ۲۰ سال از قدمت خویش را از ۱۲۸۵ تا ۱۳۱۰ق به علم آموزی تخصیص آدرس مسجد قبا مشهد داده میباشد.[۲۰]
از منابع مربوط به معاشطومار کاتب بهدست میآید که او در ضمن سالهای فوقالذکر به کارها دیگری از قبیل حضور در جناحهای پیکار، هیئت صلح و مهاجرتهای معمولی نیز پرداخته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۱]
ثمره سفرهای آموزشی کاتب، شناخت و در مواقعی تبحر در علم ها متفاوت اسلامی از قبیل ادبیات عرب، منطق، لغت، هیئت، نجوم، اکانت، جبر، فلسفه، سخن، تاریخ، فقه، اصول و جفر بود.[۲۲] گستره قلمرو دانشی نتیجهمحمد سبب شوید که وی به ملا دارای اسم و رسم گردد و بعداز وفات از وی بهتیتر علامه نیز خاطر کردهاند.[۲۳] کاتب خلال گویش فارسی دری، گویشهای پشتو و عربی را میدانست و با لهجههای انگلیسی و اردو نیز بهاندازه رفع نیاز شناخت داشت.[۲۴] بین اساتید کاتب از مولوی سرورخان اسحاقزایی از علمای پررنگ اهل سنت افغانستان خاطر شدهاست.[۲۵] کاتب تحریر اُقلیدس، خلاصةالحساب و گستردن چَغْمینی را نزد سرورخان اسحاقزایی فرا شماره تلفن مسجد قبا مشهد گرفته میباشد.[۲۶]
اشتغال در دربار
سراج التواریخ مهمترین تاریخ یکسری سده اخیر افغانستان شناخته گردیده است
از آنجایی که کاتب در هنر خوشنویسی و خطاطی نیز ورزیده بود، آغاز در سال ۱۳۱۰ق، برای تایپ کردن طومارها، فرامین دولتی و استنساخ کتاب ها کیمیا، در دفتر کار شاهزداه حبیبالله خان فرزند امیر عبدالرحمن خان (۱۸۸۰-۱۹۰۱م) استخدام گردیده و مشتهر به کاتب شوید.[۲۷] کاتب خویش نیز به روش استخدامش در دربار پرداخته تصریح مینماید که استادش ملا محمدسرورخان اسحاقزایی دوست یک کدام از فرزندان امیر، معرف او بوده میباشد.[۲۸] کاتب در عهد و پیمان سلطنت حبیبالله(۱۹۰۱-۱۹۱۹م) با اعتنا با توانهای علمی و نگارشیاش مأموریت یافت که به تدوین تاریخ افغانستان از احمدشاه ابدالی (۱۷۴۷م) تا سلطنت امیر حبیب الله خان بپردازد.[۲۹] فرآورده این مأموریت، کتابهای تحفة الحبیب و سراج التواریخ میباشد.[۳۰] از این رو همه سندها، مدارک، طومارها، فرامین دولتی و گزارشهای جان دار در بایگانی قصر شاهی در دست او قرار داده شد.[۳۱] کاتب کلاً ۲۸ سال در محل کار خاص حبیب الله و بعدا در عهدوپیمان سلطنت امیر حبیبالله در دارالانشاء و مجلس تألیف، ایفای وظیفه نموده است.[۳۲]
دیگر عملها
بعد از فوت امیر حبیبالله خان در ۱۳۳۷ق وظیفه کاتب در دارالانشاء نقطه نهایی یافت و به دارالتألیف وزارت نظام آموزشی (معارف) منتقل شوید تا در تألیف و تهیه و تنظیم کتابهای درسی، یاری دهد. او همینطور مدتی در مدرسه حبیبیه به درس دادن پرداخت.[۳۳] حسین نایل متفحص مسایل هزاره اعتقاد دارد که کاتب چهلوپنج سال از ۷۱ سال عمرش را صرف تحقیق، تفحص و کتابت اثرها باارزش و معدودنظیر کرد.[۳۴] ۲۸ سال در دربار امیران عبدالرحمن خان و حبیبالله خان و حدود ۱۲ سال دیگر را نیز در دولت و سوا دولت بهاین دستور تخصیص بخشید.[۳۵] او در عصر امیر حبیب الله کلکانی (از ۱۷ جنوری تا ۱۳ اکتبر ۱۹۲۹م) ماموریت یافت که با عده ای از بزرگان هزاره، عموم هزاره را به پناه از امیر تشویق نماید.[۳۶] از آنجایی کهاین مأموریت توفیقآمیز خلا و هزارهها از حبیبالله کلکانی مدد نکردند، امیر نسبت به کاتب بدبین شوید و او را مجازات کرد.[۳۷] بعضا معتقدند که کاتب در تاثیر همین مجازات و ضربوشتم از عالم رفته میباشد[۳۸]
مدل تاریخنگاری
اشرف بی نیاز رییسجمهور دیرین افغانستان و معلم گذشته دانشکده هاپکینز، مدل تاریخنگاری کاتب را متأثر از ابن خلدون می داند.[۳۹] او این نظر را دارد در حالیکه اثرها شماری از تاریخنگاران ما از حد اتفاقنویسی منشیان دربار و یا این که خاطرهنویسی بعضا اصحاب مداد بالاتر نرفته، کاتب، تاریخنویس دولتداری در افغانستان میباشد.[۴۰] بی نیاز فرمان امیر عبدالرحمن بر طبق ترجمه پیشگفتار ابن خلدون را نشان شناخت فرهنگیان آن عصر با ابن خلدون می داند.[۴۱]
بهگفته محمدسرور مولایی مُصَحِّح سراج التواریخ، کاتب از مدل رایج تاریخنگاری منشیان و دبیران دربارها، روی برتافت. در مدل رایج از یک طرف اکرانهای ادبی، لفاظیها و صنعتگریهای ادیبانه پر رنگ بود و از سوی دیگر ناگزیر بودند که رعایت اکنون پادشاهان و امیران را بکنند کهاین فرمان موجب حذف و یا این که تحریف حقایق تاریخی میگردید. درین بین شماری بسیار اندکی میباشند که بیباکانه و با شجاعت به درج و ذکر حقایق پرداختند و کاتب یکی پر رنگترینهای این عرصه میباشد.[۴۲]
یکی خصوصیتهای مدل تاریخنگاری کاتب تصویب تقویم اتفاق ها میباشد. کاتب در عین هم اکنون که نحوه توالی و ترتیب سالها را مدنظر قرار داده، با جزئیات بیشتر به تصویب و ضبط روز، هفته، ماه و سال رخدادها پرداخته میباشد.[۴۳] منش تصویب روزمره اتفاق ها به کاتب این قابلیت را اعطا کرد که از یک طرف، مسایل و رخدادها را بهسیرتکامل تفصیلی بیان نماید که در منابع دیگر قابلیت حصول به آن وجود ندارد و از جانبی هم از طریق متداول بیان گزینشی رخدادها، عدول کرده تمامی آنچه را در اوراق و دفتر ها تصویب و ضبط گردیده بود، بیاورد.[۴۴] مُصَحح سراج التواریخ این نظر را دارد که کاتب تمامی آنچه را مورد نیاز بود ذکر کرد و در قبال اعتراض و عیب گیری منتقدان جانانه تامین کرد و از راه و روش و مدل غیرمتعارف خویش دست نکشید و در غایت برنده به شالودهگذاری تاریخنویسی نوین شوید.[۴۵]
از سایر مختصات مدل کاتب، هنر ارجاع دانسته گردیده است؛ بهاین مضمون که پیامدهای رخدادهای قبلی را در رخدادهای پسین آیتم اعتنا قرار داده تا خواننده بداند که در مرحلهِ پسین معین خواهد شد که حاصل اخلاق و رفتار قبلی و آنچه تا قبل از این پیش آمده، به چه شکل میباشد.[۴۶] هنر ارجاع در اثرها کاتب به لینک و پیوند در میان پیشین و هم اکنون خلاصه نمیشود، بلکه آجل را نیز در برمیگیرد. کاتب یا این که آجل را پیشبینی کرده و یا این که بهتیتر فیض ایفا و اقدامات پیشین پنداشته میباشد.[۴۷] کاتب با استعمال از هنر ارجاع، حالت عوام مردم را به عزم، تصامیم و جاری ساختن امیران نسبت داده و هرچه بر عموم رفته و میرود را فیض سیاستگذاری و اقدامات امیران می داند.[۴۸]

راهنمای انتخاب مسجد قبا برای مراسم ختم