عهد برادری
یکیاز اقداماتی که فرستاده(ص) بعداز مسافرت به مدینه، جاری ساختن اعطا کرد برقراری عقد اخوت در میان مسلمانها بود، در آن هنگام، در بین زبیر و عبدالله بن مسعود عهد برادری بسته شد.[۲۳] در روایتی دیگر، عهدوپیمان برادری در میان زبیر و سَلَمَة بن سَلامَة بن وَقش حافظه مسجد قبا مشهد گردیدهاست.[۲۴]
حضور در غزوهها
اورده شده میباشد که زبیر در هیچ یک از غزوات غایب نبوده میباشد.[۲۵] حضور وی در نبرد بدر،[۲۶] احد و فتح مکه گزارش رزرو مسجد قبا مشهد شدهاست.[۲۷]
زبیر و خلفا
مخالفت با خلافت ابوبکر
بعد از رحلت رسول(ص)، زبیر جزء مخالفین سقیفه بود. قدمت بر بالای منبر گفته بود علی و زبیر و یک سری بدن دیگر از ما قانون شکنی کرده در منزل فاطمه ماندند.[۲۸] وقتی که مهاجمان جهت دریافت بیعت از علی به آن منزل حمله کردند، زبیر شمیشیر کشیده و به آنها حمله کرد و اظهارکرد: یا این که مَعشَرَ بَنی عَبدِالمُطلّب، أ یفعَلُ هذا بِعَلی وَ اَنتُم أحیاء؟ (ای فرزندان عبدالمطلب شما زنده باشید و با علی(ع) اینگونه برخوردی خواهد آدرس مسجد قبا مشهد شد؟)
آن گاه خنجر کشید و به آن ها حمله کرد. خالد بن ولید از پشت سنگی به او زد که سبب به افتادن شمشیرش شد. قدمت چاقو را برداشت و باخت.[۲۹] زبیر داماد ابابکر یعنی همسر اسماء میباشد.[۳۰] او اسماء را جدایی داده و گویند این جدایی با پافشاری فرزندش عبدالله شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد. [۳۱]
بدگویی قدمت از زبیر
اعضای شورای شش نفره
برای انتخاب خلیفه سوم
امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله
خلیفه دوم از زبیر چندان رضایتی نداشت. ابن عباس در گفتگویی با قدمت صحبت از زبیر به در بین می آورد٬ قدمت اورا مردی نادر صبر و رنگ به رنگ، در طی رضایت، همانند مؤمن و به هنگام خشم، همانند کافر معرفی مینماید که روزی آدم و روزی شیطان میباشد و درصورتیکه به خلافت رسد چه بسا که روز خویش را به زنخدان زدن درباره یک مد جو صرف نماید».[۳۲] یا این که خاطرنشان کرد: وی مردى بخيل میباشد، اورا ديدم كه با همسرش بر رمز يك گلوله نخ زنخدان مىزد! اینجانب کارها مسلمين را به بخيل نمىسپارم.[۳۳]
شرکت کردن در قتل عثمان
زبیر، در شورای شش نفره به عثمان رأی نداد و این حاکی از عدم ملازمت او با عثمان میباشد. عثمان برای راضی نگه داشتن او ۶۰۰/۰۰۰ درهم به او بخشید[۳۴] البته طولی نکشید که زبیر عموم را به قتل عثمان تحریک نمود.[۳۵]
حضرت علی تعامل زبیر با عثمان را اینگونه رسم می نماید که طلحه و زبیر سهل ترین کارشان آن بود که بر وی بتازند و ملایمترین صدایشان، درشتىکردن با وی بود». [۳۶]
پس از اینکه عایشه خونخواهی عثمان را دستاویز خویش کرد، زیرا دیده عایشه به وى به زمین خورد، ذکر کرد: اى ابو عبداللَّه! در ریختن خون عثمان، کمپانی جُستى و با على بیعت کردى، در حالى که به خداوند قسم، از وی به خلافتْ سزاوارتر بودى؟! زبیر بیان کرد: آنچه درباره عثمان ایفا دادم، از آن پشیمانم و از گناه خود، به پیشگاه خداى خویش پشتیبانی مى برم و هیچوقت خونخواهى عثمان را رها نخواهم کرد. [۳۷]
حکم دهنده نیشابوری آورده میباشد زیرا طلحه و زبیر به بصره آمدند، عموم به آنان گفتند: چه چیزى شمارا به اینجا آورد؟! گفتند: ما خونخواه عثمان هستیم. زیرا صحبت آنها به حسن بصری رسید اعلام کرد: «سبحان الله! شگفتا ! آیا آن مجموعه عقل نداشتند که بگویند: قسم و سوگند به معبود عثمان را کسى غیر از شما نکشت!».[۳۸]
زبیر و حضرت علی(ع)
راوی حدیث غدیر
ابن عقده در کتاب الولایه زبیر را برای مثال راویان حدیث غدیر بیان نموده است. نیز نقل کرده زیرا علی در شورای شش نفره قدمت آنانرا پیمان اعطا کرد که آیا شنیده اند که پیامبر معبود درباره اینجانب فرمود «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِی مَولاهُ» ؟ زبیر و نیز سایر حرف آن حضرت را پذیرش کردند.[۳۹]
در کنار علی(ع)
زبیر پسر عمه حضرت علی(ع) بود و ارتباط او با امام داری فراز و نشیبهای متعددی میباشد. او از مدافعان حضرت علی(ع) در جریان سقیفه بود، همینطور وی از شهود وصیت حضرت زهرا(س) بوده[۴۰] و در هنگام دفن حضرت زهرا(س) حضور داشت[۴۱] در کتاب سلیم آمده میباشد که سلمان فارسی گفته میباشد بعد از جریان سقیفه حضرت امیر از انصار و مهاجرین خواست اورا در طلب حقش امداد نمایند و صبح دم با خنجر برای قیام حاضر گردند و همه پذیرفتند. لیکن در روز موعود جز چهار بدن حاضر نشدند٬ اینجانب٬ ابوذر٬ مقداد و زبیر.[۴۲] وی آنگاه در شورای شش نفره به حضرت علی(ع) رای اعطا کرد.[۴۳]
نقل گردیده است که زیرا مامان زبیر دختر عبدالمطلب بود٬ خویش را از بنی هاشم میدانست٬ حضرت علی نیز میفرمود: زبیر از ما بود تا این که پسرش عبدالله به عرصه رسید٬ بعد از ما روی برگرداند.[۴۴]
فتنه جمل
نوشتهی علمیٔ مهم: نبرد جمل
بعداز قتل عثمان، جمعیت متعددی که طلحه و زبیر نیز فی مابین آنها بودند، به منزل حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمدهایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. بعداز سماجت زیاد، حضرت علی(ع) به عهده گرفت.[۴۵] زبیر درین اتفاق به ملازمت طلحه، بیعت مهاجران را ضمانت کرد[۴۶] البته دیری نپایید که از لحاظ خویش رجوع و برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۴۷] به گفته پیامبر جعفریان طلحه و زبیر به بیعت با امام راضی شدند تا از این نحوه در حکومت تازه جایی برای خویش دست و پا نمایند.[۴۸] به همین ادله آن دو به عذروبهانه عمره از مدینه خارج آمدند. زمانی قصد مهاجرت خویش را به علی گفتند، امام به آن ها فرمود: وی برای زیارت منزل پروردگار نمیفرآیند، بلکه به قصد دسیسه و دسیسه و مکر هجرت مینمایند.[۴۹]
آن دو، در مکه عایشه را که از خلافت علی خشمگین بود و از مظلومیت عثمان حرف می ذکر کرد[۵۰] با خویش یاروهمدم کرده به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شدند. آنها بعداز مصادره اموال یمنیان که بوسیله یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) پیامبر می شد، رسما و علنی مخالفت خویش را اظهار نمودند.[۵۱]
آن ها وارد بصره گردیده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را آیتم ضرب و شتم قرار دادند.[۵۲] حضرت علی(ع) با سپاه، خویش را به حوالی بصره رساند و بعد از کوشش برای ختم غائله با آن ها مشغول شد. بخش اعظمی به قتل رسیدند و بعضا گریختند.[۵۳] زبیر را، بهادله بیعتشکنی و تقابل با امام علی(ع)، از سران عثمانیه قلمداد کردهاند.[۵۴]
عهد برادری
یکیاز اقداماتی که فرستاده(ص) بعداز مسافرت به مدینه، جاری ساختن اعطا کرد برقراری عقد اخوت در میان مسلمانها بود، در آن هنگام، در بین زبیر و عبدالله بن مسعود عهد برادری بسته شد.[۲۳] در روایتی دیگر، عهدوپیمان برادری در میان زبیر و سَلَمَة بن سَلامَة بن وَقش حافظه مسجد قبا مشهد گردیدهاست.[۲۴]
حضور در غزوهها
اورده شده میباشد که زبیر در هیچ یک از غزوات غایب نبوده میباشد.[۲۵] حضور وی در نبرد بدر،[۲۶] احد و فتح مکه گزارش رزرو مسجد قبا مشهد شدهاست.[۲۷]
زبیر و خلفا
مخالفت با خلافت ابوبکر
بعد از رحلت رسول(ص)، زبیر جزء مخالفین سقیفه بود. قدمت بر بالای منبر گفته بود علی و زبیر و یک سری بدن دیگر از ما قانون شکنی کرده در منزل فاطمه ماندند.[۲۸] وقتی که مهاجمان جهت دریافت بیعت از علی به آن منزل حمله کردند، زبیر شمیشیر کشیده و به آنها حمله کرد و اظهارکرد: یا این که مَعشَرَ بَنی عَبدِالمُطلّب، أ یفعَلُ هذا بِعَلی وَ اَنتُم أحیاء؟ (ای فرزندان عبدالمطلب شما زنده باشید و با علی(ع) اینگونه برخوردی خواهد آدرس مسجد قبا مشهد شد؟)
آن گاه خنجر کشید و به آن ها حمله کرد. خالد بن ولید از پشت سنگی به او زد که سبب به افتادن شمشیرش شد. قدمت چاقو را برداشت و باخت.[۲۹] زبیر داماد ابابکر یعنی همسر اسماء میباشد.[۳۰] او اسماء را جدایی داده و گویند این جدایی با پافشاری فرزندش عبدالله شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد. [۳۱]
بدگویی قدمت از زبیر
اعضای شورای شش نفره
برای انتخاب خلیفه سوم
امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله
خلیفه دوم از زبیر چندان رضایتی نداشت. ابن عباس در گفتگویی با قدمت صحبت از زبیر به در بین می آورد٬ قدمت اورا مردی نادر صبر و رنگ به رنگ، در طی رضایت، همانند مؤمن و به هنگام خشم، همانند کافر معرفی مینماید که روزی آدم و روزی شیطان میباشد و درصورتیکه به خلافت رسد چه بسا که روز خویش را به زنخدان زدن درباره یک مد جو صرف نماید».[۳۲] یا این که خاطرنشان کرد: وی مردى بخيل میباشد، اورا ديدم كه با همسرش بر رمز يك گلوله نخ زنخدان مىزد! اینجانب کارها مسلمين را به بخيل نمىسپارم.[۳۳]
شرکت کردن در قتل عثمان
زبیر، در شورای شش نفره به عثمان رأی نداد و این حاکی از عدم ملازمت او با عثمان میباشد. عثمان برای راضی نگه داشتن او ۶۰۰/۰۰۰ درهم به او بخشید[۳۴] البته طولی نکشید که زبیر عموم را به قتل عثمان تحریک نمود.[۳۵]
حضرت علی تعامل زبیر با عثمان را اینگونه رسم می نماید که طلحه و زبیر سهل ترین کارشان آن بود که بر وی بتازند و ملایمترین صدایشان، درشتىکردن با وی بود». [۳۶]
پس از اینکه عایشه خونخواهی عثمان را دستاویز خویش کرد، زیرا دیده عایشه به وى به زمین خورد، ذکر کرد: اى ابو عبداللَّه! در ریختن خون عثمان، کمپانی جُستى و با على بیعت کردى، در حالى که به خداوند قسم، از وی به خلافتْ سزاوارتر بودى؟! زبیر بیان کرد: آنچه درباره عثمان ایفا دادم، از آن پشیمانم و از گناه خود، به پیشگاه خداى خویش پشتیبانی مى برم و هیچوقت خونخواهى عثمان را رها نخواهم کرد. [۳۷]
حکم دهنده نیشابوری آورده میباشد زیرا طلحه و زبیر به بصره آمدند، عموم به آنان گفتند: چه چیزى شمارا به اینجا آورد؟! گفتند: ما خونخواه عثمان هستیم. زیرا صحبت آنها به حسن بصری رسید اعلام کرد: «سبحان الله! شگفتا ! آیا آن مجموعه عقل نداشتند که بگویند: قسم و سوگند به معبود عثمان را کسى غیر از شما نکشت!».[۳۸]
زبیر و حضرت علی(ع)
راوی حدیث غدیر
ابن عقده در کتاب الولایه زبیر را برای مثال راویان حدیث غدیر بیان نموده است. نیز نقل کرده زیرا علی در شورای شش نفره قدمت آنانرا پیمان اعطا کرد که آیا شنیده اند که پیامبر معبود درباره اینجانب فرمود «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِی مَولاهُ» ؟ زبیر و نیز سایر حرف آن حضرت را پذیرش کردند.[۳۹]
در کنار علی(ع)
زبیر پسر عمه حضرت علی(ع) بود و ارتباط او با امام داری فراز و نشیبهای متعددی میباشد. او از مدافعان حضرت علی(ع) در جریان سقیفه بود، همینطور وی از شهود وصیت حضرت زهرا(س) بوده[۴۰] و در هنگام دفن حضرت زهرا(س) حضور داشت[۴۱] در کتاب سلیم آمده میباشد که سلمان فارسی گفته میباشد بعد از جریان سقیفه حضرت امیر از انصار و مهاجرین خواست اورا در طلب حقش امداد نمایند و صبح دم با خنجر برای قیام حاضر گردند و همه پذیرفتند. لیکن در روز موعود جز چهار بدن حاضر نشدند٬ اینجانب٬ ابوذر٬ مقداد و زبیر.[۴۲] وی آنگاه در شورای شش نفره به حضرت علی(ع) رای اعطا کرد.[۴۳]
نقل گردیده است که زیرا مامان زبیر دختر عبدالمطلب بود٬ خویش را از بنی هاشم میدانست٬ حضرت علی نیز میفرمود: زبیر از ما بود تا این که پسرش عبدالله به عرصه رسید٬ بعد از ما روی برگرداند.[۴۴]
فتنه جمل
نوشتهی علمیٔ مهم: نبرد جمل
بعداز قتل عثمان، جمعیت متعددی که طلحه و زبیر نیز فی مابین آنها بودند، به منزل حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمدهایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. بعداز سماجت زیاد، حضرت علی(ع) به عهده گرفت.[۴۵] زبیر درین اتفاق به ملازمت طلحه، بیعت مهاجران را ضمانت کرد[۴۶] البته دیری نپایید که از لحاظ خویش رجوع و برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۴۷] به گفته پیامبر جعفریان طلحه و زبیر به بیعت با امام راضی شدند تا از این نحوه در حکومت تازه جایی برای خویش دست و پا نمایند.[۴۸] به همین ادله آن دو به عذروبهانه عمره از مدینه خارج آمدند. زمانی قصد مهاجرت خویش را به علی گفتند، امام به آن ها فرمود: وی برای زیارت منزل پروردگار نمیفرآیند، بلکه به قصد دسیسه و دسیسه و مکر هجرت مینمایند.[۴۹]
آن دو، در مکه عایشه را که از خلافت علی خشمگین بود و از مظلومیت عثمان حرف می ذکر کرد[۵۰] با خویش یاروهمدم کرده به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شدند. آنها بعداز مصادره اموال یمنیان که بوسیله یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) پیامبر می شد، رسما و علنی مخالفت خویش را اظهار نمودند.[۵۱]
آن ها وارد بصره گردیده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را آیتم ضرب و شتم قرار دادند.[۵۲] حضرت علی(ع) با سپاه، خویش را به حوالی بصره رساند و بعد از کوشش برای ختم غائله با آن ها مشغول شد. بخش اعظمی به قتل رسیدند و بعضا گریختند.[۵۳] زبیر را، بهادله بیعتشکنی و تقابل با امام علی(ع)، از سران عثمانیه قلمداد کردهاند.[۵۴]

سوالات مهم قبل از رزرو مسجد قبا مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب و هماهنگی مراسم