ماجرا مقاتله برای تأویل قرآن
در بخشی از احادیث، خاصفالنعل مرتبط با گفتهای از رسول اکرم(ص) میباشد که در گردآوری یاران خویش فرمود: «...إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ عَلَى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ فَاسْتَشْرَفَ لَهَا الْقَوْمُ، وَفِيهِمْ أَبُاینترنتَكْرٍ وَعُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ أَبُاینترنتَكْرٍ: أَنَا هُوَ، قَالَ: لَا قَالَ عُمَرُ: أَنَا هُوَ، قَالَ: لَا، وَلَكِنْ مسجد قبا مشهد خَاصِفُ النَّعْلِ»
- يَعْنِي عَلِيًّا...»؛[۳۵] از شما کسی میباشد که بعداز اینجانب برای تأویل قرآن خواهد جنگید؛ به عبارتیطور که اینجانب برای تنزیل قرآن به پیکار پرداختم.» بعضا از حاضران که اورده شده ابوبکر و قدمت بودند، سؤال کردند که آیا آنان به عبارتی فرد می باشند؟ فرستاده خلال جواب منفی به آنها، اورا فردی دانست که سرگرم پینهزدن کفش میباشد. در آن مجال امام علی(ع) در هم اکنون وصلهکردن کفش نبی بود.[۳۶] شماری از محدثان و مفسران معتقدند فرستاده اکرم(ص) این حدیث را بعد از نزول آیه اصلاح ذات البین آدرس مسجد قبا مشهد فرمود.[۳۷]
پژوهشگران برداشتهای متفاوتی از حدیث ارائه کردهاند:
ثابت امامت
مقدس اردبیلی از فقیهان شیعه (درگذشت: ۹۹۳ق) این حدیث را نص صریحی در امامت امام علی(ع) دانسته میباشد.[۳۸] بهیقین او و اشخاصی دیگری، تشبیه جنگ امام علی(ع) با جنگ رسول اکرم(ص) بر امامت امام علی دلالت دارااست[۳۹] و دلیلی بر رد امامت بقیه افراد میباشد.[۴۰] ولی بعضا از عالمان اهلسنت همانند شافعی و ابنتیمیه بهرغم درستشمردن این حدیث، دلالت آن بر امامت امام علی را نپذیرفتهاندو[۴۱] شافعی تنهاکارکرد حدیث را در پرنورشدن کیفیت نزاع با ستمگران رزرو مسجد قبا مشهد دانسته میباشد.[۴۲]
اشراف بی نقص به دانش تأویل قرآن
برخی از عالمان شیعه، احادیث نزاع خاصفالنعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر تسلط بی نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] می دانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب پروردگار سوای امام کفایت نمینماید و حرف اشخاصی که قرآن را کافی میدانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیهها رد مینمایند، بیاعتبار شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴۶]
حقانیت امام علی(ع) در مبارزههای فرصت وی
عده ای از عالمان گفتهاند کلام نبی اکرم(ص)، پیشبینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در نزاعهایی میباشد که در طول خلافتش با سه مجموعه ناکثین، قاسطین و مارقین اجرا اعطا کرد.[۴۷] گردآوریای این تعبیر و تفسیر را آرم از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیدهاند، دانستهاند. [۴۸]
قصه پیکار با مشرکان
به نقل از حکم کننده نیشابوری، محدث شافعیمذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو بههمدم یکسری نفر از سران مشرکان، به حضور رسول(ص) آمدند و یکی وضعیت صلحطومار را اینگونه ذکر کردند: «در شرایطیکه کسی از اشخاص ما، بهسوی تو آمد، اورا به ما برگردان.» رسول(ص) از این کلام غمگین شد و جواب بخشید: «لَتَنْتَهُنَّ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ ای دسته قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را بهسوی شما میفرستم که آفریدگار قلب اورا با ایمان آزموده میباشد تا گردنهای شمارا به خیال آئین خداوند بزند؛ از فرستاده پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت میباشند؟ نبی(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش منرا پینه می زند.» درین هنگام عموم امام علی(ع) را سرگرم پینهزدن کفش فرستاده دیدند.[۴۹]
سید هاشم بحرانی این ماجرا را در انذار قوم و قبیله ثقیف[۵۰] و نسائی در انذار «بنووَلیعه» بستگانای در کنده یا این که حَضرَموت دانستهاند.[۵۱]
ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نماددهنده امامت امام علی(ع) دانستهاند. اینان گفتهاند مقاتله با مشرکان و گردنزدن آن ها بهامر معبود بود و خاصفالنعلی که به تعبیر و تفسیر ماجرا، «قلبش بهوسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد سزاوار امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]
ماجرا بیان کندهٔ جانشینان نبی
حُرّ عامِلی محدث و عالم شیعه، روایتی از فرستاده اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصفالنعل خاطر گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح گردیدهاست.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده فرستاده(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصفالنعل نامید، درحالیکه علی(ع) سرگرم پینهزدن کفش فرستاده بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل شدهاست.[۵۵]
ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمینالمعارف گزارشی آورده میباشد که رسول اکرم(ص) در یکی سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت می خواهد بر خاصفالنعل بهتیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالیکه امام علی(ع) درگیر وصلهکردن کفشهای فرستاده بود.[۵۶]
قصه هادی امت
خزاز مولف کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، فرستاده اسلام(ص) در تعبیروتفسیر واژه و کلمه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصفالنعل معرفی کرد که در آن فرصت در کنارهای به پینهزدن کفش نبی سرگرم بود و آن گاه به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنیاسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آنان دانست.[۵۷]
ماجرا مقاتله برای تأویل قرآن
در بخشی از احادیث، خاصفالنعل مرتبط با گفتهای از رسول اکرم(ص) میباشد که در گردآوری یاران خویش فرمود: «...إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ عَلَى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ فَاسْتَشْرَفَ لَهَا الْقَوْمُ، وَفِيهِمْ أَبُاینترنتَكْرٍ وَعُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ أَبُاینترنتَكْرٍ: أَنَا هُوَ، قَالَ: لَا قَالَ عُمَرُ: أَنَا هُوَ، قَالَ: لَا، وَلَكِنْ مسجد قبا مشهد خَاصِفُ النَّعْلِ»
- يَعْنِي عَلِيًّا...»؛[۳۵] از شما کسی میباشد که بعداز اینجانب برای تأویل قرآن خواهد جنگید؛ به عبارتیطور که اینجانب برای تنزیل قرآن به پیکار پرداختم.» بعضا از حاضران که اورده شده ابوبکر و قدمت بودند، سؤال کردند که آیا آنان به عبارتی فرد می باشند؟ فرستاده خلال جواب منفی به آنها، اورا فردی دانست که سرگرم پینهزدن کفش میباشد. در آن مجال امام علی(ع) در هم اکنون وصلهکردن کفش نبی بود.[۳۶] شماری از محدثان و مفسران معتقدند فرستاده اکرم(ص) این حدیث را بعد از نزول آیه اصلاح ذات البین آدرس مسجد قبا مشهد فرمود.[۳۷]
پژوهشگران برداشتهای متفاوتی از حدیث ارائه کردهاند:
ثابت امامت
مقدس اردبیلی از فقیهان شیعه (درگذشت: ۹۹۳ق) این حدیث را نص صریحی در امامت امام علی(ع) دانسته میباشد.[۳۸] بهیقین او و اشخاصی دیگری، تشبیه جنگ امام علی(ع) با جنگ رسول اکرم(ص) بر امامت امام علی دلالت دارااست[۳۹] و دلیلی بر رد امامت بقیه افراد میباشد.[۴۰] ولی بعضا از عالمان اهلسنت همانند شافعی و ابنتیمیه بهرغم درستشمردن این حدیث، دلالت آن بر امامت امام علی را نپذیرفتهاندو[۴۱] شافعی تنهاکارکرد حدیث را در پرنورشدن کیفیت نزاع با ستمگران رزرو مسجد قبا مشهد دانسته میباشد.[۴۲]
اشراف بی نقص به دانش تأویل قرآن
برخی از عالمان شیعه، احادیث نزاع خاصفالنعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر تسلط بی نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] می دانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب پروردگار سوای امام کفایت نمینماید و حرف اشخاصی که قرآن را کافی میدانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیهها رد مینمایند، بیاعتبار شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴۶]
حقانیت امام علی(ع) در مبارزههای فرصت وی
عده ای از عالمان گفتهاند کلام نبی اکرم(ص)، پیشبینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در نزاعهایی میباشد که در طول خلافتش با سه مجموعه ناکثین، قاسطین و مارقین اجرا اعطا کرد.[۴۷] گردآوریای این تعبیر و تفسیر را آرم از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیدهاند، دانستهاند. [۴۸]
قصه پیکار با مشرکان
به نقل از حکم کننده نیشابوری، محدث شافعیمذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو بههمدم یکسری نفر از سران مشرکان، به حضور رسول(ص) آمدند و یکی وضعیت صلحطومار را اینگونه ذکر کردند: «در شرایطیکه کسی از اشخاص ما، بهسوی تو آمد، اورا به ما برگردان.» رسول(ص) از این کلام غمگین شد و جواب بخشید: «لَتَنْتَهُنَّ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ ای دسته قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را بهسوی شما میفرستم که آفریدگار قلب اورا با ایمان آزموده میباشد تا گردنهای شمارا به خیال آئین خداوند بزند؛ از فرستاده پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت میباشند؟ نبی(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش منرا پینه می زند.» درین هنگام عموم امام علی(ع) را سرگرم پینهزدن کفش فرستاده دیدند.[۴۹]
سید هاشم بحرانی این ماجرا را در انذار قوم و قبیله ثقیف[۵۰] و نسائی در انذار «بنووَلیعه» بستگانای در کنده یا این که حَضرَموت دانستهاند.[۵۱]
ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نماددهنده امامت امام علی(ع) دانستهاند. اینان گفتهاند مقاتله با مشرکان و گردنزدن آن ها بهامر معبود بود و خاصفالنعلی که به تعبیر و تفسیر ماجرا، «قلبش بهوسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد سزاوار امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]
ماجرا بیان کندهٔ جانشینان نبی
حُرّ عامِلی محدث و عالم شیعه، روایتی از فرستاده اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصفالنعل خاطر گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح گردیدهاست.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده فرستاده(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصفالنعل نامید، درحالیکه علی(ع) سرگرم پینهزدن کفش فرستاده بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل شدهاست.[۵۵]
ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمینالمعارف گزارشی آورده میباشد که رسول اکرم(ص) در یکی سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت می خواهد بر خاصفالنعل بهتیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالیکه امام علی(ع) درگیر وصلهکردن کفشهای فرستاده بود.[۵۶]
قصه هادی امت
خزاز مولف کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، فرستاده اسلام(ص) در تعبیروتفسیر واژه و کلمه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصفالنعل معرفی کرد که در آن فرصت در کنارهای به پینهزدن کفش نبی سرگرم بود و آن گاه به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنیاسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آنان دانست.[۵۷]

سوالات مهم قبل از رزرو مسجد قبا مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب و هماهنگی مراسم