loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 33
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 9:46


ابلیس، جن یا این که فرشته؟
دربارهٔ این که ماهیت و واقعیت ابلیس از جنّ میباشد یا این که فرشتگان، سه بینش وجود دارااست:

از جنیان
گروهی از عالمان مسلمان ابلیس را از متاع جنیان می دانند. روحانی موثر، شیعه را بر این رأی دانسته‌میباشد.[۱۷] چنان‌که سید مرتضی[مستلزم منبع]، ابوالفتوح رازی،[۱۸] قمی مشهدی،[۱۹] و مغنیه،[۲۰] بر این لحاظ تصریح کرده‌اند. فخر رازی این لحاظ را به معتزله نسبت داده‌میباشد.[۲۱] از اهل سنت نیز حسن بصری و قتاده در داستان ابن‌زید، بلخی، رمانی[۲۲] زمخشری،[۲۳] سید قطب[۲۴] ابلیس را از مسجد قبا مشهد جن میدانند.

اکثری از دارندگان این رأی، به بعضی احادیث استناد کرده‌اند.[۲۵] و افزون بر برخی احادیث،[۲۶] به آیه ۵۰ سوره کهف نیز استناد کرده‌اند که با تعبیروتفسیر «إِبلیس کَانَ مِن الجِنِّ»[۲۷] از ابلیس حافظه کرده‌میباشد. اینان هم‌اینگونه عامل کرده‌اند که آدم از خاک، و جن از حریق آفریده گردیده‌اند[۲۸] و طبق احادیث، آفرینش ملائک از نوروروشنایی، ریح و روح بوده[۲۹] البته در آیه ۷۶ سوره ص ابلیس، کالا خویش را از حریق معرّفی کرده‌میباشد.[۳۰] بر این محور، ابلیس از جنیان میباشد که از حریق آفریده آدرس مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

عامل دیگر این دسته آن میباشد که ابلیس از ایفا امر پروردگار راز گشوده زد در حالی که مبنی بر آیه ۶ سوره تحریم ملائک معصومند و گناه نمی کنند. اما در آیه ۱۱ و آیه ۱۴ سوره جن گروهی از جنیان امر‌بردار و باتقوا و برخی گم راه معرفی رزرو مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

براساس این نگرش، انگیزه استفاده کننده قرارگرفتن ابلیس در ماجرای فرمان به ملائکه بر پایه ی سجده بر انسان، یا این که فزونی تعداد فرشتگان میباشد[۳۱] یا این که آن میباشد که ابلیس در کنار ملائک به عبادت اشتغال داشت، و با مأمور شدن ملائکه به سجده ابلیس که از محصول جن و یاروهمدم وی بود نیز بایستی اطاعت می کرد.[۳۲] بعضا نیز گفته‌اند که خطاب دستور به سجده اعمّ از ملائکه و جنیان میباشد؛ اما معبود به عنوان کردن ملائک که با کلیه علوّ شأن، مأمور به تذلُّل و خضوع و خشوع در قبال بشر بوده‌اند، بسنده شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌میباشد.[۳۳]

از ملائکه

سجده فرشتگان و عدم سجده ابلیس بر انسان
فرشته بودن ابلیس را آلوسی مفسر اهل سنت این به بیش‌خیس صحابه و تابعان نسبت داده‌میباشد.[۳۴] ابن‌عبّاس، ابن‌مسعود، قتاده، سعید بن مسیب، ابن‌جریح، ابن‌انباری، ابن‌جریر طبری، بیضاوی و گروهی دیگر[۳۵] بر این لحاظ می‌باشند. از شیعه ها روحانی طوسی این عقیده را پذیرفته‌میباشد.[۳۶] صاحبان این بینش افزون بر بعضا احادیث،[۳۷] به ظواهر آیاتی مانند آیه ۳۴ سوره بقره تمسک کرده‌اند که به همگی فرشتگان امر سجده داده شده است و گفته‌اند در صورتی‌که ابلیس از ملائک عدم وجود، دستور الهی مشمول وی نمیشد و می‌توانست به‌این عذر از سجده سرباز زند. چنان‌که در تعدادی آیه ابلیس از ملائکه استثنا شده است و نماد می دهد که ابلیس از ملائک بوده‌میباشد.[۳۸] مبتنی بر حیث وی، ابلیس آغاز از ملائک بود؛ امّا بعداز نافرمانی، مسخ و از جنّیان شد.[۳۹] صاحبان این رأی، آیه ۵۰ سوره کهف «کَانَ مِنَ الجِنِّ» را به معنای «صار اینجانب الجن» گرفته‌اند. چنان‌که زمخشری پاراگراف «فَاخرُج مِخیرَا» را به خروج از آفرینش اول معنی کرده‌میباشد؛ یعنی بعد از آن که سپید، خوشگل و نورانی بود، اورا سیاه، زشت و ظلمانی گردانید.[۴۰]

واقعیت نوعی مشترک
برخی از مفسّران همانند رشیدرضا صاحب و مالک تعبیر المنار و بیضاوی، مالک تعبیروتفسیر انوار التنزیل، بر این باورند که در بین فرشتگان و جن، فصل ممیّز جوهری نیست و اختلاف در بین این دو، یک اختلاف صنفی میباشد که به اختلاف اوصاف و عوارض جزئی بازمی‌شود. به نحوی که اشخاص نابغه و ممتاز آن ملک و اشخاص پائین آن جن محسوب میشوند، نظیر تفاوت بین پیامبران و انسان ساده که اختلاف نوعی ندارند، بلکه اختلافشان صنفی میباشد.[۴۱]

روایتی از ابن‌عبّاس می گوید ابلیس از طایفه‌ای از ملائک بوده که آن ها را «الجنّ» می‌نامیدند که از «نار السموم» آفریده گردیده بودند.[۴۲] علّت اسم‌گذاری این ملائکه به جنّ، به جهت بانک‌داری پردیس یا این که نهفته‌بودن از دیدگان بوده‌میباشد[۴۳]

بی دینی ابلیس

نگارگری از ورژن خطی در هرات از ترجمه فارسی بلعمی که ملائکه را به احترام انسان علامت میدهد، به جز ابلیس که نپذیرفت. محافظت در کتابخانه موزه کاخ توپکاپی
در آيه ۳۴ سوره بقره و آیه ۷۴ سوره ص درباره ابلیس از تعبیروتفسیر «و کَانَ مِنَ الکافِرین» مصرف شده میباشد. درین که هدف از شرک، شرکِ عناد یا این که بی دینیِ جهالت میباشد، در بین مفسّران اختلاف لحاظ وجود داراست.

شرک عنادی یا این که جاهلانه
پاره‌ای به استناد اقرار او که بر رمز رویه راست تو در کمین آن‌ها خواهم گرد‌همایی: «لاَقعُدَنَّ لَهم صِرَاطَکَ المُستقِیمَ» [۴۴] و آن‌ها‌را گم راه خواهم کرد: «لَاُغوِینَّهُم...» [۴۵] او‌را فقیه به آئین حق و اضلال، و بی دینی او‌را بی دینی عناد دانسته و گردآوری‌ای به جهت این که تفویض تیره بختی با دانش به گمراهی را محال دانسته‌اند، شرک او را شرکِ جهالت معرفی کرده‌اند.[۴۶]


ابلیس، جن یا این که فرشته؟
دربارهٔ این که ماهیت و واقعیت ابلیس از جنّ میباشد یا این که فرشتگان، سه بینش وجود دارااست:

از جنیان
گروهی از عالمان مسلمان ابلیس را از متاع جنیان می دانند. روحانی موثر، شیعه را بر این رأی دانسته‌میباشد.[۱۷] چنان‌که سید مرتضی[مستلزم منبع]، ابوالفتوح رازی،[۱۸] قمی مشهدی،[۱۹] و مغنیه،[۲۰] بر این لحاظ تصریح کرده‌اند. فخر رازی این لحاظ را به معتزله نسبت داده‌میباشد.[۲۱] از اهل سنت نیز حسن بصری و قتاده در داستان ابن‌زید، بلخی، رمانی[۲۲] زمخشری،[۲۳] سید قطب[۲۴] ابلیس را از مسجد قبا مشهد جن میدانند.

اکثری از دارندگان این رأی، به بعضی احادیث استناد کرده‌اند.[۲۵] و افزون بر برخی احادیث،[۲۶] به آیه ۵۰ سوره کهف نیز استناد کرده‌اند که با تعبیروتفسیر «إِبلیس کَانَ مِن الجِنِّ»[۲۷] از ابلیس حافظه کرده‌میباشد. اینان هم‌اینگونه عامل کرده‌اند که آدم از خاک، و جن از حریق آفریده گردیده‌اند[۲۸] و طبق احادیث، آفرینش ملائک از نوروروشنایی، ریح و روح بوده[۲۹] البته در آیه ۷۶ سوره ص ابلیس، کالا خویش را از حریق معرّفی کرده‌میباشد.[۳۰] بر این محور، ابلیس از جنیان میباشد که از حریق آفریده آدرس مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

عامل دیگر این دسته آن میباشد که ابلیس از ایفا امر پروردگار راز گشوده زد در حالی که مبنی بر آیه ۶ سوره تحریم ملائک معصومند و گناه نمی کنند. اما در آیه ۱۱ و آیه ۱۴ سوره جن گروهی از جنیان امر‌بردار و باتقوا و برخی گم راه معرفی رزرو مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

براساس این نگرش، انگیزه استفاده کننده قرارگرفتن ابلیس در ماجرای فرمان به ملائکه بر پایه ی سجده بر انسان، یا این که فزونی تعداد فرشتگان میباشد[۳۱] یا این که آن میباشد که ابلیس در کنار ملائک به عبادت اشتغال داشت، و با مأمور شدن ملائکه به سجده ابلیس که از محصول جن و یاروهمدم وی بود نیز بایستی اطاعت می کرد.[۳۲] بعضا نیز گفته‌اند که خطاب دستور به سجده اعمّ از ملائکه و جنیان میباشد؛ اما معبود به عنوان کردن ملائک که با کلیه علوّ شأن، مأمور به تذلُّل و خضوع و خشوع در قبال بشر بوده‌اند، بسنده شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌میباشد.[۳۳]

از ملائکه

سجده فرشتگان و عدم سجده ابلیس بر انسان
فرشته بودن ابلیس را آلوسی مفسر اهل سنت این به بیش‌خیس صحابه و تابعان نسبت داده‌میباشد.[۳۴] ابن‌عبّاس، ابن‌مسعود، قتاده، سعید بن مسیب، ابن‌جریح، ابن‌انباری، ابن‌جریر طبری، بیضاوی و گروهی دیگر[۳۵] بر این لحاظ می‌باشند. از شیعه ها روحانی طوسی این عقیده را پذیرفته‌میباشد.[۳۶] صاحبان این بینش افزون بر بعضا احادیث،[۳۷] به ظواهر آیاتی مانند آیه ۳۴ سوره بقره تمسک کرده‌اند که به همگی فرشتگان امر سجده داده شده است و گفته‌اند در صورتی‌که ابلیس از ملائک عدم وجود، دستور الهی مشمول وی نمیشد و می‌توانست به‌این عذر از سجده سرباز زند. چنان‌که در تعدادی آیه ابلیس از ملائکه استثنا شده است و نماد می دهد که ابلیس از ملائک بوده‌میباشد.[۳۸] مبتنی بر حیث وی، ابلیس آغاز از ملائک بود؛ امّا بعداز نافرمانی، مسخ و از جنّیان شد.[۳۹] صاحبان این رأی، آیه ۵۰ سوره کهف «کَانَ مِنَ الجِنِّ» را به معنای «صار اینجانب الجن» گرفته‌اند. چنان‌که زمخشری پاراگراف «فَاخرُج مِخیرَا» را به خروج از آفرینش اول معنی کرده‌میباشد؛ یعنی بعد از آن که سپید، خوشگل و نورانی بود، اورا سیاه، زشت و ظلمانی گردانید.[۴۰]

واقعیت نوعی مشترک
برخی از مفسّران همانند رشیدرضا صاحب و مالک تعبیر المنار و بیضاوی، مالک تعبیروتفسیر انوار التنزیل، بر این باورند که در بین فرشتگان و جن، فصل ممیّز جوهری نیست و اختلاف در بین این دو، یک اختلاف صنفی میباشد که به اختلاف اوصاف و عوارض جزئی بازمی‌شود. به نحوی که اشخاص نابغه و ممتاز آن ملک و اشخاص پائین آن جن محسوب میشوند، نظیر تفاوت بین پیامبران و انسان ساده که اختلاف نوعی ندارند، بلکه اختلافشان صنفی میباشد.[۴۱]

روایتی از ابن‌عبّاس می گوید ابلیس از طایفه‌ای از ملائک بوده که آن ها را «الجنّ» می‌نامیدند که از «نار السموم» آفریده گردیده بودند.[۴۲] علّت اسم‌گذاری این ملائکه به جنّ، به جهت بانک‌داری پردیس یا این که نهفته‌بودن از دیدگان بوده‌میباشد[۴۳]

بی دینی ابلیس

نگارگری از ورژن خطی در هرات از ترجمه فارسی بلعمی که ملائکه را به احترام انسان علامت میدهد، به جز ابلیس که نپذیرفت. محافظت در کتابخانه موزه کاخ توپکاپی
در آيه ۳۴ سوره بقره و آیه ۷۴ سوره ص درباره ابلیس از تعبیروتفسیر «و کَانَ مِنَ الکافِرین» مصرف شده میباشد. درین که هدف از شرک، شرکِ عناد یا این که بی دینیِ جهالت میباشد، در بین مفسّران اختلاف لحاظ وجود داراست.

شرک عنادی یا این که جاهلانه
پاره‌ای به استناد اقرار او که بر رمز رویه راست تو در کمین آن‌ها خواهم گرد‌همایی: «لاَقعُدَنَّ لَهم صِرَاطَکَ المُستقِیمَ» [۴۴] و آن‌ها‌را گم راه خواهم کرد: «لَاُغوِینَّهُم...» [۴۵] او‌را فقیه به آئین حق و اضلال، و بی دینی او‌را بی دینی عناد دانسته و گردآوری‌ای به جهت این که تفویض تیره بختی با دانش به گمراهی را محال دانسته‌اند، شرک او را شرکِ جهالت معرفی کرده‌اند.[۴۶]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 303
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 79
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 304
  • بازدید ماه : 507
  • بازدید سال : 3521
  • بازدید کلی : 32173
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی