loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 22
دوشنبه 31 شهريور 1404 زمان : 10:21


اعتبار
درخصوص اعتبار سندی این توقیع، دو گونه های مطرح گردیده‌است:

گونه های اولیه: از فی مابین راویان این توقیع، محمد بن محمد بن عصام کلینی و اسحاق بن یعقوب توثیق ندارند.[۱۱] نقل شده از‌آن‌جا‌که ابن عصام کلینی در گواهی توقیع منقول در کتاب الغیبه روحانی طوسی واقع نشده، لذا فقط خلل توقیع، اسحاق بن یعقوب مسجد قبا مشهد میباشد.

[۱۲] وی شخصی ناشناخته میباشد و توثیقی برای وی ذکر نشده میباشد. لذا توقیع قابل استناد وجود آدرس مسجد قبا مشهد ندارد.[۱۳]
ولی علامه تُستری دانا رجالی قرن چهاردهم خورشیدی، او‌را اخوی روحانی کلینی می‌‌داند؛ چون در ورژن کمال الدین وی «و السلام عليك يا اسحاق بن يعقوب الكلينی» رزرو مسجد قبا مشهد آمده میباشد.[۱۴]

جواب‌هایی بدین گونه های داده گردیده‌است:

اولا سید کاظم حائری اعتقاد دارد اسحاق بن یعقوب به طبع در بالاترین سکو وثاقت میباشد؛ چون داعیه کرده توقیعی از طرف امام فرصت(عج) برای وی صادر گردیده است. ادعای دروغین صدور توقیع در آن مجال، فقط از یک فرد خبیث رذل قابلیت و امکان‌پذیر میباشد. پس اسحاق یا این که در بالاترین جايگاه وثاقت بوده که مدعی اثبات میشود و یا این که جزو خبیث‌ترین عموم بوده که توقیعی به نام امام فرصت(عج) جعل نموده است که اینگونه امری حتما بر روضه خوان کلینی - با آن توجه و ضبطی که در نقل حدیث داشته - نهفته نمی‌ماند؛ مخصوصا اینکه کلینی در بعد از ظهر غایب بودن صغری و صدور توقیعات می‌زیسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۵]

جواد مروی از اساتید درس بیرون حوزه علمیه قم نیز اعتقاد دارد با دقت به اینکه کلینی - که هم‌بعدازظهر با نواب امام مجال(عج) بوده - این توقیع را برای گردآوری‌ای از علما نقل کرده، معلوم می‌گردد خویش وی از صدور آن اعتقادوباور داشته میباشد، وگرنه آن را نقل نمی کرد.[۱۶] بعضا هم با دقت به اعتنا بالای کلینی، داعیه کرده‌اند حتماً انتساب این توقیع به امام فرصت(عج) از شیوه آشنایی اسحاق و یا این که هر راه و روش دیگری، برای وی یقینی بوده که آن را نقل نموده است.[۱۷]

ثانیا محمد مؤمن قمی خویشِ عبارت (أَرْشَدَكَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَكَ؛ پروردگار تورا هدایت كند و بر اعتقادوباور حق اثبات و استوار بدارد) در اولِ توقیع و عبارت (وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِسْحَاقَ بْنَ يَعْقُاینترنتَ وَ عَلى‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‌؛ و درود بر تو ای اسحاق بن یعقوب و بر هر هر که از هدایت تقلید نماید) در انتهای آن را ادله وثاقت اسحاق میداند.[۱۸] مامقانی، رجالی قرن چهاردهم داعیه کرده‌ که خویش مضمون توقیع بر رده بالای اسحاق دلالت دارااست.[۱۹] سید محمود حسینی شاهرودی نیز تأکید دارااست که با دقت به شواهد صدور درستی در توقیع، خویشِ توقیع بر مقام والای اسحاق دلالت دارااست.[۲۰] بعضا نیز با دقت به طرز سؤالات مطرح گردیده و نقل این توقیع بوسیله روحانی طوسی و روحانی صدوق، معتقدند وی شخصی فقید و مشغول مسائل فقاهتی بوده میباشد.[۲۱]

ثالثا بزرگانی همانند روضه خوان مرتضی انصاری،[۲۲] متفحص اصفهانی[۲۳] و نائینی[۲۴] در وثاقت اسحاق اشکالی نکرده‌اند. سید ابوالقاسم خویی نیز او‌را از اجلای علما دانسته‌ و صرفا بر دلالت توقیع انواع گرفته میباشد.[۲۵]

گونه های دوم: این توقیع از روحانی کلینی نقل گردیده‌است، ولی کلینی آن را در الکافی نیاورده میباشد. پس مشخص میشود انتساب آن به کلینی درست وجود ندارد.[۲۶]
دو جواب بدین انواع مطرح شد‌ه‌است:

اولا سید کاظم حائری اعتقاد دارد کافی کتابی برای عموم مردم بوده میباشد. لذا آوردن توقیع با تصریح به نام راوی در یک کتاب همگانی ممکن میباشد موجب خواهد شد فرد - ولو پایین شکنجه معاند - اسم نائب امام فرصت(عج) را که توقیع از روش وی صادر گردیده معرفی نماید. افزون براین، احتمال داراست این توقیع بعداز اتمام کتاب کافی به دست کلینی رسیده باشد.[۲۷]

ثانیا بیان شده از آن‌جا که توقیع دربرگیرنده مطالب شرعی نبوده، کلینی آن را در کتاب الکافی بیان نکرده میباشد؛ به‌ویژه اینکه کلینی کتاب دیگری به اسم «الرسائل» داشته که همه طومار‌های ائمه(ع) را در آن آورده بوده و آن کتاب به دست ما نرسیده میباشد. شاید این توقیع را در آن کتاب بیان نموده است.[۲۸]

کاربرد
به دو فقره از این توقیع برای ثابت ولایت فقید ادله شد‌ه‌است؛

فقره اولیه: (أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا؛ و البته حوادثی که برای شما پدید میاید، پس رجوع‌نمایید به راویان حدیث ما)

روحانی انصاری این نظر را دارد منظور از «الحوادث» درین توقیع، مطلق اموری میباشد که از حیث عقلی، عرفی و فقهی می‌بایست در آن ها به مدیریت قوم و قبیله مراجعه کرد. بدین ترتیب امام(ع) فقها را مرجع در کارها حکمرانی قرار داده میباشد.[۲۹]

فقره دوم: (فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ؛ چون آن ها حجت اینجانب بر شما می باشند و اینجانب هم حجت خداوند بر آن ها هستم)

نقل شده معنای حجت بودن معصوم مطلقا به مسأله‌گویی و ذکر احکام وجود ندارد، بلکه در کلیه اموری که ائمه(ع) حجت معبود می‌باشند، فقها نیز حجتند.[۳۰]


اعتبار
درخصوص اعتبار سندی این توقیع، دو گونه های مطرح گردیده‌است:

گونه های اولیه: از فی مابین راویان این توقیع، محمد بن محمد بن عصام کلینی و اسحاق بن یعقوب توثیق ندارند.[۱۱] نقل شده از‌آن‌جا‌که ابن عصام کلینی در گواهی توقیع منقول در کتاب الغیبه روحانی طوسی واقع نشده، لذا فقط خلل توقیع، اسحاق بن یعقوب مسجد قبا مشهد میباشد.

[۱۲] وی شخصی ناشناخته میباشد و توثیقی برای وی ذکر نشده میباشد. لذا توقیع قابل استناد وجود آدرس مسجد قبا مشهد ندارد.[۱۳]
ولی علامه تُستری دانا رجالی قرن چهاردهم خورشیدی، او‌را اخوی روحانی کلینی می‌‌داند؛ چون در ورژن کمال الدین وی «و السلام عليك يا اسحاق بن يعقوب الكلينی» رزرو مسجد قبا مشهد آمده میباشد.[۱۴]

جواب‌هایی بدین گونه های داده گردیده‌است:

اولا سید کاظم حائری اعتقاد دارد اسحاق بن یعقوب به طبع در بالاترین سکو وثاقت میباشد؛ چون داعیه کرده توقیعی از طرف امام فرصت(عج) برای وی صادر گردیده است. ادعای دروغین صدور توقیع در آن مجال، فقط از یک فرد خبیث رذل قابلیت و امکان‌پذیر میباشد. پس اسحاق یا این که در بالاترین جايگاه وثاقت بوده که مدعی اثبات میشود و یا این که جزو خبیث‌ترین عموم بوده که توقیعی به نام امام فرصت(عج) جعل نموده است که اینگونه امری حتما بر روضه خوان کلینی - با آن توجه و ضبطی که در نقل حدیث داشته - نهفته نمی‌ماند؛ مخصوصا اینکه کلینی در بعد از ظهر غایب بودن صغری و صدور توقیعات می‌زیسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۵]

جواد مروی از اساتید درس بیرون حوزه علمیه قم نیز اعتقاد دارد با دقت به اینکه کلینی - که هم‌بعدازظهر با نواب امام مجال(عج) بوده - این توقیع را برای گردآوری‌ای از علما نقل کرده، معلوم می‌گردد خویش وی از صدور آن اعتقادوباور داشته میباشد، وگرنه آن را نقل نمی کرد.[۱۶] بعضا هم با دقت به اعتنا بالای کلینی، داعیه کرده‌اند حتماً انتساب این توقیع به امام فرصت(عج) از شیوه آشنایی اسحاق و یا این که هر راه و روش دیگری، برای وی یقینی بوده که آن را نقل نموده است.[۱۷]

ثانیا محمد مؤمن قمی خویشِ عبارت (أَرْشَدَكَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَكَ؛ پروردگار تورا هدایت كند و بر اعتقادوباور حق اثبات و استوار بدارد) در اولِ توقیع و عبارت (وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِسْحَاقَ بْنَ يَعْقُاینترنتَ وَ عَلى‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‌؛ و درود بر تو ای اسحاق بن یعقوب و بر هر هر که از هدایت تقلید نماید) در انتهای آن را ادله وثاقت اسحاق میداند.[۱۸] مامقانی، رجالی قرن چهاردهم داعیه کرده‌ که خویش مضمون توقیع بر رده بالای اسحاق دلالت دارااست.[۱۹] سید محمود حسینی شاهرودی نیز تأکید دارااست که با دقت به شواهد صدور درستی در توقیع، خویشِ توقیع بر مقام والای اسحاق دلالت دارااست.[۲۰] بعضا نیز با دقت به طرز سؤالات مطرح گردیده و نقل این توقیع بوسیله روحانی طوسی و روحانی صدوق، معتقدند وی شخصی فقید و مشغول مسائل فقاهتی بوده میباشد.[۲۱]

ثالثا بزرگانی همانند روضه خوان مرتضی انصاری،[۲۲] متفحص اصفهانی[۲۳] و نائینی[۲۴] در وثاقت اسحاق اشکالی نکرده‌اند. سید ابوالقاسم خویی نیز او‌را از اجلای علما دانسته‌ و صرفا بر دلالت توقیع انواع گرفته میباشد.[۲۵]

گونه های دوم: این توقیع از روحانی کلینی نقل گردیده‌است، ولی کلینی آن را در الکافی نیاورده میباشد. پس مشخص میشود انتساب آن به کلینی درست وجود ندارد.[۲۶]
دو جواب بدین انواع مطرح شد‌ه‌است:

اولا سید کاظم حائری اعتقاد دارد کافی کتابی برای عموم مردم بوده میباشد. لذا آوردن توقیع با تصریح به نام راوی در یک کتاب همگانی ممکن میباشد موجب خواهد شد فرد - ولو پایین شکنجه معاند - اسم نائب امام فرصت(عج) را که توقیع از روش وی صادر گردیده معرفی نماید. افزون براین، احتمال داراست این توقیع بعداز اتمام کتاب کافی به دست کلینی رسیده باشد.[۲۷]

ثانیا بیان شده از آن‌جا که توقیع دربرگیرنده مطالب شرعی نبوده، کلینی آن را در کتاب الکافی بیان نکرده میباشد؛ به‌ویژه اینکه کلینی کتاب دیگری به اسم «الرسائل» داشته که همه طومار‌های ائمه(ع) را در آن آورده بوده و آن کتاب به دست ما نرسیده میباشد. شاید این توقیع را در آن کتاب بیان نموده است.[۲۸]

کاربرد
به دو فقره از این توقیع برای ثابت ولایت فقید ادله شد‌ه‌است؛

فقره اولیه: (أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا؛ و البته حوادثی که برای شما پدید میاید، پس رجوع‌نمایید به راویان حدیث ما)

روحانی انصاری این نظر را دارد منظور از «الحوادث» درین توقیع، مطلق اموری میباشد که از حیث عقلی، عرفی و فقهی می‌بایست در آن ها به مدیریت قوم و قبیله مراجعه کرد. بدین ترتیب امام(ع) فقها را مرجع در کارها حکمرانی قرار داده میباشد.[۲۹]

فقره دوم: (فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ؛ چون آن ها حجت اینجانب بر شما می باشند و اینجانب هم حجت خداوند بر آن ها هستم)

نقل شده معنای حجت بودن معصوم مطلقا به مسأله‌گویی و ذکر احکام وجود ندارد، بلکه در کلیه اموری که ائمه(ع) حجت معبود می‌باشند، فقها نیز حجتند.[۳۰]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 52
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 391
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1187
  • بازدید ماه : 1390
  • بازدید سال : 4404
  • بازدید کلی : 33056
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی