loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 26
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 12:24


اقدامات
دوری از سب علی: قدمت بن عبدالعزیز امر کرد کسی حق ندارد حضرت علی(ع) را سب نماید.[۲۳] قبلا به فرمان معاویة بن ابی سفیان، حدود ۶۰ سال امام علی (ع) صحابی فرستاده و اولیه امام شیعه ها بر روی منابر لعن میشد.[۲۴] اورده شده قدمت بن عبدالعزیز، در نوجوانی که پدرش زنده بود، به خرده‌گیری از علی (ع) می‌پرداخت، ولی بعداز آن در فیضٔ نهی استادش، عبیدالله بن عبدالله، از امام علی به خیر و خوبی حافظه مسجد قبا مشهد می کرد.

[۲۵] البته آنگونه که بعضی پژوهشگران معاصر معتقدند، این دستور در حین قدمت بن عبدالعزیز یک توقف کوتاه داشته و مجدد از رمز گرفته گردیده است.[۲۶] شواهد این مدعی از این قرار آدرس مسجد قبا مشهد میباشد:
سعید نواده عثمان که بومی مدینه بود، در سفری که هشام بن عبدالملک (م ۱۲۵ق) به مکه و مدینه داشت به وی خبر بخشید که هنوز ابوتراب را لعن رزرو مسجد قبا مشهد میگویند.[۲۷]
زید بن علی (شهید شدن ۱۲۱یا۱۲۲ق) به یوسف بن قدمت؛ امیر عراق (امارت ۱۲۰–۱۲۶ق) میگوید که خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه (امارت ۱۱۴–۱۱۸ق) هنوز پدران اورا (خواسته امیرمومنان میباشد) دشنام می دهد.[۲۸]
خالد بن عبدالملک یادشده، یک توشه در درحال حاضر دشنام گویی، با رویارویی به مثل سکینه دختر امام حسین(ع) و کنیزانش که در مسجد حضور داشتند، روبرو شد و مامورانش کنیزان سکینه را گزینه ضرب و شتم قرار شماره تلفن مسجد قبا مشهد دادند.[۲۹]
امام رضا (ع) در روایتی فرموده‌اند که ۸۰ سال مارا بر منابر لعن گفتند[۳۰] و ۸۰ سال بعداز قدمت بن عبدالعزیز را نیز در برمی‌گیرد.
بازگرداندن فدک : فدک دهکده‌ای نتیجه ها‌خیز در اطراف خیبر،[۳۱] در حیطه حجاز و به مسافت ۱۶۰ کیلومتری مدینه بود[۳۲] که یهودیان در آن معاش می‌کردند. این ناحیه سوای مبارزه در مشت فرستاده(ص) قرار گرفت و فرستاده آن را به دخترش فاطمه(س) اعطا کرد.[۳۳] ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به عایدی خلافت مصادره کرد.[۳۴] برخی گزارش‌ها حاکی از آن می‌باشند که قدمت بن عبدالعزیز فدک را که معاویه به مروان بن حکم داده بود و وی هم آن را به پسرش عبدالعزیز بخشیده بود و قدمت آن را ارث برده بود،[۳۵] به فرزندان فاطمه (س) بازگرداند.[۳۶] البته برخی منابع آورده‌اند که قدمت بن عبدالعزیز معتقد بود که نبی (ص) فدک را به دخترش نبخشیده بلکه فدک در دست قاضی اسلامی بوده و حضرت زهرا (س) با اذن حکم کننده اسلامی از منافع آن به کارگیری می‌کرده و بعد از فرستاده (ص) نیز در مشت خلفای اسلامی بوده میباشد، براین اساس فدک را به به عبارتی بازگرداند.[۳۷] قدمت بن عبدالعزیز همینطور خمس را به بنی هاشم می‌اعطا کرد.[۳۸]
رفع ممانعت نگارش حدیث: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به ابوبکر بن تمهید، والی مدینه دستورداد که روایات پیامبراکرم (ص) را مکتوب نماید.[۳۹] قبل از آن، از فرصت خلافت ابوبکر، سیاست ممانعت حدیث انجام و از تایپ کردن روایات فرستاده دوری می شد.[۴۰]
منتشرکردن دستور صاحب اشتر: با شهید شدن صاحب و مالک اشتر، نامۀ امام علی(ع) به صاحب و مالک اشتر به دست معاویه به زمین خورد و وی طومار را در بانک خویش از نگاه عموم پنهان کرد، تا آنکه قدمت بن عبدالعزیز آن را در دست مردم قرار اعطا کرد.[۴۱] اما بر طبق آنچه در بعضا منابع آمده، این حادثه مرتبط با طومار امام علی(ع) به محمد بن ابی‌دیده نشده بوده میباشد.[۴۲]
برداشتن خراج و جزیه: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به عبدالحمید بن عبدالرحمن، کارگزارش در کوفه، خلال توصیه به عدل و داد و احسان و آبادانی امرکرد از مسلمان ها خراج نگیرد.[۴۳] وی همینطور به کارگزارانش دستورداد از نومسلمانان جزیه گرفته نشود.[۴۴]
مصاحبه با خوارج: قدمت بن عبدالعزیز با خوارج رای زنی کرد و آن‌ها را قانع کرد که از خون ریزی دست بردارند.[۴۵] وی شوذب فرنگی را که علیه حکومت خروج کرده بود، به مناظره دعوت کرد، شوذب نیز دو نفر از خوارج را برای مناظره نزد او ارسال کرد.[۴۶]
رد مظالم: گفته‌اند وی در زمان خلافتش به بازگرداندن اموالی که با ستم از عموم گرفته گردیده بود، اهتمام می‌ورزید.[۴۷]
موضع امام باقر (ع)
از‌آن‌جا‌که روزگار حکومت قدمت بن عبدالعزیز (۹۹–۱۰۱ق) هم زمان با زمانه امامت امام باقر (ع) (۹۵–۱۱۴ق) بود، در منابع از رابطه امام پنجم شیعه ها و قدمت بن عبدالعزیز گزارش‌هایی نقل گردیده‌است.[۴۸] بعضا پژوهشگران موضع امام باقر (ع) در مقابل قدمت بن عبدالعزیز را ناصحانه بررسی می‌نمایند.[۴۹] امام باقر (ع) از روی خیرخواهی او‌را اندرز می کرد و از سرانجام ظلم و ستم می‌ترساند و این موعظه‌ها را متناسب با روحیه قدمت بن عبدالعزیز که می‌خواست عدل و داد پیشه باشد می‌دانست.[۵۰]


حرم قدمت بن عبدالعزیز در حوالی معمرة النعمان در ناحیه حمص در سوریه
در احادیث آمده که امام باقر (ع) او‌را محجوب بنی امیه خطاب نموده است.[۵۱] با این وجود معتقد بود که وی علی‌رغم عدل و داد‌پیشگی بعداز مرگش در اسمان‌ها لعن گردد؛ به این دلیل‌که بر جایگاهی نشسته میباشد که حق امامان میباشد و وی هیچ حقی در آن نداشت.[۵۲]


اقدامات
دوری از سب علی: قدمت بن عبدالعزیز امر کرد کسی حق ندارد حضرت علی(ع) را سب نماید.[۲۳] قبلا به فرمان معاویة بن ابی سفیان، حدود ۶۰ سال امام علی (ع) صحابی فرستاده و اولیه امام شیعه ها بر روی منابر لعن میشد.[۲۴] اورده شده قدمت بن عبدالعزیز، در نوجوانی که پدرش زنده بود، به خرده‌گیری از علی (ع) می‌پرداخت، ولی بعداز آن در فیضٔ نهی استادش، عبیدالله بن عبدالله، از امام علی به خیر و خوبی حافظه مسجد قبا مشهد می کرد.

[۲۵] البته آنگونه که بعضی پژوهشگران معاصر معتقدند، این دستور در حین قدمت بن عبدالعزیز یک توقف کوتاه داشته و مجدد از رمز گرفته گردیده است.[۲۶] شواهد این مدعی از این قرار آدرس مسجد قبا مشهد میباشد:
سعید نواده عثمان که بومی مدینه بود، در سفری که هشام بن عبدالملک (م ۱۲۵ق) به مکه و مدینه داشت به وی خبر بخشید که هنوز ابوتراب را لعن رزرو مسجد قبا مشهد میگویند.[۲۷]
زید بن علی (شهید شدن ۱۲۱یا۱۲۲ق) به یوسف بن قدمت؛ امیر عراق (امارت ۱۲۰–۱۲۶ق) میگوید که خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه (امارت ۱۱۴–۱۱۸ق) هنوز پدران اورا (خواسته امیرمومنان میباشد) دشنام می دهد.[۲۸]
خالد بن عبدالملک یادشده، یک توشه در درحال حاضر دشنام گویی، با رویارویی به مثل سکینه دختر امام حسین(ع) و کنیزانش که در مسجد حضور داشتند، روبرو شد و مامورانش کنیزان سکینه را گزینه ضرب و شتم قرار شماره تلفن مسجد قبا مشهد دادند.[۲۹]
امام رضا (ع) در روایتی فرموده‌اند که ۸۰ سال مارا بر منابر لعن گفتند[۳۰] و ۸۰ سال بعداز قدمت بن عبدالعزیز را نیز در برمی‌گیرد.
بازگرداندن فدک : فدک دهکده‌ای نتیجه ها‌خیز در اطراف خیبر،[۳۱] در حیطه حجاز و به مسافت ۱۶۰ کیلومتری مدینه بود[۳۲] که یهودیان در آن معاش می‌کردند. این ناحیه سوای مبارزه در مشت فرستاده(ص) قرار گرفت و فرستاده آن را به دخترش فاطمه(س) اعطا کرد.[۳۳] ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به عایدی خلافت مصادره کرد.[۳۴] برخی گزارش‌ها حاکی از آن می‌باشند که قدمت بن عبدالعزیز فدک را که معاویه به مروان بن حکم داده بود و وی هم آن را به پسرش عبدالعزیز بخشیده بود و قدمت آن را ارث برده بود،[۳۵] به فرزندان فاطمه (س) بازگرداند.[۳۶] البته برخی منابع آورده‌اند که قدمت بن عبدالعزیز معتقد بود که نبی (ص) فدک را به دخترش نبخشیده بلکه فدک در دست قاضی اسلامی بوده و حضرت زهرا (س) با اذن حکم کننده اسلامی از منافع آن به کارگیری می‌کرده و بعد از فرستاده (ص) نیز در مشت خلفای اسلامی بوده میباشد، براین اساس فدک را به به عبارتی بازگرداند.[۳۷] قدمت بن عبدالعزیز همینطور خمس را به بنی هاشم می‌اعطا کرد.[۳۸]
رفع ممانعت نگارش حدیث: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به ابوبکر بن تمهید، والی مدینه دستورداد که روایات پیامبراکرم (ص) را مکتوب نماید.[۳۹] قبل از آن، از فرصت خلافت ابوبکر، سیاست ممانعت حدیث انجام و از تایپ کردن روایات فرستاده دوری می شد.[۴۰]
منتشرکردن دستور صاحب اشتر: با شهید شدن صاحب و مالک اشتر، نامۀ امام علی(ع) به صاحب و مالک اشتر به دست معاویه به زمین خورد و وی طومار را در بانک خویش از نگاه عموم پنهان کرد، تا آنکه قدمت بن عبدالعزیز آن را در دست مردم قرار اعطا کرد.[۴۱] اما بر طبق آنچه در بعضا منابع آمده، این حادثه مرتبط با طومار امام علی(ع) به محمد بن ابی‌دیده نشده بوده میباشد.[۴۲]
برداشتن خراج و جزیه: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به عبدالحمید بن عبدالرحمن، کارگزارش در کوفه، خلال توصیه به عدل و داد و احسان و آبادانی امرکرد از مسلمان ها خراج نگیرد.[۴۳] وی همینطور به کارگزارانش دستورداد از نومسلمانان جزیه گرفته نشود.[۴۴]
مصاحبه با خوارج: قدمت بن عبدالعزیز با خوارج رای زنی کرد و آن‌ها را قانع کرد که از خون ریزی دست بردارند.[۴۵] وی شوذب فرنگی را که علیه حکومت خروج کرده بود، به مناظره دعوت کرد، شوذب نیز دو نفر از خوارج را برای مناظره نزد او ارسال کرد.[۴۶]
رد مظالم: گفته‌اند وی در زمان خلافتش به بازگرداندن اموالی که با ستم از عموم گرفته گردیده بود، اهتمام می‌ورزید.[۴۷]
موضع امام باقر (ع)
از‌آن‌جا‌که روزگار حکومت قدمت بن عبدالعزیز (۹۹–۱۰۱ق) هم زمان با زمانه امامت امام باقر (ع) (۹۵–۱۱۴ق) بود، در منابع از رابطه امام پنجم شیعه ها و قدمت بن عبدالعزیز گزارش‌هایی نقل گردیده‌است.[۴۸] بعضا پژوهشگران موضع امام باقر (ع) در مقابل قدمت بن عبدالعزیز را ناصحانه بررسی می‌نمایند.[۴۹] امام باقر (ع) از روی خیرخواهی او‌را اندرز می کرد و از سرانجام ظلم و ستم می‌ترساند و این موعظه‌ها را متناسب با روحیه قدمت بن عبدالعزیز که می‌خواست عدل و داد پیشه باشد می‌دانست.[۵۰]


حرم قدمت بن عبدالعزیز در حوالی معمرة النعمان در ناحیه حمص در سوریه
در احادیث آمده که امام باقر (ع) او‌را محجوب بنی امیه خطاب نموده است.[۵۱] با این وجود معتقد بود که وی علی‌رغم عدل و داد‌پیشگی بعداز مرگش در اسمان‌ها لعن گردد؛ به این دلیل‌که بر جایگاهی نشسته میباشد که حق امامان میباشد و وی هیچ حقی در آن نداشت.[۵۲]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 338
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 79
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 339
  • بازدید ماه : 542
  • بازدید سال : 3556
  • بازدید کلی : 32208
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی