ماجرای با حجب و حیا پاشا
در ۱۲۵۸، در کربلا گروهی از شیعهها موسوم به یرمازیه بر ضد حکومت عثمانی قیام کردند و با حجب و حیا پاشا، والی بغداد، برای سرکوب آن ها شهر را محاصره کرد. او در مکاتبههایی که با سید کاظم داشت، از وی خواست با استعمال از نفوذ خود شورشیان را به صلح و ادب دعوت نماید. ولی عملکردهای سید کاظم فیض نداد.[۲۱] و عاقبت با حجب و حیا پاشا در هجدهم ذیقعده سال جاری وارد کربلا شد و حدود چهار هزار بدن از شیعهها را قتلعام کرد. دراین هجوم، سید کاظم و افرادی که در منزل وی امان گرفته بودند مصون مسجد قبا مشهد ماندند.[۲۲]
این واقعه معارضان را بیشتر بر ضد او تحریک کرد، چنانکه بعضی او را همدست امرای عثمانی دانستند.[۲۳] سید کاظم برای رهایی از این فشارها با تعدادی از پیروانش به قصد زیارت کاظمین و سامرا، کربلا را سوراخ کرد. ضمنا هجرت محجوب پاشا او را از سامرا به بغداد فراخواند. رشتی اندکی بعد از رجوع و برگشت، در کربلا وفات یافت و در کنار مرقد امام حسین به خاک امانت آدرس مسجد قبا مشهد شد.
[۲۴] بر پایه ی قصه پر اسم و رسم، هر یک سری با حجب و حیا پاشا در ظواهر سید را گرامی میداشت، او را مسموم کرد و رهروان سید با دوراندیشی از این دستور، اورا شتابان به کربلا بازگرداندند.[۲۵] ولی در تلخیص تاریخ نبیل، مسموم شدن او به دست محجوب پاشا، ساخته و پرداخته معارضان وی قلمداد گردیده و سن او هنگام مرگ شصت سال مذکور ست، که صحیح نمیکند.[۲۶] اورده شده میباشد بعد از ماجرای محجوب پاشا طومارهای اعتراضآمیز حتی از سران شیخیه به سید کاظم رسید. سید کاظم رشتی از قرة العین که طومار اعتراض رسول بود دعوت کرد که به کربلا آمده و وی اجابت کرد. قبل از وصال قرة العین به کربلا سید رشتی از رزرو مسجد قبا مشهد عالم رفت.
فرزندان
او دو فرزند به اسمهای سید احمد و سید حسن داشت. هر دو از رهروان بابا بودند و سید حسن از بزرگان شیخیه شناخته میگردد. به خویشاوندان او کشفی نیز میگویند و علتش را این میدانند که سید کاظم کشف کننده اسرار عبارات و گفتار روحانی احمد احسائی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.
وفات
سید کاظم رشتی در شب سه شنبه ۱۱ ذیالحجه ۱۲۵۹ق در کربلا درگذشت و در رواق شرقی مقبره امام حسین(ع) دفن شد.
حیات علمی
سید کاظم رشتی بر مبانی اعتقادات شیخیه چیزی نیفزود، بلکه تحت عنوان شارح و مفسر، از اقوال روضه خوان احمد احسائی حفاظت می کرد و در توسعه تعالیم وی جزئیات جدیدای به دربین آورد. او بیشتراز احسائی، مفاهیم عرفانی و باطنی را در توضیح عوالم و اطوار وجود به فعالیت خاطرنشان کرد و آنان را با گفت و گو از مقامات انبیا و امامان درآمیخت. مثالای از پرداختن وی به جزئیات به دور از ذهن و تعبیرها و نامهای غریب، در وصف وی از شهر دانش دیده میشود.[۲۷]
راجع به معاد که از آراء پرمناقشه احسائی بود، کوشید تا رأی خاص اورا در پرتو باور به جسمانی بودن معاد، تأویل و تعبیروتفسیر نماید.[۲۸]
رشتی به تقلید از نظریه خاص استادش، جایگاهی از سببیت و قیومیت را به رسول نسبت می دهد.[۲۹] و اهل بیت علیهم السلام را وارثان شئون آن حضرت در اکوان و اعیان و تمامی قوای ظواهر و داخل در مراتب گوناگون شکل گیری به شمار میاورد.[۳۰] از بینش وی، در جابجایی این ولایت تفاوتی در بین تشریع و شکل گیری وجود ندارد،[۳۱] همچنانکه صاحب و مالک این رده از ید مبسوطی در اختصاص نعمتها و تقدیر کارها خلایق شامل است.[۳۲] اعتقادوباور به بایستگی حضور ناطقی در هر بعد از ظهر که اول توشه روضه خوان احمد احسایی[۳۳] به آن اشارههایی کرده بود، در اثرها سید کاظم رشتی صراحت بیشتری می یابد. او مراتبی از برترین پروردگار را، با تعابیری مطلوب پندار تصوف، برمیشمارد که طبقهای از وی در زمانه غایب بودن امام، حمل کننده علم ها و اسرار وی و نیز واسطه نتیجه در بین وی و بقیه عموماند.[۳۴] در تفصیل القصیده وی، بر پایه ی روایتی درباره ظهور سرآمدی در رأس هر سده، روحانی احسائی با تأویل نام احمد، به تلویح، صاحب و مالک سر کردگی سده سیزدهم و مبین احکام ظاهری و باطنی معرفی گردیده است.[۳۵] تأکید بر حضور نایب خاص در بعد از ظهر غایب بودن امام بعدازظهر، عکس العمل بعضا علما را برانگیخت و اورا به نوعی انحراف از اصول تشیع تبهکار کردند.[۳۶]
تأثیر آراء وی بر تحولات فقاهتی-سیاسی
آراء و تاملهای سید کاظم، بستر ساز تحولات فقاهتی-سیاسی در عراق و کشورایران شد و اینگونه میکند که اوضاع و احوال اجتماعی عراق آن روز،که از یک سو، گرفتار استبداد حاکمان عثمانی بود و از سوی دیگر، اوضاع خاص رهروان سید کاظم که بر تاثیر نزاعهای فرقهای در معرض انذار و تکفیر قرار داشتند آنهارا به ظهور امام منجی برای اصلاح کارها امیدوارتر میتشکیل داد. سماجت سید کاظم بر مجاورت بودن ظهور موعود و اینکه وی شاید از همین رو جانشینی برای خویش برنگزیده بود.[۳۷] قضیه را برای ادعای بابیت سید علی محمد شیرازی دارای اسم و رسم به باب هموار تشکیل داد و اول گروندگان به وی همین دسته از شیخیه بودند. با بیان و آن گاه بهائیان میپنداشتند که خویش سید کاظم در نوشتهها و گفته هایش به ظهور باب و بهاء الله اشاره نموده است.[۳۸]
شاگردان
برخورداری رشتی از حوزه نافذ درس و ارشادوراهنمایی و اوضاع و احوال خاص شیخیه در روزگار بعداز وی موجب شدهاست که فی مابین انتساب برخی شاگردان به وی، سرو صداهایی چهره دهد. از در میان اشخاصی که بر شاگردی آنان نزد او میتوان صحه گذارد، این جمع در خور ذکرند:
ملاحسن گوهر قراچهداغی (متوفی ۱۲۶۶ق)، وصی سیدکاظم و جانشین وی در کربلا[۳۹]
میرزا حسن دهلوی وسیع آبادی (متوفی ۱۲۶۰ق) استدلال اساسی رواج اذهان شیخیه در بلاد هند[۴۰]
حاج محمد کریم ومهربان خان کرمانی[۴۱]
میرزا محمدحسین فضا کرمانی[۴۲]
میرزا محمدشفیع ثقة الاسلام تبریزی (متوفی ۱۳۰۱ق) جد میرزا علی ثقة الاسلام تبریزی[۴۳]
میرزا حسین بن محمد تبریزی، اخوی میرزا محمدتقی حجة الاسلام نیر[۴۴]
افزون بر اینها، اسم بعضا از رهبران حرکت بابی در شمار شاگردان رشتی آمده که منبع پارهای از این انتسابها نوشتههای خویش با بیان بوده میباشد که میکوشیدند آرم دهند که زعمای آنها از تأیید بنیانگذاران شیخیه سودمند بودهاند، مثلا ادعای احترام سید کاظم رشتی به سید علی محمد شیرازی و معرفی وی به شاگردان[۴۵] در حالیکه آوازه وی به شاگردی رشتی[۴۶] بیمحور به لحاظ میرسد.[۴۷] در همین منابع ملاحسین بشرویهای و زرین تاج برغانی دارای شهرت به طاهره قرة العین در شمار اصحاب مجاورت رشتی معرفی گردیدهاند.[۴۸] فی مابین شاگردان سید کاظم رشتی که بعد از وی از سران بابیه بودند، از ملامحمدعلی بارفروشی، ملاعلی بسطامی و ملاشیخ علی ترشیزی نیز ذکر شده گردیدهاست.[۴۹]
بعداز مرگ سید کاظم، رهروان او یکسری گروه شدند و بعضی از آن ها به عنوان مثال محمد کریم ومهربان خان قاجار و روضه خوان حسن گوهر و پیروانشان با ادعای باب به مشقت به تقابل برخاستند. گفتنی میباشد در طول سید کاظم، به منجر اقامت شماری از شاهزادگان قاجاری در عراق و نیز فعالیتهای حاج محمد کریم ومهربان خان محصل او در کرمان، بزرگانی از قوم قاجار به شیخیه رغبت پیدا کرده بودند.[۵۰]
ماجرای با حجب و حیا پاشا
در ۱۲۵۸، در کربلا گروهی از شیعهها موسوم به یرمازیه بر ضد حکومت عثمانی قیام کردند و با حجب و حیا پاشا، والی بغداد، برای سرکوب آن ها شهر را محاصره کرد. او در مکاتبههایی که با سید کاظم داشت، از وی خواست با استعمال از نفوذ خود شورشیان را به صلح و ادب دعوت نماید. ولی عملکردهای سید کاظم فیض نداد.[۲۱] و عاقبت با حجب و حیا پاشا در هجدهم ذیقعده سال جاری وارد کربلا شد و حدود چهار هزار بدن از شیعهها را قتلعام کرد. دراین هجوم، سید کاظم و افرادی که در منزل وی امان گرفته بودند مصون مسجد قبا مشهد ماندند.[۲۲]
این واقعه معارضان را بیشتر بر ضد او تحریک کرد، چنانکه بعضی او را همدست امرای عثمانی دانستند.[۲۳] سید کاظم برای رهایی از این فشارها با تعدادی از پیروانش به قصد زیارت کاظمین و سامرا، کربلا را سوراخ کرد. ضمنا هجرت محجوب پاشا او را از سامرا به بغداد فراخواند. رشتی اندکی بعد از رجوع و برگشت، در کربلا وفات یافت و در کنار مرقد امام حسین به خاک امانت آدرس مسجد قبا مشهد شد.
[۲۴] بر پایه ی قصه پر اسم و رسم، هر یک سری با حجب و حیا پاشا در ظواهر سید را گرامی میداشت، او را مسموم کرد و رهروان سید با دوراندیشی از این دستور، اورا شتابان به کربلا بازگرداندند.[۲۵] ولی در تلخیص تاریخ نبیل، مسموم شدن او به دست محجوب پاشا، ساخته و پرداخته معارضان وی قلمداد گردیده و سن او هنگام مرگ شصت سال مذکور ست، که صحیح نمیکند.[۲۶] اورده شده میباشد بعد از ماجرای محجوب پاشا طومارهای اعتراضآمیز حتی از سران شیخیه به سید کاظم رسید. سید کاظم رشتی از قرة العین که طومار اعتراض رسول بود دعوت کرد که به کربلا آمده و وی اجابت کرد. قبل از وصال قرة العین به کربلا سید رشتی از رزرو مسجد قبا مشهد عالم رفت.
فرزندان
او دو فرزند به اسمهای سید احمد و سید حسن داشت. هر دو از رهروان بابا بودند و سید حسن از بزرگان شیخیه شناخته میگردد. به خویشاوندان او کشفی نیز میگویند و علتش را این میدانند که سید کاظم کشف کننده اسرار عبارات و گفتار روحانی احمد احسائی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.
وفات
سید کاظم رشتی در شب سه شنبه ۱۱ ذیالحجه ۱۲۵۹ق در کربلا درگذشت و در رواق شرقی مقبره امام حسین(ع) دفن شد.
حیات علمی
سید کاظم رشتی بر مبانی اعتقادات شیخیه چیزی نیفزود، بلکه تحت عنوان شارح و مفسر، از اقوال روضه خوان احمد احسائی حفاظت می کرد و در توسعه تعالیم وی جزئیات جدیدای به دربین آورد. او بیشتراز احسائی، مفاهیم عرفانی و باطنی را در توضیح عوالم و اطوار وجود به فعالیت خاطرنشان کرد و آنان را با گفت و گو از مقامات انبیا و امامان درآمیخت. مثالای از پرداختن وی به جزئیات به دور از ذهن و تعبیرها و نامهای غریب، در وصف وی از شهر دانش دیده میشود.[۲۷]
راجع به معاد که از آراء پرمناقشه احسائی بود، کوشید تا رأی خاص اورا در پرتو باور به جسمانی بودن معاد، تأویل و تعبیروتفسیر نماید.[۲۸]
رشتی به تقلید از نظریه خاص استادش، جایگاهی از سببیت و قیومیت را به رسول نسبت می دهد.[۲۹] و اهل بیت علیهم السلام را وارثان شئون آن حضرت در اکوان و اعیان و تمامی قوای ظواهر و داخل در مراتب گوناگون شکل گیری به شمار میاورد.[۳۰] از بینش وی، در جابجایی این ولایت تفاوتی در بین تشریع و شکل گیری وجود ندارد،[۳۱] همچنانکه صاحب و مالک این رده از ید مبسوطی در اختصاص نعمتها و تقدیر کارها خلایق شامل است.[۳۲] اعتقادوباور به بایستگی حضور ناطقی در هر بعد از ظهر که اول توشه روضه خوان احمد احسایی[۳۳] به آن اشارههایی کرده بود، در اثرها سید کاظم رشتی صراحت بیشتری می یابد. او مراتبی از برترین پروردگار را، با تعابیری مطلوب پندار تصوف، برمیشمارد که طبقهای از وی در زمانه غایب بودن امام، حمل کننده علم ها و اسرار وی و نیز واسطه نتیجه در بین وی و بقیه عموماند.[۳۴] در تفصیل القصیده وی، بر پایه ی روایتی درباره ظهور سرآمدی در رأس هر سده، روحانی احسائی با تأویل نام احمد، به تلویح، صاحب و مالک سر کردگی سده سیزدهم و مبین احکام ظاهری و باطنی معرفی گردیده است.[۳۵] تأکید بر حضور نایب خاص در بعد از ظهر غایب بودن امام بعدازظهر، عکس العمل بعضا علما را برانگیخت و اورا به نوعی انحراف از اصول تشیع تبهکار کردند.[۳۶]
تأثیر آراء وی بر تحولات فقاهتی-سیاسی
آراء و تاملهای سید کاظم، بستر ساز تحولات فقاهتی-سیاسی در عراق و کشورایران شد و اینگونه میکند که اوضاع و احوال اجتماعی عراق آن روز،که از یک سو، گرفتار استبداد حاکمان عثمانی بود و از سوی دیگر، اوضاع خاص رهروان سید کاظم که بر تاثیر نزاعهای فرقهای در معرض انذار و تکفیر قرار داشتند آنهارا به ظهور امام منجی برای اصلاح کارها امیدوارتر میتشکیل داد. سماجت سید کاظم بر مجاورت بودن ظهور موعود و اینکه وی شاید از همین رو جانشینی برای خویش برنگزیده بود.[۳۷] قضیه را برای ادعای بابیت سید علی محمد شیرازی دارای اسم و رسم به باب هموار تشکیل داد و اول گروندگان به وی همین دسته از شیخیه بودند. با بیان و آن گاه بهائیان میپنداشتند که خویش سید کاظم در نوشتهها و گفته هایش به ظهور باب و بهاء الله اشاره نموده است.[۳۸]
شاگردان
برخورداری رشتی از حوزه نافذ درس و ارشادوراهنمایی و اوضاع و احوال خاص شیخیه در روزگار بعداز وی موجب شدهاست که فی مابین انتساب برخی شاگردان به وی، سرو صداهایی چهره دهد. از در میان اشخاصی که بر شاگردی آنان نزد او میتوان صحه گذارد، این جمع در خور ذکرند:
ملاحسن گوهر قراچهداغی (متوفی ۱۲۶۶ق)، وصی سیدکاظم و جانشین وی در کربلا[۳۹]
میرزا حسن دهلوی وسیع آبادی (متوفی ۱۲۶۰ق) استدلال اساسی رواج اذهان شیخیه در بلاد هند[۴۰]
حاج محمد کریم ومهربان خان کرمانی[۴۱]
میرزا محمدحسین فضا کرمانی[۴۲]
میرزا محمدشفیع ثقة الاسلام تبریزی (متوفی ۱۳۰۱ق) جد میرزا علی ثقة الاسلام تبریزی[۴۳]
میرزا حسین بن محمد تبریزی، اخوی میرزا محمدتقی حجة الاسلام نیر[۴۴]
افزون بر اینها، اسم بعضا از رهبران حرکت بابی در شمار شاگردان رشتی آمده که منبع پارهای از این انتسابها نوشتههای خویش با بیان بوده میباشد که میکوشیدند آرم دهند که زعمای آنها از تأیید بنیانگذاران شیخیه سودمند بودهاند، مثلا ادعای احترام سید کاظم رشتی به سید علی محمد شیرازی و معرفی وی به شاگردان[۴۵] در حالیکه آوازه وی به شاگردی رشتی[۴۶] بیمحور به لحاظ میرسد.[۴۷] در همین منابع ملاحسین بشرویهای و زرین تاج برغانی دارای شهرت به طاهره قرة العین در شمار اصحاب مجاورت رشتی معرفی گردیدهاند.[۴۸] فی مابین شاگردان سید کاظم رشتی که بعد از وی از سران بابیه بودند، از ملامحمدعلی بارفروشی، ملاعلی بسطامی و ملاشیخ علی ترشیزی نیز ذکر شده گردیدهاست.[۴۹]
بعداز مرگ سید کاظم، رهروان او یکسری گروه شدند و بعضی از آن ها به عنوان مثال محمد کریم ومهربان خان قاجار و روضه خوان حسن گوهر و پیروانشان با ادعای باب به مشقت به تقابل برخاستند. گفتنی میباشد در طول سید کاظم، به منجر اقامت شماری از شاهزادگان قاجاری در عراق و نیز فعالیتهای حاج محمد کریم ومهربان خان محصل او در کرمان، بزرگانی از قوم قاجار به شیخیه رغبت پیدا کرده بودند.[۵۰]

آدرس مسجد قبا مشهد و راهنمای مراجعه به این مسجد