آراء و عقاید
نوشتهی علمیٔ مهم: اشاعره
معبود و صفات وی
اشعری برای ثابت وجود خداوند از عامل اتقان صنع به کار گیری مینماید. به جز ادله اتقان صنع که مستقیماً عبد بودن دنیا را اثبات مینماید، اشعری ادله دیگری می آورد که سود آن ثابت حادث بودن عالم میباشد.[۱۳] اشعری برای ثابت توحید پروردگار، از عامل تمانع منفعت می برد. او برای پروردگار هفت صفت ذاتی برمیشمرد و اعتقاد دارد که دیگر صفات الهی، همه به همین هفت صفت بازمیخواهد شد: فقیه، کارکشته، حیّ، مرید، متکلم، سمیع و مسجد قبا مشهد بصیر.[۱۴]
قرآن و حرف الاهی
اشعری مانند اصحاب حدیث، حرف پروردگار را قدیم و قائم به ذات وی می داند. به نظریه وی صحبت و دانش، از اسباب صفت حیات خدا میباشد؛ بدین ترتیب، حرف خداوند نیز مانند حیات وی ازلی میباشد. عقیده «صحبت نفسی» اشعری از نتیجه ها تأکید وی بر وحدت هر مورد از صفات ذاتی میباشد. وی درین عقیده، بین سخن قدیم الهی (حرف نفسی) و قرآن فرق میگذارد. از لحاظ وی قرآن کتابی میباشد دارنده اجزاء که از حروف و لغت ها درست شده و نمیتواند ازلی باشد. اشعری، قرآن را ترجمهای از حرف قدیم الهی می داند که بر لهجه نبی(ص) سرازیر گردیده است. اشعری با این تمایز، شکل قضیه سخت و تاریخی خلق و خوی قرآن را تغییرو تحول داده میباشد؛ بهاین شکل که هر آنچه اصحاب حدیث و اهل سنت و جماعت درباره «عبد نبودن» قرآن گفتهاند، بر حرف نفسی راست گو آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۵]
رؤیت پروردگار
نوشتهی علمیٔ اساسی: رؤیت آفریدگار
مبتنی بر نگرش اشعری، نصوص مصرح فقاهتی درصورتی که با مبانی توحیدی در تعارض نباشند، نباید تأویل شوند؛ از این رو این نظر را دارد که به شهید شدن قرآن، مؤمنان در آخرت میتوانند آفریدگار را با همین دیده دنیوی ببینند. وی در این زمینه سه کتاب و رساله نوشته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۶]
عزم آدم و عقیده استحصال
تفویض آدم و ارتباط آن با اقتدار طلبه پروردگار از عمدهترین وجوه سخن اشعری میباشد. او با طرح عقیده استخراج که بعد ها به دست پیروانش پیشرفت یافت، کوشیده میباشد با نگهداری نظریه به عزم و اقتدار طلبه خدا، جایی برای عزم بشر گشوده نماید؛ عزمای که به اصل تکلیف و اجر و عقاب مضمون میبخشد. به کارگیری از کلمه «دستیابی» و «اکتساب» در معنایی که اشعری به عمل برده، قبل از وی نیز سوابق داشته[۱۷] و به دو شخصیت معتزلی به اسمهای ضرار و نجّار منسوب شده میباشد، اما به منجر سهم شایان اشعری در تبیین و ثبت این معنا، می بایست عقیده استخراج را از دستاوردهای وی به شمار شماره تلفن مسجد قبا مشهد آورد.[۱۸]
عدل الاهی
اشعری درباره عدل الاهی، با معتزله اختلاف مبنایی دارااست و بینش وی به مسأله عدل، در ابواب دیگر صحبت وی نیز تأثیر عمیقی داشته میباشد. از نگاه او، افعال معبود سراسر عدل و حکمت میباشد، البته ملاک عادلانه و حکیمانه بودن آنها چیزی جز صادر شدنشان از ذات الاهی وجود ندارد. یعنی در شرایطی که فعل معبود عدل دانسته می شود، بر طبق معیارهای انسانی وجود ندارد و هر عملی از خدا رمز بزند، عین عدل و حتی ملاک عدل میباشد. به ذکر دیگر، عملی را می بایست جور و بر خلاف عدل دانست که از حدود حال و روزگردیده تجاوز کردهباشد و از آن جا که هیچ حقیقتی فراتر و بالاتر از آفریدگار نیست، نمیاقتدار هیچ حد و مرزی برای معبود وضع و اوضاع کرد؛ به این ترتیب، هر عملی از معبود صادر گردد، مسلما عین عدل خواهد بود.[۱۹]
ایمان
طریقه اشعری درباره ایمان، کلاً به دیدگاه اهل سنت و جماعت مجاورت میباشد. اشعری ایمان را تصدیق به وحدانیت معبود میداند و بها کار را از مضمون ایمان بیرون میسازد. مبنای وی برای این نگرش این میباشد که الفاط کتاب الاهی، هر یکسری کاربردهای اصطلاحی داشته باشند، معانی لغوی خویش را محافظت مینمایند؛ براین اساس، برای تحقق ایمان، معنا لغوی آن یعنی «تصدیق» کفایت مینماید.[۲۰]ولی واقعیت ایمان امری قلبی میباشد و اقرار زبانی در صورتیکه با انکار قلبی یار و همدم باشد، ایمان حقیقی وواقعی وجود ندارد. هر چندین حکم ظاهری و شرعی ایمان بر آن صحت مینماید. به همین سیرتکامل، انکار زبانی هم در حالتیکه با انکار قلبی همدم نباشد، بی دینی حقیقی و واقعی محسوب نمی شود.[۲۱]
امامت
به گفته ابن فورک، اشعری بر پایه ی اصل حسن و قبح فقاهتی، ضرورت عقلی امامت را انکار کرده و پست کردن انبیاء را بر پروردگار واجب نمیداند. براین اساس، به جز احکامی که خویش شارع درباره امامت اوضاع و احوال کرده، آدمها تکلیف دیگری دراین باره ندارند.[۲۲] او اعتقاد دارد هیچ سیرتکامل نصی برای امامت شخصی خاص بعد از نبی نیست و انتخاب هر کدام از خلفای چهارگانه نیز بر اساس تعیین خبرگان امت (اهل حل و عقد) بوده و اطاعت از خلیفه منتخب آن ها - که از نگاه اشعری لزوماً افضل اهل فرصت بوده میباشد - بعداز بیعت بر همگان واجب گردیدهاست.[۲۳][۲۴]
آفرینش و عالم
با اعتنا به اینکه اشعری ساختاری عقلانی برای عقاید اهل سنت طرح مینماید، مباحث عالمشناختی در پندار کلامی وی سهمی دور از شوخی داراست؛ به عبارتیطور کهاین مباحث، جایگاهی ویژه در صحبت معتزله دارااست. اشعریان بر اقتدار مطلق الاهی و حضور بدون واسطه آن در همگی پدیدههای طبیعی تأکید دارا هستند؛ از این رو برای ثابت «حدوث دنیا» و «فاعلیت پیوسته پروردگار در دنیا» به دو اصل استناد مینمایند که اما این دو اصل تخصیص به اشعرین ندارد:
اصل جوهر یا این که جزء لایتجزأ: یعنی عالم از ذرات تجزیهناپذیر درست شده میباشد.
این قاعده که عَرَض فقط به بازه یک لحظه استوار می ماند (العرض لایبقی زمانین)[۲۵]
اثرها
فقط نصیب اندکی از اثر ها پرشمار اشعری مانده میباشد. او در یکی اثر ها خویش به اسم العُمَد فی الرؤیة که در ۳۲۰ق نگاشته، فهرستی از اثرها خویش را آورده میباشد. بیشترین عنا وین اثر ها وی که ابن عساکر بیان مینماید، از فهرست خویش اشعری میباشد. او این نصیب از کتاب مفقود العمد را از طبقات المتکلمین ابن فورک - که منبعی اساسی درباره اشعری بوده میباشد - عینا نقل مینماید.[۲۶]این فهرست به علاوه آنچه ابن فورک و ابن عساکر درباره ی اثرها سال ۳۲۰ق به آنگاه بر آن افزودهاند، دستهای بالغ بر ۱۰۰ تیتر میباشد. اثرها به مکان مانده از اشعری به این قرار میباشد:
الابانة عن اصول الدیانة
اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع
مقاله ها الاسلامیین و اختلاف المصلین
رسالة فی استحسان الخوض فی دانش الکلام
رسالة کتاب ها ارزش إلی اهل الثغر، یا این که رسالة الثغر
رسالة الایمان
شماری از اثرها از بین رفته نیز به قرار زیر میباشد:
الجوابات فی الصفات
کتاب فی تعبیر و تفسیر القرآن، که در زمانهای آنگاه به المختزن آوازه داشته میباشد.
الفصول و الرد علی الملحدین و الخارجین عن الملة کالفلاسفة و الطبائعیین و الدهریین
کتاب فی الرد علی الفلاسفة
المسائل المنثورةالبغدادیة[۲۷]
آراء و عقاید
نوشتهی علمیٔ مهم: اشاعره
معبود و صفات وی
اشعری برای ثابت وجود خداوند از عامل اتقان صنع به کار گیری مینماید. به جز ادله اتقان صنع که مستقیماً عبد بودن دنیا را اثبات مینماید، اشعری ادله دیگری می آورد که سود آن ثابت حادث بودن عالم میباشد.[۱۳] اشعری برای ثابت توحید پروردگار، از عامل تمانع منفعت می برد. او برای پروردگار هفت صفت ذاتی برمیشمرد و اعتقاد دارد که دیگر صفات الهی، همه به همین هفت صفت بازمیخواهد شد: فقیه، کارکشته، حیّ، مرید، متکلم، سمیع و مسجد قبا مشهد بصیر.[۱۴]
قرآن و حرف الاهی
اشعری مانند اصحاب حدیث، حرف پروردگار را قدیم و قائم به ذات وی می داند. به نظریه وی صحبت و دانش، از اسباب صفت حیات خدا میباشد؛ بدین ترتیب، حرف خداوند نیز مانند حیات وی ازلی میباشد. عقیده «صحبت نفسی» اشعری از نتیجه ها تأکید وی بر وحدت هر مورد از صفات ذاتی میباشد. وی درین عقیده، بین سخن قدیم الهی (حرف نفسی) و قرآن فرق میگذارد. از لحاظ وی قرآن کتابی میباشد دارنده اجزاء که از حروف و لغت ها درست شده و نمیتواند ازلی باشد. اشعری، قرآن را ترجمهای از حرف قدیم الهی می داند که بر لهجه نبی(ص) سرازیر گردیده است. اشعری با این تمایز، شکل قضیه سخت و تاریخی خلق و خوی قرآن را تغییرو تحول داده میباشد؛ بهاین شکل که هر آنچه اصحاب حدیث و اهل سنت و جماعت درباره «عبد نبودن» قرآن گفتهاند، بر حرف نفسی راست گو آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۵]
رؤیت پروردگار
نوشتهی علمیٔ اساسی: رؤیت آفریدگار
مبتنی بر نگرش اشعری، نصوص مصرح فقاهتی درصورتی که با مبانی توحیدی در تعارض نباشند، نباید تأویل شوند؛ از این رو این نظر را دارد که به شهید شدن قرآن، مؤمنان در آخرت میتوانند آفریدگار را با همین دیده دنیوی ببینند. وی در این زمینه سه کتاب و رساله نوشته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۶]
عزم آدم و عقیده استحصال
تفویض آدم و ارتباط آن با اقتدار طلبه پروردگار از عمدهترین وجوه سخن اشعری میباشد. او با طرح عقیده استخراج که بعد ها به دست پیروانش پیشرفت یافت، کوشیده میباشد با نگهداری نظریه به عزم و اقتدار طلبه خدا، جایی برای عزم بشر گشوده نماید؛ عزمای که به اصل تکلیف و اجر و عقاب مضمون میبخشد. به کارگیری از کلمه «دستیابی» و «اکتساب» در معنایی که اشعری به عمل برده، قبل از وی نیز سوابق داشته[۱۷] و به دو شخصیت معتزلی به اسمهای ضرار و نجّار منسوب شده میباشد، اما به منجر سهم شایان اشعری در تبیین و ثبت این معنا، می بایست عقیده استخراج را از دستاوردهای وی به شمار شماره تلفن مسجد قبا مشهد آورد.[۱۸]
عدل الاهی
اشعری درباره عدل الاهی، با معتزله اختلاف مبنایی دارااست و بینش وی به مسأله عدل، در ابواب دیگر صحبت وی نیز تأثیر عمیقی داشته میباشد. از نگاه او، افعال معبود سراسر عدل و حکمت میباشد، البته ملاک عادلانه و حکیمانه بودن آنها چیزی جز صادر شدنشان از ذات الاهی وجود ندارد. یعنی در شرایطی که فعل معبود عدل دانسته می شود، بر طبق معیارهای انسانی وجود ندارد و هر عملی از خدا رمز بزند، عین عدل و حتی ملاک عدل میباشد. به ذکر دیگر، عملی را می بایست جور و بر خلاف عدل دانست که از حدود حال و روزگردیده تجاوز کردهباشد و از آن جا که هیچ حقیقتی فراتر و بالاتر از آفریدگار نیست، نمیاقتدار هیچ حد و مرزی برای معبود وضع و اوضاع کرد؛ به این ترتیب، هر عملی از معبود صادر گردد، مسلما عین عدل خواهد بود.[۱۹]
ایمان
طریقه اشعری درباره ایمان، کلاً به دیدگاه اهل سنت و جماعت مجاورت میباشد. اشعری ایمان را تصدیق به وحدانیت معبود میداند و بها کار را از مضمون ایمان بیرون میسازد. مبنای وی برای این نگرش این میباشد که الفاط کتاب الاهی، هر یکسری کاربردهای اصطلاحی داشته باشند، معانی لغوی خویش را محافظت مینمایند؛ براین اساس، برای تحقق ایمان، معنا لغوی آن یعنی «تصدیق» کفایت مینماید.[۲۰]ولی واقعیت ایمان امری قلبی میباشد و اقرار زبانی در صورتیکه با انکار قلبی یار و همدم باشد، ایمان حقیقی وواقعی وجود ندارد. هر چندین حکم ظاهری و شرعی ایمان بر آن صحت مینماید. به همین سیرتکامل، انکار زبانی هم در حالتیکه با انکار قلبی همدم نباشد، بی دینی حقیقی و واقعی محسوب نمی شود.[۲۱]
امامت
به گفته ابن فورک، اشعری بر پایه ی اصل حسن و قبح فقاهتی، ضرورت عقلی امامت را انکار کرده و پست کردن انبیاء را بر پروردگار واجب نمیداند. براین اساس، به جز احکامی که خویش شارع درباره امامت اوضاع و احوال کرده، آدمها تکلیف دیگری دراین باره ندارند.[۲۲] او اعتقاد دارد هیچ سیرتکامل نصی برای امامت شخصی خاص بعد از نبی نیست و انتخاب هر کدام از خلفای چهارگانه نیز بر اساس تعیین خبرگان امت (اهل حل و عقد) بوده و اطاعت از خلیفه منتخب آن ها - که از نگاه اشعری لزوماً افضل اهل فرصت بوده میباشد - بعداز بیعت بر همگان واجب گردیدهاست.[۲۳][۲۴]
آفرینش و عالم
با اعتنا به اینکه اشعری ساختاری عقلانی برای عقاید اهل سنت طرح مینماید، مباحث عالمشناختی در پندار کلامی وی سهمی دور از شوخی داراست؛ به عبارتیطور کهاین مباحث، جایگاهی ویژه در صحبت معتزله دارااست. اشعریان بر اقتدار مطلق الاهی و حضور بدون واسطه آن در همگی پدیدههای طبیعی تأکید دارا هستند؛ از این رو برای ثابت «حدوث دنیا» و «فاعلیت پیوسته پروردگار در دنیا» به دو اصل استناد مینمایند که اما این دو اصل تخصیص به اشعرین ندارد:
اصل جوهر یا این که جزء لایتجزأ: یعنی عالم از ذرات تجزیهناپذیر درست شده میباشد.
این قاعده که عَرَض فقط به بازه یک لحظه استوار می ماند (العرض لایبقی زمانین)[۲۵]
اثرها
فقط نصیب اندکی از اثر ها پرشمار اشعری مانده میباشد. او در یکی اثر ها خویش به اسم العُمَد فی الرؤیة که در ۳۲۰ق نگاشته، فهرستی از اثرها خویش را آورده میباشد. بیشترین عنا وین اثر ها وی که ابن عساکر بیان مینماید، از فهرست خویش اشعری میباشد. او این نصیب از کتاب مفقود العمد را از طبقات المتکلمین ابن فورک - که منبعی اساسی درباره اشعری بوده میباشد - عینا نقل مینماید.[۲۶]این فهرست به علاوه آنچه ابن فورک و ابن عساکر درباره ی اثرها سال ۳۲۰ق به آنگاه بر آن افزودهاند، دستهای بالغ بر ۱۰۰ تیتر میباشد. اثرها به مکان مانده از اشعری به این قرار میباشد:
الابانة عن اصول الدیانة
اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع
مقاله ها الاسلامیین و اختلاف المصلین
رسالة فی استحسان الخوض فی دانش الکلام
رسالة کتاب ها ارزش إلی اهل الثغر، یا این که رسالة الثغر
رسالة الایمان
شماری از اثرها از بین رفته نیز به قرار زیر میباشد:
الجوابات فی الصفات
کتاب فی تعبیر و تفسیر القرآن، که در زمانهای آنگاه به المختزن آوازه داشته میباشد.
الفصول و الرد علی الملحدین و الخارجین عن الملة کالفلاسفة و الطبائعیین و الدهریین
کتاب فی الرد علی الفلاسفة
المسائل المنثورةالبغدادیة[۲۷]

آدرس مسجد قبا مشهد و راهنمای مراجعه به این مسجد