مشهور به قیس قَطیفه از سپاهیان قدمت بن سعد در حادثه کربلا.قیس، از افرادی میباشد که پیش از رخداد کربلا به امام حسین(ع) طومار نوشت و از آن حضرت خواست تا به کوفه بیاید، البته با احاطه ابن زیاد بر کوفه تغییرو تحول موضع اعطا کرد. وی در روز عاشورا در سپاه قدمت بن سعد بود و در غارت چادرها نقش داشت و روپوش امام حسین (ع) را به غارت موفقیت. او از عده ای میباشد که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد مسجد قبا مشهد بردند.
نسب و قبیله ، پدرش، اشعث بن قیس کندی مدیریت قوم کنده و کارگزار امام علی(ع) در آذربایجان بود. هر تعدادی وی در نزاع صفین در لشکر آن حضرت حضور داشت، در تحریک خوارج بر علیه امام نقش داشت.[۱] قیس بعداز پدرش مدیر قوم کنده شد و زمانی که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد آوردند وی مدیریت این فامیل بود. گفتهاند که وی ۱۳ راز را با خویش آورده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]
مادرش امفروه دختر ابوقحافه بود و از اینرو خواهرزاده خلیفه نخستین میباشد.[۳] برادرش محمد بن اشعث نیز در اتفاق کربلا از سپاه قدمت بن سعد بود که به جهت انکار انتساب امام به رسول اکرم(ص) گزینه نفرین آن حضرت قرار گرفت. خواهرش جعده، همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و آن حضرت را به شهیدشدن رزرو مسجد قبا مشهد رساند.[۴]
امام درست گو(ع) اشعث بن قیس را در شهید شدن امام علی(ع) و پسرش محمد را در شهید شدن امام حسین(ع) سهیم دانسته و به نقش دخترش جعده، در شهیدشدن امام حسن(ع) اشاره نموده است.[۵]وقتی که امام علی (ع) ضربت خورد، اشعث بن قیس، فرزندش قیس را ارسال کرد تا کیفیت اکنون امام را به وی گزارش شماره تلفن مسجد قبا مشهد نماید.[۶]
رخداد عاشورا
امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به عده ای مانند قیس بن اشعث فرمود:
«ای شبث بن ربعی!،ای حجّار بن أبجر!،ای قیس بن اشعث،... مگر شما برایم ننوشته بودید: میوهها رسیده، گلشنها سرسبز گردیده و نهرها مالامال شده، [در صورتیکه بیایی] بر سپاهی که برایت مهیا گردیده، وارد خواهی شد، بیا؟!»
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۹۹؛ طبری تاریخ، ج۵، ص۴۲۵؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۱۸۸.
قیس بن اشعث، از عده ای بود که قبل از اتفاق کربلا به امام حسین(ع) طومار نوشت و از آن حضرت خواست که به کوفه بیاید.[۷] امام حسین(ع) در روز عاشورا در سخنان خویش خطاب به سپاه قدمت بن سعد اورا تحت عنوان یکی نویسندگان طومارهای کوفیان خطاب قرار اعطا کرد.[۸]
به نقل منابع، قیس بن اشعث، در اتفاق کربلا روپوش امام را ربود و از این رو به قیس قطیفه جهانی شد[۹] ابن جوزی گفته میباشد که عمامه امام را ربوده میباشد.[۱۰] او همینطور از عده ای بود که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد بردند.[۱۱]
زمانی که امام حسین (ع)، عباس بن علی(ع) را نزد قدمت بن سعد ارسال کرد تا شب عاشورا را مهلت بگیرد، او از اشخاصی بود که از قدمت بن سعد خواست تا با درخواست مهلت موافقت نماید.[۱۲]
بعداز اتفاق کربلا
بعداز اتفاق عاشورا، قیس، از خوف اینکه بصریان اورا سرزنش نمایند از رفتن به بصره پرهیز کرد و در کوفه به عبدالله بن بی نقص از فرماندهان مختار پناهنده شد؛ ولی مختار ابوعمره را به مخفیگاهش ارسال کرد و اورا کشت.[۱۳]
پانویس
بلاذری، انسابالاشراف، ج۲، ص۲۹۶؛ طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۶۱.
دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۹؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۲۰۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸.
ابنعبدالبر، استیعاب، ج۴، ص۱۹۵۰.
مسعودی، مروجالذهب، ج۲، ص۴۲۷.
کلینی، کافی، ج۸، ص۱۶۷.
ابنسعد، طبقات، ج۳، ص۲۷؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۲، ص۴۹۶.
ابناثیر، الکامل، ج۴، ص۲۰، ۳۱؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۱۵۸؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۳۵۳.
ابناثیر، الکامل، ج۴، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۲۵؛ ابنجوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۳۹.
دینوری، اخبارالطوال، ص۳۰۲؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۲۰۴؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۵۳؛ ابناثیر، الکامل، ج۴، ص۷۸.
ابن جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۴۱.
دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۹؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۲۰۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸؛ ابنجوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۴۱.
بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۱۸۵؛ ابناثیر، الکامل، ج۴، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۱۷.
دینوری، اخبارالطوال، ص۳۰۲.
منابع
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، دارصادر، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن جوزی(ابوالفرج)، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، تفحص: محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
ابن سعد، الطبقات الکبری، استیناف: محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، پژوهش: علی محمد البجاوی، دارالجیل، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
بلاذری، احمد بن یحیی، جمل اینجانب انساب الأشراف، بازرسی: سهیل زکار و ریاض زرکلی، درالفکر، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
دینوری، احمد بن داود، الأخبار الطوال، استیناف: عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، منشورات الرضی، قم، ۱۳۶۸ش.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، رسیدگی: محمد أبوالفضل ابراهیم، دارالتراث، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الإسلامیة، طهران، ۱۳۶۵ق.
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، بازرسی: اسعد داغر، دارالهجرة، قم، ۱۴۰۹ق.
مشهور به قیس قَطیفه از سپاهیان قدمت بن سعد در حادثه کربلا.قیس، از افرادی میباشد که پیش از رخداد کربلا به امام حسین(ع) طومار نوشت و از آن حضرت خواست تا به کوفه بیاید، البته با احاطه ابن زیاد بر کوفه تغییرو تحول موضع اعطا کرد. وی در روز عاشورا در سپاه قدمت بن سعد بود و در غارت چادرها نقش داشت و روپوش امام حسین (ع) را به غارت موفقیت. او از عده ای میباشد که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد مسجد قبا مشهد بردند.
نسب و قبیله ، پدرش، اشعث بن قیس کندی مدیریت قوم کنده و کارگزار امام علی(ع) در آذربایجان بود. هر تعدادی وی در نزاع صفین در لشکر آن حضرت حضور داشت، در تحریک خوارج بر علیه امام نقش داشت.[۱] قیس بعداز پدرش مدیر قوم کنده شد و زمانی که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد آوردند وی مدیریت این فامیل بود. گفتهاند که وی ۱۳ راز را با خویش آورده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]
مادرش امفروه دختر ابوقحافه بود و از اینرو خواهرزاده خلیفه نخستین میباشد.[۳] برادرش محمد بن اشعث نیز در اتفاق کربلا از سپاه قدمت بن سعد بود که به جهت انکار انتساب امام به رسول اکرم(ص) گزینه نفرین آن حضرت قرار گرفت. خواهرش جعده، همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و آن حضرت را به شهیدشدن رزرو مسجد قبا مشهد رساند.[۴]
امام درست گو(ع) اشعث بن قیس را در شهید شدن امام علی(ع) و پسرش محمد را در شهید شدن امام حسین(ع) سهیم دانسته و به نقش دخترش جعده، در شهیدشدن امام حسن(ع) اشاره نموده است.[۵]وقتی که امام علی (ع) ضربت خورد، اشعث بن قیس، فرزندش قیس را ارسال کرد تا کیفیت اکنون امام را به وی گزارش شماره تلفن مسجد قبا مشهد نماید.[۶]
رخداد عاشورا
امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به عده ای مانند قیس بن اشعث فرمود:
«ای شبث بن ربعی!،ای حجّار بن أبجر!،ای قیس بن اشعث،... مگر شما برایم ننوشته بودید: میوهها رسیده، گلشنها سرسبز گردیده و نهرها مالامال شده، [در صورتیکه بیایی] بر سپاهی که برایت مهیا گردیده، وارد خواهی شد، بیا؟!»
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۹۹؛ طبری تاریخ، ج۵، ص۴۲۵؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۱۸۸.
قیس بن اشعث، از عده ای بود که قبل از اتفاق کربلا به امام حسین(ع) طومار نوشت و از آن حضرت خواست که به کوفه بیاید.[۷] امام حسین(ع) در روز عاشورا در سخنان خویش خطاب به سپاه قدمت بن سعد اورا تحت عنوان یکی نویسندگان طومارهای کوفیان خطاب قرار اعطا کرد.[۸]
به نقل منابع، قیس بن اشعث، در اتفاق کربلا روپوش امام را ربود و از این رو به قیس قطیفه جهانی شد[۹] ابن جوزی گفته میباشد که عمامه امام را ربوده میباشد.[۱۰] او همینطور از عده ای بود که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد بردند.[۱۱]
زمانی که امام حسین (ع)، عباس بن علی(ع) را نزد قدمت بن سعد ارسال کرد تا شب عاشورا را مهلت بگیرد، او از اشخاصی بود که از قدمت بن سعد خواست تا با درخواست مهلت موافقت نماید.[۱۲]
بعداز اتفاق کربلا
بعداز اتفاق عاشورا، قیس، از خوف اینکه بصریان اورا سرزنش نمایند از رفتن به بصره پرهیز کرد و در کوفه به عبدالله بن بی نقص از فرماندهان مختار پناهنده شد؛ ولی مختار ابوعمره را به مخفیگاهش ارسال کرد و اورا کشت.[۱۳]
پانویس
بلاذری، انسابالاشراف، ج۲، ص۲۹۶؛ طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۶۱.
دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۹؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۲۰۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸.
ابنعبدالبر، استیعاب، ج۴، ص۱۹۵۰.
مسعودی، مروجالذهب، ج۲، ص۴۲۷.
کلینی، کافی، ج۸، ص۱۶۷.
ابنسعد، طبقات، ج۳، ص۲۷؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۲، ص۴۹۶.
ابناثیر، الکامل، ج۴، ص۲۰، ۳۱؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۱۵۸؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۳۵۳.
ابناثیر، الکامل، ج۴، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۲۵؛ ابنجوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۳۹.
دینوری، اخبارالطوال، ص۳۰۲؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۲۰۴؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۵۳؛ ابناثیر، الکامل، ج۴، ص۷۸.
ابن جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۴۱.
دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۹؛ بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۲۰۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸؛ ابنجوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۴۱.
بلاذری، انسابالاشراف، ج۳، ص۱۸۵؛ ابناثیر، الکامل، ج۴، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۱۷.
دینوری، اخبارالطوال، ص۳۰۲.
منابع
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، دارصادر، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن جوزی(ابوالفرج)، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، تفحص: محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
ابن سعد، الطبقات الکبری، استیناف: محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، پژوهش: علی محمد البجاوی، دارالجیل، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
بلاذری، احمد بن یحیی، جمل اینجانب انساب الأشراف، بازرسی: سهیل زکار و ریاض زرکلی، درالفکر، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
دینوری، احمد بن داود، الأخبار الطوال، استیناف: عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، منشورات الرضی، قم، ۱۳۶۸ش.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، رسیدگی: محمد أبوالفضل ابراهیم، دارالتراث، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الإسلامیة، طهران، ۱۳۶۵ق.
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، بازرسی: اسعد داغر، دارالهجرة، قم، ۱۴۰۹ق.

راهنمای انتخاب مسجد قبا برای مراسم ختم