وارد جاده طهران قزوین میشویم و به سمت شهرستان آبیک قزوین می رویم تا به روستایی خیره کننده برسیم. روستای زرگر رزرو مسجد قبا مشهد دهکدهای با ماجراای دیدنی میباشد که مردمان آن به واسطه لهجه گفتاری و نوشتاری و صورت اروپاییشان پر اسم و رسم گردیدهاند و به گویشهای شماره تلفن مسجد قبا مشهد فارسی، رومانو و ترکی صحبت میگویند. مردمان روستای زرگر مسلمانها شیعهای میباشند که به سنتها پایبندند و کار آن ها دامداری و کشاورزی میباشد. همچون دیگر روستاها زنان این حوزه نیز نان میپزند و دوغ، ماست و پنیر را خودشان تنظیم مینمایند. با وجود آدرس مسجد قبا مشهد طبیعت این روستا، خصوصیت خاصی که آن را تعجب آور و مرموز مینماید و گردشگران را به سمت آن میکشاند گویش و پیشینه ساکنین این مسجد قبا مشهد روستا و نقل عهد و پیمانهای متفاوت درباره آن میباشد. دراین مسافرت یاور ما باشید تا این روستای خاص را بیشتر بشناسیم. هم محلی این روستا به صحت نمیدانند به کجای عالم وابستگی دارا هستند. قصههای مختلفی درباره سکونت زرگریها درین ناحیه وجود داراست. گردآوریای بر این باورند که زرگرها عشایری بودند که سالیان سال پیشین بدین روستا مسافرت کردند. عشایر رومانی گویش در روستای وسمق استان مرکزی نیز وجود دارا هستند که لهجه آن ها به جهت قربت با بقیه اقوام فارسی میباشد. به گفته همایون زرگر، گروهی رومانو در حین ساسانیان وارد کشورایران شدند که مدل معاش کوچنشینی داشتند. دسته دیگری از رومانوها در روزگار صفویه مجدد وارد کشور ایران و در روستای زرگر مستقر شدند و از همین جا به یکسری نقطه در کشور ایران سفر کردند. مستندات علامت می دهد اشخاص مستقر روستای زرگر جا ماندگان به عبارتی گروهی می باشند که در روزگار صفویه وارد کشور ایران گردیدهاند. نقلهای مختلفی وجود دارااست که پیرو به آن ها میپردازیم: هم محلی روستای زرگر طایفهای بودند که سالها و قرنهای قبل از مرزهای شمالی جمهوری اسلامی ایران وارد کشورمان گردیدهاند و با اعتنا به مدل معاش عشایری در نصیبهای متفاوت جمهوری اسلامی ایران به طور متفرق مستقر گردیده و پس از سالها یکجانشینی، کشاورزی و دامداری را گزینش کردهاند. در داستان دوم نقل شده که زرگرها اصولا اهل ایران و از سربازان قزلباش فرمان روا عباس صفوی بودهاند که به جهت جنگجویی و دلیری و از آنجایی که با حکومتها سازش نداشتند در مرزو بوم و حتی عالم پخش میشدند تا حکومتها مصون بمانند. قصه سوم میگوید در نبرد کشور ایران و روم، 400 نفر از رومانوها به دست شاه جمهوری اسلامی ایران اسیر شدند که به جهت داشتن اندامهای ورزیده و قادر گزینه عفووبخشش شاه قرار گرفته و در حوالی قزوین بومی شدند. نقل میباشد زمانی که برای اهل یک محل این حوزه شناسنامه تنظیم میکردند زنان به ایجاد کرد زیورآلات اشتغال داشتند و به همین عامل اسم زرگر را برای این روستا تعیین کردند. در ماجرا دیگر آمده میباشد که حدود 300 سال گذشته معدود پادشاه سه اخوی طلاکار به اسمهای احمد، سیفالله و زبدالملک را از امپراطوری عثمانی به جمهوری اسلامی ایران آورد و این روستا را تحت عنوان چراگاه قشقایی به احمد سپرد.مبنی بر آنچه اورده شده، هنگام پیکار جهانی دوم سه سرباز رومانو بهاین روستا امان میاورند و طی 10 سال حضور دراین حوزه گویش خویش را به عموم می آموزند. عشق و علاقه عموم بدین لهجه باعث شد تا آن را به لهجه محلیشان تبدیل نمایند. با استناد به منابع تاریخی، رومانی وقتی بخشی از عثمانی بوده که همسایه آن از مرزهای شمالی به کشور ایران مسافرت کردند. اشخاص کهنسال روستا می گویند که در حین جوانی آن ها پیرمردی بومی روستا بوده که گویش روسی میدانسته و کل شغل های خویش را به لهجه روسی اجرا میداده میباشد. این شخص واپسین نفری بوده که درین روستا به روسی احاطه داشته و بعداز مرگ او گویش رومانیایی رواج پیدا نموده است. برای اولیتوشه گویششناسی به اسم «گرنوت وینفور» بر روی لهجه زرگری استیناف کرد او این گویش را ترکیبی از گویش رومانیایی اروپایی میداند که ریشه آن به روم باستان برمیشود. تکلم به لهجه رومانیایی دربین اقلیتهای متعدد در کشورهایی مانند آلمان لهستان، پرتغال، نروژ، هلند، اسلوواکی، صربستان و غیره چشم می شود. ناگفته نماند لهجه رومانوهای اهل ایران در گذر مجال و به انگیزه همسایگی با شهرهای عجمنشین و سوراخنشین تغییراتی داشته و لغات فارسی و ترکی به انگیزه اثر از رخنههای شاهسون به آن اضافه گردیده است. بهتیتر نمونه آن ها به خانواده «فمل»، به برنج «ریس»، به شتر «قمیل» و به عدد سه «درن» می گویند. براین اساس فهم و شعور گویش رومانیایی برای اشخاصی که با گویش زرگری شناخت ندارند، عمل دشواری میباشد.
وارد جاده طهران قزوین میشویم و به سمت شهرستان آبیک قزوین می رویم تا به روستایی خیره کننده برسیم. روستای زرگر رزرو مسجد قبا مشهد دهکدهای با ماجراای دیدنی میباشد که مردمان آن به واسطه لهجه گفتاری و نوشتاری و صورت اروپاییشان پر اسم و رسم گردیدهاند و به گویشهای شماره تلفن مسجد قبا مشهد فارسی، رومانو و ترکی صحبت میگویند. مردمان روستای زرگر مسلمانها شیعهای میباشند که به سنتها پایبندند و کار آن ها دامداری و کشاورزی میباشد. همچون دیگر روستاها زنان این حوزه نیز نان میپزند و دوغ، ماست و پنیر را خودشان تنظیم مینمایند. با وجود آدرس مسجد قبا مشهد طبیعت این روستا، خصوصیت خاصی که آن را تعجب آور و مرموز مینماید و گردشگران را به سمت آن میکشاند گویش و پیشینه ساکنین این مسجد قبا مشهد روستا و نقل عهد و پیمانهای متفاوت درباره آن میباشد. دراین مسافرت یاور ما باشید تا این روستای خاص را بیشتر بشناسیم. هم محلی این روستا به صحت نمیدانند به کجای عالم وابستگی دارا هستند. قصههای مختلفی درباره سکونت زرگریها درین ناحیه وجود داراست. گردآوریای بر این باورند که زرگرها عشایری بودند که سالیان سال پیشین بدین روستا مسافرت کردند. عشایر رومانی گویش در روستای وسمق استان مرکزی نیز وجود دارا هستند که لهجه آن ها به جهت قربت با بقیه اقوام فارسی میباشد. به گفته همایون زرگر، گروهی رومانو در حین ساسانیان وارد کشورایران شدند که مدل معاش کوچنشینی داشتند. دسته دیگری از رومانوها در روزگار صفویه مجدد وارد کشور ایران و در روستای زرگر مستقر شدند و از همین جا به یکسری نقطه در کشور ایران سفر کردند. مستندات علامت می دهد اشخاص مستقر روستای زرگر جا ماندگان به عبارتی گروهی می باشند که در روزگار صفویه وارد کشور ایران گردیدهاند. نقلهای مختلفی وجود دارااست که پیرو به آن ها میپردازیم: هم محلی روستای زرگر طایفهای بودند که سالها و قرنهای قبل از مرزهای شمالی جمهوری اسلامی ایران وارد کشورمان گردیدهاند و با اعتنا به مدل معاش عشایری در نصیبهای متفاوت جمهوری اسلامی ایران به طور متفرق مستقر گردیده و پس از سالها یکجانشینی، کشاورزی و دامداری را گزینش کردهاند. در داستان دوم نقل شده که زرگرها اصولا اهل ایران و از سربازان قزلباش فرمان روا عباس صفوی بودهاند که به جهت جنگجویی و دلیری و از آنجایی که با حکومتها سازش نداشتند در مرزو بوم و حتی عالم پخش میشدند تا حکومتها مصون بمانند. قصه سوم میگوید در نبرد کشور ایران و روم، 400 نفر از رومانوها به دست شاه جمهوری اسلامی ایران اسیر شدند که به جهت داشتن اندامهای ورزیده و قادر گزینه عفووبخشش شاه قرار گرفته و در حوالی قزوین بومی شدند. نقل میباشد زمانی که برای اهل یک محل این حوزه شناسنامه تنظیم میکردند زنان به ایجاد کرد زیورآلات اشتغال داشتند و به همین عامل اسم زرگر را برای این روستا تعیین کردند. در ماجرا دیگر آمده میباشد که حدود 300 سال گذشته معدود پادشاه سه اخوی طلاکار به اسمهای احمد، سیفالله و زبدالملک را از امپراطوری عثمانی به جمهوری اسلامی ایران آورد و این روستا را تحت عنوان چراگاه قشقایی به احمد سپرد.مبنی بر آنچه اورده شده، هنگام پیکار جهانی دوم سه سرباز رومانو بهاین روستا امان میاورند و طی 10 سال حضور دراین حوزه گویش خویش را به عموم می آموزند. عشق و علاقه عموم بدین لهجه باعث شد تا آن را به لهجه محلیشان تبدیل نمایند. با استناد به منابع تاریخی، رومانی وقتی بخشی از عثمانی بوده که همسایه آن از مرزهای شمالی به کشور ایران مسافرت کردند. اشخاص کهنسال روستا می گویند که در حین جوانی آن ها پیرمردی بومی روستا بوده که گویش روسی میدانسته و کل شغل های خویش را به لهجه روسی اجرا میداده میباشد. این شخص واپسین نفری بوده که درین روستا به روسی احاطه داشته و بعداز مرگ او گویش رومانیایی رواج پیدا نموده است. برای اولیتوشه گویششناسی به اسم «گرنوت وینفور» بر روی لهجه زرگری استیناف کرد او این گویش را ترکیبی از گویش رومانیایی اروپایی میداند که ریشه آن به روم باستان برمیشود. تکلم به لهجه رومانیایی دربین اقلیتهای متعدد در کشورهایی مانند آلمان لهستان، پرتغال، نروژ، هلند، اسلوواکی، صربستان و غیره چشم می شود. ناگفته نماند لهجه رومانوهای اهل ایران در گذر مجال و به انگیزه همسایگی با شهرهای عجمنشین و سوراخنشین تغییراتی داشته و لغات فارسی و ترکی به انگیزه اثر از رخنههای شاهسون به آن اضافه گردیده است. بهتیتر نمونه آن ها به خانواده «فمل»، به برنج «ریس»، به شتر «قمیل» و به عدد سه «درن» می گویند. براین اساس فهم و شعور گویش رومانیایی برای اشخاصی که با گویش زرگری شناخت ندارند، عمل دشواری میباشد.

سوالات مهم قبل از رزرو مسجد قبا مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب و هماهنگی مراسم