loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 42
يکشنبه 28 بهمن 1403 زمان : 9:55


حلم از نگرش عموم عرب قبل از اسلام
حلم دربین عموم عرب قبل از اسلام نیز از فضائل اصلی و یکی‌از اجزای هفت‌گانه مروت که نزد آنها جایگاهی مانند آیین داشت محسوب میشد.[۲۲] یک کدام از صفات مدیریت خاندان، همینطور یکی‌از موقعیت مایحتاج برای سیادت و قضاوت دربین عموم، حلم بود. کسی لایق سر گروهی و سیادت بود که آزار رسانی‌های قومش را تحمل نماید، از رفتارهای زشت و سفیهانه دیده‌پوشی نماید و با گاز در گیر خشم و غضب نشود. مَثَلِ «اُحلُم تَسُد» (حلم پیشه کن تا سیادت بیابی) حاکی از این فرمان میباشد.[۲۳] در عین هم اکنون، گاهی حلم را آرم ضعف مسجد قبا مشهد می‌دانستند.[۲۴]

گولدتسیهر،[۲۵] و به تاسی از وی ایزوتسو،[۲۶] با استناد به کاربرد دو واژه و کلمه حلم و جهل در اشعار جاهلی و متن‌ها صدر اسلام، ضد و نقیض حقیقی و واقعی جهل را حلم دانسته‌اند خیر دانش. اگرچه دانش‌گاه در رویا رویی با جهل قرار می گیرد، ولی درین مفاد، جهل در معنایی ثانوی به‌شغل رفته میباشد. در واقع، نامیده شدن زمان قبل از بعثت رسول(ص)، به زمان نا آگاهی، به معنای «بعدازظهر جاهلیت» وجود ندارد، بلکه منظور از آن، عصر‌ای میباشد که روحیه خشونت، بی‌رحمی، انتقام‌جویی و غرور خویشان‌ای حکم دهنده آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۲۷]

باتوجه بدین روحیه، استحصال به حلم برای مشرکان عرب امری مشقت بار، و در شکل نیل بدان، محافظت آن برای بازه زمانی وقتگیر طاقت فرسا بود، چون این فضیلت دربین آن‌ها مبنای پایدار و محکمی نداشت.[۲۸] رسول(ص) به معنی حلم تغییری اصلی ساخت و آن را بر مبنا‌ای سفت، یعنی توحید، پایدار تشکیل داد. در اسلام مهم ترین امری که در مقابله با نا‌آگاهی میباشد، روی‌گردانی از پرستش بت‌ها، ستمگری و رفتارهای غیراخلاقی میباشد. به این‌ترتیب، ضد و نقیض جهل، گستره معنایی‌ای به‌حجم آئین رزرو مسجد قبا مشهد می یابد.[۲۹]

در روایات
امام علی(ع): لَیسَ الْحَلیمُ مَنْ عَجَزَ فَهَجَمَ وَإِذا قَدَرَ انْتَقَمَ، إِنَّمَا الْحَلیمُ مَنْ إِذا قَدَرَ عَفا وَکانَ الْحِلْمُ غالِبا عَلی مجموعِّ أَمْرِهِ (ترجمه: هر که زیرا ناتوان خواهد شد هجوم موفقیت و زیرا توان یابد انتقام گیرد شکیبا وجود ندارد، بلکه شکیبا کسی میباشد که توان داشته باشد ولی سپری شد نماید و بردباری بر همه کارها وی پیروز شماره تلفن مسجد قبا مشهد باشد.)

غرر الحکم، ج ۵، ص۹۱.

در روایات نیز حلم به کظم غیظ و اشراف بر نفس مفهوم گردیده‌است[۳۰] و سَفَه و غَضَب مفاهیم ضد‌و‌نقیض حلم معرفی گردیده‌اند.[۳۱]

حلم به لامپ پروردگار تشبیه گردیده‌است که رویه وصال به قرب الهی را برای دارای آن پر‌نور می‌سازد.[۳۲] همینطور از حلم تحت عنوان بر‌ترین عزت و شایسته ترین یاروهمدم آدم حافظه کرده‌اند[۳۳] و آن را در شمار اصول هفت‌گانه مراودات اجتماعی برشمرده‌اند.[۳۴] از این پیشین، حلم یک کدام از ده فضیلت اخلاقی بر‌خیس، که از خصایص رسولان الهی می باشند، و نیز یکی‌از آرم‌های امام بر حق میباشد.[۳۵] ازاین‌روست که در روایات، اشخاص به حلم‌ورزی پیشنهاد گردیده‌اند[۳۶] و وی را ترغیب کرده‌اند که در صورتی واجد این رفتار‌نیک نیستند، آن را از معبود درخواست کنند.[۳۷]

معصومین علیهم‌السلام، بابیان ریشه حلم و اثاثیه و حاصل آن، به تبیین هرچه بیشتر بعد ها این زمینه پرداخته‌اند. به ذکر علی علیه‌السلام، حلم در بلند همتی، حوصله و صَمْت (بدون صدا) ریشه دارااست.[۳۸] ولی کوشش در خط مش تخلق به اخلاق حلم، سوای معرفت خداوند و اقرار به توحید او، ره به جایی نخواهد موفقیت.[۳۹] در همین باره، امام درستگو علیه‌السلام به ذکر مواقعی از وضعیت‌هایی که آدم بایستی در آنان حلم بورزد و مشقت این شغل را تحمل کند اشاره کرده‌اند.[۴۰]

بنابر روایات، حلم و کظم غیظ موجب میانه روی بشر در کارها و ادب یافتن سرازیر وی می شود.[۴۱] همینطور عیوب بشر را می‌پوشاند و رده او را در میان عموم و نیز در آخرت بالا میبرد.[۴۲]

در برخی روایات به ارتباط حلم و مفاهیمی زیرا عقل، دانش و ایمان پرداخته گردیده است. حلم از نتیجه ها عقل و دانش[۴۳] و در عین هم اکنون از موادسازنده آن دو دانسته گردیده است.[۴۴] همینطور حلم از عناصر ایمان،[۴۵] از آرم‌های زاهدان و اهل زهدوتقوا،[۴۶] یکی‌از موادتشکیل دهنده عدل و از اوصاف موردنیاز حاکم[۴۷] و یکی‌از حالت عابدان میباشد.[۴۸]

حلم در کتاب‌های اخلاقی
در متن‌ها اخلاقی، حلم و کظم غیظ مثلا فضائلی می باشند که از فضیلت شجاعت (به‌معنای فرمانبرداری قوه «غضبیه» از عقل) ناشی می گردند.[۴۹] غزالی[۵۰] حلم را از آرم‌های رفتار خوب، به کمال وصال عقل و احاطه آن بر نیروی غضب میداند. به حیث نراقی[۵۱] نیز حلم، بعداز دانش، شریف‌ترین کمال انسانی میباشد، به‌سیرتکامل‌ای که دانش فارغ از آن سودی نخواهد داد.

اخلاقیون حلم را به سکون و متانت نفس در قبال هیجانِ غضب مفهوم کرده‌اند، به‌سیرتکامل‌ای که بشر با گاز و به‌سهولت غضبناک نشود.[۵۲] یحیی‌بن عدی[۵۳] به‌این مفهوم جنبه عملی داده و حلم را به سوراخ انتقام به هنگامِ شدت یافتنِ غضب، با وجود توان بر عقوبت، مضمون‌ نموده است.

از سایر شروط تحقق حلم این میباشد که حلم می بایست از سوی بشر فَرادَست در قبال فرودست صورت بپذیرد، چون دوری فرودست از انتقام، با وجود توان، هراس نامیده می گردد، خیر حلم.[۵۴] به لحاظ راغب اصفهانی[۵۵] کمال این صفت زمانی میباشد که بشر با قرارگرفتن در موقعیت بروز غضب، جوارح و اعضاوجوارح خویش را از اعمالی که در واقع جواب مثبت به هیجان غضب میباشد، بازدارد.

غزالی[۵۶] و نراقی،[۵۷] حلم را بر‌خیس از کظم غیظ دانسته‌اند؛ چون کظم‌غیظ از کسی راز می زند که هنوز به ملکه حلم دست نیافته و غضب بضاعت و توان آن را داراست که در او بروز نماید، البته وی با سعی در فروخوردنِ آن، سعی بر مهارکردن غضب داراست.


حلم از نگرش عموم عرب قبل از اسلام
حلم دربین عموم عرب قبل از اسلام نیز از فضائل اصلی و یکی‌از اجزای هفت‌گانه مروت که نزد آنها جایگاهی مانند آیین داشت محسوب میشد.[۲۲] یک کدام از صفات مدیریت خاندان، همینطور یکی‌از موقعیت مایحتاج برای سیادت و قضاوت دربین عموم، حلم بود. کسی لایق سر گروهی و سیادت بود که آزار رسانی‌های قومش را تحمل نماید، از رفتارهای زشت و سفیهانه دیده‌پوشی نماید و با گاز در گیر خشم و غضب نشود. مَثَلِ «اُحلُم تَسُد» (حلم پیشه کن تا سیادت بیابی) حاکی از این فرمان میباشد.[۲۳] در عین هم اکنون، گاهی حلم را آرم ضعف مسجد قبا مشهد می‌دانستند.[۲۴]

گولدتسیهر،[۲۵] و به تاسی از وی ایزوتسو،[۲۶] با استناد به کاربرد دو واژه و کلمه حلم و جهل در اشعار جاهلی و متن‌ها صدر اسلام، ضد و نقیض حقیقی و واقعی جهل را حلم دانسته‌اند خیر دانش. اگرچه دانش‌گاه در رویا رویی با جهل قرار می گیرد، ولی درین مفاد، جهل در معنایی ثانوی به‌شغل رفته میباشد. در واقع، نامیده شدن زمان قبل از بعثت رسول(ص)، به زمان نا آگاهی، به معنای «بعدازظهر جاهلیت» وجود ندارد، بلکه منظور از آن، عصر‌ای میباشد که روحیه خشونت، بی‌رحمی، انتقام‌جویی و غرور خویشان‌ای حکم دهنده آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۲۷]

باتوجه بدین روحیه، استحصال به حلم برای مشرکان عرب امری مشقت بار، و در شکل نیل بدان، محافظت آن برای بازه زمانی وقتگیر طاقت فرسا بود، چون این فضیلت دربین آن‌ها مبنای پایدار و محکمی نداشت.[۲۸] رسول(ص) به معنی حلم تغییری اصلی ساخت و آن را بر مبنا‌ای سفت، یعنی توحید، پایدار تشکیل داد. در اسلام مهم ترین امری که در مقابله با نا‌آگاهی میباشد، روی‌گردانی از پرستش بت‌ها، ستمگری و رفتارهای غیراخلاقی میباشد. به این‌ترتیب، ضد و نقیض جهل، گستره معنایی‌ای به‌حجم آئین رزرو مسجد قبا مشهد می یابد.[۲۹]

در روایات
امام علی(ع): لَیسَ الْحَلیمُ مَنْ عَجَزَ فَهَجَمَ وَإِذا قَدَرَ انْتَقَمَ، إِنَّمَا الْحَلیمُ مَنْ إِذا قَدَرَ عَفا وَکانَ الْحِلْمُ غالِبا عَلی مجموعِّ أَمْرِهِ (ترجمه: هر که زیرا ناتوان خواهد شد هجوم موفقیت و زیرا توان یابد انتقام گیرد شکیبا وجود ندارد، بلکه شکیبا کسی میباشد که توان داشته باشد ولی سپری شد نماید و بردباری بر همه کارها وی پیروز شماره تلفن مسجد قبا مشهد باشد.)

غرر الحکم، ج ۵، ص۹۱.

در روایات نیز حلم به کظم غیظ و اشراف بر نفس مفهوم گردیده‌است[۳۰] و سَفَه و غَضَب مفاهیم ضد‌و‌نقیض حلم معرفی گردیده‌اند.[۳۱]

حلم به لامپ پروردگار تشبیه گردیده‌است که رویه وصال به قرب الهی را برای دارای آن پر‌نور می‌سازد.[۳۲] همینطور از حلم تحت عنوان بر‌ترین عزت و شایسته ترین یاروهمدم آدم حافظه کرده‌اند[۳۳] و آن را در شمار اصول هفت‌گانه مراودات اجتماعی برشمرده‌اند.[۳۴] از این پیشین، حلم یک کدام از ده فضیلت اخلاقی بر‌خیس، که از خصایص رسولان الهی می باشند، و نیز یکی‌از آرم‌های امام بر حق میباشد.[۳۵] ازاین‌روست که در روایات، اشخاص به حلم‌ورزی پیشنهاد گردیده‌اند[۳۶] و وی را ترغیب کرده‌اند که در صورتی واجد این رفتار‌نیک نیستند، آن را از معبود درخواست کنند.[۳۷]

معصومین علیهم‌السلام، بابیان ریشه حلم و اثاثیه و حاصل آن، به تبیین هرچه بیشتر بعد ها این زمینه پرداخته‌اند. به ذکر علی علیه‌السلام، حلم در بلند همتی، حوصله و صَمْت (بدون صدا) ریشه دارااست.[۳۸] ولی کوشش در خط مش تخلق به اخلاق حلم، سوای معرفت خداوند و اقرار به توحید او، ره به جایی نخواهد موفقیت.[۳۹] در همین باره، امام درستگو علیه‌السلام به ذکر مواقعی از وضعیت‌هایی که آدم بایستی در آنان حلم بورزد و مشقت این شغل را تحمل کند اشاره کرده‌اند.[۴۰]

بنابر روایات، حلم و کظم غیظ موجب میانه روی بشر در کارها و ادب یافتن سرازیر وی می شود.[۴۱] همینطور عیوب بشر را می‌پوشاند و رده او را در میان عموم و نیز در آخرت بالا میبرد.[۴۲]

در برخی روایات به ارتباط حلم و مفاهیمی زیرا عقل، دانش و ایمان پرداخته گردیده است. حلم از نتیجه ها عقل و دانش[۴۳] و در عین هم اکنون از موادسازنده آن دو دانسته گردیده است.[۴۴] همینطور حلم از عناصر ایمان،[۴۵] از آرم‌های زاهدان و اهل زهدوتقوا،[۴۶] یکی‌از موادتشکیل دهنده عدل و از اوصاف موردنیاز حاکم[۴۷] و یکی‌از حالت عابدان میباشد.[۴۸]

حلم در کتاب‌های اخلاقی
در متن‌ها اخلاقی، حلم و کظم غیظ مثلا فضائلی می باشند که از فضیلت شجاعت (به‌معنای فرمانبرداری قوه «غضبیه» از عقل) ناشی می گردند.[۴۹] غزالی[۵۰] حلم را از آرم‌های رفتار خوب، به کمال وصال عقل و احاطه آن بر نیروی غضب میداند. به حیث نراقی[۵۱] نیز حلم، بعداز دانش، شریف‌ترین کمال انسانی میباشد، به‌سیرتکامل‌ای که دانش فارغ از آن سودی نخواهد داد.

اخلاقیون حلم را به سکون و متانت نفس در قبال هیجانِ غضب مفهوم کرده‌اند، به‌سیرتکامل‌ای که بشر با گاز و به‌سهولت غضبناک نشود.[۵۲] یحیی‌بن عدی[۵۳] به‌این مفهوم جنبه عملی داده و حلم را به سوراخ انتقام به هنگامِ شدت یافتنِ غضب، با وجود توان بر عقوبت، مضمون‌ نموده است.

از سایر شروط تحقق حلم این میباشد که حلم می بایست از سوی بشر فَرادَست در قبال فرودست صورت بپذیرد، چون دوری فرودست از انتقام، با وجود توان، هراس نامیده می گردد، خیر حلم.[۵۴] به لحاظ راغب اصفهانی[۵۵] کمال این صفت زمانی میباشد که بشر با قرارگرفتن در موقعیت بروز غضب، جوارح و اعضاوجوارح خویش را از اعمالی که در واقع جواب مثبت به هیجان غضب میباشد، بازدارد.

غزالی[۵۶] و نراقی،[۵۷] حلم را بر‌خیس از کظم غیظ دانسته‌اند؛ چون کظم‌غیظ از کسی راز می زند که هنوز به ملکه حلم دست نیافته و غضب بضاعت و توان آن را داراست که در او بروز نماید، البته وی با سعی در فروخوردنِ آن، سعی بر مهارکردن غضب داراست.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 90
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 348
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 440
  • بازدید ماه : 643
  • بازدید سال : 3657
  • بازدید کلی : 32309
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی