loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 41
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:01

(شهیدشدن ۳۶ق) از شهیدان نزاع جمل میباشد. او‌را از قوم و قبیله مجاشع یا این که عبدالقیس دانسته‌اند.بر محور گزارشی، وی با حذیفة بن یمان، صحابی فرستاده(ص)، گفتگویی داشته و این مذاکره در تمایل مسلم به امام علی(ع) تأثیرگذار بوده میباشد. او قبل از استارت نبرد جمل، اصحاب جمل را به قرآن و اطاعت از امام علی(ع) دعوت مسجد قبا مشهد کرد.

معاش‌طومار، مسلم فرزند عبدلله،[۱] از سپاهیان امام علی(ع) در پیکار جمل بود و عِجْلی[۲] و مُجاشِعی[۳] خوانده گردیده‌است. محمد بن جریر طبری، تاریخ‌نگار اهل سنت در قرن چهارم قمری، او‌را از مُجاشِع،[۴] یکی‌از طایفه‌های تمیم[۵] و روضه خوان اثرگذار (درگذشت ۴۱۳ق)، اورا از خویشاوندان عبدالقیس دانسته میباشد.[۶] از ابومخنف، تاریخ‌نگار قرن دوم قمری گفته شده که مامان مسلم با اسم اُمّ ذَریح عَبدِیَّه، شعر سرا شیعه بوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۷]

مسلم در سال ۳۵ هجری قمری در شهر مدائن می‌زیسته [۸] و در پیکار جمل (سال ۳۶ قمری)، در سال‌های آغازین جوانی بوده میباشد.[۹] تمایل به امام علی(ع)، بر مبنا آنچه حسن بن محمد دیلمی، محدث شیعه، از مسلم بن عبدالله نقل کرده، گفتگوهای وی با حذیفة بن یمان (درگذشت ۳۷ق)، والی شهر مدائن، سبب رغبت وی به امام علی(ع) گردیده رزرو مسجد قبا مشهد است.[۱۰]

به گفته دیلمی در موعظه القلوب، امام علی(ع) بعد از تایید خلافت، حذیفة بن یمان، از صحابه فرستاده(ص) را بر حکومت مدائن ابقاء کرد. حذیفه به منبر رفته و درضمن سخنرانی خویش، امام علی(ع) را امیرالمؤمنینِ حقیقی و واقعی دانست. مسلم این کلام را کنایه از این دانست که خلفای سه‌گانه قبل از امام علی(ع)، امیرالمؤمنینِ حقیقی و واقعی نبوده‌اند. حذیفه به درخواست مسلم بعضا از رویدادهای قبل را اظهار کرد. مثلا اینکه ملقب شدن امام علی(ع) به امیرالمؤمنین از مجال فرستاده(ص) و از جانب جبرئیل و قرائت خلفای سه‌گانه به‌این کنیه از جانب عموم بوده میباشد.[۱۱] وی همینطور صحیفه ملعونه، ماجرای رَم دادن شتر فرستاده(ص) در گردنه هَرشا، رخداد غدیر و غصب خلافت بوسیله ابوبکر و قدمت بن خطاب را برای مسلم گزارش شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۱۲]

شهید شدن در نبرد جمل
مسلم بن عبدالله در مبارزه جمل، در ۱۰ جمادی‌الاول سال ۳۶ق به شهیدشدن رسید.[۱۳]

امام علی(ع) قبل از شروع نزاع و برای واپسین اتمام حجت، از یارانش پرسید چه کسی با قرآن به نزد لشکر مقابل می‌رود؟ مسلم بن عبدالله اعلام شایستگی کرد و روبه‌روی صف معاند قرار گرفت.[۱۴] او امام علی(ع) را دعوت‌کننده به قرآن دانست و از آن‌ها خواست به اطاعت خداوند و به شغل به کتاب پروردگار بازگردند.[۱۵]

به نقل از ابن اثیر، تاریخ‌نگار اهل سنت در قرن ۷ هجری قمری، دست راست اورا جدا کردند و وی قرآن را با دست چپ گرفت. دست چپش نیز انقطاع شد و وی قرآن را به سینه گرفت.[۱۶] به گفته محمد بن جریر طبری (درگذشت ۳۱۰ق)، وی به منجر اصابت تیر[۱۷] و سازه بر گزارش روضه خوان موثر، به امر عایشه و هجوم نیزه‌داران به شهید شدن رسید.[۱۸] امام علی(ع) کیفیت شهید شدن او‌را از پیش گفته بود[۱۹] و او‌را از اشخاصی دانسته بود که آفریدگار قلبشان را از فروغ و ایمان مالامال نموده است.[۲۰]

مامان مسلم هنگام شهادتش حضور داشت.[۲۱] وی در مرثیه‌ای، عایشه را مامانِ قاتلانِ پسرش خواند.[۲۲]

پانویس
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴؛ زرکلی، اعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۲۲۲.
ابن شهرآشوب، المناقب، انتشارات علامه، ج۳، ص۱۵۵.
خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۸۷.
ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الانساب، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۲۳.
اثر گذار، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.
امین، اعیان الشیعه، دارالتعارف، ج۳، ص۴۵۷، به گزارش: ابومخنف؛ حسون، اعلام النساء المؤمنات، ۱۴۲۱ق، ص۱۸۴.
دیلمی، ارشادوراهنمایی القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۲۳ و ۳۲۴.
اثر گذار، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.
دیلمی، پند القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۱.
دیلمی، راهنمایی القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۲۳ و ۳۲۴.
دیلمی، پند القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۲۸-۳۳۳.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ش، ج۲، ص۳۶۱؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶؛ موءثر، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.
دیلمی، ارشادوراهنمایی القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۳.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶؛ نگاه فرمایید به: ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۳۷۸.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ش، ج۲، ص۳۶۱؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶.
موثر، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶.
دیلمی، ارشادوراهنمایی القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۲.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴.
منابع
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
ابن اثیر، علی بن محمد، اللباب فی تهذیب الانساب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
ابن اعثم، احمد، الفتوح، رسیدگی علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق.
ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة الخواص اینجانب الامة بذکر خصائص الأئمة، تفحص حسین تقی‌زاده، قم، المجمع العالمی لاهل البیت(ع)، راءس الطباعة و النشر، ۱۴۲۶ق.
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، المناقب، تصحیح هاشم رسولی و محمدحسین آشتیانی، قم، انتشارات علامه، بی‌تا.
ابن کثیر، اسماعیل بن قدمت، البدایة و النهایة، بی‌جا، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، بی‌تا.
حسون، محمد و ام‌علی مشکور، اعلام النساء المؤمنات، طهران، اسوه، ۱۴۲۱ق.
خوارزمی، الموفق بن احمد، المناقب، استیناف صاحب و مالک المحمودی، بی‌جا، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم، ۱۴۱۱ق.
دیلمی، حسن بن محمد، پند القلوب الی الصواب، قم، الشریف الرضی‏، ۱۴۱۲ق.
زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء اینجانب العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۹م.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تصحیح نخبة اینجانب العلماء، بیروت، منشورات مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۸۷۹م.
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، بازرسی یوسف اسعد داغر، قم، مؤسسه دارالهجره، ۱۴۰۹ق.
موثر، محمد بن محمد بن نعمان، الجمل و النصره لسید العتره فی حرب البصره، قم، کنگره روضه خوان موءثر، ۱۴۱۳ق.

بازدید : 49
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:04

مشهور به قیس قَطیفه از سپاهیان قدمت بن سعد در حادثه کربلا.قیس، از افرادی میباشد که پیش از رخداد کربلا به امام حسین(ع) طومار نوشت و از آن حضرت خواست تا به کوفه بیاید، البته با احاطه ابن زیاد بر کوفه تغییر‌و تحول موضع اعطا کرد. وی در روز عاشورا در سپاه قدمت بن سعد بود و در غارت چادر‌ها نقش داشت و روپوش امام حسین (ع) را به غارت موفقیت. او از عده ای میباشد که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد مسجد قبا مشهد بردند.

نسب و قبیله ، پدرش، اشعث بن قیس کندی مدیریت قوم کنده و کارگزار امام علی(ع) در آذربایجان بود. هر تعدادی وی در نزاع صفین در لشکر آن حضرت حضور داشت، در تحریک خوارج بر علیه امام نقش داشت.[۱] قیس بعداز پدرش مدیر قوم کنده شد و زمانی که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد آوردند وی مدیریت این فامیل بود. گفته‌اند که وی ۱۳ راز را با خویش آورده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]

مادرش‌ ام‌فروه دختر ابوقحافه بود و از این‌رو خواهرزاده خلیفه نخستین میباشد.[۳] برادرش محمد بن اشعث نیز در اتفاق کربلا از سپاه قدمت بن سعد بود که به جهت انکار انتساب امام به رسول اکرم(ص) گزینه نفرین آن حضرت قرار گرفت. خواهرش جعده، همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و آن حضرت را به شهیدشدن رزرو مسجد قبا مشهد رساند.[۴]

امام درست گو(ع) اشعث بن قیس را در شهید شدن امام علی(ع) و پسرش محمد را در شهید شدن امام حسین(ع) سهیم دانسته و به نقش دخترش جعده، در شهیدشدن امام حسن(ع) اشاره نموده است.[۵]وقتی که امام علی (ع) ضربت خورد، اشعث بن قیس، فرزندش قیس را ارسال کرد تا کیفیت اکنون امام را به وی گزارش شماره تلفن مسجد قبا مشهد نماید.[۶]

رخداد عاشورا
امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به عده ای مانند قیس بن اشعث فرمود:
«ای شبث بن ربعی!،ای حجّار بن أبجر!،‌ای قیس بن اشعث،... مگر شما برایم ننوشته بودید: میوه‌ها رسیده، گلشن‌ها سرسبز گردیده و نهرها مالامال شده، [در صورتی‌که بیایی] بر سپاهی که برایت مهیا گردیده، وارد خواهی شد، بیا؟!»

ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌ الطالبیین، ص۹۹؛ طبری تاریخ، ج۵، ص۴۲۵؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۱۸۸.

قیس بن اشعث، از عده ای بود که قبل از اتفاق کربلا به امام حسین(ع) طومار نوشت و از آن حضرت خواست که به کوفه بیاید.[۷] امام حسین(ع) در روز عاشورا در سخنان خویش خطاب به سپاه قدمت بن سعد اورا تحت عنوان یکی نویسندگان طومار‌های کوفیان خطاب قرار اعطا کرد.[۸]

به نقل منابع، قیس بن اشعث، در اتفاق کربلا روپوش امام را ربود و از این رو به قیس قطیفه جهانی شد[۹] ابن جوزی گفته میباشد که عمامه امام را ربوده میباشد.[۱۰] او همینطور از عده ای بود که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد بردند.[۱۱]

زمانی که امام حسین (ع)، عباس بن علی(ع) را نزد قدمت بن سعد ارسال کرد تا شب عاشورا را مهلت بگیرد، او از اشخاصی بود که از قدمت بن سعد خواست تا با درخواست مهلت موافقت نماید.[۱۲]

بعداز اتفاق کربلا
بعداز اتفاق عاشورا، قیس، از خوف اینکه بصریان اورا سرزنش نمایند از رفتن به بصره پرهیز کرد و در کوفه به عبدالله بن بی نقص از فرماندهان مختار پناهنده شد؛ ولی مختار ابوعمره را به مخفیگاهش ارسال کرد و اورا کشت.[۱۳]

پانویس
بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۲، ص۲۹۶؛ طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۶۱.
دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۹؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۰۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸.
ابن‌عبدالبر، استیعاب، ج۴، ص۱۹۵۰.
مسعودی، مروج‌الذهب، ج۲، ص۴۲۷.
کلینی، کافی، ج۸، ص۱۶۷.
ابن‌سعد، طبقات، ج۳، ص۲۷؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۲، ص۴۹۶.
ابن‌اثیر، الکامل، ج۴، ص۲۰، ۳۱؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۱۵۸؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۳۵۳.
ابن‌اثیر، الکامل، ج۴، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۲۵؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۳۹.
دینوری، اخبارالطوال، ص۳۰۲؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۰۴؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۵۳؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۴، ص۷۸.
ابن جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۴۱.
دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۹؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۰۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۴۱.
بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۱۸۵؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۴، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۱۷.
دینوری، اخبارالطوال، ص۳۰۲.
منابع
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، دارصادر، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن جوزی(ابوالفرج)، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، تفحص: محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
ابن سعد، الطبقات الکبری، استیناف: محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، پژوهش: علی محمد البجاوی، دارالجیل، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
بلاذری، احمد بن یحیی، جمل اینجانب انساب الأشراف، بازرسی: سهیل زکار و ریاض زرکلی، درالفکر، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
دینوری، احمد بن داود، الأخبار الطوال، استیناف: عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، منشورات الرضی، قم، ۱۳۶۸ش.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، رسیدگی: محمد أبوالفضل ابراهیم، دارالتراث، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الإسلامیة، طهران، ۱۳۶۵ق.
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، بازرسی: اسعد داغر، دارالهجرة، قم، ۱۴۰۹ق.

بازدید : 24
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 10:06

دارای اسم و رسم به امام حسن مجتبی (۳-۵۰ق) دو‌مین امام شیعه‌ها که ۱۰ سال (۴۰-۵۰ق) امام و حدود هفت ماه خلیفه مسلمانها بود. اهل‌سنت او‌را واپسین خلیفه از خلفای اولیه می دانند.حسن بن علی اولیه فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) و اول نوه فرستاده(ص) میباشد. بنابر گزارش‌های تاریخی، اسم «حسن» را فرستاده(ص) برای وی برگزید و اورا بسیار دوست داشت. وی هفت سال از قدمت خویش را با فرستاده(ص) هم پا بود و در بیعت رضوان و ماجرای مباهله با مسیحیان نجران حضور مسجد قبا مشهد داشت.

فضیلت ها امام حسن(ع) در منابع شیعه و اهل‌سنت آمده میباشد. وی یک کدام از اصحاب کسا میباشد که آیه پاک سازی درباره آن ها نازل شد و شیعه‌ها آنها را معصوم میدانند. آیه اطعام، آیه مَوَدَّت، و آیه مُباهله نیز درباره وی و والدین و برادرش نازل گردیده‌است. وی دو توشه مجموع میزان دارایی‌اش را در رویه آفریدگار اعطا کرد و سه توشه نیمی از اموالش را به نیازمندان اعطا کرد. گفته‌اند به سبب ساز همین مهربانی‌ها، او‌را «کریم ومهربان اهل‌بیت» خوانده‌اند. وی ۲۰ یا این که ۲۵ توشه پیاده به حج آدرس مسجد قبا مشهد رفت.

از معاش وی در زمان ابوبکر و قدمت بن خطاب خبر چندانی در دسترس وجود ندارد. به فرمان قدمت تحت عنوان شاهد، در شورای شش‌نفره گزینش خلیفه سوم حاضر بود. گزارش‌هایی نیز از کمپانی وی در بعضا نبرد‌ها در عصر عثمان وجود دارااست. وی در کودتا‌های اواخر خلافت عثمان، به فرمان امام علی(ع) به حفظ از منزل خلیفه پرداخت. در زمان خلافت امام علی(ع) همدم وی به کوفه رفت و در مبارزه‌های جمل و صفین از فرماندهان سپاه رزرو مسجد قبا مشهد بود.

حسن بن علی در ۲۱ رمضان سال ۴۰ قمری، و بعد از شهید شدن امام علی(ع)، به امامت رسید و در به عبارتی روز، بیشتراز چهل هزار نفر با وی برای خلافت بیعت کردند. معاویه، خلافت او‌را نپذیرفت و با لشکری از شام به سوی عراق تکان کرد. امام مجتبی(ع) سپاهی به فرماندهی عبیدالله بن عباس به سمت معاویه ارسال کرد و خویش به یاور یک تیم دیگر به ساباط رفت. معاویه عملکرد کرد با طرح شایعاتی فی مابین سپاهیان امام حسن(ع)، مسئله را برای برقراری صلح مهیا نماید. در‌این حالت، امام حسن(ع) گزینه سوءقصد یک کدام از خوارج قرار گرفت و زخمی شد و برای مداوا به مدائن جابجایی شماره تلفن مسجد قبا مشهد یافت.

به طور همزمان، گروهی از سران کوفه به معاویه طومار نوشتند و پیمان دادند حسن بن علی را به او تسلیم نمایند یا این که به قتل برسانند. معاویه نیز طومار‌های کوفیان را برای حسن بن علی(ع) ارسال کرد و به وی توصیه صلح بخشید. امام مجتبی(ع) صلح و واگذاری خلافت به معاویه را عهده دار شد به‌این شرط که معاویه مطابق کتاب آفریدگار و سنت نبی(ص) کار کند و برای خویش جانشین انتخاب نکند و تمامی عموم برای مثال شیعه ها علی(ع) در امنیت باشند. بعد ها معاویه به هیچ‌یک از این شرط‌ها شغل نکرد. صلح با معاویه، نارضایتی شماری از یاران امام حسن(ع) را در ادامه داشت و حتی برخی، او‌را «مُذلّ المؤمنین» (خوارکننده مؤمنان) خواندند.

وی بعد از ماجرای صلح در سال ۴۱ قمری، به مدینه برگشت و تا نقطه پایان قدمت در آنجا ماند. وی در مدینه مرجعیت علمی را بر ذمه داشت و بنابر برخی گزارش‌ها از مقام اجتماعی بالایی منتفع بود.

زمانی معاویه تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جَتوده همسر امام حسن(ع) ارسال کرد تا امام را مسموم نماید. گفته‌اند حسن بن علی(ع) ۴۰ روز بعداز مسموم شدن به شهیدشدن رسید. بنابر نقلی، وی وصیت کرده بود کنار قبر فرستاده(ص) دفن گردد البته مروان بن حکم و جمع‌ای از بنی‌امیه بازدارنده این فعالیت شدند. پیکر وی در گورستان بقیع به خاک ودیعه شد.

آحاد سخنان و مکتوبات امام مجتبی(ع) و اسم ۱۳۸ نفر از افرادی که از وی قصه کرده‌اند، در کتاب مسند الامام المجتبی(ع) توده گردیده‌است.

شناخت اجمالی
حسن بن علی بن ابی‌طالب اول فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) و اول نوه نبی اسلام(ص) میباشد.[۱] نسب وی به بنی‌هاشم و قریش می رسد.[۲]

اسم، لقب، لقب‌ها
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: فهرست لقب‌ها و کنیه‌های امام حسن مجتبی(ع)
کلمه و واژه «حَسَن» به معنای پسندیده میباشد. این اسم را رسول(ص) برای وی برگزید.[۳] در روایاتی آمده میباشد، این نامگذاری به امر الهی اعمال شد.[۴] اسم‌های حسن و حسین متساوی شَبَّر و شَبیر (یا این که شَبّیر)،[۵] اسم پسران هارون میباشد[۶] که پیش از اسلام نزد عموم عرب سوابق‌ای نداشت.[۷]

لقب او‌را «ابومحمد» و «ابوالقاسم» گفته‌اند[۸] و برای وی القابی همانند مجتبی (برگزیده) و سَیّد (سرور) و زَکیّ (پاکیزه) برشمرده‌اند.[۹] القابی نیز مشترک فی مابین حَسَنَین میباشد مثلا «سیّد شباب اهل الجنة» و «ریحانة فرستادهّ الله»[۱۰] و «سبط».[۱۱] در روایتی از فرستاده(ص) آمده میباشد: «حسن یکی‌از اسباط میباشد».[۱۲] کلمه و واژه سبط را در احادیث و برخی آیه‌ها قرآن به معنای امام و نَقیبی دانسته‌اند که از طرف آفریدگار برگزیده گردیده و از نسل پیامبران میباشد.
حسن بن علی دو‌مین امام شیعه‌ها میباشد. وی پس از شهیدشدن امام علی(ع) در ۲۱ رمضان سال ۴۰ق، به امامت رسید و به زمان ۱۰ سال این رده را بر ذمه داشت.[۱۴] روحانی کلینی (درگذشته ۳۲۹ق) در کتاب الکافی تیم احادیث مرتبط با نصب حسن بن علی به امامت را جمع نموده است.[۱۵] مبتنی بر یکی‌از این احادیث، امام علی(ع) قبل از شهیدشدن و در حضور فرزندان خویش و بزرگان شیعه، کتاب و سلاح (از ودایع امامت) را به فرزندش حسن اعطا کرد و اظهار‌کرد که رسول به وی دستور داده که حسن را وصیّ خویش قرار دهد.[۱۶] بنابر روایتی دیگر، امام علی(ع) هنگام تکان به سوی کوفه بعضی از ودایع امامت را نزد اُم‌سَلمه ودیعت گذاشت و امام حسن(ع) بعد از رجوع از کوفه، آنها‌را از او تحویل گرفت.[۱۷] روضه خوان اثرگذار (درگذشته ۴۱۳ق) نیز در کتاب ارشادوراهنمایی گفته میباشد حسن(ع) وصیّ پدرش دربین فرزندان و اصحاب او بوده میباشد.[۱۸] برای وصایت امام مجتبی به حدیث دوازده خلیفه[۱۹]نیز دلیل گردیده‌است.[۲۰] امام حسن(ع) در تعدادی ماه نخستین روزگار امامت، مستقر کوفه و ذمه ‌دار منصب خلافت بود.

زمان کودکی و جوانی
بنابر عهد و پیمان دارای شهرت،[۲۱] به دنیا آمدن امام حسن(ع)، ۱۵ رمضان سال سوم هجری میباشد. کلینی و روحانی طوسی به دنیاآمدن او را سال دوم سفر دانسته‌ میباشد.[۲۲] وی در مدینه متولد شد[۲۳] و رسول در گوش راستش اذان و در گوش چپ وی اقامه اعلام‌کرد[۲۴] و در هفتمی روز ولادتش، گوسفندی را برای وی عقیقه کرد.[۲۵]

مبتنی بر پاره‌ای از گزار‌ش‌های اهل‌سنت، امام علی(ع) قبل از آنکه نبی(ص) اسم حسن را برای فرزند وی گزینش نماید، اسم حمزه[۲۶] یا این که حرب[۲۷] را برای وی در حیث گرفته بود البته هنگامی رسول از اسم وی پرسید، اذعان کرد در نامگذاری فرزندش، بر فرستاده معبود پیشی نمی‌گیرد.[۲۸] باقر شریف قرشی از محققان شیعه دلایلی در رد این گزارش‌ها برشمرده میباشد.

بازدید : 45
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 10:01

(۳۰۵-۳۸۱ق) دارای شهرت به روحانی صدوق از عالمان شیعه در قرن چهارم هجری قمری میباشد. او از مشهورترین محدّثان و فقیهان مدرسه کلامی و حدیث‌اساس قم به شمار میاید. حدود ۳۰۰ تاثیر علمی به وی نسبت داده‌ گردیده البته اکثری از آن‌ها امروزه در دسترس وجود ندارد. یک کدام از مهم ترین اثرها او، کتاب اینجانب لایحضره الفقیه از کتاب ها اربعه شیعه میباشد. از سایر اثر ها روحانی صدوق، معانی الاخبار، عیون خبر ها الرضا، الخصال، علل الشرایع و صفات الشیعة مسجد قبا مشهد میباشد.

بعضی از مشهورترین شاگردان او عبارتند از سید مرتضی، روحانی موثر و تلعکبری. مدفن روحانی صدوق در آرامستان ابن‌بابویه در ری میباشد. نسب ، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، پر اسم و رسم به روضه خوان صدوق، از علمای قرن چهارم قمری بوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۱]

بابا او علی بن حسین، در حین خود، روضه خوان و ثقه (آیتم متکی بودن) و عالم و پیشوای قمی‌ها بود.[۲] هرچند بزرگان و محدثان بخش اعظمی در آن فرصت در قم حضور داشتند، وی با وجود مرجعیت و مقام علمی، دکان‌ای در بازار داشت و زاهدانه و با پاکدامنی و قناعت به بیزنس سرگرم بود.[۳] وی در فن‌های متعدد کتاب‌ها و رساله‌هایی داشت که روضه خوان طوسی و نجاشی آن‌ها‌را رزرو مسجد قبا مشهد بیان کرده‌اند.[۴]

ابن‌ندیم در الفهرست، به دستخطی از روحانی صدوق اشاره نموده است که دربردارنده اطلاعاتی درباره اثرها خویش و پدرش بوده میباشد: «کتاب‌های پدرم را که دویست کتاب میباشد برای فلانی پسر فلانی اذن دادم و نیز کتاب‌های خودم را که هجده کتاب میباشد.»[۵] حسین بن علی بن بابویه اخوی روضه خوان صدوق شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۶]

میلاد و وفات
سال به دنیاآمدن روضه خوان صدوق به نحو ظریف مشخص و معلوم وجود ندارد، البته آنچه از کتاب او، کمال الدین، و کتاب غایب بودن روضه خوان طوسی و کتاب فهرست نجاشی استعمال می‌گردد این میباشد که او بعداز مرگ محمد بن عثمان عَمْری، دومی سفیر از سفرای چهارگانه امام فرصت(عج)، در سال ۳۰۵ق و در اوائل سفارت ابوالقاسم حسین بن روح، سو‌مین سفیر، متولد شد‌ه‌است.[۷]

بنابر نقل روحانی صدوق از ابوجعفر محمد بن علی بن اسود، علی‌ بن حسین بن موسی بن بابویه (بابا روضه خوان صدوق که صدوق نخستین نیز خوانده می‌گردد)، بعداز مرگ محمد بن عثمان عَمْری(دو‌مین سفیر) از ابوجعفر مراد میباشد که از حسین بن روح نوبختی (سومی سفیر) بخواهد که وی از امام فرصت(عج) بخواهد که دعا نماید تا خداوند به وی پسری بدهد. ابوجعفر می گوید اینجانب نیز از حسین بن روح درخواست کردم و وی این درخواست را به امام فرصت رساند و بعد از سه روز به اینجانب اظهار کرد که امام برای علی بن حسین دعا نموده است و برایش فرزندی خوش‌یمن متولد می شود که خدای عزوجل به سببش او‌را بهره می رساند.[۸].[یادداشت ۱]

وفات
او در سال ۳۸۱ق با بیش تر از هفتاد سال سن در ری درگذشت.[۹] قبر وی امروزه در قبرستانی با اسم گورستان ابن‌بابویه دارای شهرت و زیارتگاه عموم میباشد. تجدید عمارت قبر او در حین فتحعلی پادشاه قاجار در سال ۱۲۳۸ق. اعمال گرفت. قبلا تاریخ، قبر وی در تاثیر سیل شکافته شد و آشکار شدن لاشه سلامت او بعد از سپری شد قرن‌ها مایه حیرت همگان شد.[۱۰] مرحوم آقا علی حکیم از افرادی میباشد که در رساله سبیل الرشاد فی دانش المعاد میگوید: خودش تن سلامت روحانی صدوق را درین اتفاق چشم میباشد.[۱۱]

معاش

گورستان ابن‌بابویه در ری، محل دفن روضه خوان صدوق.
روحانی صدوق در قم رویش یافت و ۲۰ سال با پدرش معاش کرد و از او و دیگر علمای قم علم فراگرفت و آن گاه به درخواست اهل ری بدانجا رفت. مدتی در آنجا بود و آنگاه با اذن حکم دهنده آنجا رکن الدوله بویهی برای زیارت امام رضا(ع) به مشهد رفت و در رجوع در نیشابور سکنی گزید و بزرگان آن شهر از علم وی منفعت گرفتند. به‌این نحوه وی با خروج از قم به ری، استرآباد، جرجان، نیشابور، مشهد، مرو، سرخس، ایلاق (بلخ)، سمرقند، فرغانه، بلخ، همدان، بغداد، کوفه، فید، مکه و مدینه سفر کرد.[۱۲]


بارگاه قبر روحانی صدوق
عموم شهرها و کشور‌های متفاوت مثلا: کوفه، بصره، بغداد، واسط، نیشابور، قزوین و مصر در دریافت احکام به او مراجعه می‌کرده‌اند.[۱۳]

رده علمی
روضه خوان طوسی می گوید: «محمد بن علی بن حسین، حافظ روایات، باخبر به فقه و رجال، و حدیث شناس بود که در محافظت و کثرت دانش، مانند وی در بین قمی‌ها چشم نشد.»[۱۴]

نجاشی در وصفش می گوید:

روحانی ما و عالم ما... که وارد بغداد شد و با اینکه معدود سن و سال بود شیوخ طائفه از وی حدیث می‌شنیدند.[۱۵]
روضه خوان صدوق را به دلیل فراوانی اثر ها، به ویژه، در زمینه صحبت[یادداشت ۲] و تکامل فکر‌های وی نسبت به شخصیت‌های متقدم، نماینده مهم مدرسه کلامی قم دانسته‌اند.[۱۶] بیان شده اولیه‌ کسی‌ که‌ ابن‌بابویه‌ را صدوق‌ نامیده‌ ابن‌ادریس حلی در سرائر میباشد‌.[۱۷][یادداشت ۳] بعضی دانشمندان درباره وجه تسمیه روحانی صدوق بر این باورند که زیرا او در نقل حدیث از ائمه علیهم السلام خصوصا امام باقر و امام راستگو علیهماالسلام از راه و روش صواب بیرون نشده و در فهم و شعور آنها به نادرست نرفته میباشد؛ صدوق نامیده شد‌ه‌است.[۱۸]

مشایخ و اساتید وی
او در شهرهای گوناگون نزد مشایخ و حفاظ اکثری از ائمه حدیث و غیر آن ها، به یادگرفتن دانش پرداخته که شمارشان به ۲۶۰ نفر میرسد.[۱۹] بعضی از مشایخ او از این قرارند:

احمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی[۲۰]
احمد بن محمد بن عیسی[۲۱]
پدرش علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی[۲۲]
محمد بن حسن بن احمد بن ولید قمی[۲۳]
محمد بن موسی بن متوکل[۲۴]
شاگردان و راویان از وی
با دقت به اینکه روضه خوان صدوق از جوانی در فعالیت تکثیر خبرها بوده، راویان از او می بایست بسیار بوده باشند البته به حیث از در بین رفتن برخی از کتاب ها مثل تاریخ ری تاثیر روضه خوان منتجب الدین، رجال الشیعه تاثیر ابن‌بطریق و شیوخ الشیعة تاثیر علی بن حکم، اسامی راویان از او به نحو بدون نقص در چنگ وجود ندارد. آنچه امروزه از آن آگاهیم ۲۷ نفرند:[۲۵]

احمد بن علی بن محمد بن عباس بن نوح
احمد بن محمد بن تربک الرهاوی
ابومحمد احمد بن محمد معمری
جعفر بن احمد بن علی ابومحمد قمی مستقر ری که در مشایخ او نیز نامش آمده میباشد.
جعفر بن احمد مریسی
جعفر بن حسن بن حسکه قمی
حسن بن احمد بن محمد بن هیثم عجلی رازی
حسن بن حسین علی بن بابویه
حسن بن عنبس بن مسعود بن تندرست
حسن بن محمد بن حسن شیبانی قمی، مولف تاریخ قم.
حسین بن عبیدالله بن ابراهیم غضائری
حسین بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، اخوی او.
عبدالصمد بن محمد تمیمی
علی بن احمد بن عباس نجاشی، فرزند نجاشی رجالی تعالی.
سید ابوالبرکات علی بن حسین جوزی حلی حسینی
سید مرتضی دانش الهدی
علی بن حسین بن موسی
علی بن محمد خزاز
ابوالقاسم علی بن محمد مقری
محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوریستی
محمد بن احمد بن علی
محمد بن احمد بن علی بن حسن بن شاذان قمی، پسر خواهر جعفر بن محمد بن قولویه، مولف کتاب ایضاح دفائن النواصب.
محمد بن جعفر بن محمد قصار رازی
محمد بن حسن بن اسحاق بن حسن بن حسین بن اسحاق بن موسی بن جعفر(ع)
محمد بن سلیمان الحمرانی
محمد بن طلحه بن محمد نعالی بغدادی، که از شیوخ خطیب بغدادی میباشد.
محمد بن محمد بن نعمان، روحانی اثر گذار
هارون بن موسی تلعکبری
طریقه‌ها
طریقه‌های کلامی
روحانی صدوق در حرف به مدرسه کلامی حدیث‌گرای قم وابستگی داشت.[۲۶] او برآن بود آدم مدام و در همگی درحال حاضر به الهام الهی یا این که حجت الهی احتیاج داراست تا معبود را بشناسد و عقل سوای امداد وحی قدرت آشنایی پروردگار و کشف معارف فقاهتی را ندارد.[۲۷] بیان شده او در هیچ یک از اثر ها خویش به طور غیر وابسته به مشاجره عقل نپرداخته میباشد.[۲۸] روحانی صدوق با استناد به احادیث،[۲۹] دعوا و جدل در زمینه‌ی ذات آفریدگار را روا نمی‌داند و با الهام از احادیث ضدتشبیهی، هیچ نوع شباهتی دربین معبود و مخلوقات قایل وجود ندارد و تک تک صفات عبد را از خدا نفی نموده است.[۳۰][یادداشت ۴] از نگرش صدوق، رسول(ص) و امامان(ع) برگزیدگان و دوستداشتنی‌ترین مخلوقات خدا می‌باشند و خدا، دنیا را به خیال و خاطر آن‌ها آفریده میباشد.[۳۲] او امامان را همچون پیامبران(ع)، معصوم می‌دانست؛[۳۳] ولی قائل به سهو النبی(ص) بود و انکار آن را بزرگ نمایی می‌دانست.[۳۴] برخی، روحانی صدوق را محدثی عقل‌گرا دانسته‌اند که به مکان ادله، از احادیث سود میبرد؛ ولی لابلای مطالب خویش به ادله عقلی نیز دقت داشت

بازدید : 30
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 10:01

(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) متخلص به‌ بهائی و دارای شهرت به‌ روحانی بهائی و بهاءالدین عاملی، عالم، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه در بعدازظهر صفوی بود. روحانی بهائی بیشتراز ۱۰۰ کتاب در موضوع‌های متفاوت تألیف نموده است. جامع عباسی و اربعین به عنوان مثال اثرها اوست. اثراتی نیز در معماری بر مکان گذارده که منارجنبان اصفهان، تقسیم زاینده‌رود اصفهان، گنبد مسجد امام اصفهان، پیاده سازی صحن و سرای مقبره امام رضا(ع) به طور یک ۶ ضلعی و نقشه حصار نجف، از آن پاراگراف میباشد. او سفرهای اکثری به نقاط متفاوت عالم کرد و مهاجرت مشهوری نیز یار فرمان روا عباس صفوی با پای پیاده به مشهد داشته مسجد قبا مشهد میباشد.

وی جایگاه روضه خوان الاسلامی بالاترین منصب قانونی فقهی در حکومت صفویه را برعهده داشت. اقامه نماز آدینه اصفهان نیز برعهده وی بود. محمدتقی مجلسی، ملاصدرا، نتیجه کاشانی و ملاصالح مازندرانی به عنوان مثال شاگردان روحانی بهائی به شمار میروند. معاش‌طومار، بهاءالدین عاملی در ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق در بعلبک دیده به جهان گشود.[۱] محل معاش او جُبَع یا این که جُباع،[۲] از روستاهای جبل ادله بوده میباشد.[۳] پدرش، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (متوفی ۹۸۴ق)، از شاگردان و دوستان شهید ثانی (متوفی ۹۶۶ق) آدرس مسجد قبا مشهد بود.

نسب او به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امیرالمؤمنین میرسد؛ از این رو به حارثی هَمْدانی نیز آوازه دارااست. کودکی و جوانی ، منزل منسوب به روحانی بهایی در اصفهان یک‌سال پس از به دنیاآمدن وی در بعلبک، خانواده‌اش به جبل استدلال رفتند ولی بعداز شهیدشدن شهید ثانی و حس عدم امنیت در‌این شهر و نیز به دعوت و تشویق سلطان طهماسب اولیه و علی بن هلال کرکی مشهور به روضه خوان علی مِنشار، روحانی الاسلام اصفهان، از جبل برهان به کشور ایران نقل جای و در اصفهان بومی شدند. خانواده وی از اول علمای شیعه در جبل ادله بودند که در‌پی استقرار حکومت شیعی صفوی، به کشور‌ایران رزرو مسجد قبا مشهد هجرت کردند.


بنابر ورژن‌ای به خط روحانی بهائی که در ۹۶۹ق در قزوین درج شده، وی هنگام ورود به جمهوری اسلامی ایران ۱۳ ساله بود،[مستلزم منبع] البته برخی منابع اورا در‌این فرصت ۷ ساله دانسته‌اند.[۵] او از هجرتش به کشور‌ایران و ورودش یاروهمدم با بابا در دستگاه سلاطین صفوی اظهار ناخرسندی نموده است.[۶][یادداشت ۱] پس از ۳ سال اقامت در اصفهان، سلطان طهماسب نخستین به پیشنهاد و تأکید روضه خوان علی منشار، عزّالدین حسین را به قزوین دعوت و منصب روضه خوان الاسلامی شهر را به وی سپرد. روضه خوان بهائی نیز یار و همدم پدرش به قزوین رفت و مدتی در آنجا اقامت و به علم آموزی علم ها گوناگون شماره تلفن مسجد قبا مشهد پرداخت.[مستلزم منبع]

به نوشته روحانی بهائی،[۷] او در سال ۹۷۱ق یار با پدرش در مشهد بوده میباشد.[۸] بعد ها پدرش برای مدتی روحانی الاسلام هرات شد، ولی او در قزوین ماند و در ۹۷۹ق و ۹۸۱ق اشعاری در شوق واشتیاق به دیدار بابا و شهر هرات برای وی ارسال کرد.[۹] در سال ۹۸۳ق بابا روحانی به قزوین آمد و برای مهاجرت حج از سلطان اذن خواست، فرمانروا به خویش وی اذن اعطا کرد ولی از ملازمت و همراهی بهاءالدین عاملی با بابا نهی کردن و او‌را به ماندن در قزوین و درس دادن علم ها موظف کرد.[۱۰]

همسر روحانی بهائی، دختر علی منشار عاملی، زنی دانشمند بود که بعد از درگذشت بابا، کتابخانه گران بها ۴ هزار جلدی او‌را به ارث موفقیت و روضه خوان بهائی آن را در ۱۰۳۰ق وقف کرد. این کتابخانه بعد از وفات روضه خوان بهایی، به باعث اهمال در مراقبت هلاک شد.[۱۱] برخی بر این نظریه‌اند از این که بهائی سی سال از قدمت خویش را به تنهایی در مهاجرت گذرانده، می‌قدرت در نظر گرفتن زد که فرزندی نداشته میباشد. بیشتر منابع نیز فرزندی برای وی معرفی نکرده و بعضا اورا عقیم دانسته‌اند.[۱۲]
بیشتر تحصیلات بهائی، در قزوین بود که آن فرصت حوزه علمی فعّالی داشت. بعداز قزوین، در اصفهان به علم آموزی خویش خاطر نشان نمود. اولی و مهم ترین معلم بهائی، پدرش بود که نزد او تعبیروتفسیر و حدیث و ادبیات عرب و کمی سنجیده خواند واز وی اذن قصه اخذ کرد.[مستلزم منبع]

استادان دیگر بهائی عبارت‌اند از:

ملاّ عبدالله یزدی؛
ملاّ علی مُذَهَّب؛
ملا علی قائنی؛
ملا محمد باقر یزدی؛
روحانی احمد گچایی؛
روحانی عبدالعالی کرکی (درگذشت ۹۹۳ق) فرزند پژوهشگر کرکی؛
محمود دهدار
محمّد بن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی.[

بازدید : 27
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 11:13

(۷۲-۱۲۵ق) د‌همین خلیفه اموی و از خویشان قریش که بعد از مرگ یزید بن عبدالملک در سال ۱۰۵ق به خلافت رسید. نقل شده که او فرمان قتل امام محمدباقر(ع) را در سال ۱۲۴ق صادر نمود.هشام ۱۹ سال خلافت کرد و اورده شده که در‌این برهه زمانی همت کرد با جاری ساختن اقداماتی اساس‌های خلافت بنی‌امیه را سفت نماید. بنابر گزارش‌های تاریخی، جان مسلمان‌ها و به‌خصوص شیعه‌ها برای وی هیچ ارزشی نداشت و به عذر‌های گوناگون آن‌ها را مسجد قبا مشهد می‌کشت.

در حین خلافت هشام بن عبدالملک قیام‌های متعددی جاری ساختن شد که مهم ترین آن‌ها قیام زید بن علی بن الحسین(ع) بود و وی در طومار‌ای به والی کوفه نوشت که زید را از کوفه اخراج کرده و او‌را بکشد. رخداد اصلی دیگر، متفرق شدن مبلّغان بنی‌عباس در مملکت‌های شرقی اسلام، و استارت حرکت‌های شیعه‌ها بود که پنهانی کار می‌کردند. در حین هشام، در خراسان بلندمرتبه، فتوحات کلان‌ای ایفا شد و خوارج هم در قسمتی از مرزوبوم‌های اسلامی عمل آدرس مسجد قبا مشهد می‌کردند.

زندگینامه هشام بن عبدالملک در اوایل سال ۷۲ق زاده شد.[۱] ابن‌تاثیر زادگاه او‌را مدینه و مقریزی آن را دمشق بیان نموده است.[۲]مادرش اورا هشام نامید و کنیۀ وی اباولید بود و زیرا چشمش لوچ بود، به هشام اَحْوَل جهانی شد.[۳] او از قبیلۀ قریش، از اعراب عَدنانی و از طایفۀ بنی‌امیه بود.[۴] پدرش عبدالملک بن مروان، پنجمی خلیفۀ اموی، و مادرش عایشه یا این که فاطمه، دختر هاشم بن اسماعیل مخزومی رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۵]

هشام سیزده فرزند از همسران و کنیزان خویش داشت که ده پسر و سه دختر بودند.[۶] وی محمد بن مسلم بن شهاب زُهَری را به‌تیتر آموزگار برای فرزندانش گزینش کرده بود.[۷]هشام بن عبدالملک بر تاثیر بیماری در ۶ ربیع‌الثانی سال ۱۲۵ق در رُصافه شام از عالم رفت. وی هنگام فوت ۵۳ سال داشت و مقطع حکومت وی ۱۹ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۸]

خلافت
هشام بعداز مرگ یزید بن عبدالملک در شعبان سال ۱۰۵ق، در ۳۴ سالگی به خلافت رسید.[۹] هنگامی خبر خلافت به وی رسید، در روستایی به اسم رُصافه بود و از آنجا به دمشق رفت و در اولیه ماه رمضان سال ۱۰۵ق، عموم با وی برای خلافت بیعت کردند.[۱۰]

آورده شده که هشام بن عبدالملک کارایی کرد توشه دیگر مبنا‌های خلافت بنی‌امیه را پایدار نماید؛ مورخان نوشته‌اند که هشام طریق به طور تقریبً اثبات خلافت بنی‌امیه را در برکنار و نصب والیان در مناطقی زیرا عراق و خراسان در پیش گرفت که غرض کلی آن ساخت‌و‌ساز توازن قوا دربین قبایل حریف یمانی و قیسی بود.[۱۱] هشام مدتی نسبتاً وقتگیر خلافت کرد و اورده شده که برای رونق اقتصادی و ساخت و ساز انضباط دیوانی عملکرد متعددی کرد، تا آنجا که بعد ها منصور عباسی و بعضی دیگر از عباسیان از طریق هشام تبعیت می‌کردند.[۱۲] اورده شده که هشام هر مردی از بنی‌مروان را که مقرری اخذ میکرد، به مبارزه می‌ارسال کرد.[۱۳]
کیفیت خلق و خوی هشام با امامان معصوم(ع)
هشام معاصر ۳ بدن از امامان شیعه(ع) بوده میباشد:

امام سجاد(ع)
بنابر آنچه در کتاب الاختصاص روحانی اثرگذار آمده، هشام بن عبدالملک در عصر خلافت پدرش (۲۶-۸۶ق)، برای اجرا حجّ به طواف کعبه رفت و به‌عامل غوغا جمعیت نتوانست استلام حجر را جاری ساختن دهد، البته در به عبارتی حالا، علی بن حسین(ع) وارد مسجدالحرام شد و هنگامی به‌سوی حجرالاسود رفت، عموم خویش به وی احترام کرده و از رمز راهش کنار رفتند تا بتواند حجرالاسود را لمس نماید.[۱۴] به‌گفته ابن‌شهرآشوب در کتاب مناقب آل‌ابیطالب، هشام از دیدن این چشم انداز خیلی اندوهگین شد و در جواب به یکی‌از شامیان که پرسید وی که می باشد، با آنکه علی بن حسین را می‌آشنایی، بیان کرد «او‌را نمی‌شناسم».[۱۵]

نقل شده که فرزدق در به عبارتی جا حاضر بود و اذعان کرد اینجانب او‌را می شناسم و قصیده‌ای در وصف امام سجاد(ع) سرود و این عمل موجب غم هشام بن عبدالملک شد و به انقطاع دستمزد ماهیانه فرزدق و زندانی شدنش در مکانی فی مابین مکه و مدینه، پر اسم و رسم به (عسفان)، انجامید.[۱۶]

امام باقر و امام درست گو(ع)
چنانکه در کتاب دلائل الامامه آمده میباشد، هشام بن عبدالملک در طی خلافت خویش همواره از محبوبیت امام باقر(ع) بین عموم می ترسید و کارایی میکرد بازدارنده بسط نفوذ او گردد.[۱۷] بنابر نقل طبری، سخنان امام راستگو(ع) درباره فضیلت و امامت اهل بیت که در روز ها حج ایفا شد، بدان انجامید که هشام بعد از برگشت به پایتخت خویش، دمشق، به قاضی مدینه دستورداد امام باقر(ع) و فرزندش جعفر بن محمد را روانه شام نماید.[۱۸]

طبری، مولف کتاب دلائل الامامه، گفته میباشد که هشام زیرا به‌نیکی می‌دانست که در شرایطی که از منش مناظره وارد گردد، هیچکدام از درباریان وی اقتدار مناظره با امام باقر(ع) را ندارند،[۱۹] تصمیم گرفت مسابقه تیراندازی ترتیب دهد تا او را در آن مسابقه ناکامی بدهد، اما در آن مسابقه نیز نتوانست به مقصود خویش رسد.[۲۰] نقل شده که هشام بن عبدالملک بعد از ناکامی در آن مسابقه، امام باقر(ع) و فرزندش را در موضع منحصر به فرد کنار خویش مکان بخشید، آن ها را احترام کرد و به امام پنجم شیعه ها ذکر کرد: قریش از پرتو وجود تو سزاوار سروری بر عرب و فارس میباشد.[۲۱

بازدید : 53
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 15:44

(۱۳۰۸ - ۱۳۷۵ش)، از رهبران مذهبی و سیاسی شیعه‌ها افغانستان که بعد از روی عمل داخل شدن دولت مارکسیستی در سال ۱۳۵۷ش، سر کردگی حکومت محلی هزاره‌ها را با تیتر شورای انقلابی رخداد اسلامی افغانستان بر ذمه داشت. وی قبل از سر کردگی بر شورای رخداد، خلال ایجاد کرد مدرسه های علمیه در زادگاهش در ولایت بامیان، به درس دادن علم ها اسلامی و تربیت طلاب درگیر بود.معاش‌طومار،سیدعلی در سال ۱۳۰۸ش در شهر وَرَس از ولایت بامیان زاده شد. بابا وی سیدنبی و جدش سید طاهر، هر دو از روحانیون شیعه بودند.[۱] بهشتی، مهر ۱۳۷۵ش درگذشت و در محل تولد خویش به خاک ودیعه شد.[۲] محمدجمال فکوری بهشتی، از فرزندان او، در سه زمان پایان به‌نمایندگی از ولایت بامیان به پارلمان افغانستان شیوه مسجد قبا مشهد یافته بود.[۳]

تحصیلات حوزوی،بهشتی ورسی تحصیلات را نزد بابا خویش استارت کرد و مقدمات علم ها حوزوی را ضمن بابا، از روحانی ابراهیم عالمی و روحانی محمد علی دایکندی آموخت. بعد از آن حدود شش سال در شهر یَک‌اَولَنگ دروس سطح و بعضی از کتاب‌های سطح خوب را فراگرفت و از به عبارتی فرصت به درس دادن برخی از دروس درگیر آدرس مسجد قبا مشهد شد.[۴]


بهشتی در سال ۱۳۳۴ش وارد حوزه علمیه نجف شد. وی خلال گذراندن سطح خوب، در درس بیرون فقه سید محسن حکیم و سید محمود حسینی شاهرودی، و بیرون اصول سید ابوالقاسم خویی حضور یافت. بهشتی در حین حضور خویش در حوزه علمیه نجف، آموزش علم ها تعبیر و تفسیر، حکمت و دانش هیئت را نیز از نگاه به دور رزرو مسجد قبا مشهد نمی‌داشت.[۵]

شغل‌های علمی و فرهنگی،سید علی بهشتی ورسی، در سال ۱۳۴۱ش به افغانستان رجوع و برگشت و در محل تولد خویش روستای سنگ‌تخت ورس سکنی گزید. وی مکتب علمیه‌ای با همکاری نیکوکاران ایجاد کرد و به فراگیری علم ها شرعی پرداخت. مکتب دیگری که به وی منسوب شده، مکتب علمیه باقریه در سراب بامیان میباشد که به پیشنهاد روضه خوان باقر سرابی سازه شماره تلفن مسجد قبا مشهد گذارده شد.[۶]

بهشتی با درس دادن علم ها اسلامی، تربیت طلاب و مبلغان مذهبی و حل و فصل اختلافات عموم، نفوذ پهناور‌ای بین عموم به‌دست آورد.[۷]

اثر ها و تالیفات
از سید علی بهشتی ورسی کتاب‌ها و اثراتی در چنگ میباشد، برای مثال:

تقریرات درس بیرون فقه سید محسن حکیم
تقریرات درس بیرون اصول فقه سید ابوالقاسم خویی
تقریرات درس بیرون فقه سید محمود شاهرودی
الارجوزة فی اصول الفقه
نوشته‌ها و یادداشت‌هایی در تفصیل رسائل، ضوابط و تفصیل منظومه
تجربیات و جنگ
خلق و خوی[۸]
شغل‌های سیاسی
مثلا شغل های سیاسی بهشتی می‌اقتدار بدین مورد ها اشاره نمود:

نزاع با دولت کمونیستی
با روی عمل داخل شدن دولت کمونیستی در افغانستان در سال ۱۳۵۷ش، بهشتی از رهبران جهاد و جنگ بود. وی به امداد عموم توانست ورس را از سلطه دولت مرکزی آزاد نماید و همینطور به عموم دیگر بخشها هزاره‌جات هم برای خروج از احاطه دولت کمونیستی امداد رساند.[۹]

سر گروهی بر شورای رخداد
بعد از آنکه عموم هزاره‌جات خویش را از سلطه دولت کمونیستی بیرون کردند، در شهریور ۱۳۵۸ش، نمایندگان ۴۲ حیطه در ورس اجتماع کردند و شورای انقلابی حادثه اسلامی افغانستان را تشکیل دادند. نمایندگان طوایف سنی‌مذهب ولایت غور هم درین شورا حضور داشتند.[۱۰] مالکان، عالمان و جوان ها درس‌خوانده عضو این شورا بودند و سید علی بهشتی را تحت عنوان مدیر برگزیدند و توانستند هزاره‌جات را به صورت منظم اداره نمایند و حکومت خودمختار تشکیل دهند.[۱۱]

وی در سال ۱۳۶۳ش بعداز شدت به دست آوردن زد خورد شورای واقعه با دسته‌های شیعه حریف، به حوزه‌ ناوور از توابع غزنین پناهنده شد. دولت محلی شورای رخداد به رغم توفیق در اداره هزاره‌جات، فقط تا سال ۱۳۶۴ش دوام یافت.[۱۲] با این حالا شورای انقلابی حادثه اسلامی افغانستان، تحت عنوان یک حزب سیاسی، باقی ماند و در سال ۱۳۶۸ش و درپی تشکیل حزب وحدت اسلامی، بدین حزب پیوست.[۱۳]

پانویس
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵۹.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.
«سیدمحمد جمال فکوری بهشتی»، وبسایت شورای ملی افغانستان.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵۹ و ۲۶۰.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۰.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۰ و ۲۶۱.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۱.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۱.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۱.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.

بازدید : 49
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 14:58


درگذشت
سکینه بعد از اسارت به هم پا کاروان اسرا به مدینه برگشت. از معاش وی در مدینه تا فرصت وفات، در منابع تاریخی گزارش چندانی در مشت وجود ندارد و صرفا به مطرح شدن برخی از مناظرات و مجالس علمی اکتفا گردیده‌است.[۱۸] کیفیت وفات و محل دفن سکینه نیز گزینه اختلاف مورخان بوده میباشد. بعضی از منابع تاریخی وفات سکینه را ۵ ربیع‌الاول سال ۱۱۷ هجری قمری در مدینه نقل مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

[۱۹] سازه بر نقل این منابع، خالد بن عبدالله(حکم کننده وقت) بر وی نماز خواند و او‌را در گورستان بقیع به خاک سپردند. بعضی نیز گفته‌اند زمانی سکینه با اصبغ بن عبدالعزیز وصلت کرد، از مدینه به طرف مصر جنبش کرده و در دمشق درگذشت.[۲۰] و در آرامستان باب الصغیر در دمشق، قبری منسوب به سکینه وجود داراست. توده‌ای نیز گفته‌اند بعد از تزویج با اصبغ بن عبدالعزیز به مصر رفته و در آنجا مدفون گردیده است. حرم‌ای در قاهره نیز به سکینه بنت الحسین منسوب آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۱]

حضور در حادثه کربلا
مطابق گزارش‌های جان دار در مقاتل، سکینه در رخداد کربلا حضور داشته میباشد. بنابر نقل این منابع، در روز عاشورا، امام حسین(ع) برای واپسین وداع، از میدان پیکار به سوی اهل بیت خویش رجوع و با آن‌ها وداع کرد بعد نزد دختر خویش سکینه رفت که در کناره‌ای نشسته و می‌گریست. امام حسین(ع)او‌را به صبوری دعوت کرد و بغل کرد، اشک از چشمان وی تمیز کرد و درضمن اشعاری به سکینه رزرو مسجد قبا مشهد اظهار کرد:

سَيَطُولُ بَعْدِى يَا سُكَيْنَةُ فَاعْلَمِى
مِنْكِ الْبُكَاءُ إذَا الْحَمَامُ دَهَانِى
لاَ تُحْرِقِى قَلْبِى بِدَمْعِكِ حَسْرَةً
مَا دَامَ مِنِّى الرُّوحُ فِى جُثْمَانِى
فَإذَا قُتِلْتُ فَأنْتِ أوْلَى بِالَّذِى
تَبْكِيَخیرُ يَا خَيْرَةَ النِّسْوَانِ[۲۲]
ترجمه: ای سکینه! بدان که بعد از اینجانب، شیون تو زمانبر خواهد بود.
تاهنگامیکه جان در تن دارم منرا با اشک حسرت توشه خویش مسوزان.
ای شایسته ترین زنان! آن گاه که اینجانب کشته شدم، تو برای شیون سزاوارتری. همینطور آورده شده که در روز یازدهم محرم به هنگام وداع اهل بیت(ع) با شهدا سکینه بعد از سخنان عمه‌اش زینب(س) پیش رفت و لاشه بابا را در آغوش گرفت امالشکریان قدمت بن سعد اورا به اجبار از تن پدرش غیروابسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد کردند.[۲۳]

روزها اسارت
بعداز اتفاق عاشورا، سکینه یار دیگر اسیران کربلا به کوفه و شام برده شدند. از آسان بن سعد ساعدی صحابه نبی اسلام(ص) ماجرا گردیده که روز ورود اسرا به شام در دروازه ساعت ها دختری را دیدم که بر شتری بی‌محمل سوار بود؛ وی خویش را سکینه دختر امام حسین(ع) معرفی کرد و از اینجانب خواست برای محافظت حرمت فامیل پیامبر خداوند(ص) کاری کنم که نیزه‌داران سرهای شهدای کربلا را از دور و اطراف اسیران به دور نمایند. آسوده می گوید اینجانب با پرداخت پاره ای دینار توانستم مراد اورا برآورده کنم.[۲۴] در برخی از منابع تاریخی نیز خوابی از سکینه در دمشق گفته شده که در آن فرستاده اسلام(ص) یار و همدم برخی از پیامبران و فاطمه زهراء(س) با ملازمت جمع‌ای از زنان بهشتی در حالی که تی شرت خونی امام حسین(ع) در اختیار مادرش بود به سمت کربلا میروند.[۲۵]

خصوصیت‌های اجتماعی، علمی و معنوی
سکینه دختر امام حسین(ع) را از تیزهوش‌ترین، زیباترین، خوش‌اخلاق‌ترین، باتقواترین و تعالی زنان روزگار خود دانسته‌اند.[۲۶] امام حسین(ع) سکینه را عبد‌ای غرق در ذات الهی معرفی کرده که نشانه دهنده فضل و ادب و کمال اوست.[۲۷]
سخاوت سکینه نیز در کتاب ها تاریخی آیتم اشاره قرار گرفته میباشد. وی هزینه مهاجرت حج برادرش امام سجاد(ع) را پرداخته میباشد.[۲۸]
در کتاب‌های رجالی از سکینه تحت عنوان یک کدام از راویان حدیث خاطر گردیده که کوفیان از وی ماجرا کرده‌اند.[۲۹] سکینه همپا خواهر خویش فاطمه از راویان حدیث بابا خویش امام حسین(ع) به شمار میایند[۳۰] و راویانی همانند عبیدالله بن ابی‌ارفع، فائد مدنی، سکینه دختر اسماعیل بن ابی‌خالد و سکینه دختر حاکم ابی‌ذر از وی قصه نقل کرده‌اند.[۳۱]
همینطور از اشراف بر ادبیات و شعر عرب و فصاحت و بلاغت سکینه صحبت به فی مابین آمده میباشد. گزارش‌های وی از رخداد کربلا در پوسته شعر، اشعار و قصاید وی در رثای پدرش امام حسین(ع) مشهور میباشد. شعر ذیل برای مثال این اشعار میباشد:

لا تعذلیه درک قاطع طرقه
فعینه بدموع ذرف غدقه
ان الحسین غداة الطف یرشقه
ریب المنون فما ان یخطئ الحدقه
بِکَفِّ شر عبادالله کلهم
نسل البغایا و جیش المرق الفسقه
یا این که اُمَّة السوء هاتوا ما احتجاجکم
غداً و جُلُّنادر بالسیف قد صفقه
ترجمه: «او‌را نکوهش نکن؛ به دلیل آنکه آنان رویکرد را بر وی بستند. و وی از چشمانش اشک فراوان می‌بارد. در روز طَف (عاشورا) تیری به سوی امام حسین(ع) پرتاب شد که غلط نمی‌رود و از حدقه دیده وی به دور نمیشود. این فعالیت به دست عده ای ایفا شد که بدترین عموم و از نسل ظالمان و از سپاهیان گناه کار بودند.‌ای بدترین امت! استدلال‌هایتان را در رستاخیز اقامه نمائید. شما برهانی ندارید؛ چون کلیه شما او‌را با شمشیرتان زدید.»[۳۲]
مبتنی بر گزارشات تاریخی احاطه سکینه بر ادبیات عرب سبب ساز شد بعضا از شاعران مانند فرزدق، جریر، کثیر، بخش و جمیل برای چک و سنجش اشعار خویش، آن‌ها را به سکینه ارائه می‌دادند تا گزینه داوری قرار بگیرد.[۳۳]
در بعضا منابع اهل سنت و کتاب‌های تاریخی مطالبی درباره سکینه دختر امام حسین(ع) مطرح گردیده که از طرف دیگر مورخان آیتم مناقشه‌ قرار گرفته گردیده است. ابوالفرج اصفهانی مدعا گردیده سکینه اهل تَغَزُّل و شعرگویی بوده میباشد.[۳۴]
ابوالفرج اصفهانی این ماجرا را از زبیر بن بکار که دشمنی وی با بنی‌هاشم دارای اسم و رسم بوده، نقل نموده است.[۳۵] همینطور در سلسله مدرک این احادیث، قدمت بن ابی‌دیده نشده مؤملی وجود داراست که احادیث وی از دید علمای اهل سنت مخدوش و ضعیف میباشد.[۳۶]ابوالفرج اصفهانی به‌این دستور نیز اشاره کرده که مانند مجالسی که به سکینه بنت الحسین(ع) منتسب گردیده، به وسیله زنی اموی نیز برپا شده است.[۳۷]
درباره اکثری از اشعار منتسب به سکینه بنت الحسین(ع) اورده شده، این اشعار وابسته به سکینه بنت خالد بن مصعب زبیر میباشد که ملاقات‌ها و مغازلاتش با قدمت بن ابی‌ربیعه شعر سرا، دارای اسم و رسم میباشد و همانندی اسمی سکینه بنت الحسین(ع) با سکینه بنت خالد بن مصعب همسر قدمت بن ابی‌ربیعه منجر اینگونه نسبت‌هایی به سکینه دختر امام حسین(ع) شد‌ه‌است. از طرف دیگر اکثری از اشعار و اجتماعاتی که منسوب به سکینه میباشد، اشعار و اجتماعاتی میباشد که به وسیله عائشه دختر طلحة بن عبیدالله همسر مصعب بن زبیر برگزار شد‌ه‌است.[۳۸]

از سایر تاثیرگذاری‌های اجتماعی سکینه می‌قدرت به حفاظت وی از اهل بیت(ع) اشاره نمود. برای مثال ابوالفرج اصفهانی درباره نقل می نماید که او در مجلس عزایی بود ودختر عثمان هم در آن مجلس بود و می‌اذعان کرد اینجانب شهید زاده‌ام. سکینه بی سروصدا بود تا این که موذن بانگ برداشت و اظهار کرد: (اشهد انَّ محمداً فرستاده الله.) سکینه اعلام‌کرد: این بابا اینجانب میباشد یا این که تو؟ دختر عثمان اذعان کرد: اینجانب دیگر هیچ گاه بر شما فخر نمی‌فروشم. [۳۹]

مثال دیگر آنکه روزی خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه(امارت: ۱۱۴-۱۱۸ق) طبق عادتش،‌ بر فراز منبر،‌ امام علی(ع) را دشنام اعلام‌کرد، سکینه که به هم پا کنیزانش در مجلس حضور داشت،‌ رویا رویی به مثل کرد که ماموران حکومتی،‌ کنیزانش را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۴۰]

تک‌نگاری
کتاب «سکینه بنت الامام‌الحسین(ع)» تاثیر علی محمد علی دخیل، بوسیله انتشارات موسسه اهل‌البیت(ع) در سال ۱۹۷۹م در بیروت به چاپ رسید. این تاثیر به فارسی به وسیله فیروز حریرچی با تیتر سکینه دختر امام حسین(ع) در طهران به وسیله انتشارات امیر وسیع در سال ۱۳۶۳ش چاپ گردیده است.
حضرت سکینه اسطوره آرامش و عرفان نوشته سید مجتبی حسینی، انتشار نیستان، سال ۱۳۸۸ش.[۴۱]

بازدید : 40
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:02

وی بعداز قتل عثمان از اول عده ای بود که دست بیعت به علی(ع) بخشید و انصار را بدان ترغیب کرد.[۲۱] ابوایوب در آحاد مبارزه‌هایی که علی(ع) در آنان مشغول شد، حضور داشت،[۲۲] ولی ابن سعد فقط نهروان[۲۳] و واقدی، صفین را بیان نموده است.[۲۴] رشادت‌های اعجاب انگیز ابوایوب را تمامی خاطر کرده‌اند.[۲۵] در نزاع نهروان، علی(ع) او را به فرماندهی سواره نظام گماشت و قبل از استارت مبارزه، او‌را برای احتجاج با خوارج و پند آنها ارسال کرد[۲۶] و وقتی که از او پرسیده شد: با اینکه از صحابه تبارک پیامبری، چه طور در رکاب علی(ع) با اهل قبله قتال می کنی؟ جواب اعطا کرد: پیامبر معبود(ص) از ما عهدوپیمان گرفت که به ملازمت و همراهی علی(ع) با ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کنیم.[۲۷] او به هم پا قیس بن سعد بن عباده به نمایندگی از امیرمومنان(ع) با خوارج به گفتمان پرداخت.[۲۸] وی همینطور در ۳۵ق همدم با گروهی در کوفه شهیدشدن بخشید که حدیث غدیر را از فرستاده(ص) شنیده مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۹]

قاضی مدینه از سوی علی(ع)
او بعداز نزاع نهروان از سوی علی(ع) به امارت مدینه گماشته شد[۳۰]، البته بعداز آنکه معاویه در ۴۰ق، بُراز بن ارطاة را با ۳۰۰۰ مرد جنگی به حجاز ارسال کرد، ابوایوب مدینه را رها کرد و در عراق به علی(ع) پیوست. بُراز بعد از هجوم به مدینه و اشغال شهر، منزل او‌را به حریق کشید.[۳۱] ابوایوب بعداز شهیدشدن علی(ع) توشه دیگر برای نبرد به سرحدّات رفت. طبری[۳۲] آورده میباشد که یزید بن معاویه در ۴۹ق به قصد نبرد با رومیان رهسپار شد و ابوایوب انصاری را که سالخورده بود، به همپا آدرس مسجد قبا مشهد پیروزی.

رجال‌شناسان شیعه در توجیه کمپانی وی در پیکار با مشرکان ذیل امر معاویه و پسرش یزید، به رغم هواداری سفت وی از حق خلافت علی(ع) اختلاف دارا هستند. فضل و ادب بن شاذان این شغل او‌را غفلت و نادرست در اجتهاد نسبت داده و میافزاید هرچند وی از خلیفه زمانه خویش خشنود نبوده، اما به قصد پیشبرد و تقویت اسلام درین نبردها کمپانی جسته میباشد[۳۶] شاهد این مدعی مشاجراتی میباشد که در بین وی و معاویه چهره داده میباشد،[۳۷] ولی آیت الله خویی[۳۸] خلال رد این عقیده، احتمال میدهد که او بر پایه ی اذن امام معصوم حسن بن علی(ع) شغل رزرو مسجد قبا مشهد کرده‌باشد.

وی از نبی(ص) و اشخاصی همجون أُبی بن کعب قصه نقل کرده[۳۹] و راویانی مانند ابن عباس، براء بن عازب، جابر بن سمره، مقدام بن معدی کرب، ابوامامه باهلی، زید بن خالد جُهَنی از او احادیثی را نقل کرده‌اند. ابو ایوب یکی روایان حدیث غدیر میباشد[۴۰] و حدیث مشهور نبوی(ص) به عمار یاسر «ٍتَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَة» میباشد.[۴۱] عده ای از تابعین نیز مانند سعید بن مسیب، عروة بن زبیر و عبدالله بن حنین از وی حدیث شنیده و نقل کرده‌اند. ابن سعد[۴۲] و مزّی[۴۳] نیز فهرستی از راویان اور شماره تلفن مسجد قبا مشهد آورده‌اند.

ابوایوب در تمامی غزوات نبی(ص) کمپانی داشت و مورخان او‌را از حاضران در مبارزه‌های بدر و احد و خندق دانسته‌اند.[۱۳] او صرفا یک توشه، از آن رو که فرماندهی سپاه مسلمان‌ها را مرد جوانی برعهده داشت، از کمپانی در نبرد اهمال کاری رفت و بعداز آن پیوسته از این فعالیت نادم بود.[۱۴] از ضمن متن ها تاریخی، روح اطاعت، وفاداری و احترام خاص وی به فرستاده(ص) دیده میشود.[۱۵]

به داستان ابن هشام[۱۶] او به فرمان رسول(ص) در اخراج منافقانی که در مسجد مدینه، مسلمان ها را استهزا می‌کردند و بعضی از آن ها از قبیله او بودند، پیش گام شد. براساس برخی احادیث، آیه‌ای از قرآن[۱۷] در رخداد افک، اشاره به مدح ابوایوب و همسرش داراست.[۱۸] به هنگام محاصره منزل عثمان به وسیله معارضان، مسلمان‌ها نماز را به امامت ابوایوب در مسجد مدینه برپا می‌داشتند[۱۹] و همو در زمره شهودی بود که در آن ایام از عثمان قسم گرفتند تا از آن پس مبنی بر کتاب خداوند و سنّت رسول(ص) شغل نماید.[۲۰]

بازدید : 35
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:14


محتوا
حکمةالاشراق مشمول دو نصیب عمده در قانون ها اندیشه و انوارالهیه میباشد و در صدر پیشگفتار و در پایان وصیتِ مصنّف در آن مذکور مسجد قبا مشهد میباشد.

نصیب اولیه
بخش نخستین، دربارۀ «‌مقررات الفکر‌» یا این که «‌موازین تامل‌» (منطق) میباشد. سهروردی، همچون ابن سینا در کتاب الاشارات و التنبیهات، منطق را در تقسیم بندی دوبخشی عرضه نموده است. دو نوشته‌ی علمی از این بخش به مشاجره تعریف و تمجید (تصور) و حجت (تصدیق) تخصیص دارااست. نوشته‌علمی سوم در مغالطات و بعضا داوری‌ها (حکومات) در میان سخنان اشراقیون و مشائیان، و بسیار مختصر میباشد و در آن صرفا به بعضا قواعد و قانون ها، و درضمن به قواعد اشراقی، اشاره آدرس مسجد قبا مشهد گردیده است.[۱۲]

اصطلاحات تازه
سهروردی در قسمت منطق برای بعضی اصطلاحات منطقی هم اندازه‌های جدید‌ای به عمل برده میباشد، مانند دلالت‌های «‌قصد »، «‌منطقه‌» و «‌تطفّل‌» به مکان دلالت‌های مطابقه، تضمن رزرو مسجد قبا مشهد و التزام.[۱۳]

نصیب مغالطات یا این که حکومات مهم ترین قسمت این نصیب میباشد که سهروردی در آن تفاوت مبانی خویش و مشائیان را توضیح داده میباشد. برای مثال مباحث اصلی این نصیب، ثابت اعتباری بودن وجود، انکار مخلوط جسم از مادّه و شکل و ثابت مُثُل افلاطونی شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۴]

نصیب دوم
بخش دوم حکمةالاشراق، در ذکر فلسفه نوری و حکمت اشراقی سهروردی میباشد. درین نصیب، نسبت نور و روشنایی و تاریکی و اقسام آن‌ها و مراتب انوار و مختصات نورالانوار گستردن داده شد‌ه‌است.

تبیین تغایر انوار از روش کمال و نقص (تشکیک) و پیدایش کثرت در آن‌ها با نسبتهای «‌مشاهده و اشراق»، «‌قهر و محبت‌» و «‌فقر و غنا»، از اصول اشراقی و ابتکارات خاص سهروردی میباشد که در‌این کتاب به آن اشاره گردیده‌است.[۱۵] تأکید سهروردی بر وجود ارباب گونه های (انوار قواهر عرضی) و ثابت وجود آنان براساس قاعده قابلیت و امکان اشرف، تایید صلاحیت صدور بسیط از مرکب، اَزَلیت فعل انوار و قِدَمِ فقید، ازلیت مجال، مجعول بودن ماهیت به مکان وجود، نظارت دلایل معتقدان به تناسخ و ثابت فقیه نمونه (مُثُلِ مُعَلقه)، از مباحث اصلی مطرح گردیده در‌این تاثیر میباشد.[۱۶]

مداقه
شارحان حکمة الاشراق این کتاب را به بزرگی ستوده‌اند. شهرزوری، در پیشگفتار گستردن خویش،[۱۷]آن را گنجینه شگفتیها، انباشته از نکته‌های غریب و سودمند که روی زمین، تعالی‌خیس، شریف‌خیس و صحیح‌خیس از آن در ارتباط دانش الهی بکر وصف نموده است. قطب الدین شیرازی نیز در پیشگفتار گستردن خویش،[۱۸] خلال بیان بعضا توصیفات شهرزوری، گفته میباشد: «‌این کتاب با اینکه مختصر و معدود وسعت میباشد، دارنده علم بسیار و اسم بلندمرتبه و منزلت والایی میباشد و تا جایی که ما مطلعیم بر روی زمین در الهیات و سیر و سلوک کتابی والاتر، بزرگتر، گران بها‌خیس و جامع تر از آن وجود ندارد و مکان آن میباشد که خطوط آن بر صورت حور در ظواهر، و معانی آن با خودکار عقل بر لوحِ جان در داخل نقش بندد.‌»[یادداشت ۱]


گستردن قطب الدین شیرازی بر حکمة الاشراق
حکمةالاشراق همواره گزینه دقت حکمای پس از سهروردی بوده میباشد. برای مثال، شهرزوری در الشجرةالالهیة،[۱۹] غیاث الدین منصور دشتکی در اشراق هیاکل النور،[۲۰] میرداماد در قبسات (ص ۱۰۳، ۱۶۳، ۳۶۴) و ملاصدرا در اسفار، (سفر۱، ج۱، ص۶۰، ۴۴۱، سفر۲، ج۲، ص۹۹، سفر۴، ج۱، ص۳۴۸) برای استناد و تأیید یا این که برای ردّ و عیب گیری نظرها، از این کتاب به کارگیری کرده‌اند.

تفصیل و ترجمه
بر حکمةالاشراق گستردن‌هایی مندرج که از مهمترین آن‌ها گستردن شمس الدین محمد شهرزوری و گستردن قطب الدین شیرازی میباشد. گستردن قطب الدین شیرازی متأثر از گستردن شهرزوری و بسیار آیتم مراجعه حکما بوده و از مهمترین تعلیقات، تعلیقه صدرالدین شیرازی میباشد. هانری کوربن[۲۱] از دو تعلیقه و تفصیل دیگر یادکرده که یکی از نوشته ودود تبریزی و دیگری نوشته نجم الدین حاج محمود تبریزی، هر دو در قرن دهم، میباشد. کوربن نیز، به تبعیت از هلموت ریتر، اسم شارح را نادرست آورده و خواسته از هر دوی این اسامی، جمال الدین محمود نیریزی میباشد.[۲۲]

یکی‌از قدیم‌ترین شروح حکمةالاشراق به فارسی، تاثیر محمدشریف نظام الدین هروی میباشد. این تاثیر، که به تصریح هروی انواریه نامیده گردیده، مشتمل میباشد بر گستردن پیشگفتار و بخشی از بخش دوم حکمةالاشراق. التفات آن در‌این میباشد که هروی با فایده‌گیری از تفصیل قطب الدین شیرازی و در بعضی مورد ها با مقایسه مطالب حکمةالاشراق با نظام‌های فلسفی هندی، بر حکمةالاشراق تفصیل فارسی نوشته میباشد.[۲۳] این تاثیر به وسیله حسین ضیائی با همیاری آستیم، در ۱۳۵۸ش در طهران منتشر شد.

از نویسندگان معاصر که با محوریت کتاب حکمةالاشراق، شرحی بر فلسفه سهروردی نگاشتند، یحیی یثربی تالیف کننده کتاب فلسفه اشراق سهروردی و یدالله یزدان‌تامین مولف کتاب حکمت اشراق میباشد.

سید جعفر سجادی نیز متن حکمةالاشراق را یاروهمدم با ترجمه بدون نقص آن به فارسی و تفصیل مختصر آن، در ۱۳۵۵ش در طهران به چاپ رساند.

ترجمه به لهجه‌های دیگر
میرزا محمدهادی لکهنوی، حکمةالاشراق را به یار و همدم خلاصه تفصیل قطب الدین شیرازی، به اردو ترجمه و در ۳۰۴ش/۱۹۲۵ در حیدرآباد هند منتشر کرد. به گفته سید حسین نصر،[۲۴] هانری کوربن در شُرف نشر ترجمه حکمةالاشراق به گویش فرانسه بوده میباشد. جان والبریج و حسین ضیائی متن و ترجمه انگلیسی حکمةالاشراق را در ۱۳۷۸ش/ ۱۹۹۹ در ایالات متحده منتشر کردند.


چاپ
متن حکمةالاشراق را اول توشه هانری کوربن از روی تعدادی ورژن خطی و گستردن شهرزوری و قطب الدین شیرازی تصحیح نموده است.[۲۵] انستیتوی کشور ایران و فرانسه این متن را، همپا با پیشگفتار‌ای مفصّل به گویش فرانسه، با تیتر گروه دوم مصنفات روضه خوان اشراق در حکمت الهی در ۱۳۴۹ش/۱۹۷۰ در طهران به چاپ رساند. این تاثیر با تیتر تیم مصنفات روحانی اشراق، در ۱۳۵۵ش در طهران چاپ و در ۱۳۷۳ش و ۱۳۸۰ش تجدید چاپ شد.

گستردن حکمةالاشراق شهرزوری در ۱۳۷۲ش، با تصحیح و پیشگفتار حسین ضیائی، در طهران منتشر شد. این تفصیل به طور «‌قال ـ أقول‌» و دارنده متن بدون نقص حکمةالاشراق میباشد. گستردن قطب الدین شیرازی، به همدم تعلیقات ملاصدرا در لبه، در ۱۳۱۵، در طهران چاپ سنگی شد و در ۱۳۸۰ش به اهتمام عبدالله نورانی و مهدی متفحص، با حروف‌نگاری نو، منتشر شوید. این گستردن به طور مَزجی و آمیخته با متن میباشد.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 362
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 348
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 712
  • بازدید ماه : 915
  • بازدید سال : 3929
  • بازدید کلی : 32581
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی