loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 42
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:32


نقل‌های متفاوت حدیث و مداقه آن
«الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدا» (حسن(ع) و حسین(ع) هر دو امام می باشند چه قیام نمایند و چه بنشینند) روایتی از رسول اکرم(ص) میباشد که به امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در شرایط قیام و عدم قیام اشاره دارااست.[۱] این حدیث در منابع متقدم امامیه بوسیله روضه خوان صدوق،[۲] روضه خوان موثر[۳] و خَزّاز قمی[۴] گزارش گردیده‌است؛ همینطور ابن عُقده کوفی[۵] از بزرگان زیدیه و حاکم نعمان مغربی،[۶] از عالمان اسماعیلیه، نیز این حدیث را نقل مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

براساس نقل روحانی صدوق، امام حسن(ع) در جواب به هر که از انگیزه صلح با معاویه پرسید، علاوه‌بر ذکر حکمت‌های صلح، به‌این گفته فرستاده(ص) اشاره نمود که حسن و حسین امام می باشند چه قیام نمایند و چه بنشینند. آن‌گاه امام حسن(ع)، صلح خویش را مصداق قُعود (نشستن) آدرس مسجد قبا مشهد شمرد.[۷]

ابن‌عُقده کوفی این داستان را تحت ماجرای دیگری نقل نموده است. در نبرد جمل برخی به ابوایوب انصاری خُمنزلت میگیرند که تو با وجود نبرد‌هایی که در رکاب نبی(ص) با مشرکان داشته‌ای، امروز در مقابل مسلمانها صف کشیدی. او در جواب آن‌ها و تبیین حقانیت امیرالمؤمنین(ع) نقل می‌نماید که از پیامبر خداوند(ص) شنیدم: «حسن(ع) و حسین(ع) دو نوادهٔ اینجانب از این امت، امامند چه قیام نمایند و چه بنشینند و پدرشان از آن ها خوب رزرو مسجد قبا مشهد میباشد».[۸]

نقل دیگری نیز بوسیله خَزّاز قمی انجام شده میباشد: ابوذر غفاری در آخرین روزهای قدمت رسول(ص)‌ به عیادت وی رفت و فرستاده با اشاره به اتفاقات پس از وفاتش و مظلومیت اهل بیت(ع)، به امامت حَسَنین(ع) در حالا صلح و قیام اشاره می‌نماید.[۹] در دو نقل اخیر تعبیروتفسیر «و أَبوهما نهٌ منهما» (و بابا آن دو از آن ها خوب میباشد) نیز وجود شماره تلفن مسجد قبا مشهد داراست.[۱۰]

گزارش روحانی موثر با اندکی تفاوت به‌شکل «ابْنَای هَذَانِ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا» (این دو فرزند اینجانب [با اشاره به امام حسن(ع) و امام حسین(ع)] امام می باشند چه قیام نمایند چه بنشینند) آمده میباشد.[۱۱] او این قصه را نص در امامت حسنین(ع) میداند.[۱۲] ابن حیّون نعمان مغربی، فقید اسماعیلی مذهب در قرن چهارم قمری، نیز به طور «الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَا حَقٍّ قَامَا أَوْ قَعَدَا وَ أَبُوهُمَا خَیرٌ مِنْهُمَا» (حسن و حسین دو امام حق می‌باشند چه قیام نمایند و چه بنشینند و پدرشان از آن ها خوب میباشد) قصه نموده است.[۱۳] کتاب‌هایی که در ارتباط نصوص امامت مندرج‌اند این داستان را نصّ در امامت حسنین(ع) قلمداد کرده‌اند.[۱۴]

معنای قیام و قعود
علامه مجلسی در قصه «الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدا»، «قیام» (ایستادن) را به معنای قیام به دستور امامت و رهبری جامعه، و «قعود» (نشستن) را به معنای دست برداشتن از این موضوع به جهت مصلحت فراتر و تقیّه میداند.[۱۵] همینطور راضی آل‌یاسین از دانشمندان شیعه در کتاب صلح الحسن(ع)، علاوه بر ارزیابی تاریخیِ انگیزه‌های صلح، بدین ماجرا استناد نموده است.[۱۶] مرتضی مطهری نیز در تبیینی «قیام» را درین ماجرا به تکان انقلابی و برانگیختن جامعه برای حق و جنگ با ظلم بوسیله امام حسین(ع)، و «قعود» را به انتظار امام حسن(ع) و صلح مصلحتی او با معاویه تعبیر و تفسیر نموده است.[۱۷]

اعتبارسنجی نقل‌های ماجرا
قصه «الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدا» در منابع متقدم روایی شیعه در اثرها مختلفی نقل شد‌ه‌است.[۱۸] روحانی اثر گذار و حاکم نعمان مغربی سلسله راویان حدیث را نقل نکرده‌اند؛[۱۹] ولی در نقل روضه خوان صدوق، ابن‌عقده کوفی و خزاز قمی، سلسله گواهی داستان نام برده میباشد.[۲۰]

در ماجرا روحانی صدوق از علی بن احمد بن محمد[۲۱] از محمد بن موسی بن داود دَقّاق[۲۲] از حسن بن احمد بن لِیث[۲۳] از محمد بن حمید[۲۴] از یحیی بن ابی بُکَیر[۲۵] از ابوالعَلاء خَفّاف[۲۶] از ابی سعید عَقیصا[۲۷] از امام حسن(ع) از نبی اکرم(ص)، برخی راویان ضعیف و بعضی ناشناخته میباشند.
قصه ابن عُقده کوفی از محمد بن احمد بن عیسی بن وَرطاء کوفی[۲۸] از احمد بن مَنیع[۲۹] از یزید بن هارون[۳۰] از بزرگان و علمایشان از عبدالقِیس[۳۱] از ابوایوب انصاری از نبی(ص) نیز خلال مرسل بودن، بعضی راویانش ضعیف یا این که مجهول می‌باشند.
نقل خَزّاز رازی از حاکم ابوالفرج مُعافی[۳۲] از محمد بن هَمّام[۳۳] از محمد بن مُعافی سَلماسی[۳۴] از محمد بن عامِر[۳۵] از عبدالله بن زاهر[۳۶] از مخلوق القُدّوس[۳۷] از اَعمَش[۳۸] از حَنَش بن مُعتَمِر[۳۹] از ابوذر غفاری از فرستاده(ص)، همانند قصه‌های قبلی برخی از راویان آن ناشناخته می‌باشند. همینطور او در جایگاه دیگری ماجرا ابوایوب انصاری را از روش محمد بن عبدالله[۴۰] و مُعافی بن زکریّا[۴۱] و حسن بن علی بن حسن رازی[۴۲] از ابن عقده داستان می‌نماید.[۴۳]
ابن ابی جمهور این حدیث را درست قلمداد می‌نماید.[۴۴] علامه مجلسی نیز این داستان را تأیید گردیده با احادیث دیگر[۴۵] و دارای اسم و رسم[۴۶] میداند. علاوه بر این‌که همدم با لحاظ ابن‌شهرآشوب[۴۷]، نقل این قصه از فرستاده(ص) را آیتم اجماع اهل قبله می داند.[۴۸]

بازدید : 33
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:07


ضربت‌تناول کردن امام علی(ع)
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: شهیدشدن امام علی(ع)
امام علی(ع) در شب ۱۹ رمضان میهمان دخترش ام کلثوم بود.[۱] ابن‌سعد از امام حسن مجتبی(ع) نقل نموده است که امام علی(ع)، در‌این شب نبی(ص) را در خواب مشاهده کرد و از ظلم‌هایی که به وی گردیده بود، شکایت کرد. رسول(ص) به وی توصیه کرد که عموم را نفرین کن و علی(ع) نیز اینگونه دعا کرد: خدایا به‌جاى ايشان بهترين افراد را به اینجانب بده و به‌جاى اینجانب بدترين كس را بر آن‌ها بگمار»[۲] این قصه در نهج البلاغه مسجد قبا مشهد نقل شد‌ه‌است.[۳]

قاتلان امام علی(ع)
ابوبکر بن عیاش: همانا علی(ع) ضربتی زد که در اسلام موثرتر و ارزشمندتر از آن خلا و آن ضربتی بود که به عمرو بن عبدود در پیکار خندق زد؛ و ضربتی به وی زده شد که نحس‌خیس از آن در اسلام خلا و آن ضربتی بود که ابن ملجم مرادی به وی آدرس مسجد قبا مشهد زد. (روضه خوان موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۰۵)

به نقل از ابن‌سعد در الطبقات الکبری ابن‌ملجم مرادی با بَرَک بن عبیدالله تمیمی و عمرو بن دیده نشده تمیمی قرار گذاشتند که امام علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص را به قتل برسانند. ابن‌ملجم به کوفه آمد و با زنی به اسم قطام بنت شجنة بن عدی آشنا شد و از وی خواستگاری کرد. قطام بخشی از مهریه خویش را قتل امام علی(ع) قرار بخشید و ابن‌ملجم نیز بیان کرد که به همین مراد به کوفه رزرو مسجد قبا مشهد آمده میباشد.

وی شب ۱۹ را در خانه اشعث بن قیس کندی طی کرد. خنجر خویش را زهرآلود کرد و در سحرگاه ۱۹ رمضان، در مسجد کوفه امام علی را مضروب کرد. در‌این فعالیت شَبیب بن بَجَره اَشْجَعی نیز ابن‌ملجم را ملازمت میکرد.[۴] سازه به روایتی که در کتاب کَشف الغُمَّه نقل گردیده است ضربه ابن‌ملجم به به عبارتی جایی از راز امام خورد که در پیکار خندق ضربه چاقو عمرو بن عبدود اصابت کرده بود.[۵]بعد از ضربت میل کردن حضرت على (ع) جمعى از مسلمان‌ها در صدد دستگيرى ضاربين برآمدند، شبيب بن بجره (یکی‌از خوارج که با ابن ملجم ملازمت کرده بود اما زمانی شمشيرش را به طرف امام وارد آورد غلط رفت و به طاق مسجد خورد مردى اورا دستگير كرد و به زمين افكند و روى سينه اش گرد هم آیی و شمشيرش را گرفت تا باآن ، او‌را بكشد، ديد عموم سراسيمه به سوى وی مى آيند، آن مرد از هراس اينكه مبادا (در آن ازدحام ) اورا به غلط بگيرند و هرچه فرياد بزند (قتل کننده اینجانب نيستم ) صدايش را نشنوند، از سينه شبيب برخاست و اورا رها كرد و شمشيرش را به كنارى انداخت. شبيب نیز از زمان به کار گیری كرده ، برخاست و از ميان ازدحام جمعيت گريخت و به منزل‌اش رفت و زیرا پسر عمویش که به دیدنش آمده بود فهمید در کشتن امام علی(ع) همدست ابن ملجم بوده شماره تلفن مسجد قبا مشهد او‌را کشت.[یادداشت ۱]

فرصت ضربت‌میل کردن
احادیث درباره فرصت ضربت‌تناول کردن امام علی(ع) متعدد میباشد سازه بر روایاتی وقتی که وارد مسجد شد آیتم حمله واقع شد،[۷] نقل‌های دیگری حاکی از آن میباشد که امام در اکنون بیدارکردن عموم برای نماز بود.[۸] از میثم تمار آورده شده که امام علی در هم اکنون نماز بود و به نقلی در رکعت در آغاز ۱۱ آیه از سوره انبیاء راخوانده بود.[۹] که ابن‌ملجم بر رمز وی ضربه زد و مطابق برخی گزارش‌ها جعدة بن هبیره (خواهرزاده و کارگزار وی) به مکان امام نماز را خاطر نشان نمود و بعضی گزارش‌ها حاکی از ادامه نماز بوسیله خویش امام به طور مختصر میباشد.[۱۰][یادداشت ۲]روضه خوان طوسی از عالمان شیعه، متقی هندی، ابن‌عساکر به گزارش کتاب فضائل ابن‌حنبل و ابن‌عبدالبر در استیعاب از علمای اهل‌سنت نیز اینگونه روایاتی را نقل کرده‌اند.[۱۱]

فزت و رب الکعبه
نوشته‌علمیٔ اساسی: فزت و رب الکعبه
فُزْتُ و ربِّ الکَعبَةِ (ترجمه: عهد به خدای کعبه، رستگار شدم)

بنابر آنچه در کتاب‌های تاریخی آمده این گزاره را امام علی(ع) بعداز واردآمدن ضربه چاقو بر سرش گفته میباشد. ابن‌ابی‌الدنیا در کتاب مقتل الامام امیرالمومنین،[۱۲] ابن‌عساکر در تاریخ مدینة دمشق[۱۳] و سید رضی در خصائص الائمه[۱۴] این گزاره را نقل کرده‌اند.


مراسم شب نوزدهم ماه رمضان در مصلای امام خمینی تبریز (۴ خرداد ماه ۱۳۹۸ش)[۱۵]
اجرا شب نوزدهم
نوشته‌علمیٔ اساسی: انجام شب قدر
شب ۱۹ رمضان یک کدام از شب‌هایی میباشد که شیعه ها احتمال میدهند شب قدر باشد. شیعه ها در‌این شب، جاری ساختن مشترک شب قدر را جاری ساختن می دهند و برای امام علی(ع) سوگواری می‌نمایند. یکی‌از جاری ساختن خاص شب ۱۹ رمضان، صد توشه تکرار پاراگراف اللهم الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِالمؤمنین (خدایا قاتلان امیرالمؤمنین را لعنت کن) میباشد.[۱۶]

بازدید : 46
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:31


آراء و عقاید
نوشته‌ی علمیٔ مهم: اشاعره
معبود و صفات وی
اشعری برای ثابت وجود خداوند از عامل اتقان صنع به کار گیری می‌نماید. به جز ادله اتقان صنع که مستقیماً عبد بودن دنیا را اثبات می‌نماید، اشعری ادله دیگری می آورد که سود آن ثابت حادث بودن عالم میباشد.[۱۳] اشعری برای ثابت توحید پروردگار، از عامل تمانع منفعت می برد. او برای پروردگار هفت صفت ذاتی برمی‌شمرد و اعتقاد دارد که دیگر صفات الهی، همه به همین هفت صفت بازمی‌خواهد شد: فقیه، کارکشته، حیّ، مرید، متکلم، سمیع و مسجد قبا مشهد بصیر.[۱۴]

قرآن و حرف الاهی
اشعری مانند اصحاب حدیث، حرف پروردگار را قدیم و قائم به ذات وی می داند. به نظریه وی صحبت و دانش، از اسباب صفت حیات خدا میباشد؛ بدین ترتیب، حرف خداوند نیز مانند حیات وی ازلی میباشد. عقیده «‌صحبت نفسی‌» اشعری از نتیجه ها تأکید وی بر وحدت هر مورد از صفات ذاتی میباشد. وی درین عقیده، بین سخن قدیم الهی (حرف نفسی) و قرآن فرق میگذارد. از لحاظ وی قرآن کتابی میباشد دارنده اجزاء که از حروف و لغت ها درست شده و نمی‌تواند ازلی باشد. اشعری، قرآن را ترجمه‌ای از حرف قدیم الهی می داند که بر لهجه نبی(ص) سرازیر گردیده است. اشعری با این تمایز، شکل قضیه سخت و تاریخی خلق و خوی قرآن را تغییر‌و تحول داده میباشد؛ به‌این شکل که هر آنچه اصحاب حدیث و اهل سنت و جماعت درباره «عبد نبودن» قرآن گفته‌اند، بر حرف نفسی راست گو آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۵]

رؤیت پروردگار
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: رؤیت آفریدگار
مبتنی بر نگرش اشعری، نصوص مصرح فقاهتی درصورتی که با مبانی توحیدی در تعارض نباشند، نباید تأویل شوند؛ از این رو این نظر را دارد که به شهید شدن قرآن، مؤمنان در آخرت میتوانند آفریدگار را با همین دیده دنیوی ببینند. وی در این زمینه سه کتاب و رساله نوشته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۶]

عزم آدم و عقیده استحصال
تفویض آدم و ارتباط آن با اقتدار طلبه پروردگار از عمده‌ترین وجوه سخن اشعری میباشد. او با طرح عقیده استخراج که بعد ها به دست پیروانش پیشرفت یافت، کوشیده میباشد با نگهداری نظریه به عزم و اقتدار طلبه خدا، جایی برای عزم بشر گشوده نماید؛ عزم‌ای که به اصل تکلیف و اجر و عقاب مضمون‌ میبخشد. به کارگیری از کلمه «دستیابی» و «اکتساب» در معنایی که اشعری به عمل برده، قبل از وی نیز سوابق داشته[۱۷] و به دو شخصیت معتزلی به اسم‌های ضرار و نجّار منسوب شده میباشد، اما به منجر سهم شایان اشعری در تبیین و ثبت این معنا، می بایست عقیده استخراج را از دستاوردهای وی به شمار شماره تلفن مسجد قبا مشهد آورد.[۱۸]

عدل الاهی
اشعری درباره عدل الاهی، با معتزله اختلاف مبنایی دارااست و بینش وی به مسأله عدل، در ابواب دیگر صحبت وی نیز تأثیر عمیقی داشته میباشد. از نگاه او، افعال معبود سراسر عدل و حکمت میباشد، البته ملاک عادلانه و حکیمانه بودن آن‌ها چیزی جز صادر شدنشان از ذات الاهی وجود ندارد. یعنی در شرایطی که فعل معبود عدل دانسته می شود، بر طبق معیارهای انسانی وجود ندارد و هر عملی از خدا رمز بزند، عین عدل و حتی ملاک عدل میباشد. به ذکر دیگر، عملی را می بایست جور و بر خلاف عدل دانست که از حدود حال و روز‌گردیده تجاوز کرده‌باشد و از آن جا که هیچ حقیقتی فراتر و بالاتر از آفریدگار نیست، نمی‌اقتدار هیچ حد و مرزی برای معبود وضع و اوضاع کرد؛ به این ترتیب، هر عملی از معبود صادر گردد، مسلما عین عدل خواهد بود.[۱۹]

ایمان
طریقه اشعری درباره ایمان، کلاً به دیدگاه اهل سنت و جماعت مجاورت میباشد. اشعری ایمان را تصدیق به وحدانیت معبود میداند و بها کار را از مضمون‌ ایمان بیرون می‌سازد. مبنای وی برای این نگرش این میباشد که الفاط کتاب الاهی، هر یکسری کاربردهای اصطلاحی داشته باشند، معانی لغوی خویش را محافظت می‌نمایند؛ براین اساس، برای تحقق ایمان، معنا لغوی آن یعنی «تصدیق» کفایت می‌نماید.[۲۰]ولی واقعیت ایمان امری قلبی میباشد و اقرار زبانی در صورتیکه با انکار قلبی یار و همدم باشد، ایمان حقیقی وواقعی وجود ندارد. هر چندین حکم ظاهری و شرعی ایمان بر آن صحت می‌نماید. به همین سیرتکامل، انکار زبانی هم در حالتی‌که با انکار قلبی همدم نباشد، بی دینی حقیقی و واقعی محسوب نمی شود.[۲۱]

امامت
به گفته ابن فورک، اشعری بر پایه ی اصل حسن و قبح فقاهتی، ضرورت عقلی امامت را انکار کرده و پست کردن انبیاء را بر پروردگار واجب نمی‌داند. براین اساس، به جز احکامی که خویش شارع درباره امامت اوضاع و احوال کرده، آدم‌ها تکلیف دیگری دراین باره ندارند.[۲۲] او اعتقاد دارد هیچ سیرتکامل نصی برای امامت شخصی خاص بعد از نبی نیست و انتخاب هر کدام از خلفای چهارگانه نیز بر اساس تعیین خبرگان امت (اهل حل و عقد) بوده و اطاعت از خلیفه منتخب آن ها - که از نگاه اشعری لزوماً افضل اهل فرصت بوده میباشد - بعداز بیعت بر همگان واجب گردیده‌است.[۲۳][۲۴]

آفرینش و عالم
با اعتنا به اینکه اشعری ساختاری عقلانی برای عقاید اهل سنت طرح می‌نماید، مباحث عالم‌شناختی در پندار کلامی وی سهمی دور از شوخی داراست؛ به عبارتی‌طور که‌این مباحث، جایگاهی ویژه در صحبت معتزله دارااست. اشعریان بر اقتدار مطلق الاهی و حضور بدون واسطه آن در همگی پدیده‌های طبیعی تأکید دارا هستند؛ از این رو برای ثابت «حدوث دنیا» و «فاعلیت پیوسته پروردگار در دنیا» به دو اصل استناد می‌نمایند که اما این دو اصل تخصیص به اشعرین ندارد:

اصل جوهر یا این که جزء لایتجزأ: یعنی عالم از ذرات تجزیه‌ناپذیر درست شده میباشد.
این قاعده که عَرَض فقط به بازه یک لحظه استوار می ماند (العرض لایبقی زمانین)[۲۵]
اثرها
فقط نصیب اندکی از اثر ها پرشمار اشعری مانده میباشد. او در یکی اثر ها خویش به اسم العُمَد فی الرؤیة که در ۳۲۰ق نگاشته، فهرستی از اثرها خویش را آورده میباشد. بیشترین عنا وین اثر ها وی که ابن عساکر بیان می‌نماید، از فهرست خویش اشعری میباشد. او این نصیب از کتاب مفقود العمد را از طبقات المتکلمین ابن فورک - که منبعی اساسی درباره اشعری بوده میباشد - عینا نقل می‌نماید.[۲۶]این فهرست به علاوه آنچه ابن فورک و ابن عساکر درباره ی اثرها سال ۳۲۰ق به آن‌گاه بر آن افزوده‌اند، دسته‌ای بالغ بر ۱۰۰ تیتر میباشد. اثرها به مکان ما‌نده از اشعری به این قرار میباشد:

الابانة عن اصول الدیانة
اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع
مقاله ها الاسلامیین و اختلاف المصلین
رسالة فی استحسان الخوض فی دانش الکلام
رسالة کتاب ها ارزش إلی اهل الثغر، یا این که رسالة الثغر
رسالة الایمان
شماری از اثرها از بین رفته نیز به قرار زیر میباشد:

الجوابات فی الصفات
کتاب فی تعبیر و تفسیر القرآن، که در زمان‌های آن‌گاه به المختزن آوازه داشته میباشد.
الفصول و الرد علی الملحدین و الخارجین عن الملة کالفلاسفة و الطبائعیین و الدهریین
کتاب فی الرد علی الفلاسفة
المسائل المنثورةالبغدادیة[۲۷]

بازدید : 38
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 12:39

فاطِمه(س) دارای اسم و رسم به فاطمه زهرا (۵ بعثت -۱۱ق)، دختر رسول اکرم(ص) و خدیجه کبری(س) و همسر امام علی(ع) میباشد. وی یک کدام از پنج‌بدن آل‌عبا (اصحاب کساء) میباشد که شیعه‌هاِ دوازده امامی آن ها را معصوم می دانند. امام دوم و سوم شیعه‌ها، زینب(س) و ام‌کلثوم از فرزندان وی میباشند. زهرا، بَتول، سیدة نساء العالمین (برگزیدگان زن در دو دانا) از لقب‌ها او و اُمّ اَبیها (مامان پدرش) لقب دارای شهرت وی میباشد. فاطمه، فقط زن یاور رسول(ص) در روز مباهله با مسیحیان نجران بوده مسجد قبا مشهد میباشد.

سوره کوثر، آیه پاک سازی، آیه مودت و آیه اطعام و احادیثی زیرا حدیث بَضعه در شأن و فضیلت فاطمه نازل و اورده شده‌اند. در احادیث آمده میباشد که فرستاده(ص)، فاطمه(س) را برگزیدگان زن در دو دانا معرفی کرده و خشم و خشنودی اورا خشم و خشنودی پروردگار دانسته میباشد. دربارهٔ روزگار کودکی و نوجوانی فاطمه(س) گزارش‌های مقداری وجود داراست. از این روزگار صرفا گزارش‌هایی دربارهٔ ملازمت وی با نبی(ص) در مقابل خشونت‌های مشرکان، حضور وی در شِعب ابی‌طالب و مسافرت به مدینه یار و همدم امام علی(ع) نقل گردیده آدرس مسجد قبا مشهد است.

فاطمه(س) در سال دوم سفر با امام علی(ع) وصلت کرد. اعمال کار‌های اجتماعی و ملازمت و همراهی با نبی اسلام(ص) در برخی از پیکار‌ها برای مثال فتح مکه به عنوان مثال شغل های وی پس از مهاجرت بود. فاطمه(س) در ماجرای سقیفه خلال مخالفت با مبادرت شورای سقیفه، خلافت ابوبکر را غاصبانه خواند و با وی بیعت نکرد. وی در جریان مصادره فدک و حفاظت از خلافت امام علی(ع) خطبه‌ای خواند که به خطبه فدکیه مشهور میباشد. او اندکی بعد از رحلت نبی(ص) و در جریان هجوم علاقه مندان ابوبکر به منزل‌اش، جراحت روئت کرد، در بستر بیماری به زمین خورد و بعد از زمان کوتاهی در ۳ جمادی‌الثانی سال ۱۱ هجری قمری در مدینه به شهیدشدن رسید. پیکر دختر رسول(ص) به پیشنهاد خودش، شبانه و مخفیانه تشییع و دفن شد و قبرش هیچ‌گاه معین رزرو مسجد قبا مشهد نشد.

تسبیحات حضرت زهرا(س)، مصحف فاطمه، خطبه فدکیه بخشی از به جا مانده معنوی فاطمه میباشد. مصحف فاطمه(س) کتابی میباشد دربرگیرنده سخنانی که فرشته الهی به وی الهام کرده و امام علی(ع) آنها‌را نوشته میباشد. این صحیفه بنابر احادیث، در مشت امامان بوده و هم‌فعلا در مشت امام فرصت(عج) میباشد. شیعه ها، فاطمه(س) را الگوی خویش میدانند و در سالروز شهیدشدن او که به روز ها فاطمیه دارای شهرت میباشد، سوگواری می‌نمایند. در جمهوری اسلامی ایران سالروز تولد فاطمه(س) (۲۰ جمادی‌الثانی)، روز زن و مامان نامگذاری گردیده و اسم فاطمه و زهرا جزو بیشترین اسم‌ها برای دختران شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.

اثراتی که درباره‌ی فاطمه زهرا(س) تألیف یا این که گردآوری‌آوری گردیده، می‌اقتدار به سه گروه مُسنَدنگاری، مَنقَبَت‌نگاری و زندگینامه‌نویسی تقسیم کرد.

اسم و نسب
اقبال لاهوری متفکر و شعر سرا مسلمان، بزرگی خانواده حضرت زهرا را اینگونه رسم نموده است:

مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
فروغ و روشنایی دیده رحمة للعالمین
آن امام او‌لین و واپسین
بانوی آن تاجدار «هل اتی»
مرتضی نقص‌ گشا شیر معبود
مامان آن راس پرگار علاقه
مامان آن کاروان سالار عشق و علاقه[۱]

فاطمه دختر رسول اسلام محمد بن عبدالله و خَدیجَه بنت خُوَیلد میباشد. برای فاطمه(س) ا‌لقاب زیادی (نزدیک به ۳۰ کنیه) حافظه گردیده‌است. زهرا، صِدّگریبان، مُحَدَّثه، بَتول، سیدة نساء العالمین، منصوره، طاهره، مُطهّره، زَکیّه، مبارکه، راضیه، مرضیه از مشهورترین القا‌ب فاطمه‌اند.[۲]

برای فاطمه(س) چندین کُنیه اورده شده میباشد: اُمّ‌اَبیها، اُم‌الائمه، ام‌الحسن، ام‌الحسین و ام‌المحسن.[۳]

بازدید : 36
شنبه 21 تير 1404 زمان : 14:55


زیست‌طومار علمی
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی تحصیلات را از شش سالگی با ورود به مدرسه‌منزل شروع کرد و قرآن مهربان، گلستان، تنبیه الغافلین، نِصابُ الصِذکر، گلزار فصل بهار، ابواب الجنان، مَجالِس المُتَقین، تاریخ معجم، دُرّه نادری، تاریخ وَصّاف، اکانت فارسی و برخی کتاب‌های دیگر را نزد معلمان خویش فراگرفت. وی در سال ۱۳۱۸ش یادگرفتن دروس عربی را شروع کرد و در سال ۱۳۱۹ش به قصد ادامه علم آموزی در دروس حوزوی، وارد مکتب علمیه ملاابراهیم در اردبیل شد و دروس جامع المقدمات، سیوطی، جامی، مُطَوَّل، کناره ملاعبدالله، شمسیه، مَعالِم و شرایع را تا سال ۱۳۲۲ش درهمان مکتب به اتمام رساند و درس دادن دروس مقدماتی علم ها حوزوی یعنی صرف، نحو و منطق را شروع مسجد قبا مشهد کرد.[۴]

علم آموزی در قم و نجف
موسوی اردبیلی در ۱۳۲۲ش به قم رفت و بخشی از کتاب مکاسب مُحَرَّمه، کفایة الاصول بیع مکاسب و جلد دوم کفایه و تفصیل هدایه میبدی رسائل، منظومه، اسفار را خواند. او هم‌زمان به درس دادن معالم، لُمعه دمشقیه و ضوابط سرگرم آدرس مسجد قبا مشهد بود.[۵]

اردبیلی در ۱۶ آبان ۱۳۲۴ش برای ادامه علم آموزی به نجف رفت و حدود دو سال بومی این شهر بود و علم آموزی اصول فقه، فقه و فلسفه را با اساتید پر اسم و رسم آن مجال مثل خوئی، حکیم، سید عبدالهادی شیرازی، میلانی، و صدرای بادکوبی خاطر نشان کرد. در سال ۱۳۲۷ش به جهت بیماری پدرش به جمهوری اسلامی ایران برگشت. در کشور‌ایران و در حوزه علمیه قم خلال ادامه علم آموزی و کمپانی در درس‌های سید حسین بروجردی، سید محمد داماد، علامه طباطبائی و دروس فقه سری سید محمدرضا گلپایگانی و مرتضی حائری یزدی و سید احمد خوانساری خویش نیز به درس دادن رسائل، مکاسب، کفایة الاصول، منظومه درگیر شد. وی ابعاد به طور محرمانه در مرحله بیرون فقه و اصول نیز درس دادن رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۶]

وی یکبار دیگر در سال ۱۳۶۸ش و بعداز گوشه‌گیری از قوه قضائیه به قم رجوع و برگشت تا در روزهای آخری قدمت خویش، درگیر درس دادن درس بیرون فقه و تألیف تعدادی کتاب شرعی شماره تلفن مسجد قبا مشهد خواهد شد.

اساتید
سید محمدرضا گلپایگانی
سید احمد خوانساری
مرتضی حائری یزدی
سید محمدباقر سلطانی طباطبائی
میرزا مهدی مازندرانی
علامه طباطبائی
سید ابوالقاسم خویی
سید محسن طباطبائی حکیم
سید عبدالهادی شیرازی
سید محمدهادی میلانی
محمد کاظم شیرازی
محمدکاظم آل یاسین
صدرای بادکوبی
آیت‌الله بروجردی
سید محمد پژوهشگر داماد.[۷]
تألیفات
فقه القضاء (دوجلد)
فقه الحدود والتعزیرات (چهار جلد)
فقه الدیات
فقه القصاص
فقه الشرکة والتأمین
فقه المضاربة
فقه الشهادات
لبه بر خیارات مکاسب (مخطوط)
یک عصر بدون نقص اصول فقه (مخطوط)
تقریرات دروس آیه‌ها عظام حکیم و خوئی» در فقه و اصول (مخطوط)
الرسائل الفقهیة (شامل مشاجره‌های: ربا، تلقیح تصنعی و مصنوعی، ذبیحه اهل کتاب،...)، مخطوط
مقالاتی در تعبیروتفسیر قرآن
خوی (درس دادن در دانش گاه اثرگذار)، مخطوط
چهار جلد اقتصاد (مخطوط)
یک زمان اقتصاد اسلامی بر پایه ی کتاب و سنت (مخطوط)
جمال ابهی (در رد بهائیت)
رساله توضیح‌المسائل
مناسک حج
نهج الرشاد
مناسک الحجّ - عربی
استفتاآت[۸]
بقیه کار‌های علمی
سید عبدالکریم موسوی در مقطع اقامت در قم در کنار درس دادن فقه و اصول، هر هفته دو روز گرد‌همایی تعبیر قرآن داشت که تا روزهای انتها این جلسات ادامه داشت. او در تکثیر خبر نامه مدرسه اسلام شرکت کردن داشت. مقاله ها «آیین از حیث قرآن»، «قرآن یا این که آفتابی که غروب ندارد» و «گردباد نوح» از نوشته‌های وی درین خبرنامه میباشد. او درین عصر برای تبلیغ به شهرهای ارومیه، مشهد، بندر انزلی، بندر گز، همدان، اردبیل، بابل، بهشهر هجرت کرد.[۹]

عمل‌های فرهنگی-سیاسی

اقامه نماز آدینه طهران به امامت آیت‌الله اردبیلی
قبل از انقلاب
موسوی اردبیلی از تاریخ ۱۳۳۹ش در اردبیل سکونت کرد و در سال ۱۳۴۷ش به طهران سفر کرد و امامت جماعت مسجد امیرالمؤمنین(ع) را بر ذمه گرفت. او بعداز اقامت در طهران، درس دادن درس بیرون فقه (کتاب خمس) و جلد نخستین اسفار را شروع کرد و با همفکری آیت‌الله بهشتی، شهید مطهری، محمد مفتح بازرسی رینگ فکری حول علم ها قرآن را صورت دادند. اردبیلی بعد ها مسجد و کانون توحید را در خیابان درفش تاسیس کرد که سخنرانان کلاس‌هایی برای جوان ها برگزار می‌کردند. او همینطور مدرسه ها موعظه و متوسطه موءثر[۱۰] را در طهران تاسیس کرد. تمامی این مرکز ها پایین پوشش مؤسسه‌ای به اسم مؤسسه خیریه مدرسه امیرالمؤمنین(ع) قرار داشت.

شغل‌های سیاسی بعداز انقلاب

موسوی اردبیلی به همپا آیت‌الله بهشتی دردیدار مسئولان قضایی با امام خمینی
آیت‌الله موسوی اردبیلی در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی از فعالان و مبارزان علیه رژیم فرمانروا بود. او در روزهای پیش از انقلاب به پاریس و به دیدن امام خمینی رفت و امام نیز او را عضو شورای انقلاب کرد. وی به عنوان مثال هشت روضه خوان این شورا بود. موسوی اردبیلی یک کدام از نمایندگان عموم طهران در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور بود. او همینطور مثلا روحانیونی بود که موافق فعالیت تشکیلاتی در حوزه سیاسی بود و به یاروهمدم با آیت‌الله خامنه‌ای، شهید بهشتی، هاشمی رفسنجانی و محمدجواد باهنر عضو هیأت پنج‌نفره مؤسسان حزب جمهوری اسلامی شد. کار‌های حزبی وی ولی بعداز ورود به دستگاه قضا توقیف شد.[۱۱]

از اسفند ۱۳۵۸ش دادستان آحاد مملکت و از تیر ۱۳۶۰ش تا نقطه پایان حیات امام خمینی مدیریت دیوان خوب میهن بوده، خلال این یکی‌از پنج عضو نخستین شورای انقلاب اسلامی، نماینده عموم طهران در شورای پژوهش آخری قانون اساسی ایران، نماینده عموم طهران در عصر اولیه مجلس خبرگان، عضو منصوب رهبری در شورای بازنگری قانون اساسی ایران و امام آدینه موقت طهران تا اوایل فصل زمستان ۱۳۷۲ش بوده میباشد.[۱۲]

بازدید : 25
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 10:48


عهد برادری
یکی‌از اقداماتی که فرستاده(ص) بعداز مسافرت به مدینه، جاری ساختن اعطا کرد برقراری عقد اخوت در میان مسلمان‌ها بود، در آن هنگام، در بین زبیر و عبدالله بن مسعود عهد برادری بسته شد.[۲۳] در روایتی دیگر، عهدوپیمان برادری در میان زبیر و سَلَمَة بن سَلامَة بن وَقش حافظه مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۲۴]

حضور در غزوه‌ها
اورده شده میباشد که زبیر در هیچ یک از غزوات غایب نبوده میباشد.[۲۵] حضور وی در نبرد بدر،[۲۶] احد و فتح مکه گزارش رزرو مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.[۲۷]

زبیر و خلفا
مخالفت با خلافت ابوبکر
بعد از رحلت رسول(ص)، زبیر جزء مخالفین سقیفه بود. قدمت بر بالای منبر گفته بود علی و زبیر و یک سری بدن دیگر از ما قانون شکنی کرده در منزل فاطمه ماندند.[۲۸] وقتی که مهاجمان جهت دریافت بیعت از علی به آن منزل حمله کردند، زبیر شمیشیر کشیده و به آن‌ها حمله کرد و اظهار‌کرد: یا این که مَعشَرَ بَنی عَبدِالمُطلّب، أ یفعَلُ هذا بِعَلی وَ اَنتُم أحیاء؟ (ای فرزندان عبدالمطلب شما زنده باشید و با علی(ع) اینگونه برخوردی خواهد آدرس مسجد قبا مشهد شد؟)

آن گاه خنجر کشید و به آن ها حمله کرد. خالد بن ولید از پشت سنگی به او زد که سبب به افتادن شمشیرش شد. قدمت چاقو را برداشت و باخت.[۲۹] زبیر داماد ابابکر یعنی همسر اسماء میباشد.[۳۰] او اسماء را جدایی داده و گویند این جدایی با پافشاری فرزندش عبدالله شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد. [۳۱]

بدگویی قدمت از زبیر
اعضای شورای شش نفره

برای انتخاب خلیفه سوم
امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله

خلیفه دوم از زبیر چندان رضایتی نداشت. ابن عباس در گفتگویی با قدمت صحبت از زبیر به در بین می آورد٬ قدمت اورا مردی نادر صبر و رنگ به رنگ، در طی رضایت، همانند مؤمن و به هنگام خشم، همانند کافر معرفی می‌نماید که روزی آدم و روزی شیطان میباشد و در‌صورتی‌که به خلافت رسد چه بسا که روز خویش را به زنخدان زدن درباره یک مد جو صرف نماید».[۳۲] یا این که خاطرنشان کرد: وی مردى بخيل میباشد، اورا ديدم كه با همسرش بر رمز يك گلوله نخ زنخدان مى‏‌زد! اینجانب کارها مسلمين را به بخيل نمى‏‌سپارم.[۳۳]

شرکت کردن در قتل عثمان
زبیر، در شورای شش نفره به عثمان رأی نداد و این حاکی از عدم ملازمت او با عثمان میباشد. عثمان برای راضی نگه داشتن او ۶۰۰/۰۰۰ درهم به او بخشید[۳۴] البته طولی نکشید که زبیر عموم را به قتل عثمان تحریک نمود.[۳۵]

حضرت علی تعامل زبیر با عثمان را اینگونه رسم می نماید که طلحه و زبیر سهل ترین کارشان آن بود که بر وی بتازند و ملایم‌ترین صدای‌شان، درشتى‌کردن با وی بود». [۳۶]

پس از اینکه عایشه خونخواهی عثمان را دستاویز خویش کرد، زیرا دیده عایشه به وى به زمین خورد، ذکر کرد: اى ابو عبداللَّه! در ریختن خون عثمان، کمپانی جُستى و با على بیعت کردى، در حالى که به خداوند قسم، از وی به خلافتْ سزاوارتر بودى؟! زبیر بیان کرد: آنچه درباره عثمان ایفا دادم، از آن پشیمانم و از گناه خود، به پیشگاه خداى خویش پشتیبانی مى برم و هیچوقت خونخواهى عثمان را رها نخواهم کرد. [۳۷]

حکم دهنده نیشابوری آورده میباشد زیرا طلحه و زبیر به بصره آمدند، عموم به آنان گفتند: چه چیزى شما‌را به اینجا آورد؟! گفتند: ما خونخواه عثمان هستیم. زیرا صحبت آنها به حسن بصری رسید اعلام کرد: «سبحان الله! شگفتا ! آیا آن مجموعه عقل نداشتند که بگویند: قسم و سوگند به معبود عثمان را کسى غیر از شما نکشت!».[۳۸]

زبیر و حضرت علی(ع)
راوی حدیث غدیر
ابن عقده در کتاب الولایه زبیر را برای مثال راویان حدیث غدیر بیان نموده است. نیز نقل کرده زیرا علی در شورای شش نفره قدمت آنان‌را پیمان اعطا کرد که آیا شنیده اند که پیامبر معبود درباره اینجانب فرمود «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِی مَولاهُ» ؟ زبیر و نیز سایر حرف آن حضرت را پذیرش کردند.[۳۹]

در کنار علی(ع)
زبیر پسر عمه حضرت علی(ع) بود و ارتباط او با امام داری فراز و نشیب‌های متعددی میباشد. او از مدافعان حضرت علی(ع) در جریان سقیفه بود، همینطور وی از شهود وصیت حضرت زهرا(س) بوده[۴۰] و در هنگام دفن حضرت زهرا(س) حضور داشت[۴۱] در کتاب سلیم آمده میباشد که سلمان فارسی گفته میباشد بعد از جریان سقیفه حضرت امیر از انصار و مهاجرین خواست اورا در طلب حقش امداد نمایند و صبح دم با خنجر برای قیام حاضر گردند و همه پذیرفتند. لیکن در روز موعود جز چهار بدن حاضر نشدند٬ اینجانب٬ ابوذر٬ مقداد و زبیر.[۴۲] وی آن‌گاه در شورای شش نفره به حضرت علی(ع) رای اعطا کرد.[۴۳]

نقل گردیده است که زیرا مامان زبیر دختر عبدالمطلب بود٬ خویش را از بنی هاشم می‌دانست٬ حضرت علی نیز می‌فرمود: زبیر از ما بود تا این که پسرش عبدالله به عرصه رسید٬ بعد از ما روی برگرداند.[۴۴]

فتنه جمل
نوشته‌ی علمیٔ مهم: نبرد جمل
بعداز قتل عثمان، جمعیت متعددی که طلحه و زبیر نیز فی مابین آن‌ها بودند، به منزل حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. بعداز سماجت زیاد، حضرت علی(ع) به عهده گرفت.[۴۵] زبیر درین اتفاق به ملازمت طلحه، بیعت مهاجران را ضمانت کرد[۴۶] البته دیری نپایید که از لحاظ خویش رجوع و برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۴۷] به گفته پیامبر جعفریان طلحه و زبیر به بیعت با امام راضی شدند تا از این نحوه در حکومت تازه جایی برای خویش دست و پا نمایند.[۴۸] به همین ادله آن دو به عذروبهانه عمره از مدینه خارج آمدند. زمانی قصد مهاجرت خویش را به علی گفتند، امام به آن ها فرمود: وی برای زیارت منزل پروردگار نمی‌فرآیند، بلکه به قصد دسیسه و دسیسه و مکر هجرت می‌نمایند.[۴۹]

آن دو، در مکه عایشه را که از خلافت علی خشمگین بود و از مظلومیت عثمان حرف می ذکر کرد[۵۰] با خویش یاروهمدم کرده به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شدند. آن‌ها بعداز مصادره اموال یمنیان که بوسیله یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) پیامبر می شد، رسما و علنی مخالفت خویش را اظهار نمودند.[۵۱]

آن ها وارد بصره گردیده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را آیتم ضرب و شتم قرار دادند.[۵۲] حضرت علی(ع) با سپاه، خویش را به حوالی بصره رساند و بعد از کوشش برای ختم غائله با آن ها مشغول شد. بخش اعظمی به قتل رسیدند و بعضا گریختند.[۵۳] زبیر را، به‌ادله بیعت‌شکنی و تقابل با امام علی(ع)، از سران عثمانیه قلمداد کرده‌اند.[۵۴]

بازدید : 28
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:12


سید محمدتقی مدرسی (متولد ۱۳۶۴ق/ ۱۳۲۴ش) از مراجع تبعیت شیعه بومی عراق میباشد. او تالیف کننده اثر ها متعددی در مورد‌های متعدد همانند فقه، اصول و تاریخ اهل‌بیت(ع) میباشد که تعبیروتفسیر اینجانب هدی القرآن از مهمترین کتاب‌های اوست. بحران عقب‌ماندگی دنیا اسلام و سعی برای حل آن، سکولارنبودن حکومت در اسلام و التقاطی بودن فلسفه اسلامی رایج در میان مسلمانها، برخی از نظرها مسجد قبا مشهد اوست.

در سال ۱۳۴۹ش به جهت صدور حکم اعدام، مخفیانه به کویت و بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران، به طهران سفر کرد. وی بعد از سقوط حزب بعث عراق، به کربلا رجوع و برگشت. سید محمد حسینی شیرازی، استادش و نمر باقر النمر و حسن الصفار از شاگردان وی ب آدرس مسجد قبا مشهد وده‌اند.

چاپ نشریه‌های متفاوت، تأسیس کانال‌های تلویزیونی، تأسیس انتشارات متعدد و مرکزها اسلامی،‌ کمپانی در کنفرانس‌ها و اجلاس‌های در میان‌المللی، برپایی جلسه‌ها، سخنرانی در جلسات و مناسبت‌های متفاوت فقاهتی و همینطور تأسیس ناحیههای علمیه در کشورهای متفاوت، بخشی از کار‌های وی بوده میباشد. میرزای شیرازی، صاحب و مالک فتوای تحریم تنباکو، از اجداد مادری وی و سید محمد حسینی شیرازی، نیز خان دایی‌ رزرو مسجد قبا مشهد اوست.

مقام
سید محمدتقی مدرسی از مراجع تبعیت شیعه، اندیشمند، متفحص و تالیف کننده شیعی[۱] اهل ایران‌-عراقی میباشد[۲] که در جوانی،[۳] نزدیک به ۳۰ سالگی، به مرتبه اجتهاد رسید.[۴] غلامرضا جلالی از دانشمندان علم ها و فلسفه اسلامی، اورا از شخصیت‌های شناخته‌گردیده دنیا اسلام و صاحب و مالک اثر ها بخش اعظمی دانسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

رساله او برای اول‌توشه در سال ۱۴۲۳ق منتشر شد.[۶] فرج‌الله قاسمی، از محققان علم ها سیاسی، مدرسی را از نظر طرف داران و مقلدان، جزو مراجع طراز نخستین کنونی عراق بیان نموده است.[۷]

معاش‌طومار
سید محمدتقی مدرسی در سال ۱۳۶۴ق در کربلا چشم به جهان گشود.[۸] گرچه نشریه گلستان قرآن، سال به دنیاآمدن او را ۱۳۶۶ق بیان نموده است.[۹] پدرش سید محمدکاظم مدرسی از فقهای شیعه کربلا و مشهد بود.[۱۰] پدربزرگ وی، سید محمدباقر مدرسی از دور‌وبری ها میرزای شیرازی و از کمک‌کنندگان روحانی فضل و ادب‌الله نوری در طهران بود که در مقبره امام رضا(ع) مدفون میباشد.[۱۱] میرزای شیرازی، صاحب و مالک فتوای تحریم تنباکو، از اجداد مادری وی[۱۲] و سید محمد شیرازی، نیز خان دایی‌ اوست.[۱۳]

مدرسی در سال ۱۳۴۹ش، به جهت صدور حکم اعدام، مخفیانه از عراق به کویت[۱۴] و بعداز انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، به طهران سفر کرد و در آن‌جا سرگرم به کار شد.[۱۵] او بعد از سقوط رژیم بعث صدام، به کربلا برگشت و از آن مجال در میهن عراق اقامت دارااست.[۱۶] مدرسی در حج سال ۱۳۸۶ش، در مکه، آیتم سوء قصد قرار گرفت اما به وی آسیبی نرسید.[۱۷]


مدرسی و روحانی نمر روضه خوان شیعه منتقد حکومت آل سعود
زیست علمی
سید محمدتقی مدرسی بعداز طی روزگار کودکی، در حالی که هنوز به هشت‌سالگی نرسیده بود،[۱۸] به آموزش علم ها حوزوی پرداخت[۱۹] و درس‌های مقدماتی را از اساتیدی همانند سید حسن شیرازی،[۲۰] سید محمد شاهرودی، روضه خوان جعفر رشتی، محمد کرباسی و پدرش سید محمدکاظم مدرسی در حوزه علمیه کربلا استفاده نمود.[۲۱]

درس‌ بیرون فقه و اصول را از استادانی زیرا سید محمد حسینی شیرازی و روحانی یوسف خراسانی بیارجمندی، بهره برد.[۲۲] محمد هاجری احسایی از فقهای شیعه حوزه‌ قطیف و احساء در ایالات متحده عربی، نیز از اساتید او بوده میباشد.[۲۳]

مدرسی،‌ درحالی که کمتر از سی سال داشت به درس دادن بیرون فقه پرداخت و از سال ۱۴۰۹ق در مهاجرت و همینطور بعداز سقوط صدام حسین و برگشت به عراق، درس دادن بیرون فقه‌اش در کربلا ادامه دارااست.[۲۴] نمر باقر النمر (متوفای ۱۳۹۴ش) شیخ شیعه اهل ایالات متحده عربی و منتقد حکومت آل سعود که با حکم دادگاه سعودی اعدام شد[۲۵] و حسن الصفار فقیه شیعی مستقر ایالات متحده عربی، امام آدینه شهر قطیف و از رهبران شیعه‌ها ایالات متحده عربی، از شاگردان اویند.[۲۶]

بازدید : 37
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:35


سیاست فرنگی
رابطه ها اولجایتو با خان اردوی زرین یا این که آلتین اردو (ه م) در دشت قپچاق، ابتدا از صمیم قلب بود [۲۶]. ولی ازبک خان (ه م) جانشین توقتا، ادعای قبل خانات آلتین اردو را که اران و آذربایجان را بخشی از قلمرو خویش می‌پنداشتند، تجدید کرد؛ به خصوص در اواخر حیات اولجایتو رابطه ها وی با خان اردوی زرین مشقت بار رو به تیرگی بنیان. در ۷۱۵ق /۱۳۱۵م، پدر اغول از اردوی زرین بعداز آنکه خوارزم را به باد غارت بخشید، به اولجایتو تامین موفقیت و به این سان، در میان ایلخان کشور ایران و ازبک، بدگمانی بوجود آمد، اما عاقبت پدر اغول به دستور اولجایتو به قتل رسید و رابطه ها وی با ازبک رو به بهبود مسجد قبا مشهد بنیان.[۲۷].

ارتباط با ممالک مصر
گرانقدر‌ترین معاند ایلخانان در کشور ایران در‌این بعدازظهر مملوکان مصر بودند. اولجایتو در اوایل فرمانروایی کوشید تا ارتباط ها از صمیم قلب با آن ها برقرار نماید [۲۸] و طی طومار‌ای که در تاریخ وصاف [۲۹] آمده، به وعد و وعید پیش آمد. این فعالیت منجر شد نوقتا، خان اردوی زرین در تحریک پادشاه مصر به یورش به قلمرو ایلخانان آدرس مسجد قبا مشهد توفیقی نیابد.

فقط لشکرکشی اولجایتو به قلمرو مملوکان، در ۷۱۲ق /۱۳۱۲م اتفاق افتاد. در سال جاری ملک الناصر محمدبن قلاوون به قتل معارضان خویش دست گشود و قراسنقر حکم کننده دمشق، جمال الدین افرم، والی حلب و برخی دیگر از امرای شام به اولجایتو امان بردند و او‌را به لشکرکشی به شام واداشتند. به داستان منابع اهل ایران اولجایتو به رحبه لشکر کشید و قلعة آنجا را گشود و به بغداد رجوع [۳۰]، ولی به ماجرا ابوالفدا [۳۱] - که خویش در آن مجال والی حماه بود - اولجایتو به باعث پایداری مدافعان و نیز قحطی، عمل محاصره قلعه را بعد از یک ماه رها رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۳۲].

ارتباط با مسیحیان اروپا
ایلخانان کشور‌ایران، از به عبارتی شروع فرمانروایی برای رویارویی با ممالیک مصر می‌کوشیدند تا با پادشاهان مسیحی اروپا متحد شوند. اولجایتو نیز همین روش پدرش ارغون و برادرش غازان را شماره تلفن مسجد قبا مشهد پی گرفت.

او نخست حکومت، دو سفیر نزد پاپ کلمان پنجم، فیلیپ لوبل، فرمان روا فرانسه و ادوارد دوم، پاد شاه انگلستان ارسال کرد. ایلخان در طومار‌ای به فیلیپ لوبل، فرمانروا فرانسه از وی خواست که بر ضد معاند مشترک، یعنی ممالیک مصر متحد شوند.از جواب فیلیپ لوبل به‌این طومار، دانایی در اختیار وجود ندارد [۳۳]. ادوارد دوم، سلطان انگلستان نیز در سال ۷۰۷ق /۱۳۰۷م دو طومار به ایلخان نوشت. پاپ کلمان پنجم نیز در طومار‌ای که در ۶ رمضان ۷۰۷ق /۱ مارس ۱۳۰۸م به اولجایتو نوشت، از او خواست هنگام ورود جنگجویان مسیحی به ارمنستان، اسب و آذوقه در چنگ آن ها گذارد و خویش با صد هزار سوار آنها را در تسخیر ارض مقدس کمک رساند[۳۴]. از این طومار‌ها پیداست که اروپای مسیحی تصور صدق از حال و روز شرق، به ویژه ایلخانان کشور ایران و گرایشهای شرعی آنان نداشتند؛ چه، بیان کننده گمان می‌کردند که اولجایتو مسیحی میباشد و در رواج آیین مسیح می کوشد، هم اکنون آنکه وی خویش را چنان مسلمانی می‌پنداشت که مصریان مسلمان را به سستی در ایمان مجرم میکرد و همو در ۷۱۴ق /۱۳۱۴م به قتل ۳ راهب در تبریز و ارزنجان امر اعطا کرد [۳۵]. به هر حالا اتحاد اولجایتو با دولتهای مسیحی اروپایی هیچوقت تحقق نیافت [۳۶]

اولجایتو با ا¸ندرونیکوس دوم، امپراتور روم شرقی رابطه ها صمیمانه داشت و امپراتور برای نگهداری قلمرو خویش از یورشهای ترکمانان آسیای صغیر و کیلیکیه، با ایلخان کشور‌ایران قسم اتحاد بست و خواهر خویش، مریم را بدو به زنی بخشید. اولجایتو نیز برای رویارویی با حاکمان رخنه‌ آناتولی، ۳۰ هزار سپاهی به مرزهای غربی آسیای صغیر روانه کرد؛ با اینهمه، ترکان به‌تدریج قلمرو خویش را پیشرفت دادند.[۳۷].

مذهب
اولجایتو در کودکی، به دست مامان مسیحی خویش اروک خاتون و برای تبرک از پاپ نیکولاوس چهارم، به اسم نیکولاوس غسل تعمید داده شد؛ البته آن گاه به آئین بودایی درآمد [۳۸] و هنگامی برادرش غازان خان اسلام آورد، وی که درین فرصت ولیعهد و حکمران خراسان بود، مسلمان شد و مانند برادرش مذهب حنفی تفویض کرد.[۳۹].

تمایل به مذهب شافعی
غازان‌خان در اواخر قدمت برای زیارت مقبره امام علی(ع) به نجف رفت و در همانجا به تشیع میل یافت و دستور بخشید خطبه به اسم اهل بیت بخوانند؛ البته بعد از درگذشت غازان و جلوس اولجایتو، حنفیان، ایلخان تازه را بر آن داشتند که خطبه و سکه به اسم خلفای راشدین نماید و از همین فرصت، رقابت در بین فرقه‌های متعدد مذهبی در دربار ایلخان بالا زد و هر مورد می‌کوشیدند تا اولجایتو را به کیش خویش درآورند.[۴۰]. در‌این دربین خواجه رشیدالدین که مذهب شافعی داشت [۴۱]، مولانا نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای شافعی را عمل «‌قضاء مرزو بوم کشور‌ایران‌» بخشید و اولجایتو نیز زیرا چیرگی نظام الدین را در مباحثه با علمای فرقه‌های دیگر بدید، مذهب شافعی سپردن کرد و از آن پس اختلاف‌های مذهبی، به ویژه دربین حنفیان و شافعیان در دربار ایلخان دشوار شدیدشد؛ تا آنجا که برخی از امرای مغول، با انذار، ایلخان را به رخنه‌ مسلمانی و برگشت به آئین آبا و اجدادی خویش فرا خواندند؛ البته اولجایتو همچنان بر آیین خویش پای فشرد.[۴۲].

شیعه شدن و رسمیت‌بخشی به مذهب تشیع

اسم ائمه و عبارت علی اما الله بر سکه روزگار اولجایتو
امیر طرمطاز (ترمتاس) و تاج الدین آوجی(آوی)، دانشمند شیعی، اولجایتو را به مذهب شیعه ترغیب کردند و وی آخر و عاقبت در ۷۰۹ق / ۱۳۰۹م که به بغداد رفت، به طور رسمیً مذهب شیعه سپردن کرد. [۴۳] در روزها پادشاهی وی مذهب تشیع برای اولیه توشه مذهب قانونی سراسر جمهوری اسلامی ایران شوید.[۴۴] و وی اولیه فرمان روا امامی مذهب میباشد که در سطحی وسیع و گسترده به انتشار تشیع مذهب اثناعشری همّت گماشت.[۴۵].

اولجایتو پس از شیعه شدن در سال ۷۰۹ق امر اعطا کرد، به مکان خلفای راشدین به اسم امامان شیعه سکه و خطبه نمایند و در همانجا، علامه حلی، گرانقدر‌ترین دانشمند شیعی آن بعد از ظهر، به حضور ایلخان خط مش یافت و از آن پس همراه وی شد [۴۶]؛ [۴۷] علامه حلی، دو کتاب خویش منهاج الکرامه [۴۸] و نهج الحق [۴۹] را به اسم شاه کرد و بدو نثار داشت.

بازدید : 31
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 9:56

احمد بن محمد بن عیسی اشعری، محدث امامی در قرن سوم هجری قمری و از شاگردان امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بود. او در شمار بزرگان اهل قم بود به سیرتکامل‌ای که روحانی طوسی از وی با تیتر «روضه خوان القمیین و وجههم و فقیههم» خاطر نموده است. او از راویان بزرگی همانند صفوان بن یحیی، احمد بن ابی نصر بزنطی و محمد بن ابی‌عمیر قصه نقل نموده است و راویان متعددی مانند محمد بن یحیی العطار و علی بن ابراهیم قمی از وی داستان نقل مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

احمد بن محمد کتابهای متعددی در قضیه فقه، سخن، تعبیر و تفسیر و طب همانند المکاسب، فضائل النبی(ص)، الناسخ و المنسوخ و الطِّبُّ الکبیر تألیف نموده است. وی در عقاید بسیار سختگیر بود و با غالیان به شدت عکس العمل میکرد و عده ای مثل سهل وآسان بن زیاد آدمی، محمد بن علی بن ابراهیم(دارای شهرت به ابوسُمَینَه) را از قم اخراج کرد. گفته شده که او، حتی احمد بن محمد برقی، محدث معروف امامی را به باعث روایاتی که نقل می کرد، از قم بر کنار کرد، البته بعداز مدتی اورا به قم بازگرداند و از او پوزش طلبی آدرس مسجد قبا مشهد کرد.

نسب
نجاشی نسب او را اینگونه ذکر کرده: ابوجعفر، احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله بن سعد بن صاحب بن احوص بن سائب بن صاحب بن عامر اشعری[۱]و لقب اش ابوجعفر و ملقب به روحانی القمیین میباشد.[۲] از جزئیات معاش احمد بن محمد چندان چیزی دانسته وجود ندارد، چنانکه نجاشی[۳] گفته میباشد، او امام رضا علیه‌السلام را چشم بوده، البته از‌آن‌جا‌که به احتمال حاذق از وی حدیثی داستان نکرده، اینگونه برمی آید که هنگام ملاقات با آن امام، قدمت او چندان نبوده میباشد، [۴] احمد از اصحاب امام جواد(ع) و اصحاب امام هادی(ع) به شمار آمده میباشد، البته زیرا در قم می‌زیست، تنهاگاه گاهی این دو امام را ملاقات کرده، و به این جهت روایات چندانی از آن ها قصه نکرده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

در روایتی که کشی[۶] نقل کرده، احمد بن محمد، هنگامی به فرمان امام جواد(ع) در مدینه سرویس امام رسیده بود میباشد. درین داستان تصریح گردیده که او از سوی وی طومار‌ای برای زکریا بن بشر، نماینده امام در قم برده میباشد. در قصه ذکر شده در خطاب امام جواد به احمد بن محمد بن عیسی کنیۀ وی به طور ابوعلی آمده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.

احمد از روش این مشایخ و بعضا دیگر، راوی بخش اعظمی از روایات امامیه میباشد، چنانکه به روش همین مشایخ بخش اعظمی از متن‌ها حدیثی امامیه را ضبط خود داشته میباشد. از این رو اسم این مشایخ در هر نقطه رجال نجاشی و الفهرست تاثیر طوسی تحت عنوان حلقۀ اتصالی فی مابین احمد و مشایخ قدیم‌خیس امامیه آمده میباشد. طبیعی میباشد که احمد بن محمد بن عیسی که اهل قم بود، برای شنیدن حدیث امامی، می‌بایست به کوفه هجرت نماید و در آنجا که راس اساسی حدیث امامی بود، نزد مشایخ دارای اعتبار حدیث، بهرۀ علمی بَرد، از این رو بیشتر مشایخ او کوفی بوده‌اند.

در نگاه بزرگان
احمد از محدثان برجستۀ امامیه در دورۀ پیش از محمد بن یعقوب کلینی به شمار میاید، چنانکه نجاشی[۸] دربارۀ او تعبیروتفسیر «روحانی القمیین و وجههم و فقیههم، غیرمدافع» را بکار برده، و روضه خوان طوسی نیز در الفهرست[۹] او‌را با تعبیری در حدود همین مضمون ها ستوده میباشد.

ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان[۱۰] از او مذکور، و اورا «روضه خوان الرافضه بقم» خوانده میباشد. چنانکه نجاشی[۱۱] گفته، او مانند پدرش با قاضی قم راجع‌به بوده میباشد و این خویش، آرم از مرتبۀ او در بین اهل قم دارااست.[۱۲]

احمد به قومیت عربی اهمیت خاص داشته، و کتابی نیز با تیتر فضائل العرب تألیف نموده است. بر پایۀ روایتی از کلینی[۱۳] او دراین مورد گرفتار تعصب بوده میباشد.

بازدید : 24
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:28


زمان سوم
در دو قرن یازدهم و دوازدهم عللی به عنوان مثال روی شغل وارد شدن صفویان و جو علمی حکم کننده بر حرمین شریفین، دست به دست هم اعطا کرد تا مدرسه اخباری اشاعه یابد و مدرسه اصولی را ذیل الشعاع مسجد قبا مشهد قرار دهد.[۵]

از علمای قرن یازدهم هجری در حوزه کربلا روضه خوان ملا محمدکاظم طالقانی قزوینی میباشد. بعد از سقوط اصفهان در سال ۱۱۳۵ق و از هم پاشیدن دولت صفویان به دست گروهی از افاغنه سفر علما و مجتهدین به کربلا فزونی یافت و بعدازظهر طلایی حوزه کربلا استارت شوید. سید نصرالله حائری دارای اسم و رسم به استاد الطف از علمای این عصر است. اجازات اکثر علمای قرن دوازده و سیزده بدون واسطه یا این که بی واسطه به وی منتهی آدرس مسجد قبا مشهد میشود.[۶]

بعد از سقوط اصفهان و آغاز نا امنی در کشور ایران، علما به حوزه کربلا روان شدند، مدرسه کربلا، اصولی بود البته مشرب اکثر مهاجران اهل ایران اخباری بود به همین خیال و خاطر حوزه کربلا به دو شاخه اخباری با رهبری روحانی یوسف بحرانی و اصولی با رهبری وحید بهبهانی تقسیم شوید. در غایت مدرسه اصولیان به رهبری وحید بهبهانی غالب شد. وی شاگردان متعددی تربیت کرد و آن‌ها را به بقیه منطقههای علمی شیعه گسیل داشت تا مدرسه اصولی اورا سرایت کردن دهند. بعداز وفات وحید بهبهانی سر کردگی حوزه کربلا به ذمه فرزندش، سید محمد مهدی بحرالعلوم و میرزا مهدی شهرستانی زمین خورد.[۷] در طول سید محمد مهدی بحرالعلوم مرکزیت درس دادن از کربلا به نجف رزرو مسجد قبا مشهد منتقل شوید.[۸]

بعد از فرزند وحید بهبهانی، سید محمد مهدی بحرالعلوم و میرزا مهدی شهرستانی کرسی درس دادن منحصربه‌فرد به سیدعلی طباطبائی شد. بعداز وفات سیدعلی طباطبائی مرجعیت به فرزندش سید محمد مجاهد رسید.[۹] با مسافرت سید محمد مجاهد به جمهوری اسلامی ایران و کمپانی در نبرد جمهوری اسلامی ایران و روس حوزه درسش تعطیل شد و در پی آن از رونق حوزه علمیه کربلا شماره تلفن مسجد قبا مشهد کاسته شد.[۱۰]

بعد از وفات سید محمد مجاهد مرجعیت منحصراً به شریف العلماء مازندرانی رسید. پس از وفات شریف العلماء در سال ۱۲۴۶ق، زعامت حوزه کربلا به شاگردش سید ابراهیم قزوینی رسید و بعد از وی مرجعیت به محمدصالح برغانی حائری منتهی شوید. پس از وفات برغانی محمدحسین فاضل اردکانی زعیم حوزه کربلا بود. بعداز وی سر گروهی حوزه به زین العابدین مازندرانی حائری منتهی شوید. بعد زعامت حوزه کربلا به معلم الطف علینقی برغانی حائری رسید.[۱۱]

عصر چهارم
زمان چهارم از قرن سیزدهم هجری آغاز می شود و تا بعدازظهر حاضر ادامه داراست. این زمان از حوزه علمیه کربلا با مسافرت میرزا محمد تقی شیرازی آغاز شد. محمد تقی شیرازی در حوزه علمیه کربلا فتوای معروف خویش علیه استعمار را صادر کرد.[۱۲]

معماری مدرسه ها علمیه
مدرسه های فقاهتی کربلا، دارنده خصوصیت‌های معماری خاصّی میباشند که با هدفی که برای آن تشکیل‌شده‌اند، هماهنگی دارا هستند. همینطور طرّاحی آن ها آرم دهنده نوعی مدل دارای شهرت معماری در عراق میباشد که به علّت نسبتش به شهر حیره که مجاورت کوفه میباشد، «مدل حیری» نامیده میشود. در نقشه این مدل، صحن (ایوان رو گشوده یا این که فضای گشوده داخلی) رده ویّل را داراست. آن گاه تراس‌های سقف‌دار و روباز، اتاق ها، نمازخانه، راهروها و درهای ورودی در مکانی که همگی خدمت‌های ساختمان رو به آن میباشند، قرار می گیرند.[مستلزم منبع]

در میانه تراس، اکثر اوقات حوضی با فواره آب جای دارد که بیشتر برای وضو به چنگ آوردن از آن به کار گیری می‌گردد و گاهی یک یا این که تعدادی، درخت نیز چشم می‌گردد. نمای بیرونی فقط دربرگیرنده درهای ورودی می‌گردد که گاهی پنجره‌هایی نیز در آن وجود دارااست. در نمای بیرونی برخی مدرسه های شرعی و روی سطح مشخصی از دیوارها، صورت‌های دکوری از خشت چشم می گردد که ظاهری قشنگ و جذاب به‌این ساختمان‌ها داده میباشد. در تشکیل داد مدرسه های فقهی کربلا از طابوق (خشت والا) و گچ مستعمل میباشد. این مدرسه های از درون، با سرامیک رنگی و گچ که بین آن‌ها نوشته‌هایی از آیه‌ها قرآن دیده میشود، زینت داده گردیده‌اند، هم اینگونه با مواد دکوری مختلف چوبی که پنجره‌ها و آشپزخانه‌ها را با شیشه‌های رنگی خوشگل می‌پوشانند.[۱۳]

مدرسه ها علمیه کربلا
مکتب‌های اسلامی با روی شغل وارد شدن آل بویه در کشور‌ایران و عراق، تأسیس شدند. در‌این مدرسه ها در تک تک شهرهای پایین سلطه آن ها به خصوص در شهرهای شیعه نشین، فقه امام جعفر درستگو(ع) درس دادن می شد. عضد الدوله، از فامیل آل بویه، هنگام دیدار از شهر کربلا و مرمت بنای ضریح امام حسین(ع) در سال ۳۶۹ق (۹۸۰ م)، ویّلین مکتب عراق را در‌این شهر به اسم «عضدیه» تاسیس کرد. این مکتب در کنار مسجد رأس الحسین قرار داشت که آن را عضد الدوله در حوالی باب السدره یکی‌از درهای آستان حسینی، ساخته بود. این مکتب تا مجال زمان صفوی ذیل حفاظت و توجّه بود، امّا پس از فروپاشی دولت صفوی رو به ویرانی بنیان. عاقبت در سال ۱۳۵۴ق (۱۹۳۵ م) به علّت تاسیس خیابانی که آستان حسینی را اشراف میکرد، این مکتب به طور کاملً ویران شد.[مستلزم منبع]

عضد الدوله در سال ۳۷۱ق (۹۸۲ م) مکتب دیگری در شهر کربلا در کنار صحن خرد سازه کرد و این صحن خرد را نیز از سمت شرق به صحن مدیحه حسینی ضمیمه کرد. این صحن خرد آرامگاه سلاطین آل بویه میباشد. امّا این مکتب و صحن خرد بعد ها از فی مابین رفتند.[۱۴]

آستانه حسینی(ع) و آستان عباس(ع) هر دو از والا‌ترین مدرسه ها علمی کربلا بوده و همه حجره‌های دور و بر این دو صحن تا نصفه نخستین قرن چهاردهم هجری پر از طلاب علم ها فقهی بود و حیاط‌های سرپوشیده نیز تا نصفه دوم قرن چهاردهم هجری محل درس دادن بود. البته بعد ها درس دادن از صحن به مدرسه ها جابجایی یافت.[۱۵]

مشهورترین مکتب‌های علمی شرعی شهر کربلا از این قرارند:

ستون اسم مکتب توضیحات
۱ مکتب سردار حسن خان این مکتب را سردار حسن خان قزوینی در سال ۱۱۸۰ق (۱۷۶۷ م) سازه کرد و در سمت شمال شرقی آستان حسینی واقع شد‌ه‌است. در جریان تخریب راس شهر به وسیله دستگاه‌های دولتی، مکتب سردار حسن خان نابود شد.
۲ مکتب سید مجاهد این مکتب در بازار تبارک التجار در اطراف آرامگاه مؤسس آن، سید محمد مجاهد طباطبایی، قراردارد. این مکتب در سال ۱۲۷۰ق (۱۸۵۴ م) تاسیس شد و در سال (۱۹۸۰ م)، به جهت تاسیس خیابان المشاه که دو نوحه (آستان) را به هم متّصل می کرد، از این دربین رفت.
۳ مکتب صدر اعظم نوری این مکتب در سمت غرب صحن آستان حسینی قرار می گیرد. روحانی عبدالحسین تهرانی آن را ایجاد کرد و در سال (۱۹۴۸ م) به علّت تاسیس خیابان الحائر که در محدوده آستان حسینی میباشد، ویران شد.
۴ مکتب زینبیه این مکتب در سال ۱۲۷۶ق (۱۸۶۰ م) به وسیله ناصرالدین فرمانروا قاجار و با فعّالیت روحانی عبدالحسین تهرانی ساخته شد. به علّت تشکیل داد خیابان المشاه که آستان حسینی را دربرمی گیرد، مکتب زینبیه در سال ۱۳۶۸ق (۱۹۴۸ م) ویران شد.
۵ مکتب تبارک هندی این مکتب در کوچه الزعفرانی و مجاورت آستان حسینی جای دارد. در اواخر قرن ۱۳ هجری تاسیس شد و از دو طبقه با ۲۲ اتاق ساخته شده میباشد.
۶ مکتب باد کوبه (سوراخ) در سال ۱۲۷۰ق (۱۸۵۴ م)، حاج باد کوبی این مکتب را تأسیس کرد و تولیت آن هم به ذمه روحانی محمد کرباسی بود و در کوچه الداماد که فی مابین دو نوحه قرار داشت. این مکتب در سال (۱۹۸۰ م) به علّت توسعه و گسترش خیابان فی مابین دو آستان، ازبین رفت.
۷ مکتب مقبره سید علی نقی طباطبایی در سال ۱۲۸۹ق (۱۸۷۲ م) این مکتب را سازه بنیان. این مکتب در خیابان امام علی علیه‌السلام در کنار مقبره سید محمّد مجاهد طباطبایی قرار داشت. مکتب بقاع نیز در سال (۱۹۸۰ م)، به جهت تاسیس خیابان دربین دو مقبره، نابود شد.
۸ مکتب سلیمیه این مکتب در کوچه مسجد سید علی نقی طباطبایی جای دارد. بوسیله حاج محمّد سلیم خان شیرازی در سال ۱۲۵۰ق (۱۸۳۴ م) سازه شد. مسئولیت آن به ذمه سید مرتضی طباطبایی بود بعداز فوت وی، نوه‌اش سید محمّد طباطبایی، مسئولیت آن را عهده دار شد، امّا بعداز دستگیری وی در سال (۱۹۹۱ م) به تصرف (نیروهای دولتی) درآمد.
۹ مکتب مهدیه این مکتب در کوچه همسایه دفتر کار اداری مدیریت قوم و قبیله رشدی جای‌دارد. بوسیله روحانی مهدی، پسر روحانی علی بن روضه خوان جعفر کشف کننده الغطاء در سال ۱۲۸۴ق (۱۸۶۷ م) تاسیس شد. مکتب مهدیه بعد ها به تسخیر مقامات نظام سرنگون گردیده (صدام) درآمد.
۱۰ مکتب میرزا مهربان شیرازی این مکتب در محلّه عباسیه شرقی قرار گرفته میباشد و سال ۱۲۸۷ق (۱۸۷۰ م) ساخته شد. سید علی محمّد موسوی شیرازی در سال ۱۳۰۸ق (۱۸۹۱ م) این مکتب را تجدید بنا کرد. پس از ترور روحانی کعبی در سال ۱۳۹۴ق (۱۹۷۴ م) مکتب میرزا مهربان شیرازی پایین سلطه بعثی‌ها قرار گرفت.
۱۱ مکتب خرد هندی این مکتب به اسم مکتب «تاج محل» هم شناخته میشود و در یک کدام از کوچه‌هایی که از بازار التجار به خیابان امام علی علیه‌السلام راه و روش داراست، قرار گرفته میباشد. در سال ۱۳۰۰ق (۱۸۸۲ م) زن هندی فاضلی به اسم تاج محلی این مکتب را تشکیل داد و برای سید علی نقی طباطبایی وقف کرد.
۱۲ مکتب ابن فهد حلّی : این مکتب در سال ۱۳۸۵ق (۱۹۶۵ م) تأسیس شد. در خیابان باب القبله یا این که خیابان ابو الفهد قرار ارد. مکتب ابن فهد حلّی، دوبار مرمت گردیده و واپسین نوسازی آن، به فرمان سید محسن طباطبایی حکیم انجام شده میباشد.
۱۳ مکتب بروجردی این مکتب در خیابان المخیم واقع گردیده است. سید حسین بروجردی فرمان تشکیل داد این مکتب را اعطا کرد امّا این شغل در دوران وی به اتمام نرسید و سید عبدالهادی شیرازی، در سال ۱۳۸۱ق (۱۹۶۱ م) آن را کامل شدن کرد. تولیت آن نیز برعهده روضه خوان نصرالله خلخالی بود که وزارت اوقاف عراق در سال ۱۳۹۵ق (۱۹۷۵ م) آن را تصاحب کرد.
۱۴ مکتب شریف العلما این مکتب در یکی‌از فرعی‌های خیابان باب القبله واقع شد‌ه‌است. این مکتب به فرمان سید محسن طباطبایی برای وقف و اهدا به طلاب علم ها فقهی ساخته شد. در سال ۱۴۰۳ق (۱۹۸۳ م) بعثی‌ها آن را تصرف کردند.
۱۵ مکتب امام باقر این مکتب در محلّه باب الخان، در اطراف میدان الفسحه واقع شد‌ه‌است. سید عمادالدین محمّد باقر بحرانی آن را در سال ۱۳۸۱ق (۱۹۶۱ م) سازه کرد. این مکتب بعداز دستگیری مؤسس آن در سال ۱۳۹۵ق (۱۹۷۵ م)، به اشغال بعثی‌ها درآمد.
۱۶ مکتب حسنیه این مکتب در مسافت ۳۰ متری شمال آستان عباسی قرار گرفته میباشد. در زمینی به مساحت ۴۰۰ متر تاسیس گردیده و مشمول ۲۸ اتاق می شود که برای سکونت طلاب علم ها شرعی میباشد. این مکتب در سال ۱۴۱۱ق (۱۹۹۱ م) بعداز این که به تصاحب وزارت اوقاف درآمد، تخریب شد.
۱۷ مکتب مازندرانی این مکتب در محلّه المخیم واقع گردیده‌است. روضه خوان محمّد مهدی مازندرانی آن را تأسیس کرد. پس از سفر مدیران و ناظران این مکتب در سال ۱۳۸۰ق (۱۹۶۰ م) حکومت آن را به اشغال خویش درآورد.
۱۸ مکتب خوئی سیدابوالقاسم خوئی، آن را در سال ۱۳۹۵ق (۱۹۷۵ م) تأسیس کرد که بعداز وفات وی در سال ۱۴۱۳ق (۱۹۹۲ م) به تصرف بعثی‌ها درآمد.
۱۹ مکتب خطیب این مکتب در محلّه المخیم قراردارد، بوسیله روحانی محمّد خطیب در سال ۱۳۵۷ق (۱۹۳۷ م) ساخته شد.
۲۰ مدرسه ابتدایی امام راست گو(ع) این مکتب در محل منزل سید حسن قمی تاسیس شد. بعداز تجدید بنای آن در عصر سید حسین بروجردی، به مکتب‌ای شرعی تغییر و تحول یافت و پس از درگذشت آیت الله بروجردی، تولیت آن به سید عبدالهادی شیرازی امانت شد. این مکتب در سال ۱۴۱۱ق (۱۹۹۱ م) بخاطر تعریض خیابان القبله تخریب شد.
۲۱ متوسطه امام راستگو(ع) این مکتب در کنار خیابان سابق که به بغداد منتهی می شود و مقابل رودخانه حسینی قراردارد. سید محمد شیرازی، با گروهی از علما آن را در سال ۱۳۸۵ق (۱۹۶۵م) تاسیس کرد.
۲۲ مکتب ویّل حافظان قرآن سید مهدی شیرازی، پیش از وفاتش در سال ۱۳۸۰ق (۱۹۷۰ م) آن را تأسیس کرد. این مکتب مجاورت حسینیه تهرانی جای دارد.[۱۶]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 76
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 391
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1211
  • بازدید ماه : 1414
  • بازدید سال : 4428
  • بازدید کلی : 33080
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی