loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 46
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 9:55


کودتا علیه عثمان
معاویه از استارت کودتا بر ضد عثمان، پیرو بهره برداری از آن بود. وی در برهه‌ای از فرصت از عثمان خواست به شام نزد وی بیاید تا از دست معارضان در پشتیبانی باشد. ولی عثمان این توصیه را نپذیرفت.[۲۸] بعد ها که کودتا مشقت بار شد، معاویه فقط منش را در‌این روءیت کرد که عثمان کشته خواهد شد. به این ترتیب هیچ کمکی به عثمان نکرد، تا جایی که عثمان در نقطع ی عطف دغدغه خویش متوجه این دستور شد و طومار عتاب آمیزی به معاویه نوشت.[۲۹] معاویه بعد ها امویان را وارث عثمان می‌دانسته و به خونخواهی او علیه امام علی(ع) کودتا کرد. این تحرکات موجب شد تا او‌را یکی‌از بنیانگذاران عثمانیه تلقی نمایند.[۳۰] بعداز کشته شدن عثمان و فرارو گریز همسرش به شام، معاویه از وی خواستگاری کرد؛ البته وی مسجد قبا مشهد نپذیرفت.[۳۱]

معاویه در طومار‌های خویش به امام علی بر این دستور توکل داشت که: خلیفه ما عثمان مظلوم مورد قتل واقع شده و معبود فرمود: «هر کسی مظلوم کشته گردد، ما برای اما وی قدرتی قرار دادیم» پس ما به عثمان و فرزندان وی سزاوارتریم.[۳۲] معاویه با تبلیغات فراوان خویش را وارث عثمان آدرس مسجد قبا مشهد می خواند.[مستلزم منبع]

پیمان امام علی(ع)
حسین‌محمد جعفری، تاریخ‌پژوه پاکستانی، اعتقاد دارد، عایشه، طَلْحه، زُبَیْر و ابعاد معاویه که حکومت علی و دوستداران اورا خطری حقیقی وواقعی برای اشرافیت خویش می‌دیدند، انتقام خون عثمان را عذر و بهانه‌ای برای به چنگ آوردن حکمرانی از علی قرار دادند.[۳۳] امام علی(ع) در به عبارتی شروع خلافت به نماینده معاویه ذکر کرد: به معاویه بگو که اینجانب از امیری او بر شام خشنود نیستم و عموم نیز هیچگاه به خلافت وی رضایت نخواهند بخشید.[۳۴] معاویه اصحاب جمل را به نبرد با علی(ع) تحریک میکرد،[۳۵] وی قبل از اتفاق جمل به زبیر نوشت: از عموم شام برای وی بیعت گرفته میباشد، در‌صورتی‌که عراق را تصاحب نماید در شام مشکلی نخواهد داشت. زبیر از این طومار خشنود و دلگرم شد.[۳۶] معاویه بر آن بود تا یک کدام از شخصیت‌های سیاسی قریش به ویژه آنها را که در شوری حضور داشتند به خویش جذب نماید تا از وی بهره برداری سیاسی نماید. امام به همین نکته اشاره کرده بود که قریشی‌هایی که در شام‌اند، هیچکدام در شورا پذیرفته نشده و خلافت برای آن‌ها جایز وجود ندارد.[۳۷] معاویه در طومار‌ای به امام علی نیز مورد شورا را مطرح رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۳۸]

امام خواست تا عبدالله بن عباس را به حکومت شام بفرستد. به معاویه طومار نوشت و معاویه در جواب صرفا طومار‌ای سپید برای امام ارسال کرد و نماینده معاویه اظهار کرد از جانب مردمی می آید که معتقدند تو عثمان را کشته‌ای و جز به کشتن تو رضایت نمی‌دهند.[۳۹] معاویه با سود بردن از مبارزه جمل و با استناد به تقابل طلحه، زبیر و عایشه، دخالت امام در قتل عثمان را بیشتر تبلیغ میکرد.[۴۰] بعد از نبرد جمل، امام در کوفه ساکن شد؛ چون انتظار زد خورد با سپاه شام می رفت و این شغل از عراق برمی‌آمد. به جز شام دیگر بلاد با امام بیعت کرده بودند. امام در طومار‌هایی کوشید معاویه را به اطاعت قانع نماید. البته معاویه با استناد به اینکه گماشته قدمت میباشد، از اطاعت راز گشوده می‌زد.[۴۱] معاویه از امام خواست تا شام و مصر را به وی واگذارد و بعد از وی بیعت کسی را برعهده‌اش نگذارد و در مقابل وی با امام بیعت می‌نماید. امام در جواب اظهار کرد «لم یکن الله لیرانی اتخذ المضلین عضدا» «پروردگار من را نبیند آن روز که گمراهان را همپا خود قرار شماره تلفن مسجد قبا مشهد داده باشم.»[۴۲]

معاویه در سخنی در شام بیان کرد: «برای چه علی در خلافت رفیعتر از اینجانب میباشد؟ در صورتی‌که حجاز با وی بیعت نموده است، شام با اینجانب بیعت کرده. حجاز و شام موازی میباشد.» وی در طومار‌ای همین عبارات را به امام نوشت: «تا زمانی عموم حجاز ملاحظه حق را می‌کردند، دراین باره قاضی بر شام بودند. ولی فعلا که حق را سوراخ کرده‌اند، این حق از آن شامیان گردیده‌است.»[۴۳] امام در جواب نوشت: «البته راجع‌به این حرف که گفتی «فعلا اهل شام حکم دهنده بر اهل حجازند» مردی از قریشیان را نشانه ده که در شورا پذیرفته خواهد شد، یا این که خلافت بر او جایز باشد. درصورتی که اینگونه داعیه کنی، مهاجران و انصار تکذیبت نمایند... بیعت با اینجانب عمومی و دانش آموز بود لحاظ مغایر کسی در آن شیوه ندارد و تجدید گزینشی در عمل وجود ندارد.»[۴۴]

جعفر سبحانی، از مراجع تبعیت شیعه، این نظر را دارد، حتی در‌حالتی که امام علی(ع) نسبت به خرابی معاویه انعطاف نشانه می‌‌اعطا کرد، اشتباهات حکومتش برطرف نشده، بلکه بیشتر میشد.[۴۵] به حیث سبحانی، در شکل ابقای معاویه بر حکومت شام، علی(ع) در به عبارتی روزهای در آغاز اکثریت طرفدارانش را از دست می‌بخشید، به این دلیل که آن ها به سبب ساز ستم‌ها و ناعدالتی‌هایی که از کارگزاران عثمان متحمل گردیده بودند، دست به انقلاب زده بودند و ابقای کارگزاران عثمان، آنها‌را سرخورده می کرد.[۴۶] از طرفی دیگر، دادن حکومت شام به معاویه نیز نمی‌توانست از مخالفت وی با خلافت علی(ع) بکاهد؛ چون چه‌گونه می‌اقتدار به عهده گرفت که بعضی یاران علی(ع) به وی سفارش دهند که برای مدتی کوتاه معاویه را در جایگاهش باقی گذارد، البته خویش معاویه که شخصی زیرک و سیاستمدار بود، ابقای خویش را موقتا و مصلحتی نداند.[۴۷] سبحانی قتل عثمان را اصلی ترین زمان برای معاویه می‌دانست که در صورتی در به عبارتی روزهای ابتدا از آن به کارگیری نمی کرد، برای مدام آن را از دست می‌بخشید.[۴۸]


پوستر سریال معاویه که از سوی ایالات متحده عربی سعودی در ۲۰۲۵م پخش و با انتقادهای زیادی روبرو شد.
مبارزه‌های معاویه علیه امام علی
نوشته ی علمی‌های اساسی: نبرد صفین و غارات
بعد از اینکه طومار نگاری‌ها و کوشش امام برای برکناری معاویه و اقناع او ناکام ماند،[۴۹] امام مصمم بر جهاد شد.[۵۰] امام بزرگان اصحابش از مهاجر و انصار را فراخواند و بعداز آن در خطبه‌ای عموم را به جهاد فراخواند. نبرد در صفر سال ۳۷ هجری در ناحیه‌ای به اسم صفین صورت بخشید.[۵۱] بعداز زد خورد شدیدی که در بین دو سپاه چهره بخشید، معاویه و عَمرو بن عاص که ناکامی سپاهشان را مجاورت می‌دیدند، قرآن‌ها را بر نیزه کرده، سپاه مقابل را به حَکَمیّت فرا خواندند.[۵۲] این خیانت کارساز به زمین خورد و نزاع صفین فارغ از فیض خاتمه پیدا کرد.[۵۳]

امام بعداز نهروان کوشید تا عموم عراق را برای نبرد دوباره با شام بسیج نماید. شمار عده ای که حاضر به ملازمت و همراهی امام بودند، اندک بود. امام از عموم خواست تا همراهش شوند، البته نادر‌خیس جواب مساعد می‌شنید. امام خطبه‌هایی[۵۴] در شماتت عموم داراست. «گرفتار عده ای گردیده‌ام که زیرا فرمان می کنم دستور نمی‌مارک و زیرا می خوانم جواب نمی‌دهند.»[۵۵] معاویه به سستی عموم عراق در نزاع با خویش با خبر بود. در‌این اوضاع و احوال مصمم شد تا با تجاوز به نواحی متفاوت ذیل سلطه امام در جزیرة العرب و حتی عراق، اقتدار امام را تضعیف نماید و رویکرد را برای مفتوح کردن عراق مهیا نماید.[۵۶] بعداز مبارزه نهروان، معاویة بن ابی‌سفیان به بخشها پایین حکومت امام علی، حمله‌های زیادی (غارات) را ترتیب اعطا کرد و در آن به قتل و غارت عموم و طرف داران امام علی(ع) پرداختند.[۵۷] غارات به سیرتکامل‌ای پیاده سازی گردیده بود که متفرق و ناگهانی باشد و حتی عکس‌العمل سریع سپاهیان امام علی(ع) نیز کارساز نباشد.[۵۸] معاویه می‌اعلام‌کرد: این قتل و حراج‌ها عموم عراق را می‌ترساند و عده ای را که در زمره مخالفانند، یا این که تمایل به طلاق دارا هستند، در عمل خویش دلیر می‌گرداند. آنها را که از کشاکش‌ها بیمناک‌اند به نزد ما فرا می خواند.[۵۹] ابواسحق ابراهیم ثقفی در کتاب الغارات، حمله ها سپاه معاویه به دیگر بخش ها را برمی‎‌شمرد.

بازدید : 26
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:04


محمد بن حسین بن جمال‌الدّین خوانساری دارای شهرت به آقا جمال خوانساری (درگذشت ۱۱۲۵ق)، از شاگردان مجلسی نخستین و از علمای شیعه در قرن دوازدهم قمری بود. از او اثراتی در علم ها متعدد برای مثال فقه و حرف بر مکان باقی‌مانده میباشد، کتاب کلثوم ننه تاثیر وی میباشد. آقا محمداکمل اصفهانی (بابا وحید بهبهانی) و ملا رفیع مشهدی از شاگردان وی بوده‌اند.صرفا تفصیل جانور بر غرر الحکم، تفصیل آقا جمال خوانساری میباشد که به خواست پادشاه پادشاه حسین صفوی کتابت مسجد قبا مشهد یافت.

نسب، اسم و درگذشت

مرقد آقا جمال و پدرش آقاحسین خوانساری در توکل آقاحسین خوانساری در تخت فولاد
آقا جمال فرزند آقاحسین خوانساری میباشد. تاریخ ولادت او در اختیار وجود ندارد ولی با اعتنا اشاره افندی اصفهانی به اقامت پدرش، در اصفهان[۱]، می‌اقتدار از آن شهر تحت عنوان محل تولد او حرف اعلام‌کرد. نصرآبادی[۲] و محمدباقر خوانساری[۳] از مسافرت آقاحسین ابتدا جوانی و قبل از بلوغ به اصفهان حرف گفته‌اند. اسم او محمد و آوازه او آقا جمال میباشد. او در ۲۶ رمضان در سال ۱۱۲۵ق درگذشت.[۴] او‌را در آرامگاه پدرش، که بوسیله فرمانروا سلیمان صفوی در تخت فولاد اصفهان درست شده بود، به خاک آدرس مسجد قبا مشهد سپردند.[۵]

تحصیلات
آقا جمال خوانساری، در حوزه علمیه اصفهان نزد پدرش آقاحسین خوانساری و خالو‌اش پژوهشگر سبزواری مولف ذخیرة المعاد فی گستردن الارشاد و محمدتقی مجلسی درس خواند و آنگاه در به عبارتی‌جا به درس دادن علم ها عقلی و نقلی رزرو مسجد قبا مشهد پرداخت.

آقاجمال از علمای طراز اولیه و مدرّسان پررنگ آن زمان اصفهان شمرده می شد و سر گروهی حوزه درس دادن اصفهان را بر ذمه داشت.[۶] علمایی زیرا آقا محمداکمل اصفهانی، بابا وحید بهبهانی ،جعفر بن حسین خوانساری (میر وسیع) و ملا رفیع مشهدی از شاگردان شماره تلفن مسجد قبا مشهد او بودند.

جایگاه روایی
بیان شده که از محمدتقی مجلسی اذن نقل‌ حدیث داشته میباشد.[۷] اردبیلی او‌را دارنده مقامی بلند و از راویان فقه خوانده میباشد.[۸] روضه خوان یوسف بحرانی مالک الحدائق الناضرة اورا از مشایخ خویش در نقل حدیث برشمرده میباشد.[۹]

اثرها

تصویر روی جلد کتاب کلثوم ننه
آقا جمال دارنده اثر ها میباشد که بعضا از آن ها به چاپ رسیده و به طور تقریبً همگی آن ها در کتابخانه‌های جمهوری اسلامی ایران (و برخیً خارج از جمهوری اسلامی ایران) جانور میباشد. این اثر ها عبارتند از: عقایدالنساء یا این که کلثوم ننه، کتابی طنزآمیز در عیب گیری دینداری عامیانه و باورهای خرافی رایج بین زنان در عصر صفویه میباشد. این کتاب کهن‌ترین گواهی مکتوب درباره خوی، آداب و رسوم زنان عامی کشور‌ایران میباشد. خرافه‌ستیزی، علت نوشتن بوده میباشد. کتاب به لهجه‌های انگلیسی، فرانسوی و ترکی آذربایجانی ترجمه گردیده‌است.[۱۰] دیگر اثر ها وی عبارت میباشد از:

اصول الدّین
اعتقادات
تاج التّراجم یا این که موائدالرّحمن
ترجمه «الفصول المختارة اینجانب العیون و المحاسن» نوشته سید مرتضی
ترجمه مفتاح الفلاح نوشته روحانی بهایی
الشرح الجريد للتجريد الجمالية لآقا جمال الخوانساري [۱۱]
التعليقات علی تفصیل اللمعة الدمشقيه[۱۲]
حاشیة علی تفصیل المختصر الحاجبی (جمال الدين عثمان بن قدمت المعروف بابن الحاجب المالكي المتوفى ۶۴۶ ق) [۱۳]
حاشیة علی الشفاء
ترجمه و گستردن غررالحکم آمدی
ردیّه بر «رساله ابطال الزمان الموهوم» تألیف پژوهشگر داماد [۱۴]
رساله در جبر و تفویض
رسالة فی صلوةالجمعة
رسالة فی الطینة
رسالة فی کراهة العادات و انها باعتبار وصفها لا بذاتها
رساله در نیت
مُنْشَآت.
شغل اجتماعی -سیاسی

جوابیه جمال خوانساری، درباره استعمال از قبله‌نما. این جوابیه در جواب به استفتا دربار صفوی درج شده میباشد.[۱۵]
آقا جمال خوانساری نزد شاهان صفوی رده ویژه‌ای داشت. مشورت کردن وی در مراسم بر تخت‌نشستن پاد شاه فرمانروا‌حسین صفوی، برای گزینش روحانی‌الاسلام، سبب ساز به تعیین میرمحمدصالح خاتون‌آبادی در سال ۱۱۱۵ق در اصفهان شد؛ وی به یار محمدباقر خاتون‌آبادی، فرمانروا‌حسین را در هجرت به مشهد در ۱۱۱۹ق ملازمت و همراهی کردند و در دادن خلعت به وی در ۱۱۲۰ق نقش داشت.[۱۶] وی همینطور مدتی منصب قضاوت را بر ذمه داشت[۱۷] و بر پیکر علامه مجلسی نماز گزارد.[۱۸]

بعضا از شاهان صفوی، ترجمه یا این که تفصیل بعضی از کتاب ها‌ عربی اورا درخواست می‌کردند.[۱۹] و گاهی سوال‌های فقاهتی و اعتقادی را با وی فی مابین می‌گذاشتند؛ که در جواب به آن ها رسائلی به وسیله وی تألیف شوید. رساله خمس و رساله مزار و ترجمه و گستردن غرر الحکم و درر الکلم (کتاب) به امر پادشاه شاه حسین صفوی از این مثال میباشد. [۲۰]این تفصیل فقط گستردن جانور بر غرر الحکم، میباشد که به تفصیل آقا جمال خوانساری پر اسم و رسم میباشد. [۲۱] این تفصیل خلال توضیح مفهومی و ترجمه لغوی روایات، مملو‌از فواید متفاوت کلامی، حدیثی، ادبی، اخلاقی، تفسیری، شرعی، فلسفی و... میباشد.

این کتاب را انتشارات دانش گاه طهران با پیشگفتار، تصحیح و تعلیق سیدجلال‌الدین مُحدِّث اُحافظه موقتَاو چاپ نموده است.[۲۲]

بازدید : 48
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 9:43


اساتید
جزایری در جزیره ها بصره، هویزه، شیراز و اصفهان نزد عالمان بخش اعظمی به علم آموزی علم ها فقاهتی مسجد قبا مشهد پرداخت.[۱۹]

جزیره‌ها
در جزیره ها نزد این افراد علم ها فقهی را یادگرفت :

یوسف بن محمد بناء جزایری (متوفی قبل از ۱۰۷۰)، فقیه و حکم دهنده.[۲۰]
محمد بن سلمان / سلیمان جزایری (متوفی بعداز ۱۰۷۰)، عالم و ادیب.[۲۱]
حسین بن سبتی حویزی ، مدرّس و آدرس مسجد قبا مشهد ادیب.[۲۲]
شیراز
استادان و مشایخ سید نعمت الله در شیراز، به گفته خودش، بیست بدن بودند[۲۳] که از آن پاراگراف‌اند:

میرزا ابراهیم فرزند صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۷۰).[۲۴]
جعفر بن کمال الدین بحرانی (متوفی ۱۰۹۱).[۲۵]
باتقوا بن عبدالکریم کرزکانی بحرانی (متوفی ۱۰۹۸).[۲۶]
عبدعلی بن آدینه حویزی، مؤلف تعبیروتفسیر نورالثقلین (متوفی فی مابین سال‌های ۱۰۸۹ و ۱۰۹۷).[۲۷] سه نفر اخیر در زمره مشایخ حدیث وی نیز به شمار میایند، چنانکه وی خویش در اذن داستان به حسین بن محیی الدین کاملی عاملی ، به آنها اشاره رزرو مسجد قبا مشهد نموده است.[۲۸]
اصفهان
سید نعمت‌الله در اصفهان نزد این استادان به علم آموزی علم ها فقاهتی پرداخت:

علامه مجلسی[۲۹] که از مشایخ اساسی وی بود.[۳۰] وی سه اذن به سید نعمت‌الله اعطا کرد که مبسوط‌ترین آنان در نقطه نهایی ورژن‌ای از نهج البلاغه ، به خط خویش مجلسی درج شده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۳۱]
محمدباقر بن محمدمؤمن خراسانی مشهور به متفحص سبزواری ؛ متوفی ۱۰۹۰).[۳۲]
آقا حسین خوانساری (پژوهشگر خوانساری ؛ متوفی ۱۰۹۹).[۳۳][یادداشت ۲]
سود کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)[۳۴] سید نعمت‌الله جزایری از همراهان و شاگردان خاص وی بود.[۳۵]
روحانی حر عاملی (متوفی ۱۱۰۴)[۳۶] جزایری بخشی از روایات را نزد او خوانده و او‌را به انصاف ستوده میباشد. حرّ عاملی اذعان می‌کرده که اشکالاتِ سیرتکامل‌ای از قیاس ، مثلا قیاسِ منصوص العله و حق تقدم ، را از سید نعمت‌الله آموخته میباشد.[۳۷]
شاگردان
شاگردان سید نعمت‌الله جزایری پرشمارند. سید عبدالله جزایری، نوه وی، در تذکره شوشتر[۳۸] و محمد جزایری در کتاب نخبه فقه و حدیث،[۳۹] به ترتیب الفبا، اسم آن‌ها‌را بیان کرده‌اند، مثلا آنانند:

ابوالحسن بن محمد مجال بن التفات الله تستری (متوفی ۱۱۴۳).[۴۰]
ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری .[۴۱]
عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری شوشتری (متوفی ۱۱۴۱) که نزد سید نعمت الله زبدة الاصول را خواند و از او اذن ماجرا دریافت کرد.[۴۲]
علی بن حسین کاملی عاملی، از عالمان و مفسران دارای شهرت.[۴۳]
مداقه الله بن محمد مجال تستری (متوفی ۱۱۴۷).[۴۴]
مجدالدین بن حکم کننده شفیع الدین دزفولی (متوفی قبل از ۱۱۶۵).[۴۵]
فتح الله بن علوان کعبی دَوْرَقی (متوفی ۱۱۳۰).[۴۶]
محمدهادی بن سید محمد مرعشی تستری (متوفی ۱۱۳۷).[۴۷]
یعقوب بن ابراهیم بختیاری حویزی (متوفی ۱۱۵۰)، که ابتدا در شیراز و آنگاه در شوشتر نزد سیدنعمت‌الله به علم آموزی دانش پرداخت .[۴۸]
محمد بن علی نجار شوشتری (متوفی ۱۱۴۰ یا این که ۱۱۴۱) که از شاگردان گرانقدر سید نعمت‌الله بود و از طرف وی به امامت جماعت نیز منصوب شد،[۴۹] در علم ها فقاهتی، به ویژه تجوید و تعبیر مهارت داشت و کتاب مجمع التفاسیر از اثرها اوست.[۵۰] وی یادداشت‌های تفسیری سید نعمت‌الله را نیز در کتابی با تیتر عقود المرجان عده نموده است.[۵۱]
نحوه علمی؛ اخباری وسط‌رو
پژوهشگران رخداد‌حیث دارا هستند که مسلک جزایری در استنباط احکام خیر اصولی بوده خیر اخباری صرف، بلکه وی اواسط‌رو بوده میباشد.[۵۲] منبع آن ها درین داوری، سخنان جزایری در کتاب‌ها و رساله‌های گوناگون وی بوده که در آنان به دریافت بینش وسطا تصریح و آن را طرز استادش علامه مجلسی بیان نموده است.[۵۳] مراد جزایری از بینش وُسطی، آن سیرتکامل که خویش در پیشگفتار کتاب غایة المرام فی گستردن تهذیب الاحکام توضیح داده[۵۴]، اطمینان به حجیت ظاهر قرآن در تشریع میباشد و آن را طریقی دانسته که خیر مانند شیوه مجتهدان اصولی میباشد که به قواعد و استنباط و دلیل‌های عقلی توکل زده‌اند و خیر مانند اخباری‌هایی زیرا محمد امین استرآبادی که هرگونه استنباط بر طبق قواعد ظنی را انکار کرده و فعالیت به ظاهر قرآن را از مصادیق آن شمرده‌اند.[۵۵] جزایری بعداز نقل سخنان محمدامین استرآبادی در الفوائد المدنیة و تصدیق سخنان او، بر رأی وی بر پایه ی عدم حجیت ظاهر کتاب خرده گرفته میباشد.[۵۶]

یکی دلایلی که باعث گردیده تا دانشمندان، جزایری را وسط‌رو بدانند، لحاظ وی درباره بعضا از موردها شبهه تحریمیه ، مانند نوشیدن قهوه و استعمال دخانیات، میباشد که در حرمت آن‌ها نصّی(آیه یا این که حدیث) وارد نشده میباشد.[۵۷] اخباری‌ها در‌این سیرتکامل موردها، سازه بر احتیاط، قائل به عدم جوازند، ولی جزایری از این لحاظ عدول کرده، قائل به اباحه شد‌ه‌است.[۵۸]

علامت‌های اخباریگری
در زمینه ی منابع تشریع، همانند بقیه اخباری‌ها، صرفا کتاب و سنت را دارای اعتبار شمرده و اجماع، استصحاب، عقل و کل سیرتکامل‌های قیاس ، برای مثال قیاس منصوص العلة و حق تقدم ، را فسخ دانسته میباشد.[۵۹]
در شکل تعارض نقل با استدلال عقلی، نقل را مقدّم دانسته میباشد.[۶۰] او برای ثابت این مقاله، به خبرها صحیحه (عامل نقلی) استناد نموده است.[۶۱]
او خلاف علامه مجلسی[۶۲] که تبعیت از میت را روا نمی‌دانسته، همچون اخباری‌ها قائل به تایید صلاحیت تبعیت از میت بوده میباشد.
در سخنان جزایری برداشتی از ماهیت احکام دینی و شیوه استنباط آنان‌را می‌قدرت دستیابی کرد که حداقل تا شکل‌بندی پایانی آرای دینی و اصولی‌اش، او در زُمره اخباری‎‌ها قرار می گیرد، چون او از سویی فقه را خیر تیم‌ای از قواعد کلی، بلکه انبوهی از احادیث جزئی دانسته میباشد که یگانه ملاک دارای اعتبار استنباط و مبنای فعالیت اند[۶۳] و از سوی دیگر، برای بی نیاز کردن منابع داستان و محصور کردن دامنه استنباط عقلی، ضمن عیب گیری عقیده تقسیم چهارگانه روایات (درست ، حسن ، موثق و ضعیف )، که نیازمند مناقشه درباره اکثری از روایات میباشد [۶۴] بر وثاقت بخش اعظمی از کتاب‌های حدیثی، زیرا عیون خبرها الرضا تاثیر روحانی صدوق، الاحتجاج طَبْرِسی و الفقه الرضوی ، صحه گذارده میباشد.[۶۵]

بازدید : 47
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:21


سیدجمال‌الدین‌ احمد بن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ حسنی‌ حسینی‌ (حدود۷۴۸- ۸۲۸ق‌/۱۳۴۷-۱۴۲۴م‌)، مشهور به اِبْن‌ِ عِنَبه‌، مورخ‌ و نسب‌ شناس‌ شیعی‌ میباشد. او از شاگردان ابن مُعَیه و در عصر شهید نخستین معاش میکرد و هر دو از روش‌ ابن‌ معیه‌ از علامه حلی قصه کرده‌اند. مهمترین‌ تاثیر وی عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب میباشد‌. در امر مذهب وی اختلافاتی وجود داراست، شواهدی بر زیدی یا این که امامی بودن وی، وجود مسجد قبا مشهد دارااست.

معاش‌طومار
سید احمد بن علی بن الحسین بن علی بن مهنا بن عنبة در سال ۷۴۸ق چشم به جهان گشود. ابن عنبة در ماه صفر ۸۲۸ق در شهر کرمان چشم از دنیا فرو آدرس مسجد قبا مشهد بست.[۱]

ابن‌ عنبه‌ احتمالاً در حِلّه‌ زاده‌ شد. مطابق معاش‌طومار خودنوشته‌ وی، نسب او با ۲۰ واسطه‌ به‌ امام علی(ع) می رسد. وی از نوادگان عبدالله محض به‌ شمار می‌رود، از این‌ رو تبار «حسنی‌ - حسینی‌» داراست. نسبت وی از روش‌ بابا به‌ امام حسن(ع) و از روش‌ مامان به‌ امام حسین(ع) می رسد و به‌ همین‌ عامل‌ میباشد‌ که‌ ابن‌ عنبه‌ را گاه‌ حسنی‌[۲] و گاه‌ حسینی‌[۳] خوانده‌اند. همینطور‌ اورا داوودی‌ نیز نامیده‌اند، چون محمد بن داوود بن موسی ثانی یکی‌از‌ از نیاکان‌ او‌ رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۴]

انگیزه اشتهار به ابن عنبه
آوازه‌ او‌ به‌ ابن‌ عِنَبه‌ از آن‌ روست‌ که‌ جدش «عنبه اصغر» اسم‌ داشت‌ که‌ به‌ نوبه خویش از نوادگان عنبة بن محمد وارد (عنبه اکبر) بود.[۵] عنبه اکبر، جد قوم‌ای‌ از احاطه‌ بنی الحسن بود که‌ در عراق و گوشه و کنار حِلِّه شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌زیستند.[۶]

اساتید
او از استارت جوانی‌ در زُمره شاگردان‌ ابوعبدالله‌ محمد بن قاسم بن معیه دیباجی (درگذشت۷۷۶ق‌)، نسب‌شناسی‌ فراگرفت‌ و از همراهان‌ و خاصان‌ معلم شد. ابن‌ عنبه‌ در زمانه‌ فراگیری‌ از کتاب‌ها و استادان‌ زیادی‌ فایده‌ پیروزی، ولی بی‌گمان‌ بیشترین‌ بار علمی‌ را از اثر ها ابن معیه بگرفت‌.[۷] چنانکه‌ از اوضاع‌ وی برمی‌آید، پس‌ از مرگ‌ ابن‌ معیه‌، او‌ به‌ سیر و سیاحت‌ پرداخت‌ و به‌ اصفهان، هرات، سمرقند، مکه، مذار (در دشت‌ میشان) مسافرت کرد و از بخش اعظمی‌ نسب‌شناسان‌ فایده موفقیت.[۸]

ابن‌ عنبه‌ در طبقه شهید نخستین قراردارد و هر دو از روش‌ ابن‌ معیه‌ از علامه حلی داستان کرده‌اند.[۹]

مذهب
مذهب‌ ابن‌ عنبه‌ چندان مشخص و معلوم وجود ندارد و یکسری لحاظ دراین باره گفته شده میباشد. بعضی‌ در شیعی‌ بودنش‌ شک وتردید کرده‌اند.[۱۰]اما به لحاظ میرسد این مقاله صحیح نباشد، هرچند امامی‌ بودن‌ او‌ چندان قطعی وجود ندارد.[۱۱]

زیدی بودن
بعضی‌ او‌را زیدی‌ دانسته‌اند،[۱۲] تعابیر و اشاره‌هایی که وی دارااست، مؤید این مقاله میباشد که وی زیدی‌مسلک باشد. از جمله، وی درباره امام مهدی(عج) می گوید: «ثانی‌ عشر الائمه عند الامامیه و هو القائم‌ المنتظر عندهم‌»[۱۳] و اساسی‌خیس از آن‌ در سرآغاز عمدة الطالب‌ تیموری‌،[۱۴] آنجا که‌ از اوصاف‌ امیر تیمور گورکانی صحبت‌ می گوید، او‌را به‌این‌ عبارت‌ می‌ستاید: «... صاحب و مالک‌ الملکات‌ العلیة و الانباء النبویة، و الفصاحة الصدیقیة، و الحصانة الفاروقیة و السماحة النوریة، و الحماسة المرتضویة...».

امامی‌بودن
بعضا نیز اورا شیعه امامی دانسته‌اند و معتقدند احتمال شیعی‌ و امامی‌ بودن‌ وی پذیرفتنی‌خیس میباشد. به‌ویژه‌ این‌که‌ وی محصل و داماد ابن‌ مُعَیه شیعی‌ بود و قسمت‌ اول‌ معاش‌اش‌ را در سرویس‌ وی به‌ رمز پیروزی و از علم وی به کار گیری کرده و همواره‌ به‌ مدرس دارای مسئولیت ماند.

تالیفات
اثر ها بازمانده‌ و یا این که منسوب‌ به‌ ابن‌ عنبه‌ جملگی‌ در مسئله‌ نسب‌شناسی‌ میباشد‌ و از بها‌ و اعتبار والایی‌ برخوردار‌است‌.

عمدة الطالب‌
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب
عمدة الطالب که مهمترین تاثیر ابن عنبه میباشد. وی این‌ تاثیر را ۳ توشه در وسعت‌های‌ متفاوت‌ تحریر کرده‌ میباشد‌. تحریر در آغاز‌ که‌ از همگی‌ کامل‌خیس، البته‌ نامنظم‌ میباشد‌، به‌ عمدة الطالب‌ تیموری‌ آوازه‌ داراست. تحریر دوم‌ به‌ عمدة الطالب‌ جلالی‌ مشهور‌ میباشد‌ و مؤلف‌ آن‌ را در ۸۱۲ق‌ با تعیین‌ حدود دو سوم‌ از تحریر اولیه‌ و اضافه کردن‌پیشگفتار‌ای‌، تدوین‌ کرده‌ میباشد‌.[۱۵] ابن‌ عنبه‌ تحریر سوم‌ را برای‌ پاد شاه‌ شریف‌ محمد بن فلاح مشعشعی، جدّ سادات‌ حکم کننده‌ حویزه تهیه و تنظیم‌ کرده‌ و در ۱۰ صفر ۸۲۷ از آن‌ فراغت‌ یافته‌ میباشد‌.[۱۶]

ابن‌ عنبه‌ در سرآغاز دو تحریر در آغاز‌ گوید این‌ کتاب‌ را از آن‌ رو نوشته‌ میباشد‌ که‌ گروهی‌ در تبارنامه آل‌ ابی‌ طالب‌ شک و تردید کرده‌اند.[۱۷] او در‌این کتاب به گستردن هم اکنون نیاکان ابوطالب و آن گاه نسل وی می پردازد. در غایت‌ با گستردن‌ بیشتری‌ نسل‌ علی ابن ابی طالب را از روش‌ فرزندانش‌: امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، محمد حنفیه، ابوالفضل العباس و قدمت اطرف در ۵ فصل‌ ذکر‌ می‌نماید.

بازدید : 19
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:22


حضرت مریم(س) از زنان برگزیده و مامان حضرت عیسی(ع) که بارداری وی به صورت معجزه اعمال گرفت. قرآن در سوره مریم معاش او‌را از ولادت خودش تا میلاد عیسی(ع) حکایت نموده است. در احادیث شیعه و اهل سنت، مریم در کنار فاطمه زهرا(س)، خدیجه و آسیه، چهار زن رفیعتر بهشتی معرفی مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

رده
حضرت مریم در اسلام و در مسیحیت از جایگاهی مقدس و ویژه برخوردار‌است:

در اسلام
قرآن، مریم مامان عیسی(ع) را بانویی پاکدامن و برگزیده از بین زنان خوانده[۱] و او‌را الگوی مومنان قرار داده میباشد.[۲] از آیه ها قرآن برمی‌آید که ملائکه چنددفعه با مریم کلام گفته‌اند.[۳] فقط زنی که اسم وی در قرآن آمده، مریم میباشد.[۴] همینطور قرآن رشد مریم را به آفریدگار نسبت داده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد:

«معبود او‌را به نیکویی به عهده گرفت و او‌را پسندیده رویش بخشید… هر فرصت زکریا وارد محراب وی می شد، غذای مخصوصی در آن‌جا می‌روئت کرد. از وی پرسید: «ای مریم! این را از کجا آورده‌ای؟!» اعلام‌کرد: «این از سوی خداست. پروردگار به کسی که بخواهد، بی‌اکانت روزی رزرو مسجد قبا مشهد می دهد.»[۵] [یادداشت ۱]
در برخی تفاسیر آمده میباشد در فصل‌زمستان، میوه‌های تابستانی و در فصل تابستان میوه‌های زمستانی برای مریم مهیا بود.[۶]

در احادیث شیعه و اهل سنت اسم مریم در کنار فاطمه زهرا و خدیجه و آسیه، تحت عنوان چهار زن رفیعتر بهشتی نام برده میباشد.[۷] برخی از مفسران براساس آیه ۴۲ سوره آل عمران، قائل به پاکی مریم شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.[۸]

در مسیحیت
حضرت مریم در الهیات مسیحی از منزلت ویژه‌ای برخوردار‌است تا بدانجا که شاخه‌ای از الهیات با تیتر مریولوجی (Mariology) به وجود آمده که به پژوهش شخصیت و رده حضرت مریم میپردازد. اعتنا به حضرت مریم، در قرن ها وسطی عنایت یافت. درین زمان مقامی برای حضرت مریم مطرح شوید که از حد الوهیت زیر‌خیس ولی از سکو ملائکه و مقدسان فراتر بود. یقین همگانی در‌این زمان آن بود که ملائکه و مقدسان، خدمتگزاران حضرت مریم میباشند.[۹]

پیشین از آن، در بعضی دولت ها مثلا بین مسیحیان جزیرة العرب، باور به تثلیث و پرستش مریم در کنار پروردگار و عیسی اشاعه داشته میباشد.[۱۰] گفته‌اند تا قرن شانزدهم میلادی نیز برخی از شهرهای اروپایی به پرستش مریم باکره معروف بوده‌اند.[۱۱] در قرآن این اطمینان مسیحیان شماتت شد‌ه‌است.[۱۲] [یادداشت ۲]

همینطور در قرنها وسطی آموزه عصمت و طهارت مریم مطرح شد و در سال ۱۸۵۴ کلیسای کاتولیک، این نظریه را تحت عنوان یک آموزه خطاناپذیر به عهده گرفت.[۱۴] البته کلیسای ارتدوکس منکر طهارت مریم میباشد.[۱۵]

معاش‌طومار
به دنیاآمدن مریم را سال ۲۰ پیش از به دنیاآمدن گفته‌اند البته از زادگاه وی منبع معتبری در اختیار وجود ندارد.[۱۶]

اسم بابا وی در منابع مسیحی، «یواقیم»[۱۷] و در قرآن[۱۸] و احادیث اسلامی، «عمران» نام برده میباشد. در روایتی از امام باقر(ع) آمده میباشد عمران از پیامبران بنی اسرائیل بود.[۱۹] طبق گزارش ابن اسحاق، نسب وی به داود(ع) میرسد.[۲۰] عمران قبل از ولادت مریم از عالم رفت.[۲۱] اسم مادرش را حَنَّة دختر فاقود گفته‌اند.[۲۲] در روایتی امام کاظم(ع) اسم مامان مریم را «مَرثا» و به عربی «وَهیبه» دانسته میباشد.[۲۳] در متن‌ها مسیحی لقب‌ها زیادی برای حضرت مریم به فعالیت رفته میباشد به عنوان مثال حوّای نو، باکره مقدس، مامان خداوند، شفیعه، مامانِ سود الهی، قرارگاه حکمت، رگ گیاهی روضه خوان، رُز رازگونه، صندوق عهد و پیمان، ملکه ملائکه و بانوی مصیبت‌ها.[۲۴] در متن ها اسلامی نیز از عَذراء (پاکدامن) و بتول تحت عنوان کنیه‌های مریم خاطر گردیده است.[۲۵]

خدمتکاری محل پرستش

مجسمه حضرت مریم بر بلندای کوهی در حریصا در ۲۰ کیلومتری شمال بیروت در کنار کلیساهای چهارگانه
در منابع آمده میباشد حنه مامان مریم، نازا بود و تا سی سال صاحب و مالک فرزندی نشد. وی به درگاه خدا نذر و دعا کرد تا در‌حالتی که به وی فرزندی عطا نماید فرزندش خدمتکار محل پرستش بیت‌المقدس باشد.[۲۶] [یادداشت ۳] در آیه‌ها ۳۵ تا ۳۷ سوره آل عمران به نذر حَنّه و پذیرفته شدن آن از سوی پروردگار اشاره گردیده است.

بعداز به دنیاآمدن مریم، مادرش با اعتنا به نذری که کرده بود، مریم را به محل پرستش موفقیت و به کاهنان سپرد. آن‌ها برای سرپرستی وی اختلاف لحاظ پیدا کردند و برای این شغل قرعه زدند و قرعه به اسم زکریا(ع)، که طبق برخی گزارش‌ها شوهر خاله مریم بود، زمین‌خورد.[۲۷] قرآن به ماجرای قرعه زدن نیز اشاره نموده است.[۲۸] بنابر نقل مقدسی، زکریا مقدمات شیرخوارگی و تربیت او‌را آماده کرد و هنگامی به حدی از پرورش رسید، جایگاهی برای وی در محل پرستش گزینش کرد و مریم در آن به عبادت می‌پرداخت[۲۹] و زمانی دفعه وی میرسید، وظایف خدمتکاری محل پرستش را اعمال می‌بخشید. وی در عبادت به رتبه‌ای رسید که در بنی اسرائیل ضرب‌المثل شد.[۳۰]

بازدید : 50
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:22


موعودباوری در ادیان ابراهیمی
زرتشت
برخلاف دیگر ادیان، که معمولاً چشم به راه یک موعود نجات‌نصیب‌اند، زرتشتیان معطل سه موعود می‌باشند که هرکدام از آن ها به مسافت هزار سال از دیگری ظهور مسجد قبا مشهد خواهد کرد.[۱۵]

به موجب احادیث زرتشتی و سازه به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد می شود که با اسم همگانی سوشیانس خوانده می گردند. این اسم به خصوص برای گزینش واپسین موعود اختصاص یافته و وی واپسین عبد و بنده اهورا مزدا خواهد بود. واژه سوشیانس که از ریشه سو Sav,Su در معنای بهره و سودمند میباشد، در اوستا سئوشیانت Saoshyant آمده و در پهلوی به گونه های گوناگونی زیرا: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوسیوش، سیوسوش آدرس مسجد قبا مشهد آمده میباشد.[۱۶]

این سه پسر آتی زرتشت موعودهای نجات‌قسمت‌اند که در هزاره پایان قدمت دنیا به مسافت هزار سال از همدیگر ظهور خواهند کرد. این سه بدن عبارتند از:[۱۷] ۱. اوخشْیت اِرتَه (Ukhsyat ereta)، یعنی پروراننده ضابطه مقدس (نیرو دهنده و جایز کننده ضابطهِ آئین و بخشیدِ زرتشت).[۱۸] امروزه این اسم را اوشیدر یا این که هوشیدر گویند، و در کتاب ها پهلوی به طور خورشیتدر یا این که اوشیتر رزرو مسجد قبا مشهد آمده میباشد.

گاه کلمه و واژه بامی را به آن افزوده، هوشیدر بامی میگویند که در معنای هوشیدر براق میباشد. ۲. اوخْشْیت نِمَه (Ukhsyat nemah)، یا این که اوخشیت نِمَنگه، یعنی پروراننده نماز و نیایش. امروزه آن را اوشیدر ماه یا این که هوشیدر ماه می گویند، البته در کتاب ها پهلوی به طور خورشیتماه و اوشیتر ماه ضبط گردیده است. ۳. اَستْوَتْ اِرِتَه (Astvat ereta)، یعنی هر که مظهر و پیکر ضابطه مقدس میباشد. این استوَت اِرته به عبارتی سوشیانس، یعنی سومی و واپسین موعود در دین مزدیسناست. این سه اخوی از پشت و نطفه زرتشتْ میباشند. بنابر سنت زرتشتی نطفه زرتشت را ایزد نریوسنگ برگرفت و به فرشته آب (ناهید) سپرد، که آن را در دریاچه کیانسیه (هامون) شماره تلفن مسجد قبا مشهد نگهداری کرد.

در نقطه پايان هزاره دوازدهم، از خویشان بهروز، دختر خانوم‌ای در آب هامون شست و شو می‌نماید و بارور میشود و از وی سوشیانس، واپسین آفریده اهورا مزدا، متولد می گردد. در سی سالگی، مزدیسنا سپرده رسالت را به او واگذار می‌نماید. به واسطه نشان متوقف شدن خورشید در میانه افق، به عالمیان ظهور سوشیانس و تازه کننده عالم بشارت داده گردد. بعداز ظهور او، اهریمن و دیوِ لاف وجود ندارد و نابود می شود. یاران آن موعود که از جاودانان میباشند، قیام می‌نمایند و همپا او خواهند بود تا مردگان برخیزند و دنیا معنوی روی دهد.[۱۹]

یهودیت
در کتاب مقدس یهودیان(قول عتیق) اشارات دسیسهّری به نجات نصیب پایان مجال گردیده‌است.[۲۰] فردی که می آید تا عالم مطلوبی که همگی خواهان آنند و سودایش را در راز می‌پرورانند را از تازه بسازد. جهانی پر‌نور و عاری از زشتی‌ها که در آن آدمی به تمامی آمال و امیال منزه انسانی رسد و کامیاب گردد.

نسبتاًً در همگی قسمت‌های مزامیر، اشاره به ظهور منجی آخرالزمان، نوید برد صالحان بر شریران، تشکیل حکومت واحد جهانی و بالاخره تبدیل ادیان و مذهب ها متفاوت به فقهی واحد و دنیا‌شمول مو جود میباشد:

«و وی خاندان تو‌را به عدل و داد داوری خواهد نمود و مساکین تو‌را به انصاف. بعد از آن کوه‌ها برای خویشاوندان، تن درستی را به توشه خواهند آورد، وتل‌ها نیز در عدل و داد، مساکین فامیل را دادرسی خواهد کرد و فرزندان حاجتمند را نجات خواهد اعطا کرد و ظالمان را زبون خواهد تشکیل داد.... در حین وی، صالحان خواهند شکفت و وفور سالمی خواهد بود، مادامی که ماه وجود ندارد نگردد. و وی حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا، و از نهر تا اقصای عالم. به حضور او، صحرانشینان گردن خواهند بنیان و معاندانِ وی خاک را خواهند لیسید... جمیع سلاطین او‌را تعظیم خواهند کرد و جمیع امّت‌ها اورا بندگی خواهند نمود... بر مسکین و حاجتمند کرَم خواهد فرمود و جان‌های مساکین را نجات خواهد اعطا کرد... اسم وی تا ابد الآباد باقی خواهد ماند؛ نام وی پیش آفتاب دوام خواهد کرد؛ آدمیان در وی برای یکدیگر برکت خواهند خواست، و جمیع امّت‌های زمین او‌را شادمان خواهند خواند.»[۲۱]
یهودیان معتقدند نجات دهنده آخرالزمان، مسیح (=ماشیح) به معنای مسح گردیده معبود میباشد که دنیاِ مناسب و براق بعدی را می‌سازد. اکثر اندیشمندان یهود بر این باورند که ظهور مسیح و عمل وی برای بهبود اوضاع و احوال عالم و برقراری صلح و وقار بین تمامی اقوام و تأمین خواست‌ها و نیازهای بشری، بخشی از نقشه‌های پروردگار نخست آفرینش بوده میباشد. براساس همین نظریه، بایستگی وجود نجات نصیب که کسی جز مسیح وجود ندارد، قبل از آفرینش کاینات به ذهن پروردگار خطور نموده است.[۲۲]

به اعتقاد و باور کلیه یهودیان، نجات دهنده (مسیح) انسانی میباشد همچون دیگر افراد؛ امّا بهره مند از جلوه و جبروت خدایی. وی دنیا را با نوروفروغ خود که جلوه‌ای از نوروروشنایی خداست پر‌نور خواهد کرد. برخی ماشیح را به عبارتی داوود میدانند.[۲۳] برخی دیگر، اورا از خانوادة داوود می‌شمارند.[۲۴] گروهی نیز میگویند که خدا در نقطه پایان دنیا، داوود دیگری را برای نجات عموم می‌فرستد.[۲۵]

بازدید : 46
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 16:45


احمد بن محمد بن خالد بن عبدالرحمان بَرْقی پر اسم و رسم به برقی (حدود ۲۰۰-۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) محدث، مورخ و فقید رجالی شیعه در قرن سوم هجری قمری. او از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و مالک کتاب المحاسن و رجال میباشد. رجال شناسان معروف شیعه همانند نجاشی، روضه خوان طوسی و علامه حلی، اورا توثیق کرده و توده‌ای دیگر مانند احمد بن محمد بن عیسی اشعری بلندمرتبه راویان قمی او‌را به جهت قصه از ضعفا، ضعیف شمرده‌اند. او شاگردان متعددی همانند حسین بن سعید اهوازی و علی بن ابراهیم قمی مسجد قبا مشهد داشته میباشد.

معاش‌طومار

شجره‌طومار خویشاوندان برقی
وی دارای اسم و رسم‌ترین شخص از قوم برقی میباشد که سوابق روشنی در تشیع و پشتیبانی از اهل‌بیت(ع) دارااست و عالمان زیادی نیز از بین آن‌ها برخاسته میباشد. محمد بن خالد برقی نیز از اصحاب ائمه و دارنده اثرها و کتاب‌هایی آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۱]

درباره سال ولادت وی در متن‌ها رجالی و تاریخی مطلبی به دیده نمی خورد، البته با دقت به تاریخ وفاتش، می‌قدرت اعلام‌کرد که نزدیک به سال ۲۰۰ق به جهان آمده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]

رجالیان، لقب او‌را ابوجعفر بیان کرده‌اند.[۳] ابن ندیم لقب ابوالحسن را نیز برای وی بیان نموده است.[۴] نجاشی سال وفات او‌را ۲۷۴ق می داند ولی علی بن محمد ماجیلویه نواده و فراگیر برقی نقل می‌نماید که وفات وی در سال ۲۸۰ق بوده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

مصاحبت با ائمه شیعه
در کتاب رجال برقی به هنگام گستردن هم اکنون برقی، خودش را از یاران امام جواد(ع) و امام هادی(ع) معرفی نموده است.[۶] البته در روایاتش، ذکری از این دو امام وجود ندارد. فقط در روایتی آمده زمانی که وی در سامرا بود، از جانب «آن مرد» نبی‌ای به نزد وی و همراهش آمده و درباره وثاقت بعضا از راویان و اصحاب به آنها مطلبی را گفته میباشد [یادداشت ۱] که قرائن نماد می دهد منظور از «آن مرد»، امام هادی(ع) بوده میباشد.[۷]

منزلت روایی
وثاقت
رجالیان شیعه مانند نجاشی،[۸] روضه خوان طوسی[۹] و علامه حلی[۱۰] اورا توثیق کرده‌اند.

ماجرا از ضعفا و تبعید از قم
ماجرا وی از راویان ضعیف و اتکا بر روایات مرسل موجب شد احمد بن محمد بن عیسی اشعری رییس محدثان قمی، او‌را از قم تبعید نماید البته بعد از مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او پوزش خواست و حتی‌د‌ر مراسم خاکسپاری برقی، پا عریان و فارغ از عمامه حاضر شد تا اخلاق و رفتار قبل خود را جبران کند.[۱۱]

جواب به عیب گیری قصه از ضعفا
وحید بهبهانی می‌نویسد: «گزینه اعتمادبودن برقی قطعی میباشد و آن چه منتقدان گفته‌اند برای ما اثبات نشده، حتی در شرایطی‌که وی بر ضعیفان متکی بودن نموده باشد می‌قدرت اذعان کرد نحوه وی در نقل حدیث درست نبوده میباشد.»[۱۲] ابن غضائری نیز این نظر را دارد که طعن قمی‌ها مرتبط با اشخاصی میباشد که احمد از آن ها حدیث نقل نموده است خیر خویش وی.[۱۳]

معاش علمی
مشایخ و اساتید
سید ابوالقاسم خویی اسم وی در سلسله اسنادحدود ۶۰۰ ماجرا آمده میباشد که درین احادیث از روایان بخش اعظمی همانند احمد بن محمد بن ابی نصر، حسن بن دوستداشتنی، اسماعیل بن مهران، حسن بن علی بن یقطین و علی بن اسباط قصه نقل نموده است.[۱۴] به گفته آقایی برقی از حدود ۲۰۰ نفر نقل حدیث و کتاب‌های بیشتراز ۱۰۰ نفر را نیز ماجرا نموده است[۱۵]

شاگردان
آیت‌الله خوئی شاگردان و راویان برقی را این سیرتکامل اسم میبرد:

ابو علی اشعری
احمد بن ادریس
احمد بن عبدالله
احمد بن محمد بن عبدالله
حسن بن متیل دقاق
حسین بن سعید
سعد بن عبدالله اشعری
عبدالله بن جعفر حمیری
علی بن ابراهیم قمی
علی بن حسین سعد آبادی
علی بن محمد بندار
علی بن محمد بن عبدالله قمی
علی بن محمد بن محمد ماجیلویه
محمد بن ابی القاسم
محمد بن احمد بن یحیی
محمد بن حسن صفار
محمد بن عیسی
محمد بن یحیی
معلی بن محمد.[۱۶]

کتاب الرجال
تألیفات
به گفته محمد تقی مجلسی در لوامع صاحبقرانی: برقی بغير از اين كتاب( المحاسن ) نود و سه كتاب ديگر تصنيف کرده است در فوت‌و‌فن علم ها، و اسامى اين كتابها... در فهرستهاى اصحاب رجال مو جود میباشد.[۱۷]مهم ترین تاثیر برقی، کتاب المحاسن و کتاب الرجال میباشد که از او به مکان باقی مانده میباشد. دیگر اثر ها وی عبارتند از:[۱۸]

کتاب البلدان
اختلاف الحدیث
الانساب
خبر‌ها الامم
التراجم و التعاطف
آداب النفس
متانت المعاشرة
کتاب المکاسب
کتاب الرفاهیة
آقا تعالی طهرانی در الذریعه کتاب‌هایی دیگری را به وی منسوب کرده که عبارتند از: القرائن ، اجر الاعمال، عقاب الاعمال، كتاب الصفوة و النور و الرحمة، کتاب النوادر، مصابیح الظلم، کتاب العلل، کتاب السفر، كتاب المآكل، كتاب الماء، كتاب المنافع و الاستخارات، كتاب المرافق و البنيان و اتخاذ العبيد و الدواب. [۱۹] طهرانی اسم بعضا این کتاب‌ها را با عنا وین دیگر هم بیان نموده است و گفته که‌این کتاب‌ها بخشی از المحاسن برقی میباشند.به عنوان مثالً کتاب الصفوة و النور را با تیتر النور والرحمه کتاب چهارم از کتاب ها یازده‌گانه المحاسن برشمرده که محدث ارموی آن را در محاسن چاپ نموده است.[۲۰]

بازدید : 30
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:31


احوال آشفته تبریز
درپی قیام مشروطه خواستار تبریز بر ضد استبداد محمدعلی فرمان روا، مشیرالسلطنه مدیریت الوزرا با ارسال تلگرامی تهدیدآمیز به ثقة الاسلام، از وی خواست تا اختلاف را رفع نماید. ثقة الاسلام در جواب به‌این تلگرام، بر موضع‌ها دائمی‌اش (امان از حقوق و دستمزد دولت و ملت و همت برای اتحاد این دو) مسجد قبا مشهد تأکید کرد.

[۲۰] محمدعلی سلطان سپاهی را به سرکردگی عین الدوله روانه تبریز کرد، البته به منجر مقاومت اهل یک محل شهر، عین الدوله به باسمنج عقب نشینی کرد و راه و روش ورود آذوقه را به شهر بست. بعداز چهار ماه، محاصره و قحطی و گرسنگی عموم تبریز و هراس از مداخله روس‌ها موجب شد که ثقة الاسلام در ۲۷ صفر ۱۳۲۷ برای محمدعلی فرمانروا تلگرام آدرس مسجد قبا مشهد بفرستد.

[۲۱] به توصیه وی و توافق محمدعلی پادشاه، مقرر شوید که طرفین نبرد به باسمنج بروند و در آنجا گفتگو نمایند. در حالتی که خط مش هرگونه همیاری در میان دولت و انقلابی‌های تبریز بسته گردیده بود و از رجال و بزرگان تبریز شخصی که معتمد طرفین باشد وجود نداشت، ثقة الاسلام به یار و همدم حاجی سیدالمحققین و میرزا حاج آقا میلانی به باسمنج رفت.[۲۲] او خلال پند کردن سلطان برای برقراری دوباره مشروطه و هشدار دادن درباره احتمال دخالت و نفوذ اجانب، عملکرد میکرد اذن ورود غله و آذوقه را به شهر بگیرد.[۲۳] محمدعلی فرمان روا، به مکان شعور نیت ثقة الاسلام و خیرخواهی او برای دولت و عموم، در خیال و خاطر تبعید وی از تبریز رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۲۴]

ورود نیروهای روسیه به تبریز
سرنوشت، در نظر گرفتن های ثقة الاسلام به وقوع پیوست؛ روسیه و انگلیس برای دخالت در کارها داخلی کشور ایران عذر یافتند و نیروهای روسی در ۴ ربیع‌الثانی ۱۳۲۷ روانه تبریز شدند.[۲۵]

تحریم جشن و پای کوبی‌های عید باستانی
بعد از ورود روس ها به شهر، ثقة الاسلام به مناسبت نوروز ۱۲۹۰/ ربیع الاول ۱۳۲۹ در خبرنامه محلی تبریز نوشته ی علمی‌ای نوشت و از عموم خواست به باعث وجود قشون بیگانه، از اجرای مراسم سنّتی عید باستانی جلوگیری نمایند. در سود، اکثر همسایه تبریز آن سال عید نگرفتند. بعضی درج این نوشته‌ی‌علمی را یکی‌از عامل ها مؤثر در اعدام وی به دست روس ها شماره تلفن مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۲۶]

توصیه تشکیل هیئت مصلحه
قبل از خلع محمدعلی فرمان روا از سلطنت، ثقة الاسلام در طومار‌ای به علمای نجف، خلال توضیح وضع داخلی کشور (مداخله قشون روس، فقدان قشون ملی و ضعف کارشناسان نظامی)، صرفا رویکرد راه حل را مصالحه با دولت و متکی بودن نکردن به سیاست دو دولت هم محلی اظهار‌کرد و خواهان صادر کردن «هیئت مصلحه» به طهران برای حل اشتباهات شد.[۲۷] لیکن این شغل شکل نگرفت و محمدعلی فرمان روا در ۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ از سلطنت خلع شوید. حضور ستارخان و باقرخان در تبریز ـ که از یک سو سبب ساز عذر‌جویی روس‌ها و از سوی دیگر موجب نارضایتی مخبرالسلطنه، والی آذربایجان، بود ـ ثقة الاسلام را بر آن داشت تا برای مدد از آن دو، از علمای نجف بخواهد با ارسال طومار‌ای صمیمانه به ستارخان و باقرخان، از آنها دلجویی نمایند و خویش با پافشاری آنها را راضی کرد تا به طهران هجرت نمایند.[۲۸]

معارضان ثقة الاسلام تبریزی
در‌این زمانه ثقة الاسلام ذیل فشاری یک‌سری جانبه بود: معارضان مشروطه که اورا مشوق و همگی کاره مشروطه می‌دانستند و دموکرات‌های تندرو، که ثقة الاسلام از آن‌ها عیب گیری می کرد، و آن ها با وی مخالفت و از وی بدگویی می‌کردند[۲۹] و متدینان، که عقاید شیخی او‌را طعن و بر ضد وی شبنامه منتشر می‌کردند.[۳۰] برخی عوام نیز از خلق و خوی متجددانه وی عیب گیری می‌کردند.[۳۱] به رغم مجموع این مخالفت‌ها، ثقة الاسلام همت میکرد بازدارنده مشغول شدن عموم با یکدیگر خواهد شد.[۳۲]

پیرو چالش دربین دولت و مجلس بر راز پذیرفتن یا این که نپذیرفتن اتمام حجت روس‌ها برای اخراج مورگان شوستر (مستشار مالی امریکا) اهل یک محل تبریز به خروش در آمدند. روس‌ها که همواره مترصد فرصتی بودند، بدرفتاری را استارت کردند. مجاهدان تبریزی نیز در عکس العمل به‌این اخلاق و رفتار، استعداد نظامی خویش را به صورت آنها می‌کشیدند. درین دربین ثقة الاسلام که نگران سرانجام فعالیت بود، با مجاهدان مخالفت کرد؛ از این رو دموکرات‌ها او‌را به هواداری از روس‌ها جنایتکار کردند و نقشه قتل او را کشیدند، ولی این نقشه عملی نشد.[۳۳] همت‌های ثقة الاسلام برای آهسته کردن احوال سود‌ای نداشت و در ۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۲۹ق، روس‌ها نبرد را در تبریز شروع کردند.

مبارزه مجاهدان تبریز با روس‌ها
ثقة الاسلام با مشاهده تجاوز روس‌ها خواهان رویا رویی مجاهدان شد و حتی کتباً به امیرحشمت نیساری، مدیر شهربانی تبریز، اذن حفاظت اعطا کرد. این فرمان موجب شد که تبریز یکباره بسیج خواهد شد و با روس‌ها طاقت فرسا مشغول خواهد شد.[۳۴] طرفین، طی یکسری روز، مبارزه‌های خونین و مشقت کردند. از ۳ محرم ۱۳۳۰، با ضعیف شدن قوای روس، کنسول‌های بقیه کشورها و خویش روس‌ها صحبت از صلح به در میان آوردند. از سوی دیگر، وصال پیغام‌های پیاپی دولت بر پایه ی سوراخ نزاع، مسدود شدن مجلس در ۲ محرم به عبارتی سال به دست یپرم خان و تایید اتمام حجت روسیه، منجر شد ثقة الاسلام مجاهدان را برای تایید سفارش صلح روس‌ها راضی نماید و به‌دنبال آن مقرر شوید مجاهدان تفنگ‌های خویش را کنار بگذارند و شهر را شکاف نمایند.[۳۵] درین مجال صمدخان شجاع الدوله (سردار محمدعلی فرمان روا و والی مراغه) که روس‌ها از وی امان می‌کردند، در باسمنج بومی شد. وی با هماهنگی معارضان و علمای ضد مشروطه و پناه روس‌ها قصد ورود به تبریز را داشت.[۳۶] با ورود سه لشکر روسی از ایروان و تفلیس به تبریز و ادامه هجوم روس‌ها، ثقة الاسلام به بدون چاره نمایندگانی نزد صمدخان ارسال کرد و پیغام بخشید چنانچه که قصد ورود به شهر را دارااست با امر و به اسم دولت کشور‌ایران بیاید. همینطور با ارسال تلگرامی به طهران، وضع و اوضاع شهر را اگاهی اعطا کرد و خواهان یاری دولت شد. برای مجاهدان نیز پیغام ارسال کرد که هر چه زودتر شهر را سوراخ نمایند و در جواب به اشخاصی که از وی پرسیدند: «چه خواهی کرد؟»، اعلام‌کرد : «اینجانب فعالیت خویش را به خداوند می‌سپارم.»[۳۷]

اعدام ثقة الاسلام در روز عاشورا

ثقه الاسلام تبریزی بر بالای دار
او، خلاف همگان و به رغم هشدار بعضا افراد، مثلا نماینده دولت عثمانی که پیغام داده بود روس‌ها قصد کشتن او‌را دارا‌هستند، حاضر به نهفته شدن و پناهنده شدن نشد.[۳۸] در ۹ محرم ۱۳۳۰ به عذر ضرورت حضور یافتن در نشست‌ای، او‌را به دفتر نمایندگی روسیه بردند و محبوس کردند.[۳۹] در آنجا ثقة الاسلام از قبول خواست میلر، کنسول روس، در تأیید نوشته‌ای بر پایه ی آنکه مجاهدان آغازگر نزاع بودند و روس‌ها صرفا برای مدد از خویش ناگزیر از پیکار شدند، رمز گشوده زد و تأکید کرد که نزاع را خویش روس‌ها شروع کرده‌اند.[۴۰] آخر و عاقبت روس‌ها در عاشورای ۱۳۳۰ق موازی با ۱۰ دی ۱۲۹۰ش، ثقة الاسلام و هفت بدن دیگر را به‌دار آویختند.[۴۱]

خبر به دارآویختن ثقة الاسلام را از عموم نهفته کردند و بدینسان جلو کودتا آن ها راگرفتند.[۴۲] خبرنامه حبل المتین مقصود روس‌ها را از کشتار تبریز و‌ دار زدن ثقة الاسلام، سعی برای ساخت و ساز بلوا و هیجان دربین همسایه و عذر و بهانه‌جویی دانست و نوشت مدیر روضه خوان یک شهر را در روز عاشورا علنی به‌ دار زده‌اند.[۴۳] در ۱۲۹۶ ش، بعد از موفقیت انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷م، انقلابی‌های روسی به آرم دلجویی از عموم تبریز روزی را برگزیدند و در آن روز دسته‌های روس و اهل ایران، به نشان جبران قبل، بر راز خاک ثقة الاسلام گُل نهادند.[۴۴] مدفن ثقة الاسلام، مقبرة الشعراء تبریز میباشد.

بازدید : 20
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 10:07

(درگذشت:۱۴۳ یا این که ۱۴۵ق) فرزند بلندمرتبه امام راست گو(ع‌) میباشد که‌ اسماعیلیه وی یا این که فرزندش محمد را امام بعد از امام درستگو(ع) میدانند. ولی از دید امامیه و نیز بر پایه ی روایات رسیده از نبی(ص)، موسی بن جعفر(ع) امامِ بعداز امام درستگو(ع) میباشد. اطمینان به امامت اسماعیل دیباچه طلاق اسماعیلیان از امامیه و صورت‌گیری فرقه اسماعیلیه مسجد قبا مشهد شد.

درباره شخصیت اسماعیل اختلاف‌لحاظ وجود داراست بعضی با استناد به احادیث بر این باورند که او با غالیان رابطه داشته میباشد. ولی آیت‌الله خویی با توجیه این احادیث و استناد به احادیث دیگر او را فردی جلیل و آیتم عطوفت بابا دانسته آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

اسماعیل در حین حیات امام درست گو(ع) از عالم رفت و در بقیع دفن شد. امام راست گو(ع) تدفین و خاک سپاری او را آشکارا برگزار کرد و اشخاصی را بر مرگش شاهد گرفت تا شبهه امامت و موعود بودن او از میان برود. همینطور سازه بر احادیث درباره مجال مرگ اسماعیل بداء صورت داده میباشد، چراکه برخی از شیعه ها اورا امام می‌پنداشتند و با مرگش پدیدار شد که او امام نبوده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

معاش و خانواده، اسماعیل فرزند امام درست گو(ع) و فاطمه نوه امام سجاد(ع) میباشد.[۱] تاریخ‌ به دنیا آمدن او در منابع تاریخی بیان نشده میباشد. با این درحال حاضر با استناد به میلاد امام کاظم(ع) در سال ۱۲۷ق[۲] یا این که ۱۲۸ق[۳] و اختلاف ۲۵ سال در بین امام کاظم(ع) و اسماعیل،[۴] ولادت وی در سال‌های نخستین قرن دوم تقریب زده گردیده‌است.[۵]علی بن محمد علوی عمری سال فوت اسماعیل را ۱۳۸ق گزارش داده.[۶] در حالی که طبری، تالیف کننده تاریخ طبری از زنده بودن وی در ۱۴۰ق خبر داده میباشد.[۷] سال‌های ۱۴۳[۸] و ۱۴۵ق[۹] به‌تیتر سال‌های مرگ اسماعیل آمده شماره تلفن مسجد قبا مشهدذ میباشد.


نسل اسماعیل از روش فرزندانش محمد و علی ادامه یافت.[۱۰] محمد دو فرزند به اسم‌های اسماعیل ثانی و جعفر اکبر داشت[۱۱] و نسل علی بن اسماعیل نیز از فرزندی به اسم محمد باقی ماند.[۱۲]
نوادگان اسماعیل در مملکت‌هایی زیرا خراسان، نیشابور، سامراء[۱۳] دمشق،[۱۴] مصر،[۱۵] اهواز، کوفه، بغداد،[۱۶] یمن،[۱۷] صور،[۱۸] حلب[۱۹] و قم[۲۰] می‌زیستند
به گفته آیت‌الله خویی رجالی شیعه (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) درباره اعتبار شخصیت اسماعیل دو مجموعه احادیث وجود دارااست. از بعضی از احادیث مدح وی و از بعضا دیگر ذمش برداشت می شود.[۲۱] مطابق روایاتی که از آن ها ذم اسماعیل‌ برداشت گردیده وی با غالیان‌ همانند مفضل بن عُمَر و بَسّام صیرَفی رابطه داشت و امام درستگو(ع) از این‌ ارتباط ها ناخشنود بود.[۲۲] همینطور وی به محافلی‌ رفت‌وآمد داشت که‌ منجر‌ میشد در صلاحیت‌های اخلاقی‌ او شک و تردید گردد.[۲۳] آیت‌الله خویی احادیث ذم را دارنده ضعف سندی و دلالی دانسته و احادیث مدح را ترجیح داده میباشد از این‌رو اسماعیل را فردی جلیل و آیتم عطوفت پدرش معرفی نموده است.[۲۴]
بعضی به رابطه اسماعیل‌ با خطابیه و نقش‌ آنان در صورت‌گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ اشاره کرده‌اند. به گفته اینان ابوالخطاب و اسماعیل‌ در طی‌ حیات‌ امام‌ درست گو‌(ع‌)، به امداد یکدیگر، عقایدی را شالوده‌گذاری کردند که‌ محور‌ اسماعیلیه شد[۲۵] نقل شده دلیلی بر این داعیه نیست.[۲۶] لویی ماسینیون‌، اسلام‌شناس فرانسوی نیز ابوالخطاب‌ را بابا معنوی اسماعیل میداند.[۲۷] ولی حاکم نعمان مغربی فقید اسماعیلیه (۲۸۳-۳۶۳ق) نقشی برای ابوالخطاب در صورت‌گیری اسماعیلیه قائل وجود ندارد و او‌را بدعتگذار و گزینه لعن امام راست گو(ع) میداند.[۲۸]

رابطه با منصور عباسی
محمد بن جریر طبری تاریخ‌نگار قرن سوم قمری نقل نموده است که در ۱۴۰ق، منصور عباسی برای حج به مکه رفته بود، تنی چند از علویان مانند محمد نفس زکیه و ابراهیم، فرزندان عبدالله محض و عده ای از خراسانیان هوادارش نیز در مکه اجتماع کردند. بعضا از آن‌ها تصمیم گرفتند منصور را ترور نمایند اما محمد مخالفت کرد. این تصمیم را اسماعیل به استحضار منصور رساند و وی عبدالله را دستگیر کرد و فرزندانش را از وی خواست، البته عبدالله پرهیز کرد و به زندان زمین‌خورد و اموالش فروخته شد.[۲۹]

ادعای امامت اسماعیل
بینش امامیه
علمای امامیه منکر وجود نص‌ بر امامت‌ اسماعیل‌ بوده‌اند و روایاتی را نقل کرده‌اند که امامت‌ اسماعیل‌ را رد کرده‌ میباشد‌.[۳۰] برای مثال احادیث حدیث لوح[۳۱] و حدیث جابر[۳۲] میباشد که بر پایه ی آنان نبی(ص)، اسامی امامان دوازده‌گانه را ذکر نموده است و در آن‌ها امام بعداز جعفر بن محمد، فرزندش موسی معرفی گردیده‌است خیر اسماعیل. همینطور امام راستگو(ع) در مورد ها زیادی امامت موسی بن جعفر را به اصحاب مجاورت خویش اعلام کرده بود. در هرکدام از کتاب‌های الکافی،[۳۳] پند،[۳۴] اعلام الوری[۳۵] و بحارالانوار،[۳۶] بابی درباره نصوص امامت موسی بن جعفر(ع) وجود داراست که به ترتیب ۱۶، ۴۶، ۱۲ و ۱۴ داستان را در این مورد نقل کرده‌اند.[۳۷]

آشکارسازی مرگ
برپایه روایتی‌ از زرارة بن اعین، پس‌ از مرگ‌ اسماعیل‌ و پیش‌ از دفن‌ وی، امام درست گو(ع) حدود سی بدن‌ از یاران‌ مجاورت‌ خویش را درباره مرگ‌ فرزندش‌ شاهد گرفت‌.[۳۸] همینطور غسل، کفن، مراسم تدفین و دفن او‌را آشکارا برگزار کرد[۳۹] و دستورداد به نیابت وی حج به جا آورده گردد.[۴۰] غرض امام از این فعالیت زدودن اعتقادوباور به امامت او بود به دلیل آنکه به گمان بعضا وی امامِ بعداز امام درستگو بود.[۴۱] با این درحال حاضر به اعتقاد و باور بعضی از اسماعیلیه، اسماعیل نمرده بود و ظاهرسازی مرگ‌ وی برای فریب‌ عموم و مراقبت جان وی و اطرافیانش بوده میباشد.[۴۲]
اسماعیلیه اسم فرقه‌هایی میباشد که بعد از امام درستگو(ع) به امامت فرزندش اسماعیل یا این که نواده‌اش محمد بن اسماعیل براین باوراند.[۴۳] به‌ اعتقادوباور مبارکیه و قَرامطه از فرقه‌های اسماعیلیه، امامِ بعد از جعفر بن محمد، محمد بن اسماعیل میباشد چراکه اسماعیل‌ جانشین‌ امام‌ راستگو‌(ع‌) بوده‌ و زیرا وی در طی‌ حیات‌ پدرش فوت‌ کرده‌، امام‌ درستگو(ع) امامت‌ را به‌ محمد فرزند او ودیعت‌ میباشد‌. به اطمینان آن ها پس‌ از امامت حسنین(ع) روا وجود ندارد‌ که‌ امامت‌ از اخوی به‌ اخوی منتقل‌ گردد.[۴۴] سعد بن عبدالله اشعری این اطمینان را به اسماعیلیه خالصه یا این که خطابیه نیز نسبت داده میباشد.[۴۵] بعضا از اسماعیلیه نیز معتقدند اسماعیل بن جعفر از جهان نرفته، بلکه وی مهدی موعود میباشد.[۴۶] با این درحال حاضر در منابع اسماعیلی و اثرها حکم کننده‌ نعمان‌، نص ماجرا قطعی درباره امامت‌ اسماعیل‌ نیامده میباشد.[۴۷] هرچند که جعفر بن منصور الیمن داعی اسماعیلی اواخر قرن‌ سوم‌ و اوایل‌ قرن‌ چهارم‌ قمری احادیثی را سوای‌ بیان سلسله راویان‌، درباره امامت‌ اسماعیل‌ گردآورده‌ میباشد‌.[۴۸] همینطور در برخی‌ منابع‌ آمده میباشد که‌ خلفای فاطمی ابتدا‌ به‌ مکان اسماعیل‌، برادرش‌ عبدالله افطح را امام‌ معرفی‌ می‌کرده‌اند آن‌گاه‌ از این‌ فرمان عدول‌ کرده‌ و امامت‌ اسماعیل‌ را مطرح‌ ساختند

بازدید : 31
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 10:04

دختر ابوطالب خواهر امام علی(ع)، صحابی رسول(ص) و از راویان حدیث غدیر و حدیث ثَقَلین میباشد. به گفته تاریخ‌نگاران، معراج رسول از منزل ام‌هانی استارت شد. بعداز فتح مکه نیز فرستاده(ص) افرادی که در منزل ام‌هانی پناهنده گردیده بودند را اعطا کرد. بعضی مورخان، مسلمان شدن ام‌هانی را بعداز فتح مکه دانسته‌اند؛ البته بر مبنا روایتی که حاکم نعمان مغربی از فرستاده(ص) نقل کرده وی همواره یکتاپرست بوده میباشد. وی همینطور از راویان اختلاف حضرت فاطمه(س) و ابوبکر در ماجرای فدک مسجد قبا مشهد میباشد.

فرزند ام‌هانی، جَعدَة بن هُبَیرَه کارگزار امام علی(ع) در خراسان بوده میباشد. معرفی، ام‌هانی دختر ابوطالب و فاطمه بنت اسد و خواهر امام علی(ع) میباشد.[۱] از ابن‌عباس آورده شده که فرستاده اکرم(ص) او‌را اُم‌ِّهانی خطاب نموده است.[۲] اسم وی فاخِته و به گفته برخی جُمانه و هند بوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

به نقل از، ابن‌عبدالبر از صحابه‌نگاران اهل‌سنت، ام‌هانی بعداز فتح مکه، اسلام آورده میباشد؛[۴] البته مبنی بر روایتی در کتاب تفصیل الاخبار، حکم دهنده نعمان از رسول(ص) بیان شده، وی همواره یکتاپرست بوده میباشد.[۵]هانی، قدمت، یوسف و جَعدَه، فرزندان ام‌هانی می باشند.[۶] همسر وی، هُبَيْرَة بن ابی‌وهب از اشخاصی بود که فرستاده(ص) را آزار می‌اعطا رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۷]

مقام ام‌هانی نزد رسول، به نقل از ابن‌سعد در کتاب الطبقات الکبری، رسول(ص) در شب معراج در منزل ام‌هانی اقامت داشت و بعداز رجوع از معراج نیز به منزل ام‌هانی رفته میباشد.[۸] همینطور در لیلةالمبیت رسول(ص) تا سَحَر در منزل ام‌هانی اقامت داشته و از آنجا مهاجرت به طرف مدینه را شروع نموده است.[۹][منبع بهتری نیاز میباشد] ابن‌هشام در السیرة النبویه، به عفووبخشش دو نفر از مشرکان به وسیله فرستاده(ص)، در روز فتح مکه، که در منزل ام‌هانی پناهنده گردیده بودند، اشاره نموده شماره تلفن مسجد قبا مشهد است.[۱۰]

در روایتی از فرستاده(ص)، ام‌هانی از شایسته ترین زنان[۱۱] و اهل پردیس[۱۲] معرفی شد‌ه‌است. یک کدام از درهای مسجدالحرام نیز به اسم باب ام‌هانی بوده میباشد؛[۱۳] ولی این باب در پیشرفت اولیه زمانه سعودی (۱۳۶۹-۱۳۷۵ق.) برداشته شد.[۱۴]

خواستگاری رسول از ام‌هانی
به نقل از ابن‌سعد در کتاب «الطبقات الکبری»، رسول(ص) دو توشه از ام‌هانی خواستگاری کرد؛ توشه نخستین پیش از ازدواجش با هبیره بود و توشه دوم بعد از فتح مکه که ام‌هانی اسلام آورد و اسلام میان وی و هبیره طلاق انداخت.[۱۵] به نقل از ابن‌سعد، ام‌هانی هر دو توشه درخواست فرستاده را نپذیرفت. وی توشه نخستین سازه به مناسبات بستگان‌ای، با هبیره وصلت کرد و توشه دوم علاوه بر اظهار عشق و علاقه‌اش به فرستاده برای اینکه به آن حضرت آزاری نرسانند، درخواست اورا رد کرد.[۱۶] با این درحال حاضر، در کتاب رجال بَرْقی، ام‌هانی از همسران نبی(ص) معرفی شد‌ه‌است.[۱۷]

بعضا تاریخ‌نگاران معتقدند هبیره شوهر ام‌هانی، بعداز فتح مکه به نجران فرار و گریز کرد و در آنجا در هم اکنون کُفر درگذشت.[۱۸] بعضی نیز گفته‌اند هبیره در مبارزه خندق مقتول میباشد.[۱۹]

ام‌هانی در حکومت امام علی(ع)
روضه خوان اثر گذار در کتاب الجَمَل طومار‌ای از امام علی(ع) به ام‌هانی آورده که در آن به رخدادهای پیکار جَمَل و آخر و عاقبت طَلْحه و زُبیر اشاره گردیده است.[۲۰] همینطور وی در الاختصاص داستانی از واکنش امام علی(ع) با ام‌هانی در استعمال از بیت‌المال بیان می‌نماید که موجب اندوه ام‌هانی میشود و امام علی(ع) این عکس العمل را ناشی از اعتنا به برقراری عدل و داد میداند.[۲۱] جَعدَه فرزند ام‌هانی، کارگزار امام علی(ع) در خراسان بود و در مبارزه صِفَّین نیز در سپاه امام حضور داشته میباشد.[۲۲]

رده رجالی ام‌هانی
احادیث زیادی در منابع شیعه و اهل‌سنت از ام‌هانی نقل گردیده‌است. بعضی، تعداد آنان را ۱۱۲ حدیث گفته‌اند.[۲۳] قُندوزی در یَنابیع المَوَدّه، ام‌هانی را از راویان حدیث ثقلین دانسته میباشد.[۲۴] همینطور اورا از حاضران در حَجّةالوداع و راویان اتفاق غدیر دانسته‌اند.[۲۵] ام‌هانی از راویان اختلاف فاطمه(س) دختر فرستاده(ص) و ابوبکر در ماجرای فدک نیز بوده میباشد.[۲۶]

زیر نویس
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰؛ خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰؛ خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۹۶۳.
حاکم نعمان، تفصیل الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۶۶و۱۶۷.
کراجکی، کنزالفوائد، ۱۴۱۰ق، ص۲۰۶.
ابن‌هشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۲، ص۴۱۱.
محمدی ری‌شهری، موسوعة الامام الحسین(ع)، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۳۳۱.
محمدی ری‌شهری، موسوعة الامام الحسین(ع)، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۳۳۲؛ حکم کننده نعمان، گستردن الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۲۰.
خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
تاریخ عمارة و اسماء ابواب المسجد الحرام، مکه مکرمه، ص۱۱۴.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
برقی، رجال برقی،۱۴۳۰ق، ص۳۷۸.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۱۹۶۳.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۲۴۲.
روحانی اثر گذار، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۷.
روحانی موءثر، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۵۱.
حکم کننده نعمان، تفصیل الاخبار، ۱۴۱۴ق. ج۳، ص۲۴۴.
غروی نائینی، محدثات شیعه، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۹.
قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۲۳.
سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰، ص۱۴۰و ۱۴۱؛ امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۸.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ج۱، ص۳۵-۳۶.
منابع
ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
ابن‌هشام، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، راءس الغدیر للدراسات الاسلامیة، ۱۴۱۶ق.
برقی، احمد بن محمد، رجال برقی، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۴۳۰ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، قاهره، مکتبة النهضة المصریة، ۱۹۵۶م.
تاریخ عمارة و اسماء ابواب المسجد الحرام، مکه مکرمه، جامعة ام‌القری-راس ابخاث الحج، بی‌تا.
خرگوشی نیشابوری، عبدالملک بن محمد، مناحل الشفا و مناهل الصفا بتحقیق کتاب شرف المصطفی، مکه، دارالبشائر الاسلامیة، ۱۴۲۴ق.
سید بن طاووس، علی بن موسی، الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف، قم، خیام، ۱۴۰۰ق.
روحانی اثر گذار، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی الحرب البصرة، قم، کنگره روضه خوان موءثر، ۱۴۱۳ق.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 42
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 387
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1565
  • بازدید ماه : 1768
  • بازدید سال : 4782
  • بازدید کلی : 33434
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی