loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 35
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 9:46


ابلیس، جن یا این که فرشته؟
دربارهٔ این که ماهیت و واقعیت ابلیس از جنّ میباشد یا این که فرشتگان، سه بینش وجود دارااست:

از جنیان
گروهی از عالمان مسلمان ابلیس را از متاع جنیان می دانند. روحانی موثر، شیعه را بر این رأی دانسته‌میباشد.[۱۷] چنان‌که سید مرتضی[مستلزم منبع]، ابوالفتوح رازی،[۱۸] قمی مشهدی،[۱۹] و مغنیه،[۲۰] بر این لحاظ تصریح کرده‌اند. فخر رازی این لحاظ را به معتزله نسبت داده‌میباشد.[۲۱] از اهل سنت نیز حسن بصری و قتاده در داستان ابن‌زید، بلخی، رمانی[۲۲] زمخشری،[۲۳] سید قطب[۲۴] ابلیس را از مسجد قبا مشهد جن میدانند.

اکثری از دارندگان این رأی، به بعضی احادیث استناد کرده‌اند.[۲۵] و افزون بر برخی احادیث،[۲۶] به آیه ۵۰ سوره کهف نیز استناد کرده‌اند که با تعبیروتفسیر «إِبلیس کَانَ مِن الجِنِّ»[۲۷] از ابلیس حافظه کرده‌میباشد. اینان هم‌اینگونه عامل کرده‌اند که آدم از خاک، و جن از حریق آفریده گردیده‌اند[۲۸] و طبق احادیث، آفرینش ملائک از نوروروشنایی، ریح و روح بوده[۲۹] البته در آیه ۷۶ سوره ص ابلیس، کالا خویش را از حریق معرّفی کرده‌میباشد.[۳۰] بر این محور، ابلیس از جنیان میباشد که از حریق آفریده آدرس مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

عامل دیگر این دسته آن میباشد که ابلیس از ایفا امر پروردگار راز گشوده زد در حالی که مبنی بر آیه ۶ سوره تحریم ملائک معصومند و گناه نمی کنند. اما در آیه ۱۱ و آیه ۱۴ سوره جن گروهی از جنیان امر‌بردار و باتقوا و برخی گم راه معرفی رزرو مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

براساس این نگرش، انگیزه استفاده کننده قرارگرفتن ابلیس در ماجرای فرمان به ملائکه بر پایه ی سجده بر انسان، یا این که فزونی تعداد فرشتگان میباشد[۳۱] یا این که آن میباشد که ابلیس در کنار ملائک به عبادت اشتغال داشت، و با مأمور شدن ملائکه به سجده ابلیس که از محصول جن و یاروهمدم وی بود نیز بایستی اطاعت می کرد.[۳۲] بعضا نیز گفته‌اند که خطاب دستور به سجده اعمّ از ملائکه و جنیان میباشد؛ اما معبود به عنوان کردن ملائک که با کلیه علوّ شأن، مأمور به تذلُّل و خضوع و خشوع در قبال بشر بوده‌اند، بسنده شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌میباشد.[۳۳]

از ملائکه

سجده فرشتگان و عدم سجده ابلیس بر انسان
فرشته بودن ابلیس را آلوسی مفسر اهل سنت این به بیش‌خیس صحابه و تابعان نسبت داده‌میباشد.[۳۴] ابن‌عبّاس، ابن‌مسعود، قتاده، سعید بن مسیب، ابن‌جریح، ابن‌انباری، ابن‌جریر طبری، بیضاوی و گروهی دیگر[۳۵] بر این لحاظ می‌باشند. از شیعه ها روحانی طوسی این عقیده را پذیرفته‌میباشد.[۳۶] صاحبان این بینش افزون بر بعضا احادیث،[۳۷] به ظواهر آیاتی مانند آیه ۳۴ سوره بقره تمسک کرده‌اند که به همگی فرشتگان امر سجده داده شده است و گفته‌اند در صورتی‌که ابلیس از ملائک عدم وجود، دستور الهی مشمول وی نمیشد و می‌توانست به‌این عذر از سجده سرباز زند. چنان‌که در تعدادی آیه ابلیس از ملائکه استثنا شده است و نماد می دهد که ابلیس از ملائک بوده‌میباشد.[۳۸] مبتنی بر حیث وی، ابلیس آغاز از ملائک بود؛ امّا بعداز نافرمانی، مسخ و از جنّیان شد.[۳۹] صاحبان این رأی، آیه ۵۰ سوره کهف «کَانَ مِنَ الجِنِّ» را به معنای «صار اینجانب الجن» گرفته‌اند. چنان‌که زمخشری پاراگراف «فَاخرُج مِخیرَا» را به خروج از آفرینش اول معنی کرده‌میباشد؛ یعنی بعد از آن که سپید، خوشگل و نورانی بود، اورا سیاه، زشت و ظلمانی گردانید.[۴۰]

واقعیت نوعی مشترک
برخی از مفسّران همانند رشیدرضا صاحب و مالک تعبیر المنار و بیضاوی، مالک تعبیروتفسیر انوار التنزیل، بر این باورند که در بین فرشتگان و جن، فصل ممیّز جوهری نیست و اختلاف در بین این دو، یک اختلاف صنفی میباشد که به اختلاف اوصاف و عوارض جزئی بازمی‌شود. به نحوی که اشخاص نابغه و ممتاز آن ملک و اشخاص پائین آن جن محسوب میشوند، نظیر تفاوت بین پیامبران و انسان ساده که اختلاف نوعی ندارند، بلکه اختلافشان صنفی میباشد.[۴۱]

روایتی از ابن‌عبّاس می گوید ابلیس از طایفه‌ای از ملائک بوده که آن ها را «الجنّ» می‌نامیدند که از «نار السموم» آفریده گردیده بودند.[۴۲] علّت اسم‌گذاری این ملائکه به جنّ، به جهت بانک‌داری پردیس یا این که نهفته‌بودن از دیدگان بوده‌میباشد[۴۳]

بی دینی ابلیس

نگارگری از ورژن خطی در هرات از ترجمه فارسی بلعمی که ملائکه را به احترام انسان علامت میدهد، به جز ابلیس که نپذیرفت. محافظت در کتابخانه موزه کاخ توپکاپی
در آيه ۳۴ سوره بقره و آیه ۷۴ سوره ص درباره ابلیس از تعبیروتفسیر «و کَانَ مِنَ الکافِرین» مصرف شده میباشد. درین که هدف از شرک، شرکِ عناد یا این که بی دینیِ جهالت میباشد، در بین مفسّران اختلاف لحاظ وجود داراست.

شرک عنادی یا این که جاهلانه
پاره‌ای به استناد اقرار او که بر رمز رویه راست تو در کمین آن‌ها خواهم گرد‌همایی: «لاَقعُدَنَّ لَهم صِرَاطَکَ المُستقِیمَ» [۴۴] و آن‌ها‌را گم راه خواهم کرد: «لَاُغوِینَّهُم...» [۴۵] او‌را فقیه به آئین حق و اضلال، و بی دینی او‌را بی دینی عناد دانسته و گردآوری‌ای به جهت این که تفویض تیره بختی با دانش به گمراهی را محال دانسته‌اند، شرک او را شرکِ جهالت معرفی کرده‌اند.[۴۶]

بازدید : 12
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 10:53


نقش‌آفرینی در توقف نبرد صفین
اشعث در نبرد صفین:
اى گردآوری مسلمان، ديديد كه ديروز بر شما چه سپری شد، و چه اندازه از (دليران) عرب نابود شدند. به خداوند قسم و سوگند اینجانب بدين عمرى كه به خواست آفریدگار سپرى كرده‌ام هیچ گاه روزى چنين (صعب) نديده بودم.هان، حاضران به غايبان گشوده گويند: به راستى در حالتی‌که ما فردا از پيكار گشوده نايستيم نسل عرب يكسره نيست و نابود گردد و حُحافظه موقتَت‌هايى‌ كه بايد نگه داشته آيد پاراگراف تباه مسجد قبا مشهد خواهد شد.[۲۲]

اشعث در پیکار صفین در سپاه امام علی(ع) بود و سر گروهی سپاهیان قبایل کنده و ربیعه را بر ذمه داشت.[۲۳] به نقل از نصر بن مزاحم، امام علی(ع) سر گروهی این قبایل را از وی گرفت و به حسان بن مخدوج واگذار کرد، ولی بعضا از اصحاب یمنی امام علی(ع)، این عمل را به صلاح ندانستند. در فیض در میان لشکریان امام علی(ع) اختلاف زمین خورد. معاویه در صدد جذب اشعث برآمد ولی امام علی(ع) فرماندهی جبهه راست سپاه را به وی سپرد.[۲۴] زمانی که لشکریان معاویه شریعه فرات را بر سپاه امام علی(ع) بستند، اشعث آنجا را از احاطه لشکر شام بیرون آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۲۵]

نوشته‌علمیٔ مهم: طومار امام علی به اشعث بن قیس
به نقل از منابع تاریخی، اشعث در لیلة الهریر که تعداد متعددی کشته شدند و برد سپاه امام علی(ع) مجاورت بود،[۲۶] ادامه نبرد را به صلاح ندانست.[۲۷] معاویه بعد از اگاهی بوسیله جاسوسانش از موضع اشعث امر کرد قرآن‌ها را بر نیزه نمایند و خواهان حکمیت شوند.[۲۸] بعداز آنکه لشکر معاویه قرآن‌ها را بر نیزه کردند، اشعث به امام علی(ع) اعتراض کرد[۲۹] و از وی خواست توصیه دعوت به کتاب‌الله را بپذیرد.[۳۰] بیان شده اشعث قبل از نبرد صفین زمانی که طومار امام علی به وی رسید تصمیم گرفت که به معاویه بپیوندد البته یارانش او‌را از این شغل پشیمان رزرو مسجد قبا مشهد کردند.[۳۱]

دفاع از حکمیت ابوموسی اشعری
اشعث در پیکار صفین لحاظ معاویه را درباره قرار دادن یک حَکَم از شام و دیگری از عراق پسندید.[۳۲] وی با حَکَم بودن عبدالله بن عباس از جانب امام علی(ع) و عراقیان مخالفت کرد و خودش ابوموسی اشعری را توصیه بخشید.[۳۳] به نقل از یعقوبی مورخ قرن سوم، هنگام تایپ کردن صلح‌طومار در میان نمایندگان دو سپاه بر رمز کنیه امیرالمؤمنین برای امام علی(ع) اختلاف شد و اشعث خواهان محو آن در صلح‌طومار شماره تلفن مسجد قبا مشهد شوید.[۳۴]

اشعث اعتقاد و باور داشت که قبل از شروع مجدد مبارزه با معاویه بایستی با خوارج نهروان جنگید،[۳۵] البته بعد از پیکار نهروان که امام علی(ع) یارانش را به نبرد با معاویه فراخواند، خستگی از پیکار را عذر و بهانه کرد. گفته وی در سپاه امام علی(ع) نیز تأثیر گذاشت و به همین منجر امام علی(ع) از نزاع با معاویه پشیمان و راهی کوفه شد.[۳۶]

ملازمت با ابن‌ملجم در قتل امام علی(ع)
مطابق منابع تاریخی، اشعث از ماجرای شهید شدن امام علی(ع) دور اندیشی داشته میباشد. به نقل از یعقوبی وقتی که ابن‌ملجم برای کشتن امام علی (ع) از مصر به کوفه رفت، یک ماه در خانه اشعث اقامت گزید و شمشیرش را فراهم میکرد.[۳۷] بنابر گزارشی، اشعث از ابن‌ملجم خواست قبل از دمیدن صبح در هدف خویش یعنی قتل امام علی(ع) مبادرت نماید تا نزد عموم رسوا نشود.[۳۸] اشعث بعداز ضربه ابن‌ملجم، فرزندش قیس را ارسال کرد تا حالت امام علی(ع) را به او گزارش نماید.[۳۹] روایتی از امام راستگو(ع) نیز حاکی از نقش اشعث در شهیدشدن امام علی(ع) میباشد.[۴۰] با این حالا گزارشی تاریخی وجود دارااست که اشعث وقتی که از قصد ابن‌ملجم مرادی با خبر شد آن را به استحضار امام علی(ع) رساند.[۴۱] چنانکه در منابع تاریخی آمده میباشد، اشعث امام علی(ع) را به مرگ ترساندن کرده بود.[۴۲] اورده شده امام علی(ع) به وی پشت گرمی نداشته[۴۳] و اورا لعنت کرده و منافق خطاب نموده است.[۴۴] به گفته مرتضی مطهری، اشعث مردی پست‌فطرت بود که شیوه عدل و داد علی(ع) را نمی‏‌پسندید و با معاویه سروسرّی داشت.[۴۵] او همینطور اشعث را یک شاهزاده اشرافی می داند که روی به عبارتی تعصبات قومی با امام علی(ع) مخالفت می کرد و از پشت به وی شمشیر می‌زد.[۴۶]

فرزندان
بعضا از اشخاص فامیل اشعث عبارتند از:

محمد بن اشعث، از اشخاص زیاد بن ابیه و ابن‌زیاد بود که در دستگیری حجر بن عدی،[۴۷] هانی بن عروه[۴۸] و مسلم بن عقیل[۴۹] نقش داشت. همینطور بر محور روایتی که در الکافی از امام درست گو(ع) اورده شده، محمد بن اشعث در شهید شدن امام حسین(ع) نیز نقش داشته میباشد.[۵۰]
قیس بن اشعث، از عده ای بود که به امام حسین(ع) طومار نوشت و او‌را به کوفه دعوت کرد، البته به لشکر شام پیوست.[۵۱]
جعده دختر اشعث، همسر امام حسن مجتبی بود که به نقل از منابع، به تحریک معاویة بن ابی‌سفیان، امام حسن را مسموم کرد.[۵۲]
عبدالرحمن بن محمد (درگذشت: ۹۵ق) نوه اشعث، در بالا از حامیان بنی‌امیه بود ولی به‌ تدریج از معارضان آنها شد و علیه آن ها کودتا کرد.[۵۳]
پانویس
نتیجه‌الاسلام، نهج البلاغه، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص۸۰۳.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۳۳.
ابن‌حجر، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۳۹؛ ‌ابن‌اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۱۸.
ابن‌اثیر، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۱۸.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۳۳.
برای مثال نگاه فرمایید به: ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۳۳؛ ابن‌اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۱۸-۱۱۹؛ ابن‌حجر، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۳۹-۲۴۰.
برای مثال نگاه نمائید به: بخاری درست البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۸ باب القسامه.

بازدید : 26
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:02


مهدی متفحص (زاده: ۱۳۰۸ش) مولف، مجتهد، مُصَحِّح و شارح کتاب‌های کلامی، فلسفی و ادبی و متفحص تاریخ پزشکی اسلامی میباشد. متفحص کوشش متعددی در معرفی معارف اسلامی و شیعی در دانش کده‌های غرب داشته میباشد. او در دانشکده مک گیل کانادا عقاید شیعه را درس دادن می‌کرده و در تبیین فلسفه اسلامی و به‌ویژه انتشار ذهن ها و اثر ها ملا هادی سبزواری نقش مهمی جاری ساختن نموده است. متفحص در جوانی تحصیلات حوزوی را گذرانده و به رتبه اجتهاد رسیده میباشد. محمدحسین کشف کننده‌الغطاء و سید محمدتقی خوانساری به وی اذن اجتهاد مسجد قبا مشهد داده‌اند.

اثرها مهدی متفحص، اعم از تألیف، ترجمه، تصحیح و دسته مقاله‌ها، موضوعات متنوع فقاهتی، فلسفی و ادبی را دربرمی‌گیرد که ازجمله می‌اقتدار به تألیف کتاب فیلسوف ری درباره زکریای رازی تصحیح تعبیروتفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار و تصحیح القبسات تاثیر میرداماد اشاره نمود. کتاب فیلسوف ری در سال ۱۳۶۹ش مشوق شایسته ترین کتاب سال را اخذ آدرس مسجد قبا مشهد کردند.

مقام
مهدی متفحص تالیف کننده، ادیب، ورژن‌پژوه و محقق تاریخ پزشکی اسلامی، مصحح و شارح کتاب‌های ادبی و فلسفی و کلامی میباشد.[۱] شخصیت علمی مهدی متفحص را چندوجهی و متنوع دانسته‌اند که در شاخه‌های مختلفی مانند گویش و ادبیات فارسی، فلسفه اسلامی، قرآن و تاریخ طب اسلامی، حرف، فقه و اصول، تصحیح و تألیفات متعددی دارااست.[۲] وی یک کدام از احیاگران به جا مانده خردگرایی و از مبنا‌گذاران تعامل در حوزه علم ها انسانی و معارف فقهی به شمار رزرو مسجد قبا مشهد می‌رود.[۳]

پژوهشگر از اشخاصی میباشد که فلسفه اسلامی را در غرب درس دادن کرده[۴] و نقش ویژه‌ای در معرفی معارف شیعه و فلسفه اسلامی در دانشکده‌های غرب داشته میباشد.[۵] پژوهشگر در کالج مک گیل در کانادا، عقاید شیعه را بر طبق باب حادی عشر نوشته علامه حلی درس دادن میکرد و به گفته خویش وی اصول فقه شیعه را در آنجا تبیین و معرفی نموده است.[۶] او نقش موثری در انتشار اذهان و احیای اثرها ملاهادی سبزواری در دانش گاه‌های غرب شماره تلفن مسجد قبا مشهد دارااست.[۷]

او در سال ۱۳۷۲ش/۱۹۹۳م در دانشکده فی مابین‌المللی مالزی، به مرتبه معلم ممتازیِ فلسفه اسلامی دست یافت؛ در سال ۱۳۷۹ش آرم علم کشور‌ایران و در ۱۳۸۲ش نشانه رتبه یک آرامش فارسی را استخراج کرد و در سال ۱۳۸۰ش تحت عنوان رخ به یاد ماندنی معرفی شد.[۸] در سال ۱۳۹۳ش نیز تحت عنوان دانشمند رفیعتر، پاداش بنیاد البرز را اخذ کرد.[۹]

معاش‌طومار
مهدی متفحص فرزند عباسعلی متفحص خراسانی در ۱۰ بهمن سال ۱۳۰۸ش در مشهد در خانواده‌ای روضه خوان و اصالتاً دامغانی به‌جهان آمد.[۱۰] از سال ۱۳۲۳ش استارت به تحصیلات حوزوی کرد و علم ها حوزوی را در حیطههای علمیهٔ مشهد و طهران تا مرحلهٔ اجتهاد فرا گرفت و به گفته خویش، پیروز به دریافت مرتبهٔ اجتهاد از محمدحسین کشف کننده‌الغطاء و سید محمدتقی خوانساری شوید.[۱۱] متفحص در سال ۱۳۲۷ش وارد کالج طهران شد و عصرٔ دکتری الهیات را در سال ۱۳۳۷ش به پایان رسانید. او، همینطور در سال ۱۳۳۸ش غالب به دریافت رتبهٔ دکتری در گویش و ادبیات فارسی از دانش گاه طهران شوید. او طی سال‌هایی در کالج مک‌گیل کانادا به درس دادن فلسفه و سخن و عرفان اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۴۷ش، شعبهٔ مؤسسهٔ مطالعات اسلامی آن کالج را در طهران تأسیس کرد.[۱۲] سید علی موسوی گرمارودی، بهاءالدین خرمشاهی و کامران فانی را جزو شاگردان وی مذکور‌اند.[۱۳]


بیست گفتار (تیم مقاله ها و علمی و فلسفی کلامی) ذیل حیث مهدی متفحص
سابقه علمی و اجرایی

مهدی پژوهشگر از نهاد‌گذاران دائرة المعارف تشیع، عضو شورای خوب علمی دائرة المعارف تعالی اسلامی، سر گروهی انجمن اثرها و مفاخر فرهنگی کشور‌ایران، سر گروهی انجمن استادان لهجه و ادبیات فارسی، عضو هیأت امنای انجمن فلسفه کشور ایران، عضو پیوسته فرهنگستان گویش و ادبیات فارسی، مدیریت مؤسسهٔ مطالعات اسلامی کالج طهران - دانش گاه مک‌گیل کانادا میباشد.[۱۴]

اثرها
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست اثر ها مهدی متفحص
اثرها مهدی پژوهشگر، اعم از تألیف، ترجمه، تصحیح و گروه مقاله ها، موضوعات متنوع شرعی و فلسفی و ادبی را دربرمی‌گیرد.[۱۵] تصحیح تعبیر کشف الاسرار و عدة الابرار و تصحیح وجوه قرآن تاثیر ابراهیم تفلیسی از اثرها قرآنی وی میباشد.[۱۶] او اثر ها متعددی در فلسفه اسلامی داراست؛ تصحیح تعلیقه بر گستردن منظومه ملاهادی سبزواری تاثیر میرزا مهدی آشتیانی،[۱۷] تصحیح القبسات تاثیر میرداماد و تألیف کتاب فیلسوف ری درباره زکریای رازی وی پاراگراف اثر ها فلسفی وی میباشد.[۱۸] از منطقههای تألیفی و پژوهشی دیگر وی، تاریخ پزشکی اسلام و جمهوری اسلامی ایران میباشد که ترجمه طب روضه خوان تاثیر زکریای رازی برای مثال این اثر ها به شمار می‌رود.[۱۹]

کتاب «فیلسوف ری» در سال ۱۳۴۹ش و تصحیح کتاب «مفتاح الطب» و ترجمه آن به فارسی و انگلیسی در ۱۳۶۹ش پاداش شایسته ترین کتاب سال را اخذ کردند.[۲۰] کتاب «تاریخ و خوی پزشکی در اسلام و جمهوری اسلامی ایران» نیز در سال ۱۳۷۷ش در فستیوال خوارزمی برگزیده شد.[۲۱]

بازدید : 87
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:03


الصَّلاَةُ خَیْرٌ مِنَ النَّوْمِ به‌معنای «نماز عالی از خواب میباشد»، گزاره‌ای میباشد که اهل‌سنت آن را دو سکو در اذان نماز صبح، بعداز حی علی الفلاح، می گویند. بیشتر فقهای اهل‌سنت، با استناد به بعضا احادیث، اعلام کردن این پاراگراف در اذان نماز صبح را مستحب دانسته‌اند. در مقابل، فقیهان امامیه اجماع دارا‌هستند بر اینکه اعلام کردن آن در اذان، روا وجود ندارد و در‌صورتی‌که به قصد تشریع گفته گردد، حرام میباشد. از لحاظ آن ها هیچ عامل فقهی بر مشروعیت و مجوز بیان کردن این گزاره در مسجد قبا مشهد اذان نیست.

در اینکه گزاره «الصلاة نه اینجانب النوم» چه هنگامی و به وسیله چه کسی به اذان افزوده گردیده، نقل‌های مختلفی در منابع روایی اهل‌سنت وارداتی میباشد. در بعضا نقل‌ها آمده میباشد که بلال آن را به اذان صبح خاطر نشان کرد و از سوی نبی(ص) پذیرفته شد. در بعضا دیگر نقل شده که فرستاده(ص) آن را به ابومَحْذوره آموختن داده میباشد. همینطور گفته‌ گردیده که اول‌توشه سعد بن عائذ، مؤذن مسجد قبا در بعد از ظهر فرستاده، در زمان خلافت قدمت بن خطاب آن را بدعت گذاشت. سازه به روایتی که صاحب بن انس در الموطأ نقل نموده است، این پاراگراف در عصر خلافت قدمت بن خطاب و به تأیید وی به اذان آدرس مسجد قبا مشهد اضافه شد.

به‌بیان کردن الصلاة نه اینجانب النوم در اذان، تثویب نیز گفته می گردد. تثویب در اصطلاح فقها به‌این مفهوم میباشد که زمانی مؤذن با اعلام کردن «حی علی الصلاة؛ بشتابید به‌سوی نماز»، عموم را به‌سوی نماز فرامی‌خواند، بعداز تکرار یک فراز دیگر با بیان کردن «الصلاة نه اینجانب النوم»، مجدد به فراخواندن برای نماز رجوع و برگشت می‌نماید. اما گفته می شود تثویب معنای عام‌تری داراست و بعضی به اعلام کردن پاراگراف الصلاةَ، رَحِمَکُمُ اللهُ، الصلاةَ، دربین اذان و اقامه و یا این که به اعلام کردن حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ و حَیَّ عَلَی الفَلاح دربین اذان و اقامه نماز صبح نیز تثویب رزرو مسجد قبا مشهد گفته‌اند.

مضمون‌‌شناسی و مقام
الصَّلاَةُ خَیْرٌ مِنَ النَّوْمِ، به‌معنای «نماز خوب از خواب میباشد»، گزاره‌ای میباشد که اهل‌سنت آن را دو درجه در اذان نماز صبح، بعد از «حیّ علی الفلاح»، می گویند.[۱] به‌اعلام کردن این گزاره در اذان نماز صبح، تثویب نیز گفته می گردد.[۲] تثویب به‌معنای دعوت مجدد برای نماز میباشد؛ به این ذکر که هنگامی مؤذن با اعلام کردن «حی علی الصلاة؛ بشتابید به‌سوی نماز»، عموم را به‌سوی نماز فرا میخواند، بعداز تکرار یک فراز دیگر با بیان کردن «الصلاة نه اینجانب النوم»، مجدد به فراخواندن برای نماز رجوع و برگشت شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌نماید.[۳]

بعضی اعلام کردن گزاره «الصلاةَ، رَحِمَکُمُ اللهُ، الصلاةَ» در میان اذان و اقامه را که به‌نوعی دعوت مجدد برای نماز میباشد، از مصادیق تثویب برشمرده‌اند.[۴] همینطور گفته میشود که بعضا عالمان حنفی کوفه، بیان کردن دو سکو «حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ» و «حَیَّ عَلَی الفَلاح» میان اذان و اقامه نماز صبح را نوعی دیگر از تثویب دانسته‌اند.[۵]

از این تیتر در کتاب‌های شرعی درخصوص نماز دعوا گردیده[۶] و به مباحث کلامی میان شیعه و سنی نیز خط مش یافته میباشد.[۷]

بدعت‌آمیز بودن الصلاة نه اینجانب النوم از طریقه امامیه
فقهای امامیه اجماع دارا‌هستند بر اینکه بیان کردن «الصلاة نه اینجانب النوم» در اذان روا وجود ندارد و بیان کردن آن به‌قصد تشریع، بدعت و حرام میباشد.[۸] آنها بر این باورند که هیچ عامل دینی برای ثابت مشروعیت اعلام کردن این گزاره نیست.[۹] اما روایاتی از امامان معصوم در بعضی منابع روایی امامیه نقل گردیده است که از آنها تایید صلاحیت تثویب در اذان برداشت می‌گردد،[۱۰] ولی این احادیث شاذ خوانده گردیده‌اند[۱۱] و با تیم‌ای دیگر از احادیث که تایید صلاحیت تثویب در اذان را به‌صراحت رد کرده‌اند،[۱۲] تعارض دارا هستند؛ لذا فقیهان از آنها اعراض کرده و بر مفاد تقیه حمل کرده‌اند.[۱۳]

گفته می گردد نزد فقهای امامیه اختلافی در‌این وجود ندارد که در حالتی که تثویب یا این که بیان کردن «الصلاة نه اینجانب النوم» به قصد تنبیه و یاد‌آوری وقت نماز یا این که از روی تقیه باشد، روا میباشد؛[۱۴] البته در حالتی‌که خیر به قصد تشریع و تنبیه و خیر از روی تقیه گفته خواهد شد، در مجوز یا این که عدم آن اختلاف‌لحاظ وجود داراست.[۱۵] فقیهانی همانند فاضل هندی[۱۶] و نتیجه کاشانی[۱۷] به کراهت قائل گردیده‌اند و فقیهانی همانند مالک‌جواهر[۱۸] و کشف کننده الغطاء[۱۹] آن را حرام دانسته‌اند.

کشف کننده‌الغطاء، تثویب یا این که اعلام کردن «الصلاة نه اینجانب النوم» در اذان را از شالوده، بدعت‌آمیز و دارنده حرمت ذاتی دانسته و این نظر را دارد چیزی آن را روا نمی‌نماید.[۲۰]

مشروعیت الصلاة نه اینجانب النوم از نگرش اهل‌سنت
سازه به طریقه دارای اسم و رسم فقهای اهل‌سنت، بیان کردن «الصلاة نه اینجانب النوم»، بعداز «حی علی الفلاح»، در اذان صبح، مستحب میباشد.[۲۱] ولی گفته میشود محمد بن ادریس شافعی در یک جا به استحباب آن قائل بوده و در جایی دیگر آن را مکروه دانسته میباشد.[۲۲] بعضا از فقهای حنفی بیان کردن آن بعداز اتمام اذان صبح را نیز روا دانسته‌اند.[۲۳]

سازه به بینش پر اسم و رسم فقهای اهل‌سنت، تثویب یا این که اعلام کردن «الصلاة نه اینجانب النوم» تنها به اذان صبح تخصیص داراست.[۲۴]

نشان اهل‌سنت
بیان کردن «الصلاة نه اینجانب النوم» در اذان، در زمان تاریخ، به‌نوعی، شعار و نشان اهل‌سنت دانسته گردیده است؛ به‌طوری که در حکومت‌هایی که حاکمان سنی حکمرانی می‌کرده‌اند، فرمان داده می شد تا این پاراگراف در اذان گفته گردد.[۲۵] برای مثال در کتاب سیره حلبی نقل گردیده‌است که در زمانه حکومت آل بویه در بغداد، در اذان‌ها گزاره حی علی نه العمل گفته میشد تا اینکه با روی عمل داخل شدن سلجوقیان، در سال ۴۴۸ق، اعلام کردن این پاراگراف در اذان ممنوع اعلام شوید و فرمان داده شد به‌مکان آن گزاره «الصلاة نه اینجانب النوم» در اذان گفته خواهد شد.[۲۶]

بازدید : 28
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 9:47


شمار افرادی که بُرمز آنان را به قتل رساند
شمار عده ای را که بسر در رفت و رجوع و برگشت به قتل رساند سی هزارتن یا این که بیشتر دانسته‌اند.[۳۳ در بعدازظهر امام حسن (ع) در سال ۴۱ قمری، بعد از شهیدشدن امام علی(ع)، بسر به همپا معاویه برای رویا رویی با حسن بن علی(ع) از دمشق عازم عراق شد.[۳۴] او که فرمانده طلایه سپاه معاویه بود، در برخی زد خورد‌ها از سران امام حسن(ع) مسجد قبا مشهد باخت خورد.[۳۵]

از کارگزاران معاویه
در‌‌ به عبارتی سال، بعد از صلح امام حسن(ع) با معاویه، که حُمران بن ابان بر بصره برنده شد، معاویه، بسربن ارطاة را برای دفع وی ارسال کرد و همینطور امر قتل فرزندان زیاد، والی حضرت علی (ع) در عجم را اعطا کرد. بسر، پسران زیاد را دستگیر کرد و ترساندن به قتل نمود، البته در‌پی میانجی گری ابوبکره، اخوی زیاد، نزد معاویه دست از وی دستگیر. بعداز آن، بسر شش ماه در بصره حکومت کرد و بعد از آن در اواخر سال ۴۱ ق برکنار و عبدالله بن عامر بن کریز به مکان وی منصوب شد.[۳۶] از قصه گوناگون ثقفی [۳۷] بر می آید که بسر بعد از آن، با سپاهی به بصره بازگشته و با انذار از عموم بیعت گرفته و بعد از استیفای اموال عبدالله بن عامر، به معاویه پیوسته میباشد. منابع از ماجرای گفتگوی بسر و عبیدالله بن عباس در حضور معاویه و تصمیم عبیدالله به انتقام خون پسرانش از بسر حرف آدرس مسجد قبا مشهد گفته‌اند.[۳۸]

در فتوحات مملکت روم
بعداً بسر طی سالهای ۴۳، ۴۴، ۴۶، ۵۰، ۵۱ و ۵۲، حملاتی زمستانی (مَشتی) و تابستانی (صائفه) را‌ گاه از روش دریا، به سوی مرز و بوم روم فرماندهی کرد که گفته میگردد در بعضا از آن ها تا قسطنطنیه پیش رفت؛ هرچند به اعتقاد و باور برخی، بسر هیچ لشکرکشی زمستانی به کشور روم نداشته میباشد.[۳۹] بعد از این، یادی از بسر در صحنه رویدادها رزرو مسجد قبا مشهد وجود ندارد.

کم عقل شدن بسر در اواخر قدمت
به داستان ثقفی [۴۰] سرنوشت نفرین حضرت علی (ع) گریبانگیر بسر شد و وی عقل خویش را از دست بخشید و دست به شغل های جنون آمیز شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌زد.

درگذشت
منابع، سال مرگ اورا به اختلاف آورده‌اند؛ به ماجرا واقدی، بسر در اواخر روز ها معاویه در مدینه مرد.[۴۱] البته به نوشته ذهبی [۴۲] وی تا ۷۰ در قید حیات بوده میباشد. بعضا نیز مرگ او‌را در ۸۶ در طول عبدالملک بن مروان [۴۳] و یا این که ولیدبن عبدالملک [۴۴] می دانند.

پانویس
زبیری، ص ۴۳۹؛ شباب، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹، ج ۱، ص ۶۰؛ بخاری جعفی، ۱۴۰۷، ج ۱، عهد و پیمان ۲، ص ۱۲۳؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷
ابن سعد، ج ۷، ص ۴۰۹؛ ابونعیم، ج ۳، ص ۱۲۹؛ ابن عبدالبر، ج ۱، ص ۱۵۷؛ طوسی، ص ۱۰؛ ذهبی، ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۴۰۹
ابن معلوم، التاریخ والعلل، ۱۳۹۹ق،ج ۲، ص ۵۸؛ بسوی، المعرفة والتاریخ، ۱۹۷۵م،ج ۲، ص ۴۷۸؛ ذهبی، ۱۴۱۰، رویدادها و وفیات ۶۱ـ ۸۰ ه، ص ۳۶۹
ابن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، ۱۹۸۵م،ج ۲، ص ۴۳۸ـ ۴۳۹
بلاذری، انساب الاشراف،۱۹۵۶م، ص ۱۳۲؛ طبری، تاریخ طبری، ج ۳، ص ۴۰۷؛ برای دیگر داستان‌ها رجوع‌نمایید به شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۱۳۶؛ ابن عبدالبر، همانجا
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر، ج ۲، ص ۱۵۶.
بسوی، المعرفة و التاریخ، ۱۹۷۵م، ج ۳، ص ۳۰۷
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۵۶م، ص ۲۶۷
ابن سعد، همانجا
نصربن مزاحم، ص ۴۴، ۴۲۴؛ ابن اعثم کوفی، ج ۲، ص ۵۱۸
نصربن مزاحم، ص ۴۵۹ـ۴۶۲؛ ابن عبدالبر، ج ۱، ص ۱۶۴ـ۱۶۵
مراجعه کنید به نصربن مزاحم، ص ۴۲۶ـ۴۲۹؛ ابن اعثم کوفی، ج ۳، ص ۴۲ـ۴۳، ۱۳۲ـ۱۳۳
نصربن مزاحم، ص ۵۰۷
طبری، ج ۵، ص ۹۸
ثقفی، ج ۲، ص ۵۵۴، ۵۹۱ـ۶۰۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷؛ طبری، ج ۵، ص ۱۳۹ـ۱۴۰؛ ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۶؛ قس بخاری جعفی، ۱۴۰۶، ج ۱، ص ۱۱۱: ۳۷ق؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۱۰: ۳۹ق؛ طبری، ج ۵، ص ۱۷۶: ۴۳ق؛ ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۵: ششصد بدن یا این که بیشتر، خلال سخنانی از علی علیه السلام؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۱: چهار هزار بدن
زبیری، ص ۴۳۹؛ ثقفی، ج ۲، ص ۵۹۸ـ۶۰۰، ۶۵۳ـ۶۵۶؛ یعقوبی؛ ابن اعثم کوفی، همانجا‌ها
ثقفی، الغارات، ۱۳۵۵ش،ج ۲، ص ۶۰۲ـ۶۰۷؛ مسعودی،مروج الذهب،۱۹۶۹-۱۹۷۵م، ج ۳، ص ۲۱۱؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر،ج ۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۲ق،ج ۵، ص ۱۳۹
طبری، تاریخ الامم والملوک،الناشر : دار التراث، ج ۵، ص ۱۷۶؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۱۰ـ۱۱
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۰۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۹۷۰م،
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۰۸ـ۶۰۹؛ ابن اعثم کوفی،الفتوح، ج ۴، ص ۲۳۳ـ۲۳۴
ثقفی، ج ۲، ص ۶۰۰
ابوالفرج اصفهانی، اغانی، ج ۱۶، ص ۲۶۶
ثقفی، الغارات،۱۳۵۵ش،ج ۲، ص ۶۰۸ـ۶۱۱
ج ۴، ص ۲۳۴ـ۲۳۵
ابوالفرج اصفهانی، همانجا
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۱۴ـ۶۱۶، قس ص ۶۱۱ـ۶۱۳، ۶۲۱
ثقفی، الغارات، ۱۳۵ش،ج ۲، ص ۶۱۷ـ ۶۱۸، ۶۲۰؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی،بیروت، ج ۲، ص ۱۹۸ـ ۱۹۹؛ طبری، تارخ الامم والملوک، ۱۳۸۲ق،ج ۵، ص ۱۳۹ـ ۱۴۰؛ مسعودی،مروج الذهب،۱۹۶۵م، همانجا
ثقفی، ج ۲، ۶۱۸ـ ۶۱۹، ۶۲۱؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۶
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۱؛ مسعودی، همانجا
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۹ـ۶۳۱؛ ابن اعثم کوفی، همانجا
ثقفی، ج ۲، ص ۶۱۹ـ۶۲۰، ۶۲۴ـ۶۲۷، ۶۳۶؛ مسعودی، ج ۳، ص ۲۱۱، ۳۴۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۴، ۶۲۹ـ۶۳۰، ۶۳۸ـ۶۴۰؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۴۰
ثقفی، ج ۲، ص ۶۳۹ـ ۶۴۰؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۸؛ نیز: طبری، همانجا
خطیب بغدادی، ج ۱، ص ۲۱۰
بلاذری، ۱۳۹۴، ج ۳، ص ۳۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل، ص ۷۳؛ مراجعه کنید به خطیب بغدادی، همانجا
ابن سعد، ج ۵، ص ۴۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۶۷ـ ۱۷۰
ج ۲، ص ۶۴۸ـ۶۵۲، ۶۶۱
ثقفی، ج ۲، ص ۶۶۱ـ۶۶۳؛ مسعودی، ج ۳، ص ۳۷۱
شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۲۳۸، ۲۵۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۴۰؛ بسوی، ج ۳، ص ۳۱۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۸۱، ۲۱۲، ۲۳۴، ۲۵۳، ۲۸۷
ج ۲، ص ۶۴۰ـ۶۴۲؛ نیز: مسعودی، همانجا
ابونعیم، ج ۳، ص ۱۲۹؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۴
۱۴۰۲، ج ۳، ص ۴۱۱
شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۳۸۲؛ همو، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹، ج ۱، ص ۶۱
مسعودی، همانجا
یادداشت
اقام بسر بن ابى ارطاه بالمدينة شهراً يستعرض الناس، ليس احد ممن يُقال هذا اعان على عثمان الا قتله.
منابع
ابن ابی الحدید، گستردن نهج البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، بیروت، بی‌تا.
ابن اعثم کوفی، الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰/۱۹۶۰.
ابن عدی، الکامل فی ضعفاءالرجال، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۰، چاپ محمد احمد ده‌مان، دمشق، ۱۹۶۴.
ابن مشخص، التاریخ و العلل، چاپ احمد محمد نورسیف، مکه ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بیروت، بی‌تا.
همو، مقاتل الطالبیّین، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۶۸/۱۹۴۹.
احمدبن عبدالله ابونعیم، معرفة الصحابه، چاپ محمد راضی بن حاج عثمان، ریاض ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
محمدبن اسماعیل بخاری جعفی، التّاریخ الصغیر، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
همو، کتاب التاریخ الکبیر، بیروت، تاریخ پیشگفتار ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.
یعقوب بن سفیان بسوی، المعرفة والتاریخ، چاپ اکرم ضیاء عمری، بغداد ۱۹۷۵ـ۱۹۷۶.
احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمدباقر محمودی، بیروت ۱۳۹۴/ ۱۹۷۴.
همو، کتاب فتوح البلدان، چاپ صلاح الدین منجد، قاهره ۱۹۵۶.
ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، چاپ جلال الدین محدث ارموی، طهران ۱۳۵۵ ش.
احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، مدینه، بی‌تا.
محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، چاپ قدمت عبدالسلام تدمری، ج ۴: رویدادها و وفیات ۶۱ـ۸۰ ه، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
همو، سیراعلام النبلاء، ج ۳، چاپ محمد نعیم عرقسوسی و مأمون صاغرجی، بیروت ۱۱۴۰۲/۱۹۸۲.
مصعب بن عبدالله زبیری، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
خلیفة بن خیاط شباب، تاریخ خلیفة بن خیاط، چاپ سهیل زکّار، دمشق ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸.
همو، الطبقات، چاپ سهیل زکّار، دمشق ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹.
محمدبن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷.
محمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱.
علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۷۹.
نصربن مزاحم، وقعة صفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، بی‌تا.
لینک به خارج
منبع نوشته‌ی علمی: دانشنامه عالم اسلام
بُرمز بن ابى ارطاه‏
نبو
بنی‌امیه
کارگزاران
سرداران
مغیرة بن شعبه • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • عبدالله بن عمروعاص • ذوالکلاع • شرحبیل بن ذوالکلاع • مسلم بن عقبه • ابن زیاد • حجاج بن یوسف • ضحاک بن قیس • سهیم بن اعور • بسر بن ارطاة • حصین بن نمیر • عبدالله بن عامر
حوادث
جعل حدیث • مبارزه صفین • حکمیت • سب علی(ع) • صلح امام حسن • اتفاق کربلا • قیام زبیریان • رخداد حره • قیام توابین • قیام مختار • قیام زید بن علی • قیام یحیی بن زید • نزاع خازر
اشخاص
پر اسم و رسم
خلیفه
عثمان بن عفان (۲۳- ۳۵)
حاکمان
معاویة بن ابی‌سفیان(حکومت: ۴۱-۶۰) • یزید بن معاویه(حکومت: ۶۰-۶۴) • معاویة بن یزید(حکومت: ۶۴-۶۴) • مروان بن حکم (حکومت: ۶۴-۶۵) • عبدالملک بن مروان(حکومت: ۶۵-۸۶) • ولید بن عبدالملک(حکومت: ۸۶-۹۶) • سلیمان بن عبدالملک(حکومت: ۹۶-۹۹) • قدمت بن عبدالعزیز (حکومت: ۹۹-۱۰۱) • یزید بن عبدالملک(حکومت: ۱۰۱-۱۰۵) • هشام بن عبدالملک (حکومت:۱۰۵-۱۲۵) • ولید بن یزید (حکومت: ۱۲۵-۱۲۶) • یزید بن ولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۶) • ابراهیم بن الولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۷) • مروان بن محمد(حکومت: ۱۲۷-۱۳۲)
بقیه
ابوسفیان • یزید بن ابوسفیان • سعید بن عاص • حکم بن ابی‌العاص• عقبة بن ابی‌معیط • ولید بن عقبه • ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان

بازدید : 61
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 10:18


صِلِۀ رَحِم رابطه و دیدار با قوم و قبیله و امداد به آن‌ها میباشد. صله رحم از آموزه‌های اخلاقی اسلام میباشد که تأکید متعددی بر اجرا آن گردیده تا جایی که قرآن، شکاف‌کنندگان آن را در شمار ضرر‌کاران و لعنت‌شدگان معرفی می‌نماید. در احادیث، صله رحم تحت عنوان شایسته ترین شغل بعداز ایمان، اولی سخنگوی قیامت، شایسته ترین خصلت مؤمن و مهمترین دلیل زمان بر شدن عُمر معرفی گردیده است. بنابر حدیث قدسی، صله رحم از عفووبخشش خداست و هر که آن را سوراخ نماید، از عفو و بخشش وی محروم خواهد مسجد قبا مشهد ماند.

صله رحم گاهی واجب و گاهی مستحب میباشد. جدا رحم یعنی شکاف صله رحم و عدم رابطه مایحتاج با قبیله، یکی‌از گناهان کبیره میباشد و حتی درباره قبیله بدخُلق یا این که گناه کار نیز مُجاز وجود ندارد. در فرهنگ و تمدن ایرانیان، صله رحم مقام ویژه‌ای داشته و به مناسبت‌های مختلفی مانند عید باستانی، ماه رمضان و عیدهای ملی یا این که مذهبی نمود بیشتری آدرس مسجد قبا مشهد دارااست.

معنی‌شناسی
صله رحم از دو کلمه و واژه «صِلِه» و «رَحِم» درست شده میباشد. «صله» به معنای پیوستن دو چیز میباشد[۱] و «رَحِم» در معنای مکان نوباوه در شکم مامان میباشد.[۲] واژه و کلمه رحم، در «صله رحم» استعاره برای قرابت و خویشاوندی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

صله رحم را به معنای رابطه و دیدار با فامیل و یاری به آن‌ها دانسته‌اند.[۴] بعضا نیز صرفا آن را به معنای احسان و نیکوکاری به قبیله دانسته‌اند.[۵] از صله رحم در مباحثی زیرا کادو، تزویج و شهیدشدن دادن (در دادگاه) و... صحبت به بین آمده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۶]

برخی از اسم‌ها و صفات معبود مانند رحمان و رحیم از نگاه واژگانی و معنایی با «رَحِم»، هم‌ریشه‌اند. در یک حدیث قدسی آمده میباشد: «اینجانب خدای رحمان هستم؛ رَحِم را خوی کردم و اسم آن را از اسم خویش گرفتم؛ پس هر که صله رحم نماید او‌را به عفووبخشش خود متصل سازم و هر که انقطاع رحم نماید، او‌را از بخشش خود به دور نمایم».[۷]

محدوده قوم
امام رضا(ع)
ما برای زیاد شدن قدمت، وسیله‌ای جز صله رحم نمی‌شناسیم. صله رحم به‌اندازه‌ای در زیاد شدن قدمت مؤثر میباشد که فردی که از عمرش سه سال باقی‌مانده میباشد، خدا به سبب ساز صله رحم سی سال به عمرش میافزاید که جمعاً سی و سه سال میگردد و هر کس از عمرش سی و سه سال مجموع باقی‌مانده میباشد، خدا به منجر انقطاع رحم سی سال از عمرش برمی‌داراست و آن را به سه سال کاهش میدهد.[۸]

اصول کافی، ج۲، ص۱۵۲، ح۱۷.

از حیث عرفی، خویشاوندی دو سیرتکامل میباشد:

خویشاوندی نَسَبی که از روش رابطه خون و رحم پیدا می شود، مانند بابا، مامان، فرزندان، اخوی، خواهر، عمو، عمه، خان دایی، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ و فرزندان همۀ افرادی که آن‌ها‌را خویشان نسبی و اَرحام می‌نامند.[۹] صله رحم با این تیم واجب میباشد و در صورتی کادو‌ای داده خواهد شد، باز پس گرفتن آن روا وجود ندارد.
خویشاوندی سببی که از روش وصلت به وجود می آید؛ مانند خویشاوندی در بین زن و شوهر و قوم و قبیله دو طرف. درباره اینکه آیا وجوب صله رحم مشمول این دسته هم می شود یا این که نه،‌ اختلاف لحاظ وجود دارااست.[مستلزم منبع][۱۰]
دربین همگی خویشان، رده والدین در قرآن بسیار پر رنگ‌خیس میباشد و خدا بعداز دستور به پرستش و ایمان به یگانگی خویش، به احسان به پدر و مادر امر میدهد: وَقَضَیٰ رَ بُّک أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا یبْلُغَنَّ عِندَک الْکبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ آحادَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْ هُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا کرِ یمًا (ترجمه:خدا تو مقرر کرد که جز اورا نپرستید و به والدین خویش احسان فرمائید. در‌حالتی که یکی‌از آن دو یا این که هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند، به آن‌ها (حتی) اُف مگو و پرخاش نکن و با آن‌ها به استعداد کلام بگو.)[اسراء–۲۳][۱۱]

ارحام روضه خوان
فرستاده و اهل بیت(ع): در بعضا احادیث ضمن سفارش به رابطه و صله با اقوام و بستگان، به رابطه و صله با ائمه(ع) نیز پیشنهاد گردیده است. فرستاده(ص) نیز در حدیثی فرمود:«أنا وعلي أبوا هذه الامة» ترجمه: اینجانب و علی، پدران این امتیم.[۱۲]
عالمان فقاهتی: منابع شرعی به صله و رابطه با عالمان شرعی هم سفارش کرده و مشوق فراوانی برای این رابطه ذکر کرده‌اند.[۱۳]
برادران فقاهتی: در درجه بعد از آن صله با برادران فقاهتی مطرح گردیده‌است: اِنّما المِؤمنونَ إخوةٌ.[۱۴] امام راستگو(ع) فرمود: مؤمنان برادران یکدیگر و فرزندان یک بابا و مادرند؛ در حالتی که یکی‌از آنان اندوهگین باشد سایرافراد به خیال وی شب را نمی‌خوابند.[۱۵]
منزلت و مداقه
صله رحم از آموزه‌های گزینه اعتنا در آیه‌ها و احادیث میباشد. توصیه به رعایت حرمت خویشاوندی و انفاق مالی به آنان‌را در آیه‌ها زیادی از قرآن می‌اقتدار روءیت کرد:

وَاتَّقُوا اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللهَ کانَ عَلَیکمْ رَقِیبًا (ترجمه:بترسید از خدایی که به اسم وی از یکدیگر در خواست می کنید و از جدا خویشاوندی‌ها پروا فرمایید که معبود مراقب شما میباشد.)[نساء–۱]
وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَ ذِی الْقُرْبَیٰ وَ الْیتَامَیٰ وَالْمَسَاکینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا (ترجمه:به والدین، و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان احسان فرمایید، و با عموم [به گویش] خوش حرف بگویید.)[سوره بقره–۸۳]
وَلَا یأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنکمْ وَالسَّعَةِ أَن یؤْتُوا أُولِی الْقُرْبَیٰ وَالْمَسَاکینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللهِ (ترجمه:و سرمایه‌داران شما نباید از دادن [متاع] به بستگان و تهیدستان و مهاجران منش آفریدگار دریغ ورزند.)[سوره فروغ و روشنایی–۲۲] و آیه ها گوناگون دیگر.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]
تکرار یک مسئله در قرآن نشانه‌دهنده مداقه آن میباشد. مبنی بر آیه‌ها قرآن، در قیامت از آدم‌ها درباره صله رحم سؤال گردد. قرآن همینطور انقطاع‌کننده رحم را لعنت‌گردیده دانسته و معبود ارعاب کرده که دیده و گوش اورا از فهم حقایق ناتوان می‌سازد.

در احادیث و سیره معاش اهل بیت(ع) نیز التفات فوق‌العاده یاری، حفاظت و محبت به قوم تماما پر‌نور میباشد و به شدت از جدا ارتباط باخویشان نهی شد‌ه‌است. در احادیث شیعه، انقطاع رحم تحت عنوان ادله محرومیت شخص و جامعه از لطف و عفو معبود معرفی شده است.[۲۱] مبنی بر احادیث، صله رحم به قدری در لحاظ معبود التفات دارااست که حتی در‌حالتی که فاسقان رابطه نیکی با اقوام و قوم و قبیله خویش داشته باشند، پروردگار روزی آنها‌را افزون می‌نماید؛ البته در مقابل، در‌صورتی‌که عده ای که اهل نماز و روزه‌اند، در شکل انقطاع رحم، ضمن عذاب آخرت، از قدمت و روزی آنان کاسته می گردد.[۲۲] عنایت پایبندی به صله رحم تا آنجاست که مبنی بر آموزه‌های شرعی و احادیث حتی در صورتی فامیل و بستگان انقطاع رحم کرده و ارتباطی با آدم ندارند وی مجاز به رخنه‌ صله رحم و تقابل به مثل وجود ندارد.[۲۳] [یادداشت ۱] علامه مجلسی در جلد ۷۱ بحارالانوار در خصوص صله رحم ۱۱۰ حدیث و درباره‌ی حقوق و دستمزد والدین و فرزندان ۱۰۲ قصه درین زمینه عده نموده است.

بازدید : 81
شنبه 13 ارديبهشت 1404 زمان : 10:11


اسماعيل‌ بن‌ جعفر (درگذشت:۱۴۳ یا این که ۱۴۵ق) فرزند والا امام راستگو(ع‌) میباشد که‌ اسماعیلیه وی یا این که فرزندش محمد را امام بعداز امام درستگو(ع) میدانند. ولی از نگاه امامیه و نیز بر طبق روایات رسیده از نبی(ص)، موسی بن جعفر(ع) امامِ بعداز امام راست گو(ع) میباشد. باور به امامت اسماعیل دیباچه طلاق اسماعیلیان از امامیه و صورت‌گیری فرقه مسجد قبا مشهد اسماعیلیه شد.

درباره شخصیت اسماعیل اختلاف‌حیث وجود داراست بعضا با استناد به احادیث بر این باورند که او با غالیان رابطه داشته میباشد. البته آیت‌الله خویی با توجیه این احادیث و استناد به احادیث دیگر او را فردی جلیل و گزینه عطوفت بابا آدرس مسجد قبا مشهد دانسته میباشد.

اسماعیل در طول حیات امام درست گو(ع) از جهان رفت و در بقیع دفن شد. امام راست گو(ع) تدفین و تشییع جنازه او را آشکارا برگزار کرد و اشخاصی را بر مرگش شاهد گرفت تا شبهه امامت و موعود بودن او از میان برود. همینطور سازه بر احادیث درباره مجال مرگ اسماعیل بداء صورت داده میباشد، چراکه بعضا از شیعه ها او‌را امام می‌پنداشتند و با مرگش پدیدار و آشکار شد که او امام رزرو مسجد قبا مشهد نبوده میباشد.

معاش و خانواده
اسماعیل فرزند امام درست گو(ع) و فاطمه نوه امام سجاد(ع) میباشد.[۱] تاریخ‌ ولادت او در منابع تاریخی بیان نشده میباشد. با این هم اکنون با استناد به ولادت امام کاظم(ع) در سال ۱۲۷ق[۲] یا این که ۱۲۸ق[۳] و اختلاف ۲۵ سال در میان امام کاظم(ع) و اسماعیل،[۴] میلاد وی در سال‌های اول قرن دوم تقریب زده شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۵]
علی بن محمد علوی عمری سال فوت اسماعیل را ۱۳۸ق گزارش داده.[۶] در حالی که طبری، تالیف کننده تاریخ طبری از زنده بودن وی در ۱۴۰ق خبر داده میباشد.[۷] سال‌های ۱۴۳[۸] و ۱۴۵ق[۹] به‌تیتر سال‌های مرگ اسماعیل آمده میباشد.
نسل اسماعیل از روش فرزندانش محمد و علی ادامه یافت.[۱۰] محمد دو فرزند به اسم‌های اسماعیل ثانی و جعفر اکبر داشت[۱۱] و نسل علی بن اسماعیل نیز از فرزندی به اسم محمد باقی ماند.[۱۲]
نوادگان اسماعیل در مملکت‌هایی زیرا خراسان، نیشابور، سامراء[۱۳] دمشق،[۱۴] مصر،[۱۵] اهواز، کوفه، بغداد،[۱۶] یمن،[۱۷] صور،[۱۸] حلب[۱۹] و قم[۲۰] می‌زیستند.

نبو
امام جعفر درست گو (ع)
نبی اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر راست گو
حمیده بقیه همسران فاطمه
امام موسی کاظم اسحاق محمد اسماعیل عبدالله ام فروة
امام رضا علی عباس اسما فاطمه
اعتبار و شخصیت
به گفته آیت‌الله خویی رجالی شیعه (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) درباره اعتبار شخصیت اسماعیل دو گروه احادیث وجود دارااست. از بعضی از احادیث مدح وی و از برخی دیگر ذمش برداشت می‌گردد.[۲۱] بر طبق روایاتی که از آنان ذم اسماعیل‌ برداشت گردیده وی با غالیان‌ همانند مفضل بن عُمَر و بَسّام صیرَفی رابطه داشت و امام درستگو(ع) از این‌ ارتباط ها ناخشنود بود.[۲۲] همینطور وی به محافلی‌ رفت‌وآمد داشت که‌ سبب‌ میشد در صلاحیت‌های اخلاقی‌ او شک و تردید گردد.[۲۳] آیت‌الله خویی احادیث ذم را دارنده ضعف سندی و دلالی دانسته و احادیث مدح را ترجیح داده میباشد از این‌رو اسماعیل را فردی جلیل و گزینه عطوفت پدرش معرفی نموده است.[۲۴]
برخی به رابطه اسماعیل‌ با خطابیه و نقش‌ آنان در صورت‌گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ اشاره کرده‌اند. به گفته اینان ابوالخطاب و اسماعیل‌ در حین‌ حیات‌ امام‌ درست گو‌(ع‌)، به یاری یکدیگر، عقایدی را شالوده‌گذاری کردند که‌ مبنا‌ اسماعیلیه شد[۲۵] اورده شده دلیلی بر این داعیه نیست.[۲۶] لویی ماسینیون‌، اسلام‌شناس فرانسوی نیز ابوالخطاب‌ را بابا معنوی اسماعیل میداند.[۲۷] اما حکم کننده نعمان مغربی فقید اسماعیلیه (۲۸۳-۳۶۳ق) نقشی برای ابوالخطاب در صورت‌گیری اسماعیلیه قائل وجود ندارد و او‌را بدعتگذار و گزینه لعن امام راستگو(ع) میداند.[۲۸]

بازدید : 36
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:09


جنایات بُراز در مکه
با مجاورت شدن بسر به مکه، قُثَم بن عباس، دلیل حضرت علی(ع)، شهر را شکاف کرد و بسر بعداز گماشتن شیبه بن عثمان حجبی، [۲۰] به رغم امر معاویه، [۲۱] عده ای از قوم و قبیله ابولهب را در مکه از فی مابین پیروزی و به سوی طائف مسجد قبا مشهد رفت.[۲۲]

وی از آنجا گروهی را برای کشتار شیعه علی(ع) به تَباله در یمن ارسال کرد، ولی بعداً آنها‌را حفاظت بخشید؛ [۲۳] هر یکسری به ماجرا ابن‌اعثم کوفی،[۲۴] عموم تباله تمامی از پای آدرس مسجد قبا مشهد درآمدند.

بسر در سَراة نیز جمعی دیگر از یاران حضرت علی(ع) را به قتل رساند [۲۵] و در رویکرد صنعا، دو پسر خردسال عبیدالله بن عباس را که نزد بنی کنانه به راز می‌بردند، راز برید [۲۶] بعد در نَجران، و مناطقی دیگر از یمن، زیرا اَرحَب و جُرف و جَیسْان، بخش اعظمی از بستگان همدان و بنی سعد و دیگر شیعه ها علی(ع) را به نحوه فجیعی کشت و زنان آن‌ها را به اسارت رزرو مسجد قبا مشهد گرفت.[۲۷]

جنایات بُرمز در یمن
زیرا بسر به صنعا رسید، عبیدالله بن عباس و سعید بن نمران به کوفه گریختند و جانشین عبیدالله بعد از چندی مقاومت کشته شد.[۲۸] شماری از ایرانیان یمن (ابناء) که به روایتی، به دو پسر عبیدالله حفاظت داده بودند، به قتل رسیدند.[۲۹] بعد از آن، وائل بن حجر، که در ظواهر از یاران امام علی (ع) بود، در رفتاری خیانتکارانه، بسر را به حضرموت که عده ای از عثمانیه در آنجا بودند، فراخواند که در پی آن اکثری از یاران حضرت علی(ع) شماره تلفن مسجد قبا مشهد کشته شدند.[۳۰]

فرار کردن به یمامه
علی(ع) در خطبه‌ای دو کارگزار خویش در یمن را شماتت کرد و با سخنانی عتاب آمیز عموم را به تقابل با معاند برانگیخت. جاریة بن قدامه سعدی به فرمان آن حضرت، با دو هزار سپاهی از بصره تخت‌گاز به طرف صنعا جنبش کرد. وهب بن مسعود خثعمی نیز با دو هزار سپاهی از کوفه، در حجاز به وی پیوست.[۳۱] جاریه شتابان خویش را به یمن رساند و در تعقیب بسر به حضرموت تاخت. ازین رو بسر به میهن بنی تمیم در یمامه گریخت. بعداز شهید شدن امام علی(ع)، جاریه بعداز چندی توقف در جرش به مکه و مدینه رفت و از عموم به اسم حسن بن علی(ع) بیعت گرفت و به کوفه رجوع و برگشت.[۳۲] بسر نیز سوای دادن تلفات، از رویکرد سماوه به شام رفت.

شمار افرادی که بُراز آنها را به قتل رساند
شمار افرادی را که بسر در رفت و رجوع و برگشت به قتل رساند سی هزارتن یا این که بیشتر دانسته‌اند.[۳۳]

در بعدازظهر امام حسن (ع)
در سال ۴۱ قمری، بعد از شهید شدن امام علی(ع)، بسر به هم پا معاویه برای رویا رویی با حسن بن علی(ع) از دمشق عازم عراق شد.[۳۴] او که فرمانده طلایه سپاه معاویه بود، در بعضا زد خورد‌ها از سران امام حسن(ع) ناکامی خورد.[۳۵]

از کارگزاران معاویه
در‌‌ به عبارتی سال، بعداز صلح امام حسن(ع) با معاویه، که حُمران بن ابان بر بصره پیروز شد، معاویه، بسربن ارطاة را برای دفع وی ارسال کرد و همینطور امر قتل فرزندان زیاد، والی حضرت علی (ع) در عجم را بخشید. بسر، پسران زیاد را دستگیر کرد و ترساندن به قتل نمود، ولی درپی پادرمیانی ابوبکره، اخوی زیاد، نزد معاویه دست از وی دستگیر. بعد از آن، بسر شش ماه در بصره حکومت کرد و بعد از آن در اواخر سال ۴۱ ق برکنار و عبدالله بن عامر بن کریز به مکان وی منصوب شد.[۳۶] از ماجرا گوناگون ثقفی [۳۷] بر میاید که بسر بعد از آن، با سپاهی به بصره بازگشته و با ترساندن از عموم بیعت گرفته و بعد از استیفای اموال عبدالله بن عامر، به معاویه پیوسته میباشد. منابع از ماجرای گفتگوی بسر و عبیدالله بن عباس در حضور معاویه و تصمیم عبیدالله به انتقام خون پسرانش از بسر حرف گفته‌اند.[۳۸]

در فتوحات مرز و بوم روم
بعداً بسر طی سالهای ۴۳، ۴۴، ۴۶، ۵۰، ۵۱ و ۵۲، حملاتی زمستانی (مَشتی) و تابستانی (صائفه) را‌ گاه از روش دریا، به سوی مرز و بوم روم فرماندهی کرد که گفته می گردد در بعضا از آن ها تا قسطنطنیه پیش رفت؛ هرچند به باور بعضا، بسر هیچ لشکرکشی زمستانی به مملکت روم نداشته میباشد.[۳۹] بعد از این، یادی از بسر در صحنه رویدادها وجود ندارد.

روانی شدن بسر در اواخر قدمت
به ماجرا ثقفی [۴۰] آخر و عاقبت نفرین حضرت علی (ع) گریبانگیر بسر شد و وی عقل خویش را از دست اعطا کرد و دست به شغل های جنون آمیز می‌زد.

درگذشت
منابع، سال مرگ او‌را به اختلاف آورده‌اند؛ به ماجرا واقدی، بسر در اواخر روزها معاویه در مدینه مرد.[۴۱] البته به نوشته ذهبی [۴۲] وی تا ۷۰ در قید حیات بوده میباشد. بعضی نیز مرگ اورا در ۸۶ در طی عبدالملک بن مروان [۴۳] و یا این که ولیدبن عبدالملک [۴۴] میدانند.

پانویس
زبیری، ص ۴۳۹؛ شباب، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹، ج ۱، ص ۶۰؛ بخاری جعفی، ۱۴۰۷، ج ۱، عهد و پیمان ۲، ص ۱۲۳؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷
ابن سعد، ج ۷، ص ۴۰۹؛ ابونعیم، ج ۳، ص ۱۲۹؛ ابن عبدالبر، ج ۱، ص ۱۵۷؛ طوسی، ص ۱۰؛ ذهبی، ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۴۰۹
ابن مشخص، التاریخ والعلل، ۱۳۹۹ق،ج ۲، ص ۵۸؛ بسوی، المعرفة والتاریخ، ۱۹۷۵م،ج ۲، ص ۴۷۸؛ ذهبی، ۱۴۱۰، رویدادها و وفیات ۶۱ـ ۸۰ ه، ص ۳۶۹
ابن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، ۱۹۸۵م،ج ۲، ص ۴۳۸ـ ۴۳۹
بلاذری، انساب الاشراف،۱۹۵۶م، ص ۱۳۲؛ طبری، تاریخ طبری، ج ۳، ص ۴۰۷؛ برای دیگر داستان‌ها مراجعه نمایید به شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۱۳۶؛ ابن عبدالبر، همانجا
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر، ج ۲، ص ۱۵۶.
بسوی، المعرفة و التاریخ، ۱۹۷۵م، ج ۳، ص ۳۰۷
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۵۶م، ص ۲۶۷
ابن سعد، همانجا
نصربن مزاحم، ص ۴۴، ۴۲۴؛ ابن اعثم کوفی، ج ۲، ص ۵۱۸
نصربن مزاحم، ص ۴۵۹ـ۴۶۲؛ ابن عبدالبر، ج ۱، ص ۱۶۴ـ۱۶۵
رجوع‌نمایید به نصربن مزاحم، ص ۴۲۶ـ۴۲۹؛ ابن اعثم کوفی، ج ۳، ص ۴۲ـ۴۳، ۱۳۲ـ۱۳۳
نصربن مزاحم، ص ۵۰۷
طبری، ج ۵، ص ۹۸
ثقفی، ج ۲، ص ۵۵۴، ۵۹۱ـ۶۰۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷؛ طبری، ج ۵، ص ۱۳۹ـ۱۴۰؛ ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۶؛ قس بخاری جعفی، ۱۴۰۶، ج ۱، ص ۱۱۱: ۳۷ق؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۱۰: ۳۹ق؛ طبری، ج ۵، ص ۱۷۶: ۴۳ق؛ ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۵: ششصد بدن یا این که بیشتر، علاوه بر سخنانی از علی علیه السلام؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۱: چهار هزار بدن
زبیری، ص ۴۳۹؛ ثقفی، ج ۲، ص ۵۹۸ـ۶۰۰، ۶۵۳ـ۶۵۶؛ یعقوبی؛ ابن اعثم کوفی، همانجا‌ها
ثقفی، الغارات، ۱۳۵۵ش،ج ۲، ص ۶۰۲ـ۶۰۷؛ مسعودی،مروج الذهب،۱۹۶۹-۱۹۷۵م، ج ۳، ص ۲۱۱؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر،ج ۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۲ق،ج ۵، ص ۱۳۹
طبری، تاریخ الامم والملوک،الناشر : دار التراث، ج ۵، ص ۱۷۶؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۱۰ـ۱۱
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۰۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۹۷۰م،
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۰۸ـ۶۰۹؛ ابن اعثم کوفی،الفتوح، ج ۴، ص ۲۳۳ـ۲۳۴
ثقفی، ج ۲، ص ۶۰۰
ابوالفرج اصفهانی، اغانی، ج ۱۶، ص ۲۶۶
ثقفی، الغارات،۱۳۵۵ش،ج ۲، ص ۶۰۸ـ۶۱۱
ج ۴، ص ۲۳۴ـ۲۳۵
ابوالفرج اصفهانی، همانجا
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۱۴ـ۶۱۶، قس ص ۶۱۱ـ۶۱۳، ۶۲۱
ثقفی، الغارات، ۱۳۵ش،ج ۲، ص ۶۱۷ـ ۶۱۸، ۶۲۰؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی،بیروت، ج ۲، ص ۱۹۸ـ ۱۹۹؛ طبری، تارخ الامم والملوک، ۱۳۸۲ق،ج ۵، ص ۱۳۹ـ ۱۴۰؛ مسعودی،مروج الذهب،۱۹۶۵م، همانجا
ثقفی، ج ۲، ۶۱۸ـ ۶۱۹، ۶۲۱؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۶
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۱؛ مسعودی، همانجا
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۹ـ۶۳۱؛ ابن اعثم کوفی، همانجا
ثقفی، ج ۲، ص ۶۱۹ـ۶۲۰، ۶۲۴ـ۶۲۷، ۶۳۶؛ مسعودی، ج ۳، ص ۲۱۱، ۳۴۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۴، ۶۲۹ـ۶۳۰، ۶۳۸ـ۶۴۰؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۴۰
ثقفی، ج ۲، ص ۶۳۹ـ ۶۴۰؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۸؛ نیز: طبری، همانجا
خطیب بغدادی، ج ۱، ص ۲۱۰
بلاذری، ۱۳۹۴، ج ۳، ص ۳۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل، ص ۷۳؛ مراجعه‌نمایید به خطیب بغدادی، همانجا
ابن سعد، ج ۵، ص ۴۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۶۷ـ ۱۷۰
ج ۲، ص ۶۴۸ـ۶۵۲، ۶۶۱
ثقفی، ج ۲، ص ۶۶۱ـ۶۶۳؛ مسعودی، ج ۳، ص ۳۷۱
شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۲۳۸، ۲۵۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۴۰؛ بسوی، ج ۳، ص ۳۱۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۸۱، ۲۱۲، ۲۳۴، ۲۵۳، ۲۸۷
ج ۲، ص ۶۴۰ـ۶۴۲؛ نیز: مسعودی، همانجا
ابونعیم، ج ۳، ص ۱۲۹؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۴
۱۴۰۲، ج ۳، ص ۴۱۱
شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۳۸۲؛ همو، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹، ج ۱، ص ۶۱
مسعودی، همانجا
یادداشت
اقام بسر بن ابى ارطاه بالمدينة شهراً يستعرض الناس، ليس احد ممن يُقال هذا اعان على عثمان الا قتله.
منابع
ابن ابی الحدید، گستردن نهج البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، بیروت، بی‌تا.
ابن اعثم کوفی، الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰/۱۹۶۰.
ابن عدی، الکامل فی ضعفاءالرجال، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۰، چاپ محمد احمد ده‌مان، دمشق، ۱۹۶۴.
ابن مشخص، التاریخ و العلل، چاپ احمد محمد نورسیف، مکه ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بیروت، بی‌تا.
همو، مقاتل الطالبیّین، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۶۸/۱۹۴۹.
احمدبن عبدالله ابونعیم، معرفة الصحابه، چاپ محمد راضی بن حاج عثمان، ریاض ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
محمدبن اسماعیل بخاری جعفی، التّاریخ الصغیر، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
همو، کتاب التاریخ الکبیر، بیروت، تاریخ پیشگفتار ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.
یعقوب بن سفیان بسوی، المعرفة والتاریخ، چاپ اکرم ضیاء عمری، بغداد ۱۹۷۵ـ۱۹۷۶.
احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمدباقر محمودی، بیروت ۱۳۹۴/ ۱۹۷۴.
همو، کتاب فتوح البلدان، چاپ صلاح الدین منجد، قاهره ۱۹۵۶.
ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، چاپ جلال الدین محدث ارموی، طهران ۱۳۵۵ ش.
احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، مدینه، بی‌تا.
محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، چاپ قدمت عبدالسلام تدمری، ج ۴: رویدادها و وفیات ۶۱ـ۸۰ ه، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
همو، سیراعلام النبلاء، ج ۳، چاپ محمد نعیم عرقسوسی و مأمون صاغرجی، بیروت ۱۱۴۰۲/۱۹۸۲.
مصعب بن عبدالله زبیری، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
خلیفة بن خیاط شباب، تاریخ خلیفة بن خیاط، چاپ سهیل زکّار، دمشق ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸.
همو، الطبقات، چاپ سهیل زکّار، دمشق ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹.
محمدبن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷.
محمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱.
علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۷۹.
نصربن مزاحم، وقعة صفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، بی‌تا.
لینک و پیوند به خارج
منبع نوشته‌ی‌علمی: دانشنامه دنیا اسلام
بُرمز بن ابى ارطاه‏
نبو
بنی‌امیه
کارگزاران
سرداران
مغیرة بن شعبه • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • عبدالله بن عمروعاص • ذوالکلاع • شرحبیل بن ذوالکلاع • مسلم بن عقبه • ابن زیاد • حجاج بن یوسف • ضحاک بن قیس • سهیم بن اعور • بسر بن ارطاة • حصین بن نمیر • عبدالله بن عامر
حوادث
جعل حدیث • مبارزه صفین • حکمیت • سب علی(ع) • صلح امام حسن • رخداد کربلا • قیام زبیریان • اتفاق حره • قیام توابین • قیام مختار • قیام زید بن علی • قیام یحیی بن زید • مبارزه خازر
اشخاص
پر اسم و رسم
خلیفه
عثمان بن عفان (۲۳- ۳۵)
حاکمان
معاویة بن ابی‌سفیان(حکومت: ۴۱-۶۰) • یزید بن معاویه(حکومت: ۶۰-۶۴) • معاویة بن یزید(حکومت: ۶۴-۶۴) • مروان بن حکم (حکومت: ۶۴-۶۵) • عبدالملک بن مروان(حکومت: ۶۵-۸۶) • ولید بن عبدالملک(حکومت: ۸۶-۹۶) • سلیمان بن عبدالملک(حکومت: ۹۶-۹۹) • قدمت بن عبدالعزیز (حکومت: ۹۹-۱۰۱) • یزید بن عبدالملک(حکومت: ۱۰۱-۱۰۵) • هشام بن عبدالملک (حکومت:۱۰۵-۱۲۵) • ولید بن یزید (حکومت: ۱۲۵-۱۲۶) • یزید بن ولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۶) • ابراهیم بن الولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۷) • مروان بن محمد(حکومت: ۱۲۷-۱۳۲)
بقیه
ابوسفیان • یزید بن ابوسفیان • سعید بن عاص • حکم بن ابی‌العاص• عقبة بن ابی‌معیط • ولید بن عقبه • ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان
قیام‌کنندگان
علیه بنی‌امیه
خوارج • امام حسین(ع) • عبدالله بن زبیر • عبدالله بن حَنظَلة بن ابی‌ عامر • توابین • مختار بن ابی‌عبید ثقفی • زید بن علی • یحیی بن زید • عبدالله بن معاویه • ابومسلم خراسانی • عبدالله بن فرمانبردار
مرتبط
شجره ملعونه • طلقاء • خلافت بنی‌امیه • مسجد جامع اموی • دمشق • تی شرت عثمان • قتل عثمان • بنی‌مروان • برمکیان • سریال معاویه

بازدید : 75
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 10:13


*معناشناسی آخرالزمان در مسیحیت:

میان مسیحیان از دورانی حرف گفته می گردد که در آن برگشت حضرت عیسی(ع) روی خواهد بخشید. رجعت مسیح در کتاب مقدس بیشتراز سیصد توشه مذکور میباشد و چند باب بی نقص به‌این زمینه تخصیص مسجد قبا مشهد دارااست.[۵۷]

حتی بعضا داعیه کرده‌اند که شعور درست رجعت مسیح، کلید کتاب مقدس میباشد.[۵۸] طبق نظریه وی، مسیح مجدد در آخرالزمان میاید و اپلیکیشن نجات را بدون نقص خواهد کرد[۵۹] آنها بر این باورند که در رجوع و برگشت مسیح، عالم روی خوشبختی را خواهد روءیت کرد و عالم بعداز ظهور آن منجی در صلح و صفای بی نقص به رمز خواهد پیروزی[۶۰] و نبرد و خونریزی از عالم رخت برمی‌بندد و امتی بر امتی چاقو نخواهد کشید.[۶۱] در فرهنگ و تمدن مسیحی و کتاب مقدس باور غلبه حق بر فسخ درین روزگار پر‌نور میباشد[۶۲] و از بینش وی منجی تک آدرس مسجد قبا مشهد تک، مسیح میباشد.[۶۳]

*نشان‌های آخرالزمان و ظهور منجی:

در کتاب مقدس برای ظهور منجی که به عبارتی وارد شدن مسیح میباشد نماد‌هایی مذکور میباشد که عبارتند از:

مسیح هنگامی ظهور می‌نماید که عموم متهم‌اند و ظلم عالم را فرا گرفته میباشد.[۶۴]
فامیل‌ها و ممالک عالم با یکدیگر به ستیز برخواهند خاست و در جاهای متعدد، قحطی و زلزله روی خواهد بخشید.[۶۵]
آن‌گاه مصیبت‌ها، خورشید تیره و تار گردیده و ماه دیگر نور و روشنایی نخواهد داشت.[۶۶]
مبتنی بر کتاب مقدس، ظهور دجال (ضد مسیح) نیز از وقایعی میباشد که پیش از ظهور عیسی به وقوع رزرو مسجد قبا مشهد می‌انجامد.[۶۷]
در آئین یهود
*معناشناسی آخرالزمان در یهودیت: در آیین یهود هم بارها به «روزهای پایان» یا این که «روز پروردگار» (یوم یَهَوَه یا این که یَهُوَه) اشاره گردیده که دورانی میباشد که در آن عظمت ملی یهود به آخرین اندازهّ اعتلای خویش خواهد رسید و گناه‌کاران نابود خواهند شد[۶۸] و پادشاهی از نسل یَسَّی (بابا داود) که روح آفریدگار بر وی قرار گرفته و حکیم و خداپرست میباشد ظهور خواهد کرد و دنیا را از عدل و نه و برکت پُر خواهد نمود؛ چنان که گرگ با برّه سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید.[۶۹] روز پروردگار روزی میباشد که سیر تاریخ دنیا به نقطه نهایت و کمال خویش شماره تلفن مسجد قبا مشهد می رسد.[۷۰]


*ماشیح که می باشد؟

این آتی براق در حوالی شخصیت «ماشیح» که از جانب آفریدگار مأموریت خواهد داشت تا این زمانه نو و آکنده از شگفتی ها را شروع نماید تمرکز خواهد یافت. تلمود صدها توشه به «ماشیح» و مأموریت وی اشاره نموده است.[۷۱] باور مردم بر این میباشد که «ماشیح» از نسل پاد شاه داوود خواهد بود و در ادبیات پژوهشگران یهود ملقب به فرزند داود میباشد.[۷۲] ماشیح به اسم‌های گوناگونی خوانده گردیده و آیاتی از کتاب مقدس که طبق تعبیر و تفسیر علمای یهود به ماشیح اشاره می‌نماید این اسم‌های متفاوت را معین ساخته میباشد همانند شیلو،[۷۳] بینون،[۷۴] حنینا[۷۵] و منحم بن حیزقیا.[۷۶]


*اتفاق ها قبل از ظهور ماشیح:

فرصت ظهور ماشیح مبارزه‌های مشقت در بین دولت‌ها در جریان میباشد: هر وقت مشاهده کنی که دولت‌ها با هم به نزاع می پردازند چشم به راه قدوم «ماشیح» باش، زیرا در عصر حضرت ابراهیم(ع) نیز اینگونه شد و وقتی که دولت‌ها با هم به نبرد پرداختند برای ابراهیم نجات نتیجه ها شوید.»[۷۷] ظهور «ماشیح» با رنج‌ها و سختی‌های دشوار هم پا خواهد بود و قبل از ظهور وی هرج و مرج و خرابی در دنیا به بالاترین مرتبه خویش خواهد رسید و ایرادات و مشقت‌های معاش غیرقابل تحمل گردد. این کشمکش‌ها و پیکار‌های دربین دولت‌ها، مبارزه‌های گوگ و ماگوگ (یأجوج و مأجوج) اسم داراست.[۷۸]


* اتفاق ها بعد از ظهور ماشیح:

شفای بیماران[۷۹]
لبریز ثمر شدن میوه‌های درختان[۸۰]
آباد شدن ویرانی‌ها[۸۱]
تجدید بنای اورشلیم[۸۲]
برقراری صلح در سراسر طبیعت[۸۳]
محو شدن شیون و فغان و فغان در عالم[۸۴]
خلا مرگ در دنیا[۸۵]
*دوران پادشاهی ماشیح:

درباره ارتفاع زمان این زمان نیز بوسیله علمای یهود عقیده‌های گوناگونی اظهار گردیده‌است و به طور چهل سال، هفتاد سال، یکصد سال، ششصد سال، چهارصد سال، یک هزار سال، دو هزار سال و هفت هزار سال پیش‌بینی گردیده‌است.[۸۶]

در زرتشت
معناشناسی آخرالزمان در زرتشت:
در آئین زرتشت نیز به ظهور مصلح و منجی آخرالزمان تأکید گردیده است. در‌این دین، یک اقتدار کیهانی یا این که «روح نه» به اسم «اهورامزدا» و یک اقتدار کیهانی ضد‌و‌نقیض یا این که «روح گرانقدر شر» به اسم «اهریمن» عرض‌اندام می‌نماید. در طی تاریخ، این دو نیرو با هم تا آخرالزمان در ستیز می‌باشند و در آن فرصت، خیر بر شرّ غلبه می‌نماید و زمان صلح و عصمت و اعتلای «اهورامزدا» فرا می رسد و با ظهور سوشیانس (یا این که سوشیانت)، آخرالزمان شروع می گردد.[۸۷]

سوشیانت چه کسی است:
در یک سد از گات‌ها یا این که گاهان نیز که سروده‌های زردشت میباشد صحبت از مردی میباشد که در آجل می آید و خط مش نجات را مییابد.[۸۸] همینطور در گات‌ها چنددفعه به کلمه سوشیانت (سودرسان) برمی‌خوریم که به عبارتی منجی زردشت میباشد[۸۹] واژه و کلمه فرشوکرتی (بدون نقص سازی دنیا) یکی از دیگر از اصطلاحاتی میباشد که در گاهان[۹۰] آمده میباشد و اشاره به زمینه آخرالزمان دارااست، هنگامی که بعد از ضعف و آخر و عاقبت هلاکت اهریمن و نیروهای اهریمنی، عالم به کمال اولیه خود بازمی‌شود (گات‌ها یسناوهات). به این ترتیب سوشیانس یا این که سوشیانت به عبارتی کسی میباشد که در نقطه نهایی عالم ظهور خواهد کرد و سوشیانت پیروزگر اسم داراست و استوت ارت (هر کس از سود زندگانی وی، همۀ آدم‌ها فناناپذیر میگردند[۹۱] ) هم نامیده گردد.[۹۲] در اوستا کلمه و واژه «سوشیانِتْ» (Saoshyant)دست‌کم هشت توشه و «استوت ارت» دست‌کم دوبار آمده میباشد.

مثلا اقدامات این مصلح موعود بعداز ظهور، نوکردن عالم و از فی مابین بردن زشتی و تاریکی می باشد.[۹۳] درخصوص یاوران این مصلح موعود هم آمده میباشد که آن ها نیک اندیش، نیک گفتار، نیک خلق و نیک آیین‌اند و هیچ وقت حرف لاف بر گویش نمی‌آورند.[۹۴]

پانویس
سوره اعراف، آیه ۱۲۸و۱۳۷؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۵و۱۰۶؛ سوره اسراء، آیه‌ ۸۱؛ سوره قصص، آیه ۵و۶؛ سوره نوروروشنایی، آیه ۵۵؛ سوره ابراهیم، آیه ۱۳-۱۵؛ سوره نساء، آیه ۱۰۵؛ سوره صافات، آیه ۱۷۱-۱۷۳؛ سوره انفال، آیه ۷۱؛ سوره توبه، آیه ۳۳؛ سوره فتح، آیه ۲۸؛ سوره مجادله؛ آیه ۲۱؛ سوره حج، آیه ۴۱.
مجلسی، بحارالانوار ، ۱۴۰۳ق، ج۹ ، ص۲۸۶.
اربلی، کشف الغمه، ۱۴۳۳ق، ج۴، ص۱۹۹.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۲۸۶.
قاضی نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، دار الکتب العلمیة، ج۴، ص۴۹۱؛ اربلی، کشف الغمّه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۲۶۵؛ عبد و بنده العزیز المقدسی، عقد الدرر، ۱۴۲۵ق، ص۹۱.
ترمذی، درست ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۶.
قمی، تعبیر القمی، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۳۰۷.
اربلی، کشف الغمّه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۲۶۶-۲۶۷.
اربلی، کشف الغمّه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۲۶۲و۲۶۳.
کلینی، الکافی، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۱۱.
موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۱۶۰.

بازدید : 27
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 9:41


زمان خلفای چهارگانه
اولیه تغییر تحول در مساحت مسجد در طول خلیفه دوم اتفاق افتاد. وی بعضا منزل‌های دور و بر مسجد را خرید و به مسجد ملحق کرد و دیواری کوتاه پیرامون مسجد کشید[۲۲]و امرکرد تا از آن پس شبها بر دیوار لامپ بگذارند تا محوطه مسجد پر‌نور مسجد قبا مشهد گردد.[۲۳]
خلیفه سوم نیز به باعث بسیار شدن تعداد زائران مسجدالحرام، منزل‌های دور و بر مسجد را وخیم و به مسجد ملحق کرد و برای مسجد رواق و فضای مسقّف تشکیل آدرس مسجد قبا مشهد داد.[۲۴]
عصر اموی
ولید بن عبدالملک اموی(حکومت: ۸۶- ۹۶ق.)، بر مساحت مسجد الحرام به مقدار ۱۷۲۵ متر خاطر نشان کرد و مسجد را مرمت کرد. وی رواق‌هایی در نزدیکی مسجد ایجاد کرد و آن ها را با ردیف‌هایی کلان سرپا نگاه داشت. این ستونها به طور زیبایی تزیین شد و در بخش‌هایی از آن ها طلا و جواهرات به فعالیت رفت. ولید ناودان منزل خداوند را نیز از طلا جواهرات ایجاد کرد که تاکنون به همین اسم آواز ه رزرو مسجد قبا مشهد داراست.[۲۵]
عصر عباسی
منصور، دومی خلیفه عباسی (حکومت: ۱۳۶-۱۵۸ق)، در سال ۱۳۷ حجم مسجد را دو موازی کرد و مجاورت پنج هزار متر مربع از شمال و غرب مسجد بر مساحت آن ادامه داد و رواق‌هایی در نزدیکی آن تشکیل داد. همینطور منصور منارهایی در رکن غربی مسجد تاسیس و تزیینات روی دیوارها و ردیف‌ها را بیشتر شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۲۶]
مهدی عباسی فرزند منصور(حکومت: ۱۵۸-۱۶۹ق) در سال ۱۶۱ق گشوده منزل‌های محیط را از عموم گرفت و به زمین مسجد خاطر نشان کرد.[۲۷] به این ترتیب، ۸۳۸۰ متر مربع به مسجد افزوده شد و درهای زیادی را در نزدیکی مسجد گشودندکه تا قرن‌ها آن‌گاه، به به عبارتی شکل باقی ماند.[۲۸]
مهدی عباسی در سال ۱۶۴ ق. امرکرد تا مسجد از حوزه‌ جنوبی نیز حجم یابد و مسجد به صورت مربع در آید و کعبه در اواسط آن قرار گیرد. از این رو، مساحت مسجد به مقدار ۶۵۶۰ متر مربع ارتقا یافت و رواقهایی در نزدیکی آن ساخته شد و ستونهایی برافراشته شوید. این ستونها هنوز بر راز پا میباشد و کتیبه ای که یادگار عصر مهدی عباسی میباشد، بر آن باقی‌مانده میباشد.[۲۹]
در عصر معتضد عباسی (حکومت: ۲۷۹- ۲۸۹ق) به سفارش حکم دهنده مکه، دستورداد تا در سال۲۸۱ق. جایی را برای اقامت حجگزاران بر مساحت مسجد بیفزایند.[۳۰]
مقتدر عباسی(حکومت: ۲۹۵- ۳۲۰ق.) در سمت باب ابراهیم، محدوده‌ای را به مسجد خاطر نشان نمود.[۳۱]
در زمان مستنصر بالله عباسی (حکومت: ۶۲۳- ۶۴۰ق) تلاش‌های اکثری برای مرمت و تجدید بنا مسجد و به عنوان مثال تجدید بنای مطاف(جایی که حجگزاران کعبه را طواف می‌نمایند) شکل گرفت.[۳۲]
زمان سعودی
ملک بنده العزیز آل سعود، در سال ۱۳۶۸ق./۱۳۲۸ ش. دستورداد تا مسجد را از هر سو پیشرفت دهند. این گسترش از سال ۱۳۷۵ ق./ ۱۳۳۵ ش. استارت شد و مساحت مسجد تا ۱۶۰۸۶۱ متر رسید. این مقدار مساحت، برای جمعیت نمازگزاری بالغ بر سیصد هزار بدن در لحاظ دریافت شد. تعداد درهای مسجد نیز تا ۶۴ ارتقاء یافت.[۳۳]
ملک فهد به سال ۱۴۰۹ ق.، ارتقاء مساحت مسجد الحرام را به طور بی‌سوابق‌ای شروع کرد. تحقیق این طرح و خرید بعضا اماکن پیرامونی مسجد، از سال ۱۴۰۳ق. استارت گردیده بود. این ارتقاء، بیشترین صعودی بود که در زمان تاریخ مسجد الحرام انجام یافته میباشد. محدودهای به حجم ۷۶۰۰۰ هزار متر مربع به سمت غرب مسجد، افزوده شد. دو مناره والا ۸۹ متری در آن بخش سازه شوید. سه گنبد تعالی در وسط سطح افزوده گردیده ساخته شد که هر مورد بر چهار ردیف پایدار میباشد. تعداد مأذنه‌های فعلی مسجد الحرام، نُه عدد میباشد.[۳۴] [۳۵]
درحال حاضر مسجدالحرام دسته‌ای بسیار تعالی با مساحتی بیش از۸۸۰۰۰ متر مربع میباشد و مجاورت یک میلیون نمازگزار را در خویش مکان میدهد. مسجدالحرام سه طبقه‌میباشد، که طبقه سوم یعنی بام آن محوطه بسیار وسیعی میباشد.[۳۶]
مهم ترین بناهای داخلی و اشیای مسجد
کعبه
نوشته ی علمیٔ اساسی: کعبه

۱۷۰px
کعبه، منزل مکعب صورت مشهوری میباشد که در بین مسجدالحرام در شهر مکه جای‌دارد. کعبه، قبله و مهم ترین عبادت‎گاه مسلمان‌ها میباشد که زیارت آن از گذر فعالیت عبادی و فریضه حج به شرط احراز شروطی خاص مانند وسع مالی، یک توشه در زمان قدمت بر هر مسلمانی واجب میباشد.[مستلزم منبع]

حجر الاسود
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حجر الاسود
الحَجَرُ الأسوَد، سنگی مقدّس، دارای سابقه دیرین و جایگاهی ویژه در فرهنگ وتمدن اسلامی و مناسک حج میباشد. این سنگ در رُکن شرقی کعبه (که به رکن اسود یا این که رکن حَجَری نیز دارای اسم و رسم میباشد) در طول یک متر و نیم از زمین نصب گردیده‌است.[مستلزم منبع]

جایگاه ابراهیم
مراد سنگی میباشد که میگویند حضرت ابراهیم هنگام نوسازی کعبه، ذیل پای خویش نهاده تا دستش به نصیب بالای دیوار رسد. به نقلی، این سنگ قبل از اسلام باطن کعبه بود؛ البته زمانی آیه «وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْرویکردِیمَ مُصَلًّی» نازل شد، به امر نبی اکرم(ص) آن را از کعبه خارج آورده در پیرامون کعبه نهادند.[مستلزم منبع]

حجر اسماعیل
نوشته ی علمیٔ مهم: حجر اسماعیل

حجر اسماعیل
حِجْرِ اسماعیل؛ فضای در میان کعبه و دیواری نیم‌دایره را گویند که از یال شمالی کعبه (رکن عراقی) تا یال غربی آن (رکن شامی) امتداد داراست. اسم دیگر آن حطیم میباشد و برخی نیز آن را حظیره خوانده‌اند.[مستلزم منبع] بعداز آنکه حضرت ابراهیم(ع) و هاجر و فرزند شیرخوارشان اسماعیل به وادی مکه رسیدند، با ارشادوراهنمایی جبرئیل در موضع کنونی حجر بومی شدند. آن‌گاه هاجر و اسماعیل، یار با گوسفندانشان، در همین جای و در سایبانی که با چوب درخت ساختند، سکونت گزیدند. هاجر و اسماعیل هر دو بعد از وفات در همین جای دفن شدند.[مستلزم منبع] حجر اسماعیل از زمانه قبل از اسلام آیتم احترام و تقدیس بود. رسول اکرم(ص) نیز، بعد از بعثت، در حجر اسماعیل می‌گرد هم آیی و ضمن عبادت و قرائت قرآن، به سؤالات عموم جواب می‌بخشید.[مستلزم منبع] به لحاظ پر اسم و رسم فقهای امامی، به استناد روایات دارای اعتبار، حجر اسماعیل جزء کعبه وجود ندارد.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 47
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 391
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1182
  • بازدید ماه : 1385
  • بازدید سال : 4399
  • بازدید کلی : 33051
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی