loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 61
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 13:12


فَخْرُالدّین بن محمدعلی طُریحی (۹۷۹-۱۰۸۵ یا این که ۱۰۸۷ق)، از مفسران قرآن کریم ومهربان و عالمان شرعی امامیه در قرن یازدهم و مؤلف کتاب مجمع البحرین. وی اول دانا شیعی میباشد که واژگان خلل قرآن و حدیث را هم‌زمان در یک کتاب گستردن مسجد قبا مشهد نموده است.

معاش‌طومار
طریحی در سال ۹۷۹ق در نجف دیده به جهان گشود و ازاین‌رو به نجفی آوازه یافت.[۱] وی هرچند بابا خویش را محمدعلی معرفی کرده،[۲] ولی در برخی منابع اسم بابا وی محمد مذکور میباشد.[۳] آقابزرگ تهرانی، گزارش اسم «محمد» برای بابا طریحی را -که مُبْدِع آن حر عاملی بوده میباشد و بقیه افراد از وی تقلید کرده‌اند- نادرست دانسته و اسم محمدعلی را تأیید نموده آدرس مسجد قبا مشهد است.[۴]

ظاهراً منجر این اختلاف، افزوده شدن واژۀ بن میباشد که موجب شد‌ه‌است بعضی اسم پدرش را محمد بن علی گزارش نمایند. به گفته عبدالله سماهیجی بحرانی، مامان او از اهل یک محل مشهد بوده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

نسب
خانوادۀ طریحی از قبیله‌های معروف نجف بودند که سازه بر اسم جدّ اعلایشان، طُریح، به طُریحی آوازه یافتند.[۶] نسب این فامیل به حَبیب بن مُظواهر اسدی، صحابی دارای اسم و رسم امام علی(ع) و امام حسین(ع) میرسد.[۷] ظاهراً این خویشاوندان بعد از تخریب کوفه، و در قرن ششم قمری به نجف اشرف شماره تلفن مسجد قبا مشهد رفته‌اند.[۸]

وفات
به گفتۀ بعضی، طریحی در ۱۰۸۵ق در شهر رَمّاحیه درگذشت و بعداز جابجایی جسدش به نجف، مجاورت مسجدش در محلۀ بُراق -که امروزه به «الجامع الطریحی» شناخته می گردد، دفن شد.[۹] ولی برخی تاریخ وفات طریحی را ۱۰۸۷ق گزارش کرده‌اند و برآنند که تاریخ ابتدا را حر عاملی، به نادرست به‌شغل برده و سایر افراد از وی تقلید کرده‌اند.[۱۰]

سفر‌ها
طریحی زمانه جوانی را در نجف نزد پدرش و عمویش، محمدحسین طریحی، سپری کرد.[۱۱] در ۱۰۶۲ق از عراق به مکه رفت و شماری از اثر ها خویش را در اثنای این مهاجرت نگاشت. بعد از آن به جمهوری اسلامی ایران هجرت کرد.[۱۲]

فخرالدین، بنابر مجال تألیف آثارش، در ۱۰۷۹ق به مشهد رفته میباشد.[۱۳] او تألیف ایضاح الحساب را در ۱۰۸۳ق در اصفهان به نقطه نهایی رسانده که نشانه میدهد مدتی نیز در اصفهان اقامت داشته میباشد. [۱۴] وی بعداز مسافرت به یک‌سری شهر دیگر، به نجف رجوع.[۱۵]

اساتید و شاگردان
محمد بن جابر نجفی، امیر شرف‌الدین علی شولستانی و روضه خوان محمود بن حسام‌الدین بن درویش از استادان طریحی بوده‌اند.[۱۶]

صفی‌الدین بن فخرالدین طریحی، محمدباقر مجلسی، سید هاشم بحرانی و سید هاشم بن سلیمان کتکانی، به عنوان مثال شاگردان طریحی بوده‌اند.[۱۷]

آقا والا طهرانی طریحی را -با فرض اینکه کتکانی مستقیماً از او داستان نموده باشد، جزو معمرین دانسته میباشد؛ یعنی اشخاصی که عمری دراز داشته‌اند.[۱۸]

شخصیت حدیثی
اسم طریحی در گواهی اذن‌طومار‌های روایتی آمده[۱۹] و خویش وی نیز دارنده اجازۀ قصه و سماع بوده[۲۰] و به بعضا از شاگردانش اجازۀ ماجرا داده میباشد.[۲۱]

تالیفات

مجمع البحرین
از مهم‌ترین کتاب‌های طریحی، مَتوده البحرین و مَطلع النیرین میباشد. این کتاب، اول تاثیر شیعی میباشد که به توضیح واژگان نقص‌ قرآن و حدیث، در کنار هم، پرداخته میباشد.[۲۲] او این کتاب را بعد از تألیف دو کتاب دیگرش، غریب القرآن و غریب الحدیث، نگاشت.[۲۳] ظاهراً طریحی در تألیف این کتاب، بیشترین تأثیر را از اثراتی زیرا الصحاح جوهری (درگذشت ۳۹۳ق)، معجم مقاییس اللغة و مجمل اللغة نوشته ستایش بن عجم (درگذشت۳۹۵ق)، [[النهایة فی غریب الحدیث تاثیر ابن اثیر جزری (درگذشت۶۰۶ق)، و القاموس المحیط تألیف مجدالدین فیروزآبادی (درگذشت۸۱۷ق) گرفته میباشد.[۲۴]

تاثیر دیگر طریحی در ذکر معنای واژگان ایراد قرآن مهربان، کتاب غریب القرآن میباشد[۲۵] که با تیتر تعبیر غریب القرآن چاپ شد‌ه‌است. به گفتۀ آقابزرگ طهرانی[۲۶] طریحی تألیف این کتاب را قبل از مَگردآوری البحرین، در ۱۰۵۱ به نقطه پایان رسانده میباشد. ظاهراً طریحی درین تاثیر، کتاب نزهة القلوب و فرحة المکروب ابوبکر محمد بن عزیز سجستانی (درگذشت۳۳۰ق) را، برای استفادۀ سهل و آسان‌خیس، به ترتیب الفبایی و با اضافه کردن بعضا مطالب، تدوین نموده است.[۲۷] آقا والا طهرانی به تمایز کتاب غریب القرآن با دو تاثیر دیگر او، ُنزهة الخاطر و سُرور الناظر و کشف غوامض القرآن، تأکید کرده،[۲۸] ولی جعفر آل محبوبه برآن میباشد که دربین این اثر ها تفاوتی وجود ندارد و هر سه، اسم‌های متفاوتی برای یک کتاب میباشد.[۲۹]

بازدید : 56
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:10


مسئولیت‌های سیاسی

سید محمدباقر حکیم موسس سپاه بدر، به یار ابومهدی المهندس، یک کدام از فرماندهان عراقی این تیم.
درپی ارتقا فشارها و عدم قابلیت و امکان عمل سیاسی، او در ۱۳۵۹ش به‌طور مخفیانه عازم دمشق شد. آنگاه از روش ترکیه به کشور ایران سفر مسجد قبا مشهد کرد.[۱۴]

وی در جمهوری اسلامی ایران، در مسئله مسائل سیاسی و فرهنگی شغل کرد و مسئولیت‌های زیادی را برعهده گرفت که مهم ترین آن‌ها عبارت‌اند از: دبیرکلی جماعة العلماء المجاهدین فی العراق که در ۱۳۵۹ش تأسیس شد، سخنگویی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق که در ۲۶ آبان ۱۳۶۱ مبنا‌گذاری شوید، سر کردگی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در ۱۳۶۵ش، شرکت کردن در تأسیس مجمع جهانی تخمین دربین مذهب‌ها اسلامی و تصدی سر گروهی آن، و قائم‌مقامی مجمع جهانی اهل‌بیت.[۱۵] آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۷۰ش اورا به عضویت شورای خوب مجمع جهانی اهل‌بیت منصوب آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۱۶]

خلال این، وی تشکیلات نظامی متعلق به مجلس اعلای انقلاب اسلامی به اسم سپاه بدر (فَیْلَق بدر) را تأسیس کرد که نزدیک به سه‌هزار سرباز داشت و تمامی آن ها عراقی‌های مهاجر به کشور‌ایران بودند. این سپاه در نبرد عراق با جمهوری اسلامی ایران، علیه نیروهای عراقی رزرو مسجد قبا مشهد جنگید.[۱۷]

انتفاضه شعبانیه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: انتفاضه شعبانیه عراق
با شروع قیام عموم عراق علیه رژیم بعثی در شعبان سال ۱۴۱۱ق موازی با اسفند ۱۳۶۹ش، سپاه بدر برای پشتیبانی از این قیام وارد محدوده عراق شد، البته حکومت عراق این قیام را سرکوب نمود و سپاه نام برده کاری از پیش مبارزه.[۱۸] هوا داران سید محمد باقر حکیم نقش پررنگی در انتفاضه شعبان شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشتند.[۱۹]

پندار‌ها
نظریه تندرست خصوصیت جامعه شیعی
حکیم برخورداری جامعه شیعی از نظریه تندرست را از دستاوردهای محبت و ولایت اهل بیت می‌داند. حکیم، نقش اهل بیت در بنیانگذاری جماعت صالحان، منتشر کننده مجمع جهانی اهل بیت،ج۱، ص ۷۲.

الهی‌بودن حکومت

مرقد سید محمدباقر حکیم[۲۰]
او دولت و حکومت را در اصلً منصبی الهی می‌دانست و بدین ترتیب معتقد بود که حکومت مناسب، می بایست آموزه‌های الهی را مد لحاظ قرار دهد.[۲۱]

جمهوری اسلامی
محمدباقر حکیم معتقد بود که عموم بایستی در تعیین نوع حکومت خویش آزاد باشند و این آزادی به هیچ دلیلی نباید محصور یا این که نفی خواهد شد. او نوع حکومت جمهوری اسلامی را بر دیگر گونه های حکومت ترجیح داده و معتقد بود که آن را می بایست عالم عادل و باخبر اداره نماید. نقش عموم درین نوع حکومت، آشنایی اما دانا و اطاعت از او و نیز برقراری رابطه با وی از روش نمایندگان میباشد.[۲۲]

او همینطور به تکثرگرایی سیاسی هم پا با به رسمیت شناختن حکومت اسلامی، التزام به قانون ها جان دار، و اجتناب از خلل در امنیت اجتماعی اعتقادوباور داشته و تکثرگرایی سیاسی را مشکلی برای جامعه اسلامی نمی‌دانسته میباشد.[۲۳]

تخصصی‌شدن مرجعیت
محمدباقر حکیم در ۱۳۷۸ش عقیده تخصصی شدن مرجعیت فقهی را مطرح نمود. از نگرش او، به جهت تحولات سیاسی در دنیا اسلام، سرکوب‌های سیاسی انجام یافته، و مسئولیت‌های هنگفت مراجع، می بایست مرجعیت فقاهتی به سمت تخصصی شدن پیش رود و بر این مبنا، بعضا از مراجع فقط به دستور صدور فتوا(در موضوعات شرعی) و کارها مربوط به آن و جمع‌ای دیگر فقط به کارها سیاسی و اجتماعی بپردازند. این تخصص‌گرایی می بایست به ندرت ارتقا یابد و موضوعات دیگری را نیز دربرگیرنده خواهد شد.[۲۴]

از نظر دیگر افراد
آیت الله خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران در پیامی بعداز شهید شدن سید محمدباقر حکیم او را عالمی مجاهد در خط مش احقاق حق ملت عراق، مظهر منظور‌های بحقِ آنها شخصیتی با ارزش، سنگری مستحکم در قبال اشغالگران عراق تعریف کرد.[۲۵]
سیدر حیدر حکیم فرزند شهید حکیم در باره مختصات پدرش می گوید که وی باور و عشق و علاقه بسیار شدید عاطفی نسبت به اهل‌بیت(ع) داشتند و زمانی یادی از اهل بیت همچون حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) میشد، بسیار منقلب می‌شدند و زمانی هنگام قرائت مقتل به لحظات شهیدشدن امام حسین(ع)می‌رسیدند، هم اکنون وی دگرگون می‌شد و این منقلب شدن هم به هیچ وجه مصنوعی خلا. او هم چنان اهتمام به مستحبات و قرائت قرآن و دیدار با عموم و کوشش برای رفع مشکلاتشان را از سایر خصوصیت های پدرش برشمرده میباشد. [۲۶]
بزرگداشت
با شهید شدن سید محمدباقر حکیم، ۱ رجب، در عراق با اسم روز شهید اسم‌گذاری شد‌ه‌است.[۲۷] و سالانه درین روز مراسم بزرگداشتی به مناسبت شهیدشدن شهید محراب در عراق برگزار می‌گردد.[۲۸]

جستارهای متعلق
شهدای محراب

بازدید : 22
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 15:55


نزاع با فرقه‌گرایی و انحرافات شرعی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: بابیت
علی محمد باب در سال ۱۲۶۰ق یعنی اواخر سلطنت محمدشاه، ادعای مهدویت کرده و جماعتی را در ادامه خویش گردانید. در‌پی کودتا‌هایی که در زمانه امیر وسیع به وقوع پیوست، باب به فرمان امیرکبیر کشته شد، ولی بابی­‌های یزد، کرمان، زنجان و مازندران از قتل باب با خبر گردیده و به خون‌خواهی وی قیام کردند حتی مصمم شدند که امیرکبیر و ناصرالدین پاد شاه را به قتل برسانند، البته امیر با سرعت آحاد کودتا‌ها را مسجد قبا مشهد خواباند.[۷]
یکی شغل های امیر شکستن بست‌نشینی بود که گاه به وجهه مذهبی مرز و بوم زخم می رساند. در آن فرصت در جمهوری اسلامی ایران معمول بود ارکان شرور و آشوب ‌طلب و جانی برای فرار و گریز از مجازات به سفارت­منزل‌های فرنگی یا این که به منزل مجتهدان یا این که بقعه حضرت عبدالعظیم و بقاع حضرت معصومه(س) در قم پناهنده می‌شدند، امیرکبیر با صدور فرمانی در ۱۲۶۶ق، شالوده بست‌نشینی را از در میان موفقیت و به کارگزاران دولت امرکرد هر مجرمی را در هر کجا که باشد، بازداشت کرده و به مجازات آدرس مسجد قبا مشهد برسانند.[۸]
سیاست مالی
کاستن از هزینه های دولت از نرم افزار‌های بدون شوخی امیرکبیر بود. وی هیأتی از مستوفیان(مسئولان اخذ مالیات) را ذیل­ لحاظ مستوفی­ الممالک آشتیانی (وزیر استیفاء) ایجاد کرد. این هیأت بعد از بازرسی‌های مورد نیاز، کمبود عایدات را نسبت به هزینه‌های دائمی، یک ­میلیون تومان تشخیص بخشید. امیرکبیر برای خاتمه دادن به معضل مالی و متوازن ساختن عایدات بانک دستورداد به تناسب از حقوق و دستمزد و مقرری پرسنل دولت کاسته گردد و این فعالیت را از حقوق و دستمزد خویش گرفته تا خرد­‌ترین مستخدمین ایفا کرد. علاوه ­بر آن مستمری‌های هنگفت شاهزادگان، علما، سادات و مُتَنَفّذین را انقطاع کرد و برای پادشاه مقرری ماهانه‌ای نزدیک به هزار تومان گزینش رزرو مسجد قبا مشهد نمود.[۹]

اپ دیگر امیرکبیر سامان دادن به عایدات بود. وی مالیات عقب­‌افتاده حکام ولایات و خوانین محلی را وصول کرد و زمین‌های مزروع را از جدید گزینه ارزشیابی قرار بخشید؛ چون واپسین توشه ۸۰ سال قبل از آن در طی کریم و مهربان­ خان زند زمین ها را ارزشیابی کرده بودند و از آن وقت تغییر و تحول فاحشی در بها زمین و دیگر اموال منقول چهره داده شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۱۰]

کارها نظامی و امنیتی
تشکیل ارتش نوین

امیرکبیر و عده ای از رجال قاجار در کنار ناصرالدین فرمان روا
امیرکبیر برای اصلاح اوضاع و احوال نظامی کشور ایران، وزارت پیکار را شخصا برعهده گرفت و یک مکتب­ نظامی در طهران تأسیس و معلمان و مربیان نظامی از کشورهای بی‌طرف برای آموختن افسران استخدام کرد.[۱۱] جامه نظامیان را متحدالشکل کرد. این خرقه مشابه جامه نظامیان اطریشی بود. وی برای تأمین اسلحه­ ما یحتاج یک‌سری سوله اسلحه‌سازی در اصفهان، شیراز و طهران به رویه‌انداخت. بنای عمارت توپخانه به فرمان امیرکبیر در سال ۱۲۶۷ق استارت شد. ساختمان سربازخانه‌ها در فارغ شهر‌ها و بنای قراولخانه‌ها( پاسگاه‌ها) در درون شهر‌ها و رمز رویه­‌ها، آغاز به ساختن شد. از سایر اقدامات، ساختن قلعه‌های نظامی در محل‌های سوق­‌الجیشی و ساخت‌و‌ساز پادگان‌های مستمر بود.[۱۲] از سایر اصلاحات امیرکبیر، تشکیل نیروی دریایی در خلیج عجم و خریداری کشتی از دولت انگلیس بود.[۱۳]

نظام اطلاعاتی و امنیتی
در دولت امیرکبیر دستگاه خُفیه­‌نویسی و اطلاعاتی نسبتا پهناور و منظم بود. وی مأموران اکثری گماشته بود تا گزارش‌های منظمی از آنچه در شهرها و ولایات و دستگاه‌های دیوانی و لشکری و حتی سفارتخانه‌های فرنگی می‌قبلی، بدون واسطه برای وی بفرستند. دستگاه اطلاعاتی امیرکبیر در سه جهت مهم عمل می‌نموده است:

خبرگیری از وضع و اوضاع ولایات و عمل‌های مأموران دیوانی و لشکری به خصوص برای پرهیز از باج­‌گیری و نیز دوری از تَعَدّی مالیاتی و دستبرد به حقوق و دستمزد طبقه روستائی؛
گزارش اتفاق ها شهری به ویژه از نگاه نظم و امنیت همگانی؛
محافظت از عمل سفارتخانه‌های فرنگی در طهران.[۱۴]
کارها قضایی و واکنش با جرم
اصلاحات امیرکبیر نظام دادستانی کشور‌ایران را در یکسری جهت پوشش اعطا کرد: اصلاح محضر شرع، بنای دیوان­منزل عدل و داد، بازرسی به دادخواهی عموم علیه دولت، دین تازه دادخواهی اقلیت‌های مذهبی،[۱۵]و برانداختن ترسیم شکنجه جنایتکار و جنایتکار.[۱۶]

قضاوت در میان مرافعات و منازعات عموم و تحقیق به جرم، در عصر امیرکبیر به عالمان فقاهتی و مجتهدان تعالی ودیعه شد. گفته‌اند که وی در اجرای احکام طبق شرع و ضابطه، بسیار حساس بود، چنانکه نقل گردیده است که هنگامی خادم امیرکبیر را نزد روضه خوان عبدالرحیم بروجردی حاکم محکمه بردند، روحانی بعداز احراز جرم به امیر گسترده نوشت، وی جنایتکار میباشد شما به مصلحت خویش با وی واکنش نمایید. امیرکبیر به‌این رو که روضه خوان بروجردی در اجرای حکم، او‌را مراعات کرده، او را برکنار و روضه خوان عبدالحسین تهرانی را به جایش منصوب نمود.[۱۷]بعضی از شغل های امیرکبیر در زمانه صدارتش را مطابقت و همخوانی بر اصول فقاهتی و اخلاقی ندانسته و گزینه انتقاد قرار گرفته میباشد. [۱۸]

بازدید : 32
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 9:53


سید جعفر مرتضی عاملی (۱۳۶۴-۱۴۴۱ق) فقیه فقاهتی، کارشناس تاریخ اسلام و تشیع، سیره‌نگار و از عالمان لبنان و حوزه علمیه قم و حوزه علمیه نجف. او کتاب‌هایی در موضوع سیره اهل‌بیت(ع) تألیف نموده است؛ الصحیح اینجانب سیرة النبی الاعظم، الصحیح اینجانب سیرة الامام علی و مأساة الزهراء به عنوان مثال اثر ها مسجد قبا مشهد اوست.

معرفی و منزلت

اخذ پاداش کتاب سال ۱۳۹۶ش. از دست رییس جمهور وقت، برای الصحیح اینجانب سیرة الامام علی(ع)
سید جعفر مرتضی عاملی در ۲۵ صفر سال ۱۳۶۴ق[۱] در روستای عیتا الجبل، در ۱۱۰ کیلومتری بیروت دیده به جهان گشود. نسب قبیله پدری‌اش به «الحسین ذوالدَّمعه»، فرزند زید، فرزند امام سجاد(ع) آدرس مسجد قبا مشهد می رسد.

وی در سال ۱۳۹۶ش پاداش کتاب سال کشور‌ایران را در قسمت سیره معصومان برای کتابت کتاب الصحیح اینجانب سیرة الامام علی اخذ کرد.[۲] فرستاده جعفریان درباره رده وی این نظر را دارد که کتابت تاریخ در قم معمول عدم وجود تا اینکه سید جعفر مرتضی عاملی علم تاریخ را در قم زنده رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۳]

سید جعفر مرتضی در ۴ آبان سال ۱۳۹۸ش مبنی بر با ۲۷ صفر سال ۱۴۴۱ق در بیروت درگذشت و در زادگاهش بنا شده در جبل‌استدلال دفن شد.[۴] به مناسبت درگذشت وی مجالس بزرگداشتی در قم و طهران برگزار شد.[۵] همینطور در ۲۵ دی ۱۳۹۸ش آئین نکوداشتی از سوی پژوهشگاه علم ها و تمدن اسلامی در قم برای وی شماره تلفن مسجد قبا مشهد برگزار شد.[۶]

سید جعفر مرتضی، اخوی سید مرتضی مرتضی عاملی، عضو شورای خوب مجمع جهانی اهل‌بیت میباشد.[۷]

تحصیلات
سید جعفر مرتضی تحصیلات خویش را به‌شکل غیر رسمی نزد پدرش که مدرس بود، استارت و در ۱۳۸۲ق برای علم آموزی علم ها فقهی به نجف مهاجرت کرد. در آنجا مکتب بروجردی و جامعة النجف الدینیة را برای اقامت برگزید و به علم آموزی علم ها فقهی درگیر شد. در سال ۱۳۸۸ق به قم مسافرت نمود. در حوزه علمیه قم، آغاز باقی مانده دروس سطح را نزد میرمحمدی یادگرفت. آن گاه در درس اساتیدی زیرا سید موسی شبیری زنجانی، سید علی فانی، مرتضی حائری یزدی و میرزا هاشم آملی حاضر شد و به طور همزمان به تفحص و بازرسی درباره مسائل تاریخی و عقیدتی شیعه پرداخت. مرتضی عاملی در ۱۳۷۲ش/۱۹۹۳م بعداز ۲۵ سال اقامت در قم، به لبنان رجوع و تا انتها قدمت در لبنان باقی ‌ماند.[۸]

عمل‌های علمی و اجتماعی
از شغل‌های اساسی جعفر مرتضی در سال‌های اقامت در قم، می‌قدرت به استیناف در قضیه‌های متفاوت تاریخ و عقاید شیعه، فعال‌سازی «مُنتَدا» یا این که «مکتب علمیه جبل عاملی‌ها» و درس دادن برای دانشجوها عصر فوق لیسانس دانش کده تربیت استاد اشاره نمود. او در سال جاری‌ها از درس دادن، ارائه مشورت‌های تحقیقاتی و ساخت شرایط مطلوب برای علم آموزی طلاب لبنانی نیز غافل عدم وجود. مرتضی طی ۲۵ سال سکونت در شهر قم علاوه بر امان و تربیت طلاب لبنانی در شکل لزوم به پناه ایدئولوژی انقلاب اسلامی پرداخت و مباحثی در حکومت از سیره اهل بیت تدوین نمود.[۹]

عاملی از اواخر سال ۱۳۷۲ش/۱۹۹۳م در لبنان سکنی گزید و کوشش‌های علمی، پژوهشی و تربیتی خویش را در ضاحیه بیروت که آن فرصت در اشغال اسرائیل بود خاطر نشان کرد. وی در همین سال‌ها خلال مطالعه در موضوع تاریخ و تأسیس مرکزی تحقیقاتی در بیروت، به برگزاری جلسات متعدد برای جوان ها شیعه لبنانی تلاش گماشت و از این‌شیوه، نسلی از فعالان مذهبی در بین شیعه ها لبنان به وجود آورد. یکی‌از دیگر از اقدامات وی در مسیر یادگرفتن مبانی اعتقادی، تأسیس مکتب علمیه در ۱۳۷۷ش در بیروت میباشد. هواخواهی از امامت و ولایت و کوشش دائمی در پاسخگویی به شک ها اعتقادی، از اقدامات او در سال‌های اقامت در لبنان میباشد. [۱۰]

نحوه سیره‌نگاری و کتابت کتاب
سید جعفر مرتضی درباره ضروت تحقیق بعدها معاش امام علی(ع):
به نظریه اینجانب می بایست مسلمانها بفهمند که امام علی (ع) ذخیره اصلی معاش آنهاست که از آن غافل گردیده‌اند.حضرت علی(ع) تحت عنوان یک معصوم و آدم بدون نقص در تمامی عرصه‌های معاش حضور داشتند و صاحب و مالک ایده؛ چه در حکومت نبوی و چه عصر‌های آن گاه بودند؛ به همین ادله تأثیرگذاری حضرت امیر(ع) در تاریخ اسلام بسیار اساسی میباشد و مورد نیاز میباشد تا همگی بعدها معاش حضرت به طور ظریف و تحلیلی سنجیده شود.

*منبع: سید جعفر مرتضی در سی و پنج‌مین زمان مراسم اخذ محرک کتاب سال جمهوری اسلامی

سید جعفر مرتضی یک کدام از مورخان شیعه در رغبت تاریخ صدر اسلام و یک کدام از دست اندرکاران مهم احیای تاریخ در حیطههای علمیه میباشد.[۱۱] اثرها تاریخی وی تعدادی خصوصیت داراست:

راه اجتهادی در استیناف تاریخ؛
به کارگیری از تاریخ برای مدد از مبانی کلامی شیعه و انتقاد مبانی کلامی اهل سنت؛
تَتَبُّع و جستجوی کبیر
بررسی ظریف
ریشه‌یابی مدبرانه از رویدادها
مشخص و معلوم کردن مصرح جعل و تحریف
افشای رخ‌های فریبکار در کتابت متن‌ها تاریخی
شناخت وسیع و عمیق با منابع تاریخی
دیوانه مداد و مدل گروه‌بندی مطالب در کتاب‌هایش
نوشته‌های وی، به وسیله ویراستاران دستکاری نشده و مداد کتاب، مداد خویش او میباشد.[۱۲]

بازدید : 50
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 11:53


خلقت و حدود دعوت
نظام فکری دروزیان درباره‌ی خلقت در‌صورتی‌که چه همانند دیگر جماعت‌های اسماعیلیه بر نظام خلقت افلاکی و نوافلاطونی سازه گردیده‌است، اندکی با عقاید اسماعیلیان تفاوت مسجد قبا مشهد داراست.[۲۵]

مطابق تعالیم دروزی، سازنده با البارّ به فرمان خویش عقل کلی را از نور و روشنایی خود آفرید و موادتشکیل دهنده همۀ موجودات را در دانش وی به ودیعه بنیان و اورا انگیزه همۀ مخلوقات قرار بخشید. عقل کلی زیرا به خویش لحاظ کرد و خویش را فارغ از مشابه و ضد یافت در گیر عجب شد و در‌این هنگام از وی ضد صادر شد. عقل کلی اخذ که تست گردیده است، بعد از پروردگار آمرزش طلبید و از وی خواست که او را در مقابل ضد امداد نماید. از این طلبِ آمرزش نفس کلی به وجود آمد، البته هنگام خلقتش، یاروهمدم فروغ عقل، عنصرها کوچکی از ظلمات نیز در وی متجلی شد.[۲۶] از فروغ نفس کلی واژه و کلمه و از کلمه و واژه قدیمی یا این که جبهه اَیمن و از قدیمی تالی یا این که جبهه اَیسَر صادر شد. سرنوشت، از نوروروشنایی تالی زمین و آنچه در آن میباشد و آسمان ها و بروج دوازده گانه و طبایع چهارگانه و هیولی آدرس مسجد قبا مشهد پدید آمدند.[۲۷]

حمزه، بر پایۀ این نظریه در خصوص خلقت، مراتب عُلوی فوق را به اعضای اساسی تشکیلات دعوت خود نیز اطلاق کرد. پنج جايگاه یا این که حد وجود رزرو مسجد قبا مشهد داراست:

عقل کلی
نفس کلی
واژه و کلمه
جبهه ایمن قدیمی
جبهه ایسر تالی
مرتبۀ عقل کلی در فرد حمزه متجسد گردیده است و چهار مرتبۀ آجل به ترتیب به اسماعیل بن محمد تمیمی، محمد بن وَهب قرشی، سلامة بن عبدالوهاب سامری و علی بن احمد سموقی وابستگی دارااست. اینان اربعۀ حُرُم برگرفته از آیه ۳۶ سوره توبه یا این که حجج اربعه‌اند که در هر مجال با صور و اسامی متعدد ظواهر میگردند.[۲۸] این حدود وزیران یا این که داعیان خوب رتبۀ الحاکم‌اند که تجسد پنج انبعاث کیهانی یا این که پنج اصل فقیه عُلوی به شمار می روند.[۲۹] ذیل این حدود پنج‌گانه به ترتیب داعی، مأذون، و مُکاسر نقیب قراردارد، که با سه اصل علوی جد، فتح و خاطر هم خوانی میباشد. آحاد مؤمنان معمولی تابع این حدودند.[۳۰] به جز این حدود، حدود دیگری نیز وجود داراست که همراه شماره تلفن مسجد قبا مشهد آنهاست.[۳۱]

در نظام فکری دروزیان، برخلاف فاطمیان، دربین حدود عُلوی و سِلفی دوگانگی نیست، بلکه حدود جسمانی به عبارتی حدود شیخ و عُلوی میباشد خیر بر اساس آن ها.[۳۲]

از فرصت گوشه‌گیری مقتنی سلسله مراتب سازمان تبلیغی حمزه، به عنوان مثال مرتبۀ داعی و مراتب تحت‌خیس آن، به ندرت کاربردش را از دست بخشید و مجموعۀ نوشته‌های مقدّس دروزیان مکان خویش غایب را گرفت.[۳۳]

تَقَمُّص

دروزیان
از لحاظ دروزیان روح آدم جاودانه میباشد و هنگام مرگ به جسم دیگر منتقل می گردد. این جابجایی مشابه برتن‌کردن بلیز نو میباشد و از این رو این نظریه را تقمص می‌نامند.[۳۴]

آنها در تأیید این نظریه به آیاتی از قرآن، مانند آیه‌های ۲۸، ۵۶، ۲۴۳ سوره بقره، آیۀ ۶۶ سورۀ حج، آیۀ ۱۱ سورۀ روم، استناد میجویند.[۳۵]

ارواح‌بشر‌ها همگی با هم و به طور یکباره اخلاق شد‌ه‌است؛ از این رو، تعداد آن ها همواره اثبات و مشخص میباشد و با سپری شد مجال نادر یا این که زیاد نمیشود.[۳۶] از سوی دیگر، تعداد ارواح مؤمنان و کافران نیز از شروع خلقت مشخص بوده میباشد، و با مرگ یک مؤمن صرفا یک مؤمن دیگر قادر است متولد گردد و با مرگ یک مشرک مشرکی دیگر.[۳۷] این اعتقاد و باور، که بیان کنده اثبات و معلوم بودن شمار دروزیان زنده نیز می‌باشد، در واقع فلسفۀ عدم تایید عضو نو در جامعۀ دروزی را ذکر می‌نماید.[۳۸]

در تقمص تمایز فرآورده نیز مراقبت میشود و روح مردان همواره به مردان و روح زنان به زنان جابجایی مییابد.[۳۹] همینطور هیچگاه روح آدمی به جسم حیوان منتقل نمیشود.[۴۰]

عقیده نطق

با جابجایی روح از جسدی به جسد دیگر، مجموع دانسته ها گذشته وی هم منتقل می‌گردد. از این رو، بشر مفروضات قبل را به خاطر میاورد. این وضعیت را نطق میگویند.[۴۱] عبدالله نجار، از بزرگان معاصر دروزی، نظریۀ نطق را خرافه و ناآشنایی بشر با ادوار قبلی را عامل بطلان آن میداند.[۴۲]

دروزیان تقمص را مقتضای عدل پروردگار می دانند، به این دلیل‌که معاش در تن‌ها و شرایط‌های گوناگون زمان کافی و مطلوب را برای رهایی و پاکسازی نفس مهیا می‌سازد که‌این فرمان در یک توشه معاش تحقق نمی‌یابد.[۴۳]

نهایت پایانی تقمص آزمون و پاکسازی نفس و وصال نفس به کمال دانسته گردیده‌است، هر یک‌سری ممکن میباشد آدم به مرتبۀ نازل‌تری نیز سقوط نماید.[۴۴]

دروزیان، برخلاف بعضی از عقاید خویش، اعتقاد و باور به تقمص را نهفته نمیکنند، بلکه مصرانه از آن پشتیبانی می‌نمایند و کتاب‌ها و نوشته‌ی علمی‌هایی هم در تأیید آن نوشته‌اند.[۴۵]

روز آخرین و قیامت
زیرا روح جاودانه میباشد و مرگ ندارد، محشر، معاد و رستاخیز بی‌معناست. در اندیشۀ دروزیان، یوم الاخر نقطه پايان مرحلۀ تکامل ارواح میباشد و قیامت روزی میباشد که توحید طلبه گردد و موحدان بر شرک و بی دینی موفقیت یابند و تقمص به نقطه نهایی برسد.[۴۶]

در‌این روز ارواح با تقوا هرکدام به‌اندازۀ تکاملی که یافته‌اند به عقل کلی متصل میشوند و هر که به‌اندازۀ اتصاف به عقل کلی اجر حصول می‌نماید. عذاب نیز ناشی از نرسیدن به‌این مراتب میباشد.

از نماد‌های قربت آن روز، اشراف مسیحیان و یهودیان بر شهرها و تسلیم شدن عموم به خرابی و پستی و آرای فاسد و اشغال فلسطین به دست یهودیان و حکم کننده شدن شخصی ناصالح از نسل امامت میباشد.[۴۷]

در‌این روز نامعلوم، الحاکم بامرالله در شکل ناسوتی خویش در کنار رکن یمانی کعبه ظواهر میگردد و حمزه، در کنار وی، با به چنگ آوردن چاقو وی معارضان را ارعاب می‌نماید. درین هنگام عموم به چهار تیم تقسیم می گردند: اهل ظواهر، اهل درون، مرتدان و موحدان. سه فرقۀ ابتدا جزو هلاک شدگان‌اند و صرفا موحدان نجات می یابند.[۴۸]

پردیس و دوزخ

دروزیان دنیوی بودن فردوس و دوزخ را نفی می‌نمایند و پردیس را وصال به توحید و دوزخ و جهنم را بی دینی به پروردگار میدانند.[۴۹]

نسخه ها ادیان و شرایع
در رسائل الحکمة[۵۰]آمده که حمزه برای نسخه ها ادیان برخاسته میباشد، و به این ترتیب یک کدام از موقعیت تایید مستجیبین در دعوت، اعلام برائت آنها، از جمیع مذهب‌ها و ادیان میباشد.[۵۱]

دعوت توحید دروزیان غایت همۀ دعوت‌ها و ناسخ همۀ تعالیم پیامبران قبلی، مثلا یهودیت، مسیحیت و اسلام، و ناسخ شریعت ظواهر و داخل به شمار می‌رود.[۵۲]

بازدید : 53
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 14:44


واقِفیه، واقِفه یا این که مَمْطوره، گروهی از شیعه‌ها که بر امامت امام موسی کاظم(ع) توقف کردند، از اعتراف به امامت امام رضا(ع) سرباز زدند و معتقد بودند که امام کاظم(ع)، مهدی موعود میباشد که در غایب بودن به رمز میبرد و رجعت خواهد کرد. همینطور به گروهی از شیعه ها که بر امامت امام حسن عسکری(ع) توقف کردند و او را مهدی موعود دانستند نیز واقفه گفته می‎گردد. علی بن اسماعیل میثمی، اولی کسی بود که بر آن‌ها اسم ممطوره مسجد قبا مشهد را گذاشت.

خبر ها و نصوص زیادی وجود دارا هستند که تأکید می‌‏نمایند انگیزه توقف این مجموعه در امامت موسی بن جعفر(ع)، فریفته شدن به اموال و گنج‏‌های فراوانی بود که نزد آنها انباشته شده بود. همینطور شبهه‏‌های اعتقادی که‌ گاه در تاثیر القاء پندار‏‌های نوپدید و‌ گاه به باعث برداشت‏‌های غلط از برخی مبانی و مصادر عقیدتی پدید می‌آمدند در صورت‏‌گیری و موضوع‌سازی تکان واقفیه مؤثر آدرس مسجد قبا مشهد بودند.

اولی اشخاصی که‌این اعتقاد و باور را آشکار ساختند علی بن ابی حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی و عثمان بن عیسی رواسی رزرو مسجد قبا مشهد بودند.

معنا‌شناسی
تیتر واقفیه در کتاب‏‌های رجال، تاریخ و نیز در تفصیل درحال حاضر افرادی با اینگونه میل‌های مذهبی و یا این که در بیان مذهب ها و فرق شیعه بارها تکرار گردیده و به افرادی آورده شده میباشد که در عصر‏‌های گوناگون بر امامت امامان شیعه توقف کرده بودند، مثلا بعضی از رهروان سبائیه، کیسانیه و ناووسیه. از جمله روضه خوان صدوق در کتاب کمال الدین و کل النعمة به هنگام نقل مناظره در میان ابن قبه رازی و ابی زید علوی، عنا وین «‌الواقفة علی امیرالمؤمنین‌» و «‌الواقفه علی موسی(ع)‌» و «‌الواقفه علی ابی عبداللَّه‌»(امام درستگو) را به عمل شماره تلفن مسجد قبا مشهد برده میباشد.

[۱] و گشوده در مکان دیگر همین کتاب از «‌الواقفه علی الحسن بن علی بن محمّد‌» حافظه می‌نماید که نظریه داشتند امام حسن عسکری(ع) غایب گردیده و وی به عبارتی مهدی قائم میباشد.[۲] نوبختی علاوه بر اشاره به وجود توقف‌کنندگانی - واقفیانی - برای هریک از امامان، تأکید می‌نماید که واقفیه به صورت مطلق تیتر خاصّ عده ای میباشد که بر امامت امام موسی بن جعفر(ع) توقف کرده‌اند. وی می‌‏گوید: «‌هریک از وی ـ امامان ـ که درگذشت، واقفی‌ه‏ایی داشت که بر امامت وی توقف کردند، البته این کنیه، خاصّ اصحاب موسی بن جعفر(ع) میباشد ».[۳]

سیرتکامل‌های توقف
دانشمندان و نویسندگان متأخر، عمدتاً معتقدند توقف در امامت به دو سیرتکامل بوده میباشد:

توقف به معنای عام یعنی توقف گروهی از عموم بر امامت یکی امامان[۴]
توقف به معنای خاص یعنی توقف بر امامت موسی بن جعفر(ع)[۵]
وحید بهبهانی، اعتقاد دارد که گرچه تیتر واقفیه بر عده ای که بر امامت تمامی امامان توقف کرده‌اند اطلاق می گردد، ولی هر گاه به صورت مطلق و فارغ از اشاره به امامی خاص ذکر گردد، خواسته از آن، توقف‌کنندگان بر امامت موسی بن جعفر (ع) میباشد.[۶]

واقفی‌گری‏
اولیه فکر توقف در اسلام به مجال وفات نبی پروردگار(ص) بازمی‌‏خواهد شد. هنگامی که نبی(ص) درگذشت، قدمت بن خطاب که بر راز لاشه حضرتش حاضر گردیده بود بانگ زد: «‌به خداوند محمد نمرده میباشد بلکه همانند موسی از در بین قومش غائب شده و به زودی گشوده خواهد گشت‌» و پیوسته این حرف را تکرار می کرد چنان که عموم گمان کردند عقلش را از دست داده میباشد.[۷]هم اینگونه قدمت ترساندن به جدا دست و پا و شکنجه برای اشخاصی کرد که به اعتقادوباور این که رسول مرده بخواهند مبادرت به بیعت با دیگری کنند. او آنچنان با شدت و حرارت این مورد را پی درپی تکرار کرد، که طبق گزارشات رسیده دهانش به کف گرد‌همایی. [۸]

بازدید : 40
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:11


حَمّاد بن عثمان، از محدّثان قرن دوم هجری قمری. او از اصحاب امام راست گو(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) و از اصحاب اجماع میباشد. اسم او در سلسله گواهی حدود ۲۰۰۰ قصه آمده میباشد و کلیه عالمان رجال و حدیث‌شناسی، بر وثاقتش واقعه حیث مسجد قبا مشهد دارا‌هستند.

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درست گو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوست داستنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی آدرس مسجد قبا مشهد نصر بزنطی
نبو


معرفی و رده علمی
حماد بن عثمان(۱۹۰ق) از اصحاب امام درست گو (ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) میباشد. کنیه او ناب یا این که ذوالناب[۱] بود و در کوفه[۲] معاش رزرو مسجد قبا مشهد می کرد.

اسم حماد بن عثمان در سلسله مدرک حدود دوهزار حدیث میباشد.[۳] او خلال نقل بی‌واسطه از امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع)، از قریب به صد راوی و بیش تر از تمامی از عبیدالله بن علی حلبی حدیث شنیده میباشد همچنان که افزون بر چهل راوی و بیش تر از بقیه افراد، محمد بن ابی‌عمیر، حسن بن علی وشاء، حسن بن علی بن فضال و محمد بن ولید خزاز از او حدیث شماره تلفن مسجد قبا مشهد شنیده‌اند.[۴]
نظارت محتوای احادیث حمادبن عثمان آرم می دهد که او بیشتر به تصویب و نقل روایات احکام اهتمام داشته میباشد و در این مورد از راویان لبریز حدیث به شمار می آید و ولی احادیث زیادی نیز در صفات امام و وضع و اوضاع امامان داراست.[۵]
حماد بن عثمان ناب از راویان پر اسم و رسم بوده و در زمره اصحاب اجماع میباشد و از راویانی میباشد که همه محققان دانش رجال، از متقدمان[۶] و متأخران،[۷] بر وثاقتش رخداد حیث دارا‌هستند و اورا با صفاتی زیرا ثقه، فاضل و جلیل القدر و نه ستوده‌اند.
حماد کتابی داشته[۸] میباشد که ظاهراً تا قول سید بن طاووس مو جود بوده میباشد؛ چون ابن طاووس در دو کتاب خویش[۹] از آن نقل نموده است.[۱۰]
معاش‌طومار و قبیله
پدرش، عثمان، به رُواسی[۱۱] دارای اسم و رسم میباشد. ادله این کنیه،انتساب او به بنی رواس از قوم و قبیله‌های سرشناس در کوفه میباشد.[۱۲]

کشی، اسم پدربزرگش را زیاد[۱۳] و نجاشی اسم اورا عمرو بیان کرده‌اند[۱۴]

حماد، برادرانی هم داشته میباشد. برخی منابع برای او یک اخوی به اسم عبدالله،[۱۵] و برخی دیگر دو اخوی به اسم‌های جعفر و حسین[۱۶] بیان کرده‌اند.

حماد در منابع رجالی با عناوینی مانند مولی بی نیاز (دارنده لینک و پیوند با خویشاوندان بی نیاز) و (ذو الناب مولی بی نیاز کوفی).[۱۷]«مولی أَزْد» (دارنده لینک با خاندان ازد)[۱۸] و فزاری (به باعث سکونت در عزرم، محل سکونت فامیل فزاره)[۱۹] تعریف شد‌ه‌است.

این کلیه اختلاف در کنیه، نسبت، اسم جد و اسم برادران منجر گردیده است که کاظمی،[۲۰] حماد بن عثمان را اسم مشترک دربین دو نفر به شمار آورده و وجه تمایز آن دو را در راویان از آن دو دانسته‌میباشد. همینطور بهبهانی[۲۱] با استناد به اختلاف در کنیه، نسبت، اسم جد و اسم برادران این دو، تصریح به تضادومغایرت و تعدد نموده است. در مقابل، محمدتقی مجلسی،[۲۲] کلباسی،[۲۳] مامقانی،[۲۴] خویی[۲۵] و شوشتری[۲۶] این دو اسم را از آنِ یک شخص دانسته‌اند.

پانویس
کشّی، تفویض معرفة الرجال، ص۳۷۲؛ طوسی، رجال الطوسی، ص۳۳۴، قس ص۱۸۶؛ طوسی، کتاب ها الشیعة و اصولهم، ص۳۰۶.
طوسی، رجال الطوسی، ص۱۷۳،۱۸۶، ۳۳۴.
مدرسی طباطبائی، ج ۱، ص۲۳۹.
خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۶، ص۲۱۶–۲۱۸.
اردبیلی، جامع الرواة، ج ۱، ص۲۷۱–۲۷۳.
کشّی، تفویض معرفة الرجال، ص۳۷۲؛ طوسی، کتاب ها الشیعة و اصولهم، ص۱۵۶.
ابن داوود حلّی، کتاب الرجال، ردیف ۱۳۲؛ علامه حلّی، خلاصة الاقوال، ص۵۶.
طوسی، رجال الطوسی، ص۳۳۴؛ طوسی، کتاب ها الشیعة و اصولهم، ص۱۵۶.
ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص۱۱۹–۱۲۰؛ همو، قبس اینجانب کتاب غیاث فرمانروا الوری، ص۶، ۹.
کولبرگ، ۱۹۹۲، ص۲۲۳.
کشّی، تفویض معرفة الرجال، ص۳۷۲.
سمعانی، ج ۳، ص۹۷؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۱۱، ص۱۷۱، ج ۲۴، ص۷۵.
کشّی، سپردن معرفة الرجال، ص۳۷۲.
نجاشی، رجال، ص ۱۴۳.
نجاشی، رجال، ص۱۴۳.
کشی، تفویض معرفة الرجال، ص۱۴۳.
جوهری، الصحاح، پایین «بی نیاز»؛ سمعانی، ج ۴، ص۳۰۲؛ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۷۳.
برقی، کتاب الرجال، ص۲۱؛ طوسی، رجال الطوسی، ص۳۳۴.
نجاشی، ص۱۴۳؛ سمعانی، ج ۴، ص۱۷۸؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۹، ص۲۱۲.
کاظمی، هدایة المحدثین الی طریقة المحمدین، ص ۱۹۷.
بهبهانی، تعلیقة وحیدالبهبهانی علی منهج المقال، ص ۱۵۷.
مجلسی، روضة المتقین، ج ۱۴، ص۴۸.
کلباسی، الرسائل الرجالیة، ج ۳، ص۲۳۹–۲۴۰.
مامقانی، تنقیح المقال، ج ۲۴، ص۸۰.
خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۶، ص۲۱۳.
شوشتری، قاموس الرجال، ج ۳، ص۶۴۸.
منابع
آقا بلندمرتبه طهرانی، الذریعه.
ابن داوود حلی، کتاب الرجال، طهران، ۱۳۸۳ش.
ابن طاووس، قبس اینجانب کتاب غیاث شاه الوری، قم: مدرسة الامام المهدی (ع)، بی‌تا.
ابن طاووس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر عجل اللّه فرجه، قم ۱۳۹۸/ ۱۹۷۸.
اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
الاصول الستة عشر اینجانب الاصول الاولیة: مجموعة اینجانب کتاب ها الروایة الاولیة فی بعد از ظهر الائمة المعصومین علیه‌السلام، چاپ ضیاءالدین محمودی، قم ۱۳۸۱ش.
برقی، احمد بن محمد، کتاب الرجال، در ابن داوود حلّی، به عبارتی منبع.
بهبهانی، محمد باقر، تعلیقة وحیدالبهبهانی علی منهج المقال، بی‌جا: بی‌نا، بی‌تا.
جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، بی‌تا، چاپ افست طهران ۱۳۶۸ش.
خاتمی، محسن، فهارس بحارالانوار، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
خویی، معجم رجال الحدیث.
سمعانی.
شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال.
طریحی، فخرالدین بن محمد، جامع المقال فیما یتعلق باحوال الحدیث و الرجال، چاپ محمدکاظم طریحی، طهران، ۱۳۷۴.
طوسی، محمدبن حسن، رجال الطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵.
طوسی، محمدبن حسن، فهرست کتاب ها الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزیز طباطبائی، قم ۱۴۲۰.
علامه حلّی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، چاپ جواد قیومی اصفهانی، (قم) ۱۴۱۷.
کاظمی، محمدامین بن محمدعلی، هدایة المحدثین الی طریقة المحمدین، چاپ مهدی رجایی، قم ۱۴۰۵.
کشّی، محمدبن قدمت، سپردن معرفة الرجال، (تلخیص) محمدبن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ش.
کلباسی، محمدبن محمدابراهیم، الرسائل الرجالیة، چاپ محمدحسین درایتی، قم ۱۳۸۰–۱۳۸۱ش.
مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی دانش الرجال، چاپ محیی الدین مامقانی، قم ۱۴۲۳.
مجلسی، محمدتقی بن مقصودعلی، روضة المتقین فی تفصیل مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی جانبداری اشتهاردی، قم ۱۴۰۶–۱۴۱۳.
نجاشی، احمد بن علی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷.
منبع نوشته‌علمی: دانشنامه دنیا اسلام
نبو
اصحاب امام درست گو علیه‌السلام
شاگردان
ابان بن تغلب • حمران بن اعین • زرارة بن اعین • هشام بن حکم • مؤمن الطاق • جابر بن حیان • عبدالملک بن اعین • جابر بن یزید • عبدالله بن‌ ابی‌یعفور • هشام بن تندرست • حمزة ‌بن حبیب • مفضل بن قدمت • حسنیه
راویان
اصحاب
اجماع
جمیل بن دراج • ابن بکیر • ابن مسکان • ابان بن عثمان • حماد بن عثمان • حماد بن عیسی • زرارة بن اعین • برید بن معاویه • فضیل بن یسار• پر اسم و رسم بن خربوذ • محمد بن مسلم
امامیه
ابوبصیر اسدی • داوود رقی • ابان بن ابی‌عیاش • ابن اذینه • بکیر بن اعین • ثعلبة بن خوش‌یمن • خالد بن ابی‌اسماعیل• خالد بن جریر • خالد بن ماد قلانسی • صفوان بن مهران • خلید بن اوفی • خیثمة بن عبدالرحمان • داوود بن سرحان • داوود بن فرقد • عبدالله بن خوش یمن • علی بن یقطین • فضل و ادب بن عبدالملک بقباق • سیف بن عمیره • حمران بن اعین • بهلول • خلاد سندی • سلیمان بن مهران • داوود بن نعمان • ابوجریر قمی • علی بن رئاب • عبدالرحمن بن حجاج • معلی بن خنیس • عبدالله بن سنان • ام‌داوود • عمار ساباطی • علی بن غراب • قاسم بن معن • زید شحام • سدیر صیرفی • زید نرسی
غیر امامیه
ابوالخطاب • داوود بن حصین • علی بن ابی‌حمزه بطائنی • یحیی بن قاسم حذاء واقفی • محمد بن ابی‌منصور واسطی • ابوحنیفه • سفیان بن عیینه • فضیل بن عیاض • حسن بصری • صاحب بن انس • سفیان ثوری • خالد بن ابی‌کریمه • حفص بن غیاث • ابن جریج
بقیه اصحاب‌
حریز بن عبدالله سجستانی • خالد بن عبدالرحمان عطار • عبیدالله بن علی حلبی • یقطین بن موسی • خلیل بن احمد • لیث بن بختری مرادی • یونس بن یعقوب • معاویة بن عمار • عبدالله بن جندب • عبدالعزیز بن ابی‌حازم • یونس بن ظبیان • ابراهیم بن سعد بن ابراهیم • مقاله بن زیاد • عبدالصمد بن علی • ابواسحاق فزاری • قیس ماصر • محمد بن فضیل بن غزوان • اسماعیل بن ابی‌زیاد سکونی
وکیلان
مفضل بن قدمت جعفی • عبدالرحمن بن حجاج • حمران بن اعین • معلی بن خنیس • نصر بن قابوس لخمی • محمد بن سنان
اصحاب معصومین علیهم‌السلام
نبو
اصحاب امام کاظم علیه‌السلام
وكيلان
علی بن یقطین • مفضل بن قدمت • عبدالرحمن بن حجاج • زیاد بن مروان • عثمان بن عیسی • ابراهیم بن درود • عبدالله بن جندب • یونس بن یعقوب
راويان
اصحاب اجماع
حسن بن دوستداشتنی • حماد بن عثمان • عبدالله بن مسکان • بزنطی • عبدالله بن مغیره • محمد بن ابی‌عمیر • یونس بن عبدالرحمن • صفوان بن یحیی • فضالة بن ایوب • عثمان بن عیسی • جمیل بن دراج • حماد بن عیسی
واقفیان
علی بن ابی‌حمزه بطائنی • عثمان بن عیسی • صحیح بن ابی‌منصور واسطی • زیاد بن مروان
بقیه راویان
هشام بن حکم • ثعلبة بن خوش یمن • صفوان بن مهران جمال • خلف بن حماد • داوود بن کثیر رقی • داوود بن نعمان • زکریا بن ادریس • ابان بن عثمان • داوود بن فرقد • علی بن رئاب • معاویة بن عمار • محمد بن سنان • زید شحام • زید نرسی
بقیه اصحاب
خالد بن ماد قلانسی • ابن اذینه • اسحاق بن جعفر • سیف بن عمیره نخعی • محمد بن مسلم • حفص بن غیاث • محمد بن فرج رخجی

بازدید : 47
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:03


حَلَب دوّمین شهر مالامال جمیعت سوریه بعد از دمشق میباشد که در شمال این مرزوبوم به مسافت ۲۸۰ کیلومتری دمشق جای‌دارد.

تاریخچه
درباره ی اساس‌گذار حلب اختلاف میباشد اما بیشتر مورخان آن را به فرزندان عَمالیق نسبت داده‌اند. بعضا اول ساکنان آن را فرزندان حام بن نوح پسر حضرت نوح دانسته‌اند . این شهر شاهد سکونت اقوام حیثون، آشوری‌ها، مصری‌ها، یونانی‌ها و رومی‌ها مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۱]

لذا هرمورد از این اقوام آن را به نامی می‌خوانده‌اند، حیثون آن را «حلبا و حلباس»، آشوریان «حلوان»، یونانیان «باروا» و مصریان آن را «حلب» خوانده‌اند. در قرن ها اسلامی این شهر به «حلب الشَهبا»پر اسم و رسم بوده (احتمالا به منجر وجود سنگ مشهور به اشهب در ساختمان‌های شهر) و فعلا نیز گاهی این اسم در پژوهش ها تازه به فعالیت می‌رود.[۲] حلب در سال ۱۷ هجری به وسیله ابوعبیده جراح و به فرماندهی عَیّاض بن غَنم فَهْری به صلح فتح شد. شهر، در آن فرصت هفت دروازه داشت و پیرامون آن دیواری سفت کشیده گردیده بود.[۳] بعد از فتح این شهر توسط مسلمانها، مسیحیان به مراقبت کلیساها و اعمال آداب و رسوم خویش مجاز شدند اما بعضا از کنیسه ها(عبادتگاه‌ها ) آن ها با صلح، به آدرس مسجد قبا مشهد مسجد تبدیل شد.

حلب در قرن ها چهارم و پنجم هجری قمری که در اختیار بنی‌‌مِرداس از حمدانیان قرار گرفت، رونق بسزایی یافت. سیف الدوله حَمْدانی آن جا را پایتخت خود قرار بخشید، به عمران و آبادانی آن کارایی گماشت. درین روزگار شهر حلب، همواره آیتم طمع رومیان بود قلعه بسیار مستحکم آن که تحت عنوان پایگاه فرماندهی سیف‌الدوله، شرایط خاص نظامی و استراتژیک به حلب بخشیده بود؛ بازدارنده عمده‌ای برای کسب رومیان به شهر محسوب رزرو مسجد قبا مشهد میشد.

در روزگار ایوبی‌ها، حلب یکی‌از مقر‌های اصلی نظامی مسلمان ها علیه صلیبی‌ها بود و حتی یک توشه نیز از سوی آن‌ها تسخیر گشت. در زمان مغول به تصرف آن‌ها در آمد و بیشتر آن ویران و باقی مانده آن در زمان تیمور دستخوش تخریب و ویرانی شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد.[۴]

در زمان عثمانی این شهر مجدد رونق گرفته و یکی‌از مرکزها نظامی و اساسی آنها شد. با نقطه پایان یافتن نزاع جهانی اولیه و تقسیم مرزوبوم‌های زیر سلطه عثمانی، این شهر همچون بقیه شهرهای سوریه، مستعمره فرانسه شوید. فعلا شهر حلب با اثرها فراوان تاریخی خویش یک کدام از مرکز ها توریستی و بسیار جالب برای جهانگردان میباشد. شایان اعلام کردن میباشد که حلب در قبلی یک کدام از مرکز ها شیعه بوده میباشد. نفوذ تشیع در آن را بایستی به زمانه ابوذر غفاری و حضور او در شام یا این که سفر آل ابی شعبه از عراق به آن مملکت گشوده گردانید. در زمان بنی‌حمدان و بنی‌مرداس تا حدودی فاطمی‌ها شیعه را درین شهر توسعه و گسترش دادند. متاسفانه در طی تاریخ، جمعیت شیعه این شهر به خیال قتل‌عام آنها بوسیله حکومت‌های متعصب و نیز هجرت علمای شیعه حیطه به عراق و بقیه نقاط از دربین رفته[۵] و در حال حاضر نیز بیشتر عموم آن سنی بوده و شیعه چندانی ندارد. حلب، راءس استان حلب میباشد که جمعیت آن بر طبق سرشماری ۲۰۰۲م موازی با ۱۳۸۱ ش، چهار میلیون نفر میباشد.

اماکن زیارتی و مذهبی حلب
مشهد الحسین علیه‌السلام
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مشهد النقطه
مسجدالنُقطه و یا این که مشهدالحسین از زیارتگاه‌های شیعه ها در حلب در سوریه میباشد. این زیارتگاه در مکانی ایجاد شده است که گفته می شود رمز امام حسین(ع) به هنگام جابجایی از کربلا به دمشق در آنجا، بر سنگی قرار داده گردیده‌است و یک سری قطره از خون راز حضرت بر آن سنگ سرازیر شد‌ه‌است.[۶]

مشهد المحسن بن الحسین علیه‌السلام
نوشته ی علمیٔ اساسی: مشهد السقط
مَشهَدالسِقط یا این که مشهد محسن بن الحسین از اماکن زیارتی شیعه ها در حلب میباشد. این سازه در ۳۰۰ متری مشهدالنقطه قراردارد و اولیه توشه در سال ۳۵۱ق به فرمان سیف الدوله حمدانی تاسیس شده است. این مرقد به فرزندی از امام حسین(ع) به اسم محسن منسوب میباشد که مادرش او‌را دراین جا سقط نموده است. اما در منابع تاریخی فرزندی بدین اسم به امام حسین(ع) نسبت داده نشده میباشد.

بقعه ابن شهرآشوب و قبور علمای بنی زهره
این حرم که در بیست متری جنوب مشهد النقطة جای دارد، بسیار خرد و توسط نیم دیواره‌ای به بعدها ۵* ۵ متر تسلط گردیده‌است. در این مکان علمای بزرگی مدفون گردیده‌اند. بر این قبور سنگ قبرهایی با خط کوفی از سده‌های سوم و چهارم هجری چشم میشوند که اکثر وقت ها شکسته و منهدم گردیده و بر این کتیبه‌ها اسم آن ها مذکور میباشد. یکی علما شیعه یعنی ابن شهرآشوب صاحب و مالک کتاب دارای اسم و رسم مناقب آل ابی طالب و «عمرو بن صلاح حلبی» یکی زهاد و فقهای اسلام در‌این چهار دیواری متروک و مخروبه، که اعتنا هیچ کس را به خویش جلب نمی‌نماید مدفون میباشند. یه خرده زیر‌خیس یعنی در پنجاه متری جنوب این جای چهار دیواری کوتاه دیگری میباشد که در آن علمای بنی زهره از مشهور‌ترین قبایل شیعه در قرن چهارم و پنجم هجری به خاک امانت گردیده‌اند. در این مکان نیز سنگ‌های قبور آنها که به خط کوفی آن سده‌هاست بسیار شکسته و منهدم گردیده و به صورت متفرق بر آن قبور ریخته گردیده‌اند. درین بقعه، «بهاءالدین بن زهرة بن احمد حلبی»، «احمد حسین اسحاقی»- شعر سرا و ادیب و حافظ قرآن-، «ابن منیر طرابلسی»- شعر سرا دارای شهرت شام و ابوالمکارم حمزة بن زهره حلبی صاحب و مالک کتاب الغُنیه متوفای ۵۸۵ق مدفون میباشند. در پیشرفت اخیر مسجد النُقطه که به تلاش روحانی ابراهیم نصرالله انجام یافته، این قبور نیز در درون محوطه آیتم توسعه و گسترش واقع شده است.

بقاع شهید روحانی شهاب‌الدّین سهروردی
نوشته ی علمیٔ مهم: شهاب‌الدین سهروردی
شَهاب‌‌الدین یحیی سُهرَوَردی(۵۴۹ق-۵۸۷ق) دارای اسم و رسم به روحانی‌ اِشْراق، از فیلسوفان نام دار مسلمان و مؤسس فلسفه اشراق. او در قضیه فلسفه و حکمت اسلامی اثر ها زیادی داراست که مهم ترین آن‌ها، کتاب حکمة الاشراق میباشد. او بعداز سفرهای بسیار و استخراج و انتشار دانش، عازم حلب شد و آنجا به سبب ساز بدخواهی گروهی از عالمان اهل سنت، به وسیله ملک‌ظواهر پسر صلاح‌الدین ایوبی، در سال ۵۸۷ق در زندان وفات یافت. سهروردی در زمان آخری معاش خویش، با دقت به علم و نبوغش ، به دربار حکم کننده حلب، ملک ظواهر روش یافت. اما بی پردگی و بی احتیاطی سهروردی در ذکر اعتقاداتش، معاندان فراوانی را برای وی صحیح کرد؛ و شهاب‌الدین را ملحد و ادله انحراف ملک‌ظواهر می‌‌دانستند. ملک‌ظواهر به امر پدرش صلاح الدین ایوبی، سهروردی را به زندان انداخت و از طعام محروم کرد. بالاخره روز آدینه پایان ماه ذی‌الحجة سال ۵۸۷ق جسد سهروردی را از زندان خارج آوردند. در حال حاضر حرم این شهید در سمت شمال غربی میدان باب الفَرَج باطن جامع سهروردی جای‌دارد. این جامع بسیار خرد بوده و کمتر در معرض روءیت کرد میباشد. در درون شبستان و سمت چپ آن بقاع سهروردی میباشد که سنگ قبر کوچکی دارااست. بر بالای این قبر شرحی مختصر از معاش این فیلسوف اهل ایران و جای به دنیا آمدن و رویش وی در جمهوری اسلامی ایران به کتابت در آمده میباشد.

بازدید : 32
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 12:41


شروع خلافت

نقشه قلمروی شرقی و شمالی بنی عباس در بعدازظهر اول حکومت
خلافت عباسی بعد از بیعت با ابوالعباس عبدالله سفاح در ربیع الاول یا ربیع الثانی ۱۳۲ق/۷۴۹م در مسجد کوفه آغاز شد. آن‌ها بعد از آن مروان و بقایای امویان را تار و مار کردند.[۹] منصور، دو‌مین خلیفه این بستگان، تلاش بسیاری برای تحکیم حکومت نمود. آغاز عبدالله بن علی، عموی منصور در شام شورش کرد. ابومسلم این شورش را سرکوب کرد. منصور در شعبان ۱۳۷ق ابومسلم را بخاطر بی‌اعتمادی و بیم از قدرت او به قتل رساند و با عفو‎‌های فراوان یاران اورا به بی سر و صدا مسجد قبا مشهد واداشت.[۱۰]

امامان و بنی‌عباس
بنی‌عباس از هنگام صلح و کناره‌گیری امام حسن (ع) از خلافت، از علویان فاصله گرفتند. عبیدالله، برادر ابن عباس، فرماندهی سپاه امام حسن (ع) را رها کرد و به معاویه پیوست.[۱۱] ابن عباس در تکان امام حسین (ع) به کوفه در مکه ماند.[۱۲] او و فرزندانش بعداز شهید شدن امام حسین(علیه السلام) صرفا با محمد حنفیه و فرزندش ابوهاشم ارتباط نزدیک آدرس مسجد قبا مشهد داشتند.[۱۳]

امامت حضرت درست گو(ع)، امام ششم شیعیان و امامان آتی با زمان حکومت بنی‌عباس هم زمان بود. سیاست کلی این امامان شامل تقیه و عدم مخالفت صریح با بنی‌عباس در اجتماع، عدم شرکت در قیام‌های علویان و انتقادهای صریح و شجاعانه در دیدارهای رودررو با خلفاء رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۱۴]

امام صادق(ع)
در برخی منابع، از ارسال دو نامه برای امام درستگو(ع) به وسیله ابومسلم در حین دعوت بنی‌عباس و دو نامه از سوی ابوسَلمه خلَاّل، وزیر سفاح روایت گردیده‌است. مسعودی نوشته که امام به دو نامه ابومسلم جوابی نداده هست.[۱۵] البته فخر رازی آورده، جعفر بن محمد پاسخ بخشید: نه تو از یاران من هستی و نه این مجال، مجال من هست.[۱۶] اسد حیدر، علت واکنش امام درستگو به نامه‌های ابومسلم را در عدم صداقت و عدم وفاداری ابومسلم دانسته است.[۱۷] حضرت راستگو به آورنده نامه ابوسلمه اعلام‌کرد: من‌را کاری با ابوسلمه نیست! او شیعه سایر افراد شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌باشد.[۱۸]

منصور برای اطلاع از تمایل یا عدم گرایش و فعالیت‌های امام جعفر درستگو(ع) علیه خود، او را زیرنظر داشت و گاه افراد و نامه‌های جعلی برای او می‌فرستاد. در این بعد از ظهر روایاتی از امام راست گو(ع) نقل شده است که بر تقیه تأکید می‌کرد.[۱۹] برخی نیز با انگیزه‌های متفاوت، نزد منصور از امام راست گو بدگویی می‌کردند. عیسی بن موسی، پسرعموی منصور بعد از سرکوب قیام نفس زکیه، بخشی از اموال امام ششم را مصادره کرد. منصور در پاسخ به شکایت امام، قصد قتل او‌را کرد ولی با صحبت‌ها و تعهد امام، از این عمل منصرف شد.[۲۰] منصور یک‌سری بار حضرت درستگو را از مدینه به عراق خواند و او را وادار به مناظره با ابوحنیفه کرد ولی نتوانست او را مغلوب کند.[۲۱] امام در ۱۴۸ق، سه سال پس از قیام نفس زکیه به شهادت رسید. تعدادی از علمای شیعه علت شهادت او را مسمومیت توسط منصور می دانند.[۲۲] حضرت درستگو به خاطر مشقت بار‌گیری‌های عباسیان و به منظور نگهداری جان امام کاظم (ع)، پنج نفر،[یادداشت ۱] به عنوان مثال منصور را وصی خود معرفی کرد.[۲۳]

امام کاظم(ع)
دوران ۳۵ ساله امامت حضرت کاظم(ع)(۱۸۳-۱۴۸ق) به طور همزمان با ۱۰ سال خلافت منصور(حکومت ۱۳۶-۱۵۸ق)، ۱۱ سال خلافت مهدی (حکومت ۱۵۸-۱۶۹ق)، 1سال خلافت هادی (حکومت۱۶۹-۱۷۰ق) و ۱۳ سال خلافت هارون (حکومت۱۷۰-۱۹۳ق) بود.[۲۴] دوران زندگانی موسی بن جعفر(ع) با مجال اقتدار به چنگ آوردن عباسیان، و قیام‌های گوناگون از سوی علویان علیه آنان همزمان بود. قیام شهید فخ در سال ۱۶۹ق در بعدازظهر امامت موسی بن جعفر و خلافت هادی عباسی به وقوع پیوست.[۲۵] امام کاظم(ع) برای ارتباط با شیعیان و تقویت اقتدار اقتصادی آن ها، سازمان وکالت را که در زمان امام درست گو(ع) محور‌گذاری شده بود، گسترش داد.[۲۶] هنگامی‌که مهدی عباسی از او خواست تا حدود فدک را معلوم کند، امام مرزهایی را انتخاب کرد که با قلمرو حکومت عباسیان برابری می کرد.[۲۷] امام هفتم شیعه‌ها اصحاب خود را به عدم همکاری با عباسیان سفارش میکرد، برای مثال صفوان جمال را از کرایه دادن شتران خود به هارون منع کرد.[۲۸][یادداشت ۲] در عین حالا از علی بن یقطین که در حکومت هارون الرشید، عهده ‌دار وزارت بود، خواست تا در دربار بماند و به شیعیان خدمت کند. [۲۹][یادداشت ۳] امام کاظم(ع) در طی فرصت امامتش تعدادی بار از سوی خلفای عباسی احضار و زندانی شد. اولیه‌بار در حین خلافت مهدی عباسی، امام را از مدینه به بغداد منتقل کردند.[۳۰] هارون نیز دو بار امام را زندانی کرد.[۳۱] امام کاظم(ع) سال‌های پایانی عمر خود را در زندان‌های متانت بن یحیی و سندی بن شاهک درنوردید. بدگویی یحیی برمکی[۳۲]، بیم هارون از حالت امام میان مردم و افزایش شیعیان او[۳۳] و عدم رعایت تقیه از سوی بعضا یاران امام[۳۴] برای مثال دلایل زندانی شدن او اورده شده هست.

بازدید : 26
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 9:38


اسماعیل از پیامبران الهی و فرزند ابراهیم‌ خلیل‌ و اخوی اسحاق میباشد. به اعتقاد و باور بیشتر مسلمان‌ها‌ وی به عبارتی ذبیح میباشد. همینطور سازه بر احادیث اسلامی نسب‌ فرستاده اسلام به اسماعیل مسجد قبا مشهد می رسد.

هجرت به کشور مکه به یاروهمدم مامان خود هاجر، به وجود داخل شدن چشمه زمزم به برکت او، استعداد برای قربانی شدن به وسیله پدرش و تشکیل داد منزل کعبه از مهم ترین اتفاق ها زندگانی آدرس مسجد قبا مشهد او میباشند.

کلمه و واژه اسماعیل
اسم‌ او‌ در لغت‌طومار‌ها غالباً غیر عربی و مرکب‌ از دو کلمه «اسمع» و «ایل» (به‌ معنای‌ خداوند را شنید) آمده میباشد[۱] و گفته‌اند که‌ ابراهیم‌(ع‌) به‌ هنگام‌ درخواست‌ فرزند از خداوند با این‌ واژه‌ها استارت حرف‌ می کرد.[۲] آرتور جفری‌ با پژوهشی‌ درباره این‌ اسم‌، ریشه‌ای‌ دیرین‌ برای‌ آن‌ خاطر نموده است و نظایر آن‌ را در منابع‌ عبری‌، حبشی‌ و دیگر لهجه‌های سامی‌ علامت‌ رزرو مسجد قبا مشهد داده‌ میباشد‌.[۳]

اسماعیل در قرآن
اسم‌ اسماعیل‌ ۱۲ توشه در قرآن مهربان‌ خاطر گردیده‌ میباشد‌ که ۱۱ موردش در باره اسماعیل فرزند ابراهیم میباشد[یادداشت ۱] که‌ موضوعاتی‌ همانند‌ بنای‌ کعبه به وسیله ابراهیم‌ و اسماعیل‌(ع)،[۴] نزول‌ وحی به‌ او‌ و نیز خاطر وی در کنار دیگر پیامبران‌ الهی‌،[۵] میلاد وی به‌ تیتر‌ عطیه‌ای‌ خدایی‌ به‌ ابراهیم‌[۶] و نیز بیان صفات‌ نیک‌ او[۷] برای مثال این‌ حافظه شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد میباشد‌.

در آیه ۸۵ از سوره انبیاء، حضرت اسماعیل‌ در کنار پیامبرانی‌ زیرا‌ ادریس و ذوالکفل‌، از صابران‌ دانسته‌ گردیده‌ میباشد‌ و بعضا‌ از مفسران‌ راز نهادن‌ اسماعیل‌ برای‌ ذبح‌ را یک کدام از‌ از علامت‌های آشکار شکیبایی وی دانسته‌اند.[۸]

اسماعیل‌ راستگو‌ الوعد
بعضی‌ از مفسران‌، «اسماعیل‌ راست گو‌ الوعد»[۹] را به عبارتی اسماعیل‌ فرزند حضرت ابراهیم دانسته‌ و در توضیح‌ صحت‌ وی در وعد، داستانی‌ آورده‌اند.[۱۰]

ماجرا‌ معاش‌ اسماعیل‌(ع)
در منابع‌ روایی‌، در شرح‌ روایت‌ معاش‌ اسماعیل‌ آمده‌ میباشد‌ که‌ ساره همسر ابراهیم‌(ع)، زیرا‌ عقیم‌ بود و شوهرش‌ را علاقمند به داشتن فرزند رویت کرد، کنیز خویش هاجر را به‌ همسری‌ وی درآورد تا شاید بتواند، مالک‌ فرزندی‌ گردد. هاجر از ابراهیم‌ حامله شد و فرزندی‌ آورد که‌ اورا اسماعیل‌ اسم‌ نهادند.[۱۱]

در اکثری‌ از احادیث‌، بشارت‌ الهی‌ درباره ولادت فرزندی‌ «علیم» و «حلیم» برای ابراهیم‌ را که‌ در آیاتی‌ از قرآن مهربان نام برده‌ میباشد‌،[۱۲] مژده‌ به‌ ولادت اسماعیل‌ دانسته‌ و اورا دارای این‌ صفات‌ شمرده‌اند.[۱۳] اگرچه‌ در احادیث‌ متفاوت‌، درباره ولادت اسماعیل‌ به‌ هنگام‌ پیری بابا، حادثه‌ رأی وجود داراست، ولی درباره سن‌ ابراهیم‌(ع) در آن‌ مجال‌ اختلاف‌ به‌ دیده‌ میخورد و گروهی‌ او‌ را به‌ هنگام‌ میلاد‌ اسماعیل‌ ۹۹ ساله‌ دانسته‌اند.[۱۴]

اسماعیل(ع) و اسحاق(ع)
نقل شد‌ه‌است که پس‌ از به دنیا آمدن اسماعیل‌، ساره‌ که‌ خویش فرزندی‌ نداشت‌، نسبت به هاجر و فرزند وی احساس حسادت داشت، اما‌ وی نیز مدتی‌ آنگاه با بشارت‌ الهی‌ در سن‌ پیری‌ فرزندی‌ آورد که‌ او‌را اسحاق نامیدند. در احادیث‌ آمده‌ میباشد‌ ابراهیم‌ که‌ اسماعیل‌ را بسیار دوست‌ می‌داشت‌، یک‌ توشه که‌ اسحاق‌ را بر دامان‌ خویش داشت‌، با دیدن‌ اسماعیل‌ اورا به‌ مکان‌ اسحاق‌ نشاند.[۱۵] این‌ فرمان حریق‌ غضب‌ ساره‌ را برانگیخت‌ و از حضور هاجر و فرزندش‌ نزد ابراهیم‌(ع) اظهار دلتنگی‌ کرد و شوهر را واداشت‌ تا آن ها‌ را از منطقۀ شام بدور سازد؛ آن‌گاه‌ از سوی‌ آفریدگار به ابراهیم‌ امر داده شد تا هاجر و اسماعیل‌ را به‌ مکه چیره شود.[۱۶]

ورود به مکه
بر شالوده احادیث‌ اسلامی‌، ابراهیم(ع)، هاجر و اسماعیل‌ را با خویش پیروزی و برای‌ پیمودن‌ منش‌، معبود جبرئیل را راهنمای‌ آن ها‌ قرار بخشید، تا آنکه‌ به‌ سرزمینی‌ بی‌آب‌ و علف‌ رسیدند که‌ به عبارتی‌ مکه‌ بود و آن‌گاه‌ جبرئیل‌، ابراهیم‌ را باخبر کرد که‌ وعده‌گاه‌ خداوندی‌ همانجاست‌. بعداز ورود به مکه، ابراهیم‌(ع)، همسر و فرزند را آنجا در مدد‌ آفریدگار بگذاشت‌ و خط مش‌ رجوع و برگشت‌ به سوی‌ شام‌ را در پیش‌ گرفت‌.

چاه زمزم
نوشته‌علمیٔ اساسی: چاه زمزم
در ادامۀ قصه‌ آمده‌ میباشد‌ که‌ هنگامی آذوقۀ آن‌ دو کل‌ شد، تشنگی‌ بر نوباوه‌ پیروز شد و هاجر برای یافتن‌ آبی رنگ‌ که‌ عطش‌ فرزند را فرو نشاند، به‌ هرطرف میدوید و ۷ توشه، مسیر صفا تا مروه (تلاش میان صفا و مروه) را پیمود و هیچ‌ نیافت‌.

توشه آخِر از کنار اسماعیل‌ صدایی‌ شنید و از هراس‌ آنکه‌ حیوانی‌ درنده‌ به بچه آسیبی برساند، به سوی‌ وی دوید، ولی با غایت‌ شادمانی‌ متوجه‌ شد که‌ در پایین پای‌ نوپا‌ آبی‌رنگ‌ روان‌ گردیده‌است و این به عبارتی چشمه‌ای‌ که‌ بعد ها با اسم‌ زمزم شناخته‌ شد.[۱۷] در بعضا‌ منابع‌، آن‌ آب‌ را، «چاه‌ اسماعیل» نیز خوانده‌اند.[۱۸]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 90
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 387
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1613
  • بازدید ماه : 1816
  • بازدید سال : 4830
  • بازدید کلی : 33482
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی