loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 34
شنبه 7 تير 1404 زمان : 9:59


کاتب نبی(ص)
بر طبق گزارش‌های تاریخی، اولیه هر که در مدینه،[۲۷] طومار‌های رسول را نوشت اُبی بن کعب بود و در غیاب وی، زید بن اثبات این فعالیت را ایفا می‌اعطا کرد.[۲۸] ولی عهد و پیمان‌طومار‌ها و صلح‌طومار‌های نبی را علی(ع) می‌نوشت.[۲۹] همینطور نقل شده اُبی بن کعب اول شخصی بود که در نقطه نهاییِ طومار‌ها، اسم خویش و پدرش را تحت عنوان کاتب تصویب می کرد.[۳۰] ابن‌کعب گاهی از طرف رسول(ص) به نومسلمانان، قرآن و احکام فقهی را می‌فراگرفت.[۳۱] وی از کاتبان وحی بود.[۳۲] بر پایه ی نقل تاریخ طبری (تألیف ۳۰۳ق)، اُبی بن کعب و زید بن اثبات صرفا در غیاب علی(ع) و عثمان، وحی را مسجد قبا مشهد می‌نوشتند.[۳۳]

خواندن اُبی
ابن‌جَزَری، از عالمان دانش تلاوت، اُبی بن کعب را پررنگ‌ترین قاری امت دانسته میباشد.[۳۴] به گفته بعضا دانشمندان، تلاوت اُبی مبنا اساسی تلاوت‌هایی میباشد که در سده‌های بعداز خویش، تحت عنوان تلاوت‌های دارای اعتبار شناخته میگردند؛ به سیرتکامل‌ای که داعیه گردیده خواندن اُبی بن کعب از نهاد‌های مهم خواندن حجازی میباشد، به این دلیل‌که در بین قرائات سَبْع، خواندن‌های نافع و ابن‌کَثیر (از قاریان حجازی) تا حد متعددی از خواندن اُبی تأثیر پذیرفته‌اند.[۳۵] در خواندن‌های کوفی نیز تأثیر ابن‌کعب را بر تلاوت‌های عاصم و کسائی، قابل مراعات تحلیل کرده‌اند.[۳۶] اُبی بن کعب بعد از رحلت فرستاده(ص) به یاد دادن قرآن پرداخت و عده ای از صحابه، مانند ابن‌عباس و ابوهُرَیره و از تابعین عده ای زیرا ابوعبدالرحمن سُلَّمی و ابوالعالیه ریاحی از او خواندن آدرس مسجد قبا مشهد آموختند.[۳۷]

مصحف اُبی بن کعب
محققان علم ها قرآنی، برای اُبی بن کعب مُصحَف به سری نقل کرده‌اند؛[۳۸] چنان‌که گزارش‌های مختلفی نیز بر این فرمان دلالت داراست.[۳۹] مبنی بر برخی نقل‌ها وی قرآن را در طول فرستاده(ص) گردآوری‌آوری کرد.[۴۰] او مصحف خویش را به شاگردانش املا کرد.[۴۱] بر این شالوده که اُبی بن کعب در طی عُثمان زنده باشد، اورا برای مثال اشخاصی دانسته‌اند که به امر عثمان مأمور یکسان‌سازی قرآن رزرو مسجد قبا مشهد شد.[۴۲]

مصحف اُبی بن کعب، همچون قرآن‌های در دسترس، با سوره حَمد شروع و با مُعَوَّذَتَیْن نقطه پایان می‌یافت، اما در ترتیب تنی چند از سوره‌ها[۴۳] و نقل اندکی از کلمه ها[۴۴] با دیگر مصحف‌ها تفاوت داشت به گفته آلوسی، از مفسران اهل سنت و محمدهادی معرفت از مفسران شیعه، در مصحف وی، سوره قریش و سوره فیل به طور یک سوره درج شده بود، ولی در مقابل، دو سوره با اسم‌های «الخُلْع» و «الحَفْد» وجود داشت که در مصحف‌های دیگر خلا.[۴۵] به همین ادله قرآن او ۱۱۵ سوره داشت.[۴۶] ولی بر اساس نقل ابن‌ندیم، کتابشناس و فهرست‌نگار بغدادی، قرآن وی ۱۱۶ سوره داشته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴۷]

وجود داشتن دو سوره خاطر گردیده در قرآن، خلاف نگرش بقیه صحابه و مغایر اجماع مسلمان‌ها دانسته گردیده‌است.[۴۸] بعضا از قرآن‌پژوهان نیز بر این باورند دلیلی نیست که «الخلع» و «الحفد» نام برده در مصحف اُبی، از قرآن باشد؛[۴۹] چون مصحف صحابه، فقط حاوی قرآن مُتواتر عدم وجود، بلکه در کنار آیه‌ها و سوره‌ها، برخی قصه‌ها، تفسیرها و دعا ها نیز نوشته می شد، و «الخلع» و «الحفد» مثلا دعایی بود که در مصحف اُبی بن کعب وجود داشت.[۵۰]

روایات و اثر ها منسوب به اُبی
بر اساس نقل ابن‌ندیم در الفهرست، ابن‌کعب در مورد فضائل قرآن کتابی نوشته بود.[۵۱] به گفته آقابزرگ تهرانی، کتاب‌شناس شیعه، کتاب وی اول کتاب تألیف گردیده در قضیه فضائل قرآن بوده میباشد.[۵۲] چنان‌که در برخی کتاب‌های تفسیری، مانند مجمع البیان و الکشف و البیان، ماجرا‌هایی از اُبی بن کعب در فضیلت قرائت سوره‌های قرآن نقل شد‌ه‌است.[۵۳] بعضا پژوهشگران معتقدند احادیث منسوب به اُبی بن کعب در قضیه فضیلت ها سوره‌ها، جعلی میباشد[۵۴] و بعضا از صوفی‌ها برای آنکه علت مسلمان‌ها را برای قرائت قرآن بیشتر نمایند، این قصه‌ها را جعل کرده‌اند.[۵۵] به گفته سیوطی، اُبی بن کعب ورژن‌ای تبارک در تعبیر قرآن داشت که در سده‌های اولیه متداول بود و مفسرانی زیرا محمد بن جَریر طَبَری و ابن‌ابی‌حاتم از آن به کارگیری کرده‌اند.[۵۶]

سازه بر شمارش نَوَاو، از دانشمندان اهل‌سنت، ۱۶۴ حدیث از نبی(ص) به واسطه ابن‌کعب نقل شد‌ه‌است که بعضا از آن ها در درست بُخاری و یک سری هم در درست مُسلم وجود داراست.[۵۷] از صحابه ابوایوب انصاری، عبدالله بن عباس و ابوموسی اشعری و از تابعین سُوَیْد بن غَفَلَه، عبدالرحمان بن اَسْوَد و عبدالرحمان بن اَبی لَیلیٰ احادیثی را از وی نقل کرده‌اند.[۵۸] روایات منقول از اُبی بن کعب از نگاه مسئله، مسائلی مرتبط با فقه، تعبیر و تفسیر، سیره، و زهد و تقوا و اخلاق و رفتار را در برمی‌گیرد.[۵۹]


کتاب «تعبیر و تفسیر الصحابی الجلیل ابی بن کعب سید القراء» تألیف عبدالجواد خَلَف
درگذشت
اُبی بن کعب در مدینه درگذشت.[۶۰] برای تاریخ وفات وی، سال‌های مختلفی را بیان کرده‌اند، اما به گفته ابن‌عبدالبر، از تفصیل‌اکنون‌نویسان قرن پنجم قمری، درگذشت وی در روزگار خلافت قدمت (یعنی ۱۳-۲۳ق) از سایر بینش‌ها مشهورتر میباشد.[۶۱] در گزارش‌های تاریخی سال‌های ۱۹، ۲۰، ۲۲، ۳۰ و ۳۲ تحت عنوان سال وفات وی نام برده میباشد.[۶۲] مبنی بر این نقل که درگذشت وی بعداز روزگار عُمَر باشد، اورده شده نماز میت او‌را عثمان خوانده میباشد.[۶۳]

تک‌نگاری
عبدالجواد خَلَف، در کتابی با تیتر «تعبیر و تفسیرُ الصحابیّ الجَلیل اُبَیّ بن کَعب سَیّد القُرّاء» آحاد احادیث بیان شده از اُبی در مسئله تعبیروتفسیر قرآن را عده‌آوری نموده است.[۶۴] مولف در نصیب ابتدا از این کتاب معاش‌طومار اُبی و در قسمت دوم آراء تفسیری اورا ذکر می‌نماید.[۶۵] این کتاب را انتشارات دار البیان قاهره، در سال ۲۰۰۱م در ۲۱۴ ورقه منتشر نموده است.[۶۶]

بازدید : 30
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 9:56


احادیث اهل بیت(ع)
از تیم آنچه از رسول اکرم(ص)و خاندانش آورده شده برمی‌آید که ابوطالب، مؤمن بوده و بر شریعت اسلام درگذشته میباشد. در حدیث قدسی آمده که جبرئیل بر فرستاده(ص) فرود آمد و فرمود:‌ ای محمد! پروردگارت بر تو درود رساند و فرمود: اینجانب حریق را بر صُلبی که تورا به عالم آورد و شکمی که تورا حمل کرد و آغوشی که تورا در بر گرفت حرام کردم. فرستاده فرمود: جبرئیل! برایم آن را توضیح بده. عرضه داشت: منظور از صُلب، صُلب پدرت عبدالله بن عبدالمطلب میباشد. خواسته از بَطن، آمنه بنت وهب میباشد و خواسته از آغوش، کفالت ابوطالب مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۲]

در ذکر پیامبر اکرم(ص)
از این‌جهت که محمد(ص) در روزگار مشقت بار صدر اسلام، نگهبانی ابوطالب را داشت، هر‌گاه کلام از او میشد اورا با خیر و خوبی و بزرگی خاطر میکرد. در روایتی آمده که فرستاده خداوند(ص) به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: «در هجرت معراج چهار نوروفروغ را دیدم. از جانب آفریدگار خطاب شد: این عبدالمطلب، این عمویت ابوطالب، این پدرت عبدالله و این مادرت آمنه میباشد.»[۲۳] و در روایتی دیگر آمده میباشد: «ابوطالب در روز قیامت در زمره پادشاهان و به سیمای پیامبران محشور میگردد.»[۲۴] همینطور در بیانی دیگر گفته شده: «معبود در روز قیامت به اینجانب وعده شفاعت چهار نفر را داده که یک کدام از آنها ابوطالب آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.»[۲۵]

در ذکر امام علی(ع)
روایاتی از خویش امام علی(ع)اورده شده که می‌قدرت آن‌ها‌را قرینه‌ای بر ایمان ابوطالب دانست مثلا: «نور و روشنایی ابوطالب، روز قیامت بر تمامی انوار جز پنج نوروروشنایی غالب می‌گردد. نوروفروغ ابوطالب از نوروروشنایی ماست و پروردگار آن را ۲۰۰۰ سال قبل از خلقت انسان آفریده میباشد.»[۲۶] او در روایتی دیگر میفرماید: «زیرا پدرم به احتضار زمین خورد، فرستاده بر بالین او حاضر شد و درباره وی بشارتی به اینجانب اعطا کرد که از تمامی جهان و آن چه در آن میباشد دوستداشتنی‌خیس رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.»[۲۷]

در ذکر ائمه معصومین(ع)
بنابر بعضی منابع، روزی از امام سجاد(ع) درباره ایمان ابوطالب سؤال کردند. پاسخ اعطا کرد: «خدای متعال پیامبرش را نهی کرد از این که زن مسلمانی در نکاح شخص کافری بماند در حالی که فاطمه بنت اسد از سبقت‌جویان در اسلام میباشد و تا نقطه پايان قدمت خود در نکاح با ابوطالب شماره تلفن مسجد قبا مشهد ماند.»[۲۸]

امام باقر(ع) بر ایمان ابوطالب تصریح کرده که در حالتی‌که ایمان ابوطالب را در کفه ترازویی قرار دهند و ایمان این عموم را در کفه دیگر؛ ایمان ابوطالب هنگفت ‌خیس میباشد.[۲۹]

امام درستگو(ع) نیز در روایتی ابوطالب را بسان اصحاب کهف شمرده که ایمان خویش را پنهان داشتند و اظهار کفر کردند و معبود به آنها دو محرک بخشید.[۳۰] و در روایتی دیگر منکران ایمان ابوطالب را دروغگو شمرده و اورا از هم‌نشینان انبیا، صدیقان و شهیدان و صالحان خوانده میباشد.[۳۱]

در حدیثی دیگر آمده میباشد که شخصی برای امام رضا(ع) طومار‌ای نوشت و بیان کرد که اینجانب در ایمان ابوطالب شک وتردید کردم. امام(ع) در پاسخ او به آیه ۱۱۵ سوره نساء اشاره نمود و به وی هشدار بخشید که کافر فهمیدن ابوطالب به نظر عقوبت اخروی، آخر و عاقبت بدی دارااست.[۳۲]

در روایتی از امام عسکری(ع) آمده میباشد: «پروردگار به پیامبرش وحی کرد که اینجانب تورا با دو تیم از پیروانت کمک نمودم؛ گروهی که تو‌را در نهان کمک داده و گروهی که آشکارا کمک‌ات رساندند. از فی مابین تیم ویّل، سید و افضل آن‌ها عمویت، ابوطالب میباشد و از فی مابین مجموعه دوّم فرزند وی، علی(ع) میباشد. آن‌گاه فرمود: ابوطالب همانند مؤمن آل فرعون بود که ایمانش را کتمان می کرد.»[۳۳]

در سخن بزرگان و عالمان آئین

کتاب الحجة علی الذاهب

کتاب ایمان ابی طالب تاثیر روحانی موءثر
روضه خوان طوسی درین که ابوطالب مسلمان بود، ادعای اجماع امامیه می‌نماید (سوای هیچ اختلافی) و این نظر را دارد که آن ها دلایل باور‌آور دارا هستند که موجب دانش به ایمان ابوطالب میباشد.[۳۴]

روحانی طبرسی تصریح به اجماع اهل بیت(ع) بر ایمان ابوطالب می‌نماید و اجماع آن‌ها‌را بدین عامل حجّت میداند که اهلبیت(ع) یکی‌از دو ثقلی می باشند که رسول(ص) امر داده که به آن ها تمسک گردد.[یادداشت ۳][۳۵]

فتّال نیشابوری در روضة الواعظین، این‌سیرتکامل می‌نویسد که طایفه بر حقّ شیعه، اجماع کرده‌اند بر اینکه ابوطالب، عبدالله بن عبدالمطلب و آمنه دختر وهب، کلیه مؤمن بودند و اجماع آن ها حجّت میباشد.[۳۶]

ابن معد قائل میباشد که در ایمان ابوطالب، اجماع اهل بیت فرستاده آفریدگار(ص) و حادثه عالمان شیعه برای ما کافی میباشد و می‌اقتدار بر آن اتکا نمود.[۳۷]

سید بن طاووس می گوید علمای عترت فرستاده(ص) همه بر ایمان ابوطالب واقعه نموده‌اند. وی همینطور می‌نویسد که شکی وجود ندارد درین که عترت، به داخل ابوطالب، مطلع‌خیس از بیگانگان‌اند و نیز شیعه اهل بیت(ع) بر این فرمان اجماع دارا‌هستند و کتاب‌هایی هم در این باره تصنیف کرده‌اند.[۳۸]

علامه مجلسی هم بر اجماع شیعه بر اسلام ابوطالب اعتقاد دارد و این که وی در اولِ رسالت نبی(ص) به وی ایمان آورد و هیچوقت بتی را نپرستید، بلکه او از اوصیای ابراهیم(ع) بود و این دستور به حدّی نزد شیعه دارای شهرت میباشد که حتّی معارضان آن ها، این قضیه را به شیعه نسبت می دهند. به گفته مجلسی، خبر‌ها پشت سر هم از شیوه های خاصه و عامه، بر ایمان وی رسیده میباشد و اکثری از علما و محدثان شیعه درباره این مسئله، کتاب جدا تألیف کرده‌اند تا بر کسی نهفته نماند.[۳۹]

کتاب‌شناسی
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: فهرست کتاب‌های درباره ابوطالب
کتاب‌های فراوانی در ثابت ایمان ابوطالب نگاشته شد‌ه‌است.[۴۰] آقا گران قدر تهرانی ۹ کتاب را با تیتر «ایمان ابی طالب» بیان می‌نماید.[۴۱] بعضی کتاب‌های دیگر نیز به‌این تفصیل میباشد:

ایمان ابی طالب تألیف روضه خوان اثرگذار، (متوفای ۴۱۳ق)
الحجة علی الذاهب الی تکفیر ابی‌طالب تألیف سید فخار بن معد (متوفای ۶۳۰ق)
منیة الطالب فی إیمان ابی‌طالب تألیف سید حسین طباطبایی یزدی حائری (متوفای ۱۳۰۶ق)
بغیة الطالب فی ایمان ابی‌طالب تألیف سید محمّد عباس تستری هندی (متوفای ۱۳۰۶ق)
مقصد الطالب فی إیمان آباء النبی و عمّه أبی‌طالب تألیف میرزا حسین گرگانی
القول الواجب فی ایمان أبی‌طالب تألیف روحانی محمدعلی فصیح هندی
أسنی المطالب فی نجاة أبی‌طالب تألیف احمد زینی دحلان مفتی شافعی در مکه مکرمه
منیة الراغب فی ایمان ابی‌طالب تألیف محمدرضا طبسی نجفی
مواهب الواهب فی فضائل أبی طالب(ع) تألیف روحانی جعفر نقدی
ایمان أبی‌طالب پشتیبان النبی و معاضده فی الشدة و الرخاء تألیف روحانی جعفر سبحانی.

بازدید : 37
چهارشنبه 4 تير 1404 زمان : 14:47

کتابخانه مسجد قبا


کتابخانه مسجد قبا مشهد سازه به درخواست همسایه ناحیه و اعضای هیات امنای مسجد قبا و موافقت مسئولان آستان قدس رضوی در ۱۳۷۷ تجهیز، فراهم سازی و فعال‌سازی شوید.

تاریخچه و حالت
این کتابخانه سازه به درخواست اهل یک محل حیطه و اعضای هیات امنای مسجد قبا و موافقت مسئولان آستان قدس رضوی در ۱۳۷۷ با 300 متر زیربنا در طبقه زیرین و آدرس مسجد قبا مشهد در بلوار خیام جنوبی تجهیز، فراهم سازی و فعال‌سازی شوید.ش

ساعت‌ها شغل کتابخانه:

این کتابخانه کلیه روزه بجز روزها تعطیل از ۷/۱۵ الی ۱۳ ویژه بانوان و از ۱۳/۳۰ الی ۱۹/۳۰ در سرویس آقایان میباشد. برای رزرو مسجد قبا مشهد برای مراسم های خویش از دو نحوه حضوری و تلفنی می توانید مبادرت کنید.

منابع جانور در کتابخانه و تعداد اعضاء:

این کتابخانه 23000 ورژن کتاب چاپی و چند نشریه ادواری را آماده آوری و در مشت مراجعان واعضای خویش قرار داده میباشد و مراجعین می‌توانند از طریق تماس با تلفن مسجد قبا مشهد سوال ها خویش را در این مورد بپرسند. فعلا تعداد اعضای این کتابخانه 12700 نفر میباشد.

بخشهای متعدد کتابخانه:
این کتابخانه دارنده قسمت های سالن قفسه گشوده، ودیعت و تحویل کتاب، جستجوی منابع، قسمت نشریات، کتاب ها مرجع، سرویس ها سمعی و بصری و پایانه کتابهای نوباوه است.

بازدید : 22
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 10:40


قاسم بن مَعْن مسعودی از فقیهان و اصحاب امام راست گو(ع) در شهر کوفه بود. او خلال فقه و حدیث، در علم ها دیگری زیرا شعر، سخن، انساب و ادبیات عرب تبحر داشت. قاسم کتاب‌هایی را در قضیه‌های متفاوت نوشت. دانش وی در کنار صفات اخلاقی‌اش سبب ساز گردیده بود که فی مابین عموم از محبوبیت بالایی بهره مند باشد و از وی با کنیه امام خاطر مسجد قبا مشهد نمایند.

قاسم بن معن در حین حکومت مهدی عباسی به قضاوت در شهر کوفه منصوب شد. او خلال شاگردی و نقل داستان از امام راست گو(ع)، از اساتید دیگری زیرا ابوحنیفه، ابان بن تغلب، اعمش و هشام بن عروه به کار گرفت. فضل و ادب بن دکین، ابن الأعرابی، علی بن نصر الجهضمی، معافی بن سلیمان و یحیی بن زیاد الفرّاء النحوی به عنوان مثال شاگردان قاسم بن معن آدرس مسجد قبا مشهد بودند.

بیشتر رجال‌شناسان شیعه، اظهارنظری درخصوص مذهب و وثاقت قاسم بن معن نکرده و صرفا به شاگردیش از امام درست گو(ع) اشاره کرده‌اند؛ البته مامقانی او‌را امامی مذهب دانسته و اعتقاد دارد که اطلاعاتی درخصوص وثاقتش در دسترس وجود ندارد. بعضا او‌را با اشاره به امامی و مجهول الحال بودنش، شخصی ثقه در نقل حدیث قلمداد کرده‌اند. اهل‌سنت نیز قاسم را شخصی ثقه و صدوق معرفی رزرو مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

معرفی
قاسم بن معن بن عبدالرحمن فقید،[۱] حکم دهنده[۲] و از اصحاب امام درست گو(ع)[۳] در شهر کوفه[۴] بود. او از نوادگان عبدالله بن مسعود[۵] صحابه فرستاده اسلام(ص)[۶] دانسته گردیده‌است. لقب وی ابوعبدالله بود[۷] و با القابی زیرا الهُذلی،[۸] کوفی[۹] و مسعودی[۱۰] شناخته میشد؛ ولی به مسعودی آوازه داشت[۱۱] به سیرتکامل‌ای که اورده شده میباشد وی در کنار عبدالرحمن بن عبدالله بن عتبة و علی بن حسین مسعودی مولف کتاب مروج الذهب جزو سه نفری میباشد که با کنیه مسعودی شناخته میشد.[۱۲] به همین استدلال بعضی اسم اورا قاسم بن معن مسعودی[۱۳] شماره تلفن مسجد قبا مشهد تیتر کرده‌اند.

قاسم بن معن فردی محجوب،[۱۴] سخاوتمند[۱۵] و دارنده منزلتی بالا[۱۶] و حتی صاحب و مالک جمیع صفات اخلاقی دانسته گردیده[۱۷] و اورده شده میباشد که شایسته ترین عموم در رعایت آداب بود.[۱۸] او در حین خویش نزد عموم از محبوبیت بالایی منتفع بود؛[۱۹] به سیرتکامل‌ای که در حمد وی شعر نیز سروده شد‌ه‌است.[۲۰]

درباره مجال تولدش داده ها دقیقی نیست؛ البته نقل شده میباشد که بعداز سال ۱۰۰ق به عالم آمده میباشد.[۲۱] بر اساس پاره‌ای از گزارش‌ها سال وفات وی در سال ۱۷۵ق یا این که ۱۸۸ق مذکور میباشد.[۲۲] او درحالی‌که از جانب هارون عباسی عازم رقه بود در ناحیه رأس العین از جهان رفت.[۲۳]

برادرش ابی‌عبیدة بن معن نیز از عالمان دانسته گردیده‌است.[۲۴]

دانا به علم ها متعدد
قاسم بن معن را فقیه به علم ها متفاوت قلمداد کرده‌اند.[۲۵] او ضمن فقاهت[۲۶] و بیان ماجرا،[۲۷] دانا به علومی زیرا حدیث، شعر، صحبت،[۲۸] انساب[۲۹] و ادبیات عرب[۳۰] دانسته گردیده‌است.

جامعیت قاسم بن معن در علم ها متفاوت منجر گردیده بود که برخی او را در کوفه بی‌نظیر دانسته[۳۱] و حتی جزو عالمان چهارگانه در طول‌های متفاوت بدانند.[۳۲] توده‌ای قاسم را به خیال دانشش، بسیار تحسین کرده[۳۳] و به وی کنیه امام دادند[۳۴] و یا این که به خیال و خاطر فقاهتش، امام در فقه معرفی کردند.[۳۵]

نقل شده میباشد قاسم شایسته ترین عموم در دانش حدیث و شعر و فقیه‌ترین عموم در دانش فقه و ادبیات عرب بود[۳۶] و حتی او‌را آیتم وثوق عالمان دانش نحو قلمداد کرده‌اند؛[۳۷] چنان‌که فراء[۳۸] و محمد بن زیاد اعرابی[۳۹] از نحویان دارای اسم و رسم را از شاگردان او دانسته‌اند. مهارتش در ادبیات عرب و دانش نحو منجر گردیده بود که به او کنیه النحوی بدهند[۴۰] و او‌را امام در ادبیات[۴۱] نیز معرفی نمایند.

قاسم بن معن مولف کتاب ها در موضوع‌های گوناگون[۴۲] برای مثال حدیث دانسته گردیده، البته آثارش نشر پیدا نکرد.[۴۳] کتاب غریب الحدیث، کتاب نوادر اللغه و کتاب النحو[۴۴] و کتاب غریب المصنف اسم بعضا از اثرها وی دانسته گردیده‌است.[۴۵]

قضاوت در کوفه
قاسم بن معن بوسیله مهدی عباسی[۴۶] یا این که منصور عباسی[۴۷] به قضاوت شهر کوفه منصوب شد[۴۸] و تا مجال هارون الرشید درین سمت باقی ماند.[۴۹] آورده شده میباشد که وی در قضاوت عفیف و سختگیر بود.[۵۰] او تا پایان قدمت از این شیوه ارتزاق نکرد.[۵۱] قاسم روزی‌اش را با بقیه افراد تقسیم میکرد و در روزی سایرافراد سهیم نمیشد.[۵۲] زهدو تقوا وی سبب ساز گردیده بود که بعضا او‌را از زاهدان نیز بدانند.[۵۳]

بعضا با استناد به مکاشفه بعضی از صالحان، قاسم را جزو سه نفر از قاضیانی قلمداد کرده‌اند که در طول خویش، از نجات یافتگان خواهند بود.[۵۴]

اساتید و شاگردان
قاسم بن معن خلال شاگردی و نقل داستان از امام راستگو(ع)،[۵۵] اساتید فراوان دیگری نیز داشت. یکی آن‌ها ابوحنیفه بود؛ به سیرتکامل‌ای که بعضا او‌را از اصحاب ابوحنیفه[۵۶] و حتی از مطرح ترین شاگردان[۵۷] و از دوازده نفر اصحاب شناخته گردیده ابوحنیفه[۵۸] دانسته‌اند. در پاره‌ای از گزارش‌ها، گفتار ابوحنیفه در امر عشق‌مندی‌اش به قاسم آمده میباشد.[۵۹] هرچند بعضی معتقدند که وی از همنشینان و دوستان ابوحنیفه بود.[۶۰] بیان شده میباشد که قاسم در پاسخ هر کس او را به نوکری ابوحنیفه جنایتکار کرد، مشایعت با ابوحنیفه را سودمندتر از هم نشینی با دیگر افراد تیتر کرد.[۶۱]

قاسم از افراد دیگری زیرا ابان بن تغلب، الاجلح بن عبدالله الکندی، حجّاج بن أرطاة، سلیمان التّیمی، و عبدالملک بن جُریح، منصور بن المُعتمر، یحیی بن سعید الانصاری.[۶۲] داستان نقل نموده است. منابع اهل‌سنت به اشخاص دیگری زیرا اعمش، عاصم الاحول، عبدالملک بن عمیر، منصور بن المعتمر، طلحة بن یحیی بن طلحة، داود بن ابی هند، محمد بن عمرو بن علقمة، هشام بن عروه، عبدالرحمن المسعودی،[۶۳] منصور بن المعتمر، حصین بن عبدالرحمن، و بقیه افراد[۶۴] تحت عنوان اساتید قاسم خاطر کرده‌اند.

قاسم بن معن شاگردان متعددی داشت و اشخاص متعددی از وی ماجرا نقل کرده‌اند. برخی از آن‌ها عبارتند‌از:

صاحب و مالک بن اسماعیل، خلاد بن خالد، فضل و ادب بن دکین،[۶۵] ابن الأعرابی، لیث بن المظفر،[۶۶] ابن مهدی، علی بن نصر الجهضمی، عبداللّه بن ولید العدنی، ابوغسان النهدی، معافی بن سلیمان الرسعنی،[۶۷] عبدالرحمن بن مهدی، أبونعیم، معلّی بن منصور، منجاب بن الحارث،[۶۸] اسماعیل بن أبان الورّاق، آدم بن انسان البغدادی، محمد بن المنذر بن سعید القابوسی، یحیی بن زیاد الفرّاء النحوی و دیگر افراد[۶۹]

مذهب و وثاقت
اکثر رجالیان شیعه راجع به مذهب و وثاقت قاسم بن معن اظهارنظری نکرده و فقط به شاگردیش از امام درست گو(ع) اشاره نموده‌اند.[۷۰] مامقانی از عالمان دانش رجال شیعه، او را امامی مذهب دانسته؛ ولی اعتقاد دارد در باب شخصیت وی و ارتباطش با تشیع اطلاعاتی در دسترس وجود ندارد.[۷۱] فقدان داده ها درباره ی قاسم سبب ساز شد که بعضا اورا فردی مجهول[۷۲] یا این که مهمل[۷۳] بدانند. توده‌ای با اشاره به مجهول الحال بودنش، معتقدند که در نقل حدیث ثقه بوده[۷۴] و حتی از ثقات فاضل به حساب می‌آید.[۷۵]

اهل‌سنت به وثاقت قاسم بن معن اذعان کرده‌[۷۶] و او‌را ثقه فاضل،[۷۷] صدوق[۷۸] و حسن الحدیث[۷۹] دانسته‌اند، به این ترتیب توده‌ای او‌را از علما و فقهای دارای شهرت اهل سنت دانسته[۸۰] و مذهبش را حنفی[۸۱] تیتر کرده‌اند.

بازدید : 21
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:34


اسیران کربلا جا ماندگان رخداد کربلا همانند امام سجاد(ع)، امام چهارم شیعه‌ها و حضرت زینب(س) که به اسارت لشکر قدمت بن سعد درآمدند. اسرا به فرمان قدمت بن سعد، شب یازدهم محرم در کربلا نگه داشته شدند و عصر روز یازدهم، به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد برده شدند. ابن زیاد، اسیران را بر روی محمل‌هایی فارغ از پرده و پوشش و با ملازمت و همراهی گروهی برای مثال شمر و طارق بن مُحَفِّز به دربار یزید بن معاویه در شام ارسال کرد. وی دست و پای بعضا همانند امام سجاد(ع) را غل و زنجیر مسجد قبا مشهد کرد.

امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) با سخنان خویش در هنگام اسارت، باعث دگرگونی روحی و پشیمانی برخی از عموم و سازه بر نقلی پشیمانی یزید (هر چندین به طور ظاهری) از جنایات واقداماتش آدرس مسجد قبا مشهد شدند.

علمایی همانند روضه خوان موءثر، روحانی طوسی و محدث نوری بر این نظریه‌اند که اسیران کربلا پس از آزادی، به مدینه بازگشته‌اند، خیر کربلا؛ البته بنابر نقل سید بن طاووس در لهوف، کاروان اسیران به کربلا رزرو مسجد قبا مشهد بازگشتند.

استارت اسارت
بعداز حادثه عاشورا، جا ماندگان لشکر قدمت بن سعد، کشته‌های خویش را روز ۱۱ محرم، دفن کردند و اهل بیت امام حسین(ع) و باقیماندگان شهدای کربلا را به سوی کوفه شماره تلفن مسجد قبا مشهد بردند.[۱]

سخنان حضرت زینب (س) هنگام عبور از کنار تن امام حسین(ع)
«یا این که محمداه، یا این که محمداه! صلی علیک ملائکة السماء، هذا الحسین بالعراء، مرمل بالدماء، مدت الأعضاء، یا این که محمداه! و بناتک سبایا، و ذریتک مقتله، تسفی علیها الصبا قال: فابکت والله تمام عدو و صدیق»
یامحمد، یامحمد، ملائکه اسمان بر تو صلوات گویند، این حسین میباشد در دشت افتاده، آغشته به خون،اعضاء بریده! یا این که محمد، دخترانت اسیرند، ذریه‌ات مورد قتل واقع شده‌اند که باد بر آن‌ها می‌وزد. راوی می گوید والله دوست و معاند را به شیون واداشت.[۲]

تاریخ آرشیو

مأموران قدمت بن سعد، زنان اهل بیت را از کنار اجساد شهدا عبور دادند. [یادداشت ۱]زنان خانواده امام حسین(ع) در آن حالا گریه کرده و بر شکل‌هایشان می‌زدند. چنانکه از قرة بن قیس گفته شده، حضرت زینب(س)، زمانی از کنار تن برادرش امام حسین(ع) می‌سپری شد، از شدت اندوه سخنانی اظهار کرد که دوست و معاند را به فغان انداخت.[۴]

تعداد و اسم اسیران
همینطور مشاهده کنید: رخداد عاشورا (از لحاظ داده های عددی)
گزارش‌های مورخان درباره تعداد و اسامی اسرای کربلا[یادداشت ۲] و جا ماندگان اصحاب امام حسین(ع) متفاوت میباشد. تعداد اسیران مرد، چهار، پنج، ده و دوازده نفر گزارش گردیده است. شمار اسیران زن نیز چهار، شش و بیست نفر نقل گردیده است.[۶] بعضی تعداد اسرا را تا ۲۵ نفر بیان کرده‌اند.[۷] بنابراین اورده شده درباره تعداد اسیران کربلا نظرها قطعی ممکن وجود ندارد.[۸]

روزشمار حادثه ها بعداز عاشورا
سال ۶۰ قمری
۱۰ محرم حادثه عاشورا و شهید شدن امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و یارانش
۱۱ محرم محرم تکان اسرا به سوی کوفه
۱۱ محرم دفن شهدا به وسیله بنی اسد (از اهل غاضریه)
۱۲ محرم دفن شهدا بنابر نقلی دیگر
۱۲ محرم ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه
۱۹ محرم جنبش کاروان اسیران از کوفه به شام
۱ صفر ورود اهل بیت(ع) و راز مطهّر امام حسین(ع) به شام
۲۰ صفر اربعین حسینی
۲۰ صفر ورود اهل بیت امام(ع) به کربلا
۲۰ صفر رجوع اهل بیت امام(ع) از شام به مدینه سازه بر بعضی اقوال
نبو
اسم بعضا از اسیران مرد که در منابع مذکور، عبارت میباشد از: امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، محمد و قدمت دو پسر امام حسین(ع)، زید پسر و محمد نوه امام حسن(ع)،[۹] حسن مثنی که بر تاثیر جراحات در نبرد بیهوش گردیده بود،[۱۰] قاسم بن عبدالله بن جعفر، قاسم بن محمد بن جعفر، محمد بن عقیل.[۱۱] در کتاب تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء اسم هفده نفر مرد تحت عنوان اسیران و باقیماندگان کربلا نام برده میباشد.[۱۲]

اسم اسیران زن در کربلا نیز عبارتند از: حضرت زینب(س)، فاطمه و ام کلثوم[۱۳] و رقیه[۱۴] از دختران امام علی(ع)، رباب همسر امام حسین(ع)[۱۵] و فاطمه دختر امام حسن(ع)،[۱۶] چهار دختر امام حسین(ع) به اسم‌های سکینه، فاطمه، رقیه و زینب.[۱۷]

اسم باقیماندگان از غیربنی‌هاشم در کربلا نیز از این قرار میباشد: مُرَقّع بن ثُمامة اسدی، سَوّار بن عُمَیْر جابری، عمرو بن عبدالله جُندَعی، عُقْبة بن سَمعان غلام رباب، ضَحّاک بن عبدالله مشرقی،[یادداشت ۳] مسلم بن رباح و غلام عبدالرحمن بن بنده ربّه انصاری.[۱۸] از دربین جا ماندگان غیربنی‌هاشم، سوّار بن عمیر، عقبه،‌ مسلم بن رِباح و غلام عبدالرحمن بن عبد و بنده ربِّه جزو اسرای کربلا به شمار میروند.[۱۹]

بازدید : 21
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 12:53


منابع تفحص
منابع عمدۀ گستردن هم اکنون احسایی یک کدام از رساله‌ای میباشد کوتاه که او به در خواست فرزند بزرگش محمدتقی نگاشته، و در آن از سال٬های در آغاز معاش و اوضاع درونی خویش گفته میباشد، دوم اثری میباشد از فرزندش عبدالله، و سوم نصیب‌هایی از برهان المتحیرین دانش آموز و جانشین وی سید کاظم رشتی که دربردارنده مطالبی میباشد افزون بر دو مسجد قبا مشهد مأخذ قبلی.

معاش علمی
اساتید و مشایخ
احسایی در ۱۱۸۶ ق مقارن با آشوب‌های ناشی از حمله ها عبدالعزیز حکم دهنده سعودی به احساء[۱۱] به کربلا و نجف سفر کرد. اساتید او به گستردن ذیل آدرس مسجد قبا مشهد میباشد:

سید مهدی بحرالعلوم
محمد باقر وحید بهبهانی
او آیتم اعتنا اساتید خویش قرار گرفت. [۱۲] او در زمان اقامت در عتبات، اذن‌های گوناگون روایی از مشاهیر عالمان اخذ کرد. مشایخ روایی احسایی به گستردن تحت میباشد؛

جعفر کشف کننده الغطاء؛ بر طبق دو اثری که از احسایی در فقه و عقاید چشم بود، منزلت علمی اورا در اذن‌اش ستوده میباشد. [۱۳]
سید مهدی بحرالعلوم
میرزا مهدی شهرستانی
سید علی طباطبایی دارای شهرت به مالک ریاض
احمد بحرانی دمستانی
روحانی موسی فرزند روحانی جعفر کشف کننده الغطاء
حسین آل عصفور
احمد آل عصفور [۱۴]
شاگردان
سید کاظم رشتی؛ (۱۲۰۵-۱۲۵۹ق) بعداز وفات او در توسعه و اشاعه اذهان وی کوشید و در حکم جانشین او بود. [۱۵]
میرزا حسن گوهر؛ احسایی جواب برخی سؤال طومار‌ها را بدو واگذار می کرد. [۱۶]
روضه خوان محمد حسن نجفی؛ دارای اسم و رسم به صاحب و مالک رزرو مسجد قبا مشهد جواهر [۱۷]
محمدابراهیم کلباسی [۱۸]
میرزا محمدتقی نوری [۱۹]
اسدالله شوشتری
ملاعلی برغانی [۲۰]
آقا رجبعلی یزدی [۲۱]
ملاعلی بن آقا عبدالله سمنانی
علی ابن درویش کاظمی [۲۲]
و نیز دو فرزند او:

محمدتقی احسایی
علینقی احسایی [۲۳]
اشراف به علم ها متعدد
از اثرها او برمی آید که او خلال فقه و دیگر علم ها فقهی متداول، در فلسفه تبحر داشته، و به علم‌های متفاوت از ریاضی ها و طبیعیات قدیم و علم ها نا آشنا نیز باخبر بوده میباشد، تعابیری که در اذن‌های وی به عمل رفته، از علم وسیعش در فقه و حدیث حکایت شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌نماید.

اثرها

تفصیل الزیارة الجامعة الکبیرة
احسایی اثر ها فراوانی در مورد‌های متعدد داراست. فهرست تفصیلی آنها‌را در دو کتاب شناسی غیر وابسته می‌قدرت روئت کرد:
۱. فهرست تصانیف، نوشتن ریاض طاهر
۲. فصلی از فهرست کتاب ها مشایخ عظام، نوشتن ابوالقاسم ابراهیمی با گستردن بیشتر

قسمت متعددی از نوشته‌های احسایی را رسائلی تشکیل می دهد که او در جواب به استفتائات و پرسش‌هایی که در موضوعات متفاوت بدو می‌رسیده، نگاشته میباشد و برخی از آن‌ها التفات و تیتر غیروابسته یافته‌اند. شمار رسائلی که از او ارثیه میباشد به بیش تر از ۱۰۰ می رسد و بیشتر آنها‌را در تیم‌های چاپی و خطی که در شمار اثرها وی میاید می‌قدرت یافت:

گستردن الزیارة الجامعة الکبیرة، اصلی ترین و دارای اسم و رسم‌ترین تاثیر احسایی میباشد.
دولت ها الکلم، گروه‌ای از ۹۲ رساله که بیشتر آن ها در جواب طومار هاست. بیشتر رساله‌های احسایی که ورژن‌های فروانی از آن ها در تیم‌های خطی کتابخانه‌ها متفرق میباشد، درین کتاب یافت میگردد. جلد دوم این کتاب همینطور دربرگیرنده ۱۲ قصیده بلند از احسایی در رثای امام حسین(ع) میباشد.
حیاة النفس فی حظیرة القدس، کتابی مختصر در اصول عقاید که هم در جامعه ها الکلم و هم غیر وابسته چاپ شد‌ه‌است. از این کتاب دو ترجمه فارسی بوسیله سید کاظم رشتی و روحانی محمدحسین کلان آبادی حاری منتشر گردیده‌است.
تفصیل العرشیة شرحی بر العرشیة صدرالدین شیرازی.
تفصیل المشاعر، شرحی بر المشاعر صدرالدین شیرازی
العصمة و الرجعة در جواب محمدعلی میرزا دولتشاه در دو موضع پاکی و رجعت کتابت گردیده‌است.
الفوائد مشتمل بر ۱۲ فائده در مباحث عام وجود، آفرینش الهی و افعال آدم. احسایی خویش بر این کتاب گستردن نوشته و چس از آن ۷ فائده دیگر را با تفصیل بدان افزوده میباشد.
مجموعة الرسائل دربرگیرنده ۳۳ رساله از رسائل مشهورتر وی در جواب افراد
مجموعة الرسائل در علم ها قرانی. بیشتر رساله‌های این موسسه چاپ گردیده، نوشتن حاج محمدکریم خان کرمانی میباشد و دو تاثیر از احسایی را در بردارد با تیتر رسالة فی ترسیم لفظ ها القرآن الشریف و رسالة فی بعض اسرار التجوید.
مختصر الرسائل الحیدریه فی فقه الصلوات الیومیه.
أفضليّة بعض الأئمّة على بعض‏.
از احسایی دست نویس‌های متعددی در کتابخانه به روزی کرمان مراقبت می گردد که تیم هایی از آنان با عنا وین کشکول و رسائل در خور ذکرند و نصیب‌هایی از آنان هنوز چاپ نشده میباشد.

عقاید احسایی
وصف کلی
وصف کلی تفکر احسایی را می‌قدرت در‌این خلاصه کرد که او علم ها و حقایق را به کلیه نزد پیامبران و امامان میداند و از بینش وی حکمت - که دانش به حقایق اشیا میباشد- با درون شریعت و نیز با ظواهر آن از هر جهت سازش داراست. وی این نظر را دارد که عقل آن گاه می تواند به فهم کارها نایل گردد که از انوار اهل بیت روشنی گیرد و این شرط در آشنایی‎‌های نظری و عملی یکسان وجود داراست. صحت دارد که ژرف اندیشی در اصول و معارف واجب میباشد، ولی از‌آنجا‌که واقعیت با اهل بیت ملازمت داراست، درستی احکام عقل در گرو نوری میباشد که از وی می گیرد.[۲۴]

او از یکسو موضع اهل ظواهر را در اکتفا به ظواهر شریعت نمی‌پذیرد و از سوی دیگر پرداختن به درون شریعت و از پایبندی به ظواهر آن بازماندن را مردود می‌شمارد.[۲۵]

در اثرها او معارضه‌هایی دشوار با ابن عربی آمده میباشد.[۲۶] و به ملاصدرا و سود کاشانی خلل میگیرد.[۲۷]

احسایی میگوید تمسکش به اهل بیت در اخذ حقایق باعث گردیده است که در بعضا مسائل با بخش اعظمی از آراء حکما مبانی فلسفی را تا آنجا پذیرفته میباشد که از حیث وی با داخل تعالیم شریعت در تعارض نباشد.

بازدید : 45
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 12:58


ابوقَتادَه، حارث بن رِبعی بن رافع انصاری (د ۳۸ق یا این که ۴۰ق) یکی‌از بزرگان انصار و اصحاب نبی(ص). وی یکی‌از سپاهیان لشکر فرستاده (ص) بوده که به «عجمُ فرستاده الله» آوازه یافته بود و در بیشتر نزاع‌ها در رکاب نبی(ص) جنگید، او در حین حکومت امام علی(ع) در نبردهای جمل، صفین و نهروان کمپانی نمود. ابوقتاده از رسول(ص) و برخی دیگر داستان مسجد قبا مشهد نموده است.

اسم و لقب
لقب او ابوقتاده میباشد ولی درباره اسم وی اختلاف میباشد. بعضی آن را نعمان یا این که عمرو ضبط کرده‌اند. نسب پدرش را به طور رِبعی بن بَلْدَمَة (یا این که تَلْذَمَة) بن خِناس بن سِنان بن عُبَيد بن عَدِيّ بن غَنْم بن كَعْب بن سَلَمَة نیز آدرس مسجد قبا مشهد آورده‌اند.[۱]

حضور در غزوه‌ها و سریه‌ها
ابوقتاده یکی نیروهای سواره‌نظام لشکر فرستاده(ص) بوده که به «عجمُ پیامبر الله» آوازه یافته بود.[۲] گفته‌اند که پیامبر اکرم(ص) در غزوه غابه که ابوقتاده، مسعده را به انتقام خون محرز بن نضله از اصحاب نبی معبود به قتل رساند، او‌را سوارکار خویش رزرو مسجد قبا مشهد خواند.[۳]

او در اکثر وقت ها غزوات و سرایا کمپانی داشته البته حضور وی در مبارزه بدر گزینه اختلاف میباشد. ابن اثیر علاوه بر اشاره به‌این اختلاف لحاظ، اعتقاد دارد که او در آحاد پیکار‌های فرستاده(ص)، ازجمله غزوه بدر، یار و همدم فرستاده اسلام(ص) شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۴]

طبرانی نیز داستان کرده در شبی که فردایش پیکار بدر رویداد، ابوقتاده دربان و پاسدار رسول اکرم(ص) بوده میباشد.[۵]

به جز نزاع بدر، در اینکه او در غزوه احد و نزاع‌های سپس در رکاب حضرت بوده میباشد واقعه لحاظ وجود داراست؛[۶] حتی گفته‌اند زیرا در نزاع احد از غم شدید فرستاده(ص) به باعث اخلاق و اجرا معاندان و مثله کردن شهدای اسلام ناخشنود گردیده و خواست قریش را ناسزا گوید، حضرت او‌را از این شغل جلوگیری کردن کرد و به وقار و بردباری امر اعطا کرد.[۷]

ابوقتاده در مبارزه‌ها غالباً از سواران لشکر بوده[۸] و‌ گاه فرماندهی دسته را ذمه ‌دار بوده میباشد.[۹]

مأموریت ویژه
در سال ۴ هجری از سوی نبی(ص) به هم پا چهار سوار دیگر مأمور از در میان برداشتن ابورافع سلّام بن ابی الحقیق شوید که گروهی از خویشاوندان غَطفان و اعراب همجوار را با انتخاب مشوق‌های تبارک برای نزاع با آن حضرت تحریک می کرد، ابوقتاده این مأموریت را با توفیق ایفا بخشید.[۱۰]

زمانه خلفا
ابوقتاده بعداز وفات نبی اکرم(ص) در جریان قتل صاحب بن نویره در سپاه خالد بن ولید بود و زیرا تعرض و تجاوز خالد را یقین داشت، نزد ابوبکر رفته قسم و سوگند حافظه کرد که دیگر پایین درفش خالد به نزاع و جهاد نخواهد رفت.[۱۱] این موضع‌گیری او در کتاب ها کلامی امامیه زیرا الشافی سید مرتضی[۱۲] آیتم اعتنا قرار گرفته میباشد.

گفته‌اند که ابوقتاده در فتح کشور ایران در دوران قدمت نقش مهمی داشته میباشد.[۱۳]

حکومت امیرالمؤمنین (ع)
در زمان خلافت حضرت علی(ع) او در پیکار‌های جمل و صفین در رکاب آن حضرت بود[۱۴] و در جریان جمل به هنگام ورود حضرت به بصره در شمار سواران هم پا او بود.[۱۵]

در نبرد با خوارج نیز ابوقتاده از سران لشکر حضرت بود و فرماندهی اشخاص پیاده را برعهده داشت.[۱۶] او چندی نیز در حین آن حضرت قاضی مکه بود.[۱۷]

نقل داستان
ابوقتاده جز فرد رسول (ص) از معاذ و قدمت بن خطاب نیز ماجرا نموده است.

انس بن صاحب، سعید بن مسیب، عطاء بن یسار، علی بن ریاح، عبدالله بن ریاح و توده‌ای دیگر، به عنوان مثال پسرانش اثبات و عبدالله از وی قصه کرده‌اند.[۱۸] روایات بخش اعظمی از وی در کتاب ها حدیث همانند صحاح سته[۱۹] و مسند احمد بن حنبل [۲۰] نقل گردیده است.

درگذشت
بعضا سال درگذشت اورا ۳۸ق و برخی دیگر ۴۰ق نوشته‌اند و نیز گفته‌اند که او در کوفه وفات یافت و حضرت علی(ع) بر وی نماز گزارد،[۲۱] ولی عهد به وفات وی در مدینه مشهورتر میباشد.[۲۲]

ابوقتاده در ۷۰ سالگی دیده از عالم فروبست.[۲۳]

بازدید : 23
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 11:39


تغییر‌و تحول در تعداد امامان
به‌گفته علی محمدی هوشیار، جریان احمد الحسن مسائل ضروری و مسلم در مذهب تشیع را مقصود قرار داده میباشد؛ مثلا تغییر و تحول در تعداد ائمه معصوم، تغییر و تحول معنی و محدوده پاکی، و نیز مصادره مضمون‌ مهدویت و قائمیت.[۵۹] محمدی هوشیار همینطور گفته میباشد که رهروان احمد الحسن معتقدند او قائم میباشد و با چاقو قیام خواهد کرد و به‌زمان هشت ماه عموم را قتل‌عام خواهد کرد و بر این پایه در صورتی‌که آن‌ها در زمین اقتدار پیدا نمایند، به‌مقطع هشت ماه متواتر دست به کشتار میزنند.[۶۰] بنابر آنچه محمدی هوشیار در کتاب خویش و به‌نقل از استفتائات احمد الحسن آورده، او خلال با شخصیت نشمردن اموال معارضان، تصاحب فرآورده آنها‌را روا خوانده مسجد قبا مشهد میباشد.[۶۱]

استناد به روایات ضعیف و حمله به دانش رجال
به‌گفته نصرت‌الله آیتی در کتاب ناقوس گمراهی، بیشتر احادیث آیتم استناد احمد الحسن در راستای ثابت ادعاهایش، از نگاه سندی ضعیف و غیرقابل اعتمادند، و آن‌ها برای آنکه خویش را از عیب گیری سندی در حفاظت نگه دارا‌هستند، دانش رجال را بدعت می‌شمرند. او ادعاهایی برای مثال بهره مند بودن امام دوازدهم از همسر و فرزند، تحقق بیشتر علامت‌های ظهور، و نیز ورود آدم‌ها به آستانه ظهور را از چنین مدعاها آدرس مسجد قبا مشهد برمی‌شمرد.[۶۲]

احمد الحسن دانش رجال را ساخته و پرداخته علمای معاصر، و همینطور یکی‌از بدعت‌های فقاهتی خوانده،[۶۳] و محمدی هوشیار، در جواب به او گفته میباشد که با اعتنا به وجود دروغگویان و معاندان اهل‌بیت میان راویان روایات، هیچ سندی برای مصون ماندن احادیث معصومان از تحریف، دستبرد و آلزامیر‌ها نیست و براین اساس متکی بودن مطلق به همگی احادیث، موردقبول وجود ندارد.[۶۴] محمدی هوشیار همینطور در جواب به اینکه عالمان رجال، گروه‌ای راویان را تفسیق یا این که تکفیر کرده و این کار مصداق ریختن آبروی عموم و حرام میباشد، گفته که اولاً تکفیر و تفسیق بر طبق در نظر گرفتن و گمان نبوده و برآمده از یافته‌های روایی یا این که خبرها پشت سر هم بوده، و درصورتی که اینگونه کاری مصداق غایب بودن باشد، از مواقعی میباشد که از حرمت غایب بودن استثنا شد‌ه‌است؛ مثلا به‌ادله فسق علنی بعضا رزرو مسجد قبا مشهد از راویان.[۶۵]

آیتی همینطور با متکی بودن به واپسین توقیع امام مهدی خطاب به نائب چهارم خویش که در آن مدعیان مشاهده قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی را لاف‌پرداز و افترازننده خوانده، بر آن میباشد که‌این توقیع نفی‌کننده ادعای احمد الحسن بر اساس دیدار وی با امام مجال میباشد و از همین رو احمد الحسن مضمون توقیع را نفی می‌نماید و این نظر را دارد که‌این توقیع به‌این معناست که «بعضا» از اشخاصی که قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای مشاهده می‌نمایند لاف‌پرداز و افترازننده می باشند.[۶۶] احمد الحسن با اعتماد به قاعده‌ای در منطق (مسئله مهمله در حکم موضوع جزئیه میباشد) اینگونه ادعایی کرده، و آیتی برای نفی مدعای احمد الحسن به آیاتی از قرآن اشاره کرده که ترکیبی شبیه مخلوط توقیع نام برده داراست، البته معنای عام از آن برداشت گردیده‌است.[۶۷] برای مثال، آیتی تصریح کرده که در آیه ۱۰۸ سوره بقره (وَمَن یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالْإِیمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ) مراد این وجود ندارد که «بعضی» از تبدیل‌کنندگان ایمان به شرک از راه و روش راست گم راه گردیده‌اند، بلکه وصف «انحراف از رویه راست» برای «همگی» عده ای میباشد که از ایمان شماره تلفن مسجد قبا مشهد برگشته‌اند.[۶۸]

خطاهای ادبی و ناتوانی از تلاوت قرآن
به‌گفته نصرت‌الله آیتی، احمد الحسن در سخنرانی‌های خویش ناتوان از تلاوت صحیح قرآن بوده و اشتباه‌های ادبی داشته و براین اساس ادعای وی مطابق برخورداری از «دانش لدنی» اشتباه بوده و از دستکم سواد ادبی و قرآنی نیز بی‌سود میباشد. با این هم اکنون آیتی در جواب به هوا داران احمد الحسن که با پشت گرمی به دو ماجرا از معصومان، برآنند که خطاهای ادبی در سخن معصومان نیز وجود داشته، تصریح نموده است که ضمن ضعف گواهی دو ماجرا ذکر شده، خطا ادبی‌ای نیز در‌این دو ماجرا چشم نمی شود و نمی‌اقتدار با پشت گرمی به آن دو، مدعا وجود غلط ادبی در حرف معصومان شد.[۶۹]

اثرها انتقادی
در عیب گیری مدعاها و اقدامات احمد الحسن و صورت‌های متعلق به او، اثرها تألیفی فراوانی منتشر گردیده و گرد‌همایی‌های تخصصی برگزار گردیده که بعضا از این مورد ها عبارتند از:

کتاب «دجال البصره: احمد اسماعیل المسمی نفسه الامام»،[۷۰] به‌عربی، نوشته علی کورانی. این کتاب با تیتر «دجال بصره: در رد ادعاهای احمد اسماعیل دارای شهرت به احمد حسن یمانی» به فارسی ترجمه شد‌ه‌است.[۷۱]
کتاب «پژوهش انتقاد مستندات قرآنی جریان انحرافی احمد اسماعیل»، نوشته جواد اسحاقیان درچه که در پژوهشگاه علم ها و فرهنگ و تمدن اسلامی به چاپ رسیده میباشد.[۷۲]
کتاب «ستیز با آفتاب: انتقاد جریان انحرافی احمد الحسن مدعا یمانی»، حجت حیدری چراتی و محمدعلی فلاح که از سوی راءس تخصصی مهدویت تکثیر یافته میباشد.[۷۳]
کتاب «ره افسانه: عیب گیری و پژوهش فرقه یمانی بصری»، نوشته محمد شهبازیان که در تارنما مسجدنا نشر یافته میباشد.
کتاب «درسنامه انتقاد و رسیدگی جریان احمد الحسن البصری: مدعا دروغین وصایت و سفارت امام دوازدهم»، نوشته علی محمدی هوشیار، که در سال ۱۳۹۵ از سوی انتشارات تولی چاپ شد‌ه‌است.
همایش «آنالیز و عیب گیری علمی جریان انحرافی احمد الحسن البصری» و همایش پژوهشی «مهدویت و جریان­‌های نوپدید با تأکید بر احمد الحسن» و با سخنرانی محمد شهبازیان، و همینطور گرد‌همایی علمی «عیب گیری جریان انحرافی احمد الحسن یمانی» با سخنرانی علیرضا اعرافی که از سوی مؤسسه تحقیقاتی حضرت اما‌بعد از ظهر(عج) برگزار شد.[۷۴]

بازدید : 28
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 9:55


ابوعیسی وراق در ادامۀ گزارش خویش، طریقه‌های جارودیه را در بارۀ مهدویت به سه مجموعه تقسیم نموده است:

اشخاصی که به مهدویت و رجعت محمدبن عبداللّه نفس زکیه (متوفی ۱۴۵) یقین داشته‌اند؛
معتقدان به مهدودیت محمدبن قاسم طالقانی (متوفی ۲۱۹)؛
و عده ای که یحیی بن قدمت را قائم می‌دانستند و چشم به راه رجعت او بودند.[۳۱]
دیگر نویسندگان ملل و نحل، زیرا عبدالقاهر بغدادی[۳۲] و مؤلف تبصرة العوام[۳۳] و شهرستانی،[۳۴]، با تفاوت‌هایی این مطالب را نقل کرده‌اند. مسعودی[۳۵] نیز به گزارش ابوعیسی وراق، در بارۀ جارودیه و عقیدۀ آنها در بارۀ محصور بودن امامت فی مابین فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، مطالب مختصری مسجد قبا مشهد آورده میباشد.

ابوسعید نشوان بن سعید حمیری،[۳۶] بعداز نقل داستان ابوعیسی وراق از روش ابوالقاسم بلخی، دربارۀ فرقۀ حسینیه (رهروان قاسم بن علی عَیانی، متوفی ۳۹۳)، گزارشی آورده و به جهت اعتقاد و باور رهروان عیانی به رجعت وی، آنان‌را نیز تیم‌ای از جارودیه دانسته میباشد، البته این نحله ارتباطی با جارودیه ندارند. ابوالقاسم بلخی[۳۷] در ادامۀ گزارش خویش، به گزارش منبعی که احتمالاً به عبارتی وراق بوده، به یقین ابوالجارود در بارۀ رجعت اشاره نموده است، هر یکسری بعضا اصحاب ابوالجارود این نظریه را نداشته‌اند، چنانکه ابوالحسین خیاط[۳۸] از پذیرفته نشدن این نظریه فی مابین جارودیه حرف آدرس مسجد قبا مشهد گفته میباشد.

بلخی[۳۹] همینطور به گروهی از زیدیه که رهروان شخصی به اسم صباح بن قاسم مری (مزی ؟) بوده‌اند، اشاره کرده و گفته میباشد آنان عقایدی همانند جارودیه داشته‌اند و فقط اختلافشان با جارودیه نگرش آن‌ها در بارۀ ابوبکر و قدمت بوده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

گزارش ظاهراً جدا دیگری که در بارۀ جارودیه در کتاب اصول النحل[۴۰] آمده، احتمالاً برگرفته از منبع مشترکی میباشد که سعدبن عبداللّه اشعری نیز گزارش خویش را در بارۀ جارودیه از آن نقل نموده است.دربارۀ مؤلف این تاثیر اختلاف لحاظ وجود داراست؛ یوزف فان اس آن را با تیتر مسائل الامامة و منسوب ناشِیء اکبر (متوفی ۲۹۳) به چاپ رساند اما مادلونگ[۴۱] آن را تألیف جعفربن حرب و اسم آن را اصول النحل دانسته میباشد. ولی عبارتی در کتاب اصول النحل می‌باشد که به تألیف این تاثیر در هنگامی سابق‌خیس دلالت دارااست.[۴۲] گزارش کتاب اصول النحل با تعریف جارودیه در کتاب سعدبن عبداللّه اشعری[۴۳] شباهت‌هایی داراست و با صرف حیث از برخی جزئیات، می‌قدرت مطالب سعدبن عبداللّه را گستردن یافتۀ خبر اصول النحل دانست. در کتاب اصول النحل، منبع خبر جماعتی از مشایخ و علمای شیعه مذکور میباشد. با آنکه سعدبن عبداللّه اشعری تصریح یا این که اشاره نکرده که مطالب خویش را دربارۀ جارودیه از منبعی سابق گرفته، نحوۀ گزارش او نماد میدهد که آن را از اثری دیرین دریافت نموده است. مادلونگ[۴۴] این منبع را کتاب اختلاف الناس فی الامامة نوشتۀ هشام بن حکم (متوفی ۱۷۹) می داند، اما شواهدی در کتاب سعدبن عبداللّه دلالت بر این دارااست که از کتابی در ملل و نحل تألیف یونس بن عبدالرحمان قمی (متوفی ۲۰۹) استعمال شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.[۴۵]

به نقل از مؤلف اصول النحل[۴۶] جارودیه به وجود نصی بر امامت حضرت علی، امام حسن و امام حسین علیهم السلام از سوی فرستاده باور داشته‌اند. بعداز این سه بدن، منکر وجود نصّ بر امامت شخصی بوده، باور داشته‌اند که امامت از فرزندان حضرت فاطمه(س) بیرون نخواهد شد. جارودیه شرطِ تایید دعوی امامت را فقط خروج و قیام می‌دانستند و از دو خلیفۀ ابتدا برائت می‌جستند و آن‌ها را به جهت کنار نهادن علی علیه‌السلام و غصب خلافت او، کافر می‌شمردند. ابوالجارود معتقد بوده که امام به همۀ آنچه مایحتاج امت میباشد، دانش داراست و علویان کلیه مستعد داشتن اینگونه علمی‌اند و صرف وصال به بلوغِ سِنی، موجب دستیابی این فضیلت بین آن ها شود. او معتقد به الهام به امام بود و می‌اعلام کرد که علم ها در مواجهه با رویدادها نو به امام الهام می شود.[۴۷]

روضه خوان طوسی (متوفی ۴۶۰) از اثر ها ابوالجارود به کتاب اصل و کتاب التفسیر عن ابی جعفر الباقر علیه‌السلام اشاره کرده[۴۸] در حالی که نجاشی[۴۹] صرفا از کتاب تفسیرالقرآن ابوالجارود، به داستان از امام باقر علیه‌السلام، ذکر شده میباشد. این موسسه احادیث تفسیری، دارای اسم و رسم بوده و ابن ندیم نیز[۵۰] به آن اشاره نموده است. نجاشی[۵۱] و طوسی،[۵۲] با تفاوتی اندک، سلسله مدرک مشابهی در ماجرا تعبیروتفسیر ابوالجارود آورده‌اند.[۵۳] ابوالجارود درین تعبیروتفسیر، احادیث تفسیری امام باقر(ع) را توده نموده است. احمدبن محمدبن سعید، دارای اسم و رسم به ابن عقده (متوفی ۳۳۳)، تعبیر و تفسیر ابوالجارود را از جعفربن عبداللّه محمدی (زنده در

۲۶۸) به ماجرا وی از ابوسهل کثیربن عیاش قطان، طلبه ابوالجارود، ماجرا نموده است. در تعبیر علی بن ابراهیم قمی (زنده در ۳۰۷)[۵۴] یکسری قصه از ابوالجارود با سلسله گواهی طوسی و نجاشی آمده و در مفاد گوناگون دیگری صرفا با بیان «وفی روایة ابی الجارود»[۵۵] از تعبیر و تفسیر ابوالجارود مطالبی نقل گردیده است. ظاهراً این احادیث را ابوالفضل عباس بن محمدبن قاسم بن حمزة بن موسی بن جعفر، فراگیر قمی، به تعبیر افزوده میباشد.[۵۶]

علی بن ابراهیم قمی به گزارش پدرش ابراهیم بن هاشم قمی خبری از ابوالجارود از روش صفوان بن یحیی بَجَلی (متوفی ۲۱۰) و خبری از دقیق بن ناصح به داستان از عبدالصمدبن بشیر از ابوالجارود نیز آورده میباشد.[۵۷] در تعبیر و تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی[۵۸] نیز روایاتی تفسیری از ابوالجارود گفته شده که سلسله سندهای متفاوتی داراست که نشانه دهندۀ تداول احادیث تفسیری ابوالجارود در بین محافل امامی ـ زیدی کوفه میباشد. احادیث تفسیری ابوالجارود در بر دارندۀ بعضی آرای اوست. ابوالجارود در مخالفت با معتزله و اظهار نظر آنان، روایاتی نقل نموده است.[۵۹]

جارودی‌بودن زیدیان بعد از زید بن علی
در طی تاریخ زیدیه، هریک از فرقه‌های زیدیه ادعای انتساب خویش را به زیدیه به طور انحصاری داشته و شاخه‌های دیگر زیدیه را فسخ می‌دانستند. این مسأله موضوعی میباشد که در روزگار معاصر نیز آیتم مناقشه فی مابین علمای زیدی یمن میباشد. تحت عنوان مثال علمایی نطیر بدرالدین الحوثی طرز جارودیه را در پیش گرفتند و البته برخی معارضان وی رغبت به صالحیه و یا این که سلیمانیه دارا‌هستند. البته دلایلی وجود داراست که نماد می‎دهد زیدیان اولیه جارودی بودند مثلا آنکه:

به تصریح بیشتر ملل و نحل نویسان متقدم نظیر ناشی اکبر(متوفی ۲۹۳ق)، سعد بن عبدالله اشعری (متوفی ۲۹۹ق)، نوبختی (متوفی ۳۰۰ق) و ابوالحسن اشعری (متوفی ۳۲۴ق) ابوخالد واسطی، از اصحاب خاص زید بن علی، راوی کتاب ها وی و گردآوردنده قدیمی‌ترین مجامع شرعی و حدیثی زیدیه، طرفدار عقاید ابوالجارود بوده میباشد.
طبق بینش یحیی بن حمزه (متوفی ۶۱۴ق)، زیدیه در واقعیت جارودی‎اند و پس از زید بن علی فی مابین امامان و پیروانشان هر که جارودی نباشد نمی‎شناسند.[۶۰]
این در حالی میباشد که بعضی از مالک‌نظران نظیر احمد محمود صبحی معتقدند جارودیه در زمانه قبلی از در بین رفته میباشد و هر کس بخواهد به جارودیه ملحق گردد را نمی‎شناسند.[۶۱]

بازدید : 26
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 10:28


سید ابوالحسن رفیعی قزوینی (۱۳۱۵ق-۱۳۵۳ش)، از عالمان شیعه‌ در قرن چهاردهم قمری که در شاخه‌های گوناگون علم ها اسلامی به عنوان مثال فقه، اصول، فلسفه و عرفان به علم آموزی و درس دادن سرگرم بود. عبدالکریم حائری یزدی و میرزا هاشم اشکوری از استادان و امام خمینی و حسن حسن‌زاده آملی هم از مشهور‌ترین شاگردان وی مسجد قبا مشهد بودند.

رفیعی قزوینی به‌استدلال ذکر ظریف و جذابی که در طرح مباحث داشت، آیتم اعتنا فراگیر‌های علم ها شرعی قرار گرفت. از وی اثراتی در علم ها متعدد بر مکان ما‌نده میباشد. رفیعی قزوینی در سال ۱۳۵۳ش درگذشت و در بقاع حضرت معصومه(س) به خاک امانت آدرس مسجد قبا مشهد شد.

معاش‌طومار
سید ابوالحسن رفیعی فرزند میرزا سید ابراهیم، دارای اسم و رسم به سید خلیل[۱] از سادات حسینی در سال ۱۳۱۵ق(۱۲۶۸ش) در قزوین به‌جهان آمد. جد وی میرزا رفیع قزوینی از مجتهدان و حکیمان زمانه خویش بود. قوم و قبیله او که به آل رفیعی پر اسم و رسم بودند از خانواده‌های اهل دانش و از نودگان میرزا محمد مجال طالقانی قزوینی بودند. مامان او، دختر سید علی قزوینی مولف لبه بر مقررات الاصول رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]

وفات
رفیعی قزوینی در ۲۴ دی ۱۳۵۳ش/۱ محرم ۱۳۹۵ق در سن ۸۵سالگی در طهران درگذشت و در مسجد بالاسر بقعه حضرت معصومه(س) به خاک ودیعت شد.

علم آموزی و درس دادن
رفیعی قزوینی از کودکی به تلاش پدرش به یادگرفتن علم ها اسلامی درگیر شد و در بازه زمانی هنگامی کوتاه ادبیات عرب را در مکتب صالحیه قزوین فرا گرفت. وی فقه و اصول را نزد ملاعلی طارمی یادگرفت و مدتی در درس بیرون ملا علی اکبر ایزدی تکستانی یا این که سیادهنی کمپانی شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۳]

رفیعی قزوین در سال ۱۲۹۴ش برای یاد دادن علم ها عقلی و نقلی به طهران هجرت کرد و بعد از چندی به قم رفت. درین شهر، کتاب‌های شفا و قسمت نفس اسفار و گستردن اشارات را نزد میرزاحسن کرمانشاهی، منظومه و شوارق را نزد فاضل طهرانی و گستردن مفتاح الغیب را نزد میرزا هاشم اشکوری، شوارق و فصوص را نزد میرزا محمود رضوانی قمی فراگرفت. همینطور او از درس‌ عالمانی زیرا میرزا ابراهیم زنجانی ریاضی، عبدالنبی نوری، سید محمد تنکابنی، محمدرضا علی رشتی و روضه خوان عبدالکریم حائری یزدی استعمال نموده است. او بعداز تعلیم علم ها نقلی و عقلی در سال ۱۳۳۸ق/۱۲۹۸ش به قزوین رجوع و برگشت. [۴]

بعد از یک‌سال، توشه دیگر برای درس دادن به طهران مسافرت کرد. در طهران در مکتب عبدالله خان به درس دادن کتاب‌های فقاهتی و اصولی از قبیل تفصیل لمعه، ضوابط و نیز کتاب‌های فلسفی گستردن منظومه سبزواری و اشارات ابن سینا پرداخت.[۵]

در ۱۳۰۰ش بعد از تشکیل حوزه علمیه قم جهت علم آموزی و درس دادن به‌این شهر رفت. در آنجا علاوه بر حضور در مجلس درس فقه و اصول روحانی عبدالکریم حائری یزدی، کتاب‌هایی زیرا کفایة آخوند خراسانی، رسائل و مکاسب روحانی انصاری، تعبیروتفسیر قرآن و به ویژه اسفار اربعه ملاصدرا و تفصیل منظومه سبزواری را درس دادن کرد. بیان شده درین عصر نیز در دوران اقامت در طهران و قم از محضر اساتید دیگری همانند محمدبن معصوم‌علی هیدجی زنجانی، فاضل رازی، ابوالقاسم عظیم قمی، محمد رضا مسجد شاهی اصفهانی نیز به کار گیری نموده است. حدود سال ۱۳۰۸ش از قم به محل تولد خویش قزوین برگشت و به بازه سی و چندین سال، ضمن درس دادن متن‌ها شرعی و فلسفی و دروس بیرون به برپا کردن نماز جماعت در مسجد سلطانی قزوین و حل خطاها عموم پرداخت.[۶] او بعداز مراجعت از قم در سال ۱۳۸۰ق/۱۳۳۹ش در طهران اقامت گزید و تا نقطه پایان قدمت افزون بر اقامه نماز جماعت در مسجد آدینه(مسجد جامع در شبستان دارای اسم و رسم به رفیعی قزوینی در جنوب غربی مسجد) بازار عید باستانی خان طهران به درس دادن اصول عقائد و بیرون فقه و اصول و به صورت محرمانه حکمت و عرفان نظری پرداخت. [۷]

اذن اجتهاد و نقل داستان
حدود سال ۱۳۴۸ق عبدالکریم حائری یزدی به سید ابوالحسن اذن اجتهاد می دهد. سید ابوالحسن اصفهانی(متوفای ۱۳۶۵ق) و محمدرضا مسجد شاهی دیگر علمائی میباشند که به او اذن اجتهاد و نقل ماجرا داده‌اند.[۸] [۹]

اساتید
او از درس اساتید متعددی در علم ها متعدد عقلی و نقلی استعمال نموده است. این اشخاص عبارتند از:

علی اکبر یزدی سیادهنی
میرزاحسن کرمانشاهی
فاضل طهرانی
میرزا محمود رضوانی قمی
عبدالنبی نوری
میرزا مسیح طالقانی
سیدمحمد تنکابنی
محمدرضا نوری
میرزا ابراهیم زنجانی
محمدرضا علی رشتی
روضه خوان عبدالکریم حائری یزدی
محمدبن معصوم‌علی هیدجی زنجانی
ابوالقاسم کلان قمی
محمدرضا مسجدشاهی
میرزا هاشم اشکوری رشتی
اثرها وتالیفات
الف) لبه‌ها: او بر بیشتر کتاب‌های مطرح و اصلی فلسفی و عرفانی، لبه نگاشته میباشد. بعضا از این حاشیه ها عبارتند از:

المنظومه
الاسفار الاربعة
الشوارق
لبه بر گستردن حکمة الاشراق [یادداشت ۱]
کناره بر گستردن الاشارات و التنبیهات
المشاعر ملاصدرا
العرشیه ملاصدرا
گوهر خواسته تاثیر ملا عبدالرزاق لاهیجی
اسرار الحِکَم نوشته ملا هادی سبزواری
مفاتیح الغیب
اسرار الایات ملا صدرا
پیشگفتار فصوص الحکم قیصری
تفصیل اصول کافی
کناره بر القبسات تاثیر میرداماد
مصباح الانس ابن فناری
حاشیه ها بر گستردن مَطالع در منطق
ب) رسایل و مقاله ها: او خلال کتابت حاشیه ها و تعلیقاتی بر کتاب‌های اصلی فلسفی و عرفانی، بیست و یک نوشته‌علمی در موضوعات متعدد داراست که کلیه آن‌ها با سعی شاگردش غلامحسین رضانژاد منتشر گردیده‌است. این مقاله‌ها عبارتند از:

گستردن دعای سحر
رسالة فی الرجعة
رساله معراج
نوشته‌علمی در تکان جوهریه
نوشته‌علمی اسفار اربعه
نوشته‌علمی در اتحاد عاقل و سنجیده
سخنی در معاد
رسالة فی ذکر قوّه مولِّدة
تخلیه و تجلیه و تحلیه
حرکة جوهریه
رساله در وحدت وجود
رساله در واقعیت عقل
رساله در شب قدر
نوشته‌ی‌علمی در وجود
تفسیری بر دو آیه از سوره یونس(نشانه‌ها ۱و۲)
نوشته ی علمی در تشریح اجزاء حَملیّه و اجزاء حَدّیه
رساله در حدوثِ دَهْری
کناره‌ای بر قضایای ضروریه ازلیّه
نوشته‌ی علمی‌ای در عزم و متدّت
نوشته‌ی علمی‌ای در مسح رأس و وضوء
نوشته ی علمی در تفصیل معاش ملاصدرا
ج) اثرها در موضوع فقه استدلالی: او در کنار پژوهش ها فلسفی و عرفانی، تحقیقاتی نیز در قضیه فقه استدلالی داشته میباشد. برخی از این اثرها عبارتند از:

کتاب صلوة
کتاب حج
کتاب نکاح
کتاب مکاسب و بیع و کسب و کار
کتاب خمس استدلالی
توضیح المسایل (حاشیه ها بر رساله عملیه آیت الله بروجردی)
کناره بر عروه الوثقی تاثیر سید محمد کاظم یزدی
کناره بر مناسک حج روحانی مرتضی انصاری
د) تعبیروتفسیر و اثر ها قرآنی:

تعبیروتفسیر دربرگیرنده سوره‌هایی زیرا بقره، توحید، یاسین، آدینه، اعلی، حدید و زلزال.[۱۰]
تعبیر و تفسیر حروف مقطعه قرآن[۱۱]

سنگ مزار سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در بقعه حضرت معصومه
ه) اثر ها در مورد ریاضی ها و دانش هیئت:

تعلیقات بر تَضاریس الارض روحانی بهایی
تعلیقاتی بر المُعطیات اُقلیدِس
حاشیه ها مختصر و مفیدی بر مقاله‌ها کتاب الاُکَر نوشته «ثاوذوسیوس»
حاشیه ها بر کتاب المناظر اقلیدس در چگونگی اِبصار
حاشیه ها بر کتاب الکُرة المتحرکة
حاشیه ها بر اکثری از مباحث کتاب المساکن ثاوذوسیوس
حاشیه ها بر تفصیل چَغمینی
حاشیه ها بر سطح های دوایر و اَقطاب و دوایر متداخله و متساویه و متقاطعه و مُماسّ در کره و مُثلَّثات نوشته شده در آن
حکیم متاله صدرایی
سید ابوالحسن رفیعی دوباره مدرسه فلسفی ملاصدرا شیرازی میباشد. وی در طهران و قم ضمن دروس فقه و اصول، دروس سنجیده زیرا گستردن منظومه حکیم سبزواری و اشارات روحانی الرئیس ابو علی سینا درس دادن می کرد.[۱۲] بر این اعتقاد و باور بود که عرفان و قرآن و حدیث و حکمت از یکدیگر طلاق ندارند و در صورتیکه کتاب ها حِکْمی و عرفانی به دست آدم لهجه درک بیفتد، آن را تعبیر و تفسیر انفسی قرآن مجید می‌بیند.[۱۳] وی بر روضه خوان احمد احسائی که منتقد و مخالف سرسخت صدرالمتالهین بود، پاسخ‌های قاطعی دارااست که بر کناره کتاب جامعه ها الکلم او نگاشته میباشد.[۱۴]

شاگردان
رفیعی قزوینی شاگردان متعددی داشته که سال‌ها با او گردهمایی و برخاست داشتند و خصوصیت‌های متعددی برای وی شمرده‌اند؛ برای مثال: توجه علمى، داشتن داده ها وسیع درباره اثر ها حكما و متکلمان ، احاطه بر ادبيات فارسى و عربى، برخوردارى از خاطر‌اى قوى، شيوايى در تدريس و تقرير مطالب علمى، توانايى علمى در علم ها و فوت و فن مختلف، صراحت در اظهارنظر و اهتمام به سير و سلوک و عرفان عملى.[۱۵]

برخی ازمهم‌ترین شاگردان او عبارتند از:[۱۶]

امام خمینی
حسن حسن‌زاده آملی
محی الدین انواری
سید رضی شیرازی
مصطفی امام‌آدینه‌ای
محمد رضا مهدوی کنی
عبدالحسین ابن‌الدین
سید مهدی کشفی
شعبان لنگرودی
سید جلال‌الدین آشتیانی
سید محمد یزدی
سید مصطفی خوانساری
محمد ابن‌الشیخ قمی
سید مرتضی مبرقعی
علاءالدین کرمانشاهی
سید احمد قمی
میرزا محمد ثقفی تهرانی
میرزا حسین نوری
سید محمد رضایی
محمدرضا ربانی تربتی
محمد حسین اُویسی
میرزا ابوالقاسم خرمشاهی
مهدی باقری کنی
غلامحسین دینانی
محمد امامی کاشانی
محمد تقی شریعتمداری
نجم‌الدین اعتمادزاده
نظام‌الدین قمشه‌ای
سید حسین نصر
سید محمدمهدی تقوی
هادی سلمانی
غلامرضا رضانژاد
سید محسن رفیعی
ذوالمجد طباطبایی
احمد سَیّاح
سید ابوترب ابوترابی قزوینی
فرزندان
سید ابوالحسن ۱۴ پسر دارااست. از دربین آن‌ها سید محسن رفیعی قزوینی از اساتید سطح های بهتر حوزه علمیه قم هست.[۱۷]

پانویس

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 333
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 79
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 334
  • بازدید ماه : 537
  • بازدید سال : 3551
  • بازدید کلی : 32203
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی