loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 30
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 10:01

(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) متخلص به‌ بهائی و دارای شهرت به‌ روحانی بهائی و بهاءالدین عاملی، عالم، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه در بعدازظهر صفوی بود. روحانی بهائی بیشتراز ۱۰۰ کتاب در موضوع‌های متفاوت تألیف نموده است. جامع عباسی و اربعین به عنوان مثال اثرها اوست. اثراتی نیز در معماری بر مکان گذارده که منارجنبان اصفهان، تقسیم زاینده‌رود اصفهان، گنبد مسجد امام اصفهان، پیاده سازی صحن و سرای مقبره امام رضا(ع) به طور یک ۶ ضلعی و نقشه حصار نجف، از آن پاراگراف میباشد. او سفرهای اکثری به نقاط متفاوت عالم کرد و مهاجرت مشهوری نیز یار فرمان روا عباس صفوی با پای پیاده به مشهد داشته مسجد قبا مشهد میباشد.

وی جایگاه روضه خوان الاسلامی بالاترین منصب قانونی فقهی در حکومت صفویه را برعهده داشت. اقامه نماز آدینه اصفهان نیز برعهده وی بود. محمدتقی مجلسی، ملاصدرا، نتیجه کاشانی و ملاصالح مازندرانی به عنوان مثال شاگردان روحانی بهائی به شمار میروند. معاش‌طومار، بهاءالدین عاملی در ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق در بعلبک دیده به جهان گشود.[۱] محل معاش او جُبَع یا این که جُباع،[۲] از روستاهای جبل ادله بوده میباشد.[۳] پدرش، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (متوفی ۹۸۴ق)، از شاگردان و دوستان شهید ثانی (متوفی ۹۶۶ق) آدرس مسجد قبا مشهد بود.

نسب او به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امیرالمؤمنین میرسد؛ از این رو به حارثی هَمْدانی نیز آوازه دارااست. کودکی و جوانی ، منزل منسوب به روحانی بهایی در اصفهان یک‌سال پس از به دنیاآمدن وی در بعلبک، خانواده‌اش به جبل استدلال رفتند ولی بعداز شهیدشدن شهید ثانی و حس عدم امنیت در‌این شهر و نیز به دعوت و تشویق سلطان طهماسب اولیه و علی بن هلال کرکی مشهور به روضه خوان علی مِنشار، روحانی الاسلام اصفهان، از جبل برهان به کشور ایران نقل جای و در اصفهان بومی شدند. خانواده وی از اول علمای شیعه در جبل ادله بودند که در‌پی استقرار حکومت شیعی صفوی، به کشور‌ایران رزرو مسجد قبا مشهد هجرت کردند.


بنابر ورژن‌ای به خط روحانی بهائی که در ۹۶۹ق در قزوین درج شده، وی هنگام ورود به جمهوری اسلامی ایران ۱۳ ساله بود،[مستلزم منبع] البته برخی منابع اورا در‌این فرصت ۷ ساله دانسته‌اند.[۵] او از هجرتش به کشور‌ایران و ورودش یاروهمدم با بابا در دستگاه سلاطین صفوی اظهار ناخرسندی نموده است.[۶][یادداشت ۱] پس از ۳ سال اقامت در اصفهان، سلطان طهماسب نخستین به پیشنهاد و تأکید روضه خوان علی منشار، عزّالدین حسین را به قزوین دعوت و منصب روضه خوان الاسلامی شهر را به وی سپرد. روضه خوان بهائی نیز یار و همدم پدرش به قزوین رفت و مدتی در آنجا اقامت و به علم آموزی علم ها گوناگون شماره تلفن مسجد قبا مشهد پرداخت.[مستلزم منبع]

به نوشته روحانی بهائی،[۷] او در سال ۹۷۱ق یار با پدرش در مشهد بوده میباشد.[۸] بعد ها پدرش برای مدتی روحانی الاسلام هرات شد، ولی او در قزوین ماند و در ۹۷۹ق و ۹۸۱ق اشعاری در شوق واشتیاق به دیدار بابا و شهر هرات برای وی ارسال کرد.[۹] در سال ۹۸۳ق بابا روحانی به قزوین آمد و برای مهاجرت حج از سلطان اذن خواست، فرمانروا به خویش وی اذن اعطا کرد ولی از ملازمت و همراهی بهاءالدین عاملی با بابا نهی کردن و او‌را به ماندن در قزوین و درس دادن علم ها موظف کرد.[۱۰]

همسر روحانی بهائی، دختر علی منشار عاملی، زنی دانشمند بود که بعد از درگذشت بابا، کتابخانه گران بها ۴ هزار جلدی او‌را به ارث موفقیت و روضه خوان بهائی آن را در ۱۰۳۰ق وقف کرد. این کتابخانه بعد از وفات روضه خوان بهایی، به باعث اهمال در مراقبت هلاک شد.[۱۱] برخی بر این نظریه‌اند از این که بهائی سی سال از قدمت خویش را به تنهایی در مهاجرت گذرانده، می‌قدرت در نظر گرفتن زد که فرزندی نداشته میباشد. بیشتر منابع نیز فرزندی برای وی معرفی نکرده و بعضا اورا عقیم دانسته‌اند.[۱۲]
بیشتر تحصیلات بهائی، در قزوین بود که آن فرصت حوزه علمی فعّالی داشت. بعداز قزوین، در اصفهان به علم آموزی خویش خاطر نشان نمود. اولی و مهم ترین معلم بهائی، پدرش بود که نزد او تعبیروتفسیر و حدیث و ادبیات عرب و کمی سنجیده خواند واز وی اذن قصه اخذ کرد.[مستلزم منبع]

استادان دیگر بهائی عبارت‌اند از:

ملاّ عبدالله یزدی؛
ملاّ علی مُذَهَّب؛
ملا علی قائنی؛
ملا محمد باقر یزدی؛
روحانی احمد گچایی؛
روحانی عبدالعالی کرکی (درگذشت ۹۹۳ق) فرزند پژوهشگر کرکی؛
محمود دهدار
محمّد بن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی.[

بازدید : 27
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 11:13

(۷۲-۱۲۵ق) د‌همین خلیفه اموی و از خویشان قریش که بعد از مرگ یزید بن عبدالملک در سال ۱۰۵ق به خلافت رسید. نقل شده که او فرمان قتل امام محمدباقر(ع) را در سال ۱۲۴ق صادر نمود.هشام ۱۹ سال خلافت کرد و اورده شده که در‌این برهه زمانی همت کرد با جاری ساختن اقداماتی اساس‌های خلافت بنی‌امیه را سفت نماید. بنابر گزارش‌های تاریخی، جان مسلمان‌ها و به‌خصوص شیعه‌ها برای وی هیچ ارزشی نداشت و به عذر‌های گوناگون آن‌ها را مسجد قبا مشهد می‌کشت.

در حین خلافت هشام بن عبدالملک قیام‌های متعددی جاری ساختن شد که مهم ترین آن‌ها قیام زید بن علی بن الحسین(ع) بود و وی در طومار‌ای به والی کوفه نوشت که زید را از کوفه اخراج کرده و او‌را بکشد. رخداد اصلی دیگر، متفرق شدن مبلّغان بنی‌عباس در مملکت‌های شرقی اسلام، و استارت حرکت‌های شیعه‌ها بود که پنهانی کار می‌کردند. در حین هشام، در خراسان بلندمرتبه، فتوحات کلان‌ای ایفا شد و خوارج هم در قسمتی از مرزوبوم‌های اسلامی عمل آدرس مسجد قبا مشهد می‌کردند.

زندگینامه هشام بن عبدالملک در اوایل سال ۷۲ق زاده شد.[۱] ابن‌تاثیر زادگاه او‌را مدینه و مقریزی آن را دمشق بیان نموده است.[۲]مادرش اورا هشام نامید و کنیۀ وی اباولید بود و زیرا چشمش لوچ بود، به هشام اَحْوَل جهانی شد.[۳] او از قبیلۀ قریش، از اعراب عَدنانی و از طایفۀ بنی‌امیه بود.[۴] پدرش عبدالملک بن مروان، پنجمی خلیفۀ اموی، و مادرش عایشه یا این که فاطمه، دختر هاشم بن اسماعیل مخزومی رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۵]

هشام سیزده فرزند از همسران و کنیزان خویش داشت که ده پسر و سه دختر بودند.[۶] وی محمد بن مسلم بن شهاب زُهَری را به‌تیتر آموزگار برای فرزندانش گزینش کرده بود.[۷]هشام بن عبدالملک بر تاثیر بیماری در ۶ ربیع‌الثانی سال ۱۲۵ق در رُصافه شام از عالم رفت. وی هنگام فوت ۵۳ سال داشت و مقطع حکومت وی ۱۹ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۸]

خلافت
هشام بعداز مرگ یزید بن عبدالملک در شعبان سال ۱۰۵ق، در ۳۴ سالگی به خلافت رسید.[۹] هنگامی خبر خلافت به وی رسید، در روستایی به اسم رُصافه بود و از آنجا به دمشق رفت و در اولیه ماه رمضان سال ۱۰۵ق، عموم با وی برای خلافت بیعت کردند.[۱۰]

آورده شده که هشام بن عبدالملک کارایی کرد توشه دیگر مبنا‌های خلافت بنی‌امیه را پایدار نماید؛ مورخان نوشته‌اند که هشام طریق به طور تقریبً اثبات خلافت بنی‌امیه را در برکنار و نصب والیان در مناطقی زیرا عراق و خراسان در پیش گرفت که غرض کلی آن ساخت‌و‌ساز توازن قوا دربین قبایل حریف یمانی و قیسی بود.[۱۱] هشام مدتی نسبتاً وقتگیر خلافت کرد و اورده شده که برای رونق اقتصادی و ساخت و ساز انضباط دیوانی عملکرد متعددی کرد، تا آنجا که بعد ها منصور عباسی و بعضی دیگر از عباسیان از طریق هشام تبعیت می‌کردند.[۱۲] اورده شده که هشام هر مردی از بنی‌مروان را که مقرری اخذ میکرد، به مبارزه می‌ارسال کرد.[۱۳]
کیفیت خلق و خوی هشام با امامان معصوم(ع)
هشام معاصر ۳ بدن از امامان شیعه(ع) بوده میباشد:

امام سجاد(ع)
بنابر آنچه در کتاب الاختصاص روحانی اثرگذار آمده، هشام بن عبدالملک در عصر خلافت پدرش (۲۶-۸۶ق)، برای اجرا حجّ به طواف کعبه رفت و به‌عامل غوغا جمعیت نتوانست استلام حجر را جاری ساختن دهد، البته در به عبارتی حالا، علی بن حسین(ع) وارد مسجدالحرام شد و هنگامی به‌سوی حجرالاسود رفت، عموم خویش به وی احترام کرده و از رمز راهش کنار رفتند تا بتواند حجرالاسود را لمس نماید.[۱۴] به‌گفته ابن‌شهرآشوب در کتاب مناقب آل‌ابیطالب، هشام از دیدن این چشم انداز خیلی اندوهگین شد و در جواب به یکی‌از شامیان که پرسید وی که می باشد، با آنکه علی بن حسین را می‌آشنایی، بیان کرد «او‌را نمی‌شناسم».[۱۵]

نقل شده که فرزدق در به عبارتی جا حاضر بود و اذعان کرد اینجانب او‌را می شناسم و قصیده‌ای در وصف امام سجاد(ع) سرود و این عمل موجب غم هشام بن عبدالملک شد و به انقطاع دستمزد ماهیانه فرزدق و زندانی شدنش در مکانی فی مابین مکه و مدینه، پر اسم و رسم به (عسفان)، انجامید.[۱۶]

امام باقر و امام درست گو(ع)
چنانکه در کتاب دلائل الامامه آمده میباشد، هشام بن عبدالملک در طی خلافت خویش همواره از محبوبیت امام باقر(ع) بین عموم می ترسید و کارایی میکرد بازدارنده بسط نفوذ او گردد.[۱۷] بنابر نقل طبری، سخنان امام راستگو(ع) درباره فضیلت و امامت اهل بیت که در روز ها حج ایفا شد، بدان انجامید که هشام بعد از برگشت به پایتخت خویش، دمشق، به قاضی مدینه دستورداد امام باقر(ع) و فرزندش جعفر بن محمد را روانه شام نماید.[۱۸]

طبری، مولف کتاب دلائل الامامه، گفته میباشد که هشام زیرا به‌نیکی می‌دانست که در شرایطی که از منش مناظره وارد گردد، هیچکدام از درباریان وی اقتدار مناظره با امام باقر(ع) را ندارند،[۱۹] تصمیم گرفت مسابقه تیراندازی ترتیب دهد تا او را در آن مسابقه ناکامی بدهد، اما در آن مسابقه نیز نتوانست به مقصود خویش رسد.[۲۰] نقل شده که هشام بن عبدالملک بعد از ناکامی در آن مسابقه، امام باقر(ع) و فرزندش را در موضع منحصر به فرد کنار خویش مکان بخشید، آن ها را احترام کرد و به امام پنجم شیعه ها ذکر کرد: قریش از پرتو وجود تو سزاوار سروری بر عرب و فارس میباشد.[۲۱

بازدید : 53
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 15:44

(۱۳۰۸ - ۱۳۷۵ش)، از رهبران مذهبی و سیاسی شیعه‌ها افغانستان که بعد از روی عمل داخل شدن دولت مارکسیستی در سال ۱۳۵۷ش، سر کردگی حکومت محلی هزاره‌ها را با تیتر شورای انقلابی رخداد اسلامی افغانستان بر ذمه داشت. وی قبل از سر کردگی بر شورای رخداد، خلال ایجاد کرد مدرسه های علمیه در زادگاهش در ولایت بامیان، به درس دادن علم ها اسلامی و تربیت طلاب درگیر بود.معاش‌طومار،سیدعلی در سال ۱۳۰۸ش در شهر وَرَس از ولایت بامیان زاده شد. بابا وی سیدنبی و جدش سید طاهر، هر دو از روحانیون شیعه بودند.[۱] بهشتی، مهر ۱۳۷۵ش درگذشت و در محل تولد خویش به خاک ودیعه شد.[۲] محمدجمال فکوری بهشتی، از فرزندان او، در سه زمان پایان به‌نمایندگی از ولایت بامیان به پارلمان افغانستان شیوه مسجد قبا مشهد یافته بود.[۳]

تحصیلات حوزوی،بهشتی ورسی تحصیلات را نزد بابا خویش استارت کرد و مقدمات علم ها حوزوی را ضمن بابا، از روحانی ابراهیم عالمی و روحانی محمد علی دایکندی آموخت. بعد از آن حدود شش سال در شهر یَک‌اَولَنگ دروس سطح و بعضی از کتاب‌های سطح خوب را فراگرفت و از به عبارتی فرصت به درس دادن برخی از دروس درگیر آدرس مسجد قبا مشهد شد.[۴]


بهشتی در سال ۱۳۳۴ش وارد حوزه علمیه نجف شد. وی خلال گذراندن سطح خوب، در درس بیرون فقه سید محسن حکیم و سید محمود حسینی شاهرودی، و بیرون اصول سید ابوالقاسم خویی حضور یافت. بهشتی در حین حضور خویش در حوزه علمیه نجف، آموزش علم ها تعبیر و تفسیر، حکمت و دانش هیئت را نیز از نگاه به دور رزرو مسجد قبا مشهد نمی‌داشت.[۵]

شغل‌های علمی و فرهنگی،سید علی بهشتی ورسی، در سال ۱۳۴۱ش به افغانستان رجوع و برگشت و در محل تولد خویش روستای سنگ‌تخت ورس سکنی گزید. وی مکتب علمیه‌ای با همکاری نیکوکاران ایجاد کرد و به فراگیری علم ها شرعی پرداخت. مکتب دیگری که به وی منسوب شده، مکتب علمیه باقریه در سراب بامیان میباشد که به پیشنهاد روضه خوان باقر سرابی سازه شماره تلفن مسجد قبا مشهد گذارده شد.[۶]

بهشتی با درس دادن علم ها اسلامی، تربیت طلاب و مبلغان مذهبی و حل و فصل اختلافات عموم، نفوذ پهناور‌ای بین عموم به‌دست آورد.[۷]

اثر ها و تالیفات
از سید علی بهشتی ورسی کتاب‌ها و اثراتی در چنگ میباشد، برای مثال:

تقریرات درس بیرون فقه سید محسن حکیم
تقریرات درس بیرون اصول فقه سید ابوالقاسم خویی
تقریرات درس بیرون فقه سید محمود شاهرودی
الارجوزة فی اصول الفقه
نوشته‌ها و یادداشت‌هایی در تفصیل رسائل، ضوابط و تفصیل منظومه
تجربیات و جنگ
خلق و خوی[۸]
شغل‌های سیاسی
مثلا شغل های سیاسی بهشتی می‌اقتدار بدین مورد ها اشاره نمود:

نزاع با دولت کمونیستی
با روی عمل داخل شدن دولت کمونیستی در افغانستان در سال ۱۳۵۷ش، بهشتی از رهبران جهاد و جنگ بود. وی به امداد عموم توانست ورس را از سلطه دولت مرکزی آزاد نماید و همینطور به عموم دیگر بخشها هزاره‌جات هم برای خروج از احاطه دولت کمونیستی امداد رساند.[۹]

سر گروهی بر شورای رخداد
بعد از آنکه عموم هزاره‌جات خویش را از سلطه دولت کمونیستی بیرون کردند، در شهریور ۱۳۵۸ش، نمایندگان ۴۲ حیطه در ورس اجتماع کردند و شورای انقلابی حادثه اسلامی افغانستان را تشکیل دادند. نمایندگان طوایف سنی‌مذهب ولایت غور هم درین شورا حضور داشتند.[۱۰] مالکان، عالمان و جوان ها درس‌خوانده عضو این شورا بودند و سید علی بهشتی را تحت عنوان مدیر برگزیدند و توانستند هزاره‌جات را به صورت منظم اداره نمایند و حکومت خودمختار تشکیل دهند.[۱۱]

وی در سال ۱۳۶۳ش بعداز شدت به دست آوردن زد خورد شورای واقعه با دسته‌های شیعه حریف، به حوزه‌ ناوور از توابع غزنین پناهنده شد. دولت محلی شورای رخداد به رغم توفیق در اداره هزاره‌جات، فقط تا سال ۱۳۶۴ش دوام یافت.[۱۲] با این حالا شورای انقلابی حادثه اسلامی افغانستان، تحت عنوان یک حزب سیاسی، باقی ماند و در سال ۱۳۶۸ش و درپی تشکیل حزب وحدت اسلامی، بدین حزب پیوست.[۱۳]

پانویس
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵۹.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.
«سیدمحمد جمال فکوری بهشتی»، وبسایت شورای ملی افغانستان.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵۹ و ۲۶۰.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۰.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۰ و ۲۶۱.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۱.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۱.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۱.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.
ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۲.

بازدید : 49
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 14:58


درگذشت
سکینه بعد از اسارت به هم پا کاروان اسرا به مدینه برگشت. از معاش وی در مدینه تا فرصت وفات، در منابع تاریخی گزارش چندانی در مشت وجود ندارد و صرفا به مطرح شدن برخی از مناظرات و مجالس علمی اکتفا گردیده‌است.[۱۸] کیفیت وفات و محل دفن سکینه نیز گزینه اختلاف مورخان بوده میباشد. بعضی از منابع تاریخی وفات سکینه را ۵ ربیع‌الاول سال ۱۱۷ هجری قمری در مدینه نقل مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

[۱۹] سازه بر نقل این منابع، خالد بن عبدالله(حکم کننده وقت) بر وی نماز خواند و او‌را در گورستان بقیع به خاک سپردند. بعضی نیز گفته‌اند زمانی سکینه با اصبغ بن عبدالعزیز وصلت کرد، از مدینه به طرف مصر جنبش کرده و در دمشق درگذشت.[۲۰] و در آرامستان باب الصغیر در دمشق، قبری منسوب به سکینه وجود داراست. توده‌ای نیز گفته‌اند بعد از تزویج با اصبغ بن عبدالعزیز به مصر رفته و در آنجا مدفون گردیده است. حرم‌ای در قاهره نیز به سکینه بنت الحسین منسوب آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۱]

حضور در حادثه کربلا
مطابق گزارش‌های جان دار در مقاتل، سکینه در رخداد کربلا حضور داشته میباشد. بنابر نقل این منابع، در روز عاشورا، امام حسین(ع) برای واپسین وداع، از میدان پیکار به سوی اهل بیت خویش رجوع و با آن‌ها وداع کرد بعد نزد دختر خویش سکینه رفت که در کناره‌ای نشسته و می‌گریست. امام حسین(ع)او‌را به صبوری دعوت کرد و بغل کرد، اشک از چشمان وی تمیز کرد و درضمن اشعاری به سکینه رزرو مسجد قبا مشهد اظهار کرد:

سَيَطُولُ بَعْدِى يَا سُكَيْنَةُ فَاعْلَمِى
مِنْكِ الْبُكَاءُ إذَا الْحَمَامُ دَهَانِى
لاَ تُحْرِقِى قَلْبِى بِدَمْعِكِ حَسْرَةً
مَا دَامَ مِنِّى الرُّوحُ فِى جُثْمَانِى
فَإذَا قُتِلْتُ فَأنْتِ أوْلَى بِالَّذِى
تَبْكِيَخیرُ يَا خَيْرَةَ النِّسْوَانِ[۲۲]
ترجمه: ای سکینه! بدان که بعد از اینجانب، شیون تو زمانبر خواهد بود.
تاهنگامیکه جان در تن دارم منرا با اشک حسرت توشه خویش مسوزان.
ای شایسته ترین زنان! آن گاه که اینجانب کشته شدم، تو برای شیون سزاوارتری. همینطور آورده شده که در روز یازدهم محرم به هنگام وداع اهل بیت(ع) با شهدا سکینه بعد از سخنان عمه‌اش زینب(س) پیش رفت و لاشه بابا را در آغوش گرفت امالشکریان قدمت بن سعد اورا به اجبار از تن پدرش غیروابسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد کردند.[۲۳]

روزها اسارت
بعداز اتفاق عاشورا، سکینه یار دیگر اسیران کربلا به کوفه و شام برده شدند. از آسان بن سعد ساعدی صحابه نبی اسلام(ص) ماجرا گردیده که روز ورود اسرا به شام در دروازه ساعت ها دختری را دیدم که بر شتری بی‌محمل سوار بود؛ وی خویش را سکینه دختر امام حسین(ع) معرفی کرد و از اینجانب خواست برای محافظت حرمت فامیل پیامبر خداوند(ص) کاری کنم که نیزه‌داران سرهای شهدای کربلا را از دور و اطراف اسیران به دور نمایند. آسوده می گوید اینجانب با پرداخت پاره ای دینار توانستم مراد اورا برآورده کنم.[۲۴] در برخی از منابع تاریخی نیز خوابی از سکینه در دمشق گفته شده که در آن فرستاده اسلام(ص) یار و همدم برخی از پیامبران و فاطمه زهراء(س) با ملازمت جمع‌ای از زنان بهشتی در حالی که تی شرت خونی امام حسین(ع) در اختیار مادرش بود به سمت کربلا میروند.[۲۵]

خصوصیت‌های اجتماعی، علمی و معنوی
سکینه دختر امام حسین(ع) را از تیزهوش‌ترین، زیباترین، خوش‌اخلاق‌ترین، باتقواترین و تعالی زنان روزگار خود دانسته‌اند.[۲۶] امام حسین(ع) سکینه را عبد‌ای غرق در ذات الهی معرفی کرده که نشانه دهنده فضل و ادب و کمال اوست.[۲۷]
سخاوت سکینه نیز در کتاب ها تاریخی آیتم اشاره قرار گرفته میباشد. وی هزینه مهاجرت حج برادرش امام سجاد(ع) را پرداخته میباشد.[۲۸]
در کتاب‌های رجالی از سکینه تحت عنوان یک کدام از راویان حدیث خاطر گردیده که کوفیان از وی ماجرا کرده‌اند.[۲۹] سکینه همپا خواهر خویش فاطمه از راویان حدیث بابا خویش امام حسین(ع) به شمار میایند[۳۰] و راویانی همانند عبیدالله بن ابی‌ارفع، فائد مدنی، سکینه دختر اسماعیل بن ابی‌خالد و سکینه دختر حاکم ابی‌ذر از وی قصه نقل کرده‌اند.[۳۱]
همینطور از اشراف بر ادبیات و شعر عرب و فصاحت و بلاغت سکینه صحبت به فی مابین آمده میباشد. گزارش‌های وی از رخداد کربلا در پوسته شعر، اشعار و قصاید وی در رثای پدرش امام حسین(ع) مشهور میباشد. شعر ذیل برای مثال این اشعار میباشد:

لا تعذلیه درک قاطع طرقه
فعینه بدموع ذرف غدقه
ان الحسین غداة الطف یرشقه
ریب المنون فما ان یخطئ الحدقه
بِکَفِّ شر عبادالله کلهم
نسل البغایا و جیش المرق الفسقه
یا این که اُمَّة السوء هاتوا ما احتجاجکم
غداً و جُلُّنادر بالسیف قد صفقه
ترجمه: «او‌را نکوهش نکن؛ به دلیل آنکه آنان رویکرد را بر وی بستند. و وی از چشمانش اشک فراوان می‌بارد. در روز طَف (عاشورا) تیری به سوی امام حسین(ع) پرتاب شد که غلط نمی‌رود و از حدقه دیده وی به دور نمیشود. این فعالیت به دست عده ای ایفا شد که بدترین عموم و از نسل ظالمان و از سپاهیان گناه کار بودند.‌ای بدترین امت! استدلال‌هایتان را در رستاخیز اقامه نمائید. شما برهانی ندارید؛ چون کلیه شما او‌را با شمشیرتان زدید.»[۳۲]
مبتنی بر گزارشات تاریخی احاطه سکینه بر ادبیات عرب سبب ساز شد بعضا از شاعران مانند فرزدق، جریر، کثیر، بخش و جمیل برای چک و سنجش اشعار خویش، آن‌ها را به سکینه ارائه می‌دادند تا گزینه داوری قرار بگیرد.[۳۳]
در بعضا منابع اهل سنت و کتاب‌های تاریخی مطالبی درباره سکینه دختر امام حسین(ع) مطرح گردیده که از طرف دیگر مورخان آیتم مناقشه‌ قرار گرفته گردیده است. ابوالفرج اصفهانی مدعا گردیده سکینه اهل تَغَزُّل و شعرگویی بوده میباشد.[۳۴]
ابوالفرج اصفهانی این ماجرا را از زبیر بن بکار که دشمنی وی با بنی‌هاشم دارای اسم و رسم بوده، نقل نموده است.[۳۵] همینطور در سلسله مدرک این احادیث، قدمت بن ابی‌دیده نشده مؤملی وجود داراست که احادیث وی از دید علمای اهل سنت مخدوش و ضعیف میباشد.[۳۶]ابوالفرج اصفهانی به‌این دستور نیز اشاره کرده که مانند مجالسی که به سکینه بنت الحسین(ع) منتسب گردیده، به وسیله زنی اموی نیز برپا شده است.[۳۷]
درباره اکثری از اشعار منتسب به سکینه بنت الحسین(ع) اورده شده، این اشعار وابسته به سکینه بنت خالد بن مصعب زبیر میباشد که ملاقات‌ها و مغازلاتش با قدمت بن ابی‌ربیعه شعر سرا، دارای اسم و رسم میباشد و همانندی اسمی سکینه بنت الحسین(ع) با سکینه بنت خالد بن مصعب همسر قدمت بن ابی‌ربیعه منجر اینگونه نسبت‌هایی به سکینه دختر امام حسین(ع) شد‌ه‌است. از طرف دیگر اکثری از اشعار و اجتماعاتی که منسوب به سکینه میباشد، اشعار و اجتماعاتی میباشد که به وسیله عائشه دختر طلحة بن عبیدالله همسر مصعب بن زبیر برگزار شد‌ه‌است.[۳۸]

از سایر تاثیرگذاری‌های اجتماعی سکینه می‌قدرت به حفاظت وی از اهل بیت(ع) اشاره نمود. برای مثال ابوالفرج اصفهانی درباره نقل می نماید که او در مجلس عزایی بود ودختر عثمان هم در آن مجلس بود و می‌اذعان کرد اینجانب شهید زاده‌ام. سکینه بی سروصدا بود تا این که موذن بانگ برداشت و اظهار کرد: (اشهد انَّ محمداً فرستاده الله.) سکینه اعلام‌کرد: این بابا اینجانب میباشد یا این که تو؟ دختر عثمان اذعان کرد: اینجانب دیگر هیچ گاه بر شما فخر نمی‌فروشم. [۳۹]

مثال دیگر آنکه روزی خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه(امارت: ۱۱۴-۱۱۸ق) طبق عادتش،‌ بر فراز منبر،‌ امام علی(ع) را دشنام اعلام‌کرد، سکینه که به هم پا کنیزانش در مجلس حضور داشت،‌ رویا رویی به مثل کرد که ماموران حکومتی،‌ کنیزانش را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۴۰]

تک‌نگاری
کتاب «سکینه بنت الامام‌الحسین(ع)» تاثیر علی محمد علی دخیل، بوسیله انتشارات موسسه اهل‌البیت(ع) در سال ۱۹۷۹م در بیروت به چاپ رسید. این تاثیر به فارسی به وسیله فیروز حریرچی با تیتر سکینه دختر امام حسین(ع) در طهران به وسیله انتشارات امیر وسیع در سال ۱۳۶۳ش چاپ گردیده است.
حضرت سکینه اسطوره آرامش و عرفان نوشته سید مجتبی حسینی، انتشار نیستان، سال ۱۳۸۸ش.[۴۱]

بازدید : 39
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:02

وی بعداز قتل عثمان از اول عده ای بود که دست بیعت به علی(ع) بخشید و انصار را بدان ترغیب کرد.[۲۱] ابوایوب در آحاد مبارزه‌هایی که علی(ع) در آنان مشغول شد، حضور داشت،[۲۲] ولی ابن سعد فقط نهروان[۲۳] و واقدی، صفین را بیان نموده است.[۲۴] رشادت‌های اعجاب انگیز ابوایوب را تمامی خاطر کرده‌اند.[۲۵] در نزاع نهروان، علی(ع) او را به فرماندهی سواره نظام گماشت و قبل از استارت مبارزه، او‌را برای احتجاج با خوارج و پند آنها ارسال کرد[۲۶] و وقتی که از او پرسیده شد: با اینکه از صحابه تبارک پیامبری، چه طور در رکاب علی(ع) با اهل قبله قتال می کنی؟ جواب اعطا کرد: پیامبر معبود(ص) از ما عهدوپیمان گرفت که به ملازمت و همراهی علی(ع) با ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کنیم.[۲۷] او به هم پا قیس بن سعد بن عباده به نمایندگی از امیرمومنان(ع) با خوارج به گفتمان پرداخت.[۲۸] وی همینطور در ۳۵ق همدم با گروهی در کوفه شهیدشدن بخشید که حدیث غدیر را از فرستاده(ص) شنیده مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۹]

قاضی مدینه از سوی علی(ع)
او بعداز نزاع نهروان از سوی علی(ع) به امارت مدینه گماشته شد[۳۰]، البته بعداز آنکه معاویه در ۴۰ق، بُراز بن ارطاة را با ۳۰۰۰ مرد جنگی به حجاز ارسال کرد، ابوایوب مدینه را رها کرد و در عراق به علی(ع) پیوست. بُراز بعد از هجوم به مدینه و اشغال شهر، منزل او‌را به حریق کشید.[۳۱] ابوایوب بعداز شهیدشدن علی(ع) توشه دیگر برای نبرد به سرحدّات رفت. طبری[۳۲] آورده میباشد که یزید بن معاویه در ۴۹ق به قصد نبرد با رومیان رهسپار شد و ابوایوب انصاری را که سالخورده بود، به همپا آدرس مسجد قبا مشهد پیروزی.

رجال‌شناسان شیعه در توجیه کمپانی وی در پیکار با مشرکان ذیل امر معاویه و پسرش یزید، به رغم هواداری سفت وی از حق خلافت علی(ع) اختلاف دارا هستند. فضل و ادب بن شاذان این شغل او‌را غفلت و نادرست در اجتهاد نسبت داده و میافزاید هرچند وی از خلیفه زمانه خویش خشنود نبوده، اما به قصد پیشبرد و تقویت اسلام درین نبردها کمپانی جسته میباشد[۳۶] شاهد این مدعی مشاجراتی میباشد که در بین وی و معاویه چهره داده میباشد،[۳۷] ولی آیت الله خویی[۳۸] خلال رد این عقیده، احتمال میدهد که او بر پایه ی اذن امام معصوم حسن بن علی(ع) شغل رزرو مسجد قبا مشهد کرده‌باشد.

وی از نبی(ص) و اشخاصی همجون أُبی بن کعب قصه نقل کرده[۳۹] و راویانی مانند ابن عباس، براء بن عازب، جابر بن سمره، مقدام بن معدی کرب، ابوامامه باهلی، زید بن خالد جُهَنی از او احادیثی را نقل کرده‌اند. ابو ایوب یکی روایان حدیث غدیر میباشد[۴۰] و حدیث مشهور نبوی(ص) به عمار یاسر «ٍتَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَة» میباشد.[۴۱] عده ای از تابعین نیز مانند سعید بن مسیب، عروة بن زبیر و عبدالله بن حنین از وی حدیث شنیده و نقل کرده‌اند. ابن سعد[۴۲] و مزّی[۴۳] نیز فهرستی از راویان اور شماره تلفن مسجد قبا مشهد آورده‌اند.

ابوایوب در تمامی غزوات نبی(ص) کمپانی داشت و مورخان او‌را از حاضران در مبارزه‌های بدر و احد و خندق دانسته‌اند.[۱۳] او صرفا یک توشه، از آن رو که فرماندهی سپاه مسلمان‌ها را مرد جوانی برعهده داشت، از کمپانی در نبرد اهمال کاری رفت و بعداز آن پیوسته از این فعالیت نادم بود.[۱۴] از ضمن متن ها تاریخی، روح اطاعت، وفاداری و احترام خاص وی به فرستاده(ص) دیده میشود.[۱۵]

به داستان ابن هشام[۱۶] او به فرمان رسول(ص) در اخراج منافقانی که در مسجد مدینه، مسلمان ها را استهزا می‌کردند و بعضی از آن ها از قبیله او بودند، پیش گام شد. براساس برخی احادیث، آیه‌ای از قرآن[۱۷] در رخداد افک، اشاره به مدح ابوایوب و همسرش داراست.[۱۸] به هنگام محاصره منزل عثمان به وسیله معارضان، مسلمان‌ها نماز را به امامت ابوایوب در مسجد مدینه برپا می‌داشتند[۱۹] و همو در زمره شهودی بود که در آن ایام از عثمان قسم گرفتند تا از آن پس مبنی بر کتاب خداوند و سنّت رسول(ص) شغل نماید.[۲۰]

بازدید : 34
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:14


محتوا
حکمةالاشراق مشمول دو نصیب عمده در قانون ها اندیشه و انوارالهیه میباشد و در صدر پیشگفتار و در پایان وصیتِ مصنّف در آن مذکور مسجد قبا مشهد میباشد.

نصیب اولیه
بخش نخستین، دربارۀ «‌مقررات الفکر‌» یا این که «‌موازین تامل‌» (منطق) میباشد. سهروردی، همچون ابن سینا در کتاب الاشارات و التنبیهات، منطق را در تقسیم بندی دوبخشی عرضه نموده است. دو نوشته‌ی علمی از این بخش به مشاجره تعریف و تمجید (تصور) و حجت (تصدیق) تخصیص دارااست. نوشته‌علمی سوم در مغالطات و بعضا داوری‌ها (حکومات) در میان سخنان اشراقیون و مشائیان، و بسیار مختصر میباشد و در آن صرفا به بعضا قواعد و قانون ها، و درضمن به قواعد اشراقی، اشاره آدرس مسجد قبا مشهد گردیده است.[۱۲]

اصطلاحات تازه
سهروردی در قسمت منطق برای بعضی اصطلاحات منطقی هم اندازه‌های جدید‌ای به عمل برده میباشد، مانند دلالت‌های «‌قصد »، «‌منطقه‌» و «‌تطفّل‌» به مکان دلالت‌های مطابقه، تضمن رزرو مسجد قبا مشهد و التزام.[۱۳]

نصیب مغالطات یا این که حکومات مهم ترین قسمت این نصیب میباشد که سهروردی در آن تفاوت مبانی خویش و مشائیان را توضیح داده میباشد. برای مثال مباحث اصلی این نصیب، ثابت اعتباری بودن وجود، انکار مخلوط جسم از مادّه و شکل و ثابت مُثُل افلاطونی شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۴]

نصیب دوم
بخش دوم حکمةالاشراق، در ذکر فلسفه نوری و حکمت اشراقی سهروردی میباشد. درین نصیب، نسبت نور و روشنایی و تاریکی و اقسام آن‌ها و مراتب انوار و مختصات نورالانوار گستردن داده شد‌ه‌است.

تبیین تغایر انوار از روش کمال و نقص (تشکیک) و پیدایش کثرت در آن‌ها با نسبتهای «‌مشاهده و اشراق»، «‌قهر و محبت‌» و «‌فقر و غنا»، از اصول اشراقی و ابتکارات خاص سهروردی میباشد که در‌این کتاب به آن اشاره گردیده‌است.[۱۵] تأکید سهروردی بر وجود ارباب گونه های (انوار قواهر عرضی) و ثابت وجود آنان براساس قاعده قابلیت و امکان اشرف، تایید صلاحیت صدور بسیط از مرکب، اَزَلیت فعل انوار و قِدَمِ فقید، ازلیت مجال، مجعول بودن ماهیت به مکان وجود، نظارت دلایل معتقدان به تناسخ و ثابت فقیه نمونه (مُثُلِ مُعَلقه)، از مباحث اصلی مطرح گردیده در‌این تاثیر میباشد.[۱۶]

مداقه
شارحان حکمة الاشراق این کتاب را به بزرگی ستوده‌اند. شهرزوری، در پیشگفتار گستردن خویش،[۱۷]آن را گنجینه شگفتیها، انباشته از نکته‌های غریب و سودمند که روی زمین، تعالی‌خیس، شریف‌خیس و صحیح‌خیس از آن در ارتباط دانش الهی بکر وصف نموده است. قطب الدین شیرازی نیز در پیشگفتار گستردن خویش،[۱۸] خلال بیان بعضا توصیفات شهرزوری، گفته میباشد: «‌این کتاب با اینکه مختصر و معدود وسعت میباشد، دارنده علم بسیار و اسم بلندمرتبه و منزلت والایی میباشد و تا جایی که ما مطلعیم بر روی زمین در الهیات و سیر و سلوک کتابی والاتر، بزرگتر، گران بها‌خیس و جامع تر از آن وجود ندارد و مکان آن میباشد که خطوط آن بر صورت حور در ظواهر، و معانی آن با خودکار عقل بر لوحِ جان در داخل نقش بندد.‌»[یادداشت ۱]


گستردن قطب الدین شیرازی بر حکمة الاشراق
حکمةالاشراق همواره گزینه دقت حکمای پس از سهروردی بوده میباشد. برای مثال، شهرزوری در الشجرةالالهیة،[۱۹] غیاث الدین منصور دشتکی در اشراق هیاکل النور،[۲۰] میرداماد در قبسات (ص ۱۰۳، ۱۶۳، ۳۶۴) و ملاصدرا در اسفار، (سفر۱، ج۱، ص۶۰، ۴۴۱، سفر۲، ج۲، ص۹۹، سفر۴، ج۱، ص۳۴۸) برای استناد و تأیید یا این که برای ردّ و عیب گیری نظرها، از این کتاب به کارگیری کرده‌اند.

تفصیل و ترجمه
بر حکمةالاشراق گستردن‌هایی مندرج که از مهمترین آن‌ها گستردن شمس الدین محمد شهرزوری و گستردن قطب الدین شیرازی میباشد. گستردن قطب الدین شیرازی متأثر از گستردن شهرزوری و بسیار آیتم مراجعه حکما بوده و از مهمترین تعلیقات، تعلیقه صدرالدین شیرازی میباشد. هانری کوربن[۲۱] از دو تعلیقه و تفصیل دیگر یادکرده که یکی از نوشته ودود تبریزی و دیگری نوشته نجم الدین حاج محمود تبریزی، هر دو در قرن دهم، میباشد. کوربن نیز، به تبعیت از هلموت ریتر، اسم شارح را نادرست آورده و خواسته از هر دوی این اسامی، جمال الدین محمود نیریزی میباشد.[۲۲]

یکی‌از قدیم‌ترین شروح حکمةالاشراق به فارسی، تاثیر محمدشریف نظام الدین هروی میباشد. این تاثیر، که به تصریح هروی انواریه نامیده گردیده، مشتمل میباشد بر گستردن پیشگفتار و بخشی از بخش دوم حکمةالاشراق. التفات آن در‌این میباشد که هروی با فایده‌گیری از تفصیل قطب الدین شیرازی و در بعضی مورد ها با مقایسه مطالب حکمةالاشراق با نظام‌های فلسفی هندی، بر حکمةالاشراق تفصیل فارسی نوشته میباشد.[۲۳] این تاثیر به وسیله حسین ضیائی با همیاری آستیم، در ۱۳۵۸ش در طهران منتشر شد.

از نویسندگان معاصر که با محوریت کتاب حکمةالاشراق، شرحی بر فلسفه سهروردی نگاشتند، یحیی یثربی تالیف کننده کتاب فلسفه اشراق سهروردی و یدالله یزدان‌تامین مولف کتاب حکمت اشراق میباشد.

سید جعفر سجادی نیز متن حکمةالاشراق را یاروهمدم با ترجمه بدون نقص آن به فارسی و تفصیل مختصر آن، در ۱۳۵۵ش در طهران به چاپ رساند.

ترجمه به لهجه‌های دیگر
میرزا محمدهادی لکهنوی، حکمةالاشراق را به یار و همدم خلاصه تفصیل قطب الدین شیرازی، به اردو ترجمه و در ۳۰۴ش/۱۹۲۵ در حیدرآباد هند منتشر کرد. به گفته سید حسین نصر،[۲۴] هانری کوربن در شُرف نشر ترجمه حکمةالاشراق به گویش فرانسه بوده میباشد. جان والبریج و حسین ضیائی متن و ترجمه انگلیسی حکمةالاشراق را در ۱۳۷۸ش/ ۱۹۹۹ در ایالات متحده منتشر کردند.


چاپ
متن حکمةالاشراق را اول توشه هانری کوربن از روی تعدادی ورژن خطی و گستردن شهرزوری و قطب الدین شیرازی تصحیح نموده است.[۲۵] انستیتوی کشور ایران و فرانسه این متن را، همپا با پیشگفتار‌ای مفصّل به گویش فرانسه، با تیتر گروه دوم مصنفات روضه خوان اشراق در حکمت الهی در ۱۳۴۹ش/۱۹۷۰ در طهران به چاپ رساند. این تاثیر با تیتر تیم مصنفات روحانی اشراق، در ۱۳۵۵ش در طهران چاپ و در ۱۳۷۳ش و ۱۳۸۰ش تجدید چاپ شد.

گستردن حکمةالاشراق شهرزوری در ۱۳۷۲ش، با تصحیح و پیشگفتار حسین ضیائی، در طهران منتشر شد. این تفصیل به طور «‌قال ـ أقول‌» و دارنده متن بدون نقص حکمةالاشراق میباشد. گستردن قطب الدین شیرازی، به همدم تعلیقات ملاصدرا در لبه، در ۱۳۱۵، در طهران چاپ سنگی شد و در ۱۳۸۰ش به اهتمام عبدالله نورانی و مهدی متفحص، با حروف‌نگاری نو، منتشر شوید. این گستردن به طور مَزجی و آمیخته با متن میباشد.

بازدید : 42
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:32


نقل‌های متفاوت حدیث و مداقه آن
«الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدا» (حسن(ع) و حسین(ع) هر دو امام می باشند چه قیام نمایند و چه بنشینند) روایتی از رسول اکرم(ص) میباشد که به امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در شرایط قیام و عدم قیام اشاره دارااست.[۱] این حدیث در منابع متقدم امامیه بوسیله روضه خوان صدوق،[۲] روضه خوان موثر[۳] و خَزّاز قمی[۴] گزارش گردیده‌است؛ همینطور ابن عُقده کوفی[۵] از بزرگان زیدیه و حاکم نعمان مغربی،[۶] از عالمان اسماعیلیه، نیز این حدیث را نقل مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

براساس نقل روحانی صدوق، امام حسن(ع) در جواب به هر که از انگیزه صلح با معاویه پرسید، علاوه‌بر ذکر حکمت‌های صلح، به‌این گفته فرستاده(ص) اشاره نمود که حسن و حسین امام می باشند چه قیام نمایند و چه بنشینند. آن‌گاه امام حسن(ع)، صلح خویش را مصداق قُعود (نشستن) آدرس مسجد قبا مشهد شمرد.[۷]

ابن‌عُقده کوفی این داستان را تحت ماجرای دیگری نقل نموده است. در نبرد جمل برخی به ابوایوب انصاری خُمنزلت میگیرند که تو با وجود نبرد‌هایی که در رکاب نبی(ص) با مشرکان داشته‌ای، امروز در مقابل مسلمانها صف کشیدی. او در جواب آن‌ها و تبیین حقانیت امیرالمؤمنین(ع) نقل می‌نماید که از پیامبر خداوند(ص) شنیدم: «حسن(ع) و حسین(ع) دو نوادهٔ اینجانب از این امت، امامند چه قیام نمایند و چه بنشینند و پدرشان از آن ها خوب رزرو مسجد قبا مشهد میباشد».[۸]

نقل دیگری نیز بوسیله خَزّاز قمی انجام شده میباشد: ابوذر غفاری در آخرین روزهای قدمت رسول(ص)‌ به عیادت وی رفت و فرستاده با اشاره به اتفاقات پس از وفاتش و مظلومیت اهل بیت(ع)، به امامت حَسَنین(ع) در حالا صلح و قیام اشاره می‌نماید.[۹] در دو نقل اخیر تعبیروتفسیر «و أَبوهما نهٌ منهما» (و بابا آن دو از آن ها خوب میباشد) نیز وجود شماره تلفن مسجد قبا مشهد داراست.[۱۰]

گزارش روحانی موثر با اندکی تفاوت به‌شکل «ابْنَای هَذَانِ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا» (این دو فرزند اینجانب [با اشاره به امام حسن(ع) و امام حسین(ع)] امام می باشند چه قیام نمایند چه بنشینند) آمده میباشد.[۱۱] او این قصه را نص در امامت حسنین(ع) میداند.[۱۲] ابن حیّون نعمان مغربی، فقید اسماعیلی مذهب در قرن چهارم قمری، نیز به طور «الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَا حَقٍّ قَامَا أَوْ قَعَدَا وَ أَبُوهُمَا خَیرٌ مِنْهُمَا» (حسن و حسین دو امام حق می‌باشند چه قیام نمایند و چه بنشینند و پدرشان از آن ها خوب میباشد) قصه نموده است.[۱۳] کتاب‌هایی که در ارتباط نصوص امامت مندرج‌اند این داستان را نصّ در امامت حسنین(ع) قلمداد کرده‌اند.[۱۴]

معنای قیام و قعود
علامه مجلسی در قصه «الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدا»، «قیام» (ایستادن) را به معنای قیام به دستور امامت و رهبری جامعه، و «قعود» (نشستن) را به معنای دست برداشتن از این موضوع به جهت مصلحت فراتر و تقیّه میداند.[۱۵] همینطور راضی آل‌یاسین از دانشمندان شیعه در کتاب صلح الحسن(ع)، علاوه بر ارزیابی تاریخیِ انگیزه‌های صلح، بدین ماجرا استناد نموده است.[۱۶] مرتضی مطهری نیز در تبیینی «قیام» را درین ماجرا به تکان انقلابی و برانگیختن جامعه برای حق و جنگ با ظلم بوسیله امام حسین(ع)، و «قعود» را به انتظار امام حسن(ع) و صلح مصلحتی او با معاویه تعبیر و تفسیر نموده است.[۱۷]

اعتبارسنجی نقل‌های ماجرا
قصه «الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدا» در منابع متقدم روایی شیعه در اثرها مختلفی نقل شد‌ه‌است.[۱۸] روحانی اثر گذار و حاکم نعمان مغربی سلسله راویان حدیث را نقل نکرده‌اند؛[۱۹] ولی در نقل روضه خوان صدوق، ابن‌عقده کوفی و خزاز قمی، سلسله گواهی داستان نام برده میباشد.[۲۰]

در ماجرا روحانی صدوق از علی بن احمد بن محمد[۲۱] از محمد بن موسی بن داود دَقّاق[۲۲] از حسن بن احمد بن لِیث[۲۳] از محمد بن حمید[۲۴] از یحیی بن ابی بُکَیر[۲۵] از ابوالعَلاء خَفّاف[۲۶] از ابی سعید عَقیصا[۲۷] از امام حسن(ع) از نبی اکرم(ص)، برخی راویان ضعیف و بعضی ناشناخته میباشند.
قصه ابن عُقده کوفی از محمد بن احمد بن عیسی بن وَرطاء کوفی[۲۸] از احمد بن مَنیع[۲۹] از یزید بن هارون[۳۰] از بزرگان و علمایشان از عبدالقِیس[۳۱] از ابوایوب انصاری از نبی(ص) نیز خلال مرسل بودن، بعضی راویانش ضعیف یا این که مجهول می‌باشند.
نقل خَزّاز رازی از حاکم ابوالفرج مُعافی[۳۲] از محمد بن هَمّام[۳۳] از محمد بن مُعافی سَلماسی[۳۴] از محمد بن عامِر[۳۵] از عبدالله بن زاهر[۳۶] از مخلوق القُدّوس[۳۷] از اَعمَش[۳۸] از حَنَش بن مُعتَمِر[۳۹] از ابوذر غفاری از فرستاده(ص)، همانند قصه‌های قبلی برخی از راویان آن ناشناخته می‌باشند. همینطور او در جایگاه دیگری ماجرا ابوایوب انصاری را از روش محمد بن عبدالله[۴۰] و مُعافی بن زکریّا[۴۱] و حسن بن علی بن حسن رازی[۴۲] از ابن عقده داستان می‌نماید.[۴۳]
ابن ابی جمهور این حدیث را درست قلمداد می‌نماید.[۴۴] علامه مجلسی نیز این داستان را تأیید گردیده با احادیث دیگر[۴۵] و دارای اسم و رسم[۴۶] میداند. علاوه بر این‌که همدم با لحاظ ابن‌شهرآشوب[۴۷]، نقل این قصه از فرستاده(ص) را آیتم اجماع اهل قبله می داند.[۴۸]

بازدید : 29
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:07


ضربت‌تناول کردن امام علی(ع)
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: شهیدشدن امام علی(ع)
امام علی(ع) در شب ۱۹ رمضان میهمان دخترش ام کلثوم بود.[۱] ابن‌سعد از امام حسن مجتبی(ع) نقل نموده است که امام علی(ع)، در‌این شب نبی(ص) را در خواب مشاهده کرد و از ظلم‌هایی که به وی گردیده بود، شکایت کرد. رسول(ص) به وی توصیه کرد که عموم را نفرین کن و علی(ع) نیز اینگونه دعا کرد: خدایا به‌جاى ايشان بهترين افراد را به اینجانب بده و به‌جاى اینجانب بدترين كس را بر آن‌ها بگمار»[۲] این قصه در نهج البلاغه مسجد قبا مشهد نقل شد‌ه‌است.[۳]

قاتلان امام علی(ع)
ابوبکر بن عیاش: همانا علی(ع) ضربتی زد که در اسلام موثرتر و ارزشمندتر از آن خلا و آن ضربتی بود که به عمرو بن عبدود در پیکار خندق زد؛ و ضربتی به وی زده شد که نحس‌خیس از آن در اسلام خلا و آن ضربتی بود که ابن ملجم مرادی به وی آدرس مسجد قبا مشهد زد. (روضه خوان موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۰۵)

به نقل از ابن‌سعد در الطبقات الکبری ابن‌ملجم مرادی با بَرَک بن عبیدالله تمیمی و عمرو بن دیده نشده تمیمی قرار گذاشتند که امام علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص را به قتل برسانند. ابن‌ملجم به کوفه آمد و با زنی به اسم قطام بنت شجنة بن عدی آشنا شد و از وی خواستگاری کرد. قطام بخشی از مهریه خویش را قتل امام علی(ع) قرار بخشید و ابن‌ملجم نیز بیان کرد که به همین مراد به کوفه رزرو مسجد قبا مشهد آمده میباشد.

وی شب ۱۹ را در خانه اشعث بن قیس کندی طی کرد. خنجر خویش را زهرآلود کرد و در سحرگاه ۱۹ رمضان، در مسجد کوفه امام علی را مضروب کرد. در‌این فعالیت شَبیب بن بَجَره اَشْجَعی نیز ابن‌ملجم را ملازمت میکرد.[۴] سازه به روایتی که در کتاب کَشف الغُمَّه نقل گردیده است ضربه ابن‌ملجم به به عبارتی جایی از راز امام خورد که در پیکار خندق ضربه چاقو عمرو بن عبدود اصابت کرده بود.[۵]بعد از ضربت میل کردن حضرت على (ع) جمعى از مسلمان‌ها در صدد دستگيرى ضاربين برآمدند، شبيب بن بجره (یکی‌از خوارج که با ابن ملجم ملازمت کرده بود اما زمانی شمشيرش را به طرف امام وارد آورد غلط رفت و به طاق مسجد خورد مردى اورا دستگير كرد و به زمين افكند و روى سينه اش گرد هم آیی و شمشيرش را گرفت تا باآن ، او‌را بكشد، ديد عموم سراسيمه به سوى وی مى آيند، آن مرد از هراس اينكه مبادا (در آن ازدحام ) اورا به غلط بگيرند و هرچه فرياد بزند (قتل کننده اینجانب نيستم ) صدايش را نشنوند، از سينه شبيب برخاست و اورا رها كرد و شمشيرش را به كنارى انداخت. شبيب نیز از زمان به کار گیری كرده ، برخاست و از ميان ازدحام جمعيت گريخت و به منزل‌اش رفت و زیرا پسر عمویش که به دیدنش آمده بود فهمید در کشتن امام علی(ع) همدست ابن ملجم بوده شماره تلفن مسجد قبا مشهد او‌را کشت.[یادداشت ۱]

فرصت ضربت‌میل کردن
احادیث درباره فرصت ضربت‌تناول کردن امام علی(ع) متعدد میباشد سازه بر روایاتی وقتی که وارد مسجد شد آیتم حمله واقع شد،[۷] نقل‌های دیگری حاکی از آن میباشد که امام در اکنون بیدارکردن عموم برای نماز بود.[۸] از میثم تمار آورده شده که امام علی در هم اکنون نماز بود و به نقلی در رکعت در آغاز ۱۱ آیه از سوره انبیاء راخوانده بود.[۹] که ابن‌ملجم بر رمز وی ضربه زد و مطابق برخی گزارش‌ها جعدة بن هبیره (خواهرزاده و کارگزار وی) به مکان امام نماز را خاطر نشان نمود و بعضی گزارش‌ها حاکی از ادامه نماز بوسیله خویش امام به طور مختصر میباشد.[۱۰][یادداشت ۲]روضه خوان طوسی از عالمان شیعه، متقی هندی، ابن‌عساکر به گزارش کتاب فضائل ابن‌حنبل و ابن‌عبدالبر در استیعاب از علمای اهل‌سنت نیز اینگونه روایاتی را نقل کرده‌اند.[۱۱]

فزت و رب الکعبه
نوشته‌علمیٔ اساسی: فزت و رب الکعبه
فُزْتُ و ربِّ الکَعبَةِ (ترجمه: عهد به خدای کعبه، رستگار شدم)

بنابر آنچه در کتاب‌های تاریخی آمده این گزاره را امام علی(ع) بعداز واردآمدن ضربه چاقو بر سرش گفته میباشد. ابن‌ابی‌الدنیا در کتاب مقتل الامام امیرالمومنین،[۱۲] ابن‌عساکر در تاریخ مدینة دمشق[۱۳] و سید رضی در خصائص الائمه[۱۴] این گزاره را نقل کرده‌اند.


مراسم شب نوزدهم ماه رمضان در مصلای امام خمینی تبریز (۴ خرداد ماه ۱۳۹۸ش)[۱۵]
اجرا شب نوزدهم
نوشته‌علمیٔ اساسی: انجام شب قدر
شب ۱۹ رمضان یک کدام از شب‌هایی میباشد که شیعه ها احتمال میدهند شب قدر باشد. شیعه ها در‌این شب، جاری ساختن مشترک شب قدر را جاری ساختن می دهند و برای امام علی(ع) سوگواری می‌نمایند. یکی‌از جاری ساختن خاص شب ۱۹ رمضان، صد توشه تکرار پاراگراف اللهم الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِالمؤمنین (خدایا قاتلان امیرالمؤمنین را لعنت کن) میباشد.[۱۶]

بازدید : 46
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:31


آراء و عقاید
نوشته‌ی علمیٔ مهم: اشاعره
معبود و صفات وی
اشعری برای ثابت وجود خداوند از عامل اتقان صنع به کار گیری می‌نماید. به جز ادله اتقان صنع که مستقیماً عبد بودن دنیا را اثبات می‌نماید، اشعری ادله دیگری می آورد که سود آن ثابت حادث بودن عالم میباشد.[۱۳] اشعری برای ثابت توحید پروردگار، از عامل تمانع منفعت می برد. او برای پروردگار هفت صفت ذاتی برمی‌شمرد و اعتقاد دارد که دیگر صفات الهی، همه به همین هفت صفت بازمی‌خواهد شد: فقیه، کارکشته، حیّ، مرید، متکلم، سمیع و مسجد قبا مشهد بصیر.[۱۴]

قرآن و حرف الاهی
اشعری مانند اصحاب حدیث، حرف پروردگار را قدیم و قائم به ذات وی می داند. به نظریه وی صحبت و دانش، از اسباب صفت حیات خدا میباشد؛ بدین ترتیب، حرف خداوند نیز مانند حیات وی ازلی میباشد. عقیده «‌صحبت نفسی‌» اشعری از نتیجه ها تأکید وی بر وحدت هر مورد از صفات ذاتی میباشد. وی درین عقیده، بین سخن قدیم الهی (حرف نفسی) و قرآن فرق میگذارد. از لحاظ وی قرآن کتابی میباشد دارنده اجزاء که از حروف و لغت ها درست شده و نمی‌تواند ازلی باشد. اشعری، قرآن را ترجمه‌ای از حرف قدیم الهی می داند که بر لهجه نبی(ص) سرازیر گردیده است. اشعری با این تمایز، شکل قضیه سخت و تاریخی خلق و خوی قرآن را تغییر‌و تحول داده میباشد؛ به‌این شکل که هر آنچه اصحاب حدیث و اهل سنت و جماعت درباره «عبد نبودن» قرآن گفته‌اند، بر حرف نفسی راست گو آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۵]

رؤیت پروردگار
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: رؤیت آفریدگار
مبتنی بر نگرش اشعری، نصوص مصرح فقاهتی درصورتی که با مبانی توحیدی در تعارض نباشند، نباید تأویل شوند؛ از این رو این نظر را دارد که به شهید شدن قرآن، مؤمنان در آخرت میتوانند آفریدگار را با همین دیده دنیوی ببینند. وی در این زمینه سه کتاب و رساله نوشته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۶]

عزم آدم و عقیده استحصال
تفویض آدم و ارتباط آن با اقتدار طلبه پروردگار از عمده‌ترین وجوه سخن اشعری میباشد. او با طرح عقیده استخراج که بعد ها به دست پیروانش پیشرفت یافت، کوشیده میباشد با نگهداری نظریه به عزم و اقتدار طلبه خدا، جایی برای عزم بشر گشوده نماید؛ عزم‌ای که به اصل تکلیف و اجر و عقاب مضمون‌ میبخشد. به کارگیری از کلمه «دستیابی» و «اکتساب» در معنایی که اشعری به عمل برده، قبل از وی نیز سوابق داشته[۱۷] و به دو شخصیت معتزلی به اسم‌های ضرار و نجّار منسوب شده میباشد، اما به منجر سهم شایان اشعری در تبیین و ثبت این معنا، می بایست عقیده استخراج را از دستاوردهای وی به شمار شماره تلفن مسجد قبا مشهد آورد.[۱۸]

عدل الاهی
اشعری درباره عدل الاهی، با معتزله اختلاف مبنایی دارااست و بینش وی به مسأله عدل، در ابواب دیگر صحبت وی نیز تأثیر عمیقی داشته میباشد. از نگاه او، افعال معبود سراسر عدل و حکمت میباشد، البته ملاک عادلانه و حکیمانه بودن آن‌ها چیزی جز صادر شدنشان از ذات الاهی وجود ندارد. یعنی در شرایطی که فعل معبود عدل دانسته می شود، بر طبق معیارهای انسانی وجود ندارد و هر عملی از خدا رمز بزند، عین عدل و حتی ملاک عدل میباشد. به ذکر دیگر، عملی را می بایست جور و بر خلاف عدل دانست که از حدود حال و روز‌گردیده تجاوز کرده‌باشد و از آن جا که هیچ حقیقتی فراتر و بالاتر از آفریدگار نیست، نمی‌اقتدار هیچ حد و مرزی برای معبود وضع و اوضاع کرد؛ به این ترتیب، هر عملی از معبود صادر گردد، مسلما عین عدل خواهد بود.[۱۹]

ایمان
طریقه اشعری درباره ایمان، کلاً به دیدگاه اهل سنت و جماعت مجاورت میباشد. اشعری ایمان را تصدیق به وحدانیت معبود میداند و بها کار را از مضمون‌ ایمان بیرون می‌سازد. مبنای وی برای این نگرش این میباشد که الفاط کتاب الاهی، هر یکسری کاربردهای اصطلاحی داشته باشند، معانی لغوی خویش را محافظت می‌نمایند؛ براین اساس، برای تحقق ایمان، معنا لغوی آن یعنی «تصدیق» کفایت می‌نماید.[۲۰]ولی واقعیت ایمان امری قلبی میباشد و اقرار زبانی در صورتیکه با انکار قلبی یار و همدم باشد، ایمان حقیقی وواقعی وجود ندارد. هر چندین حکم ظاهری و شرعی ایمان بر آن صحت می‌نماید. به همین سیرتکامل، انکار زبانی هم در حالتی‌که با انکار قلبی همدم نباشد، بی دینی حقیقی و واقعی محسوب نمی شود.[۲۱]

امامت
به گفته ابن فورک، اشعری بر پایه ی اصل حسن و قبح فقاهتی، ضرورت عقلی امامت را انکار کرده و پست کردن انبیاء را بر پروردگار واجب نمی‌داند. براین اساس، به جز احکامی که خویش شارع درباره امامت اوضاع و احوال کرده، آدم‌ها تکلیف دیگری دراین باره ندارند.[۲۲] او اعتقاد دارد هیچ سیرتکامل نصی برای امامت شخصی خاص بعد از نبی نیست و انتخاب هر کدام از خلفای چهارگانه نیز بر اساس تعیین خبرگان امت (اهل حل و عقد) بوده و اطاعت از خلیفه منتخب آن ها - که از نگاه اشعری لزوماً افضل اهل فرصت بوده میباشد - بعداز بیعت بر همگان واجب گردیده‌است.[۲۳][۲۴]

آفرینش و عالم
با اعتنا به اینکه اشعری ساختاری عقلانی برای عقاید اهل سنت طرح می‌نماید، مباحث عالم‌شناختی در پندار کلامی وی سهمی دور از شوخی داراست؛ به عبارتی‌طور که‌این مباحث، جایگاهی ویژه در صحبت معتزله دارااست. اشعریان بر اقتدار مطلق الاهی و حضور بدون واسطه آن در همگی پدیده‌های طبیعی تأکید دارا هستند؛ از این رو برای ثابت «حدوث دنیا» و «فاعلیت پیوسته پروردگار در دنیا» به دو اصل استناد می‌نمایند که اما این دو اصل تخصیص به اشعرین ندارد:

اصل جوهر یا این که جزء لایتجزأ: یعنی عالم از ذرات تجزیه‌ناپذیر درست شده میباشد.
این قاعده که عَرَض فقط به بازه یک لحظه استوار می ماند (العرض لایبقی زمانین)[۲۵]
اثرها
فقط نصیب اندکی از اثر ها پرشمار اشعری مانده میباشد. او در یکی اثر ها خویش به اسم العُمَد فی الرؤیة که در ۳۲۰ق نگاشته، فهرستی از اثرها خویش را آورده میباشد. بیشترین عنا وین اثر ها وی که ابن عساکر بیان می‌نماید، از فهرست خویش اشعری میباشد. او این نصیب از کتاب مفقود العمد را از طبقات المتکلمین ابن فورک - که منبعی اساسی درباره اشعری بوده میباشد - عینا نقل می‌نماید.[۲۶]این فهرست به علاوه آنچه ابن فورک و ابن عساکر درباره ی اثرها سال ۳۲۰ق به آن‌گاه بر آن افزوده‌اند، دسته‌ای بالغ بر ۱۰۰ تیتر میباشد. اثرها به مکان ما‌نده از اشعری به این قرار میباشد:

الابانة عن اصول الدیانة
اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع
مقاله ها الاسلامیین و اختلاف المصلین
رسالة فی استحسان الخوض فی دانش الکلام
رسالة کتاب ها ارزش إلی اهل الثغر، یا این که رسالة الثغر
رسالة الایمان
شماری از اثرها از بین رفته نیز به قرار زیر میباشد:

الجوابات فی الصفات
کتاب فی تعبیر و تفسیر القرآن، که در زمان‌های آن‌گاه به المختزن آوازه داشته میباشد.
الفصول و الرد علی الملحدین و الخارجین عن الملة کالفلاسفة و الطبائعیین و الدهریین
کتاب فی الرد علی الفلاسفة
المسائل المنثورةالبغدادیة[۲۷]

بازدید : 36
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 12:39

فاطِمه(س) دارای اسم و رسم به فاطمه زهرا (۵ بعثت -۱۱ق)، دختر رسول اکرم(ص) و خدیجه کبری(س) و همسر امام علی(ع) میباشد. وی یک کدام از پنج‌بدن آل‌عبا (اصحاب کساء) میباشد که شیعه‌هاِ دوازده امامی آن ها را معصوم می دانند. امام دوم و سوم شیعه‌ها، زینب(س) و ام‌کلثوم از فرزندان وی میباشند. زهرا، بَتول، سیدة نساء العالمین (برگزیدگان زن در دو دانا) از لقب‌ها او و اُمّ اَبیها (مامان پدرش) لقب دارای شهرت وی میباشد. فاطمه، فقط زن یاور رسول(ص) در روز مباهله با مسیحیان نجران بوده مسجد قبا مشهد میباشد.

سوره کوثر، آیه پاک سازی، آیه مودت و آیه اطعام و احادیثی زیرا حدیث بَضعه در شأن و فضیلت فاطمه نازل و اورده شده‌اند. در احادیث آمده میباشد که فرستاده(ص)، فاطمه(س) را برگزیدگان زن در دو دانا معرفی کرده و خشم و خشنودی اورا خشم و خشنودی پروردگار دانسته میباشد. دربارهٔ روزگار کودکی و نوجوانی فاطمه(س) گزارش‌های مقداری وجود داراست. از این روزگار صرفا گزارش‌هایی دربارهٔ ملازمت وی با نبی(ص) در مقابل خشونت‌های مشرکان، حضور وی در شِعب ابی‌طالب و مسافرت به مدینه یار و همدم امام علی(ع) نقل گردیده آدرس مسجد قبا مشهد است.

فاطمه(س) در سال دوم سفر با امام علی(ع) وصلت کرد. اعمال کار‌های اجتماعی و ملازمت و همراهی با نبی اسلام(ص) در برخی از پیکار‌ها برای مثال فتح مکه به عنوان مثال شغل های وی پس از مهاجرت بود. فاطمه(س) در ماجرای سقیفه خلال مخالفت با مبادرت شورای سقیفه، خلافت ابوبکر را غاصبانه خواند و با وی بیعت نکرد. وی در جریان مصادره فدک و حفاظت از خلافت امام علی(ع) خطبه‌ای خواند که به خطبه فدکیه مشهور میباشد. او اندکی بعد از رحلت نبی(ص) و در جریان هجوم علاقه مندان ابوبکر به منزل‌اش، جراحت روئت کرد، در بستر بیماری به زمین خورد و بعد از زمان کوتاهی در ۳ جمادی‌الثانی سال ۱۱ هجری قمری در مدینه به شهیدشدن رسید. پیکر دختر رسول(ص) به پیشنهاد خودش، شبانه و مخفیانه تشییع و دفن شد و قبرش هیچ‌گاه معین رزرو مسجد قبا مشهد نشد.

تسبیحات حضرت زهرا(س)، مصحف فاطمه، خطبه فدکیه بخشی از به جا مانده معنوی فاطمه میباشد. مصحف فاطمه(س) کتابی میباشد دربرگیرنده سخنانی که فرشته الهی به وی الهام کرده و امام علی(ع) آنها‌را نوشته میباشد. این صحیفه بنابر احادیث، در مشت امامان بوده و هم‌فعلا در مشت امام فرصت(عج) میباشد. شیعه ها، فاطمه(س) را الگوی خویش میدانند و در سالروز شهیدشدن او که به روز ها فاطمیه دارای شهرت میباشد، سوگواری می‌نمایند. در جمهوری اسلامی ایران سالروز تولد فاطمه(س) (۲۰ جمادی‌الثانی)، روز زن و مامان نامگذاری گردیده و اسم فاطمه و زهرا جزو بیشترین اسم‌ها برای دختران شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.

اثراتی که درباره‌ی فاطمه زهرا(س) تألیف یا این که گردآوری‌آوری گردیده، می‌اقتدار به سه گروه مُسنَدنگاری، مَنقَبَت‌نگاری و زندگینامه‌نویسی تقسیم کرد.

اسم و نسب
اقبال لاهوری متفکر و شعر سرا مسلمان، بزرگی خانواده حضرت زهرا را اینگونه رسم نموده است:

مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
فروغ و روشنایی دیده رحمة للعالمین
آن امام او‌لین و واپسین
بانوی آن تاجدار «هل اتی»
مرتضی نقص‌ گشا شیر معبود
مامان آن راس پرگار علاقه
مامان آن کاروان سالار عشق و علاقه[۱]

فاطمه دختر رسول اسلام محمد بن عبدالله و خَدیجَه بنت خُوَیلد میباشد. برای فاطمه(س) ا‌لقاب زیادی (نزدیک به ۳۰ کنیه) حافظه گردیده‌است. زهرا، صِدّگریبان، مُحَدَّثه، بَتول، سیدة نساء العالمین، منصوره، طاهره، مُطهّره، زَکیّه، مبارکه، راضیه، مرضیه از مشهورترین القا‌ب فاطمه‌اند.[۲]

برای فاطمه(س) چندین کُنیه اورده شده میباشد: اُمّ‌اَبیها، اُم‌الائمه، ام‌الحسن، ام‌الحسین و ام‌المحسن.[۳]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 272
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 79
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 273
  • بازدید ماه : 476
  • بازدید سال : 3490
  • بازدید کلی : 32142
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی