loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 19
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:22


حضرت مریم(س) از زنان برگزیده و مامان حضرت عیسی(ع) که بارداری وی به صورت معجزه اعمال گرفت. قرآن در سوره مریم معاش او‌را از ولادت خودش تا میلاد عیسی(ع) حکایت نموده است. در احادیث شیعه و اهل سنت، مریم در کنار فاطمه زهرا(س)، خدیجه و آسیه، چهار زن رفیعتر بهشتی معرفی مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

رده
حضرت مریم در اسلام و در مسیحیت از جایگاهی مقدس و ویژه برخوردار‌است:

در اسلام
قرآن، مریم مامان عیسی(ع) را بانویی پاکدامن و برگزیده از بین زنان خوانده[۱] و او‌را الگوی مومنان قرار داده میباشد.[۲] از آیه ها قرآن برمی‌آید که ملائکه چنددفعه با مریم کلام گفته‌اند.[۳] فقط زنی که اسم وی در قرآن آمده، مریم میباشد.[۴] همینطور قرآن رشد مریم را به آفریدگار نسبت داده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد:

«معبود او‌را به نیکویی به عهده گرفت و او‌را پسندیده رویش بخشید… هر فرصت زکریا وارد محراب وی می شد، غذای مخصوصی در آن‌جا می‌روئت کرد. از وی پرسید: «ای مریم! این را از کجا آورده‌ای؟!» اعلام‌کرد: «این از سوی خداست. پروردگار به کسی که بخواهد، بی‌اکانت روزی رزرو مسجد قبا مشهد می دهد.»[۵] [یادداشت ۱]
در برخی تفاسیر آمده میباشد در فصل‌زمستان، میوه‌های تابستانی و در فصل تابستان میوه‌های زمستانی برای مریم مهیا بود.[۶]

در احادیث شیعه و اهل سنت اسم مریم در کنار فاطمه زهرا و خدیجه و آسیه، تحت عنوان چهار زن رفیعتر بهشتی نام برده میباشد.[۷] برخی از مفسران براساس آیه ۴۲ سوره آل عمران، قائل به پاکی مریم شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.[۸]

در مسیحیت
حضرت مریم در الهیات مسیحی از منزلت ویژه‌ای برخوردار‌است تا بدانجا که شاخه‌ای از الهیات با تیتر مریولوجی (Mariology) به وجود آمده که به پژوهش شخصیت و رده حضرت مریم میپردازد. اعتنا به حضرت مریم، در قرن ها وسطی عنایت یافت. درین زمان مقامی برای حضرت مریم مطرح شوید که از حد الوهیت زیر‌خیس ولی از سکو ملائکه و مقدسان فراتر بود. یقین همگانی در‌این زمان آن بود که ملائکه و مقدسان، خدمتگزاران حضرت مریم میباشند.[۹]

پیشین از آن، در بعضی دولت ها مثلا بین مسیحیان جزیرة العرب، باور به تثلیث و پرستش مریم در کنار پروردگار و عیسی اشاعه داشته میباشد.[۱۰] گفته‌اند تا قرن شانزدهم میلادی نیز برخی از شهرهای اروپایی به پرستش مریم باکره معروف بوده‌اند.[۱۱] در قرآن این اطمینان مسیحیان شماتت شد‌ه‌است.[۱۲] [یادداشت ۲]

همینطور در قرنها وسطی آموزه عصمت و طهارت مریم مطرح شد و در سال ۱۸۵۴ کلیسای کاتولیک، این نظریه را تحت عنوان یک آموزه خطاناپذیر به عهده گرفت.[۱۴] البته کلیسای ارتدوکس منکر طهارت مریم میباشد.[۱۵]

معاش‌طومار
به دنیاآمدن مریم را سال ۲۰ پیش از به دنیاآمدن گفته‌اند البته از زادگاه وی منبع معتبری در اختیار وجود ندارد.[۱۶]

اسم بابا وی در منابع مسیحی، «یواقیم»[۱۷] و در قرآن[۱۸] و احادیث اسلامی، «عمران» نام برده میباشد. در روایتی از امام باقر(ع) آمده میباشد عمران از پیامبران بنی اسرائیل بود.[۱۹] طبق گزارش ابن اسحاق، نسب وی به داود(ع) میرسد.[۲۰] عمران قبل از ولادت مریم از عالم رفت.[۲۱] اسم مادرش را حَنَّة دختر فاقود گفته‌اند.[۲۲] در روایتی امام کاظم(ع) اسم مامان مریم را «مَرثا» و به عربی «وَهیبه» دانسته میباشد.[۲۳] در متن‌ها مسیحی لقب‌ها زیادی برای حضرت مریم به فعالیت رفته میباشد به عنوان مثال حوّای نو، باکره مقدس، مامان خداوند، شفیعه، مامانِ سود الهی، قرارگاه حکمت، رگ گیاهی روضه خوان، رُز رازگونه، صندوق عهد و پیمان، ملکه ملائکه و بانوی مصیبت‌ها.[۲۴] در متن ها اسلامی نیز از عَذراء (پاکدامن) و بتول تحت عنوان کنیه‌های مریم خاطر گردیده است.[۲۵]

خدمتکاری محل پرستش

مجسمه حضرت مریم بر بلندای کوهی در حریصا در ۲۰ کیلومتری شمال بیروت در کنار کلیساهای چهارگانه
در منابع آمده میباشد حنه مامان مریم، نازا بود و تا سی سال صاحب و مالک فرزندی نشد. وی به درگاه خدا نذر و دعا کرد تا در‌حالتی که به وی فرزندی عطا نماید فرزندش خدمتکار محل پرستش بیت‌المقدس باشد.[۲۶] [یادداشت ۳] در آیه‌ها ۳۵ تا ۳۷ سوره آل عمران به نذر حَنّه و پذیرفته شدن آن از سوی پروردگار اشاره گردیده است.

بعداز به دنیاآمدن مریم، مادرش با اعتنا به نذری که کرده بود، مریم را به محل پرستش موفقیت و به کاهنان سپرد. آن‌ها برای سرپرستی وی اختلاف لحاظ پیدا کردند و برای این شغل قرعه زدند و قرعه به اسم زکریا(ع)، که طبق برخی گزارش‌ها شوهر خاله مریم بود، زمین‌خورد.[۲۷] قرآن به ماجرای قرعه زدن نیز اشاره نموده است.[۲۸] بنابر نقل مقدسی، زکریا مقدمات شیرخوارگی و تربیت او‌را آماده کرد و هنگامی به حدی از پرورش رسید، جایگاهی برای وی در محل پرستش گزینش کرد و مریم در آن به عبادت می‌پرداخت[۲۹] و زمانی دفعه وی میرسید، وظایف خدمتکاری محل پرستش را اعمال می‌بخشید. وی در عبادت به رتبه‌ای رسید که در بنی اسرائیل ضرب‌المثل شد.[۳۰]

بازدید : 48
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:22


موعودباوری در ادیان ابراهیمی
زرتشت
برخلاف دیگر ادیان، که معمولاً چشم به راه یک موعود نجات‌نصیب‌اند، زرتشتیان معطل سه موعود می‌باشند که هرکدام از آن ها به مسافت هزار سال از دیگری ظهور مسجد قبا مشهد خواهد کرد.[۱۵]

به موجب احادیث زرتشتی و سازه به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد می شود که با اسم همگانی سوشیانس خوانده می گردند. این اسم به خصوص برای گزینش واپسین موعود اختصاص یافته و وی واپسین عبد و بنده اهورا مزدا خواهد بود. واژه سوشیانس که از ریشه سو Sav,Su در معنای بهره و سودمند میباشد، در اوستا سئوشیانت Saoshyant آمده و در پهلوی به گونه های گوناگونی زیرا: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوسیوش، سیوسوش آدرس مسجد قبا مشهد آمده میباشد.[۱۶]

این سه پسر آتی زرتشت موعودهای نجات‌قسمت‌اند که در هزاره پایان قدمت دنیا به مسافت هزار سال از همدیگر ظهور خواهند کرد. این سه بدن عبارتند از:[۱۷] ۱. اوخشْیت اِرتَه (Ukhsyat ereta)، یعنی پروراننده ضابطه مقدس (نیرو دهنده و جایز کننده ضابطهِ آئین و بخشیدِ زرتشت).[۱۸] امروزه این اسم را اوشیدر یا این که هوشیدر گویند، و در کتاب ها پهلوی به طور خورشیتدر یا این که اوشیتر رزرو مسجد قبا مشهد آمده میباشد.

گاه کلمه و واژه بامی را به آن افزوده، هوشیدر بامی میگویند که در معنای هوشیدر براق میباشد. ۲. اوخْشْیت نِمَه (Ukhsyat nemah)، یا این که اوخشیت نِمَنگه، یعنی پروراننده نماز و نیایش. امروزه آن را اوشیدر ماه یا این که هوشیدر ماه می گویند، البته در کتاب ها پهلوی به طور خورشیتماه و اوشیتر ماه ضبط گردیده است. ۳. اَستْوَتْ اِرِتَه (Astvat ereta)، یعنی هر که مظهر و پیکر ضابطه مقدس میباشد. این استوَت اِرته به عبارتی سوشیانس، یعنی سومی و واپسین موعود در دین مزدیسناست. این سه اخوی از پشت و نطفه زرتشتْ میباشند. بنابر سنت زرتشتی نطفه زرتشت را ایزد نریوسنگ برگرفت و به فرشته آب (ناهید) سپرد، که آن را در دریاچه کیانسیه (هامون) شماره تلفن مسجد قبا مشهد نگهداری کرد.

در نقطه پايان هزاره دوازدهم، از خویشان بهروز، دختر خانوم‌ای در آب هامون شست و شو می‌نماید و بارور میشود و از وی سوشیانس، واپسین آفریده اهورا مزدا، متولد می گردد. در سی سالگی، مزدیسنا سپرده رسالت را به او واگذار می‌نماید. به واسطه نشان متوقف شدن خورشید در میانه افق، به عالمیان ظهور سوشیانس و تازه کننده عالم بشارت داده گردد. بعداز ظهور او، اهریمن و دیوِ لاف وجود ندارد و نابود می شود. یاران آن موعود که از جاودانان میباشند، قیام می‌نمایند و همپا او خواهند بود تا مردگان برخیزند و دنیا معنوی روی دهد.[۱۹]

یهودیت
در کتاب مقدس یهودیان(قول عتیق) اشارات دسیسهّری به نجات نصیب پایان مجال گردیده‌است.[۲۰] فردی که می آید تا عالم مطلوبی که همگی خواهان آنند و سودایش را در راز می‌پرورانند را از تازه بسازد. جهانی پر‌نور و عاری از زشتی‌ها که در آن آدمی به تمامی آمال و امیال منزه انسانی رسد و کامیاب گردد.

نسبتاًً در همگی قسمت‌های مزامیر، اشاره به ظهور منجی آخرالزمان، نوید برد صالحان بر شریران، تشکیل حکومت واحد جهانی و بالاخره تبدیل ادیان و مذهب ها متفاوت به فقهی واحد و دنیا‌شمول مو جود میباشد:

«و وی خاندان تو‌را به عدل و داد داوری خواهد نمود و مساکین تو‌را به انصاف. بعد از آن کوه‌ها برای خویشاوندان، تن درستی را به توشه خواهند آورد، وتل‌ها نیز در عدل و داد، مساکین فامیل را دادرسی خواهد کرد و فرزندان حاجتمند را نجات خواهد اعطا کرد و ظالمان را زبون خواهد تشکیل داد.... در حین وی، صالحان خواهند شکفت و وفور سالمی خواهد بود، مادامی که ماه وجود ندارد نگردد. و وی حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا، و از نهر تا اقصای عالم. به حضور او، صحرانشینان گردن خواهند بنیان و معاندانِ وی خاک را خواهند لیسید... جمیع سلاطین او‌را تعظیم خواهند کرد و جمیع امّت‌ها اورا بندگی خواهند نمود... بر مسکین و حاجتمند کرَم خواهد فرمود و جان‌های مساکین را نجات خواهد اعطا کرد... اسم وی تا ابد الآباد باقی خواهد ماند؛ نام وی پیش آفتاب دوام خواهد کرد؛ آدمیان در وی برای یکدیگر برکت خواهند خواست، و جمیع امّت‌های زمین او‌را شادمان خواهند خواند.»[۲۱]
یهودیان معتقدند نجات دهنده آخرالزمان، مسیح (=ماشیح) به معنای مسح گردیده معبود میباشد که دنیاِ مناسب و براق بعدی را می‌سازد. اکثر اندیشمندان یهود بر این باورند که ظهور مسیح و عمل وی برای بهبود اوضاع و احوال عالم و برقراری صلح و وقار بین تمامی اقوام و تأمین خواست‌ها و نیازهای بشری، بخشی از نقشه‌های پروردگار نخست آفرینش بوده میباشد. براساس همین نظریه، بایستگی وجود نجات نصیب که کسی جز مسیح وجود ندارد، قبل از آفرینش کاینات به ذهن پروردگار خطور نموده است.[۲۲]

به اعتقاد و باور کلیه یهودیان، نجات دهنده (مسیح) انسانی میباشد همچون دیگر افراد؛ امّا بهره مند از جلوه و جبروت خدایی. وی دنیا را با نوروفروغ خود که جلوه‌ای از نوروروشنایی خداست پر‌نور خواهد کرد. برخی ماشیح را به عبارتی داوود میدانند.[۲۳] برخی دیگر، اورا از خانوادة داوود می‌شمارند.[۲۴] گروهی نیز میگویند که خدا در نقطه پایان دنیا، داوود دیگری را برای نجات عموم می‌فرستد.[۲۵]

بازدید : 46
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 16:45


احمد بن محمد بن خالد بن عبدالرحمان بَرْقی پر اسم و رسم به برقی (حدود ۲۰۰-۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) محدث، مورخ و فقید رجالی شیعه در قرن سوم هجری قمری. او از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و مالک کتاب المحاسن و رجال میباشد. رجال شناسان معروف شیعه همانند نجاشی، روضه خوان طوسی و علامه حلی، اورا توثیق کرده و توده‌ای دیگر مانند احمد بن محمد بن عیسی اشعری بلندمرتبه راویان قمی او‌را به جهت قصه از ضعفا، ضعیف شمرده‌اند. او شاگردان متعددی همانند حسین بن سعید اهوازی و علی بن ابراهیم قمی مسجد قبا مشهد داشته میباشد.

معاش‌طومار

شجره‌طومار خویشاوندان برقی
وی دارای اسم و رسم‌ترین شخص از قوم برقی میباشد که سوابق روشنی در تشیع و پشتیبانی از اهل‌بیت(ع) دارااست و عالمان زیادی نیز از بین آن‌ها برخاسته میباشد. محمد بن خالد برقی نیز از اصحاب ائمه و دارنده اثرها و کتاب‌هایی آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۱]

درباره سال ولادت وی در متن‌ها رجالی و تاریخی مطلبی به دیده نمی خورد، البته با دقت به تاریخ وفاتش، می‌قدرت اعلام‌کرد که نزدیک به سال ۲۰۰ق به جهان آمده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]

رجالیان، لقب او‌را ابوجعفر بیان کرده‌اند.[۳] ابن ندیم لقب ابوالحسن را نیز برای وی بیان نموده است.[۴] نجاشی سال وفات او‌را ۲۷۴ق می داند ولی علی بن محمد ماجیلویه نواده و فراگیر برقی نقل می‌نماید که وفات وی در سال ۲۸۰ق بوده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

مصاحبت با ائمه شیعه
در کتاب رجال برقی به هنگام گستردن هم اکنون برقی، خودش را از یاران امام جواد(ع) و امام هادی(ع) معرفی نموده است.[۶] البته در روایاتش، ذکری از این دو امام وجود ندارد. فقط در روایتی آمده زمانی که وی در سامرا بود، از جانب «آن مرد» نبی‌ای به نزد وی و همراهش آمده و درباره وثاقت بعضا از راویان و اصحاب به آنها مطلبی را گفته میباشد [یادداشت ۱] که قرائن نماد می دهد منظور از «آن مرد»، امام هادی(ع) بوده میباشد.[۷]

منزلت روایی
وثاقت
رجالیان شیعه مانند نجاشی،[۸] روضه خوان طوسی[۹] و علامه حلی[۱۰] اورا توثیق کرده‌اند.

ماجرا از ضعفا و تبعید از قم
ماجرا وی از راویان ضعیف و اتکا بر روایات مرسل موجب شد احمد بن محمد بن عیسی اشعری رییس محدثان قمی، او‌را از قم تبعید نماید البته بعد از مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او پوزش خواست و حتی‌د‌ر مراسم خاکسپاری برقی، پا عریان و فارغ از عمامه حاضر شد تا اخلاق و رفتار قبل خود را جبران کند.[۱۱]

جواب به عیب گیری قصه از ضعفا
وحید بهبهانی می‌نویسد: «گزینه اعتمادبودن برقی قطعی میباشد و آن چه منتقدان گفته‌اند برای ما اثبات نشده، حتی در شرایطی‌که وی بر ضعیفان متکی بودن نموده باشد می‌قدرت اذعان کرد نحوه وی در نقل حدیث درست نبوده میباشد.»[۱۲] ابن غضائری نیز این نظر را دارد که طعن قمی‌ها مرتبط با اشخاصی میباشد که احمد از آن ها حدیث نقل نموده است خیر خویش وی.[۱۳]

معاش علمی
مشایخ و اساتید
سید ابوالقاسم خویی اسم وی در سلسله اسنادحدود ۶۰۰ ماجرا آمده میباشد که درین احادیث از روایان بخش اعظمی همانند احمد بن محمد بن ابی نصر، حسن بن دوستداشتنی، اسماعیل بن مهران، حسن بن علی بن یقطین و علی بن اسباط قصه نقل نموده است.[۱۴] به گفته آقایی برقی از حدود ۲۰۰ نفر نقل حدیث و کتاب‌های بیشتراز ۱۰۰ نفر را نیز ماجرا نموده است[۱۵]

شاگردان
آیت‌الله خوئی شاگردان و راویان برقی را این سیرتکامل اسم میبرد:

ابو علی اشعری
احمد بن ادریس
احمد بن عبدالله
احمد بن محمد بن عبدالله
حسن بن متیل دقاق
حسین بن سعید
سعد بن عبدالله اشعری
عبدالله بن جعفر حمیری
علی بن ابراهیم قمی
علی بن حسین سعد آبادی
علی بن محمد بندار
علی بن محمد بن عبدالله قمی
علی بن محمد بن محمد ماجیلویه
محمد بن ابی القاسم
محمد بن احمد بن یحیی
محمد بن حسن صفار
محمد بن عیسی
محمد بن یحیی
معلی بن محمد.[۱۶]

کتاب الرجال
تألیفات
به گفته محمد تقی مجلسی در لوامع صاحبقرانی: برقی بغير از اين كتاب( المحاسن ) نود و سه كتاب ديگر تصنيف کرده است در فوت‌و‌فن علم ها، و اسامى اين كتابها... در فهرستهاى اصحاب رجال مو جود میباشد.[۱۷]مهم ترین تاثیر برقی، کتاب المحاسن و کتاب الرجال میباشد که از او به مکان باقی مانده میباشد. دیگر اثر ها وی عبارتند از:[۱۸]

کتاب البلدان
اختلاف الحدیث
الانساب
خبر‌ها الامم
التراجم و التعاطف
آداب النفس
متانت المعاشرة
کتاب المکاسب
کتاب الرفاهیة
آقا تعالی طهرانی در الذریعه کتاب‌هایی دیگری را به وی منسوب کرده که عبارتند از: القرائن ، اجر الاعمال، عقاب الاعمال، كتاب الصفوة و النور و الرحمة، کتاب النوادر، مصابیح الظلم، کتاب العلل، کتاب السفر، كتاب المآكل، كتاب الماء، كتاب المنافع و الاستخارات، كتاب المرافق و البنيان و اتخاذ العبيد و الدواب. [۱۹] طهرانی اسم بعضا این کتاب‌ها را با عنا وین دیگر هم بیان نموده است و گفته که‌این کتاب‌ها بخشی از المحاسن برقی میباشند.به عنوان مثالً کتاب الصفوة و النور را با تیتر النور والرحمه کتاب چهارم از کتاب ها یازده‌گانه المحاسن برشمرده که محدث ارموی آن را در محاسن چاپ نموده است.[۲۰]

بازدید : 27
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:31


احوال آشفته تبریز
درپی قیام مشروطه خواستار تبریز بر ضد استبداد محمدعلی فرمان روا، مشیرالسلطنه مدیریت الوزرا با ارسال تلگرامی تهدیدآمیز به ثقة الاسلام، از وی خواست تا اختلاف را رفع نماید. ثقة الاسلام در جواب به‌این تلگرام، بر موضع‌ها دائمی‌اش (امان از حقوق و دستمزد دولت و ملت و همت برای اتحاد این دو) مسجد قبا مشهد تأکید کرد.

[۲۰] محمدعلی سلطان سپاهی را به سرکردگی عین الدوله روانه تبریز کرد، البته به منجر مقاومت اهل یک محل شهر، عین الدوله به باسمنج عقب نشینی کرد و راه و روش ورود آذوقه را به شهر بست. بعداز چهار ماه، محاصره و قحطی و گرسنگی عموم تبریز و هراس از مداخله روس‌ها موجب شد که ثقة الاسلام در ۲۷ صفر ۱۳۲۷ برای محمدعلی فرمانروا تلگرام آدرس مسجد قبا مشهد بفرستد.

[۲۱] به توصیه وی و توافق محمدعلی پادشاه، مقرر شوید که طرفین نبرد به باسمنج بروند و در آنجا گفتگو نمایند. در حالتی که خط مش هرگونه همیاری در میان دولت و انقلابی‌های تبریز بسته گردیده بود و از رجال و بزرگان تبریز شخصی که معتمد طرفین باشد وجود نداشت، ثقة الاسلام به یار و همدم حاجی سیدالمحققین و میرزا حاج آقا میلانی به باسمنج رفت.[۲۲] او خلال پند کردن سلطان برای برقراری دوباره مشروطه و هشدار دادن درباره احتمال دخالت و نفوذ اجانب، عملکرد میکرد اذن ورود غله و آذوقه را به شهر بگیرد.[۲۳] محمدعلی فرمان روا، به مکان شعور نیت ثقة الاسلام و خیرخواهی او برای دولت و عموم، در خیال و خاطر تبعید وی از تبریز رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۲۴]

ورود نیروهای روسیه به تبریز
سرنوشت، در نظر گرفتن های ثقة الاسلام به وقوع پیوست؛ روسیه و انگلیس برای دخالت در کارها داخلی کشور ایران عذر یافتند و نیروهای روسی در ۴ ربیع‌الثانی ۱۳۲۷ روانه تبریز شدند.[۲۵]

تحریم جشن و پای کوبی‌های عید باستانی
بعد از ورود روس ها به شهر، ثقة الاسلام به مناسبت نوروز ۱۲۹۰/ ربیع الاول ۱۳۲۹ در خبرنامه محلی تبریز نوشته ی علمی‌ای نوشت و از عموم خواست به باعث وجود قشون بیگانه، از اجرای مراسم سنّتی عید باستانی جلوگیری نمایند. در سود، اکثر همسایه تبریز آن سال عید نگرفتند. بعضی درج این نوشته‌ی‌علمی را یکی‌از عامل ها مؤثر در اعدام وی به دست روس ها شماره تلفن مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۲۶]

توصیه تشکیل هیئت مصلحه
قبل از خلع محمدعلی فرمان روا از سلطنت، ثقة الاسلام در طومار‌ای به علمای نجف، خلال توضیح وضع داخلی کشور (مداخله قشون روس، فقدان قشون ملی و ضعف کارشناسان نظامی)، صرفا رویکرد راه حل را مصالحه با دولت و متکی بودن نکردن به سیاست دو دولت هم محلی اظهار‌کرد و خواهان صادر کردن «هیئت مصلحه» به طهران برای حل اشتباهات شد.[۲۷] لیکن این شغل شکل نگرفت و محمدعلی فرمان روا در ۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ از سلطنت خلع شوید. حضور ستارخان و باقرخان در تبریز ـ که از یک سو سبب ساز عذر‌جویی روس‌ها و از سوی دیگر موجب نارضایتی مخبرالسلطنه، والی آذربایجان، بود ـ ثقة الاسلام را بر آن داشت تا برای مدد از آن دو، از علمای نجف بخواهد با ارسال طومار‌ای صمیمانه به ستارخان و باقرخان، از آنها دلجویی نمایند و خویش با پافشاری آنها را راضی کرد تا به طهران هجرت نمایند.[۲۸]

معارضان ثقة الاسلام تبریزی
در‌این زمانه ثقة الاسلام ذیل فشاری یک‌سری جانبه بود: معارضان مشروطه که اورا مشوق و همگی کاره مشروطه می‌دانستند و دموکرات‌های تندرو، که ثقة الاسلام از آن‌ها عیب گیری می کرد، و آن ها با وی مخالفت و از وی بدگویی می‌کردند[۲۹] و متدینان، که عقاید شیخی او‌را طعن و بر ضد وی شبنامه منتشر می‌کردند.[۳۰] برخی عوام نیز از خلق و خوی متجددانه وی عیب گیری می‌کردند.[۳۱] به رغم مجموع این مخالفت‌ها، ثقة الاسلام همت میکرد بازدارنده مشغول شدن عموم با یکدیگر خواهد شد.[۳۲]

پیرو چالش دربین دولت و مجلس بر راز پذیرفتن یا این که نپذیرفتن اتمام حجت روس‌ها برای اخراج مورگان شوستر (مستشار مالی امریکا) اهل یک محل تبریز به خروش در آمدند. روس‌ها که همواره مترصد فرصتی بودند، بدرفتاری را استارت کردند. مجاهدان تبریزی نیز در عکس العمل به‌این اخلاق و رفتار، استعداد نظامی خویش را به صورت آنها می‌کشیدند. درین دربین ثقة الاسلام که نگران سرانجام فعالیت بود، با مجاهدان مخالفت کرد؛ از این رو دموکرات‌ها او‌را به هواداری از روس‌ها جنایتکار کردند و نقشه قتل او را کشیدند، ولی این نقشه عملی نشد.[۳۳] همت‌های ثقة الاسلام برای آهسته کردن احوال سود‌ای نداشت و در ۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۲۹ق، روس‌ها نبرد را در تبریز شروع کردند.

مبارزه مجاهدان تبریز با روس‌ها
ثقة الاسلام با مشاهده تجاوز روس‌ها خواهان رویا رویی مجاهدان شد و حتی کتباً به امیرحشمت نیساری، مدیر شهربانی تبریز، اذن حفاظت اعطا کرد. این فرمان موجب شد که تبریز یکباره بسیج خواهد شد و با روس‌ها طاقت فرسا مشغول خواهد شد.[۳۴] طرفین، طی یکسری روز، مبارزه‌های خونین و مشقت کردند. از ۳ محرم ۱۳۳۰، با ضعیف شدن قوای روس، کنسول‌های بقیه کشورها و خویش روس‌ها صحبت از صلح به در میان آوردند. از سوی دیگر، وصال پیغام‌های پیاپی دولت بر پایه ی سوراخ نزاع، مسدود شدن مجلس در ۲ محرم به عبارتی سال به دست یپرم خان و تایید اتمام حجت روسیه، منجر شد ثقة الاسلام مجاهدان را برای تایید سفارش صلح روس‌ها راضی نماید و به‌دنبال آن مقرر شوید مجاهدان تفنگ‌های خویش را کنار بگذارند و شهر را شکاف نمایند.[۳۵] درین مجال صمدخان شجاع الدوله (سردار محمدعلی فرمان روا و والی مراغه) که روس‌ها از وی امان می‌کردند، در باسمنج بومی شد. وی با هماهنگی معارضان و علمای ضد مشروطه و پناه روس‌ها قصد ورود به تبریز را داشت.[۳۶] با ورود سه لشکر روسی از ایروان و تفلیس به تبریز و ادامه هجوم روس‌ها، ثقة الاسلام به بدون چاره نمایندگانی نزد صمدخان ارسال کرد و پیغام بخشید چنانچه که قصد ورود به شهر را دارااست با امر و به اسم دولت کشور‌ایران بیاید. همینطور با ارسال تلگرامی به طهران، وضع و اوضاع شهر را اگاهی اعطا کرد و خواهان یاری دولت شد. برای مجاهدان نیز پیغام ارسال کرد که هر چه زودتر شهر را سوراخ نمایند و در جواب به اشخاصی که از وی پرسیدند: «چه خواهی کرد؟»، اعلام‌کرد : «اینجانب فعالیت خویش را به خداوند می‌سپارم.»[۳۷]

اعدام ثقة الاسلام در روز عاشورا

ثقه الاسلام تبریزی بر بالای دار
او، خلاف همگان و به رغم هشدار بعضا افراد، مثلا نماینده دولت عثمانی که پیغام داده بود روس‌ها قصد کشتن او‌را دارا‌هستند، حاضر به نهفته شدن و پناهنده شدن نشد.[۳۸] در ۹ محرم ۱۳۳۰ به عذر ضرورت حضور یافتن در نشست‌ای، او‌را به دفتر نمایندگی روسیه بردند و محبوس کردند.[۳۹] در آنجا ثقة الاسلام از قبول خواست میلر، کنسول روس، در تأیید نوشته‌ای بر پایه ی آنکه مجاهدان آغازگر نزاع بودند و روس‌ها صرفا برای مدد از خویش ناگزیر از پیکار شدند، رمز گشوده زد و تأکید کرد که نزاع را خویش روس‌ها شروع کرده‌اند.[۴۰] آخر و عاقبت روس‌ها در عاشورای ۱۳۳۰ق موازی با ۱۰ دی ۱۲۹۰ش، ثقة الاسلام و هفت بدن دیگر را به‌دار آویختند.[۴۱]

خبر به دارآویختن ثقة الاسلام را از عموم نهفته کردند و بدینسان جلو کودتا آن ها راگرفتند.[۴۲] خبرنامه حبل المتین مقصود روس‌ها را از کشتار تبریز و‌ دار زدن ثقة الاسلام، سعی برای ساخت و ساز بلوا و هیجان دربین همسایه و عذر و بهانه‌جویی دانست و نوشت مدیر روضه خوان یک شهر را در روز عاشورا علنی به‌ دار زده‌اند.[۴۳] در ۱۲۹۶ ش، بعد از موفقیت انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷م، انقلابی‌های روسی به آرم دلجویی از عموم تبریز روزی را برگزیدند و در آن روز دسته‌های روس و اهل ایران، به نشان جبران قبل، بر راز خاک ثقة الاسلام گُل نهادند.[۴۴] مدفن ثقة الاسلام، مقبرة الشعراء تبریز میباشد.

بازدید : 18
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 10:07

(درگذشت:۱۴۳ یا این که ۱۴۵ق) فرزند بلندمرتبه امام راست گو(ع‌) میباشد که‌ اسماعیلیه وی یا این که فرزندش محمد را امام بعد از امام درستگو(ع) میدانند. ولی از دید امامیه و نیز بر پایه ی روایات رسیده از نبی(ص)، موسی بن جعفر(ع) امامِ بعداز امام درستگو(ع) میباشد. اطمینان به امامت اسماعیل دیباچه طلاق اسماعیلیان از امامیه و صورت‌گیری فرقه اسماعیلیه مسجد قبا مشهد شد.

درباره شخصیت اسماعیل اختلاف‌لحاظ وجود داراست بعضی با استناد به احادیث بر این باورند که او با غالیان رابطه داشته میباشد. ولی آیت‌الله خویی با توجیه این احادیث و استناد به احادیث دیگر او را فردی جلیل و آیتم عطوفت بابا دانسته آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

اسماعیل در حین حیات امام درست گو(ع) از عالم رفت و در بقیع دفن شد. امام راست گو(ع) تدفین و خاک سپاری او را آشکارا برگزار کرد و اشخاصی را بر مرگش شاهد گرفت تا شبهه امامت و موعود بودن او از میان برود. همینطور سازه بر احادیث درباره مجال مرگ اسماعیل بداء صورت داده میباشد، چراکه برخی از شیعه ها اورا امام می‌پنداشتند و با مرگش پدیدار شد که او امام نبوده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

معاش و خانواده، اسماعیل فرزند امام درست گو(ع) و فاطمه نوه امام سجاد(ع) میباشد.[۱] تاریخ‌ به دنیا آمدن او در منابع تاریخی بیان نشده میباشد. با این درحال حاضر با استناد به میلاد امام کاظم(ع) در سال ۱۲۷ق[۲] یا این که ۱۲۸ق[۳] و اختلاف ۲۵ سال در بین امام کاظم(ع) و اسماعیل،[۴] ولادت وی در سال‌های نخستین قرن دوم تقریب زده گردیده‌است.[۵]علی بن محمد علوی عمری سال فوت اسماعیل را ۱۳۸ق گزارش داده.[۶] در حالی که طبری، تالیف کننده تاریخ طبری از زنده بودن وی در ۱۴۰ق خبر داده میباشد.[۷] سال‌های ۱۴۳[۸] و ۱۴۵ق[۹] به‌تیتر سال‌های مرگ اسماعیل آمده شماره تلفن مسجد قبا مشهدذ میباشد.


نسل اسماعیل از روش فرزندانش محمد و علی ادامه یافت.[۱۰] محمد دو فرزند به اسم‌های اسماعیل ثانی و جعفر اکبر داشت[۱۱] و نسل علی بن اسماعیل نیز از فرزندی به اسم محمد باقی ماند.[۱۲]
نوادگان اسماعیل در مملکت‌هایی زیرا خراسان، نیشابور، سامراء[۱۳] دمشق،[۱۴] مصر،[۱۵] اهواز، کوفه، بغداد،[۱۶] یمن،[۱۷] صور،[۱۸] حلب[۱۹] و قم[۲۰] می‌زیستند
به گفته آیت‌الله خویی رجالی شیعه (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) درباره اعتبار شخصیت اسماعیل دو مجموعه احادیث وجود دارااست. از بعضی از احادیث مدح وی و از بعضا دیگر ذمش برداشت می شود.[۲۱] مطابق روایاتی که از آن ها ذم اسماعیل‌ برداشت گردیده وی با غالیان‌ همانند مفضل بن عُمَر و بَسّام صیرَفی رابطه داشت و امام درستگو(ع) از این‌ ارتباط ها ناخشنود بود.[۲۲] همینطور وی به محافلی‌ رفت‌وآمد داشت که‌ منجر‌ میشد در صلاحیت‌های اخلاقی‌ او شک و تردید گردد.[۲۳] آیت‌الله خویی احادیث ذم را دارنده ضعف سندی و دلالی دانسته و احادیث مدح را ترجیح داده میباشد از این‌رو اسماعیل را فردی جلیل و آیتم عطوفت پدرش معرفی نموده است.[۲۴]
بعضی به رابطه اسماعیل‌ با خطابیه و نقش‌ آنان در صورت‌گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ اشاره کرده‌اند. به گفته اینان ابوالخطاب و اسماعیل‌ در طی‌ حیات‌ امام‌ درست گو‌(ع‌)، به امداد یکدیگر، عقایدی را شالوده‌گذاری کردند که‌ محور‌ اسماعیلیه شد[۲۵] نقل شده دلیلی بر این داعیه نیست.[۲۶] لویی ماسینیون‌، اسلام‌شناس فرانسوی نیز ابوالخطاب‌ را بابا معنوی اسماعیل میداند.[۲۷] ولی حاکم نعمان مغربی فقید اسماعیلیه (۲۸۳-۳۶۳ق) نقشی برای ابوالخطاب در صورت‌گیری اسماعیلیه قائل وجود ندارد و او‌را بدعتگذار و گزینه لعن امام راست گو(ع) میداند.[۲۸]

رابطه با منصور عباسی
محمد بن جریر طبری تاریخ‌نگار قرن سوم قمری نقل نموده است که در ۱۴۰ق، منصور عباسی برای حج به مکه رفته بود، تنی چند از علویان مانند محمد نفس زکیه و ابراهیم، فرزندان عبدالله محض و عده ای از خراسانیان هوادارش نیز در مکه اجتماع کردند. بعضا از آن‌ها تصمیم گرفتند منصور را ترور نمایند اما محمد مخالفت کرد. این تصمیم را اسماعیل به استحضار منصور رساند و وی عبدالله را دستگیر کرد و فرزندانش را از وی خواست، البته عبدالله پرهیز کرد و به زندان زمین‌خورد و اموالش فروخته شد.[۲۹]

ادعای امامت اسماعیل
بینش امامیه
علمای امامیه منکر وجود نص‌ بر امامت‌ اسماعیل‌ بوده‌اند و روایاتی را نقل کرده‌اند که امامت‌ اسماعیل‌ را رد کرده‌ میباشد‌.[۳۰] برای مثال احادیث حدیث لوح[۳۱] و حدیث جابر[۳۲] میباشد که بر پایه ی آنان نبی(ص)، اسامی امامان دوازده‌گانه را ذکر نموده است و در آن‌ها امام بعداز جعفر بن محمد، فرزندش موسی معرفی گردیده‌است خیر اسماعیل. همینطور امام راستگو(ع) در مورد ها زیادی امامت موسی بن جعفر را به اصحاب مجاورت خویش اعلام کرده بود. در هرکدام از کتاب‌های الکافی،[۳۳] پند،[۳۴] اعلام الوری[۳۵] و بحارالانوار،[۳۶] بابی درباره نصوص امامت موسی بن جعفر(ع) وجود داراست که به ترتیب ۱۶، ۴۶، ۱۲ و ۱۴ داستان را در این مورد نقل کرده‌اند.[۳۷]

آشکارسازی مرگ
برپایه روایتی‌ از زرارة بن اعین، پس‌ از مرگ‌ اسماعیل‌ و پیش‌ از دفن‌ وی، امام درست گو(ع) حدود سی بدن‌ از یاران‌ مجاورت‌ خویش را درباره مرگ‌ فرزندش‌ شاهد گرفت‌.[۳۸] همینطور غسل، کفن، مراسم تدفین و دفن او‌را آشکارا برگزار کرد[۳۹] و دستورداد به نیابت وی حج به جا آورده گردد.[۴۰] غرض امام از این فعالیت زدودن اعتقادوباور به امامت او بود به دلیل آنکه به گمان بعضا وی امامِ بعداز امام درستگو بود.[۴۱] با این درحال حاضر به اعتقاد و باور بعضی از اسماعیلیه، اسماعیل نمرده بود و ظاهرسازی مرگ‌ وی برای فریب‌ عموم و مراقبت جان وی و اطرافیانش بوده میباشد.[۴۲]
اسماعیلیه اسم فرقه‌هایی میباشد که بعد از امام درستگو(ع) به امامت فرزندش اسماعیل یا این که نواده‌اش محمد بن اسماعیل براین باوراند.[۴۳] به‌ اعتقادوباور مبارکیه و قَرامطه از فرقه‌های اسماعیلیه، امامِ بعد از جعفر بن محمد، محمد بن اسماعیل میباشد چراکه اسماعیل‌ جانشین‌ امام‌ راستگو‌(ع‌) بوده‌ و زیرا وی در طی‌ حیات‌ پدرش فوت‌ کرده‌، امام‌ درستگو(ع) امامت‌ را به‌ محمد فرزند او ودیعت‌ میباشد‌. به اطمینان آن ها پس‌ از امامت حسنین(ع) روا وجود ندارد‌ که‌ امامت‌ از اخوی به‌ اخوی منتقل‌ گردد.[۴۴] سعد بن عبدالله اشعری این اطمینان را به اسماعیلیه خالصه یا این که خطابیه نیز نسبت داده میباشد.[۴۵] بعضا از اسماعیلیه نیز معتقدند اسماعیل بن جعفر از جهان نرفته، بلکه وی مهدی موعود میباشد.[۴۶] با این درحال حاضر در منابع اسماعیلی و اثرها حکم کننده‌ نعمان‌، نص ماجرا قطعی درباره امامت‌ اسماعیل‌ نیامده میباشد.[۴۷] هرچند که جعفر بن منصور الیمن داعی اسماعیلی اواخر قرن‌ سوم‌ و اوایل‌ قرن‌ چهارم‌ قمری احادیثی را سوای‌ بیان سلسله راویان‌، درباره امامت‌ اسماعیل‌ گردآورده‌ میباشد‌.[۴۸] همینطور در برخی‌ منابع‌ آمده میباشد که‌ خلفای فاطمی ابتدا‌ به‌ مکان اسماعیل‌، برادرش‌ عبدالله افطح را امام‌ معرفی‌ می‌کرده‌اند آن‌گاه‌ از این‌ فرمان عدول‌ کرده‌ و امامت‌ اسماعیل‌ را مطرح‌ ساختند

بازدید : 27
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 10:04

دختر ابوطالب خواهر امام علی(ع)، صحابی رسول(ص) و از راویان حدیث غدیر و حدیث ثَقَلین میباشد. به گفته تاریخ‌نگاران، معراج رسول از منزل ام‌هانی استارت شد. بعداز فتح مکه نیز فرستاده(ص) افرادی که در منزل ام‌هانی پناهنده گردیده بودند را اعطا کرد. بعضی مورخان، مسلمان شدن ام‌هانی را بعداز فتح مکه دانسته‌اند؛ البته بر مبنا روایتی که حاکم نعمان مغربی از فرستاده(ص) نقل کرده وی همواره یکتاپرست بوده میباشد. وی همینطور از راویان اختلاف حضرت فاطمه(س) و ابوبکر در ماجرای فدک مسجد قبا مشهد میباشد.

فرزند ام‌هانی، جَعدَة بن هُبَیرَه کارگزار امام علی(ع) در خراسان بوده میباشد. معرفی، ام‌هانی دختر ابوطالب و فاطمه بنت اسد و خواهر امام علی(ع) میباشد.[۱] از ابن‌عباس آورده شده که فرستاده اکرم(ص) او‌را اُم‌ِّهانی خطاب نموده است.[۲] اسم وی فاخِته و به گفته برخی جُمانه و هند بوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

به نقل از، ابن‌عبدالبر از صحابه‌نگاران اهل‌سنت، ام‌هانی بعداز فتح مکه، اسلام آورده میباشد؛[۴] البته مبنی بر روایتی در کتاب تفصیل الاخبار، حکم دهنده نعمان از رسول(ص) بیان شده، وی همواره یکتاپرست بوده میباشد.[۵]هانی، قدمت، یوسف و جَعدَه، فرزندان ام‌هانی می باشند.[۶] همسر وی، هُبَيْرَة بن ابی‌وهب از اشخاصی بود که فرستاده(ص) را آزار می‌اعطا رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۷]

مقام ام‌هانی نزد رسول، به نقل از ابن‌سعد در کتاب الطبقات الکبری، رسول(ص) در شب معراج در منزل ام‌هانی اقامت داشت و بعداز رجوع از معراج نیز به منزل ام‌هانی رفته میباشد.[۸] همینطور در لیلةالمبیت رسول(ص) تا سَحَر در منزل ام‌هانی اقامت داشته و از آنجا مهاجرت به طرف مدینه را شروع نموده است.[۹][منبع بهتری نیاز میباشد] ابن‌هشام در السیرة النبویه، به عفووبخشش دو نفر از مشرکان به وسیله فرستاده(ص)، در روز فتح مکه، که در منزل ام‌هانی پناهنده گردیده بودند، اشاره نموده شماره تلفن مسجد قبا مشهد است.[۱۰]

در روایتی از فرستاده(ص)، ام‌هانی از شایسته ترین زنان[۱۱] و اهل پردیس[۱۲] معرفی شد‌ه‌است. یک کدام از درهای مسجدالحرام نیز به اسم باب ام‌هانی بوده میباشد؛[۱۳] ولی این باب در پیشرفت اولیه زمانه سعودی (۱۳۶۹-۱۳۷۵ق.) برداشته شد.[۱۴]

خواستگاری رسول از ام‌هانی
به نقل از ابن‌سعد در کتاب «الطبقات الکبری»، رسول(ص) دو توشه از ام‌هانی خواستگاری کرد؛ توشه نخستین پیش از ازدواجش با هبیره بود و توشه دوم بعد از فتح مکه که ام‌هانی اسلام آورد و اسلام میان وی و هبیره طلاق انداخت.[۱۵] به نقل از ابن‌سعد، ام‌هانی هر دو توشه درخواست فرستاده را نپذیرفت. وی توشه نخستین سازه به مناسبات بستگان‌ای، با هبیره وصلت کرد و توشه دوم علاوه بر اظهار عشق و علاقه‌اش به فرستاده برای اینکه به آن حضرت آزاری نرسانند، درخواست اورا رد کرد.[۱۶] با این درحال حاضر، در کتاب رجال بَرْقی، ام‌هانی از همسران نبی(ص) معرفی شد‌ه‌است.[۱۷]

بعضا تاریخ‌نگاران معتقدند هبیره شوهر ام‌هانی، بعداز فتح مکه به نجران فرار و گریز کرد و در آنجا در هم اکنون کُفر درگذشت.[۱۸] بعضی نیز گفته‌اند هبیره در مبارزه خندق مقتول میباشد.[۱۹]

ام‌هانی در حکومت امام علی(ع)
روضه خوان اثر گذار در کتاب الجَمَل طومار‌ای از امام علی(ع) به ام‌هانی آورده که در آن به رخدادهای پیکار جَمَل و آخر و عاقبت طَلْحه و زُبیر اشاره گردیده است.[۲۰] همینطور وی در الاختصاص داستانی از واکنش امام علی(ع) با ام‌هانی در استعمال از بیت‌المال بیان می‌نماید که موجب اندوه ام‌هانی میشود و امام علی(ع) این عکس العمل را ناشی از اعتنا به برقراری عدل و داد میداند.[۲۱] جَعدَه فرزند ام‌هانی، کارگزار امام علی(ع) در خراسان بود و در مبارزه صِفَّین نیز در سپاه امام حضور داشته میباشد.[۲۲]

رده رجالی ام‌هانی
احادیث زیادی در منابع شیعه و اهل‌سنت از ام‌هانی نقل گردیده‌است. بعضی، تعداد آنان را ۱۱۲ حدیث گفته‌اند.[۲۳] قُندوزی در یَنابیع المَوَدّه، ام‌هانی را از راویان حدیث ثقلین دانسته میباشد.[۲۴] همینطور اورا از حاضران در حَجّةالوداع و راویان اتفاق غدیر دانسته‌اند.[۲۵] ام‌هانی از راویان اختلاف فاطمه(س) دختر فرستاده(ص) و ابوبکر در ماجرای فدک نیز بوده میباشد.[۲۶]

زیر نویس
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰؛ خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰؛ خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۹۶۳.
حاکم نعمان، تفصیل الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۶۶و۱۶۷.
کراجکی، کنزالفوائد، ۱۴۱۰ق، ص۲۰۶.
ابن‌هشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۲، ص۴۱۱.
محمدی ری‌شهری، موسوعة الامام الحسین(ع)، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۳۳۱.
محمدی ری‌شهری، موسوعة الامام الحسین(ع)، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۳۳۲؛ حکم کننده نعمان، گستردن الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۲۰.
خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
تاریخ عمارة و اسماء ابواب المسجد الحرام، مکه مکرمه، ص۱۱۴.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
برقی، رجال برقی،۱۴۳۰ق، ص۳۷۸.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۱۹۶۳.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۲۴۲.
روحانی اثر گذار، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۷.
روحانی موءثر، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۵۱.
حکم کننده نعمان، تفصیل الاخبار، ۱۴۱۴ق. ج۳، ص۲۴۴.
غروی نائینی، محدثات شیعه، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۹.
قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۲۳.
سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰، ص۱۴۰و ۱۴۱؛ امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۸.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ج۱، ص۳۵-۳۶.
منابع
ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
ابن‌هشام، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، راءس الغدیر للدراسات الاسلامیة، ۱۴۱۶ق.
برقی، احمد بن محمد، رجال برقی، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۴۳۰ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، قاهره، مکتبة النهضة المصریة، ۱۹۵۶م.
تاریخ عمارة و اسماء ابواب المسجد الحرام، مکه مکرمه، جامعة ام‌القری-راس ابخاث الحج، بی‌تا.
خرگوشی نیشابوری، عبدالملک بن محمد، مناحل الشفا و مناهل الصفا بتحقیق کتاب شرف المصطفی، مکه، دارالبشائر الاسلامیة، ۱۴۲۴ق.
سید بن طاووس، علی بن موسی، الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف، قم، خیام، ۱۴۰۰ق.
روحانی اثر گذار، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی الحرب البصرة، قم، کنگره روضه خوان موءثر، ۱۴۱۳ق.

بازدید : 40
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:01

(شهیدشدن ۳۶ق) از شهیدان نزاع جمل میباشد. او‌را از قوم و قبیله مجاشع یا این که عبدالقیس دانسته‌اند.بر محور گزارشی، وی با حذیفة بن یمان، صحابی فرستاده(ص)، گفتگویی داشته و این مذاکره در تمایل مسلم به امام علی(ع) تأثیرگذار بوده میباشد. او قبل از استارت نبرد جمل، اصحاب جمل را به قرآن و اطاعت از امام علی(ع) دعوت مسجد قبا مشهد کرد.

معاش‌طومار، مسلم فرزند عبدلله،[۱] از سپاهیان امام علی(ع) در پیکار جمل بود و عِجْلی[۲] و مُجاشِعی[۳] خوانده گردیده‌است. محمد بن جریر طبری، تاریخ‌نگار اهل سنت در قرن چهارم قمری، او‌را از مُجاشِع،[۴] یکی‌از طایفه‌های تمیم[۵] و روضه خوان اثرگذار (درگذشت ۴۱۳ق)، اورا از خویشاوندان عبدالقیس دانسته میباشد.[۶] از ابومخنف، تاریخ‌نگار قرن دوم قمری گفته شده که مامان مسلم با اسم اُمّ ذَریح عَبدِیَّه، شعر سرا شیعه بوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۷]

مسلم در سال ۳۵ هجری قمری در شهر مدائن می‌زیسته [۸] و در پیکار جمل (سال ۳۶ قمری)، در سال‌های آغازین جوانی بوده میباشد.[۹] تمایل به امام علی(ع)، بر مبنا آنچه حسن بن محمد دیلمی، محدث شیعه، از مسلم بن عبدالله نقل کرده، گفتگوهای وی با حذیفة بن یمان (درگذشت ۳۷ق)، والی شهر مدائن، سبب رغبت وی به امام علی(ع) گردیده رزرو مسجد قبا مشهد است.[۱۰]

به گفته دیلمی در موعظه القلوب، امام علی(ع) بعد از تایید خلافت، حذیفة بن یمان، از صحابه فرستاده(ص) را بر حکومت مدائن ابقاء کرد. حذیفه به منبر رفته و درضمن سخنرانی خویش، امام علی(ع) را امیرالمؤمنینِ حقیقی و واقعی دانست. مسلم این کلام را کنایه از این دانست که خلفای سه‌گانه قبل از امام علی(ع)، امیرالمؤمنینِ حقیقی و واقعی نبوده‌اند. حذیفه به درخواست مسلم بعضا از رویدادهای قبل را اظهار کرد. مثلا اینکه ملقب شدن امام علی(ع) به امیرالمؤمنین از مجال فرستاده(ص) و از جانب جبرئیل و قرائت خلفای سه‌گانه به‌این کنیه از جانب عموم بوده میباشد.[۱۱] وی همینطور صحیفه ملعونه، ماجرای رَم دادن شتر فرستاده(ص) در گردنه هَرشا، رخداد غدیر و غصب خلافت بوسیله ابوبکر و قدمت بن خطاب را برای مسلم گزارش شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۱۲]

شهید شدن در نبرد جمل
مسلم بن عبدالله در مبارزه جمل، در ۱۰ جمادی‌الاول سال ۳۶ق به شهیدشدن رسید.[۱۳]

امام علی(ع) قبل از شروع نزاع و برای واپسین اتمام حجت، از یارانش پرسید چه کسی با قرآن به نزد لشکر مقابل می‌رود؟ مسلم بن عبدالله اعلام شایستگی کرد و روبه‌روی صف معاند قرار گرفت.[۱۴] او امام علی(ع) را دعوت‌کننده به قرآن دانست و از آن‌ها خواست به اطاعت خداوند و به شغل به کتاب پروردگار بازگردند.[۱۵]

به نقل از ابن اثیر، تاریخ‌نگار اهل سنت در قرن ۷ هجری قمری، دست راست اورا جدا کردند و وی قرآن را با دست چپ گرفت. دست چپش نیز انقطاع شد و وی قرآن را به سینه گرفت.[۱۶] به گفته محمد بن جریر طبری (درگذشت ۳۱۰ق)، وی به منجر اصابت تیر[۱۷] و سازه بر گزارش روضه خوان موثر، به امر عایشه و هجوم نیزه‌داران به شهید شدن رسید.[۱۸] امام علی(ع) کیفیت شهید شدن او‌را از پیش گفته بود[۱۹] و او‌را از اشخاصی دانسته بود که آفریدگار قلبشان را از فروغ و ایمان مالامال نموده است.[۲۰]

مامان مسلم هنگام شهادتش حضور داشت.[۲۱] وی در مرثیه‌ای، عایشه را مامانِ قاتلانِ پسرش خواند.[۲۲]

پانویس
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴؛ زرکلی، اعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۲۲۲.
ابن شهرآشوب، المناقب، انتشارات علامه، ج۳، ص۱۵۵.
خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۸۷.
ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الانساب، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۲۳.
اثر گذار، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.
امین، اعیان الشیعه، دارالتعارف، ج۳، ص۴۵۷، به گزارش: ابومخنف؛ حسون، اعلام النساء المؤمنات، ۱۴۲۱ق، ص۱۸۴.
دیلمی، ارشادوراهنمایی القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۲۳ و ۳۲۴.
اثر گذار، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.
دیلمی، پند القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۱.
دیلمی، راهنمایی القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۲۳ و ۳۲۴.
دیلمی، پند القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۲۸-۳۳۳.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ش، ج۲، ص۳۶۱؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶؛ موءثر، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.
دیلمی، ارشادوراهنمایی القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۳.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶؛ نگاه فرمایید به: ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۳۷۸.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ش، ج۲، ص۳۶۱؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶.
موثر، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۴۶.
دیلمی، ارشادوراهنمایی القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۲.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۵۲۴.
منابع
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
ابن اثیر، علی بن محمد، اللباب فی تهذیب الانساب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
ابن اعثم، احمد، الفتوح، رسیدگی علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق.
ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة الخواص اینجانب الامة بذکر خصائص الأئمة، تفحص حسین تقی‌زاده، قم، المجمع العالمی لاهل البیت(ع)، راءس الطباعة و النشر، ۱۴۲۶ق.
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، المناقب، تصحیح هاشم رسولی و محمدحسین آشتیانی، قم، انتشارات علامه، بی‌تا.
ابن کثیر، اسماعیل بن قدمت، البدایة و النهایة، بی‌جا، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، بی‌تا.
حسون، محمد و ام‌علی مشکور، اعلام النساء المؤمنات، طهران، اسوه، ۱۴۲۱ق.
خوارزمی، الموفق بن احمد، المناقب، استیناف صاحب و مالک المحمودی، بی‌جا، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم، ۱۴۱۱ق.
دیلمی، حسن بن محمد، پند القلوب الی الصواب، قم، الشریف الرضی‏، ۱۴۱۲ق.
زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء اینجانب العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۹م.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تصحیح نخبة اینجانب العلماء، بیروت، منشورات مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۸۷۹م.
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، بازرسی یوسف اسعد داغر، قم، مؤسسه دارالهجره، ۱۴۰۹ق.
موثر، محمد بن محمد بن نعمان، الجمل و النصره لسید العتره فی حرب البصره، قم، کنگره روضه خوان موءثر، ۱۴۱۳ق.

بازدید : 49
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:04

مشهور به قیس قَطیفه از سپاهیان قدمت بن سعد در حادثه کربلا.قیس، از افرادی میباشد که پیش از رخداد کربلا به امام حسین(ع) طومار نوشت و از آن حضرت خواست تا به کوفه بیاید، البته با احاطه ابن زیاد بر کوفه تغییر‌و تحول موضع اعطا کرد. وی در روز عاشورا در سپاه قدمت بن سعد بود و در غارت چادر‌ها نقش داشت و روپوش امام حسین (ع) را به غارت موفقیت. او از عده ای میباشد که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد مسجد قبا مشهد بردند.

نسب و قبیله ، پدرش، اشعث بن قیس کندی مدیریت قوم کنده و کارگزار امام علی(ع) در آذربایجان بود. هر تعدادی وی در نزاع صفین در لشکر آن حضرت حضور داشت، در تحریک خوارج بر علیه امام نقش داشت.[۱] قیس بعداز پدرش مدیر قوم کنده شد و زمانی که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد آوردند وی مدیریت این فامیل بود. گفته‌اند که وی ۱۳ راز را با خویش آورده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]

مادرش‌ ام‌فروه دختر ابوقحافه بود و از این‌رو خواهرزاده خلیفه نخستین میباشد.[۳] برادرش محمد بن اشعث نیز در اتفاق کربلا از سپاه قدمت بن سعد بود که به جهت انکار انتساب امام به رسول اکرم(ص) گزینه نفرین آن حضرت قرار گرفت. خواهرش جعده، همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و آن حضرت را به شهیدشدن رزرو مسجد قبا مشهد رساند.[۴]

امام درست گو(ع) اشعث بن قیس را در شهید شدن امام علی(ع) و پسرش محمد را در شهید شدن امام حسین(ع) سهیم دانسته و به نقش دخترش جعده، در شهیدشدن امام حسن(ع) اشاره نموده است.[۵]وقتی که امام علی (ع) ضربت خورد، اشعث بن قیس، فرزندش قیس را ارسال کرد تا کیفیت اکنون امام را به وی گزارش شماره تلفن مسجد قبا مشهد نماید.[۶]

رخداد عاشورا
امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به عده ای مانند قیس بن اشعث فرمود:
«ای شبث بن ربعی!،ای حجّار بن أبجر!،‌ای قیس بن اشعث،... مگر شما برایم ننوشته بودید: میوه‌ها رسیده، گلشن‌ها سرسبز گردیده و نهرها مالامال شده، [در صورتی‌که بیایی] بر سپاهی که برایت مهیا گردیده، وارد خواهی شد، بیا؟!»

ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌ الطالبیین، ص۹۹؛ طبری تاریخ، ج۵، ص۴۲۵؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۱۸۸.

قیس بن اشعث، از عده ای بود که قبل از اتفاق کربلا به امام حسین(ع) طومار نوشت و از آن حضرت خواست که به کوفه بیاید.[۷] امام حسین(ع) در روز عاشورا در سخنان خویش خطاب به سپاه قدمت بن سعد اورا تحت عنوان یکی نویسندگان طومار‌های کوفیان خطاب قرار اعطا کرد.[۸]

به نقل منابع، قیس بن اشعث، در اتفاق کربلا روپوش امام را ربود و از این رو به قیس قطیفه جهانی شد[۹] ابن جوزی گفته میباشد که عمامه امام را ربوده میباشد.[۱۰] او همینطور از عده ای بود که سرهای شهدای کربلا را نزد ابن زیاد بردند.[۱۱]

زمانی که امام حسین (ع)، عباس بن علی(ع) را نزد قدمت بن سعد ارسال کرد تا شب عاشورا را مهلت بگیرد، او از اشخاصی بود که از قدمت بن سعد خواست تا با درخواست مهلت موافقت نماید.[۱۲]

بعداز اتفاق کربلا
بعداز اتفاق عاشورا، قیس، از خوف اینکه بصریان اورا سرزنش نمایند از رفتن به بصره پرهیز کرد و در کوفه به عبدالله بن بی نقص از فرماندهان مختار پناهنده شد؛ ولی مختار ابوعمره را به مخفیگاهش ارسال کرد و اورا کشت.[۱۳]

پانویس
بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۲، ص۲۹۶؛ طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۶۱.
دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۹؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۰۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸.
ابن‌عبدالبر، استیعاب، ج۴، ص۱۹۵۰.
مسعودی، مروج‌الذهب، ج۲، ص۴۲۷.
کلینی، کافی، ج۸، ص۱۶۷.
ابن‌سعد، طبقات، ج۳، ص۲۷؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۲، ص۴۹۶.
ابن‌اثیر، الکامل، ج۴، ص۲۰، ۳۱؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۱۵۸؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۳۵۳.
ابن‌اثیر، الکامل، ج۴، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۲۵؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۳۹.
دینوری، اخبارالطوال، ص۳۰۲؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۰۴؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۵۳؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۴، ص۷۸.
ابن جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۴۱.
دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۹؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۰۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۴۱.
بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۱۸۵؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۴، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۱۷.
دینوری، اخبارالطوال، ص۳۰۲.
منابع
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، دارصادر، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن جوزی(ابوالفرج)، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، تفحص: محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
ابن سعد، الطبقات الکبری، استیناف: محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، پژوهش: علی محمد البجاوی، دارالجیل، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
بلاذری، احمد بن یحیی، جمل اینجانب انساب الأشراف، بازرسی: سهیل زکار و ریاض زرکلی، درالفکر، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
دینوری، احمد بن داود، الأخبار الطوال، استیناف: عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، منشورات الرضی، قم، ۱۳۶۸ش.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، رسیدگی: محمد أبوالفضل ابراهیم، دارالتراث، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الإسلامیة، طهران، ۱۳۶۵ق.
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، بازرسی: اسعد داغر، دارالهجرة، قم، ۱۴۰۹ق.

بازدید : 24
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 10:06

دارای اسم و رسم به امام حسن مجتبی (۳-۵۰ق) دو‌مین امام شیعه‌ها که ۱۰ سال (۴۰-۵۰ق) امام و حدود هفت ماه خلیفه مسلمانها بود. اهل‌سنت او‌را واپسین خلیفه از خلفای اولیه می دانند.حسن بن علی اولیه فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) و اول نوه فرستاده(ص) میباشد. بنابر گزارش‌های تاریخی، اسم «حسن» را فرستاده(ص) برای وی برگزید و اورا بسیار دوست داشت. وی هفت سال از قدمت خویش را با فرستاده(ص) هم پا بود و در بیعت رضوان و ماجرای مباهله با مسیحیان نجران حضور مسجد قبا مشهد داشت.

فضیلت ها امام حسن(ع) در منابع شیعه و اهل‌سنت آمده میباشد. وی یک کدام از اصحاب کسا میباشد که آیه پاک سازی درباره آن ها نازل شد و شیعه‌ها آنها را معصوم میدانند. آیه اطعام، آیه مَوَدَّت، و آیه مُباهله نیز درباره وی و والدین و برادرش نازل گردیده‌است. وی دو توشه مجموع میزان دارایی‌اش را در رویه آفریدگار اعطا کرد و سه توشه نیمی از اموالش را به نیازمندان اعطا کرد. گفته‌اند به سبب ساز همین مهربانی‌ها، او‌را «کریم ومهربان اهل‌بیت» خوانده‌اند. وی ۲۰ یا این که ۲۵ توشه پیاده به حج آدرس مسجد قبا مشهد رفت.

از معاش وی در زمان ابوبکر و قدمت بن خطاب خبر چندانی در دسترس وجود ندارد. به فرمان قدمت تحت عنوان شاهد، در شورای شش‌نفره گزینش خلیفه سوم حاضر بود. گزارش‌هایی نیز از کمپانی وی در بعضا نبرد‌ها در عصر عثمان وجود دارااست. وی در کودتا‌های اواخر خلافت عثمان، به فرمان امام علی(ع) به حفظ از منزل خلیفه پرداخت. در زمان خلافت امام علی(ع) همدم وی به کوفه رفت و در مبارزه‌های جمل و صفین از فرماندهان سپاه رزرو مسجد قبا مشهد بود.

حسن بن علی در ۲۱ رمضان سال ۴۰ قمری، و بعد از شهید شدن امام علی(ع)، به امامت رسید و در به عبارتی روز، بیشتراز چهل هزار نفر با وی برای خلافت بیعت کردند. معاویه، خلافت او‌را نپذیرفت و با لشکری از شام به سوی عراق تکان کرد. امام مجتبی(ع) سپاهی به فرماندهی عبیدالله بن عباس به سمت معاویه ارسال کرد و خویش به یاور یک تیم دیگر به ساباط رفت. معاویه عملکرد کرد با طرح شایعاتی فی مابین سپاهیان امام حسن(ع)، مسئله را برای برقراری صلح مهیا نماید. در‌این حالت، امام حسن(ع) گزینه سوءقصد یک کدام از خوارج قرار گرفت و زخمی شد و برای مداوا به مدائن جابجایی شماره تلفن مسجد قبا مشهد یافت.

به طور همزمان، گروهی از سران کوفه به معاویه طومار نوشتند و پیمان دادند حسن بن علی را به او تسلیم نمایند یا این که به قتل برسانند. معاویه نیز طومار‌های کوفیان را برای حسن بن علی(ع) ارسال کرد و به وی توصیه صلح بخشید. امام مجتبی(ع) صلح و واگذاری خلافت به معاویه را عهده دار شد به‌این شرط که معاویه مطابق کتاب آفریدگار و سنت نبی(ص) کار کند و برای خویش جانشین انتخاب نکند و تمامی عموم برای مثال شیعه ها علی(ع) در امنیت باشند. بعد ها معاویه به هیچ‌یک از این شرط‌ها شغل نکرد. صلح با معاویه، نارضایتی شماری از یاران امام حسن(ع) را در ادامه داشت و حتی برخی، او‌را «مُذلّ المؤمنین» (خوارکننده مؤمنان) خواندند.

وی بعد از ماجرای صلح در سال ۴۱ قمری، به مدینه برگشت و تا نقطه پایان قدمت در آنجا ماند. وی در مدینه مرجعیت علمی را بر ذمه داشت و بنابر برخی گزارش‌ها از مقام اجتماعی بالایی منتفع بود.

زمانی معاویه تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جَتوده همسر امام حسن(ع) ارسال کرد تا امام را مسموم نماید. گفته‌اند حسن بن علی(ع) ۴۰ روز بعداز مسموم شدن به شهیدشدن رسید. بنابر نقلی، وی وصیت کرده بود کنار قبر فرستاده(ص) دفن گردد البته مروان بن حکم و جمع‌ای از بنی‌امیه بازدارنده این فعالیت شدند. پیکر وی در گورستان بقیع به خاک ودیعه شد.

آحاد سخنان و مکتوبات امام مجتبی(ع) و اسم ۱۳۸ نفر از افرادی که از وی قصه کرده‌اند، در کتاب مسند الامام المجتبی(ع) توده گردیده‌است.

شناخت اجمالی
حسن بن علی بن ابی‌طالب اول فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) و اول نوه نبی اسلام(ص) میباشد.[۱] نسب وی به بنی‌هاشم و قریش می رسد.[۲]

اسم، لقب، لقب‌ها
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: فهرست لقب‌ها و کنیه‌های امام حسن مجتبی(ع)
کلمه و واژه «حَسَن» به معنای پسندیده میباشد. این اسم را رسول(ص) برای وی برگزید.[۳] در روایاتی آمده میباشد، این نامگذاری به امر الهی اعمال شد.[۴] اسم‌های حسن و حسین متساوی شَبَّر و شَبیر (یا این که شَبّیر)،[۵] اسم پسران هارون میباشد[۶] که پیش از اسلام نزد عموم عرب سوابق‌ای نداشت.[۷]

لقب او‌را «ابومحمد» و «ابوالقاسم» گفته‌اند[۸] و برای وی القابی همانند مجتبی (برگزیده) و سَیّد (سرور) و زَکیّ (پاکیزه) برشمرده‌اند.[۹] القابی نیز مشترک فی مابین حَسَنَین میباشد مثلا «سیّد شباب اهل الجنة» و «ریحانة فرستادهّ الله»[۱۰] و «سبط».[۱۱] در روایتی از فرستاده(ص) آمده میباشد: «حسن یکی‌از اسباط میباشد».[۱۲] کلمه و واژه سبط را در احادیث و برخی آیه‌ها قرآن به معنای امام و نَقیبی دانسته‌اند که از طرف آفریدگار برگزیده گردیده و از نسل پیامبران میباشد.
حسن بن علی دو‌مین امام شیعه‌ها میباشد. وی پس از شهیدشدن امام علی(ع) در ۲۱ رمضان سال ۴۰ق، به امامت رسید و به زمان ۱۰ سال این رده را بر ذمه داشت.[۱۴] روحانی کلینی (درگذشته ۳۲۹ق) در کتاب الکافی تیم احادیث مرتبط با نصب حسن بن علی به امامت را جمع نموده است.[۱۵] مبتنی بر یکی‌از این احادیث، امام علی(ع) قبل از شهیدشدن و در حضور فرزندان خویش و بزرگان شیعه، کتاب و سلاح (از ودایع امامت) را به فرزندش حسن اعطا کرد و اظهار‌کرد که رسول به وی دستور داده که حسن را وصیّ خویش قرار دهد.[۱۶] بنابر روایتی دیگر، امام علی(ع) هنگام تکان به سوی کوفه بعضی از ودایع امامت را نزد اُم‌سَلمه ودیعت گذاشت و امام حسن(ع) بعد از رجوع از کوفه، آنها‌را از او تحویل گرفت.[۱۷] روضه خوان اثرگذار (درگذشته ۴۱۳ق) نیز در کتاب ارشادوراهنمایی گفته میباشد حسن(ع) وصیّ پدرش دربین فرزندان و اصحاب او بوده میباشد.[۱۸] برای وصایت امام مجتبی به حدیث دوازده خلیفه[۱۹]نیز دلیل گردیده‌است.[۲۰] امام حسن(ع) در تعدادی ماه نخستین روزگار امامت، مستقر کوفه و ذمه ‌دار منصب خلافت بود.

زمان کودکی و جوانی
بنابر عهد و پیمان دارای شهرت،[۲۱] به دنیا آمدن امام حسن(ع)، ۱۵ رمضان سال سوم هجری میباشد. کلینی و روحانی طوسی به دنیاآمدن او را سال دوم سفر دانسته‌ میباشد.[۲۲] وی در مدینه متولد شد[۲۳] و رسول در گوش راستش اذان و در گوش چپ وی اقامه اعلام‌کرد[۲۴] و در هفتمی روز ولادتش، گوسفندی را برای وی عقیقه کرد.[۲۵]

مبتنی بر پاره‌ای از گزار‌ش‌های اهل‌سنت، امام علی(ع) قبل از آنکه نبی(ص) اسم حسن را برای فرزند وی گزینش نماید، اسم حمزه[۲۶] یا این که حرب[۲۷] را برای وی در حیث گرفته بود البته هنگامی رسول از اسم وی پرسید، اذعان کرد در نامگذاری فرزندش، بر فرستاده معبود پیشی نمی‌گیرد.[۲۸] باقر شریف قرشی از محققان شیعه دلایلی در رد این گزارش‌ها برشمرده میباشد.

بازدید : 45
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 10:01

(۳۰۵-۳۸۱ق) دارای شهرت به روحانی صدوق از عالمان شیعه در قرن چهارم هجری قمری میباشد. او از مشهورترین محدّثان و فقیهان مدرسه کلامی و حدیث‌اساس قم به شمار میاید. حدود ۳۰۰ تاثیر علمی به وی نسبت داده‌ گردیده البته اکثری از آن‌ها امروزه در دسترس وجود ندارد. یک کدام از مهم ترین اثرها او، کتاب اینجانب لایحضره الفقیه از کتاب ها اربعه شیعه میباشد. از سایر اثر ها روحانی صدوق، معانی الاخبار، عیون خبر ها الرضا، الخصال، علل الشرایع و صفات الشیعة مسجد قبا مشهد میباشد.

بعضی از مشهورترین شاگردان او عبارتند از سید مرتضی، روحانی موثر و تلعکبری. مدفن روحانی صدوق در آرامستان ابن‌بابویه در ری میباشد. نسب ، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، پر اسم و رسم به روضه خوان صدوق، از علمای قرن چهارم قمری بوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۱]

بابا او علی بن حسین، در حین خود، روضه خوان و ثقه (آیتم متکی بودن) و عالم و پیشوای قمی‌ها بود.[۲] هرچند بزرگان و محدثان بخش اعظمی در آن فرصت در قم حضور داشتند، وی با وجود مرجعیت و مقام علمی، دکان‌ای در بازار داشت و زاهدانه و با پاکدامنی و قناعت به بیزنس سرگرم بود.[۳] وی در فن‌های متعدد کتاب‌ها و رساله‌هایی داشت که روضه خوان طوسی و نجاشی آن‌ها‌را رزرو مسجد قبا مشهد بیان کرده‌اند.[۴]

ابن‌ندیم در الفهرست، به دستخطی از روحانی صدوق اشاره نموده است که دربردارنده اطلاعاتی درباره اثرها خویش و پدرش بوده میباشد: «کتاب‌های پدرم را که دویست کتاب میباشد برای فلانی پسر فلانی اذن دادم و نیز کتاب‌های خودم را که هجده کتاب میباشد.»[۵] حسین بن علی بن بابویه اخوی روضه خوان صدوق شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۶]

میلاد و وفات
سال به دنیاآمدن روضه خوان صدوق به نحو ظریف مشخص و معلوم وجود ندارد، البته آنچه از کتاب او، کمال الدین، و کتاب غایب بودن روضه خوان طوسی و کتاب فهرست نجاشی استعمال می‌گردد این میباشد که او بعداز مرگ محمد بن عثمان عَمْری، دومی سفیر از سفرای چهارگانه امام فرصت(عج)، در سال ۳۰۵ق و در اوائل سفارت ابوالقاسم حسین بن روح، سو‌مین سفیر، متولد شد‌ه‌است.[۷]

بنابر نقل روحانی صدوق از ابوجعفر محمد بن علی بن اسود، علی‌ بن حسین بن موسی بن بابویه (بابا روضه خوان صدوق که صدوق نخستین نیز خوانده می‌گردد)، بعداز مرگ محمد بن عثمان عَمْری(دو‌مین سفیر) از ابوجعفر مراد میباشد که از حسین بن روح نوبختی (سومی سفیر) بخواهد که وی از امام فرصت(عج) بخواهد که دعا نماید تا خداوند به وی پسری بدهد. ابوجعفر می گوید اینجانب نیز از حسین بن روح درخواست کردم و وی این درخواست را به امام فرصت رساند و بعد از سه روز به اینجانب اظهار کرد که امام برای علی بن حسین دعا نموده است و برایش فرزندی خوش‌یمن متولد می شود که خدای عزوجل به سببش او‌را بهره می رساند.[۸].[یادداشت ۱]

وفات
او در سال ۳۸۱ق با بیش تر از هفتاد سال سن در ری درگذشت.[۹] قبر وی امروزه در قبرستانی با اسم گورستان ابن‌بابویه دارای شهرت و زیارتگاه عموم میباشد. تجدید عمارت قبر او در حین فتحعلی پادشاه قاجار در سال ۱۲۳۸ق. اعمال گرفت. قبلا تاریخ، قبر وی در تاثیر سیل شکافته شد و آشکار شدن لاشه سلامت او بعد از سپری شد قرن‌ها مایه حیرت همگان شد.[۱۰] مرحوم آقا علی حکیم از افرادی میباشد که در رساله سبیل الرشاد فی دانش المعاد میگوید: خودش تن سلامت روحانی صدوق را درین اتفاق چشم میباشد.[۱۱]

معاش

گورستان ابن‌بابویه در ری، محل دفن روضه خوان صدوق.
روحانی صدوق در قم رویش یافت و ۲۰ سال با پدرش معاش کرد و از او و دیگر علمای قم علم فراگرفت و آن گاه به درخواست اهل ری بدانجا رفت. مدتی در آنجا بود و آنگاه با اذن حکم دهنده آنجا رکن الدوله بویهی برای زیارت امام رضا(ع) به مشهد رفت و در رجوع در نیشابور سکنی گزید و بزرگان آن شهر از علم وی منفعت گرفتند. به‌این نحوه وی با خروج از قم به ری، استرآباد، جرجان، نیشابور، مشهد، مرو، سرخس، ایلاق (بلخ)، سمرقند، فرغانه، بلخ، همدان، بغداد، کوفه، فید، مکه و مدینه سفر کرد.[۱۲]


بارگاه قبر روحانی صدوق
عموم شهرها و کشور‌های متفاوت مثلا: کوفه، بصره، بغداد، واسط، نیشابور، قزوین و مصر در دریافت احکام به او مراجعه می‌کرده‌اند.[۱۳]

رده علمی
روضه خوان طوسی می گوید: «محمد بن علی بن حسین، حافظ روایات، باخبر به فقه و رجال، و حدیث شناس بود که در محافظت و کثرت دانش، مانند وی در بین قمی‌ها چشم نشد.»[۱۴]

نجاشی در وصفش می گوید:

روحانی ما و عالم ما... که وارد بغداد شد و با اینکه معدود سن و سال بود شیوخ طائفه از وی حدیث می‌شنیدند.[۱۵]
روضه خوان صدوق را به دلیل فراوانی اثر ها، به ویژه، در زمینه صحبت[یادداشت ۲] و تکامل فکر‌های وی نسبت به شخصیت‌های متقدم، نماینده مهم مدرسه کلامی قم دانسته‌اند.[۱۶] بیان شده اولیه‌ کسی‌ که‌ ابن‌بابویه‌ را صدوق‌ نامیده‌ ابن‌ادریس حلی در سرائر میباشد‌.[۱۷][یادداشت ۳] بعضی دانشمندان درباره وجه تسمیه روحانی صدوق بر این باورند که زیرا او در نقل حدیث از ائمه علیهم السلام خصوصا امام باقر و امام راستگو علیهماالسلام از راه و روش صواب بیرون نشده و در فهم و شعور آنها به نادرست نرفته میباشد؛ صدوق نامیده شد‌ه‌است.[۱۸]

مشایخ و اساتید وی
او در شهرهای گوناگون نزد مشایخ و حفاظ اکثری از ائمه حدیث و غیر آن ها، به یادگرفتن دانش پرداخته که شمارشان به ۲۶۰ نفر میرسد.[۱۹] بعضی از مشایخ او از این قرارند:

احمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی[۲۰]
احمد بن محمد بن عیسی[۲۱]
پدرش علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی[۲۲]
محمد بن حسن بن احمد بن ولید قمی[۲۳]
محمد بن موسی بن متوکل[۲۴]
شاگردان و راویان از وی
با دقت به اینکه روضه خوان صدوق از جوانی در فعالیت تکثیر خبرها بوده، راویان از او می بایست بسیار بوده باشند البته به حیث از در بین رفتن برخی از کتاب ها مثل تاریخ ری تاثیر روضه خوان منتجب الدین، رجال الشیعه تاثیر ابن‌بطریق و شیوخ الشیعة تاثیر علی بن حکم، اسامی راویان از او به نحو بدون نقص در چنگ وجود ندارد. آنچه امروزه از آن آگاهیم ۲۷ نفرند:[۲۵]

احمد بن علی بن محمد بن عباس بن نوح
احمد بن محمد بن تربک الرهاوی
ابومحمد احمد بن محمد معمری
جعفر بن احمد بن علی ابومحمد قمی مستقر ری که در مشایخ او نیز نامش آمده میباشد.
جعفر بن احمد مریسی
جعفر بن حسن بن حسکه قمی
حسن بن احمد بن محمد بن هیثم عجلی رازی
حسن بن حسین علی بن بابویه
حسن بن عنبس بن مسعود بن تندرست
حسن بن محمد بن حسن شیبانی قمی، مولف تاریخ قم.
حسین بن عبیدالله بن ابراهیم غضائری
حسین بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، اخوی او.
عبدالصمد بن محمد تمیمی
علی بن احمد بن عباس نجاشی، فرزند نجاشی رجالی تعالی.
سید ابوالبرکات علی بن حسین جوزی حلی حسینی
سید مرتضی دانش الهدی
علی بن حسین بن موسی
علی بن محمد خزاز
ابوالقاسم علی بن محمد مقری
محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوریستی
محمد بن احمد بن علی
محمد بن احمد بن علی بن حسن بن شاذان قمی، پسر خواهر جعفر بن محمد بن قولویه، مولف کتاب ایضاح دفائن النواصب.
محمد بن جعفر بن محمد قصار رازی
محمد بن حسن بن اسحاق بن حسن بن حسین بن اسحاق بن موسی بن جعفر(ع)
محمد بن سلیمان الحمرانی
محمد بن طلحه بن محمد نعالی بغدادی، که از شیوخ خطیب بغدادی میباشد.
محمد بن محمد بن نعمان، روحانی اثر گذار
هارون بن موسی تلعکبری
طریقه‌ها
طریقه‌های کلامی
روحانی صدوق در حرف به مدرسه کلامی حدیث‌گرای قم وابستگی داشت.[۲۶] او برآن بود آدم مدام و در همگی درحال حاضر به الهام الهی یا این که حجت الهی احتیاج داراست تا معبود را بشناسد و عقل سوای امداد وحی قدرت آشنایی پروردگار و کشف معارف فقاهتی را ندارد.[۲۷] بیان شده او در هیچ یک از اثر ها خویش به طور غیر وابسته به مشاجره عقل نپرداخته میباشد.[۲۸] روحانی صدوق با استناد به احادیث،[۲۹] دعوا و جدل در زمینه‌ی ذات آفریدگار را روا نمی‌داند و با الهام از احادیث ضدتشبیهی، هیچ نوع شباهتی دربین معبود و مخلوقات قایل وجود ندارد و تک تک صفات عبد را از خدا نفی نموده است.[۳۰][یادداشت ۴] از نگرش صدوق، رسول(ص) و امامان(ع) برگزیدگان و دوستداشتنی‌ترین مخلوقات خدا می‌باشند و خدا، دنیا را به خیال و خاطر آن‌ها آفریده میباشد.[۳۲] او امامان را همچون پیامبران(ع)، معصوم می‌دانست؛[۳۳] ولی قائل به سهو النبی(ص) بود و انکار آن را بزرگ نمایی می‌دانست.[۳۴] برخی، روحانی صدوق را محدثی عقل‌گرا دانسته‌اند که به مکان ادله، از احادیث سود میبرد؛ ولی لابلای مطالب خویش به ادله عقلی نیز دقت داشت

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 106
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 348
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 456
  • بازدید ماه : 659
  • بازدید سال : 3673
  • بازدید کلی : 32325
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی