loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 22
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 9:47


شمار افرادی که بُرمز آنان را به قتل رساند
شمار عده ای را که بسر در رفت و رجوع و برگشت به قتل رساند سی هزارتن یا این که بیشتر دانسته‌اند.[۳۳ در بعدازظهر امام حسن (ع) در سال ۴۱ قمری، بعد از شهیدشدن امام علی(ع)، بسر به همپا معاویه برای رویا رویی با حسن بن علی(ع) از دمشق عازم عراق شد.[۳۴] او که فرمانده طلایه سپاه معاویه بود، در برخی زد خورد‌ها از سران امام حسن(ع) مسجد قبا مشهد باخت خورد.[۳۵]

از کارگزاران معاویه
در‌‌ به عبارتی سال، بعد از صلح امام حسن(ع) با معاویه، که حُمران بن ابان بر بصره برنده شد، معاویه، بسربن ارطاة را برای دفع وی ارسال کرد و همینطور امر قتل فرزندان زیاد، والی حضرت علی (ع) در عجم را اعطا کرد. بسر، پسران زیاد را دستگیر کرد و ترساندن به قتل نمود، البته در‌پی میانجی گری ابوبکره، اخوی زیاد، نزد معاویه دست از وی دستگیر. بعداز آن، بسر شش ماه در بصره حکومت کرد و بعد از آن در اواخر سال ۴۱ ق برکنار و عبدالله بن عامر بن کریز به مکان وی منصوب شد.[۳۶] از قصه گوناگون ثقفی [۳۷] بر می آید که بسر بعد از آن، با سپاهی به بصره بازگشته و با انذار از عموم بیعت گرفته و بعد از استیفای اموال عبدالله بن عامر، به معاویه پیوسته میباشد. منابع از ماجرای گفتگوی بسر و عبیدالله بن عباس در حضور معاویه و تصمیم عبیدالله به انتقام خون پسرانش از بسر حرف آدرس مسجد قبا مشهد گفته‌اند.[۳۸]

در فتوحات مملکت روم
بعداً بسر طی سالهای ۴۳، ۴۴، ۴۶، ۵۰، ۵۱ و ۵۲، حملاتی زمستانی (مَشتی) و تابستانی (صائفه) را‌ گاه از روش دریا، به سوی مرز و بوم روم فرماندهی کرد که گفته میگردد در بعضا از آن ها تا قسطنطنیه پیش رفت؛ هرچند به اعتقاد و باور برخی، بسر هیچ لشکرکشی زمستانی به کشور روم نداشته میباشد.[۳۹] بعد از این، یادی از بسر در صحنه رویدادها رزرو مسجد قبا مشهد وجود ندارد.

کم عقل شدن بسر در اواخر قدمت
به داستان ثقفی [۴۰] سرنوشت نفرین حضرت علی (ع) گریبانگیر بسر شد و وی عقل خویش را از دست بخشید و دست به شغل های جنون آمیز شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌زد.

درگذشت
منابع، سال مرگ اورا به اختلاف آورده‌اند؛ به ماجرا واقدی، بسر در اواخر روز ها معاویه در مدینه مرد.[۴۱] البته به نوشته ذهبی [۴۲] وی تا ۷۰ در قید حیات بوده میباشد. بعضا نیز مرگ او‌را در ۸۶ در طول عبدالملک بن مروان [۴۳] و یا این که ولیدبن عبدالملک [۴۴] می دانند.

پانویس
زبیری، ص ۴۳۹؛ شباب، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹، ج ۱، ص ۶۰؛ بخاری جعفی، ۱۴۰۷، ج ۱، عهد و پیمان ۲، ص ۱۲۳؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷
ابن سعد، ج ۷، ص ۴۰۹؛ ابونعیم، ج ۳، ص ۱۲۹؛ ابن عبدالبر، ج ۱، ص ۱۵۷؛ طوسی، ص ۱۰؛ ذهبی، ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۴۰۹
ابن معلوم، التاریخ والعلل، ۱۳۹۹ق،ج ۲، ص ۵۸؛ بسوی، المعرفة والتاریخ، ۱۹۷۵م،ج ۲، ص ۴۷۸؛ ذهبی، ۱۴۱۰، رویدادها و وفیات ۶۱ـ ۸۰ ه، ص ۳۶۹
ابن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، ۱۹۸۵م،ج ۲، ص ۴۳۸ـ ۴۳۹
بلاذری، انساب الاشراف،۱۹۵۶م، ص ۱۳۲؛ طبری، تاریخ طبری، ج ۳، ص ۴۰۷؛ برای دیگر داستان‌ها رجوع‌نمایید به شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۱۳۶؛ ابن عبدالبر، همانجا
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر، ج ۲، ص ۱۵۶.
بسوی، المعرفة و التاریخ، ۱۹۷۵م، ج ۳، ص ۳۰۷
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۵۶م، ص ۲۶۷
ابن سعد، همانجا
نصربن مزاحم، ص ۴۴، ۴۲۴؛ ابن اعثم کوفی، ج ۲، ص ۵۱۸
نصربن مزاحم، ص ۴۵۹ـ۴۶۲؛ ابن عبدالبر، ج ۱، ص ۱۶۴ـ۱۶۵
مراجعه کنید به نصربن مزاحم، ص ۴۲۶ـ۴۲۹؛ ابن اعثم کوفی، ج ۳، ص ۴۲ـ۴۳، ۱۳۲ـ۱۳۳
نصربن مزاحم، ص ۵۰۷
طبری، ج ۵، ص ۹۸
ثقفی، ج ۲، ص ۵۵۴، ۵۹۱ـ۶۰۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷؛ طبری، ج ۵، ص ۱۳۹ـ۱۴۰؛ ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۶؛ قس بخاری جعفی، ۱۴۰۶، ج ۱، ص ۱۱۱: ۳۷ق؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۱۰: ۳۹ق؛ طبری، ج ۵، ص ۱۷۶: ۴۳ق؛ ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۵: ششصد بدن یا این که بیشتر، خلال سخنانی از علی علیه السلام؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۱: چهار هزار بدن
زبیری، ص ۴۳۹؛ ثقفی، ج ۲، ص ۵۹۸ـ۶۰۰، ۶۵۳ـ۶۵۶؛ یعقوبی؛ ابن اعثم کوفی، همانجا‌ها
ثقفی، الغارات، ۱۳۵۵ش،ج ۲، ص ۶۰۲ـ۶۰۷؛ مسعودی،مروج الذهب،۱۹۶۹-۱۹۷۵م، ج ۳، ص ۲۱۱؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر،ج ۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۲ق،ج ۵، ص ۱۳۹
طبری، تاریخ الامم والملوک،الناشر : دار التراث، ج ۵، ص ۱۷۶؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۱۰ـ۱۱
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۰۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۹۷۰م،
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۰۸ـ۶۰۹؛ ابن اعثم کوفی،الفتوح، ج ۴، ص ۲۳۳ـ۲۳۴
ثقفی، ج ۲، ص ۶۰۰
ابوالفرج اصفهانی، اغانی، ج ۱۶، ص ۲۶۶
ثقفی، الغارات،۱۳۵۵ش،ج ۲، ص ۶۰۸ـ۶۱۱
ج ۴، ص ۲۳۴ـ۲۳۵
ابوالفرج اصفهانی، همانجا
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۱۴ـ۶۱۶، قس ص ۶۱۱ـ۶۱۳، ۶۲۱
ثقفی، الغارات، ۱۳۵ش،ج ۲، ص ۶۱۷ـ ۶۱۸، ۶۲۰؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی،بیروت، ج ۲، ص ۱۹۸ـ ۱۹۹؛ طبری، تارخ الامم والملوک، ۱۳۸۲ق،ج ۵، ص ۱۳۹ـ ۱۴۰؛ مسعودی،مروج الذهب،۱۹۶۵م، همانجا
ثقفی، ج ۲، ۶۱۸ـ ۶۱۹، ۶۲۱؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۶
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۱؛ مسعودی، همانجا
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۹ـ۶۳۱؛ ابن اعثم کوفی، همانجا
ثقفی، ج ۲، ص ۶۱۹ـ۶۲۰، ۶۲۴ـ۶۲۷، ۶۳۶؛ مسعودی، ج ۳، ص ۲۱۱، ۳۴۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۴، ۶۲۹ـ۶۳۰، ۶۳۸ـ۶۴۰؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۴۰
ثقفی، ج ۲، ص ۶۳۹ـ ۶۴۰؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۸؛ نیز: طبری، همانجا
خطیب بغدادی، ج ۱، ص ۲۱۰
بلاذری، ۱۳۹۴، ج ۳، ص ۳۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل، ص ۷۳؛ مراجعه کنید به خطیب بغدادی، همانجا
ابن سعد، ج ۵، ص ۴۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۶۷ـ ۱۷۰
ج ۲، ص ۶۴۸ـ۶۵۲، ۶۶۱
ثقفی، ج ۲، ص ۶۶۱ـ۶۶۳؛ مسعودی، ج ۳، ص ۳۷۱
شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۲۳۸، ۲۵۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۴۰؛ بسوی، ج ۳، ص ۳۱۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۸۱، ۲۱۲، ۲۳۴، ۲۵۳، ۲۸۷
ج ۲، ص ۶۴۰ـ۶۴۲؛ نیز: مسعودی، همانجا
ابونعیم، ج ۳، ص ۱۲۹؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۴
۱۴۰۲، ج ۳، ص ۴۱۱
شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۳۸۲؛ همو، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹، ج ۱، ص ۶۱
مسعودی، همانجا
یادداشت
اقام بسر بن ابى ارطاه بالمدينة شهراً يستعرض الناس، ليس احد ممن يُقال هذا اعان على عثمان الا قتله.
منابع
ابن ابی الحدید، گستردن نهج البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، بیروت، بی‌تا.
ابن اعثم کوفی، الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰/۱۹۶۰.
ابن عدی، الکامل فی ضعفاءالرجال، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۰، چاپ محمد احمد ده‌مان، دمشق، ۱۹۶۴.
ابن مشخص، التاریخ و العلل، چاپ احمد محمد نورسیف، مکه ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بیروت، بی‌تا.
همو، مقاتل الطالبیّین، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۶۸/۱۹۴۹.
احمدبن عبدالله ابونعیم، معرفة الصحابه، چاپ محمد راضی بن حاج عثمان، ریاض ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
محمدبن اسماعیل بخاری جعفی، التّاریخ الصغیر، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
همو، کتاب التاریخ الکبیر، بیروت، تاریخ پیشگفتار ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.
یعقوب بن سفیان بسوی، المعرفة والتاریخ، چاپ اکرم ضیاء عمری، بغداد ۱۹۷۵ـ۱۹۷۶.
احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمدباقر محمودی، بیروت ۱۳۹۴/ ۱۹۷۴.
همو، کتاب فتوح البلدان، چاپ صلاح الدین منجد، قاهره ۱۹۵۶.
ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، چاپ جلال الدین محدث ارموی، طهران ۱۳۵۵ ش.
احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، مدینه، بی‌تا.
محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، چاپ قدمت عبدالسلام تدمری، ج ۴: رویدادها و وفیات ۶۱ـ۸۰ ه، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
همو، سیراعلام النبلاء، ج ۳، چاپ محمد نعیم عرقسوسی و مأمون صاغرجی، بیروت ۱۱۴۰۲/۱۹۸۲.
مصعب بن عبدالله زبیری، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
خلیفة بن خیاط شباب، تاریخ خلیفة بن خیاط، چاپ سهیل زکّار، دمشق ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸.
همو، الطبقات، چاپ سهیل زکّار، دمشق ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹.
محمدبن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷.
محمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱.
علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۷۹.
نصربن مزاحم، وقعة صفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، بی‌تا.
لینک به خارج
منبع نوشته‌ی علمی: دانشنامه عالم اسلام
بُرمز بن ابى ارطاه‏
نبو
بنی‌امیه
کارگزاران
سرداران
مغیرة بن شعبه • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • عبدالله بن عمروعاص • ذوالکلاع • شرحبیل بن ذوالکلاع • مسلم بن عقبه • ابن زیاد • حجاج بن یوسف • ضحاک بن قیس • سهیم بن اعور • بسر بن ارطاة • حصین بن نمیر • عبدالله بن عامر
حوادث
جعل حدیث • مبارزه صفین • حکمیت • سب علی(ع) • صلح امام حسن • اتفاق کربلا • قیام زبیریان • رخداد حره • قیام توابین • قیام مختار • قیام زید بن علی • قیام یحیی بن زید • نزاع خازر
اشخاص
پر اسم و رسم
خلیفه
عثمان بن عفان (۲۳- ۳۵)
حاکمان
معاویة بن ابی‌سفیان(حکومت: ۴۱-۶۰) • یزید بن معاویه(حکومت: ۶۰-۶۴) • معاویة بن یزید(حکومت: ۶۴-۶۴) • مروان بن حکم (حکومت: ۶۴-۶۵) • عبدالملک بن مروان(حکومت: ۶۵-۸۶) • ولید بن عبدالملک(حکومت: ۸۶-۹۶) • سلیمان بن عبدالملک(حکومت: ۹۶-۹۹) • قدمت بن عبدالعزیز (حکومت: ۹۹-۱۰۱) • یزید بن عبدالملک(حکومت: ۱۰۱-۱۰۵) • هشام بن عبدالملک (حکومت:۱۰۵-۱۲۵) • ولید بن یزید (حکومت: ۱۲۵-۱۲۶) • یزید بن ولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۶) • ابراهیم بن الولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۷) • مروان بن محمد(حکومت: ۱۲۷-۱۳۲)
بقیه
ابوسفیان • یزید بن ابوسفیان • سعید بن عاص • حکم بن ابی‌العاص• عقبة بن ابی‌معیط • ولید بن عقبه • ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان

بازدید : 60
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 10:18


صِلِۀ رَحِم رابطه و دیدار با قوم و قبیله و امداد به آن‌ها میباشد. صله رحم از آموزه‌های اخلاقی اسلام میباشد که تأکید متعددی بر اجرا آن گردیده تا جایی که قرآن، شکاف‌کنندگان آن را در شمار ضرر‌کاران و لعنت‌شدگان معرفی می‌نماید. در احادیث، صله رحم تحت عنوان شایسته ترین شغل بعداز ایمان، اولی سخنگوی قیامت، شایسته ترین خصلت مؤمن و مهمترین دلیل زمان بر شدن عُمر معرفی گردیده است. بنابر حدیث قدسی، صله رحم از عفووبخشش خداست و هر که آن را سوراخ نماید، از عفو و بخشش وی محروم خواهد مسجد قبا مشهد ماند.

صله رحم گاهی واجب و گاهی مستحب میباشد. جدا رحم یعنی شکاف صله رحم و عدم رابطه مایحتاج با قبیله، یکی‌از گناهان کبیره میباشد و حتی درباره قبیله بدخُلق یا این که گناه کار نیز مُجاز وجود ندارد. در فرهنگ و تمدن ایرانیان، صله رحم مقام ویژه‌ای داشته و به مناسبت‌های مختلفی مانند عید باستانی، ماه رمضان و عیدهای ملی یا این که مذهبی نمود بیشتری آدرس مسجد قبا مشهد دارااست.

معنی‌شناسی
صله رحم از دو کلمه و واژه «صِلِه» و «رَحِم» درست شده میباشد. «صله» به معنای پیوستن دو چیز میباشد[۱] و «رَحِم» در معنای مکان نوباوه در شکم مامان میباشد.[۲] واژه و کلمه رحم، در «صله رحم» استعاره برای قرابت و خویشاوندی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

صله رحم را به معنای رابطه و دیدار با فامیل و یاری به آن‌ها دانسته‌اند.[۴] بعضا نیز صرفا آن را به معنای احسان و نیکوکاری به قبیله دانسته‌اند.[۵] از صله رحم در مباحثی زیرا کادو، تزویج و شهیدشدن دادن (در دادگاه) و... صحبت به بین آمده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۶]

برخی از اسم‌ها و صفات معبود مانند رحمان و رحیم از نگاه واژگانی و معنایی با «رَحِم»، هم‌ریشه‌اند. در یک حدیث قدسی آمده میباشد: «اینجانب خدای رحمان هستم؛ رَحِم را خوی کردم و اسم آن را از اسم خویش گرفتم؛ پس هر که صله رحم نماید او‌را به عفووبخشش خود متصل سازم و هر که انقطاع رحم نماید، او‌را از بخشش خود به دور نمایم».[۷]

محدوده قوم
امام رضا(ع)
ما برای زیاد شدن قدمت، وسیله‌ای جز صله رحم نمی‌شناسیم. صله رحم به‌اندازه‌ای در زیاد شدن قدمت مؤثر میباشد که فردی که از عمرش سه سال باقی‌مانده میباشد، خدا به سبب ساز صله رحم سی سال به عمرش میافزاید که جمعاً سی و سه سال میگردد و هر کس از عمرش سی و سه سال مجموع باقی‌مانده میباشد، خدا به منجر انقطاع رحم سی سال از عمرش برمی‌داراست و آن را به سه سال کاهش میدهد.[۸]

اصول کافی، ج۲، ص۱۵۲، ح۱۷.

از حیث عرفی، خویشاوندی دو سیرتکامل میباشد:

خویشاوندی نَسَبی که از روش رابطه خون و رحم پیدا می شود، مانند بابا، مامان، فرزندان، اخوی، خواهر، عمو، عمه، خان دایی، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ و فرزندان همۀ افرادی که آن‌ها‌را خویشان نسبی و اَرحام می‌نامند.[۹] صله رحم با این تیم واجب میباشد و در صورتی کادو‌ای داده خواهد شد، باز پس گرفتن آن روا وجود ندارد.
خویشاوندی سببی که از روش وصلت به وجود می آید؛ مانند خویشاوندی در بین زن و شوهر و قوم و قبیله دو طرف. درباره اینکه آیا وجوب صله رحم مشمول این دسته هم می شود یا این که نه،‌ اختلاف لحاظ وجود دارااست.[مستلزم منبع][۱۰]
دربین همگی خویشان، رده والدین در قرآن بسیار پر رنگ‌خیس میباشد و خدا بعداز دستور به پرستش و ایمان به یگانگی خویش، به احسان به پدر و مادر امر میدهد: وَقَضَیٰ رَ بُّک أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا یبْلُغَنَّ عِندَک الْکبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ آحادَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْ هُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا کرِ یمًا (ترجمه:خدا تو مقرر کرد که جز اورا نپرستید و به والدین خویش احسان فرمائید. در‌حالتی که یکی‌از آن دو یا این که هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند، به آن‌ها (حتی) اُف مگو و پرخاش نکن و با آن‌ها به استعداد کلام بگو.)[اسراء–۲۳][۱۱]

ارحام روضه خوان
فرستاده و اهل بیت(ع): در بعضا احادیث ضمن سفارش به رابطه و صله با اقوام و بستگان، به رابطه و صله با ائمه(ع) نیز پیشنهاد گردیده است. فرستاده(ص) نیز در حدیثی فرمود:«أنا وعلي أبوا هذه الامة» ترجمه: اینجانب و علی، پدران این امتیم.[۱۲]
عالمان فقاهتی: منابع شرعی به صله و رابطه با عالمان شرعی هم سفارش کرده و مشوق فراوانی برای این رابطه ذکر کرده‌اند.[۱۳]
برادران فقاهتی: در درجه بعد از آن صله با برادران فقاهتی مطرح گردیده‌است: اِنّما المِؤمنونَ إخوةٌ.[۱۴] امام راستگو(ع) فرمود: مؤمنان برادران یکدیگر و فرزندان یک بابا و مادرند؛ در حالتی که یکی‌از آنان اندوهگین باشد سایرافراد به خیال وی شب را نمی‌خوابند.[۱۵]
منزلت و مداقه
صله رحم از آموزه‌های گزینه اعتنا در آیه‌ها و احادیث میباشد. توصیه به رعایت حرمت خویشاوندی و انفاق مالی به آنان‌را در آیه‌ها زیادی از قرآن می‌اقتدار روءیت کرد:

وَاتَّقُوا اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللهَ کانَ عَلَیکمْ رَقِیبًا (ترجمه:بترسید از خدایی که به اسم وی از یکدیگر در خواست می کنید و از جدا خویشاوندی‌ها پروا فرمایید که معبود مراقب شما میباشد.)[نساء–۱]
وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَ ذِی الْقُرْبَیٰ وَ الْیتَامَیٰ وَالْمَسَاکینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا (ترجمه:به والدین، و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان احسان فرمایید، و با عموم [به گویش] خوش حرف بگویید.)[سوره بقره–۸۳]
وَلَا یأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنکمْ وَالسَّعَةِ أَن یؤْتُوا أُولِی الْقُرْبَیٰ وَالْمَسَاکینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللهِ (ترجمه:و سرمایه‌داران شما نباید از دادن [متاع] به بستگان و تهیدستان و مهاجران منش آفریدگار دریغ ورزند.)[سوره فروغ و روشنایی–۲۲] و آیه ها گوناگون دیگر.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]
تکرار یک مسئله در قرآن نشانه‌دهنده مداقه آن میباشد. مبنی بر آیه‌ها قرآن، در قیامت از آدم‌ها درباره صله رحم سؤال گردد. قرآن همینطور انقطاع‌کننده رحم را لعنت‌گردیده دانسته و معبود ارعاب کرده که دیده و گوش اورا از فهم حقایق ناتوان می‌سازد.

در احادیث و سیره معاش اهل بیت(ع) نیز التفات فوق‌العاده یاری، حفاظت و محبت به قوم تماما پر‌نور میباشد و به شدت از جدا ارتباط باخویشان نهی شد‌ه‌است. در احادیث شیعه، انقطاع رحم تحت عنوان ادله محرومیت شخص و جامعه از لطف و عفو معبود معرفی شده است.[۲۱] مبنی بر احادیث، صله رحم به قدری در لحاظ معبود التفات دارااست که حتی در‌حالتی که فاسقان رابطه نیکی با اقوام و قوم و قبیله خویش داشته باشند، پروردگار روزی آنها‌را افزون می‌نماید؛ البته در مقابل، در‌صورتی‌که عده ای که اهل نماز و روزه‌اند، در شکل انقطاع رحم، ضمن عذاب آخرت، از قدمت و روزی آنان کاسته می گردد.[۲۲] عنایت پایبندی به صله رحم تا آنجاست که مبنی بر آموزه‌های شرعی و احادیث حتی در صورتی فامیل و بستگان انقطاع رحم کرده و ارتباطی با آدم ندارند وی مجاز به رخنه‌ صله رحم و تقابل به مثل وجود ندارد.[۲۳] [یادداشت ۱] علامه مجلسی در جلد ۷۱ بحارالانوار در خصوص صله رحم ۱۱۰ حدیث و درباره‌ی حقوق و دستمزد والدین و فرزندان ۱۰۲ قصه درین زمینه عده نموده است.

بازدید : 81
شنبه 13 ارديبهشت 1404 زمان : 10:11


اسماعيل‌ بن‌ جعفر (درگذشت:۱۴۳ یا این که ۱۴۵ق) فرزند والا امام راستگو(ع‌) میباشد که‌ اسماعیلیه وی یا این که فرزندش محمد را امام بعداز امام درستگو(ع) میدانند. ولی از نگاه امامیه و نیز بر طبق روایات رسیده از نبی(ص)، موسی بن جعفر(ع) امامِ بعداز امام راست گو(ع) میباشد. باور به امامت اسماعیل دیباچه طلاق اسماعیلیان از امامیه و صورت‌گیری فرقه مسجد قبا مشهد اسماعیلیه شد.

درباره شخصیت اسماعیل اختلاف‌حیث وجود داراست بعضا با استناد به احادیث بر این باورند که او با غالیان رابطه داشته میباشد. البته آیت‌الله خویی با توجیه این احادیث و استناد به احادیث دیگر او را فردی جلیل و گزینه عطوفت بابا آدرس مسجد قبا مشهد دانسته میباشد.

اسماعیل در طول حیات امام درست گو(ع) از جهان رفت و در بقیع دفن شد. امام راست گو(ع) تدفین و تشییع جنازه او را آشکارا برگزار کرد و اشخاصی را بر مرگش شاهد گرفت تا شبهه امامت و موعود بودن او از میان برود. همینطور سازه بر احادیث درباره مجال مرگ اسماعیل بداء صورت داده میباشد، چراکه بعضا از شیعه ها او‌را امام می‌پنداشتند و با مرگش پدیدار و آشکار شد که او امام رزرو مسجد قبا مشهد نبوده میباشد.

معاش و خانواده
اسماعیل فرزند امام درست گو(ع) و فاطمه نوه امام سجاد(ع) میباشد.[۱] تاریخ‌ ولادت او در منابع تاریخی بیان نشده میباشد. با این هم اکنون با استناد به ولادت امام کاظم(ع) در سال ۱۲۷ق[۲] یا این که ۱۲۸ق[۳] و اختلاف ۲۵ سال در میان امام کاظم(ع) و اسماعیل،[۴] میلاد وی در سال‌های اول قرن دوم تقریب زده شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۵]
علی بن محمد علوی عمری سال فوت اسماعیل را ۱۳۸ق گزارش داده.[۶] در حالی که طبری، تالیف کننده تاریخ طبری از زنده بودن وی در ۱۴۰ق خبر داده میباشد.[۷] سال‌های ۱۴۳[۸] و ۱۴۵ق[۹] به‌تیتر سال‌های مرگ اسماعیل آمده میباشد.
نسل اسماعیل از روش فرزندانش محمد و علی ادامه یافت.[۱۰] محمد دو فرزند به اسم‌های اسماعیل ثانی و جعفر اکبر داشت[۱۱] و نسل علی بن اسماعیل نیز از فرزندی به اسم محمد باقی ماند.[۱۲]
نوادگان اسماعیل در مملکت‌هایی زیرا خراسان، نیشابور، سامراء[۱۳] دمشق،[۱۴] مصر،[۱۵] اهواز، کوفه، بغداد،[۱۶] یمن،[۱۷] صور،[۱۸] حلب[۱۹] و قم[۲۰] می‌زیستند.

نبو
امام جعفر درست گو (ع)
نبی اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر راست گو
حمیده بقیه همسران فاطمه
امام موسی کاظم اسحاق محمد اسماعیل عبدالله ام فروة
امام رضا علی عباس اسما فاطمه
اعتبار و شخصیت
به گفته آیت‌الله خویی رجالی شیعه (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) درباره اعتبار شخصیت اسماعیل دو گروه احادیث وجود دارااست. از بعضی از احادیث مدح وی و از برخی دیگر ذمش برداشت می‌گردد.[۲۱] بر طبق روایاتی که از آنان ذم اسماعیل‌ برداشت گردیده وی با غالیان‌ همانند مفضل بن عُمَر و بَسّام صیرَفی رابطه داشت و امام درستگو(ع) از این‌ ارتباط ها ناخشنود بود.[۲۲] همینطور وی به محافلی‌ رفت‌وآمد داشت که‌ سبب‌ میشد در صلاحیت‌های اخلاقی‌ او شک و تردید گردد.[۲۳] آیت‌الله خویی احادیث ذم را دارنده ضعف سندی و دلالی دانسته و احادیث مدح را ترجیح داده میباشد از این‌رو اسماعیل را فردی جلیل و گزینه عطوفت پدرش معرفی نموده است.[۲۴]
برخی به رابطه اسماعیل‌ با خطابیه و نقش‌ آنان در صورت‌گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ اشاره کرده‌اند. به گفته اینان ابوالخطاب و اسماعیل‌ در حین‌ حیات‌ امام‌ درست گو‌(ع‌)، به یاری یکدیگر، عقایدی را شالوده‌گذاری کردند که‌ مبنا‌ اسماعیلیه شد[۲۵] اورده شده دلیلی بر این داعیه نیست.[۲۶] لویی ماسینیون‌، اسلام‌شناس فرانسوی نیز ابوالخطاب‌ را بابا معنوی اسماعیل میداند.[۲۷] اما حکم کننده نعمان مغربی فقید اسماعیلیه (۲۸۳-۳۶۳ق) نقشی برای ابوالخطاب در صورت‌گیری اسماعیلیه قائل وجود ندارد و او‌را بدعتگذار و گزینه لعن امام راستگو(ع) میداند.[۲۸]

بازدید : 36
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:09


جنایات بُراز در مکه
با مجاورت شدن بسر به مکه، قُثَم بن عباس، دلیل حضرت علی(ع)، شهر را شکاف کرد و بسر بعداز گماشتن شیبه بن عثمان حجبی، [۲۰] به رغم امر معاویه، [۲۱] عده ای از قوم و قبیله ابولهب را در مکه از فی مابین پیروزی و به سوی طائف مسجد قبا مشهد رفت.[۲۲]

وی از آنجا گروهی را برای کشتار شیعه علی(ع) به تَباله در یمن ارسال کرد، ولی بعداً آنها‌را حفاظت بخشید؛ [۲۳] هر یکسری به ماجرا ابن‌اعثم کوفی،[۲۴] عموم تباله تمامی از پای آدرس مسجد قبا مشهد درآمدند.

بسر در سَراة نیز جمعی دیگر از یاران حضرت علی(ع) را به قتل رساند [۲۵] و در رویکرد صنعا، دو پسر خردسال عبیدالله بن عباس را که نزد بنی کنانه به راز می‌بردند، راز برید [۲۶] بعد در نَجران، و مناطقی دیگر از یمن، زیرا اَرحَب و جُرف و جَیسْان، بخش اعظمی از بستگان همدان و بنی سعد و دیگر شیعه ها علی(ع) را به نحوه فجیعی کشت و زنان آن‌ها را به اسارت رزرو مسجد قبا مشهد گرفت.[۲۷]

جنایات بُرمز در یمن
زیرا بسر به صنعا رسید، عبیدالله بن عباس و سعید بن نمران به کوفه گریختند و جانشین عبیدالله بعد از چندی مقاومت کشته شد.[۲۸] شماری از ایرانیان یمن (ابناء) که به روایتی، به دو پسر عبیدالله حفاظت داده بودند، به قتل رسیدند.[۲۹] بعد از آن، وائل بن حجر، که در ظواهر از یاران امام علی (ع) بود، در رفتاری خیانتکارانه، بسر را به حضرموت که عده ای از عثمانیه در آنجا بودند، فراخواند که در پی آن اکثری از یاران حضرت علی(ع) شماره تلفن مسجد قبا مشهد کشته شدند.[۳۰]

فرار کردن به یمامه
علی(ع) در خطبه‌ای دو کارگزار خویش در یمن را شماتت کرد و با سخنانی عتاب آمیز عموم را به تقابل با معاند برانگیخت. جاریة بن قدامه سعدی به فرمان آن حضرت، با دو هزار سپاهی از بصره تخت‌گاز به طرف صنعا جنبش کرد. وهب بن مسعود خثعمی نیز با دو هزار سپاهی از کوفه، در حجاز به وی پیوست.[۳۱] جاریه شتابان خویش را به یمن رساند و در تعقیب بسر به حضرموت تاخت. ازین رو بسر به میهن بنی تمیم در یمامه گریخت. بعداز شهید شدن امام علی(ع)، جاریه بعداز چندی توقف در جرش به مکه و مدینه رفت و از عموم به اسم حسن بن علی(ع) بیعت گرفت و به کوفه رجوع و برگشت.[۳۲] بسر نیز سوای دادن تلفات، از رویکرد سماوه به شام رفت.

شمار افرادی که بُراز آنها را به قتل رساند
شمار افرادی را که بسر در رفت و رجوع و برگشت به قتل رساند سی هزارتن یا این که بیشتر دانسته‌اند.[۳۳]

در بعدازظهر امام حسن (ع)
در سال ۴۱ قمری، بعد از شهید شدن امام علی(ع)، بسر به هم پا معاویه برای رویا رویی با حسن بن علی(ع) از دمشق عازم عراق شد.[۳۴] او که فرمانده طلایه سپاه معاویه بود، در بعضا زد خورد‌ها از سران امام حسن(ع) ناکامی خورد.[۳۵]

از کارگزاران معاویه
در‌‌ به عبارتی سال، بعداز صلح امام حسن(ع) با معاویه، که حُمران بن ابان بر بصره پیروز شد، معاویه، بسربن ارطاة را برای دفع وی ارسال کرد و همینطور امر قتل فرزندان زیاد، والی حضرت علی (ع) در عجم را بخشید. بسر، پسران زیاد را دستگیر کرد و ترساندن به قتل نمود، ولی درپی پادرمیانی ابوبکره، اخوی زیاد، نزد معاویه دست از وی دستگیر. بعد از آن، بسر شش ماه در بصره حکومت کرد و بعد از آن در اواخر سال ۴۱ ق برکنار و عبدالله بن عامر بن کریز به مکان وی منصوب شد.[۳۶] از ماجرا گوناگون ثقفی [۳۷] بر میاید که بسر بعد از آن، با سپاهی به بصره بازگشته و با ترساندن از عموم بیعت گرفته و بعد از استیفای اموال عبدالله بن عامر، به معاویه پیوسته میباشد. منابع از ماجرای گفتگوی بسر و عبیدالله بن عباس در حضور معاویه و تصمیم عبیدالله به انتقام خون پسرانش از بسر حرف گفته‌اند.[۳۸]

در فتوحات مرز و بوم روم
بعداً بسر طی سالهای ۴۳، ۴۴، ۴۶، ۵۰، ۵۱ و ۵۲، حملاتی زمستانی (مَشتی) و تابستانی (صائفه) را‌ گاه از روش دریا، به سوی مرز و بوم روم فرماندهی کرد که گفته می گردد در بعضا از آن ها تا قسطنطنیه پیش رفت؛ هرچند به باور بعضا، بسر هیچ لشکرکشی زمستانی به مملکت روم نداشته میباشد.[۳۹] بعد از این، یادی از بسر در صحنه رویدادها وجود ندارد.

روانی شدن بسر در اواخر قدمت
به ماجرا ثقفی [۴۰] آخر و عاقبت نفرین حضرت علی (ع) گریبانگیر بسر شد و وی عقل خویش را از دست اعطا کرد و دست به شغل های جنون آمیز می‌زد.

درگذشت
منابع، سال مرگ او‌را به اختلاف آورده‌اند؛ به ماجرا واقدی، بسر در اواخر روزها معاویه در مدینه مرد.[۴۱] البته به نوشته ذهبی [۴۲] وی تا ۷۰ در قید حیات بوده میباشد. بعضی نیز مرگ اورا در ۸۶ در طی عبدالملک بن مروان [۴۳] و یا این که ولیدبن عبدالملک [۴۴] میدانند.

پانویس
زبیری، ص ۴۳۹؛ شباب، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹، ج ۱، ص ۶۰؛ بخاری جعفی، ۱۴۰۷، ج ۱، عهد و پیمان ۲، ص ۱۲۳؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷
ابن سعد، ج ۷، ص ۴۰۹؛ ابونعیم، ج ۳، ص ۱۲۹؛ ابن عبدالبر، ج ۱، ص ۱۵۷؛ طوسی، ص ۱۰؛ ذهبی، ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۴۰۹
ابن مشخص، التاریخ والعلل، ۱۳۹۹ق،ج ۲، ص ۵۸؛ بسوی، المعرفة والتاریخ، ۱۹۷۵م،ج ۲، ص ۴۷۸؛ ذهبی، ۱۴۱۰، رویدادها و وفیات ۶۱ـ ۸۰ ه، ص ۳۶۹
ابن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، ۱۹۸۵م،ج ۲، ص ۴۳۸ـ ۴۳۹
بلاذری، انساب الاشراف،۱۹۵۶م، ص ۱۳۲؛ طبری، تاریخ طبری، ج ۳، ص ۴۰۷؛ برای دیگر داستان‌ها مراجعه نمایید به شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۱۳۶؛ ابن عبدالبر، همانجا
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر، ج ۲، ص ۱۵۶.
بسوی، المعرفة و التاریخ، ۱۹۷۵م، ج ۳، ص ۳۰۷
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۵۶م، ص ۲۶۷
ابن سعد، همانجا
نصربن مزاحم، ص ۴۴، ۴۲۴؛ ابن اعثم کوفی، ج ۲، ص ۵۱۸
نصربن مزاحم، ص ۴۵۹ـ۴۶۲؛ ابن عبدالبر، ج ۱، ص ۱۶۴ـ۱۶۵
رجوع‌نمایید به نصربن مزاحم، ص ۴۲۶ـ۴۲۹؛ ابن اعثم کوفی، ج ۳، ص ۴۲ـ۴۳، ۱۳۲ـ۱۳۳
نصربن مزاحم، ص ۵۰۷
طبری، ج ۵، ص ۹۸
ثقفی، ج ۲، ص ۵۵۴، ۵۹۱ـ۶۰۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷؛ طبری، ج ۵، ص ۱۳۹ـ۱۴۰؛ ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۶؛ قس بخاری جعفی، ۱۴۰۶، ج ۱، ص ۱۱۱: ۳۷ق؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۱۰: ۳۹ق؛ طبری، ج ۵، ص ۱۷۶: ۴۳ق؛ ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۵: ششصد بدن یا این که بیشتر، علاوه بر سخنانی از علی علیه السلام؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۱: چهار هزار بدن
زبیری، ص ۴۳۹؛ ثقفی، ج ۲، ص ۵۹۸ـ۶۰۰، ۶۵۳ـ۶۵۶؛ یعقوبی؛ ابن اعثم کوفی، همانجا‌ها
ثقفی، الغارات، ۱۳۵۵ش،ج ۲، ص ۶۰۲ـ۶۰۷؛ مسعودی،مروج الذهب،۱۹۶۹-۱۹۷۵م، ج ۳، ص ۲۱۱؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر،ج ۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۲ق،ج ۵، ص ۱۳۹
طبری، تاریخ الامم والملوک،الناشر : دار التراث، ج ۵، ص ۱۷۶؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۱۰ـ۱۱
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۰۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۹۷۰م،
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۰۸ـ۶۰۹؛ ابن اعثم کوفی،الفتوح، ج ۴، ص ۲۳۳ـ۲۳۴
ثقفی، ج ۲، ص ۶۰۰
ابوالفرج اصفهانی، اغانی، ج ۱۶، ص ۲۶۶
ثقفی، الغارات،۱۳۵۵ش،ج ۲، ص ۶۰۸ـ۶۱۱
ج ۴، ص ۲۳۴ـ۲۳۵
ابوالفرج اصفهانی، همانجا
ثقفی،الغارات،۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۶۱۴ـ۶۱۶، قس ص ۶۱۱ـ۶۱۳، ۶۲۱
ثقفی، الغارات، ۱۳۵ش،ج ۲، ص ۶۱۷ـ ۶۱۸، ۶۲۰؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی،بیروت، ج ۲، ص ۱۹۸ـ ۱۹۹؛ طبری، تارخ الامم والملوک، ۱۳۸۲ق،ج ۵، ص ۱۳۹ـ ۱۴۰؛ مسعودی،مروج الذهب،۱۹۶۵م، همانجا
ثقفی، ج ۲، ۶۱۸ـ ۶۱۹، ۶۲۱؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۶
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۱؛ مسعودی، همانجا
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۹ـ۶۳۱؛ ابن اعثم کوفی، همانجا
ثقفی، ج ۲، ص ۶۱۹ـ۶۲۰، ۶۲۴ـ۶۲۷، ۶۳۶؛ مسعودی، ج ۳، ص ۲۱۱، ۳۴۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸
ثقفی، ج ۲، ص ۶۲۴، ۶۲۹ـ۶۳۰، ۶۳۸ـ۶۴۰؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۴۰
ثقفی، ج ۲، ص ۶۳۹ـ ۶۴۰؛ ابن اعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۳۸؛ نیز: طبری، همانجا
خطیب بغدادی، ج ۱، ص ۲۱۰
بلاذری، ۱۳۹۴، ج ۳، ص ۳۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل، ص ۷۳؛ مراجعه‌نمایید به خطیب بغدادی، همانجا
ابن سعد، ج ۵، ص ۴۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۶۷ـ ۱۷۰
ج ۲، ص ۶۴۸ـ۶۵۲، ۶۶۱
ثقفی، ج ۲، ص ۶۶۱ـ۶۶۳؛ مسعودی، ج ۳، ص ۳۷۱
شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۲۳۸، ۲۵۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۴۰؛ بسوی، ج ۳، ص ۳۱۹؛ طبری، ج ۵، ص ۱۸۱، ۲۱۲، ۲۳۴، ۲۵۳، ۲۸۷
ج ۲، ص ۶۴۰ـ۶۴۲؛ نیز: مسعودی، همانجا
ابونعیم، ج ۳، ص ۱۲۹؛ ابن عساکر، ج ۱۰، ص ۴
۱۴۰۲، ج ۳، ص ۴۱۱
شباب، ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸، ج ۱، ص ۳۸۲؛ همو، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹، ج ۱، ص ۶۱
مسعودی، همانجا
یادداشت
اقام بسر بن ابى ارطاه بالمدينة شهراً يستعرض الناس، ليس احد ممن يُقال هذا اعان على عثمان الا قتله.
منابع
ابن ابی الحدید، گستردن نهج البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، بیروت، بی‌تا.
ابن اعثم کوفی، الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰/۱۹۶۰.
ابن عدی، الکامل فی ضعفاءالرجال، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۰، چاپ محمد احمد ده‌مان، دمشق، ۱۹۶۴.
ابن مشخص، التاریخ و العلل، چاپ احمد محمد نورسیف، مکه ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بیروت، بی‌تا.
همو، مقاتل الطالبیّین، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۶۸/۱۹۴۹.
احمدبن عبدالله ابونعیم، معرفة الصحابه، چاپ محمد راضی بن حاج عثمان، ریاض ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
محمدبن اسماعیل بخاری جعفی، التّاریخ الصغیر، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
همو، کتاب التاریخ الکبیر، بیروت، تاریخ پیشگفتار ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.
یعقوب بن سفیان بسوی، المعرفة والتاریخ، چاپ اکرم ضیاء عمری، بغداد ۱۹۷۵ـ۱۹۷۶.
احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمدباقر محمودی، بیروت ۱۳۹۴/ ۱۹۷۴.
همو، کتاب فتوح البلدان، چاپ صلاح الدین منجد، قاهره ۱۹۵۶.
ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، چاپ جلال الدین محدث ارموی، طهران ۱۳۵۵ ش.
احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، مدینه، بی‌تا.
محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، چاپ قدمت عبدالسلام تدمری، ج ۴: رویدادها و وفیات ۶۱ـ۸۰ ه، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
همو، سیراعلام النبلاء، ج ۳، چاپ محمد نعیم عرقسوسی و مأمون صاغرجی، بیروت ۱۱۴۰۲/۱۹۸۲.
مصعب بن عبدالله زبیری، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
خلیفة بن خیاط شباب، تاریخ خلیفة بن خیاط، چاپ سهیل زکّار، دمشق ۱۹۶۷ـ ۱۹۶۸.
همو، الطبقات، چاپ سهیل زکّار، دمشق ۱۹۶۶ـ۱۹۶۹.
محمدبن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷.
محمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱.
علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۷۹.
نصربن مزاحم، وقعة صفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، بی‌تا.
لینک و پیوند به خارج
منبع نوشته‌ی‌علمی: دانشنامه دنیا اسلام
بُرمز بن ابى ارطاه‏
نبو
بنی‌امیه
کارگزاران
سرداران
مغیرة بن شعبه • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • عبدالله بن عمروعاص • ذوالکلاع • شرحبیل بن ذوالکلاع • مسلم بن عقبه • ابن زیاد • حجاج بن یوسف • ضحاک بن قیس • سهیم بن اعور • بسر بن ارطاة • حصین بن نمیر • عبدالله بن عامر
حوادث
جعل حدیث • مبارزه صفین • حکمیت • سب علی(ع) • صلح امام حسن • رخداد کربلا • قیام زبیریان • اتفاق حره • قیام توابین • قیام مختار • قیام زید بن علی • قیام یحیی بن زید • مبارزه خازر
اشخاص
پر اسم و رسم
خلیفه
عثمان بن عفان (۲۳- ۳۵)
حاکمان
معاویة بن ابی‌سفیان(حکومت: ۴۱-۶۰) • یزید بن معاویه(حکومت: ۶۰-۶۴) • معاویة بن یزید(حکومت: ۶۴-۶۴) • مروان بن حکم (حکومت: ۶۴-۶۵) • عبدالملک بن مروان(حکومت: ۶۵-۸۶) • ولید بن عبدالملک(حکومت: ۸۶-۹۶) • سلیمان بن عبدالملک(حکومت: ۹۶-۹۹) • قدمت بن عبدالعزیز (حکومت: ۹۹-۱۰۱) • یزید بن عبدالملک(حکومت: ۱۰۱-۱۰۵) • هشام بن عبدالملک (حکومت:۱۰۵-۱۲۵) • ولید بن یزید (حکومت: ۱۲۵-۱۲۶) • یزید بن ولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۶) • ابراهیم بن الولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۷) • مروان بن محمد(حکومت: ۱۲۷-۱۳۲)
بقیه
ابوسفیان • یزید بن ابوسفیان • سعید بن عاص • حکم بن ابی‌العاص• عقبة بن ابی‌معیط • ولید بن عقبه • ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان
قیام‌کنندگان
علیه بنی‌امیه
خوارج • امام حسین(ع) • عبدالله بن زبیر • عبدالله بن حَنظَلة بن ابی‌ عامر • توابین • مختار بن ابی‌عبید ثقفی • زید بن علی • یحیی بن زید • عبدالله بن معاویه • ابومسلم خراسانی • عبدالله بن فرمانبردار
مرتبط
شجره ملعونه • طلقاء • خلافت بنی‌امیه • مسجد جامع اموی • دمشق • تی شرت عثمان • قتل عثمان • بنی‌مروان • برمکیان • سریال معاویه

بازدید : 75
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 10:13


*معناشناسی آخرالزمان در مسیحیت:

میان مسیحیان از دورانی حرف گفته می گردد که در آن برگشت حضرت عیسی(ع) روی خواهد بخشید. رجعت مسیح در کتاب مقدس بیشتراز سیصد توشه مذکور میباشد و چند باب بی نقص به‌این زمینه تخصیص مسجد قبا مشهد دارااست.[۵۷]

حتی بعضا داعیه کرده‌اند که شعور درست رجعت مسیح، کلید کتاب مقدس میباشد.[۵۸] طبق نظریه وی، مسیح مجدد در آخرالزمان میاید و اپلیکیشن نجات را بدون نقص خواهد کرد[۵۹] آنها بر این باورند که در رجوع و برگشت مسیح، عالم روی خوشبختی را خواهد روءیت کرد و عالم بعداز ظهور آن منجی در صلح و صفای بی نقص به رمز خواهد پیروزی[۶۰] و نبرد و خونریزی از عالم رخت برمی‌بندد و امتی بر امتی چاقو نخواهد کشید.[۶۱] در فرهنگ و تمدن مسیحی و کتاب مقدس باور غلبه حق بر فسخ درین روزگار پر‌نور میباشد[۶۲] و از بینش وی منجی تک آدرس مسجد قبا مشهد تک، مسیح میباشد.[۶۳]

*نشان‌های آخرالزمان و ظهور منجی:

در کتاب مقدس برای ظهور منجی که به عبارتی وارد شدن مسیح میباشد نماد‌هایی مذکور میباشد که عبارتند از:

مسیح هنگامی ظهور می‌نماید که عموم متهم‌اند و ظلم عالم را فرا گرفته میباشد.[۶۴]
فامیل‌ها و ممالک عالم با یکدیگر به ستیز برخواهند خاست و در جاهای متعدد، قحطی و زلزله روی خواهد بخشید.[۶۵]
آن‌گاه مصیبت‌ها، خورشید تیره و تار گردیده و ماه دیگر نور و روشنایی نخواهد داشت.[۶۶]
مبتنی بر کتاب مقدس، ظهور دجال (ضد مسیح) نیز از وقایعی میباشد که پیش از ظهور عیسی به وقوع رزرو مسجد قبا مشهد می‌انجامد.[۶۷]
در آئین یهود
*معناشناسی آخرالزمان در یهودیت: در آیین یهود هم بارها به «روزهای پایان» یا این که «روز پروردگار» (یوم یَهَوَه یا این که یَهُوَه) اشاره گردیده که دورانی میباشد که در آن عظمت ملی یهود به آخرین اندازهّ اعتلای خویش خواهد رسید و گناه‌کاران نابود خواهند شد[۶۸] و پادشاهی از نسل یَسَّی (بابا داود) که روح آفریدگار بر وی قرار گرفته و حکیم و خداپرست میباشد ظهور خواهد کرد و دنیا را از عدل و نه و برکت پُر خواهد نمود؛ چنان که گرگ با برّه سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید.[۶۹] روز پروردگار روزی میباشد که سیر تاریخ دنیا به نقطه نهایت و کمال خویش شماره تلفن مسجد قبا مشهد می رسد.[۷۰]


*ماشیح که می باشد؟

این آتی براق در حوالی شخصیت «ماشیح» که از جانب آفریدگار مأموریت خواهد داشت تا این زمانه نو و آکنده از شگفتی ها را شروع نماید تمرکز خواهد یافت. تلمود صدها توشه به «ماشیح» و مأموریت وی اشاره نموده است.[۷۱] باور مردم بر این میباشد که «ماشیح» از نسل پاد شاه داوود خواهد بود و در ادبیات پژوهشگران یهود ملقب به فرزند داود میباشد.[۷۲] ماشیح به اسم‌های گوناگونی خوانده گردیده و آیاتی از کتاب مقدس که طبق تعبیر و تفسیر علمای یهود به ماشیح اشاره می‌نماید این اسم‌های متفاوت را معین ساخته میباشد همانند شیلو،[۷۳] بینون،[۷۴] حنینا[۷۵] و منحم بن حیزقیا.[۷۶]


*اتفاق ها قبل از ظهور ماشیح:

فرصت ظهور ماشیح مبارزه‌های مشقت در بین دولت‌ها در جریان میباشد: هر وقت مشاهده کنی که دولت‌ها با هم به نزاع می پردازند چشم به راه قدوم «ماشیح» باش، زیرا در عصر حضرت ابراهیم(ع) نیز اینگونه شد و وقتی که دولت‌ها با هم به نبرد پرداختند برای ابراهیم نجات نتیجه ها شوید.»[۷۷] ظهور «ماشیح» با رنج‌ها و سختی‌های دشوار هم پا خواهد بود و قبل از ظهور وی هرج و مرج و خرابی در دنیا به بالاترین مرتبه خویش خواهد رسید و ایرادات و مشقت‌های معاش غیرقابل تحمل گردد. این کشمکش‌ها و پیکار‌های دربین دولت‌ها، مبارزه‌های گوگ و ماگوگ (یأجوج و مأجوج) اسم داراست.[۷۸]


* اتفاق ها بعد از ظهور ماشیح:

شفای بیماران[۷۹]
لبریز ثمر شدن میوه‌های درختان[۸۰]
آباد شدن ویرانی‌ها[۸۱]
تجدید بنای اورشلیم[۸۲]
برقراری صلح در سراسر طبیعت[۸۳]
محو شدن شیون و فغان و فغان در عالم[۸۴]
خلا مرگ در دنیا[۸۵]
*دوران پادشاهی ماشیح:

درباره ارتفاع زمان این زمان نیز بوسیله علمای یهود عقیده‌های گوناگونی اظهار گردیده‌است و به طور چهل سال، هفتاد سال، یکصد سال، ششصد سال، چهارصد سال، یک هزار سال، دو هزار سال و هفت هزار سال پیش‌بینی گردیده‌است.[۸۶]

در زرتشت
معناشناسی آخرالزمان در زرتشت:
در آئین زرتشت نیز به ظهور مصلح و منجی آخرالزمان تأکید گردیده است. در‌این دین، یک اقتدار کیهانی یا این که «روح نه» به اسم «اهورامزدا» و یک اقتدار کیهانی ضد‌و‌نقیض یا این که «روح گرانقدر شر» به اسم «اهریمن» عرض‌اندام می‌نماید. در طی تاریخ، این دو نیرو با هم تا آخرالزمان در ستیز می‌باشند و در آن فرصت، خیر بر شرّ غلبه می‌نماید و زمان صلح و عصمت و اعتلای «اهورامزدا» فرا می رسد و با ظهور سوشیانس (یا این که سوشیانت)، آخرالزمان شروع می گردد.[۸۷]

سوشیانت چه کسی است:
در یک سد از گات‌ها یا این که گاهان نیز که سروده‌های زردشت میباشد صحبت از مردی میباشد که در آجل می آید و خط مش نجات را مییابد.[۸۸] همینطور در گات‌ها چنددفعه به کلمه سوشیانت (سودرسان) برمی‌خوریم که به عبارتی منجی زردشت میباشد[۸۹] واژه و کلمه فرشوکرتی (بدون نقص سازی دنیا) یکی از دیگر از اصطلاحاتی میباشد که در گاهان[۹۰] آمده میباشد و اشاره به زمینه آخرالزمان دارااست، هنگامی که بعد از ضعف و آخر و عاقبت هلاکت اهریمن و نیروهای اهریمنی، عالم به کمال اولیه خود بازمی‌شود (گات‌ها یسناوهات). به این ترتیب سوشیانس یا این که سوشیانت به عبارتی کسی میباشد که در نقطه نهایی عالم ظهور خواهد کرد و سوشیانت پیروزگر اسم داراست و استوت ارت (هر کس از سود زندگانی وی، همۀ آدم‌ها فناناپذیر میگردند[۹۱] ) هم نامیده گردد.[۹۲] در اوستا کلمه و واژه «سوشیانِتْ» (Saoshyant)دست‌کم هشت توشه و «استوت ارت» دست‌کم دوبار آمده میباشد.

مثلا اقدامات این مصلح موعود بعداز ظهور، نوکردن عالم و از فی مابین بردن زشتی و تاریکی می باشد.[۹۳] درخصوص یاوران این مصلح موعود هم آمده میباشد که آن ها نیک اندیش، نیک گفتار، نیک خلق و نیک آیین‌اند و هیچ وقت حرف لاف بر گویش نمی‌آورند.[۹۴]

پانویس
سوره اعراف، آیه ۱۲۸و۱۳۷؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۵و۱۰۶؛ سوره اسراء، آیه‌ ۸۱؛ سوره قصص، آیه ۵و۶؛ سوره نوروروشنایی، آیه ۵۵؛ سوره ابراهیم، آیه ۱۳-۱۵؛ سوره نساء، آیه ۱۰۵؛ سوره صافات، آیه ۱۷۱-۱۷۳؛ سوره انفال، آیه ۷۱؛ سوره توبه، آیه ۳۳؛ سوره فتح، آیه ۲۸؛ سوره مجادله؛ آیه ۲۱؛ سوره حج، آیه ۴۱.
مجلسی، بحارالانوار ، ۱۴۰۳ق، ج۹ ، ص۲۸۶.
اربلی، کشف الغمه، ۱۴۳۳ق، ج۴، ص۱۹۹.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۲۸۶.
قاضی نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، دار الکتب العلمیة، ج۴، ص۴۹۱؛ اربلی، کشف الغمّه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۲۶۵؛ عبد و بنده العزیز المقدسی، عقد الدرر، ۱۴۲۵ق، ص۹۱.
ترمذی، درست ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۶.
قمی، تعبیر القمی، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۳۰۷.
اربلی، کشف الغمّه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۲۶۶-۲۶۷.
اربلی، کشف الغمّه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۲۶۲و۲۶۳.
کلینی، الکافی، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۱۱.
موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۱۶۰.

بازدید : 26
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 9:41


زمان خلفای چهارگانه
اولیه تغییر تحول در مساحت مسجد در طول خلیفه دوم اتفاق افتاد. وی بعضا منزل‌های دور و بر مسجد را خرید و به مسجد ملحق کرد و دیواری کوتاه پیرامون مسجد کشید[۲۲]و امرکرد تا از آن پس شبها بر دیوار لامپ بگذارند تا محوطه مسجد پر‌نور مسجد قبا مشهد گردد.[۲۳]
خلیفه سوم نیز به باعث بسیار شدن تعداد زائران مسجدالحرام، منزل‌های دور و بر مسجد را وخیم و به مسجد ملحق کرد و برای مسجد رواق و فضای مسقّف تشکیل آدرس مسجد قبا مشهد داد.[۲۴]
عصر اموی
ولید بن عبدالملک اموی(حکومت: ۸۶- ۹۶ق.)، بر مساحت مسجد الحرام به مقدار ۱۷۲۵ متر خاطر نشان کرد و مسجد را مرمت کرد. وی رواق‌هایی در نزدیکی مسجد ایجاد کرد و آن ها را با ردیف‌هایی کلان سرپا نگاه داشت. این ستونها به طور زیبایی تزیین شد و در بخش‌هایی از آن ها طلا و جواهرات به فعالیت رفت. ولید ناودان منزل خداوند را نیز از طلا جواهرات ایجاد کرد که تاکنون به همین اسم آواز ه رزرو مسجد قبا مشهد داراست.[۲۵]
عصر عباسی
منصور، دومی خلیفه عباسی (حکومت: ۱۳۶-۱۵۸ق)، در سال ۱۳۷ حجم مسجد را دو موازی کرد و مجاورت پنج هزار متر مربع از شمال و غرب مسجد بر مساحت آن ادامه داد و رواق‌هایی در نزدیکی آن تشکیل داد. همینطور منصور منارهایی در رکن غربی مسجد تاسیس و تزیینات روی دیوارها و ردیف‌ها را بیشتر شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۲۶]
مهدی عباسی فرزند منصور(حکومت: ۱۵۸-۱۶۹ق) در سال ۱۶۱ق گشوده منزل‌های محیط را از عموم گرفت و به زمین مسجد خاطر نشان کرد.[۲۷] به این ترتیب، ۸۳۸۰ متر مربع به مسجد افزوده شد و درهای زیادی را در نزدیکی مسجد گشودندکه تا قرن‌ها آن‌گاه، به به عبارتی شکل باقی ماند.[۲۸]
مهدی عباسی در سال ۱۶۴ ق. امرکرد تا مسجد از حوزه‌ جنوبی نیز حجم یابد و مسجد به صورت مربع در آید و کعبه در اواسط آن قرار گیرد. از این رو، مساحت مسجد به مقدار ۶۵۶۰ متر مربع ارتقا یافت و رواقهایی در نزدیکی آن ساخته شد و ستونهایی برافراشته شوید. این ستونها هنوز بر راز پا میباشد و کتیبه ای که یادگار عصر مهدی عباسی میباشد، بر آن باقی‌مانده میباشد.[۲۹]
در عصر معتضد عباسی (حکومت: ۲۷۹- ۲۸۹ق) به سفارش حکم دهنده مکه، دستورداد تا در سال۲۸۱ق. جایی را برای اقامت حجگزاران بر مساحت مسجد بیفزایند.[۳۰]
مقتدر عباسی(حکومت: ۲۹۵- ۳۲۰ق.) در سمت باب ابراهیم، محدوده‌ای را به مسجد خاطر نشان نمود.[۳۱]
در زمان مستنصر بالله عباسی (حکومت: ۶۲۳- ۶۴۰ق) تلاش‌های اکثری برای مرمت و تجدید بنا مسجد و به عنوان مثال تجدید بنای مطاف(جایی که حجگزاران کعبه را طواف می‌نمایند) شکل گرفت.[۳۲]
زمان سعودی
ملک بنده العزیز آل سعود، در سال ۱۳۶۸ق./۱۳۲۸ ش. دستورداد تا مسجد را از هر سو پیشرفت دهند. این گسترش از سال ۱۳۷۵ ق./ ۱۳۳۵ ش. استارت شد و مساحت مسجد تا ۱۶۰۸۶۱ متر رسید. این مقدار مساحت، برای جمعیت نمازگزاری بالغ بر سیصد هزار بدن در لحاظ دریافت شد. تعداد درهای مسجد نیز تا ۶۴ ارتقاء یافت.[۳۳]
ملک فهد به سال ۱۴۰۹ ق.، ارتقاء مساحت مسجد الحرام را به طور بی‌سوابق‌ای شروع کرد. تحقیق این طرح و خرید بعضا اماکن پیرامونی مسجد، از سال ۱۴۰۳ق. استارت گردیده بود. این ارتقاء، بیشترین صعودی بود که در زمان تاریخ مسجد الحرام انجام یافته میباشد. محدودهای به حجم ۷۶۰۰۰ هزار متر مربع به سمت غرب مسجد، افزوده شد. دو مناره والا ۸۹ متری در آن بخش سازه شوید. سه گنبد تعالی در وسط سطح افزوده گردیده ساخته شد که هر مورد بر چهار ردیف پایدار میباشد. تعداد مأذنه‌های فعلی مسجد الحرام، نُه عدد میباشد.[۳۴] [۳۵]
درحال حاضر مسجدالحرام دسته‌ای بسیار تعالی با مساحتی بیش از۸۸۰۰۰ متر مربع میباشد و مجاورت یک میلیون نمازگزار را در خویش مکان میدهد. مسجدالحرام سه طبقه‌میباشد، که طبقه سوم یعنی بام آن محوطه بسیار وسیعی میباشد.[۳۶]
مهم ترین بناهای داخلی و اشیای مسجد
کعبه
نوشته ی علمیٔ اساسی: کعبه

۱۷۰px
کعبه، منزل مکعب صورت مشهوری میباشد که در بین مسجدالحرام در شهر مکه جای‌دارد. کعبه، قبله و مهم ترین عبادت‎گاه مسلمان‌ها میباشد که زیارت آن از گذر فعالیت عبادی و فریضه حج به شرط احراز شروطی خاص مانند وسع مالی، یک توشه در زمان قدمت بر هر مسلمانی واجب میباشد.[مستلزم منبع]

حجر الاسود
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حجر الاسود
الحَجَرُ الأسوَد، سنگی مقدّس، دارای سابقه دیرین و جایگاهی ویژه در فرهنگ وتمدن اسلامی و مناسک حج میباشد. این سنگ در رُکن شرقی کعبه (که به رکن اسود یا این که رکن حَجَری نیز دارای اسم و رسم میباشد) در طول یک متر و نیم از زمین نصب گردیده‌است.[مستلزم منبع]

جایگاه ابراهیم
مراد سنگی میباشد که میگویند حضرت ابراهیم هنگام نوسازی کعبه، ذیل پای خویش نهاده تا دستش به نصیب بالای دیوار رسد. به نقلی، این سنگ قبل از اسلام باطن کعبه بود؛ البته زمانی آیه «وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْرویکردِیمَ مُصَلًّی» نازل شد، به امر نبی اکرم(ص) آن را از کعبه خارج آورده در پیرامون کعبه نهادند.[مستلزم منبع]

حجر اسماعیل
نوشته ی علمیٔ مهم: حجر اسماعیل

حجر اسماعیل
حِجْرِ اسماعیل؛ فضای در میان کعبه و دیواری نیم‌دایره را گویند که از یال شمالی کعبه (رکن عراقی) تا یال غربی آن (رکن شامی) امتداد داراست. اسم دیگر آن حطیم میباشد و برخی نیز آن را حظیره خوانده‌اند.[مستلزم منبع] بعداز آنکه حضرت ابراهیم(ع) و هاجر و فرزند شیرخوارشان اسماعیل به وادی مکه رسیدند، با ارشادوراهنمایی جبرئیل در موضع کنونی حجر بومی شدند. آن‌گاه هاجر و اسماعیل، یار با گوسفندانشان، در همین جای و در سایبانی که با چوب درخت ساختند، سکونت گزیدند. هاجر و اسماعیل هر دو بعد از وفات در همین جای دفن شدند.[مستلزم منبع] حجر اسماعیل از زمانه قبل از اسلام آیتم احترام و تقدیس بود. رسول اکرم(ص) نیز، بعد از بعثت، در حجر اسماعیل می‌گرد هم آیی و ضمن عبادت و قرائت قرآن، به سؤالات عموم جواب می‌بخشید.[مستلزم منبع] به لحاظ پر اسم و رسم فقهای امامی، به استناد روایات دارای اعتبار، حجر اسماعیل جزء کعبه وجود ندارد.

بازدید : 85
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 9:43


محمد بن عزّالدین حسین (۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) متخلص به‌ بهائی و دارای اسم و رسم به‌ روضه خوان بهائی و بهاءالدین عاملی، دانا، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه در بعدازظهر صفوی بود. روحانی بهائی بیشتراز ۱۰۰ کتاب در موضوع‌های متفاوت تألیف نموده است. جامع عباسی و اربعین به عنوان مثال اثر ها اوست. اثراتی نیز در معماری بر مکان نهاده که منارجنبان اصفهان، تقسیم زاینده‌رود اصفهان، گنبد مسجد امام اصفهان، پیاده سازی صحن و سرای مقبره امام رضا(ع) به طور یک ۶ ضلعی و نقشه حصار نجف، از آن گزاره میباشد. او سفرهای بخش اعظمی به نقاط گوناگون جهان کرد و مسافرت مشهوری نیز یاور سلطان عباس صفوی با پای پیاده به مشهد مسجد قبا مشهد داشته میباشد.

وی منزلت روضه خوان الاسلامی بالاترین منصب قانونی فقاهتی در حکومت صفویه را برعهده داشت. اقامه نماز آدینه اصفهان نیز برعهده وی آدرس مسجد قبا مشهد بود.

محمدتقی مجلسی، ملاصدرا، سود کاشانی و ملاصالح مازندرانی مثلا شاگردان روحانی بهائی به شمار میروند.

معاش‌طومار
بهاءالدین عاملی در ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق در بعلبک دیده به جهان گشود.[۱] محل معاش او جُبَع یا این که جُباع،[۲] از روستاهای جبل دلیل بوده میباشد.[۳] پدرش، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (متوفی ۹۸۴ق)، از شاگردان و دوستان شهید ثانی رزرو مسجد قبا مشهد (متوفی ۹۶۶ق) بود.

نسب او به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امیرالمؤمنین می رسد؛ از این رو به حارثی هَمْدانی نیز آوازه داراست.

کودکی و جوانی

منزل منسوب به روضه خوان بهایی در اصفهان
یک‌سال بعداز ولادت وی در بعلبک، خانواده‌اش به جبل ادله رفتند ولی بعد از شهید شدن شهید ثانی و شم عدم امنیت درین شهر و نیز به دعوت و تشویق فرمانروا طهماسب اولیه و علی بن هلال کرکی دارای شهرت به روحانی علی مِنشار، روحانی الاسلام اصفهان، از جبل استدلال به کشور ایران نقل جای و در اصفهان مستقر شدند. خانواده وی از اول علمای شیعه در جبل استدلال بودند که در‌پی استقرار حکومت شیعی صفوی، به کشور‌ایران هجرت شماره تلفن مسجد قبا مشهد کردند.[۴]

بنابر ورژن‌ای به خط روضه خوان بهائی که در ۹۶۹ق در قزوین درج شده، وی هنگام ورود به کشور ایران ۱۳ ساله بود،[مستلزم منبع] ولی برخی منابع او‌را درین فرصت ۷ ساله دانسته‌اند.[۵] او از هجرتش به جمهوری اسلامی ایران و ورودش همدم با بابا در دستگاه سلاطین صفوی اظهار ناخرسندی نموده است.[۶][یادداشت ۱] بعداز ۳ سال اقامت در اصفهان، فرمانروا طهماسب اولیه به پیشنهاد و تأکید روضه خوان علی منشار، عزّالدین حسین را به قزوین دعوت و منصب روحانی الاسلامی شهر را به وی سپرد. روحانی بهائی نیز همدم پدرش به قزوین رفت و مدتی در آنجا اقامت و به علم آموزی علم ها متفاوت پرداخت.[مستلزم منبع]

به نوشته روضه خوان بهائی،[۷] او در سال ۹۷۱ق هم پا با پدرش در مشهد بوده میباشد.[۸] بعد ها پدرش برای مدتی روضه خوان الاسلام هرات شد، ولی او در قزوین ماند و در ۹۷۹ق و ۹۸۱ق اشعاری در شوق واشتیاق به دیدار بابا و شهر هرات برای وی ارسال کرد.[۹] در سال ۹۸۳ق بابا روحانی به قزوین آمد و برای مهاجرت حج از فرمانروا اذن خواست، فرمانروا به خویش وی اذن اعطا کرد البته از ملازمت بهاءالدین عاملی با بابا منع و اورا به ماندن در قزوین و درس دادن علم ها موظف کرد.[۱۰]

همسر و فرزندان
همسر روحانی بهائی، دختر علی منشار عاملی، زنی دانشمند بود که بعداز درگذشت بابا، کتابخانه گرانبها ۴ هزار جلدی اورا به ارث موفقیت و روضه خوان بهائی آن را در ۱۰۳۰ق وقف کرد. این کتابخانه بعداز وفات روحانی بهایی، به باعث اهمال در مراقبت نابودشد.[۱۱] برخی بر این نظریه‌اند از این که بهائی سی سال از قدمت خویش را به تنهایی در مهاجرت گذرانده، می‌قدرت پیش بینی زد که فرزندی نداشته میباشد. بیشتر منابع نیز فرزندی برای وی معرفی نکرده و برخی او‌را عقیم دانسته‌اند.[۱۲]

تحصیلات و اساتید
بیشتر تحصیلات بهائی، در قزوین بود که آن فرصت حوزه علمی فعّالی داشت. بعد از قزوین، در اصفهان به علم آموزی خویش خاطر نشان کرد. اولی و مهم‌ترین معلم بهائی، پدرش بود که نزد او تعبیر و حدیث و ادبیات عرب و کمی سنجیده خواند واز وی اذن داستان اخذ کرد.[مستلزم منبع]

استادان دیگر بهائی عبارت‌اند از:

ملاّ عبدالله یزدی؛
ملاّ علی مُذَهَّب؛
ملا علی قائنی؛
ملا محمد باقر یزدی؛
روضه خوان احمد گچایی؛
روضه خوان عبدالعالی کرکی (درگذشت ۹۹۳ق) فرزند پژوهشگر کرکی؛
محمود دهدار (درگذشت۱۰۱۶ق)؛[۱۳]
محمّد بن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی.[۱۴]
شاگردان
آوازه علمی و وضعیت اجتماعی بهائی موجب شد شاگردان اکثری داشته باشد. امینی،[۱۵] سید محسن امین در اعیان الشیعه از سید نعمت‌الله جزایری نقل می‌نماید که شاگردان روحانی بهایی درایام تعطیل از روضه خوان بیشتر منفعت می‌بردند چون در‌این روز ها روحانی برایشان از علم ها گوناگون، خبر‌ها کم، اشعار و حکایات برایشان نقل میکرد.[یادداشت ۲] بدون نقص‌ترین گزارش از اسامی شاگردان روحانی و راویان اورا عده نموده است. او از ۹۷ نفر با بیان منبع اسم میبرد که مشهورترین آنان عبارت‌اند از:

محمدتقی مجلسی
محمد محسن نتیجه کاشانی
صدرالمتألهین شیرازی
سید ماجد بحرانی، که بر الاثناعشریة بهائی تعلیقه نگاشته میباشد.[۱۶]
روحانی جواد بن سعد بغدادی دارای شهرت به فاضل جواد، شارح خلاصة الحساب و زبدة الاصول روضه خوان بهائی.
ملا حسنعلی شوشتری که در ۱۰۳۰ق از بهائی اذن قصه اخذ داشته میباشد.[۱۷]
ملا خلیل بن غازی قزوینی (متوفی ۱۰۸۹ق)
روحانی زین الدّین بن محمد نواده شهید ثانی
ملا باتقوا مازندرانی
رفیع الدین محمد نائینی دارای اسم و رسم به میرزا رفیعا[۱۸]
سفرها
روحانی بهایی در حیات خود به سفرهای زیادی رفت.

بازدید : 84
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 9:51


بشارت فرزند در ۹۰ سالگی
چنانکه در منابع تاریخی آمده، ملائکه الهی در ۹۰ سالگی ساره، به وی بشارت به دنیا آمدن فرزندی دادند.[۲۳] وی از رمز ناباوری خندید و ذکر کرد که چطور ممکن میباشد زنی سالخورده آبستن خواهد شد؟[۲۴] وی بعداز مدتی حامله شد. اسحاق، فرزند وی و ابراهیم میباشد.[۲۵] در دو سوره از قرآن کریم و مهربان، به بشارت ملائکه و عکس العمل ساره به فرزنددار شدن خویش اشاره مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۲۶]

ساره قبل از بشارت به بارداری، ازآنجاکه نازا بود، کنیز خویش، هاجر را به همسرش ابراهیم می بخشد تا از وی صاحب و مالک فرزند گردد و بعداز آن،‌ اسماعیل، فرزند ابراهیم و هاجر متولد آدرس مسجد قبا مشهد می شود.[۲۷]

درگذشت
ساره، همسر ابراهیم(ع)، در سن ۱۲۷ سالگی در حیطه حبرون درگذشت.[۲۸] بعد از وفات ساره، ابراهیم مکانی از حبرون را از ساکنان آن خرید و ساره را در آنجا دفن کرد.[۲۹] ابعاد ابراهیم، اسحاق و یعقوب دراین مکان دفن شدند.[۳۰] جای نام برده، با تیتر بقعه ابراهیمی شناخته میگردد و در شهر الخلیل در جنوب قدس رزرو مسجد قبا مشهد جای‌دارد.[۳۱]

خصوصیت‌ها
مبتنی بر روایتی منسوب به امام علی(ع)، ساره از‌آنجا که ملائکه با او کلام گفته‌اند و به وی بشارت به دنیا آمدن اسحاق داده‌اند، محدَّثه خوانده می شود.[۳۲] مبتنی بر ماجرا نام برده، حضرت مریم، حضرت زهرا و همینطور مامان حضرت موسی(ع) هم محدثه می باشند.[۳۳] شیعه ها معتقدند فرشتگان تنها با انبیا و رسولان صحبت نگفته‌اند؛ بلکه با ائمه، حضرت فاطمه و افرادی دیگر نیز حرف گفته‌اند.[۳۴] آیاتی از قرآن کریم و مهربان، برای مثال آیه ها ۴۲ و ۴۵ سوره آل عمران، درباره صحبت بیان کردن فرشتگان با حضرت مریم، مؤید این اعتقاد و باور شماره تلفن مسجد قبا مشهد دانسته گردیده است.[۳۵]

در روایاتی که به وسیله روضه خوان صدوق و علی بن ابراهیم قمی گفته شده، به حسادت و کج‌خلقی ساره بعداز به دنیا آمدن اسماعیل، و طاقت ابراهیم(ع) در این زمینه اشاره شد‌ه‌است.[۳۶] با این حالا، بعضا دانشمندان معاصر، این احادیث را از جهت گواهی و دلالت ضعیف دانسته‌اند.[۳۷] بنابر آنچه در تورات آمده میباشد، ساره از ابراهیم خواست که هاجر و اسماعیل را از منزل‌اش خارج نماید، البته ابراهیم از این منظور ساره ناخشنود شد.[۳۸] گرچه آخر و عاقبت بعداز آنکه معبود از وی خواست آن شغل را اعمال دهد، به خواست ساره شغل کرد.[۳۹]

با این درحال حاضر، در بعضی دیگر از احادیث، سرپرستی و تربیت فرزندان شیعه ها و کودک ها مؤمنان در دانا برزخ، به ساره و ابراهیم واگذار میگردد تا آن‌ها را تربیت نمایند و آن‌گاه به بابا و مادر‌ها‌شان تحویل دهند.[۴۰]

جستارهای متعلق
هاجر
ابراهیم
اسحاق
مریم
مامان موسی
پانویس
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۷۳.
ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۳۰۴.
کلینی،‌ الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۷۰؛ راوندی، قصص الانبیاء(ع)، ۱۴۰۹ق، ص۱۰۶.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۵۷.
ابن حبیب،‌ دار الآفاق الجدیدة، ص۳۹۴.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۴۴، به گزارش سایر افراد.
ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۳۱.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۵۰.
حسینی عاملی، الانبیاء حیاتهم قصصهم، ۱۳۹۱ق، ص۱۱۶ و ۱۲۹.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۴۵.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۴۵.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۰۱؛ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیه، ج۳، ص۵۱.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۷۰.
دقس، شناخت با زنان قرآنی، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۰ و ۱۱۱.

بازدید : 27
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 10:01


اَسْماء بِنت عُمَیس (درگذشت بعداز ۳۸ق) صحابه رسول اکرم(ص) که در غسل دادن لاشه فاطمه(س) به امام علی(ع) امداد کرد. اسماء همسر جعفر بن ابی‌طالب بود که بعداز شهید شدن جعفر، به تزویج ابوبکر بن ابی‌قُحافه درآمد و بعداز درگذشت ابوبکر با امام علی(ع) وصلت کرد. اسما مامان عبدالله بن جعفر (شوهر حضرت زینب(س)) و محمد بن ابی‌دیده نشده، کارگزار امام علی(ع) مسجد قبا مشهد در مصر بود.

اسماء سازه بر وصیت حضرت فاطمه(س) به هم پا امام علی(ع)، تن اورا غسل اعطا کرد. همینطور وی اولیه تابوت در اسلام را برای فاطمه(س) ایجاد کرد تا تن وی نمایان نباشد و سازه بر روایتی در لحظات انتها قدمت فاطمه، در کنار وی بود و لحظات پایان قدمت وی و نیز مواجهه حسنین(ع) و حضرت علی(ع) با لاشه فاطمه(س) را گزارش آدرس مسجد قبا مشهد نموده است.

اسما از اولیه مسلمان‌ها بود وی به یار و همدم همسرش جعفر به حبشه و مدینه مسافرت کرد. وی احادیثی از فرستاده(ص) نقل نموده است.

معاش‌طومار
اسما دختر عُمَیس بن مَعَد بود. پدرش از خویشان بنی‌خثعم و مادرش هند دختر عون بود.[۱] خواهران او عبارت‌اند از:

سلمی بنت عمیس، همسر حمزة بن عبدالمطلب
میمونه همسر رسول(ص) (خواهر مادری)[۲]
اسماء با جعفر بن ابی‌طالب اخوی امام علی(ع) وصلت کرد. وی جزو اول مسلمان ها بود و پیش از ورود رسول(ص) به منزل اَرقم اسلام آورد.[۳] اسماء در سال پنجم بعثت[۴] یاروهمدم همسرش جعفر به حبشه مسافرت کرد[۵] و در سال هفتم قمری، به مدینه سفر کرد.[۶] بعداز آنکه در سال ۸ قمری جعفر در نبرد موته شهید شد،[۷] اسماء به همسری ابوبکر درآمد و بعد از درگذشت ابوبکر، همسر رزرو مسجد قبا مشهد امام علی(ع) شد.[۸]

در روایتی از امام درستگو(ع)، اسماء از زنان بهشتی شمرده گردیده است.[۹]

ارتباط اسماء با حضرت فاطمه(س)
اسماء سازه بر وصیت فاطمه(س) به امداد علی بن ابی‌طالب(ع)، لاشه حضرت فاطمه(س) را غسل بخشید.[۱۰] برپایه حدیثی که در منابع روایی شیعه آورده شده اسماء اول تابوت را در اسلام برای حضرت فاطمه(س) ایجاد کرد. زمانی که فاطمه در بستر بیماری بود از اسماء خواست هنگامی که از عالم رفت لاشه اورا روی تابوتی که بدنش نمایان باشد قرار ندهد، ازاین‌رو اسما تابوتی را که در حبشه چشم بود برای وی تشکیل داد و فاطمه با دیدن آن ذوق زده شد.[۱۱] [یادداشت ۱] همینطور سازه بر روایتی وی در سا‌عتها نهایی قدمت حضرت فاطمه در کنار بستر او بوده میباشد و آن لحظات و نیز کیفیت مواجهه حسنین(ع) و حضرت علی(ع) با لاشه فاطمه را گزارش نموده است.[۱۲] در مراسم‌های سوگواری که به‌مناسبت شهید شدن حضرت فاطمه(س) برگزار می‌گردد از اسماء و این گزارش وی حرف به در میان شماره تلفن مسجد قبا مشهد می آید.[۱۳]

بر اساس بعضی احادیث اسماء در مراسم تزویج امام علی(ع) با حضرت فاطمه(س) نیز حاضر بود.[۱۴] همینطور سازه بر روایتی هنگام وضع حمل حضرت فاطمه به امر رسول(ص) تحت عنوان قابله در کنار وی حاضر بوده میباشد.[۱۵] به گفته علی بن عیسی اِرْبِلی متکلم شیعه قرن هفتم قمری، در تصویب این احادیث بین اسماء بنت یزید انصاری و اسماء بنت عمیس نادرست شد‌ه‌است؛ به این دلیل که وصلت فاطمه در سال ۲ یا این که ۳ قمری بوده و اسماء بنت عمیس تا فرصت فتح خیبر (سال ۷ قمری) در حبشه بوده میباشد.[۱۶] اِرْبِلی همینطور احتمال داده که دربین اسماء و سلمی بنت عمیس همسر حمزه نادرست صورت داده باشد؛ چون اسماء مشهورتر از سلمی بوده به همین جهت از وی داستان کرده‌اند و یا یک راوی در نقل عهد خطا کرده و بقیه افراد هم از وی تاسی کرده‌اند.[۱۷] [یادداشت ۲]

هم‌اینگونه اسماء به هنگام بیماری که باعث به رحلت رسول(ص) شد بر بالین وی حاضر بود.[۱۸]

نقل حدیث
اسماء احادیثی از نبی(ص) قصه نموده است.[۱۹] همینطور فرزندش عبدالله، سعید بن مسیب، عروة بن زبیر و سایرافراد از او ماجرا کرده‌اند.[۲۰] فاطمه دختر حضرت علی(ع)، حدیث رده[۲۱] و رد الشمس[۲۲] را از وی داستان نموده است.

احمد بن ابی‌یعقوب تاریخ‌نگار قرن سوم، از کتابی نزد اسماء مذکور که شامل سخنان نبی(ص) بوده میباشد.[۲۳]

فرزندان
اسماء، عبدالله، محمد و عون را برای جعفر بن ابی‌طالب به جهان آورد[۲۴] وی همینطور محمد بن ابی‌دیده نشده را برای ابوبکر به‌جهان آورد[۲۵] که کارگزار امام علی(ع) در مصر بود.[۲۶] وی یحیی برای امام علی(ع) به‌عالم آورد[۲۷] که در کودکی از عالم رفت.[۲۸]

درگذشت
ابن‌کثیر دمشقی تاریخ‌نگار قرن هشتم قمری، درگذشت اسما را در حادثه ها سال ۳۸ق آورده میباشد.[۲۹] ولی در بعضی منابع، درگذشت وی بعداز شهید شدن امام علی(ع) (۴۰ق) مذکور میباشد.[۳۰] قبری در آرامستان باب‌الصغیر در دمشق به او منسوب میباشد.[۳۱]

بازدید : 69
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 9:58


سید علی موسوی گرمارودی، (متولد ۱۳۲۰ش در قم) شعر سرا، معنی کننده قرآن، تالیف کننده و متفحص شیعه. او از رخ‌های تأثیرگذار ادبیات معاصر جمهوری اسلامی ایران و از پیشگامان شعر جدید شیعی و انقلابی میباشد. وی با ادغام مضمون ها فقاهتی و انقلابی در پوسته‌های شعر سفید، سبکی تازه در ادبیات آیینی و مقاومت ساخت. گرمارودی همینطور به‌تیتر معنی کننده قرآن و نهج‌البلاغه نیز شناخته می شود و ترجمه قرآن وی در سال ۱۳۹۰ش پاداش کتاب سال کشور ایران را مسجد قبا مشهد اخذ کرد.

او علم‌آموخته فوق لیسانس و دکتری ادبیات فارسی از دانش کده طهران میباشد و در مسئله‌های متفاوت ادبی، از شعر کلاسیک تا سفید، احاطه دارااست. از استادان وی می‌اقتدار به مرتضی مطهری، سید جعفر شهیدی، مهدی پژوهشگر و مهدوی دامغانی اشاره نمود. گرمارودی خلال عمل‌های ادبی، در عرصه‌های فرهنگی و سیاسی نیز حضور فعالی داشت و بعد از انقلاب مسئولیت‌هایی مانند مشاور فرهنگی مدیر جمهور، رئیس سالن وحدت طهران و رایزن فرهنگی کشور‌ایران در تاجیکستان را بر ذمه آدرس مسجد قبا مشهد گرفت.

گرمارودی از پیشگامان به کارگیری از پوسته نوین برای شعر عاشورایی و نزاع با استبداد در چارچوب ولایت بود و اثراتی مانند «در سایه‌سار نخل ولایت» و «خطِّ خون» نقط ی اوج شعر فقهی معاصر محسوب می شوند. وی در سال ۱۳۸۵ش تحت عنوان صورت به یادماندنی تعیین شد و معاش و آثارش در مستند «پروردگارِ حرف» بوسیله صداوسیمای ایران ساخته و نظارت رزرو مسجد قبا مشهد گردیده‌است.

مقام و مداقه
سید علی موسوی گرمارودی از رخ‌های تأثیرگذار ادبیات معاصر کشور‌ایران شناخته میگردد.[۱] یوسفعلی میرشکّاک از شاعران و منتقدان فارسی، اورا تحت عنوان بنیانگذار ادبیات شیعی امروزی معرفی نموده است.[۲] برخی مالک‌نظران، اورا صورت شاخص جریان شعر تازه شیعی[۳] و از محور‌گذاران شعر انقلاب[۴] و شعر آیینی[۵] شماره تلفن مسجد قبا مشهد می دانند.

موسوی گرمارودی تحت عنوان معنی کننده قرآن نیز شناخته میگردد.[۶] احمد مهدوی دامغانی، متفحص گویش فارسی، از وی تحت عنوان "ادیب فاضل و معلم قصیده‌سرایی" حافظه نموده است.[۷] به گفته مهدوی دامغانی، موسوی گرمارودی غیر از ذوق وسلیقه خدادایِ شعری در گونه های ابواب شعری تبحر خاصی دارااست.[۸]

سید علی موسوی گرمارودی:
«اینجانب افتخار می کنم که با شعر علوی
تبارک گردیده‌ام و امروز به‌تیتر یک
یک شعر سرا آیینی از اینجانب حافظه می‌گردد.»[۹]

او از پیشتازان شعر عاشورایی میباشد[۱۰] که خط‌شکن استعمال از پوسته‌های نوین برای ذکر محتوای فقاهتی بوده میباشد.[۱۱] گرمارودی قبل از انقلاب با سود‌گیری از پوسته شعر سفید به ذکر معنی و مفهوم فقاهتی و انقلابی پرداخت.[۱۲] اورده شده گرمارودی با سرودن برخی اثر ها، مفاهیم نبرد با استبداد را در چارچوب ولایت و امامت وارد شعر فارسی کرد و تعهد به بها‌های اسلامی و انقلابی از خصوصیت‌های شعر اوست.[۱۳]

بهاءالدین خرمشاهی، متفحص ادبیات فارسی و معنی کننده قرآن، از وی تحت عنوان یکی ادیب‌ترین شاعران معاصر حافظه می‌نماید.[۱۴] ازنظر خرمشاهی، دو شعر «در سایه‌سار نخل ولایت» درباره امام علی(ع) و شعر «خطِّ خون» با درونمایه مذهبی، در نقطع ی عطف و قله بلند شعر فقاهتی دوران ما و در شعر جدید بی‌سوابق میباشد.[۱۵]

موسوی گرمارودی در سال ۱۳۸۵ش به دلیل سعی‌هایش در مسئله فرهنگ و تمدن، به‌تیتر فیس به یاد ماندنی گزینش شد.[۱۶] کانال چهارم صداوسیمای کشور ایران در سال ۱۴۰۳ش، معاش و اثرها این شخصیت را در مستند «معبودِ صحبت» پژوهش نموده است.[۱۷]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 150
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 348
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 500
  • بازدید ماه : 703
  • بازدید سال : 3717
  • بازدید کلی : 32369
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی