loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 68
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 10:20


فردوس و دوزخ و جهنم برزخی
در برزخ، هر که به سود اعمالی که در جهان اعمال داده میرسد و در فیض، گروهی بهشتی و گروهی جهنمی مسجد قبا مشهد می گردند.[۲۴]
یک کدام از دلایلی که برای ثابت فردوس برزخی طرح گردیده، این آیه از سوره نحل میباشد که فرشتگان زمانی روح مؤمنان را قبض می‌نمایند، به آن ها میگویند: «سلام و عرض ادب باد، به (محرک) آنچه اعمال می‌دادید به پردیس درآیید».[۲۵] همینطور، در سوره آل عمران آمده که شهیدان زنده و ذوق زده می باشند و نزد پروردگارشان روزی آدرس مسجد قبا مشهد داده می گردند.

[۲۶] به اعتقاد و باور دانشمندان از شیعه و سنی، این آیه‌ها نشانگر این حقیقت میباشد که مومنان و شهیدان پس از مرگ و پیش از قیامت، زنده‌اند و در پردیس برزخی حضور دارا‌هستند و از نعمت‌های الهی سود‌مند میباشند.[۲۷]
درباره دوزخ برزخی نیز در سوره نساء آمده که زمانی فرشتگان روح ظالمان را قبض می‌نمایند، با آن ها مصاحبه کرده و به آن ها می گویند: جایگاهتان دوزخ وجهنم میباشد.[۲۸] به یقین پژوهشگران، این مصاحبه دلالت داراست بر این که ظالمان پس از مرگ و پیش از قیامت، زنده میباشند و به دوزخ وجهنم وارد رزرو مسجد قبا مشهد می شوند.[۲۹]
همینطور، به عذاب فرعونیان در سوره غافر[۳۰] ادله گردیده که پس از مرگ، پروردگار عذاب فرعونیان را در دو مرحله ایفا می‌نماید: یکی از پیش از قیامت (هر صبح و شام در برزخ) و دیگری پس از شماره تلفن مسجد قبا مشهد قیامت.[۳۱]
[یادداشت ۴]

در احادیث نیز بارها به پردیس و دوزخ و جهنم برزخی تصریح شد‌ه‌است.[۳۲] [یادداشت ۵] امام علی (ع) در یکی خطبه‌هایش در باره برزخ اینگونه میگوید: آيا هیچیک از بستگان را برسد که دفع مرگ نمایند آيا مدیحه گران با فریاد و فغان خویش گرهى از این شغل توانند گشود در حالى که، آدمى گروگانِ محلّه مردگان میباشد و صرفا در تنگناى گور خفته میباشد. حشرات و گزندگان، پوست تنش را بر دریده‌اند و آن پیكرى که تا چندى پیش زنده و شاداب بود، اینک پوسیده گردیده و وزش بادها نشانش را برانداخته و دستِ حادثه هاِ دوران خاکِ وی بر باد داده. آرى، بدنهاى جدید و لطیف، دگرگون گشته و آن استخوانهاى نیرومند پوسیده گردیده و جانها در گرو توشهِ گرانِ گناهان گرفتار ما‌نده‌اند. آن خبرهاى غیبى، که شنیده بودند، به اعتقاد و باور چشم‌اند. از وی نمى‌خواهند که بر انجام نیک خویش بیفزایند و راهى براى گذشتن از لغزشها و خطاهایشان نمی‌یابند.[۳۳]

تکامل و تنزّل در برزخ
به اعتقادوباور دانشمندان، قابلیت و امکان تکامل و تنزّل در برزخ، بوسیله اثرها اعمالی که سابقا در جهان جاری ساختن داده‌ایم، وجود دارااست؛ چنانکه پروردگار در سوره یس فرموده «مردگان را زنده میکنیم و آنچه کرده‌اند و آنچه از آثارشان پس از مردن بروز می‌نماید، همگی را می‌نویسیم»[۳۴].[۳۵]
این تیم از پژوهشگران متذکر گردیده‌اند که در برزخ، قابلیت اعمال شغل های نیک و بد که به تکامل یا این که تنزّل فرد بینجامد، نیست؛[۳۶] چنانکه امام علی(ع) فرموده «امروز(پیش از مرگ)، وقتِ فعالیت میباشد خیر حسابرسی؛ و فردا(پس از مرگ) وقتِ حسابرسی میباشد، خیر فعالیت».[۳۷]
برخی از احادیث مدرک می دهند که خردسال ها از این قاعده استثنا گردیده و می توانند در برزخ تکامل یابند.[۳۸]

شفاعت در برزخ
نوشته‌علمیٔ مهم: شفاعت
شفاعت از مسلمات قرآنی میباشد[۳۹] که به اعتقاد و باور بعضا از دانشمندان شیعه-به عنوان مثال محمدحسین طباطبائی و محمدحسین حسینی تهرانی- اصطلاحاً به معنای برداشتن عذاب از گناهکاران در روز قیامت میباشد و مشتمل بر برزخ نمی شود.[۴۰] این مجموعه از پژوهشگران، حضور رسول(ص) و ائمه(ع) در حالا احتضار و پرسش قبر و تصرفات تکوینی وی را قبول دارا‌هستند البته از آن، با تیتر شفاعت حافظه نمیکنند.[۴۱]

در انتقاد این طریقه اورده شده که همین ترازو از تصرفات تکوینی نبی(ص) و ائمه(ع) در برزخ، مصداق شفاعت میباشد؛ و این ماجرا از امام درست گو(ع) که «در قيامت، همگی شما در پرتو شفاعت پيامبر یا این که جانشین وی، در پردیس هستيد؛ ولی به پروردگار نسبت به شما در برزخ هراسناكم!»[۴۲] نیز دلالتی ندارد بر این که در برزخ، شفاعت وجود ندارد بلکه امام(ع) درصدد ذکر این نکته میباشد که نباید به آرزو شفاعت، به گناه کثیف شویم زیرا احتمال دارااست در برزخ، به دلایلی مشتمل بر شفاعت نشویم.[۴۳]

تفاوت‌های برزخ و آخرت
برخی دانشمندان، برای آخرت معنای پهناور‌ای در لحاظ گرفته و آن را به معنای دنیا بعداز مرگ میدانند که دربرگیرنده برزخ و قیامت کبری و بعداز آن میگردد. در‌این حالت، برزخ بخشی از آخرت میباشد خیر متمایز از آن.[۴۴] ولی گروهی از دانشمندان، آخرت را به معنای عالم بعد از قیامت کبری، و برزخ را به معنای عالم بعد از مرگ و پیش از قیامت کبری دانسته و به مقایسه آن دو و بیان تفاوت‌هایشان پرداخته‌اند:[۴۵]

با برپایی قیامت، جهان و برزخ نابود گردیده و آخرت آغاز می‌گردد؛ ولی وجود برزخ به طور برابر با وجود جهان برقرار میباشد.[۴۶]
با برپایی قیامت، در آخرت ارتباط بشر با اثرها اعمالی که سابقا در جهان اعمال داده بود جدا می‌گردد؛ البته در برزخ، اینگونه ارتباط‌ای برقرار میباشد.[۴۷]
برهمین اساس، بواسطه اثرها اعمالی که سابقا در عالم اجرا داده گردیده، قابلیت و امکان تکامل و تنزّل در قیامت نیست؛ ولی در برزخ اینگونه امکانی می باشد.[۴۸]
با برپایی قیامت، برگشت از آخرت به عالم ممکن وجود ندارد؛ ولی رجوع و برگشت از برزخ به جهان ممکن میباشد، چنانکه زنده کردن مردگان بوسیله عیسی(ع) و یا این که رجعت برخی آدم‌ها، برگشت آن ها از برزخ به عالم میباشد.[۴۹]
در آخرت، روح آدمی به تن مادی و دنیوی خودش وابستگی میگیرد؛ البته در برزخ روح آدمی با تن مثالی معاش می‌نماید.[۵۰]
در آخرت، شفاعت وجود دارااست؛ ولی -سازه بر یک حیث- در برزخ شفاعت وجود ندارد.[۵۱]
با برپایی قیامت، آدم‌ها تمامی و ناگهان توده می گردند؛ ولی در برزخ، بشر‌ها به ندرت و به گذر زمان فرصت، به یکدیگر ملحق میشوند.[۵۲]
عذاب آخرت شدیدتر و طاقت فرسا‌خیس از عذاب برزخ میباشد؛ چنانکه عذاب آخرت برای گروهی از عموم جاوادنه میباشد ولی عذاب برزخ برای همگان موقت میباشد و با برپایی قیامت، از فی مابین می‌رود.[۵۳]
ملاصدرا در اسفار تفاوت آن‌چه را آدم در برزخ مشاهده می‌نماید با آن‌چه در قیامت مشاهده می‌نماید در شدت و ضعف،کمال و نقص دانسته بدین ذکر که آدمی در برزخ شکل‌های جزیی غیر دنیوی را با چشم خاطر مشاهده می‌نماید البته در قیامت با دیده اخروی به طور محسوس مشاهده می نماید ولی دیده محسوس‌ْدربین آدم در آخرت غیر از دنیاست. [۵۴]

بازدید : 36
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 15:49


احمد بن اِسحاق اَشعَری قمی
(درگذشت حدود سال‌های ۲۶۰ تا ۲۶۳ق) از راویان شیعه قرن سوم که محضر چهار امام را فهم و شعور کرد. وی از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و همینطور نماینده قانونی امام عسکری(ع) در قم بود و از عده ای میباشد که امام مجال(عج) را در کودکی چشم میباشد. بعضی گزارش‌ها از کار وی در عصر غایب بودن صغرا تحت عنوان دستیار نایب اولیه عثمان بن سعید حکایت دارااست. وی دارنده تألیفاتی همانند علل الصوم و مسائل الرجال مسجد قبا مشهد میباشد.

مسجد امام حسن عسکری در قم به وسیله وی و به امر امام عسکری(ع) ایجاد شده است. حرم وی در سرپل‌ذهاب در استان کرمانشاه آدرس مسجد قبا مشهد جای‌دارد.

تبارنامه
نسب وی اینگونه میباشد: احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن صاحب الأحوص الاشعری. رزرو مسجد قبا مشهد لقب او‌را ابوعلی گفته‌اند.[۱]

اجداد وی از طایفه اشعری بودند که در کوفه سکونت داشتند. جدّ چهارم وی، احوص بن سائل اشعری در قیام زید بن علی کمپانی کرد و فرماندهی سپاه او‌را بر ذمه گرفت و پس از شهیدشدن زید، بازداشت شد. پس از چهار سال حبس در زندان حجاج، با شفاعت برادرش عبداللّه آزاد شد و یار وی به قم مهاجرت کردند و طایفه اشعریان قم را تشکیل شماره تلفن مسجد قبا مشهد دادند.[۲]

پدرش اسحاق بن عبدالله بن سعد از راویان آیتم اتکا قم بود و از امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) داستان نموده است.[۳]

صحابی سه امام
از منابع رجال شیعه برمی‌آید که احمد بن اسحاق از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و از یاران مجاورت امام عسکری(ع) بوده و از آنها ماجرا نموده است. برای وی کتاب‌هایی برشمرده گردیده برای مثال «علل الصوم»(کتابی تعالی بوده میباشد) و «مسائل الرجال» درباره سؤالات اصحاب امام هادی عليه‌السلام از حضرت»‌.[۴] اين رسايل حاوى گروه اى از «مسائل» میباشد كه «رجال» متعدد از يكى از ائمه معصوم عليه السلام پرسيده اند و اين كتاب ها با مباحث رجالى به معناى آشنایی راويان ارتباطى ندارد.[۵] روحانی طوسی در فهرست کتاب علل الصلاة که کتاب بزرگی بوده را از کتاب‌های احمدبن اسحاق دانسته میباشد. [۶]

وکالت
در بعضا منابع از او تحت عنوان نماینده قانونی امام عسکری(ع) در موقوفات قم حافظه گردیده‌است.[۷] بعضا با توکل بر پاره‌ای قرائن اورا نماینده قانونی امام هادی(ع) نیز دانسته‌اند.[۸]

درخواست دست‌خط از امام عسکری
در بعضا منابع به‌این مساله اشاره گردیده‌است که وی از روش اخذ توقیعات نیز با امام حسن عسکری(ع) در مورد بوده که به عنوان مثال آنها قصه پایین میباشد:

احمد بن اسحاق میگوید: روزی در یکی‌از ملاقات‌ها سرویس امام عسکری(ع) رسیدم و درخواست کردم چیزی بنویسد تا اینجانب خطّش را ببینم تا هر‌گاه توقیعی بر اینجانب وارد شد، آن را بشناسم. امام فرمود:

ای احمد! خط، با خودکار درشت و ریز در نظرت گوناگون می‌کند. مبادا به شک وتردید افتی! (سیاق خط را ببین، خیر ریز و درشتی آن را)
بعد از آن دوات طلبید و خط نوشت. زمانی می‌نوشت، با خویش گفتم: از وی تقاضا کنم قلمی را که با آن می‌نویسد، به اینجانب ببخشد. زیرا از تایپ کردن خارج از شد استارت به کلام زدن با اینجانب کرد و خودکار را با دستمالش منزه می کرد. آن گاه فرمود: بگیر،‌ای احمد! و مداد را به اینجانب بخشید.[۹]

دیدن حضرت مهدی(عج)
در تاثیر فشار سیاسی حکمرانان عباسی، زمینه جانشینی امام عسکری(ع) نهفته داشته میشد و غیر از دوستان آیتم پشت گرمی و مجاورت امام، کسی از آن مطلع خلا. شیعه‌ها قم در‌این‌باره از احمد بن اسحاق سؤالاتی کردند و وی برای اینکه داده ها بیشتری دستیابی نماید و جانشین حضرت را با دیده خویش ببیند، به سامرا رفت و به محضر وی رسید. پیش از اینکه وی سخنی بگوید، امام فرمود:

«احمد بن اسحاق! معبود متعال از ویّل خلقت انسان تا امروز زمین را خالی از حجت قرار نداده میباشد و تا قیامت هم خالی نخواهد گذاشت...»
احمد پرسید: حجت خداوند بعداز شما که می باشد؟ حضرت به باطن منزل رفت و لحظه‌ای بعد از آن درحالی که کودکی سه ساله را در آغوش گرفته بود، خارج آمد و فرمود:

«در صورتی نزد معبود و حجت‌های وی مقامی والانداشتی، فرزندم را به تو آرم نمی‌دادم. این نوباوه هم‌اسم و هم‌لقب نبی پروردگار(ص) میباشد و همین نوپا میباشد که زمین را آن گاه‌که از ظلم مالامال گردیده، آکنده‌از عدل خواهد کرد.»[۱۰]
قبلا دیدار، امام عسکری(ع) در طومار‌ای به احمد بن اسحاق، به دنیا آمدن حضرت مهدی(عج) را به وی خبر داده بود.[۱۱]

بازدید : 33
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 20:25


شبر بن محمد حویزی

شُبَّر بن محمد حویزی فقید و محدّث امامی قرن دوازدهم، سرسلسله قبیله شبّر میباشد. وی در نجف به علم آموزی فقه و حدیث پرداخت. بعد از اشراف عثمانی ها بر عراق در قبال اشغالگران قیام کرد اما به جهت دسیسه برخی روسای قبایل ناکامی خورد. بیش تر از ۳۰ تاثیر برای حویزی برشمرده‌اند که عمدتاً درباره تفصیل حالا علما و انساب، فقه و حدیث مسجد قبا مشهد میباشد.

نسب و به دنیا آمدن
حویزی سرسلسله قبیله شبّر، شاخه‌ای از مشعشعیان، میباشد که نسب آن‌ها به امام کاظم (ع) می رسد.[۱] پدرش، محمدبن ثنوان، محدّث و فقید فقاهتی بود. شبّر در ۱۱۲۲ق در حویزه/ هویزه متولد شد و در همانجا رویش یافت، بعد از آن به نجف مسافرت کرد و به علم آموزی فقه و حدیث آدرس مسجد قبا مشهد پرداخت.

اساتید
وی ا ز احمد بن اسماعیل جزایری، رضی الدین بن محمد موسوی عاملی مکی، نصرالله معلم حائری و یوسف بن عبدالله بحرینی (متوفی ۱۱۷۱) اذن قصه ا رزرو مسجد قبا مشهد خذ کرد.[۲]

قیام در مقابل عثمانی
بعداز اشراف عثمانیان بر عراق، حویزی برخی بزرگان عرب، مانند روحانی حمود آل ثنا و روحانی خلیل آل عباس، را به قیام در قبال اشغالگران فراخواند و با آماده آوردن سپاهی در ۱۱۶۰ به نبرد با عثمانیان پرداخت. سپاه وی آغاز پیروزیهایی استخراج کرد، ولی به منجر دسیسه برخی رؤسای قبایل باخت خورد و حویزی به اسارت به بغداد برده شد، اما بعداز مدتی آزاد شماره تلفن مسجد قبا مشهد شوید.[۳]

تالیفات
بیش تر از سی تیتر تاثیر برای حویزی برشمرده‌اند که عمدتاً درباره گستردن اکنون علما و انساب، فقه و حدیث میباشد. بعضی از مهم‌ترین آن ها عبارتند از:

الذَخیرةُ فی العُقبی فی مَوَدَّةِ ذَاو القُربی، در تفصیل نسب سید علی خان بن سیدخلف حویزی.[۴]
رسالة فی نسب محمد المشعشعی، درباره نسب جد اعلای خویش، سید محمد بن فلاح مشعشعی.[۵]
کنزالسعادة، در گستردن درحال حاضر شماری از عالمان.[۶]
جُنَّةُ البَرِیة فی اَحکامِ التَقیة یا این که به تعبیر و تفسیر دیگر جنّةالامامیة فی احکام التقیة؛ [۷] حُجّةالخصام، درباره قیام برای اقامه حق در بعدازظهر غایب بودن.[۸]
حرمةالتمتّع بالفاطمیات یا این که الجمع دربین الفاطمیین، که گزینه اعتنا عالمان اکثری قرار گرفته میباشد.[۹]
صَفوَةَ المرام، کناره‌ای مبسوط بر مدارک الاحکام سید محمد عاملی
رساله هایی شرعی در موضوعات متعدد، برای مثال درباره وجوب غسل آدینه، احکام خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها و خمس.[۱۰]
کناره بر اصول کافی و بحارالانوار و اثراتی در دانش رجال.[۱۱]
درگذشت
تاریخ درگذشت او‌را حرزالدین ۱۱۷۰ق[۱۲] بیان نموده است و محسن امین ۱۱۷۸ق [۱۳] ، البته جاسم حسن شبّر[۱۴] هر دو را غلط دانسته و عهد و پیمان آقابزرگ طهرانی[۱۵] را پذیرفته که نوشته حویزی در ۱۱۸۶ یا این که حدود ۱۱۹۰ درگذشته میباشد. حویزی در بقعه امام علی(ع) به خاک امانت شد.[۱۶] یک کدام از ادبای هم بعد از ظهر‌اش، رساله‌ای در گستردن هم اکنون او نوشته میباشد.[۱۷]

پانویس
کیاءگیلانی، احمدبن محمد، سراج الانساب، ص۹۲؛ حرزالدین، محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، ج۱، ص۳۵۱؛ حمدی جعفری، محمد، عشائر و أسرالسادة الحسینیة فی العراق و الوطن العربی، ج۱، ص۱۰۰؛ روضان، عبدعون، موسوعة عشائر العراق: تاریخ، انساب، رجالات، مآثر، ج۲، ص۳۹۳.
حرزالدین، محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، ج۱، ص۳۵۱؛ امین، ج۷، ص۳۳۰؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات، ص۳۳۲، ۳۳۴، ۶۵۰؛ عامری، ناصر عبدالحسن، موسوعة انساب العشائر العراقیة: السادة العلویون، ج۱، ص۱۸۳؛ ر.ک: آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱۱، ص۱۴۴.
ر.ک: حرزالدین، مح

بازدید : 54
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 15:00


درک صحبت مورچه
یک کدام از مواقعی که قرآن از درک لهجه حیوان‌ها بوسیله سلیمان نقل کرده، گفتار مورچه‌ای میباشد که به مورچه‌های دیگر میگوید وارد منزل‌های خویش گردند تا سلیمان و سپاهیانش در حالی که متوجه نیستند آنها را نابود نکنند.[۱۴] سلیمان از حرف مورچه تبسم کرد و خدا را شکر کرد.[۱۵] تعبیروتفسیر مجمع البیان بدین نکته دقت داده که صوت مورچه برای سلیمان مضمون‌ بود، به همین جهت در قران از تفسیر عهدوپیمان «مِن قَوْلِهَا» به کار گیری مسجد قبا مشهد نموده است.[۱۶]

حافظ شیرازی:
لحاظ کردن به درویشان مُنافیِّ بزرگی وجود ندارد
سلیمان با چُنان حشمت، دیدگاه ها بود با مورش[۱۷]این مورچه در خطاب به مورچه‌های دیگر فرمان می دهد و از این امر اینگونه برداشت گردیده که‌این مورچه ملکه مورچه‌ها بوده میباشد.[۱۸] مورچه در‌این گفتار نسبت ظلم را از حضرت سلیمان(ع) و لشکریان نفی می‌نماید و از سخن وی اینگونه برداشت می‌گردد حضرت سلیمان و لشکریان وی، از روی دوراندیشی و عمد موجودات ضعیفی همانند مورچه‌ها را پایمال آدرس مسجد قبا مشهد نمی‌کردند.[۱۹]

بعضا مفسران معتقدند از این آیه برداشت می شود که مورچگان نیز فهم و شعور، نِظام و مصاحبه دربین خویش را داراست و امروزه دانش نیز این را اثبات می‌نماید و آشنایی سلیمان از آن صرفا به وسیله اعجاز رزرو مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۲۰]

صحبت‌اعلام کردن با هدهد
روایت صحبت بیان کردن سلیمان با هدهد از آیه ۲۰ تا ۲۸ سوره نمل آمده میباشد. پرنده ها در اطاعت سلیمان بودند. سلیمان متوجه عدم حضور هدهد گشت[۲۱] و بیان کرد که در شرایطی‌که هدهد برای غایب بودن خویش استدلال موجهی نداشته باشد او‌را تنبیه شدید یا این که ذبح خواهد کرد. بعد از مدتی خیر چندان وقت گیر، هدهد رجوع.[۲۲] هدهد سخنان خویش را برای ترغیب سلیمان و دلجویی از وی، به‌خیال قبول عذرش اینگونه استارت کرد که بر چیزی تدبیر یافته که سلیمان از آن بی‌استحضار میباشد.[۲۳] هدهد گزارشی از مملکت سبأ که زنی بر آن حکومت می کرد، بخشید. هدهد حکومت آن زن را به قدرى منظم میداند كه از هر چيزى سود‌‏مند و بهره مند شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌باشند.[۲۴]

هدهد آنها‌را اینگونه تعریف می‌نماید که بر خورشید سجده می‌نمایند و شیطان اعمالشان را زینت بخشیده و آن ها را از شیوه راست بازداشته میباشد.[۲۵] هدهد در پی بعضی اوصاف خدا را بیان می‌نماید.[۲۶] از این سخنان هدهد برداشت کرده‌اند که‌این پرنده نسبت به آفریدگار آشنایی و معرفت عمیق داراست؛ چون پرستش خورشید را مردود دانسته و آن را جزء وسوسه‌های شیطانی میداند.[۲۷]

سلیمان نیز بعد از رسیدگی صحبت هدهد، هدهد را به یاروهمدم طومار‌ای به آن دیار می‌فرستد.[۲۸]

جستارهای متعلق
حقوق و دستمزد حیوان‌ها
‌ قالی کوچک سلیمان
پانویس
طاهری‌نیا، «تکلم و اظهار کرد‌وگوی حیوان ها در قرآن»، ص۱۹۳.
طاهری‌نیا، «تکلم و اعلام کرد‌وگوی حیوان ها در قرآن»، ص۱۹۳.
صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۳۴۷ - ۳۵۳.
معرفت، انتقاد شبهه ها پیرامون قرآن کریم و مهربان، ۱۳۹۲ش، ص۳۸۹.
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۱۵، ص۴۱۹.
سوره نمل، آیه۱۶.
طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۵، ص۳۵۰.
طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۵، ص۳۵۱.
مغنیه، تعبیر و تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج‏۶، ص۱۲.

بازدید : 39
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 14:57


نگرش دوم: سنی بودن
برخی، به دلایل پایین او را از اهل سنت دانسته‌اند:

او در هرات حضور داشته و با امیر علیشیر نوایی و عبدالرحمن جامی که از صوفیان نقشبندی می باشند، همنشین بوده‌میباشد. فرزندش فخرالدین نیز اورا به دنبال فرقه نقشبندی مسجد قبا مشهد میداند.[۲۱]
بعضی اثر ها کاشفی بر پایه ی آموزه‌های اهل سنت تدوین گردیده برای مثال جواهر التفسیر که مذهب حنفی را تحت عنوان مذهب رفیعتر معرفی نموده آدرس مسجد قبا مشهد است.[۲۲]
او شاگردانی داشته که با وجود تمایل ضد شیعی، از کاشفی تعریف‌و‌تمجید می‌نمایند.[۲۳]کاشفی در آثارش به خلفا، صحابه و علمای اهل سنت احترام نهاده میباشد.[۲۴]ذکر فضیلت روز عاشورا با توکل بر منابع اهل سنت.[۲۵]بیان صلوات منحصر اهل سنت که در اثرها خطی او مو جود رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[مستلزم منبع]
‌ بینش او درباره امام مهدی(عج) که می‌نویسد: «به عهد برخی که اورا زنده میدانند، می گویند در اقصی بلاد مغرب شهرها در تصرف اوست.»[۲۶]
سنی دوازده‌امامیفرستاده جعفریان،‌ متفحص تاریخ ایرانی، برآن میباشد او، در عین اکنون که از اهل‌سنت به شمار می‌آمده، به دوازده امام نیز ارادات داشته میباشد. ازاین‌رو، می بایست او و امثال او را سنی دوازده امامی شماره تلفن مسجد قبا مشهد نامید.[۲۷]

تأثیرات
کاشفی آرم اعطا کرد که سنت سوگواری برای امام حسین(ع)،‌ در وقار فارسی مقام بلندی داشته و قبل از بعد از ظهر صفوی بین اهل‌سنت و شیعه ها اهل ایران ترویج داشته میباشد. بعضا نوشتن کتاب روضة الشهدا را موجب تسریع در تمایل به تشیع، در برخی از نقاط جمهوری اسلامی ایران دانسته‌اند.[۲۸] کاشفی خویش از مناقب‌خوانان شمرده گردیده است و روضة الشهداء وی از متن ها تأثیرگذار درین آئین شمرده گردیده است.[۲۹]


کتاب روضة الشهداء
اثر ها
ملا حسین واعظ کاشفی اثرها اکثری از خویش به یادگار نهاده میباشد،[۳۰]

کتاب مدیحه الشهدا
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: روضة الشهداء (کتاب)
مشهورترین تاثیر کاشفی، کتاب روضة الشهداست که مشتمل بر ۱۰ باب و یک خاتمه میباشد و به اجمال، معاش دوازده امام را دربردارد؛ اما غرض اساسی تالیف کننده، پرداختن به مصائب امام حسین(ع) میباشد. از خصوصیت‌هایی که روضة الشهداء را به یادماندنی کرده، فصاحت ذکر و خودکار مولف میباشد. اما این کتاب به رغم آوازه فراوان، به‌برهان ضعف‌های محتوایی، آیتم مخالفت عالمان و پژوهشگران قرار گرفته و اعتراضات بدون شوخی به آن وارداتی میباشد. از بینش منتقدان، مهم ترین اشکالات روضة الشهدا نگاه صوفیانه، نقل‌های خطا و داستان‌گویی‌های کاشفی میباشد.[۳۱] محتوای خاص کتاب روضة الشهداء از لحاظ نقل مطالب خیره کننده وغریب وگاه اختصاصی سبب ساز گردیده که بعضی مولف اش را مردی بوقلمون صفت و ناشناخته از حیث مذهب بدانند. [۳۲] وبرخی دیگر اورا مردی جامع و دانا و متبحر بدانندکه به منابع و کتبی دسترسی داشته که در دست سایرافراد نبوده میباشد. [۳۳]

دیگر اثرها
مثلا اثر ها او عبارتند از:

آئینه سکندری یا این که استکان جم.
اختیارات النجوم.
جواهر التفسیر.
مواهب علیه بدایع الافکار، فی صنعت های الاشعار.
فتوت‌طومار سلطانی.
خوی محسنی یا این که جواهر الاسرار.
انوار سهیلی.
اربعون حدیثا یا این که الرساله العلمیه فی الاحادیث النوبیه.
اسرار قاسمی در علم کیماگری به فارسی.
بدایع الافکار فی صنعت های الاشعار.
تحفه الصلوات.
تحفه العلیه فی دانش حروف.
تعبیروتفسیر حسینی یا این که المواهب العلیه.
مخزن الانشاء.
لُبّ لُباب مثنوی.
تعبیر زهراوَین یا این که عروس.
تعبیروتفسیر سوره یوسف.
تعبیر و تفسیر قرآن مجید.
ده مجلس خلاصه نوحه الشهدا.
سبعه کاشفیه در ستاره شناسی.
تفصیل الاسماء الحسنی.
فضل و ادب الصلوات علی النبی.
باخبر الانوار.[۳۴]
پانویس
خواندمیر، حبیب السیر، ۱۳۳۳ش، ج۴، ص۳۶۴.
عنبرانی، مروری بر معاش کاشفی، ۱۳۷۰ش، ص۲۵.
کاشفی، فتوت‌طومار سلطانی، ۱۳۵۰ش، ص۱۷.
خواند میر، حبیب السیر، ۱۳۳۳ش، ج۴، ۳۶۴.
افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ص۱۸۵.
افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ص۱۸۵.
صفی، رشحات عین الحیات، ۱۳۵۶ش، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۴.
صفی، رشحات عین الحیات، ۱۳۵۶ش، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۴.
عنبرانی، مروری بر معاش کاشفی، ۱۳۷۰ش، ص۸۴.
حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج۱، ص۴۴۶، ۶۱۳.
خواندمیر، حبیب السیر، ۱۳۳۳ش، ج۴، ص۳۲۵.

بازدید : 63
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 11:48


اسماعیل (فرستاده)
اسماعیل از پیامبران الهی و فرزند ابراهیم‌ خلیل‌ و اخوی اسحاق میباشد. به اطمینان بیشتر مسلمان‌ها‌ وی به عبارتی ذبیح میباشد. همینطور سازه بر احادیث اسلامی نسب‌ رسول اسلام به اسماعیل مسجد قبا مشهد می رسد.

سفر به مرزوبوم مکه به یار مامان خود هاجر، به وجود وارد شدن چشمه زمزم به برکت او، استعداد برای قربانی شدن به وسیله پدرش و تشکیل داد منزل کعبه از مهم ترین اتفاق ها زندگانی او آدرس مسجد قبا مشهد میباشند.

واژه و کلمه اسماعیل
اسم‌ او‌ در لغت‌طومار‌ها غالباً غیر عربی و مرکب‌ از دو واژه و کلمه «اسمع» و «ایل» (به‌ معنای‌ خداوند را شنید) آمده میباشد[۱] و گفته‌اند که‌ ابراهیم‌(ع‌) به‌ هنگام‌ درخواست‌ فرزند از خداوند با این‌ واژه‌ها شروع کلام‌ میکرد.[۲] آرتور جفری‌ با پژوهشی‌ درباره این‌ اسم‌، ریشه‌ای‌ قدیمی‌ برای‌ آن‌ حافظه نموده است و نظایر آن‌ را در منابع‌ عبری‌، حبشی‌ و دیگر گویش‌های سامی‌ آرم‌ داده‌ رزرو مسجد قبا مشهد میباشد‌.[۳]

اسماعیل در قرآن
اسم‌ اسماعیل‌ ۱۲ توشه در قرآن مهربان‌ خاطر گردیده‌ میباشد‌ که ۱۱ موردش در باره اسماعیل فرزند ابراهیم میباشد[یادداشت ۱] که‌ موضوعاتی‌ همانند‌ بنای‌ کعبه بوسیله ابراهیم‌ و اسماعیل‌(ع)،[۴] نزول‌ وحی به‌ او‌ و نیز حافظه وی در کنار دیگر پیامبران‌ الهی‌،[۵] ولادت وی به‌ تیتر‌ عطیه‌ای‌ خدایی‌ به‌ ابراهیم‌[۶] و نیز بیان صفات‌ نیک‌ او[۷] برای مثال این‌ حافظه کرد شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد‌.

در آیه ۸۵ از سوره انبیاء، حضرت اسماعیل‌ در کنار پیامبرانی‌ زیرا‌ ادریس و ذوالکفل‌، از صابران‌ دانسته‌ گردیده‌ میباشد‌ و بعضا‌ از مفسران‌ رمز نهادن‌ اسماعیل‌ برای‌ ذبح‌ را یکی‌از‌ از علامت‌های آشکار طاقت وی دانسته‌اند.[۸]

اسماعیل‌ درست گو‌ الوعد
برخی‌ از مفسران‌، «اسماعیل‌ درست گو‌ الوعد»[۹] را به عبارتی اسماعیل‌ فرزند حضرت ابراهیم دانسته‌ و در توضیح‌ صحت‌ وی در وعد، داستانی‌ آورده‌اند.[۱۰]

قصه‌ معاش‌ اسماعیل‌(ع)
در منابع‌ روایی‌، در گستردن‌ ماجرا‌ معاش‌ اسماعیل‌ آمده‌ میباشد‌ که‌ ساره همسر ابراهیم‌(ع)، زیرا‌ عقیم‌ بود و شوهرش‌ را علاقمند به داشتن فرزند روئت کرد، کنیز خویش هاجر را به‌ همسری‌ وی درآورد تا شاید بتواند، صاحب و مالک‌ فرزندی‌ خواهد شد. هاجر از ابراهیم‌ حامله شد و فرزندی‌ آورد که‌ او‌را اسماعیل‌ اسم‌ نهادند.[۱۱]

در بخش اعظمی‌ از احادیث‌، بشارت‌ الهی‌ درباره میلاد فرزندی‌ «علیم» و «حلیم» برای ابراهیم‌ را که‌ در آیاتی‌ از قرآن کریم ومهربان مذکور‌ میباشد‌،[۱۲] مژده‌ به‌ به دنیاآمدن اسماعیل‌ دانسته‌ و او‌را دارای این‌ صفات‌ شمرده‌اند.[۱۳] اگرچه‌ در احادیث‌ متفاوت‌، درباره میلاد اسماعیل‌ به‌ هنگام‌ پیری بابا، حادثه‌ رأی وجود دارااست، ولی درباره سن‌ ابراهیم‌(ع) در آن‌ فرصت‌ اختلاف‌ به‌ دیده‌ می خورد و گروهی‌ او‌ را به‌ هنگام‌ به دنیا آمدن‌ اسماعیل‌ ۹۹ ساله‌ دانسته‌اند.[۱۴]

اسماعیل(ع) و اسحاق(ع)
نقل گردیده‌است که پس‌ از به دنیا آمدن اسماعیل‌، ساره‌ که‌ خویش فرزندی‌ نداشت‌، نسبت به هاجر و فرزند وی احساس حسادت داشت، اما‌ وی نیز مدتی‌ آنگاه با بشارت‌ الهی‌ در سن‌ پیری‌ فرزندی‌ آورد که‌ اورا اسحاق نامیدند. در احادیث‌ آمده‌ میباشد‌ ابراهیم‌ که‌ اسماعیل‌ را بسیار دوست‌ می‌داشت‌، یک‌ توشه که‌ اسحاق‌ را بر دامان‌ خویش داشت‌، با دیدن‌ اسماعیل‌ اورا به‌ مکان‌ اسحاق‌ نشاند.[۱۵] این‌ دستور حریق‌ غضب‌ ساره‌ را برانگیخت‌ و از حضور هاجر و فرزندش‌ نزد ابراهیم‌(ع) اظهار دلتنگی‌ کرد و شوهر را واداشت‌ تا آن‌ها‌ را از منطقۀ شام بدور سازد؛ بعد از آن‌ از سوی‌ خداوند به ابراهیم‌ دستور داده شد تا هاجر و اسماعیل‌ را به‌ مکه برنده شود.[۱۶]

ورود به مکه
بر شالوده احادیث‌ اسلامی‌، ابراهیم(ع)، هاجر و اسماعیل‌ را با خویش پیروزی و برای‌ پیمودن‌ راه و روش‌، معبود جبرئیل را راهنمای‌ آن ها‌ قرار بخشید، تا آنکه‌ به‌ سرزمینی‌ بی‌آب‌ و علف‌ رسیدند که‌ به عبارتی‌ مکه‌ بود و آنگاه‌ جبرئیل‌، ابراهیم‌ را با خبر کرد که‌ وعده‌گاه‌ خداوندی‌ همانجاست‌. پس از ورود به مکه، ابراهیم‌(ع)، همسر و فرزند را آنجا در مدد‌ خداوند بگذاشت‌ و رویه‌ برگشت‌ به سوی‌ شام‌ را در پیش‌ گرفت‌.

بازدید : 23
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 15:56


نزاع جمل

نزاع جَمَل اولیه نبرد زمان حکومت امام علی(ع) بود که تعدادی ماه بعداز خلافت امام به وسیله گروهی به رهبری عایشه همسر رسول اسلام(ص) و طلحه و زبیر علیه امام علی(ع) به رویه به زمین خورد. عایشه و همراهانش این نبرد را به عذر و بهانه خون‌خواهی عثمان به رویه‌ انداختند. این نبرد در روز ۱۰ جمادی الاولی سال ۳۶ قمری و در حوالی بصره فیس اعطا کرد و فرصت آن از ظهر تا غروب آفتاب بود. عایشه در‌این جنگ بر شترِ نرِ سرخ‌مویی سوار بود و انگیزه نامگذاری این پیکار به جمل (شتر نر) مسجد قبا مشهد همین میباشد.

پیکار جمل اول نزاع داخلی مسلمان ها به حساب می آید که با موفقیت سپاه امام علی(ع) و کشته شدن طلحه و زبیر و دستگیر عایشه و ارسال کردن وی به مدینه به انتها رسید. ازآنجاکه سران سپاه جمل با امام علی به‌تیتر خلیفه، بیعت کرده و آن‌گاه بیعت خویش را شکسته و وارد نبرد گردیده بودند، به ناکثین (بیعت‌شکنان) پر اسم و رسم شدند و این مبارزه نیز مبارزه با ناکثین آدرس مسجد قبا مشهد نامیده شد.

نبرد جمل سبب ساز جابجایی راءس خلافت مسلمین از مدینه به کوفه در عراق شد و به‌انگیزه بروز تضارب میان چندین بدن از صحابه و فرد خلیفه، موضوع‌ای برای ظهور بعضا عقیده‌های تازه کلامی و شرعی در میان مذهب‌ها اسلامی در امر سیاست رزرو مسجد قبا مشهد گشت.

رخدادها و کلیات
مبارزه جمل، او‌لین مبارزه زمانه امام علی(ع)،[۱] و اول پیکار در میان دو دسته مسلمان بود.[۲] این نبرد را اولیه مقابله فی مابین عثمانیه با شیعه قلمداد کرده‌اند که به باخت عثمانیه سبب ساز شد.[۳] جنگ در ۱۰ جمادی الاولی[۴] یا این که به روایتی دیگر در نصفه جمادی‌الثانی سال ۳۶ قمری[۵]، فی مابین سپاه امام علی(ع) و اصحاب جمل (طلحه، زبیر و عایشه)، در اطراف بصره شروع شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد.[۶]

نبرد،‌ به هنگام ظهر استارت شد و تا غروب آفتاب ادامه یافت و به ناکامی اصحاب جمل انجامید.[۷] امام علی(ع) بعد از پیکار جمل، در ۱۲ رجب ۳۶ هجری وارد کوفه شد و در آنجا سکونت گزید.[۸] امام علی(ع) در خطبه شقشقیه، به عهد و پیمان‌شکنی جمع‌ای در زمان خلافت خویش اشاره نموده است.[۹] ابن ابی الحدید، در تفصیل نهج البلاغه، قسم‌شکنان یا این که ناکثین را اصحاب جمل دانسته و روایتی را نقل کرده که مبتنی بر آن، حضرت محمد(ص) به امام علی(ع) خبر داده میباشد که با ناکثین و قاسطین و مارقین خواهد جنگید.[۱۰]

سپاه طلحه و زبیر در حالی فراهم نزاع شد که عایشه، همسر نبی، بر شتری سوار گردیده و پیشاپیش صفوف سربازان پیش میرفت.[۱۱] این نزاع به همین ادله نبرد جمل نامیده شد.[۱۲] هزینه مبارزه جمل از سوی یعلی بن امیة و عبدالله بن عامر هواخواهی شد؛[۱۳][یادداشت ۱] یعلی بن امیة، قاضی صَنعا در عصر عثمان، با ۶۰۰ شتر به یار ۶۰۰ هزار درهم[۱۴] و همینطور عبدالله بن عامر،[۱۵] قاضی بصره در حین عثمان، با اموالی که بعضا منابع تاریخی آن را «فراوان» تعریف کرده[۱۶] و برخی دیگر آن را ۴۰۰ هزار درهم دانسته‌اند، به ناکثین یاری کردند.[۱۷] فرمانده مهم لشکر اصحاب جمل، زبیر دانسته گردیده‌است.[۱۸]

برخی منابع، کشته‌شدگان اصحاب جمل از بصره را دو هزار و پانصد نفر دانسته‌اند که ۱۳۵۰ بدن از قوم اَزْد و ۸۰۰ نفر از قوم بنی ضبَّه بوده‌اند.[۱۹] در احادیث دیگر، شمار کشته‌های اصحاب جمل از شش هزار تا ۲۵ هزار بدن نام برده میباشد[۲۰] و این تعداد در سپاه امام علی(ع)، در منابع متفاوت از ۴۰۰ تا ۵ هزار نفر نام برده میباشد.[۲۱]

مبنی بر گزارش‌های تاریخی، هشتاد بدن از کمپانی‌کنندگان در مبارزه بدر، و ۱۵۰۰ نفر از اصحاب رسول(ص) در سپاه امام علی(ع) جنگیده‌اند.[۲۲] بعضی از فیس‌های پر رنگ در سپاه امام علی(ع) عبارتند از ابو ایوب انصاری،[۲۳] خزیمة بن اثبات،[۲۴] عبیدالله بن عباس،[۲۵] محمد بن حنفیه،[۲۶] عبدالله بن جعفر طیار،[۲۷] عمار بن یاسر،[۲۸] عثمان بن حنیف،[۲۹] عدیّ بن حاتم،[۳۰] عمرو بن حمق،[۳۱] جاریة بن قدامة، حجر بن عدی،[۳۲] زید بن صوحان،[۳۳] صعصعة بن صوحان، صاحب اشتر،[۳۴] شریح بن هانی،[۳۵] و محمد بن ابی دیده نشده[۳۶] فیس‌های سرشناس در سپاه اصحاب جمل هم عبارتند از مروان بن حکم،[۳۷] عبدالله بن عامر،[۳۸] یعلی بن امیة، کعب بن سور، عمیرة بن یثربی، و سعد بن بهره.[۳۹]

بازدید : 84
سه شنبه 5 فروردين 1404 زمان : 10:08


عطیه بن سعد بن جناده عوفی
عَطِیَّة بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او به‌تیتر مفسر، محدث و دانا شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیر قرآن دارااست. عطیه در طول خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا به‌ادله پرهیز از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) پر اسم و رسم مسجد قبا مشهد میباشد.

نسب، ولادت، اسم و لقب
عطیه از طایفه بکالی، تیره‌ای از بستگان بنی‌عوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از خویشان بنی‌عوف[۱] و از صحابه فرستاده معبود(ص)[۲] و مادرش کنیزی از اهل یک محل آدرس مسجد قبا مشهد روم بود.[۳]

درباره تاریخ ولادت عطیه خبر دقیقی در چنگ وجود ندارد، ولی برخی به دنیا آمدن او را دربین سال‌های ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زده‌اند؛ چرا‌که در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا او‌را نامگذاری نماید، امام او‌را در آغوش گرفت و اذعان کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو معبود میباشد). به‌این جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیه‌های عوفی، جدلی، قیسی و کوفی رزرو مسجد قبا مشهد میشناسند.[۷]

رده علمی
عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز شعور نموده است.[۸] ابن‌سعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی باتقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی به‌تیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و دانا شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] خاطر شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.

وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کرده‌میباشد.

از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبی‌زائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمع‌ای دیگر حدیث نقل کرده‌اند.[۱۷]

اثر ها
تعبیر و تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه عصر تعبیروتفسیر بی نقص قرآن را نزد ابن‌عباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]

خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی اختلال شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]

زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری او‌لین زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین برهان میباشد. بنابر نقل عطیه، او به‌یار و همدم جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و زمانی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]

در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و به‌فرمان مختار پایین فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنی‌هاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این تیم وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابن‌زبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفته‌اند ابن‌زیبر از هراس به پرده‌های کعبه حفاظت پیروزی و اعلام‌کرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»

بنابر نقل عطیه، آنها نزد ابن‌عباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزل‌هایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزل‌ها تا رمز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، به‌طوری‌ که در‌حالتی که آن را حریق می‌زدند همگی در آن می‌سوختند. بعد از نجات آنان، از ابن‌عباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، ولی آن‌ها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]

در قیام ابن‌اشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعداز ناکامی ابن‌اشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتیکه از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل پرهیز کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم مو سر رمز و صورتش را تراشید.[۲۳]

وفات
عطیه بعداز امتناع از ناسزا اعلام کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومار‌ای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] برخی به خطا سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کرده‌اند.[۲۵]

تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسم‌های علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.

حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده‌ میباشد.[۲۹] حسین در حین خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]


عطیه بن سعد بن جناده عوفی
عَطِیَّة بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او به‌تیتر مفسر، محدث و دانا شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیر قرآن دارااست. عطیه در طول خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا به‌ادله پرهیز از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) پر اسم و رسم میباشد.

نسب، ولادت، اسم و لقب
عطیه از طایفه بکالی، تیره‌ای از بستگان بنی‌عوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از خویشان بنی‌عوف[۱] و از صحابه فرستاده معبود(ص)[۲] و مادرش کنیزی از اهل یک محل روم بود.[۳]

درباره تاریخ ولادت عطیه خبر دقیقی در چنگ وجود ندارد، ولی برخی به دنیا آمدن او را دربین سال‌های ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زده‌اند؛ چرا‌که در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا او‌را نامگذاری نماید، امام او‌را در آغوش گرفت و اذعان کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو معبود میباشد). به‌این جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیه‌های عوفی، جدلی، قیسی و کوفی میشناسند.[۷]

رده علمی
عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز شعور نموده است.[۸] ابن‌سعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی باتقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی به‌تیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و دانا شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] خاطر شد‌ه‌است.

وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کرده‌میباشد.

از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبی‌زائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمع‌ای دیگر حدیث نقل کرده‌اند.[۱۷]

اثر ها
تعبیر و تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه عصر تعبیروتفسیر بی نقص قرآن را نزد ابن‌عباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]

خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی اختلال شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]

زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری او‌لین زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین برهان میباشد. بنابر نقل عطیه، او به‌یار و همدم جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و زمانی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]

در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و به‌فرمان مختار پایین فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنی‌هاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این تیم وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابن‌زبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفته‌اند ابن‌زیبر از هراس به پرده‌های کعبه حفاظت پیروزی و اعلام‌کرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»

بنابر نقل عطیه، آنها نزد ابن‌عباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزل‌هایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزل‌ها تا رمز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، به‌طوری‌ که در‌حالتی که آن را حریق می‌زدند همگی در آن می‌سوختند. بعد از نجات آنان، از ابن‌عباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، ولی آن‌ها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]

در قیام ابن‌اشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعداز ناکامی ابن‌اشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتیکه از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل پرهیز کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم مو سر رمز و صورتش را تراشید.[۲۳]

وفات
عطیه بعداز امتناع از ناسزا اعلام کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومار‌ای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] برخی به خطا سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کرده‌اند.[۲۵]

تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسم‌های علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.

حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده‌ میباشد.[۲۹] حسین در حین خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]

بازدید : 27
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 15:31


حضور در غزوات
ابوایوب در تمامی غزوات رسول(ص) کمپانی داشت و مورخان اورا از حاضران در پیکار‌های بدر و احد و خندق دانسته‌اند.[۱۳] او صرفا یک توشه، از آن رو که فرماندهی سپاه مسلمان‌ها را مرد جوانی برعهده داشت، از کمپانی در پیکار تعلل رفت و بعداز آن پیوسته از این فعالیت نادم بود.[۱۴] از ضمن متن ها تاریخی، روح اطاعت، وفاداری و احترام خاص وی به فرستاده(ص) به چشم مسجد قبا مشهد میخورد.[۱۵]

به داستان ابن هشام[۱۶] او به دستور نبی(ص) در اخراج منافقانی که در مسجد مدینه، مسلمانها را استهزا می‌کردند و بعضی از آن ها از قوم او بودند، پیش گام شد. براساس برخی احادیث، آیه‌ای از قرآن[۱۷] در واقعه افک، اشاره به مدح ابوایوب و همسرش آدرس مسجد قبا مشهد داراست.[۱۸]

امامت جماعت برای صحابه
به هنگام محاصره منزل عثمان بوسیله معارضان، مسلمان‌ها نماز را به امامت ابوایوب در مسجد مدینه برپا می‌داشتند[۱۹] و همو در زمره شهودی بود که در آن ایام از عثمان قسم گرفتند تا از آن پس بر پایه ی کتاب خداوند و سنّت فرستاده(ص) کار رزرو مسجد قبا مشهد نماید.[۲۰]

بیعت و ملازمت با علی(ع)
وی بعد از قتل عثمان از اولیه عده ای بود که دست بیعت به علی(ع) اعطا کرد و انصار را بدان ترغیب کرد.[۲۱]

حضور در مبارزه‌های فرصت امام(ع)
ابوایوب در مجموع نبرد‌هایی که علی(ع) در آنان سرگرم شد، حضور داشت،[۲۲] البته ابن سعد فقط نهروان[۲۳] و واقدی، صفین را بیان نموده است.[۲۴] رشادت‌های اعجاب انگیز ابوایوب را کلیه حافظه شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۲۵]

در جنگ نهروان، علی(ع) او را به فرماندهی سواره نظام گماشت و قبل از آغاز پیکار، اورا برای احتجاج با خوارج و اندرز آن ها ارسال کرد[۲۶] و وقتی که از او پرسیده شد: با اینکه از صحابه بلندمرتبه پیامبری، چه گونه در رکاب علی(ع) با اهل قبله قتال می کنی؟ جواب بخشید: فرستاده پروردگار(ص) از ما عهد و پیمان گرفت که به ملازمت علی(ع) با ناکثین و قاسطین و مارقین نزاع کنیم.[۲۷] او به همپا قیس بن سعد بن عباده به نمایندگی از امیرمومنان(ع) با خوارج به مذاکره پرداخت.[۲۸] وی همینطور در ۳۵ق یار با گروهی در کوفه شهید شدن بخشید که حدیث غدیر را از رسول(ص) شنیده میباشد.[۲۹]

حکم دهنده مدینه از سوی علی(ع)
او بعد از مبارزه نهروان از سوی علی(ع) به امارت مدینه گماشته شد[۳۰]، البته بعداز آنکه معاویه در ۴۰ق، بُرمز بن ارطاة را با ۳۰۰۰ مرد جنگی به حجاز ارسال کرد، ابوایوب مدینه را رها کرد و در عراق به علی(ع) پیوست. بُراز بعداز هجوم به مدینه و اشغال شهر، منزل اورا به حریق کشید.[۳۱]

حضور در نبرد علیه رومیان
ابوایوب بعداز شهید شدن علی(ع) توشه دیگر برای نزاع به سرحدّات رفت. طبری[۳۲] آورده میباشد که یزید بن معاویه در ۴۹ق به قصد نزاع با رومیان رهسپار شد و ابوایوب انصاری را که سالخورده بود، به هم پا پیروزی.

وثاقت و مقام روایی
ابوایوب را همگی رجال‌شناسان اهل سنت ستوده و بعضا نیز توثیق کرده‌اند،[۳۳] البته علمای شیعه فقط به مدح او اکتفا کرده و از تصریح به توثیق وی دوری نموده‌اند[۳۴]، حتّی ابن داوود حلی[۳۵] او را در شمار مُهملین آورده میباشد.

رجال‌شناسان شیعه در توجیه کمپانی وی در نبرد با مشرکان ذیل دستور معاویه و پسرش یزید، به رغم هواداری سفت وی از حق خلافت علی(ع) اختلاف دارا هستند. ادب بن شاذان این شغل اورا غفلت و نادرست در اجتهاد نسبت داده و میافزاید هرچند وی از خلیفه دوران خویش خشنود نبوده، البته به قصد پیشبرد و تقویت اسلام درین نبردها کمپانی جسته میباشد[۳۶] شاهد این مدعی مشاجراتی میباشد که دربین وی و معاویه فیس داده میباشد،[۳۷] ولی آیت الله خویی[۳۸] علاوه بر رد این عقیده، احتمال می دهد که او مبنی بر اذن امام معصوم حسن بن علی(ع) فعالیت کرده‌با‌شد.

بازدید : 48
جمعه 1 فروردين 1404 زمان : 17:34


‌مدیر مساجد، جاری ساختن رئیس اصولی و اصلی میباشد که تجهیزات مو جود مسجد را برای اپلیکیشن‌های فرهنگی، تبلیغی، علمی، ‌هنری و غیره‌ی خود را پی‌ریزی و در زمان اعمال، نقاط ضعف مسجد قبا مشهد و قوت را تحقیق کند.
امام خمینی اعتقاد دارد «تصرف در موقوفات مسجد یا این که موقوفات دیگر موکول به اذن و حیث متولی فقهی میباشد.» [۱] خیر اصل مسجد؛ و این‌که واقف مسجد خویش را متولی، و برکنار و نصب امام مسجد را در منطقه تولیت‌ خویش قرار دهد اعتبار ندارد چون «جعل تولیت برای مسجد درست وجود ندارد، و برکنار و نصب وی تاثیر ندارد.» [۲] و یا این که این‌که بگوید: عبد و بنده نیتم این بوده که تولیت‌ مسجد را ذمه ‌دار نحس، نسبت به خویش مسجد آدرس مسجد قبا مشهد اینگونه حقی را ندارد. به دلیل این‌که «اصل مسجد تولیت‌بردار وجود ندارد، البته نسبت به موقوفات آن، واقف میتواند خویش یا این که دیگری را متولّی قرار دهد.» [۳] پس «نمازخواندن در آن (مسجد)، موقوف بر اذن کسی وجود ندارد»[۴] و حتی نسبت به تصرفاتی غیر از نمازخواندن در مسجد، مانند اقامه مجلس و به کارگیری از بلندگو و برق و فرش شماره تلفن مسجد قبا مشهد و غیره «نهی واقف تاثیر ندارد. بلی، در شرایطی که برای اشیای مرتبط با مسجد، متولّی خاصی قرار داده گردیده؛ تصرف در آنها موقوف میباشد به حیث وی و ملاحظه جهت وقف.» [۵] و ازآن‌جهت که «مسجد متولّی ندارد و متولّی بردار وجود ندارد.» [۶] بدین ترتیب «رضایت کسی (حتی واقف زمین) در عبادت در آن دارای اعتبار وجود ندارد البته تصرفاتی که منافی با احترام مسجد یا این که مزاحم نمازگزاران باشد روا وجود ندارد.» [۷]
از آنچه که سپری شد معین می شود که مسئولیت هیات امناء در مساجد، نرم‌افزار‌ریزی و مدیر در جهت نگهداری و محافظت از ساختمان مسجد و اموال و وسایل آن و آماده‌آوردن حالت جهت عبادت کردن عموم میباشد، خیر چیز دیگر، آن هم وفق قوانین و مصلحت مسجد؛ و هر کاری «در شرایطی که بر خلاف پایگاهّرات یا این که مغایر مصلحت مسجد باشد روا وجود ندارد.» [۸] و بر همین اصل حتی چنانچه مایحتاج باشد « ضایع کردن مسجد برای تجدید ساختمان مسجد و تعمیر آن بازدارنده ندارد.» [۹]

۲ - رئیس و کارداران مدیریتی
[بازنویسی]
با نگرشی اجمالی به تاریخ سرگذشت مساجد درمی‌یابیم که مساجد صرفا برای ادای فرایض فقاهتی نبوده بلکه خلال مقر تجمع طبقات مختلف اجتماع برای ادای وظایف دینی و فقهی، همواره مهمترین پایگاهی به شمار می‌رفته که عموم و به خصوص جوان ها و اشخاص بانفوذ، از این جای مقدس استعمال می‌کرده در آنجا عده می‌گردیده‌اند تا در امر ‌مسائلی سیاسی، اقتصادی، خدماتی و غیره به مشاجره و مصاحبه بپردازند؛ ‌از این رو پیوسته از این جای مقدس به صورتی مردمی به خواسته سیاست گذاری‌های محلی به کارگیری رزرو مسجد قبا مشهد می‌گردیده‌است.
لذا به خواسته وصال به هدف ها ذکر شده نیاز به پیش‌بینی، اپ‌ریزی سازماندهی تجهیزات و نیرو‌ها و در غایت، در دست گرفتن و تحقیق بر اجرای نرم افزار‌ریزی‌ها میباشد. قدر مسلم تمامی‌ی این‌ها اداره کننده‌ای می‌طلبد که با حدس وضعیت مکانی و هنگامی مساجد، جاری ساختن مدیر اصولی و مهم نماید، یعنی تجهیزات جان دار مسجد را به نیکی و به توجه شناسایی و شرایط مکانی مسجد را تماماً تجزیه و ارزیابی کند و با پیش بینی بعدها متعدد آن، آشنایی دقیقی از آن داشته باشد و مجموعه‌های سنی متعدد را که با مسجد راز و فعالیت دارا‌هستند، ‌شناسایی نماید، میل‌های جوان ها و بین‌سالانی که با مسجد راز و فعالیت دارا‌هستند شناخته شوند، آن‌گاه با مد لحاظ قراردادن همه‌ی مواقعی که اشاره شد،‌ اپلیکیشن‌های فرهنگی، تبلیغی، علمی، ‌هنری و غیره‌ی خود را پی‌ریزی و در زمان اعمال، نقاط ضعف و قوت را تحقیق کند، لکن برای فراهم نمودن اینگونه مسئله‌ای اعتنا به مسائل دیگری به تفصیل پایین ضروری میباشد:

۲.۱ - موضوعات عام
در عمل‌های همگانی مسجد، ذکر نقش مسجد در رواج معارف اصیل اسلامی، ‌از کارداران مؤثر میباشد و تبیین این قضیه که مسجد به چه شکل مکانی میباشد؟ قداست و عظمت این جای چقدر و تا کجاست؟ اقوال پیامبران و ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) درباره ی مسجد تا چه حد میباشد؟ مسجد چه‌گونه میتواند بشر را به سیر الی الله سوق دهد، چه طور میتواند بشر را از زشتی‌ها و نامردمی‌ها و جهالت نجات بخشد و راز‌اجرا فضای معنوی و ملکوتی مسجد چه طور میتواند روح آدم را صیقل دهد و زنگار هر آنچه در شان عبد لایق‌ی آفریدگار وجود ندارد، بزداید، امروزه مطرح میباشد.
از عامل ها مؤثر دخیل در عمل‌های همگانی، ذکر نقش مسجد در تبیین موضوعات اجتماعی و فرهنگی میباشد، ‌امروزه در‌صورتی‌که چه به ظواهر جناح‌ای نظامی در سرحدات مرزو بوم اسلامی ما دیده می شود تا نیاز به حضور نظامی داشته باشد، ‌لکن معاندان پیمان خورده‌ی انقلاب اسلامی که از وجود اندیشه سیاسی اجتماعی و معنوی انقلاب اسلامی بسیار وحشت دارا هستند، ناکام از دسیسه‌ی نظامی، جناح‌ی دیگری را بر ضد نظام و انقلاب اسلامی باز‌اند، که آن جناح، فرهنگی میباشد. آن‌ها می خواهند با مهیا آوردن وسایل لهو و لعب و سرگرمی‌های آنچنانی، جامه‌های نامناسب و غیره، ‌جوان ها، را از روش مهم و از مسیری که در پیش گرفته‌اند، گم راه سازند و با سست کردن ایمان و اطمینان آن‌ها، میان وی و انقلاب طلاق بیندازند و مسافت ساخت‌و‌ساز نمایند که مؤثرترین و کارسازترین خط مش تقابل با این مکر، تسلیح جوان ها ما به مسائل اعتقادی و مطلع سازی آن‌ها نسبت به مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میباشد که اجرای این عمل در فضا مسجد گیراتر از هر دور و بر دیگر و تاثیرگذاری آن بیشتر میباشد و از طرفی در میان جوان ها و نوجوان ها و طبقات متعدد عموم گرایش بیشتری برای حضور در مساجد که می‌پندارند راس داده ها‌گیری میباشد، ‌پیدا میشود و لذا حضور اشخاص بیشتر میشود.
عامل ها دیگری در کار‌های همگانی که رئیس مسجد می تواند به آن جذابیت ببخشد، ذکر، تعبیر، و تجزیه و محاسبه مسائل اقتصادی، بهداشتی و به صورت تک تکّی مسائل روز میباشد. نکته‌ی اساسی در عمل‌های همگانی اینکه، ‌اجرای اپ‌هایی که بیان شد به سیرتکامل‌ای پیش گویی و پیاده سازی میگردند که مخلّ آسایش و وقار و وقت ها فراغت همسایگان مسجد نشوند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 354
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 392
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1097
  • بازدید ماه : 1300
  • بازدید سال : 4314
  • بازدید کلی : 32966
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی