خلقت و حدود دعوت
نظام فکری دروزیان دربارهی خلقت درصورتیکه چه همانند دیگر جماعتهای اسماعیلیه بر نظام خلقت افلاکی و نوافلاطونی سازه گردیدهاست، اندکی با عقاید اسماعیلیان تفاوت مسجد قبا مشهد داراست.[۲۵]
مطابق تعالیم دروزی، سازنده با البارّ به فرمان خویش عقل کلی را از نور و روشنایی خود آفرید و موادتشکیل دهنده همۀ موجودات را در دانش وی به ودیعه بنیان و اورا انگیزه همۀ مخلوقات قرار بخشید. عقل کلی زیرا به خویش لحاظ کرد و خویش را فارغ از مشابه و ضد یافت در گیر عجب شد و دراین هنگام از وی ضد صادر شد. عقل کلی اخذ که تست گردیده است، بعد از پروردگار آمرزش طلبید و از وی خواست که او را در مقابل ضد امداد نماید. از این طلبِ آمرزش نفس کلی به وجود آمد، البته هنگام خلقتش، یاروهمدم فروغ عقل، عنصرها کوچکی از ظلمات نیز در وی متجلی شد.[۲۶] از فروغ نفس کلی واژه و کلمه و از کلمه و واژه قدیمی یا این که جبهه اَیمن و از قدیمی تالی یا این که جبهه اَیسَر صادر شد. سرنوشت، از نوروروشنایی تالی زمین و آنچه در آن میباشد و آسمان ها و بروج دوازده گانه و طبایع چهارگانه و هیولی آدرس مسجد قبا مشهد پدید آمدند.[۲۷]
حمزه، بر پایۀ این نظریه در خصوص خلقت، مراتب عُلوی فوق را به اعضای اساسی تشکیلات دعوت خود نیز اطلاق کرد. پنج جايگاه یا این که حد وجود رزرو مسجد قبا مشهد داراست:
عقل کلی
نفس کلی
واژه و کلمه
جبهه ایمن قدیمی
جبهه ایسر تالی
مرتبۀ عقل کلی در فرد حمزه متجسد گردیده است و چهار مرتبۀ آجل به ترتیب به اسماعیل بن محمد تمیمی، محمد بن وَهب قرشی، سلامة بن عبدالوهاب سامری و علی بن احمد سموقی وابستگی دارااست. اینان اربعۀ حُرُم برگرفته از آیه ۳۶ سوره توبه یا این که حجج اربعهاند که در هر مجال با صور و اسامی متعدد ظواهر میگردند.[۲۸] این حدود وزیران یا این که داعیان خوب رتبۀ الحاکماند که تجسد پنج انبعاث کیهانی یا این که پنج اصل فقیه عُلوی به شمار می روند.[۲۹] ذیل این حدود پنجگانه به ترتیب داعی، مأذون، و مُکاسر نقیب قراردارد، که با سه اصل علوی جد، فتح و خاطر هم خوانی میباشد. آحاد مؤمنان معمولی تابع این حدودند.[۳۰] به جز این حدود، حدود دیگری نیز وجود داراست که همراه شماره تلفن مسجد قبا مشهد آنهاست.[۳۱]
در نظام فکری دروزیان، برخلاف فاطمیان، دربین حدود عُلوی و سِلفی دوگانگی نیست، بلکه حدود جسمانی به عبارتی حدود شیخ و عُلوی میباشد خیر بر اساس آن ها.[۳۲]
از فرصت گوشهگیری مقتنی سلسله مراتب سازمان تبلیغی حمزه، به عنوان مثال مرتبۀ داعی و مراتب تحتخیس آن، به ندرت کاربردش را از دست بخشید و مجموعۀ نوشتههای مقدّس دروزیان مکان خویش غایب را گرفت.[۳۳]
تَقَمُّص
دروزیان
از لحاظ دروزیان روح آدم جاودانه میباشد و هنگام مرگ به جسم دیگر منتقل می گردد. این جابجایی مشابه برتنکردن بلیز نو میباشد و از این رو این نظریه را تقمص مینامند.[۳۴]
آنها در تأیید این نظریه به آیاتی از قرآن، مانند آیههای ۲۸، ۵۶، ۲۴۳ سوره بقره، آیۀ ۶۶ سورۀ حج، آیۀ ۱۱ سورۀ روم، استناد میجویند.[۳۵]
ارواحبشرها همگی با هم و به طور یکباره اخلاق شدهاست؛ از این رو، تعداد آن ها همواره اثبات و مشخص میباشد و با سپری شد مجال نادر یا این که زیاد نمیشود.[۳۶] از سوی دیگر، تعداد ارواح مؤمنان و کافران نیز از شروع خلقت مشخص بوده میباشد، و با مرگ یک مؤمن صرفا یک مؤمن دیگر قادر است متولد گردد و با مرگ یک مشرک مشرکی دیگر.[۳۷] این اعتقاد و باور، که بیان کنده اثبات و معلوم بودن شمار دروزیان زنده نیز میباشد، در واقع فلسفۀ عدم تایید عضو نو در جامعۀ دروزی را ذکر مینماید.[۳۸]
در تقمص تمایز فرآورده نیز مراقبت میشود و روح مردان همواره به مردان و روح زنان به زنان جابجایی مییابد.[۳۹] همینطور هیچگاه روح آدمی به جسم حیوان منتقل نمیشود.[۴۰]
عقیده نطق
با جابجایی روح از جسدی به جسد دیگر، مجموع دانسته ها گذشته وی هم منتقل میگردد. از این رو، بشر مفروضات قبل را به خاطر میاورد. این وضعیت را نطق میگویند.[۴۱] عبدالله نجار، از بزرگان معاصر دروزی، نظریۀ نطق را خرافه و ناآشنایی بشر با ادوار قبلی را عامل بطلان آن میداند.[۴۲]
دروزیان تقمص را مقتضای عدل پروردگار می دانند، به این دلیلکه معاش در تنها و شرایطهای گوناگون زمان کافی و مطلوب را برای رهایی و پاکسازی نفس مهیا میسازد کهاین فرمان در یک توشه معاش تحقق نمییابد.[۴۳]
نهایت پایانی تقمص آزمون و پاکسازی نفس و وصال نفس به کمال دانسته گردیدهاست، هر یکسری ممکن میباشد آدم به مرتبۀ نازلتری نیز سقوط نماید.[۴۴]
دروزیان، برخلاف بعضی از عقاید خویش، اعتقاد و باور به تقمص را نهفته نمیکنند، بلکه مصرانه از آن پشتیبانی مینمایند و کتابها و نوشتهی علمیهایی هم در تأیید آن نوشتهاند.[۴۵]
روز آخرین و قیامت
زیرا روح جاودانه میباشد و مرگ ندارد، محشر، معاد و رستاخیز بیمعناست. در اندیشۀ دروزیان، یوم الاخر نقطه پايان مرحلۀ تکامل ارواح میباشد و قیامت روزی میباشد که توحید طلبه گردد و موحدان بر شرک و بی دینی موفقیت یابند و تقمص به نقطه نهایی برسد.[۴۶]
دراین روز ارواح با تقوا هرکدام بهاندازۀ تکاملی که یافتهاند به عقل کلی متصل میشوند و هر که بهاندازۀ اتصاف به عقل کلی اجر حصول مینماید. عذاب نیز ناشی از نرسیدن بهاین مراتب میباشد.
از نمادهای قربت آن روز، اشراف مسیحیان و یهودیان بر شهرها و تسلیم شدن عموم به خرابی و پستی و آرای فاسد و اشغال فلسطین به دست یهودیان و حکم کننده شدن شخصی ناصالح از نسل امامت میباشد.[۴۷]
دراین روز نامعلوم، الحاکم بامرالله در شکل ناسوتی خویش در کنار رکن یمانی کعبه ظواهر میگردد و حمزه، در کنار وی، با به چنگ آوردن چاقو وی معارضان را ارعاب مینماید. درین هنگام عموم به چهار تیم تقسیم می گردند: اهل ظواهر، اهل درون، مرتدان و موحدان. سه فرقۀ ابتدا جزو هلاک شدگاناند و صرفا موحدان نجات می یابند.[۴۸]
پردیس و دوزخ
دروزیان دنیوی بودن فردوس و دوزخ را نفی مینمایند و پردیس را وصال به توحید و دوزخ و جهنم را بی دینی به پروردگار میدانند.[۴۹]
نسخه ها ادیان و شرایع
در رسائل الحکمة[۵۰]آمده که حمزه برای نسخه ها ادیان برخاسته میباشد، و به این ترتیب یک کدام از موقعیت تایید مستجیبین در دعوت، اعلام برائت آنها، از جمیع مذهبها و ادیان میباشد.[۵۱]
دعوت توحید دروزیان غایت همۀ دعوتها و ناسخ همۀ تعالیم پیامبران قبلی، مثلا یهودیت، مسیحیت و اسلام، و ناسخ شریعت ظواهر و داخل به شمار میرود.[۵۲]

چرا مسجد برای مراسم ترحیم انتخاب میشود؟