loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 50
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 10:06


اقدامات پادشاه اسماعیل
قانونی کردن مذهب تشیع در کشور ایران
اسماعیل میرزا در فصل تابستان سال ۹۰۷ق در سن ۱۵ سالگی در تبریز تاج‎گذاری کرد و بعداز آن پاد شاه اسماعیل خوانده شد.[۱۰] فرمانروا اسماعیل بعداز تاجگذاری دستورداد که تمامی خطبا به اسم دوازده امام خطبه بخوانند و عبارت «اشهد أنّ علیاً البته الله» را به اذان اضافه مسجد قبا مشهد نمایند.[۱۱]

مورّخان بعد از ظهر در آغاز صفوی، بدین نکته که مسیر شیعه شدن ایرانیان به صورت کلان و درحد سیاسی، از مجال پادشاه محمد خدابنده ایلخان مغول (۶۸۰ - ۷۱۶ق) بوده، واقف بوده‌اند و معمولا در خاطر از پادشاه اسماعیل صفوی و همت او برای تکثیر تشیع، از خدابنده هم حافظه کرده‌اند[۱۲]. ولی به این دلیل که تشکیلات دولت ایلخانی بر مبنای تسنن سازه گردیده بود، و سنّیان نفوذ فراوانی در آن داشتند، مخالفت‌های فراوانی با سیاست مذهبی خدابنده شکل گرفت که در غایت او را وادار به عقب نشینی کرد[۱۳]. بنابر این در میان کارایی‌های این دو شاه در این باره، مجاورت دویست سال مسافت آدرس مسجد قبا مشهد افتاده میباشد.[۱۴]

پاد شاه اسماعیل با تأسیس دولت صفوی توانست مرزو بوم کشور‌ایران دیرین را که تا آن مجال پاره پاره بود، متحد نماید و وحدتی سیاسی در آن پدید آورد.[۱۵] همینطور قانونی شدن تشیع اثنی عشری بوسیله سلطان اسماعیل، موجب تقویت نام‌و‌نشان ملی و در سود، ساخت دولت متمرکز‌خیس و قادر‌خیس رزرو مسجد قبا مشهد شد.[۱۶]

قانونی شدن مذهب تشیع در کشور ایران، تمایز آشکاری در میان دولت صفویه و امپراتوری عثمانی که اقتدار مهم دنیا اسلام در قرن دهم بود، تشکیل داد و بنابراین به دولت صفوی نام و نشان ارضی و سیاسی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بخشید.[۱۷]

ادامه کشورگشایی
سلطان اسماعیل با به زانو در آوردن معارضان خویش توانست قلمرو حکومت جمهوری اسلامی ایران را بسط دهد. او با به زانودرآوردن «شاه خواسته آق قویونلو» در حوالی همدان، بر سراسر عراق فارس مسلط شد. در سال ۹۰۹ق، نیروهای قزلباش، سمنان و عجم و در سال بعد از آن یزد را تصرف کردند و فرمانروا اسماعیل، در سال ۹۱۴ق بر عراق عرب مسلط شد.

پاد شاه اسماعیل، بعد از غلبه بر علاءالدوله ذوالقدر (۹۱۳ق /۱۵۰۷م) و تصرف دیاربکر و قسمت علیای فرات، راهی عراق شد تا واپسین مقر امیران بایندری آق قویونلو و شهرهای مقدس شیعه‌ها را تسخیر نماید.[۱۸] بعداز فتح بغداد در سال ۹۱۴ق، به نجف، کربلا و سامرا رفت و به مرمت و تعمیر قبه و ضریح امامان عملکرد گماشت.[۱۹] او در سال ۹۱۶ق، حریف سنّی خویش «شیبک خان ازبک» را باخت اعطا کرد. به امر وی، راز شیبک خان از تن غیر وابسته گردیده و برای پادشاه عثمانی، بایزید‌ نبی شد.[۲۰]

تنش با دولت عثمانی
جلو رفتن فرمان روا اسماعیل در ماوراءالنهر و توسعه مذهب شیعه در مملکت‌های شرقی قلمرو اسلامی، برای بایزید دوم که خویش را پیشوای کلیه مسلمان ها عالم می‌دانست، دشوار بود. از این رو در آغاز از در دوستی درآمد[۲۱]، ولی زیرا رمز شیبک خان را نزد وی فرستادند، خشمناک شد و اسماعیل را از مداخله در فعالیت شیعه‌ها عثمانی و از تامل «استیلا بر ممالک روم» برحذر داشت و او‌را ترساندن به مبارزه کرد.[۲۲]

پادشاه اسماعیل به عذر و بهانه حمایت از صوفیان و شیعه‌ها قلمرو عثمانی، از چالش‌های اجتماعی و سیاسی در عثمانی استعمال پیروزی و از کودتا سلطان قلی پدر تکلو هواخواهی کرد و همینطور به نورعلی خلیفه امداد کرد تا شهرهای عثمانی را تخریب و تصرف نماید.

بازدید : 92
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 10:16


تکان سیاسی، مذهبی
پیاده‌روی اربعین از نجف تا کربلا جنبش و مراسمی مذهبی بوده میباشد.[۱۶] با این اکنون پیاده‌روی و جنبش موکبهای (هیئت‌ها) زیارتی در آن سال‌ها و با آن حالت، نوعی اعتراض و نبرد با حکومت قلمداد مسجد قبا مشهد میشد.[۱۷]

عموم در جلوی این جمعیت، درفش سبز رنگ بزرگی قرار داده بودند که بر روی آن آیه «یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدیهِم؛ دست خداوند بالای دست آن ها میباشد»[۱۸] مندرج بود.[۱۹] این درفش و نوشته بر روی آن‌ را دارنده پیام روشنی برای حکومت آدرس مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۲۰]

سید محمدباقر صدر از عموم مراد بود شعارهایشان پیرامون امام حسین(ع) باشد و به‌شکل بی واسطه علیه حکومت شعار ندهند.[۲۱] با این هم اکنون شعارهایی علیه حسن البکر و صدام رزرو مسجد قبا مشهد حسین داده شد.[۲۲]

موضع ها علماء
امام خمینی و سید عبدالله موسوی شیرازی انتفاضه صَفَر عراق را تأیید کردند.[۲۳] سید محمدباقر صدر، سید محمدباقر حکیم را به‌نمایندگی خویش به فی مابین زائران ارسال کرد[۲۴] تا موجب تقویت روحیه آن ها خواهد شد و آنان‌را بر هدف ها مهم، ارشادوراهنمایی نماید.[۲۵] محمدباقر حکیم هنگامی که به بین عموم در مسیر نجف به کربلا رفت به آن ها دلگرمی داده و تأکید کرد که تا پایان در کنار آنان خواهد ماند.[۲۶] پژوهشگران، نقش روحانیون نجف را درین انتفاضه بسیار برجسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۲۷]


بزرگداشت شهدای انتفاضه صفر در دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در نجف، شهریور ۱۴۰۱ش
اثار
حکومت عراق این قیام را ایفا خرابکارانه‌ای معرفی کرد که بوسیله حکومت‌های استعماری تاسیس شده است.[۲۸] در مقابل، بعضا این قیام را او‌لین تکان سیاسی، مذهبی دانسته‌اند که علیه حزب بعث و بر محوریت مذهب و امام حسین(ع) بود.[۲۹]

برای این قیام نتایجی را برشمرده‌اند؛ ازجمله:

برافتادن فیس اسلامی حزب بعث با مبادرت علیه انتفاضه صفر عموم عراق؛
شکسته شدن ابهت حزب بعث به‌استدلال ایستادگی عموم در مقابل حکومت بعثی برای نخسین بار؛
‌ ساخت‌و‌ساز اختلاف‌هایی در حزب بعث.[۳۰]
جستارهای متعلق
انقلاب ۱۹۲۰ عراق
انتفاضه شعبانیه عراق
پانویس
ویلی، نهضت اسلامی شیعه ها عراق، ۱۳۷۳ش، ص۷۰.
المؤمن، سنوات الجمر، ۲۰۰۴م، ص۱۶۴.
الموسوی، «نفحات اینجانب انتفاضة صفر عام ۱۹۷۷م»،‌ شبکة خبر ها الناصریة.
المؤمن، سنوات الجمر، ۲۰۰۴م، ص۱۶۵.
کاظم، ارقام و آراء حول نظام البعث فی العراق، ۱۹۸۲م، ص۱۵۸.
کاظم، ارقام و آراء حول نظام البعث فی العراق، ۱۹۸۲م، ص۱۵۹.
الطالقانی، «دراسة حول انتفاضة صفر المجیدة عام ۱۹۷۷ میلادیة»، تارنما براثا.
الأسدی، موجز تاریخ العراق السیاسی الحدیث، ۲۰۰۱م، ص۱۰۱.
ویلی، نهضت اسلامی شیعه‌ها عراق، ۱۳۷۳ش، ص۸۰.

بازدید : 33
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 9:58


پایبندی به احکام فقاهتی در باطنی‌گری
برخی از فرقه‌ها و مذاهبی که باطنی خوانده می شوند، پایبندی به احکام فقهی را در قوانینی، مایحتاج نمی‌دانند. برای مثال، گزارش کرده‌اند که اسماعیلیانِ اول و قرمطیان و نزاریان پایبندی به احکام دینی را برای عده ای که به امام و حقایق باطنی معرفت داشتند، مایحتاج مسجد قبا مشهد نمی‌دانستند.[۱۹]

مثال‌هایی از تأویل‌های باطنیان
فهرست پایین مثال‌هایی از تأویل‌هایی را دربرگرفته میباشد که باطنی‌گرایان در زمینه‌ی آیه‌ها قران مطرح‌کرده‌اند:

«روزی که افق را در هم می‌پیچیم».[۲۰] تأویل: روزی که شریعت را فسخ کنیم.[۲۱]
«بعد از آن هفت عرش را در دو روز پديد آورد. و در هر آسمانى كارش را به آن وحى كرد.»[۲۲] تأویل: هفت مدیر برای دو عصر سلسله ظاهری و باطنی منصوب کرد و منفعت هرکدام را غیروابسته اعطا کرد.[۲۳]
[دعای نوح]: «جز بر گمراهى ستمكاران ميفزا» در آیه ۲۴ سوره نوح تأویل محی‌الدین عربی: خدایا عده ای را که به نفسشان ستم کرده و به جایگاه فناء فی الله رسیده‌اند، جز معرفتت که موجب حیرانی بشر بی نقص در ذات تو آدرس مسجد قبا مشهد می شود میفزا.[۲۴]
منشأ باطنی‌گری
بعضا ریشه باطنی‌گری در اسماعیلیه را تفکر غالیان شیعه در قرن دوم میدانند. احتمال داده‌اند اول مسلمانی که مشرب باطنی داشته و آیه‌ها قرآن را تأویل می‌کرده، مُغیرة بن سعید (درگذشت ۱۱۹ق)، رهبر مغیریه بوده میباشد. همینطور می گویند ابوالخَطّاب (درگذشت ۱۳۸ق) بنیانگذار فرقة خَطّابیه اولیه کسی میباشد که بین مسلمان‌ها نهضتی با مختصات باطنی تأسیس رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۲۵]

باطنی‌گری جانور در تصوف را نیز به قرن دوم قمری و ظهور اول صوفیان نسبت میدهند؛ یعنی اشخاصی زیرا حسن بصری، ابوهاشم کوفی (درگذشته ۱۵۰ق)، سفیان ثوری (درگذشته ۱۶۱ق) و ابراهیم ادهم شماره تلفن مسجد قبا مشهد (درگذشته ۱۶۲ق).[۲۶]

اتهام باطنی‌گری
در زمان تاریخ اسلام، «باطنی‌گری» به‌تیتر اتهامی مذهبی یا این که سیاسی برای تخطئه معارضان مذهبی یا این که حذف معارضان سیاسی به فعالیت رفته میباشد. از جمله، ابن‌تیمیه شیعه‌ها، صوفیان و فیلسوفان را باطنیه می‌نامید.[۲۷] همینطور اشخاصی به جرم باطنی‌گری کشته می‌شدند که از مشهورترین‌هایشان حسنک وزیر، وزیر پاد شاه محمود غزنوی، میباشد که با هدف ها سیاسی به دار آویخته شد.[۲۸]

پانویس
دادبه، «باطنیه»، ص۱۹۶؛ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۴.
گنون، نگرشی به مشرب باطنی اسلام و دین دائو، ۱۳۸۷ش، ص۲۲، ۲۴، ۳۲.
گنون، نگرشی به مشرب باطنی اسلام و آئین دائو، ۱۳۸۷ش، ص۳۲.
دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۴.
دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش، ص۱۶۱-۱۶۲.
انصاری، «باطنی‌نگری در تشیع و تصوف در گفت‌و‌گو با حسن انصاری»، وبگاه رسیدگی‌های تاریخی.
معرفت، التأویل، ۱۴۱۲ق، ص۳۷-۴۴.
معرفت، التأویل، ۱۴۱۲ق، ص۳۳-۳۵.
معرفت، التأویل، ۱۴۱۲ق، ص۶۲-۶۷.
سوره الرحمن، آیه۹.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۴، ص۳۰۹.
گنون، نگرشی به مشرب باطنی اسلام و دین دائو، ۱۳۸۷ش، ص۲۱-۲۲.
گنون، نگرشی به مشرب باطنی اسلام و آئین دائو، ۱۳۸۷ش، ص۲۱-۲۲.
دفتری، «باطنیه»، ص۵۵۴.

بازدید : 34
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 10:01


پیشینه تاریخی دایکندی
اولی حضور اسم دایکندی در متن ها تاریخی به زمان صفویه میرسد. دیدار دولت‌بیگ، قاضی دای‌کندی با فرمان روا عباس (حکومت: ۹۹۶ق ـ ۱۰۳۸ق)، پادشاه صفوی، بعد از دعوت او به جمهوری اسلامی ایران، از قصه‌های مشهور دای‌کندی میباشد و گفته می‌گردد قرآن نفیسی میان طایفه دولت‌بیگ محفوظ میباشد که کادو آن مهاجرت میباشد.[۲۰] در ۱۱۵۰ق (۱۱۱۵ش)، کم افشار بعداز فتح قندهار و رفتن به سوی هند، سپاهی را به دایکندی و دای‌زنگی اعزام کرد که عموم آن از ادای مالیات پرهیز کرده بودند. بعد از نقطه پايان مبارزه، کم دسته بزرگی از جوان ها این دو خویشان را به اردوی خویش مسجد قبا مشهد ملحق کرد.

[۲۱] محمدیوسف ریاضی (۱۲۹۰ق ـ ۱۳۳۰ق)، تاریخ‌نگار و شعر سرا شیعه هراتی، در کتاب عین‌الوقایع آورده: در ۱۲۶۸ق گردآوری‌ای از میران هزاره به دیدار ناصرالدین پادشاه (حکومت:۱۲۶۴ق ـ ۱۳۱۳ق) رفته و هدایایی با خویش بردند که عبدالحمید بهادر، نماینده سردار حسن دای‌کندی نیز در آن مجموعه بود. این اشخاص با هدایایی به وطن آدرس مسجد قبا مشهد بازگشتند.[۲۲]

مرزو بوم دایکندی در تجاوز عبدالرحمن، امیر کابل و کشتار عموم هزاره در سال‌های ۱۲۷۰تا۱۲۷۵ش، سرکوب شد و ذیل احاطه حکومت کابل قرار گرفت.[۲۳] بعداز آن دای‌کندی جزو حکومت گسترده دای‌زنگی شد که زیرمجموعه ولایت کابل بود.[۲۴] ولی قبل از آن دایکندی بصورت نصفه جدا بوده و تقسیمات اداری خاصی وجود نداشت و بخشی از مملکت ارزگان محسوب رزرو مسجد قبا مشهد می شد.[۲۵] [یادداشت ۳]

زمان معاصر

دای‌کندی تا ۱۳۳۰ش، زمان هفتم شورای ملی افغانستان نماینده غیر وابسته نداشت و یک نماینده مشترک از دای‌زنگی و دای‌کندی تعیین می شد.[۲۶] در سال ۱۳۴۵ش که تقسیمات اداری و تأسیس ولایات در افغانستان شروع شد، دایکندی تحت عنوان یک ولس‌والی (شهرستان) به مرکزیت خِدیر در واحدهای اداری مرزوبوم ساخت و ساز شد.[۲۷] در همین سال، محمدظاهر فرمان روا، واپسین پادشاه افغانستان، هجرت یک روزه به دای‌کندی داشت. نوراحمد اعتمادی، صدراعظم وقت نیز، در ۱۳۴۹ش از دای‌کندی دیدار شماره تلفن مسجد قبا مشهد نمود.[۲۸]

کمتر از 1سال بعداز کودتای کمونیستی (۷ اردیبهشت ماه/ثور ۱۳۵۷ش در کابل)، عموم دایکندی به فرماندهی صادقی نیلی، بعداز قیام و جنگ، اداره این حیطه را از دولت دموکراتیک رفتار بیرون کردند.[۲۹] بعداز یک‌سری سال، نزاع دربین مجموعه‌های مجاهد در نقاط متفاوت دایکندی بخصوص در سنگ‌تخت و نیلی آغاز شد و خسارات و تلفات بخش اعظمی وارد کرد. این اختلاف و رقابت منفی دربین احزاب سیاسی، تا فعلا یک کدام از ایرادات بدون شوخی و مهم فرا‌روی حکومت‌داری و اداره‌ محلی درین ولایت میباشد.[۳۰]

در نصفه فصل‌تابستان ۱۳۷۸ش هزارستان به عنوان مثال دایکندی، سلطه طالبان را بعد از یک محاصره اقتصادی ۹ماهه تجربیات کرد.[۳۱]

روحانیت شیعه
اولی طلاب دای‌کندی، بعداز سال‌های سرکوب هزاره (اواخر قرن ۱۹م) به مشهد و بعداز یک‌سری سال به نجف مسافرت کرده و درس خوانده بودند. این اشخاص در رجوع و برگشت به بخش ها خویش به درس دادن و رویش محصل و ساخت و ساز کلاس و مکتب علمیه پرداختند.[۳۲] بعداز موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران، نسل آتی طلاب دایکندی در حوزه علمیه قم علم آموزی کرده و خارج از‌التحصیل گردیده‌اند.[۳۳] برخی نیز در سوریه علم آموزی کرده‌اند.

حیطههای علمیه
در ولایت دای‌کندی حدود ۲۰ مکتب علمیه وجود دارااست. این مدرسه های به جهت نداشتن امان مالی کافی و همیشگی، بصورت نصفه فعال و محصور و با کمترین تجهیزات ادامه فعالیت میدهند.[۳۴] اولی مکتب علمیه در دای‌کندی بعد از تهاجم والا عبدالرحمان، در سنگ‌تخت بوسیله روحانی حمزه نوری سازه گذارده شد. در دره خودی وُلُسوالی خدیر نیز در دهه ۱۳۵۰ش مکتب توحیدیه بوسیله تعدادی محصل مقیم نجف استارت به عمل کرد.[۳۵] نمایندگی بعضی از مراجع پیروی و نیز جامعه المصطفی (کابل) بصورت امداد‌های دور از هم و خرد، اندکی از این مدرسه های را دفاع می‌نمایند.

علماء و روحانیون دارای شهرت

محمدحسن خسروی
محمدحسن خسروی: به دنیاآمدن(۱۳۰۸ش/سنگ‌تخت)، فوت(۱۳۹۴/مشهد)
خسروی دروس مقدماتی حوزه را در سنگ‌تخت فرا گرفت. در ۱۳۲۵ش به مشهد، سفر کرد. ادیب نیشابوری یکی‌از اساتید او بود. وی در ۱۳۳۱ش، به نجف هجرت کرد. کامل شدن دروس رسائل، مکاسب و کفایةالاصول را از روحانی صدرا بادکوبه‌ای و روحانی مجتبی لنکرانی فرا گرفت.[۳۶] روحانی خسروی بعد از آن به درس بیرون فقه سیدمحسن حکیم و درس بیرون اصول سیدابوالقاسم خویی حاضر شد. وی به طور همزمان کتاب‌های سطح ها بهتر حوزه یعنی رسائل و مکاسب را در مسجد هندی درس دادن میکرد.[۳۷] در فصل‌تابستان ۱۳۳۸ش، خسروی درس دادن را در محل تولد خویش آغاز کرد. طلاب از ولسوالی‌ها و ولایات هم محلی در کلاس درس او حاضر می‌شدند.[۳۸] وی در ۱۳۵۱ش به نجف برگشت و دروس بیرون را نزد خویی، امام خمینی و سیدمحمد باقر صدر کامل شدن کرد. خسروی با دشوار‌گیری و فشار دولت عراق در ۱۳۵۴ش به افغانستان برگشت.[۳۹] در پائیز ۱۳۵۶ش، خسروی مقیم مشهد شوید و تا نقطه نهایی قدمت در‌این شهر ماند.[۴۰]

بازدید : 78
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 10:11


مُحَدِّث یا این که حدیث‌شناس کسی میباشد که علم کافی درباره حدیث، راویان حدیث، اصطلاحات حدیثی، روایات درست و ضعیف و اشکالات روایات دارااست. محدثان معمولاً کتاب‌های کامل حدیثی نوشته‌اند. مشهورترین محدثان شیعه کُلِینی، روحانی صدوق و روضه خوان طوسی نویسندگان کتاب ها اربعه میباشند. علامه مجلسی و روحانی حُرّ عاملی نیز تحت عنوان محدثان نام دار عصر صفویه مذکور میگردند. در روزگار متأخر نیز میرزا حسین نوری تالیف کننده مستدرک الوسائل و روضه خوان عباس قمی مولف سفینة البِحار با تیتر محدث شناخته مسجد قبا مشهد میشوند.

تعریف‌و‌تمجید
به نوشته مامقانی در کتاب مقباس الهدایة محدث کسی میباشد که شیوه های ثابت حدیث، اسم راویان و عدل و داد آن‌ها را بداند و نیز بداند که چیزی به حدیث اضافه یا این که نادر گردیده است یا این که خیر.[۱] محمدرضا مامقانی در تعلیقه خویش بر مقباس الهدایه میگوید که محدث کسی میباشد که دانش حدیث و اصطلاحات آن را بداند و لفظ ها غریب الحدیث و نیز اشکال حدیث آدرس مسجد قبا مشهد را بشناسد.

[۲] وی همینطور به گزارش کتاب کشاف اصطلاحات الفنون، شنیدن، تایپ کردن، خواندن کردن و نگهداری کردن حدیث و هجرت به شهرهای متعدد برای شنیدن حدیث را جزو خصوصیت‌های محدث بیان نموده است.[۳] شهید ثانی بعد از ذکر تفاوت در بین حدیث و خبر و این که حدیث حرف معصوم اعم از رسول و امام میباشد؛ محدث را کسی میداند که از لحاظ علمی درگیر سنت رسول و امامان رزرو مسجد قبا مشهد باشد.[۴]

به گفته مامقانی در صورتی در کتاب‌های رجالی کسی را با تیتر محدث تعریف ‌نمایند این تعریف مدح وی به حساب میآید. هر یک‌سری نمی‌قدرت این تفسیر را توثیق وی اکانت کرد.[۵]

تفاوت محدث با راوی و رجالی
مامقانی اصطلاحاتی مثل راوی، مُسنِد، محدِّث و حافظ را با هم مقایسه نموده است.[۶] وی می‌نویسد راوی کسی میباشد که فقطً قصه را نقل می‌نماید چه با مدرک چه بی گواهی. رده راوی زیر‌خیس از محدث میباشد.[۷] وی همینطور تصریح می‌نماید هر کس تنها حدیث را شنیده، محدث نامیده نمیشود.[۸]مُسْنِد کسی میباشد که داستان را با سلسه اسنادش نقل می‌نماید خواه دانش به آن‌ها داشته باشد یا این که صرفا ناقل شماره تلفن مسجد قبا مشهد باشد.[۹]

نویسندگان کتاب‌های دانش درایه می گویند فقید رجالی کسی میباشد که صرفا راویان حدیث و خصوصیت‌های آن‌ها را به طور منفرد می شناسید و درباره دارای اعتبار بودن یا این که نبودن هر راوی لحاظ میدهد. اما محدث کسی میباشد که ضمن آشنایی راویان به طور منفرد، درباره گواهی و متن روایات هم صاحب و مالک‌لحاظ میباشد و می تواند ضعیف یا این که درست بودن حدیث را تشخیص دهد.[۱۰]

محدث به معنای اخباری
در بعضا از منابع محدث به اشخاصی گفته میشود که در مقابل میل کلامیِ عقل‌گرا و اصولی، میل اخباری دارا هستند و بیشتر بر حدیث توکل می‌نمایند و با اسم اصحاب حدیث هم شناخته میگردند.[۱۱]

مشهورترین محدثان شیعه
پرونده:علامه مجلسی.jpg
یک نگارگری از محمدباقر مجلسی، از مشهورترین محدثان امامیه
محدثان شیعه را دستکم به دو روش تیم‌بندی کرده‌اند. در آغاز بر پایه ی ادوار معاش و روند تاریخی[۱۲] و دیگری مبنی بر مکتب‌ها و منطقههای حدیث‌پژوهی مثل مدرسه حدیثی قم، مدرسه حدیثی کوفه و مانند آن.[۱۳]

نویسندگان کتاب ها اربعه
نویسندگان کتاب ها اربعه حدیثی شیعه، کهن‌ترین محدثان شیعه می باشند که اثر ها آنها باقیمانده میباشد. محمد بن یعقوب کلینی (درگذشت:۳۲۹ق) تالیف کننده الکافی، محمد بن علی بن بابویه (درگذشت:۳۸۱ق) دارای شهرت به روحانی صدوق تالیف کننده اینجانب لایحضره الفقیه و تعدادی تاثیر حدیثی دیگر و محمد بن حسن طوسی (درگذشت:۴۶۰ق) دارای اسم و رسم به روحانی طوسی تالیف کننده تهذیب الاحکام و الاستبصار که در قرن چهارم و پنجم هجری قمری می‌زیسته‌اند.[۱۴]

محدثان زمان صفویه
محدثان زمان حاکمیت صفویه در کشور‌ایران که هم‌زمان با پرورش اخباریگری میباشد، نقش فراوانی در ارتقاء به جا مانده حدیثی شیعه داشتند[۱۵] و جامعه ها حدیثی زیادی درین زمان نوشتند.[۱۶] بحار الانوار تحت عنوان والا‌ترین گروه حدیثی شیعه فرآورده این زمان میباشد. محمدمحسن سود کاشانی (درگذشت:۱۰۹۱ق) مولف الوافی، روحانی حر عاملی (درگذشت:۱۱۰۴ق) مؤلف وسائل الشیعه و محمدباقر مجلسی (درگذشت:۱۱۱۰ق) مؤلف بحارالانوار درین زمان می‌زیسته‌اند.[۱۷]

محدثان متأخر شیعه
در قرن‌های ۱۴ و ۱۵ قمری میرزا حسین نوری (م۱۳۲۰ق)مشهور به محدث نوری مولف مستدرک الوسائل[۱۸] و روضه خوان عباس قمی (م۱۳۵۹ق) تالیف کننده سفینة البحار جزو محدثان معروف شیعه معرفی گردیده‌اند.[۱۹]

بازدید : 52
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 10:00


بیعت عَقَبه، به بیعت عموم یثرب با پیامبر خداوند(ص)، قبل از مسافرت آن حضرت اشاره دارااست. دو بیعت در میان عموم مدینه و فرستاده اکرم (ص) ایفا شد که او‌لین در سال دوازدهم و دو‌مین در سال سیزدهم بعثت بود و هر دو به بیعت عقبه دارای شهرت میباشد. بعضا بیعت اولیه را بیعت النساء و بیعت دوم را بیعت الحرب نامیده‌اند اما بیشتر مورخان بیعت نساء را بعداز فتح مکه دانسته‌اند. این دو بیعت، پیشگفتار مهاجرت رسول(ص) و مسلمانها از مکه به مدینه را مسجد قبا مشهد آماده نمود.

انگیزه اسم‌گذاری
عَقَبه در لغت به معنای گردنه،[۱] راهی میباشد که از آن به قله کوه میروند.[۲] ازآنجاکه دو بیعت فرستاده(ص) و عموم یثرب در عقبه‌ای (گردنه) دربین منا و مکه، مجاورت مِنا به وقوع پیوست، این دو بیعت به بیعت عقبه دارای شهرت آدرس مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

مسافت این جای با مکه حدود پنج کیلومتر میباشد.[۳]

مقدمات بیعت
زیرا ابوطالب و خدیجه (در سال دهم بعثت) از عالم رفتند، فرستاده معبود (ص) از یک سو کسی را که از وی نگهبانی نماید نداشت و از سوی دیگر سختگیری مشرکان بر وی بیشتر گردیده بود،[۴]در سال یازدهم بعثت، آن حضرت با شش بدن از عموم یثرب (مدینه) روبرو شد. محل این ملاقات را برخی مجاورت آن عقبه[۵]و برخی در منا رزرو مسجد قبا مشهد نوشته‌اند.

[۶] این شش بدن از قوم و قبیله خزرج بودند.[۷] نبی آفریدگار از نام و نشان آنها سؤال کرد و آن ها خویش را از عموم خزرج معرفی کردند؛ رسول(ص) پرسید که شما از هم پیمانان و دوستان یهودید و جواب مثبت شنید. بعد با وی به مصاحبه گردهمایی، اسلام را بر آنها عرضه داشت و برایشان قرآن خواند. داده ها دور از هم‌ای که عموم یثرب از یهودیان درباره ظهور پیامبری در مکه به دست آورده بودند موجب اعتنا آنها به حضرت محمد (ص) شد و این آرزو را تشکیل داد که با حضور وی در یثرب بتوانند از ادامه دشمنی و نزاع فی مابین دو بستگان اوس و خزرج پیشگیری نمایند. اینان زیرا به مدینه بازگشتند، قصه ظهور فرستاده را با شماره تلفن مسجد قبا مشهد عموم گفتند.

بیعت نخستین عقبه
این بیعت در سال دوازدهم بعثت، در موسم حج شکل گرفت. دوازده بدن از هفت خانواده دو خاندان اوس و خزرج در عقبه با رسول(ص) دیدار کردند و اسلام آورده و با فرستاده پروردگار(ص) بیعت نمودند. از قبیلۀ خزرج، اَسعَد بن زُرارة، عَوف بن حارث و برادرش مُعاذ، ذَکوان بن عبدقیس، رافع بن صاحب، عبادة بن صامت، ابی عبدالرحمن یزید بن ثَعلَبَة، عباس بن عبادة بن نَضلَة، عُقبَة بن عامر بن نابی، قُطبَة بن عامر بن حدیده و از قبیلة اوس، ابوالهیثم بن تَهَّیان، عُوَیم بن ساعدة در‌این بیعت کمپانی داشتند.[۸]

موردها بیعت اولیه عقبه
در پرستش خداوند شریکی برای وی نگیرند.
دزدی و زنا نکنند.
فرزندان خویش را نکشند.
تهمت نزنند.
فرستاده معبود(ص) را در آنچه به نه و صلاح میباشد نافرمانی نکنند.
در حالتی که به این بیعت وفا کردند، فردوس از آن آنها خواهد بود و در شرایطی که بر خلاف نمودند، با خداست که آنها را ببخشد یا این که عذاب نماید. بعضا این بیعت را بیعت النساء گفته‌اند اما با اعتنا به آیه ۱۲ سوره ممتحنه، بیعت نساء، بیعت رسول با زنان بعداز فتح مکه میباشد.[۹]

اولی مبادرت رسول(ص) پس از این بیعت
بعد از این بیعت بود که پیامبر خداوند(ص) مُصعب بن عُمیر، را یاور آن ها ارسال کرد تا به آن‌ها قرآن یاد دادن دهد.[۱۰] ولی برخی مورخان ارسال کردن مصعب را پس از بیعت دوم نوشته‌اند.[۱۱]

بیعت دوم عقبه
بیعت دوم در عقبه که به بیعت الحرب هم جهانی شد در موسم حج سال سیزدهم بعثت، در درۀ سمت راست از مِنیٰ به سوی گردنه که امروز محل مسجد البیعه میباشد، واقع شد. در امسال هفتاد مرد یا این که هفتاد و دو مرد و دو زن در عقبه حاضر شدند، و از آن سو عباس بن عبدالمطلب عموی فرستاده، نیز با پیامبر خداوند(ص) حاضر شد. یثربیان یکی از یک کدام از یا این که دو عدد دو عدد نزد نبی (ص) می‌آمدند. اول نفر رافع بن صاحب بن عَجْلان (از بنی زُرَیق) بود که نزد رسول (ص) رفت.

عباس به حاضران اعلام کرد: محمد از ماست و تا آنجا که توانسته‌ایم از وی پشتیبانی کرده‌ایم. فعلا وی میخواهد نزد شما بیاید. در شرایطی که اقتدار نگهبانی اورا دارید، چه عالی، وگرنه اورا نزد ما رها فرمائید. گفتند: با وی بیعت (و پیمان) میکنیم که با هر کس نزاع نماید بجنگیم و با کسی که آشتی نماید، در آشتی باشیم.

بیان شده بَراء بن مَعرور یا این که ابوالهیثم بن تهّیان یا این که اسعد بن زراره از اولیه بیعت‌کنندگان بودند.[۱۲]

بازدید : 78
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 10:03


وظایف شورای نگهبان

فقهای او‌لین عصر شورای پاسبان در افتتاحیه او‌لین زمان مجلس شورای اسلامی،‌ خرداد ماه ۱۳۵۹ش.
شورای دربان، براساس قانون اساسی ایران کشور‌ایران، وظایف و مسئولیت‌های زیادی دارااست که بعضا از آنان برعهده تمامی اعضاوجوارح و برخی صرفا برعهده فقهای این شورا میباشد.[۲۰] وظایف این شورا که اصولا ۹۱ تا ۹۹ قانون اساسی ایران آمده،[۲۱] مسجد قبا مشهد عبارتند از:

تطابق قانون ها با شرع: براساس اصل چهارم قانون اساسی ایران، آحاد ضوابط و قوانین مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، سیاسی و... بایستی براساس موازین اسلامی باشد و تشخیص آن برعهده شورای پاسبان میباشد.[۲۲] اصولا ۹۶ آمده میباشد عدم تضاد مصوبات مجلس با احکام اسلام به وسیله اکثریت فقهای شورای دربان معلوم آدرس مسجد قبا مشهد میشود.[۲۳]
در راستای این مسئولیت شورا، «مجمع مشورتی فقاهتی» جهت ارائه ایده ها مشورتی به شورای پاسبان و امداد در رسیدگی مسائل دینی در سال ۱۳۸۰ش رزرو مسجد قبا مشهد تأسیس شد.[۲۴]
تطابق ضوابط با قانون اساسی کشور: براساس اصل ۹۶ قانون اساسی کشور، تشخیص عدم تضاد مصوبات مجلس شورای اسلامی با قانون اساسی ایران برعهده اعضای شورای پاسبان میباشد.[۲۵] در حالتی‌که که شورا مصوبات مجلس را بر خلاف با قانون اساسی کشور تشخیص دهد، آن را برای تجدیدنظر و اصلاح به مجلس بازمی‌گرداند و در شرایطی‌که مجلس و شورا در مصوبه‌ای اختلاف کردند، مصوبه به مجمع تشخیص مصلحت نظام رسول می‌گردد.[۲۶] همینطور تشخیص عدم تضاد مصوبات و ضوابط دولتی با شرع برعهده شواری پاسبان میباشد.[۲۷] بیان شده پژوهش بر عدم ناهمخوانی مصوبات شوراهای اسلامی باشرع نیز برعهده شورا میباشد.[۲۸]
تعبیر و تفسیر قانون اساسی کشور: تعبیر قانون اساسی ایران بر ذمه شورای پاسبان میباشد.[۲۹] تعبیر شورای پاسبان را مانند اصل قانون اساسی ایران دارای اعتبار شماره تلفن مسجد قبا مشهد شمرده‌اند.[۳۰]
بررسی بر انتخابات و کلیه‌پرسی: براساس اصل ۹۹ قانون اساسی کشور، بررسی بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری،‌ سر کردگی جمهوری، مجلس شورای اسلامی و همگی‌پرسی برعهده شورای پاسبان میباشد.[۳۱] این تحقیق مشتمل بر کلیه فرآیند انتخابات - از مرحله تصویب‌اسم داوطلبان و تأیید صلاحیت تا واپسین مرحله آن- میباشد.[۳۲]
از سایر وظایف و مسئولیت‌های شورای دربان عبارتند از: حضور در مراسم تحلیف مدیر جمهور، حضور در مجلس شورای اسلامی هنگام ثبت طرح یا این که لایحه فوری، حضور در شورای بازنگری قانون اساسی کشور، حضور در شورای موقت رهبری (یکی جوارح)، عضویت فقهای شورا در مجمع تشخیص مصلحت نظام.[۳۳]

ساختار
شورای دربان دارنده دبیرخانه و تشکیلات اداری تخصصی و دارنده یک دبیر، یک قائم‌منزلت و یک سخنگو میباشد که برای زمان 1‌سال تعیین میشوند. دبیر و قائم‌منزلت بایستی از جوارح باشند؛ اما سخنگو از سوا اعضای شورا نیز می تواند تعیین خواهد شد.[۳۴]

جلسات شورای دربان دو روز در هفته تشکیل میگردد. در مواقعی سازه به لزوم جلسات فوق‌العاده نیز برگزار میشود.[۳۵]

جلسات شورای دربان با حضور هفت عضو رسمیت مییابد؛ البته در مفاد ضروری یا این که رأی‌گیری،‌ نُه عضو می بایست حضور داشته باشند. جلسات فقهای شورا با حضور چهار نفر به رسمیت میرسد.[۳۶]

اعضاوجوارح
براساس اصل ۹۱ قانون اساسی ایران، شورای پاسبان از شش فقید و شش حقوقدان تشکیل می شود.[۳۷] فقها به وسیله رده رهبری منصوب می شوند و شش حقوقدان نیز از سوی مدیریت قوه قضائیه به مجلس شورای اسلامی معرفی و با رأی مجلس به عضویت شورا درمی‌آیند.[۳۸] همینطور برکنار و قبول استعفای فقهای شورای پاسبان برعهده رهبری[۳۹] و تایید استعفای حقوقدانان بر ذمه رؤسای قوه قضائیه و مدیریت مجلس میباشد.[۴۰] اعضای شورا در هر زمان برای مقطع شش سال تعیین می شوند.[۴۱]

اولی دبیر شورای پاسبان، محمدرضا مهدوی کنی (۲۴ تیر ۱۳۵۹-۲۴ آبان ۱۳۵۹ش) بود و بعد از وی به ترتیب، لطف‌الله صافی گلپایگانی (۲۴ آبان ۱۳۵۹-۲۴ خرداد ماه ۱۳۶۷ش)، محمد محمدی گیلانی (۲۴ تیر ۱۳۶۷ش-۲۴ تیر ۱۳۷۱ش) و احمد جنتی (۲۴ تیر ۱۳۷۱ش تا به امروز) دبیر این شورا بوده‌اند.[۴۲]

وضعیت
طبق اصل ۹۱ قانون اساسی ایران، فقاهت، عدل و داد و دوراندیشی از مقضیات مجال و مسائل روز، وضعیت عضویت فقیهان در شورای دربان میباشد.[۴۳] شرط حقوقدانان نیز حقوقدان و مسلمان بودن میباشد.[۴۴]

بازدید : 34
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 10:03


ماجرا مقاتله برای تأویل قرآن
در بخشی از احادیث، خاصف‌النعل مرتبط با گفته‌ای از رسول اکرم(ص) میباشد که در گردآوری یاران خویش فرمود: «...إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ عَلَى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ فَاسْتَشْرَفَ لَهَا الْقَوْمُ، وَفِيهِمْ أَبُاینترنتَكْرٍ وَعُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ أَبُاینترنتَكْرٍ: أَنَا هُوَ، قَالَ: لَا قَالَ عُمَرُ: أَنَا هُوَ، قَالَ: لَا، وَلَكِنْ مسجد قبا مشهد خَاصِفُ النَّعْلِ»

- يَعْنِي عَلِيًّا...»؛‌[۳۵] از شما کسی میباشد که بعداز اینجانب برای تأویل قرآن خواهد جنگید؛ به عبارتی‌طور که اینجانب برای تنزیل قرآن به پیکار پرداختم.» بعضا از حاضران که اورده شده ابوبکر و قدمت بودند، سؤال کردند که آیا آنان به عبارتی فرد می باشند؟ فرستاده خلال جواب منفی به آنها، اورا فردی دانست که سرگرم پینه‌زدن کفش میباشد. در آن مجال امام علی(ع) در هم اکنون وصله‌کردن کفش نبی بود.[۳۶] شماری از محدثان و مفسران معتقدند فرستاده اکرم(ص) این حدیث را بعد از نزول آیه اصلاح ذات البین آدرس مسجد قبا مشهد فرمود.[۳۷]

پژوهشگران برداشت‌های متفاوتی از حدیث ارائه کرده‌اند:

ثابت امامت
مقدس اردبیلی از فقیهان شیعه (درگذشت: ۹۹۳ق) این حدیث را نص صریحی در امامت امام علی(ع) دانسته میباشد.[۳۸] به‌یقین او و اشخاصی دیگری، تشبیه جنگ امام علی(ع)‌ با جنگ رسول اکرم(ص)‌ بر امامت امام علی دلالت دارااست[۳۹] و دلیلی بر رد امامت بقیه افراد میباشد.[۴۰] ولی بعضا از عالمان اهل‌سنت همانند شافعی و ابن‌تیمیه به‌رغم درست‌شمردن این حدیث، دلالت آن بر امامت امام علی را نپذیرفته‌اندو[۴۱] شافعی تنهاکارکرد حدیث را در پر‌نور‌شدن کیفیت نزاع با ستمگران رزرو مسجد قبا مشهد دانسته میباشد.[۴۲]

اشراف بی نقص به دانش تأویل قرآن
برخی از عالمان شیعه، احادیث نزاع خاصف‌النعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر تسلط بی نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] می دانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب پروردگار سوای امام کفایت نمی‌نماید و حرف اشخاصی که قرآن را کافی میدانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیه‌ها رد می‌نمایند، بی‌اعتبار شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴۶]

حقانیت امام علی(ع) در مبارزه‌های فرصت وی
عده ای از عالمان گفته‌اند کلام نبی اکرم(ص)، ‌پیش‌بینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در نزاع‌هایی میباشد که در طول خلافتش با سه مجموعه ناکثین، قاسطین و مارقین اجرا اعطا کرد.[۴۷] گردآوری‌ای این تعبیر و تفسیر را آرم از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیده‌اند، دانسته‌اند. [۴۸]

قصه پیکار با مشرکان
به نقل از حکم کننده نیشابوری، محدث شافعی‌مذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو به‌همدم یک‌سری نفر از سران مشرکان، به حضور رسول(ص) آمدند و یکی وضعیت صلح‌طومار را اینگونه ذکر کردند: «در شرایطی‌که کسی از اشخاص ما، به‌سوی تو آمد، او‌را به ما برگردان.» رسول(ص) از این کلام غمگین شد و جواب بخشید: «لَتَنْتَهُنَّ‌ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ‌ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ‌ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ‌ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ‌ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ‌ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌؛ ای دسته قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را به‌سوی شما می‌فرستم که آفریدگار قلب اورا با ایمان آزموده میباشد تا گردن‌های شمارا به خیال آئین خداوند بزند؛ از فرستاده پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت می‌باشند؟ نبی(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش منرا پینه می زند.» درین هنگام عموم امام علی(ع) را سرگرم پینه‌زدن کفش فرستاده دیدند.[۴۹]

سید هاشم بحرانی این ماجرا را در انذار قوم و قبیله ثقیف[۵۰] و نسائی در انذار «بنووَلیعه» بستگان‌ای در کنده یا این که حَضرَموت دانسته‌اند.[۵۱]

ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نماد‌دهنده امامت امام علی(ع)‌ دانسته‌اند. اینان گفته‌اند مقاتله با مشرکان و گردن‌زدن آن ها به‌امر معبود بود و خاصف‌النعلی که به تعبیر و تفسیر ماجرا، «قلبش به‌وسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد سزاوار امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]

ماجرا بیان کندهٔ جانشینان نبی
حُرّ عامِلی محدث و عالم شیعه، روایتی از فرستاده اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصف‌النعل خاطر گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح گردیده‌است.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده فرستاده(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصف‌النعل نامید، درحالی‌که علی(ع)‌ سرگرم پینه‌زدن کفش فرستاده بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل شد‌ه‌است.[۵۵]

ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمین‌المعارف گزارشی آورده میباشد که رسول اکرم(ص) در یکی سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت می خواهد بر خاصف‌النعل به‌تیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالی‌که امام علی(ع) درگیر وصله‌کردن کفش‌های فرستاده بود.[۵۶]

قصه هادی امت
خزاز مولف کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، فرستاده اسلام(ص) در تعبیروتفسیر واژه و کلمه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصف‌النعل معرفی کرد که در آن فرصت در کناره‌ای به پینه‌زدن کفش نبی سرگرم بود و آن گاه به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنی‌اسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آنان دانست.[۵۷]

بازدید : 68
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 10:20


فردوس و دوزخ و جهنم برزخی
در برزخ، هر که به سود اعمالی که در جهان اعمال داده میرسد و در فیض، گروهی بهشتی و گروهی جهنمی مسجد قبا مشهد می گردند.[۲۴]
یک کدام از دلایلی که برای ثابت فردوس برزخی طرح گردیده، این آیه از سوره نحل میباشد که فرشتگان زمانی روح مؤمنان را قبض می‌نمایند، به آن ها میگویند: «سلام و عرض ادب باد، به (محرک) آنچه اعمال می‌دادید به پردیس درآیید».[۲۵] همینطور، در سوره آل عمران آمده که شهیدان زنده و ذوق زده می باشند و نزد پروردگارشان روزی آدرس مسجد قبا مشهد داده می گردند.

[۲۶] به اعتقاد و باور دانشمندان از شیعه و سنی، این آیه‌ها نشانگر این حقیقت میباشد که مومنان و شهیدان پس از مرگ و پیش از قیامت، زنده‌اند و در پردیس برزخی حضور دارا‌هستند و از نعمت‌های الهی سود‌مند میباشند.[۲۷]
درباره دوزخ برزخی نیز در سوره نساء آمده که زمانی فرشتگان روح ظالمان را قبض می‌نمایند، با آن ها مصاحبه کرده و به آن ها می گویند: جایگاهتان دوزخ وجهنم میباشد.[۲۸] به یقین پژوهشگران، این مصاحبه دلالت داراست بر این که ظالمان پس از مرگ و پیش از قیامت، زنده میباشند و به دوزخ وجهنم وارد رزرو مسجد قبا مشهد می شوند.[۲۹]
همینطور، به عذاب فرعونیان در سوره غافر[۳۰] ادله گردیده که پس از مرگ، پروردگار عذاب فرعونیان را در دو مرحله ایفا می‌نماید: یکی از پیش از قیامت (هر صبح و شام در برزخ) و دیگری پس از شماره تلفن مسجد قبا مشهد قیامت.[۳۱]
[یادداشت ۴]

در احادیث نیز بارها به پردیس و دوزخ و جهنم برزخی تصریح شد‌ه‌است.[۳۲] [یادداشت ۵] امام علی (ع) در یکی خطبه‌هایش در باره برزخ اینگونه میگوید: آيا هیچیک از بستگان را برسد که دفع مرگ نمایند آيا مدیحه گران با فریاد و فغان خویش گرهى از این شغل توانند گشود در حالى که، آدمى گروگانِ محلّه مردگان میباشد و صرفا در تنگناى گور خفته میباشد. حشرات و گزندگان، پوست تنش را بر دریده‌اند و آن پیكرى که تا چندى پیش زنده و شاداب بود، اینک پوسیده گردیده و وزش بادها نشانش را برانداخته و دستِ حادثه هاِ دوران خاکِ وی بر باد داده. آرى، بدنهاى جدید و لطیف، دگرگون گشته و آن استخوانهاى نیرومند پوسیده گردیده و جانها در گرو توشهِ گرانِ گناهان گرفتار ما‌نده‌اند. آن خبرهاى غیبى، که شنیده بودند، به اعتقاد و باور چشم‌اند. از وی نمى‌خواهند که بر انجام نیک خویش بیفزایند و راهى براى گذشتن از لغزشها و خطاهایشان نمی‌یابند.[۳۳]

تکامل و تنزّل در برزخ
به اعتقادوباور دانشمندان، قابلیت و امکان تکامل و تنزّل در برزخ، بوسیله اثرها اعمالی که سابقا در جهان جاری ساختن داده‌ایم، وجود دارااست؛ چنانکه پروردگار در سوره یس فرموده «مردگان را زنده میکنیم و آنچه کرده‌اند و آنچه از آثارشان پس از مردن بروز می‌نماید، همگی را می‌نویسیم»[۳۴].[۳۵]
این تیم از پژوهشگران متذکر گردیده‌اند که در برزخ، قابلیت اعمال شغل های نیک و بد که به تکامل یا این که تنزّل فرد بینجامد، نیست؛[۳۶] چنانکه امام علی(ع) فرموده «امروز(پیش از مرگ)، وقتِ فعالیت میباشد خیر حسابرسی؛ و فردا(پس از مرگ) وقتِ حسابرسی میباشد، خیر فعالیت».[۳۷]
برخی از احادیث مدرک می دهند که خردسال ها از این قاعده استثنا گردیده و می توانند در برزخ تکامل یابند.[۳۸]

شفاعت در برزخ
نوشته‌علمیٔ مهم: شفاعت
شفاعت از مسلمات قرآنی میباشد[۳۹] که به اعتقاد و باور بعضا از دانشمندان شیعه-به عنوان مثال محمدحسین طباطبائی و محمدحسین حسینی تهرانی- اصطلاحاً به معنای برداشتن عذاب از گناهکاران در روز قیامت میباشد و مشتمل بر برزخ نمی شود.[۴۰] این مجموعه از پژوهشگران، حضور رسول(ص) و ائمه(ع) در حالا احتضار و پرسش قبر و تصرفات تکوینی وی را قبول دارا‌هستند البته از آن، با تیتر شفاعت حافظه نمیکنند.[۴۱]

در انتقاد این طریقه اورده شده که همین ترازو از تصرفات تکوینی نبی(ص) و ائمه(ع) در برزخ، مصداق شفاعت میباشد؛ و این ماجرا از امام درست گو(ع) که «در قيامت، همگی شما در پرتو شفاعت پيامبر یا این که جانشین وی، در پردیس هستيد؛ ولی به پروردگار نسبت به شما در برزخ هراسناكم!»[۴۲] نیز دلالتی ندارد بر این که در برزخ، شفاعت وجود ندارد بلکه امام(ع) درصدد ذکر این نکته میباشد که نباید به آرزو شفاعت، به گناه کثیف شویم زیرا احتمال دارااست در برزخ، به دلایلی مشتمل بر شفاعت نشویم.[۴۳]

تفاوت‌های برزخ و آخرت
برخی دانشمندان، برای آخرت معنای پهناور‌ای در لحاظ گرفته و آن را به معنای دنیا بعداز مرگ میدانند که دربرگیرنده برزخ و قیامت کبری و بعداز آن میگردد. در‌این حالت، برزخ بخشی از آخرت میباشد خیر متمایز از آن.[۴۴] ولی گروهی از دانشمندان، آخرت را به معنای عالم بعد از قیامت کبری، و برزخ را به معنای عالم بعد از مرگ و پیش از قیامت کبری دانسته و به مقایسه آن دو و بیان تفاوت‌هایشان پرداخته‌اند:[۴۵]

با برپایی قیامت، جهان و برزخ نابود گردیده و آخرت آغاز می‌گردد؛ ولی وجود برزخ به طور برابر با وجود جهان برقرار میباشد.[۴۶]
با برپایی قیامت، در آخرت ارتباط بشر با اثرها اعمالی که سابقا در جهان اعمال داده بود جدا می‌گردد؛ البته در برزخ، اینگونه ارتباط‌ای برقرار میباشد.[۴۷]
برهمین اساس، بواسطه اثرها اعمالی که سابقا در عالم اجرا داده گردیده، قابلیت و امکان تکامل و تنزّل در قیامت نیست؛ ولی در برزخ اینگونه امکانی می باشد.[۴۸]
با برپایی قیامت، برگشت از آخرت به عالم ممکن وجود ندارد؛ ولی رجوع و برگشت از برزخ به جهان ممکن میباشد، چنانکه زنده کردن مردگان بوسیله عیسی(ع) و یا این که رجعت برخی آدم‌ها، برگشت آن ها از برزخ به عالم میباشد.[۴۹]
در آخرت، روح آدمی به تن مادی و دنیوی خودش وابستگی میگیرد؛ البته در برزخ روح آدمی با تن مثالی معاش می‌نماید.[۵۰]
در آخرت، شفاعت وجود دارااست؛ ولی -سازه بر یک حیث- در برزخ شفاعت وجود ندارد.[۵۱]
با برپایی قیامت، آدم‌ها تمامی و ناگهان توده می گردند؛ ولی در برزخ، بشر‌ها به ندرت و به گذر زمان فرصت، به یکدیگر ملحق میشوند.[۵۲]
عذاب آخرت شدیدتر و طاقت فرسا‌خیس از عذاب برزخ میباشد؛ چنانکه عذاب آخرت برای گروهی از عموم جاوادنه میباشد ولی عذاب برزخ برای همگان موقت میباشد و با برپایی قیامت، از فی مابین می‌رود.[۵۳]
ملاصدرا در اسفار تفاوت آن‌چه را آدم در برزخ مشاهده می‌نماید با آن‌چه در قیامت مشاهده می‌نماید در شدت و ضعف،کمال و نقص دانسته بدین ذکر که آدمی در برزخ شکل‌های جزیی غیر دنیوی را با چشم خاطر مشاهده می‌نماید البته در قیامت با دیده اخروی به طور محسوس مشاهده می نماید ولی دیده محسوس‌ْدربین آدم در آخرت غیر از دنیاست. [۵۴]

بازدید : 36
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 15:49


احمد بن اِسحاق اَشعَری قمی
(درگذشت حدود سال‌های ۲۶۰ تا ۲۶۳ق) از راویان شیعه قرن سوم که محضر چهار امام را فهم و شعور کرد. وی از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و همینطور نماینده قانونی امام عسکری(ع) در قم بود و از عده ای میباشد که امام مجال(عج) را در کودکی چشم میباشد. بعضی گزارش‌ها از کار وی در عصر غایب بودن صغرا تحت عنوان دستیار نایب اولیه عثمان بن سعید حکایت دارااست. وی دارنده تألیفاتی همانند علل الصوم و مسائل الرجال مسجد قبا مشهد میباشد.

مسجد امام حسن عسکری در قم به وسیله وی و به امر امام عسکری(ع) ایجاد شده است. حرم وی در سرپل‌ذهاب در استان کرمانشاه آدرس مسجد قبا مشهد جای‌دارد.

تبارنامه
نسب وی اینگونه میباشد: احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن صاحب الأحوص الاشعری. رزرو مسجد قبا مشهد لقب او‌را ابوعلی گفته‌اند.[۱]

اجداد وی از طایفه اشعری بودند که در کوفه سکونت داشتند. جدّ چهارم وی، احوص بن سائل اشعری در قیام زید بن علی کمپانی کرد و فرماندهی سپاه او‌را بر ذمه گرفت و پس از شهیدشدن زید، بازداشت شد. پس از چهار سال حبس در زندان حجاج، با شفاعت برادرش عبداللّه آزاد شد و یار وی به قم مهاجرت کردند و طایفه اشعریان قم را تشکیل شماره تلفن مسجد قبا مشهد دادند.[۲]

پدرش اسحاق بن عبدالله بن سعد از راویان آیتم اتکا قم بود و از امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) داستان نموده است.[۳]

صحابی سه امام
از منابع رجال شیعه برمی‌آید که احمد بن اسحاق از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و از یاران مجاورت امام عسکری(ع) بوده و از آنها ماجرا نموده است. برای وی کتاب‌هایی برشمرده گردیده برای مثال «علل الصوم»(کتابی تعالی بوده میباشد) و «مسائل الرجال» درباره سؤالات اصحاب امام هادی عليه‌السلام از حضرت»‌.[۴] اين رسايل حاوى گروه اى از «مسائل» میباشد كه «رجال» متعدد از يكى از ائمه معصوم عليه السلام پرسيده اند و اين كتاب ها با مباحث رجالى به معناى آشنایی راويان ارتباطى ندارد.[۵] روحانی طوسی در فهرست کتاب علل الصلاة که کتاب بزرگی بوده را از کتاب‌های احمدبن اسحاق دانسته میباشد. [۶]

وکالت
در بعضا منابع از او تحت عنوان نماینده قانونی امام عسکری(ع) در موقوفات قم حافظه گردیده‌است.[۷] بعضا با توکل بر پاره‌ای قرائن اورا نماینده قانونی امام هادی(ع) نیز دانسته‌اند.[۸]

درخواست دست‌خط از امام عسکری
در بعضا منابع به‌این مساله اشاره گردیده‌است که وی از روش اخذ توقیعات نیز با امام حسن عسکری(ع) در مورد بوده که به عنوان مثال آنها قصه پایین میباشد:

احمد بن اسحاق میگوید: روزی در یکی‌از ملاقات‌ها سرویس امام عسکری(ع) رسیدم و درخواست کردم چیزی بنویسد تا اینجانب خطّش را ببینم تا هر‌گاه توقیعی بر اینجانب وارد شد، آن را بشناسم. امام فرمود:

ای احمد! خط، با خودکار درشت و ریز در نظرت گوناگون می‌کند. مبادا به شک وتردید افتی! (سیاق خط را ببین، خیر ریز و درشتی آن را)
بعد از آن دوات طلبید و خط نوشت. زمانی می‌نوشت، با خویش گفتم: از وی تقاضا کنم قلمی را که با آن می‌نویسد، به اینجانب ببخشد. زیرا از تایپ کردن خارج از شد استارت به کلام زدن با اینجانب کرد و خودکار را با دستمالش منزه می کرد. آن گاه فرمود: بگیر،‌ای احمد! و مداد را به اینجانب بخشید.[۹]

دیدن حضرت مهدی(عج)
در تاثیر فشار سیاسی حکمرانان عباسی، زمینه جانشینی امام عسکری(ع) نهفته داشته میشد و غیر از دوستان آیتم پشت گرمی و مجاورت امام، کسی از آن مطلع خلا. شیعه‌ها قم در‌این‌باره از احمد بن اسحاق سؤالاتی کردند و وی برای اینکه داده ها بیشتری دستیابی نماید و جانشین حضرت را با دیده خویش ببیند، به سامرا رفت و به محضر وی رسید. پیش از اینکه وی سخنی بگوید، امام فرمود:

«احمد بن اسحاق! معبود متعال از ویّل خلقت انسان تا امروز زمین را خالی از حجت قرار نداده میباشد و تا قیامت هم خالی نخواهد گذاشت...»
احمد پرسید: حجت خداوند بعداز شما که می باشد؟ حضرت به باطن منزل رفت و لحظه‌ای بعد از آن درحالی که کودکی سه ساله را در آغوش گرفته بود، خارج آمد و فرمود:

«در صورتی نزد معبود و حجت‌های وی مقامی والانداشتی، فرزندم را به تو آرم نمی‌دادم. این نوباوه هم‌اسم و هم‌لقب نبی پروردگار(ص) میباشد و همین نوپا میباشد که زمین را آن گاه‌که از ظلم مالامال گردیده، آکنده‌از عدل خواهد کرد.»[۱۰]
قبلا دیدار، امام عسکری(ع) در طومار‌ای به احمد بن اسحاق، به دنیا آمدن حضرت مهدی(عج) را به وی خبر داده بود.[۱۱]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 355
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 392
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1098
  • بازدید ماه : 1301
  • بازدید سال : 4315
  • بازدید کلی : 32967
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی