loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 96
چهارشنبه 12 شهريور 1404 زمان : 14:53


علی بن ابی‌طالب(ع) پر اسم و رسم به امام علی و امیرالمؤمنین (۱۳ رجب سال ۲۳ پیش از سفر - ۲۱ رمضان سال ۴۰ق)، امام اولیه همگیٔ مذهب‌ها شیعه، صحابی، راوی، کاتب وحی و چهارمی خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت میباشد. او همینطور پسرعمو و داماد رسول اکرم(ص)، همسر حضرت فاطمه(س)، بابا و جدِّ یازده امام شیعه مسجد قبا مشهد میباشد

. بابا وی ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بودند. به گفته عالمان شیعه و اکثری از علمای اهل سنت، در کعبه زاده شد و اول مردی بود که به پیامبراسلام(ص) ایمان آورد. از لحاظ شیعه، علی(ع) به دستور خداوند و تصریح نبی(ص)، جانشین بلافصل نبی آفریدگار(ص) آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

فضیلت ها متعددی برای امام علی(ع) برشمرده‌اند؛ فرستاده(ص) در یوم الدار اورا تحت عنوان وصی و جانشین خویش برگزید. وی وقتی که قریش قصد کشتن رسول(ص) را داشتند، در بستر فرستاده اسلام(ص) خوابید تا نبی(ص) بتواند مخفیانه به مدینه مسافرت نماید. رسول(ص) عقد اخوت خویش را با رزرو مسجد قبا مشهد او بست

. بنابر منابع شیعه و برخی منابع اهل سنت، حدود ۳۰۰ آیه از قرآن مهربان، درباره فضیلت ها او میباشد مانند آیه مباهله، آیه پاکسازی، آیه ولایت و بعضا دیگر از آیه‌ها که بر طهارت او شماره تلفن مسجد قبا مشهد دلالت دارااست.

علی(ع) در کلیه غزوات فرستاده اسلام(ص) به جز نبرد تبوک کمپانی داشت. در غزوه تبوک رسول(ص) علی(ع) را به جانشینی خویش در مدینه گماشت. امام علی(ع) در غزوه بدر، تعداد متعددی از مشرکان را به نابودی رساند، در غزوه احد از جان فرستاده(ص) حفظ کرد، در غزوه خندق با کشتن قدمت بن عبدود نبرد را خاتمه اعطا کرد و در غزوه خیبر، با کندن درِ تعالی قلعه خیبر، نبرد را به سرنوشت رساند.

نبی(ص) بعد از اعمال صرفا حج خویش، بعد از نزول آیه تبلیغ، عموم را در حوزه‌ غدیر خم توده کرد؛ آنگاه خطبه غدیر را خواند و دست امام علی(ع) را بلند کرد و فرمود «هر کس اینجانب مولای وی هستم، علی نیز مولای اوست، خدایا دوست بدار آن‌که او‌را دوست داراست و معاند اورا معاند بدار.» بعد از آن، بعضا صحابه مانند قدمت بن خطاب به امام علی(ع) شادباش گفتند و او‌را با کنیه امیرالمومنین خطاب کردند. بنابر لحاظ مفسران شیعه و بعضی از اهل سنت، آیه اکمال در همین روز نازل شد‌ه‌است. به یقین شیعه‌ها، عبارت اینجانب کنت مولاه فعلیٌ مولاه که بوسیله فرستاده(ص) در روز غدیر گفته شد، به معنای گزینش جانشینی رسول(ص) میباشد.

بازدید : 40
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 14:51


صنعا در احادیث شیعه
در بعضا از روایات نبوی به شهر صنعا اشاره گردیده‌است. به عنوان مثال در سال پنجم هجری قمری در روایتی دربارۀ نبرد خندق نقل گردیده‌است که نبی(ص) فرمودند که در هنگام حفر خندق، قصرها و مملکت‌های یمن و صنعا را مشاهده کردند و جبرئیل به وی بشارت بخشید که امت اسلامی بر آن‌ها چیره مسجد قبا مشهد خواهند شد.

[۱۱] همینطور در روایتی دیگر نبی(ص) به اصحاب خویش بشارت میدهد که گسترۀ اسلام در شبه‌جزیرۀ ایالات متحده عربی از صنعا در جنوب تا کویر‌های حَضرَموت (در راس ایالات متحده عربی کنونی) بزرگ آدرس مسجد قبا مشهد شود.[۱۲]

خلال بشارت‌های نبوی، احادیث مرتبط با قیام یمانی، تحت عنوان یکی آرم‌های قطعی ظهور امام مهدی(عج)، نیز به یمن اشاره دارا هستند.[۱۳] در احادیث مرتبط با قیام یمانی، به شهرهای صَنعا، عَدَن، کِنده و ناحیه اَدر میان اشاره گردیده است.[۱۴] بعضی معتقدند احادیث مرتبط با صنعا، مستفیض میباشد و از روش شیعه و اهل‌سنت رزرو مسجد قبا مشهد نقل گردیده‌است.

[۱۵] همینطور برای مثال حادثه ها پیش از خروج سفیانی، قیام و خروج فردی دارای شهرت به «کاسِر العَین» در شهر صنعا میباشد.[۱۶] علی کورانی، محقق و مولف لبنانی‌، این نظر را دارد کاسر العین علامت‌ای پیش از سفیانی میباشد که در صنعا قیام می‌نماید البته غالب نمیشود و بعداز آن یمانی ظهور می‌نماید؛ ولی بعضا دیگر از محققین بر این باورند که کاسر العین خیر مربوط به یمانی میباشد و خیر سفیانی، بلکه فقط اتفاق‌ای قبل از سفیانی میباشد و هیچ شاهد حدیثی بر رابطه آنان شماره تلفن مسجد قبا مشهد نیست.[۱۷]

تاریخچه تشیع در صنعا
به گفتۀ دانشمندان، شهر صنعا که در بالا قلعه‌ای در قلمرو هَمْدانیان‏ بود، نخستین دفعه در متن‌ها قرن پنجم قبل از ولادت مذکور میباشد.[۱۸] طبق این منابع ایرانیان در سال ۵۷۵م صنعا را فتح کردند و تا سال ۶۲۸م که یمن اسلام را عهده دار شد، بر این شهر حکومت کردند.[۱۹] بعد از اسلام و در سال ۱۰ق همگی اشخاص خویشان هَمْدان‏، توسط امام علی(ع) به اسلام گرویدند.[۲۰] با ظهور عباسیان و در سال ۱۲۹ق شیعه‌ها یمن به رهبری ابوحمزه و عبدالله بن یحیی (ملقب به طالب الحق) از عباسیان پشتیبانی کردند و «صنعا» را تصرف کردند؛ ولی به‌دنبال لشکرکشی به مدینه از سپاه اموی ناکامی خوردند و درپی آن صنعا را نیز به امویان واگذار کردند.[۲۱]

پایتختِ شیعه ها صُلَیحی و زیدی

محراب مسجد الامام علی بن ابی‌طالب (صنعا) این مسجد بعداز داخل شدن امام علی(ع) به یمن و فتح آن در سال هشتم هجری،‏ تأسیس شد‌ه‌است.
طبق گزارشهای تاریخی، امامت زیدیه در سال ۲۸۴ق بوسیله امام الهادی الی الحق یحیی بن الحسین (۲۴۵-۲۹۸ق) در شهر صعده یمن تأسیس شد،[۲۲] ولی صنعا به ندرت به مهم ترین مرکز ها سیاسی و فکری زیدیه تبدیل شد.[۲۳] این دولت نخستین زیدی در ۲۹۸ق در جریان تضارب با اسماعیلیان و قبایل مخالف فروپاشید.[۲۴] علی بن محمد صلیحی (از شیعه ها اسماعیلی یمن) در سال ۴۳۹ق حکومت صلیحیان را تأسیس کرد[۲۵] و از سوی مُستنصر بالله، خلیفه فاطمی مصر، گزینه تأیید قرار گرفت.[۲۶] وی آخر و عاقبت در سال ۴۵۵ق سراسر یمن را پایین دستور خویش درآورد[۲۷] و صنعا را پایتخت خویش خاطرنشان کرد.[۲۸] حکومت صلیحیان در سال ۵۳۲ق فروپاشید؛[۲۹] ولی مورخان معتقدند که امامت زیدی با وقفه‌های مکرر، تحت عنوان یک نیروی سیاسی و مذهبی اصلی از قرن نهم میلادی تا ۱۹۶۲م پابرجا ماند. به گفتهٔ این دانشمندان، زیدیان عمدتاً در ارتفاعات شمالی و در بخشها فضا صنعا، حوزه‌‌ای که جمعاًً به یمنِ عُلیا پر اسم و رسم میباشد، مستقر بودند.[۳۰]

بازدید : 80
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 12:31


ابومحمد تقی‌الدین حسن بن علی بن داوود حلی (۶۴۷- پس از ۷۰۷ق) دارای شهرت به ابن داوود حلی، فقیه رجالی، دانا، ادیب وشاعر شیعی قرن هفتم هجری قمری میباشد. ابن داوود با علامه حلی معاصر بود. مشهورترین تاثیر وی کتاب الرجال میباشد. از اساتید سرشناس او می‌اقتدار به متفحص حلی،سید جمال الدین احمد بن طاووس،سید عبدالکریم بن سید احمد بن طاووس مسجد قبا مشهد اشاره نمود.

معاش‌طومار
ابن داوود حلی در ۵ جمادی‌الثانی سال ۶۴۷ق به دنیا آمد[۱]

در کتاب‌های تراجم به محل ولادتش، اشاره نشده؛ ولی از آن‌جا که نزد محققان اسم‌آور حله علم آموخته، احتمالاً بیشتر عمرش را در‌این شهر گذرانده و در همین شهر نشو و نما نموده است. نیز به قرینه این که ابن داوود، استادش ابن طاووس را «بغدادی التحصیل» خوانده و از سوی دیگر، گفته که: تا هنگام مرگ قرین وی بوده، پر‌نور می‌گردد که بیان کننده مدتی نیز در بغداد اقامت داشته میباشد. همینطور مبتنی بر بیتی از ارجوزه «عِقْدُ الجواهر»، وی در ذی القعده ۷۰۰ق در کاظمین بوده و نیز در ارجوزه «منهج التقویم»، از نعمت نزدیک و معاش در نجف آدرس مسجد قبا مشهد خاطر نموده است.[۲]

وفات ابن داوود را بعد از سال ۷۰۷ق دانسته‌اند.[۳]

اساتید و شاگردان
ابن داوود در اجازات و معاجم به «فرمان روا العلماء و البُلَغاء» و «تاج المحدثین و الفقهاء» آوازه یافته میباشد.[۴] از عهدوپیمان شهید ثانی اورده شده که: ابن داود در دانش رجال مسیری را پیموده که هیچ یک از بزرگان شیعه آن را طی ننموده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

از استادان و مشایخ‌اش را می‌اقتدار این اشخاص اسم موفقیت:

نجم الدین جعفر بن سعید بن حلی دارای شهرت به پژوهشگر حلی صاحب و مالک شرایع الاسلام
سید جمال الدین احمد بن طاووس
سید عبدالکریم بن سید احمد بن طاووس
روضه خوان موثر الدین محمد بن علی بن محمد بن جهیم شماره تلفن مسجد قبا مشهد اسدی.[۶]

رجال ابن داوود حلی
او همینطور از برخی بزرگان شیعه، داستان نموده است؛ ازجمله:

با حجب و حیا الدین یحیی بن سعید حلی
خواجه نصیرالدین طوسی
یوسف بن مطهر حلی بابا علامه حلی.[۷]
همینطور از ابن داوود حلی این اشخاص داستان کرده‌اند:

رضی‌الدین ابوالحسن علی بن احمد مزیدی حلی (متوفای ۷۵۷ق)
ابوعبدالله محمد بن قاسم دیباجی حلی پر اسم و رسم به ابن معیة (متوفای ۷۷۶ق)
زین الدین علی بن طراد مطارآبادی (متوفای ۷۵۴ق)[۸]
تألیفات
اثر ها چاپی
کتاب الرجال مشهورترین تاثیر اوست که به رجال ابن داوود آوازه داراست.
اُرجوزَة فی الکلام؛ منظومه‌ای میباشد خوشگل در ۱۴۵ بیت، با الفاظی موجز درباره عقاید کلامی شیعه.
عِقْدُ الجواهر فی الاشباه و النظائر؛ این کتاب( که محتوایش ارجوزه‌ای دینی میباشد) در ورژن چاپی، «جواهر الکلام فی الاشباه و النظائر» نامیده گردیده‌است. این ارجوزه فقاهتی با ۱۳۰۹ بیت در ۱۰ ذی‌القعده ۷۰۰ق در کاظمین سروده شد‌ه‌است.
المنهج القویم فی تسلیم التقدیم؛ ارجوزه‌ای میباشد با ۲۰۱ بیت، شامل داستانی از مباحثه‌های مرتبط با سزاوار‌ترین خلیفه بعد از نبی(ص) که در مجلسی از مجالس علمای مذهب ها گوناگون در بغداد جاری ساختن گرفته میباشد.
اثر ها خطی
التحفة السعدیه؛ ورژن‌ای از آن، در کتابخانه موزه بغداد وجود داراست.
علم آموزی المنافع: ورژن‌ای از آن، در کتابخانه سید محمدعلی روضاتی در اصفهان میباشد.
الجوهرة فی نظم التبصرة؛ دو ورژن از آن در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی جانور میباشد.
المقتصر اینجانب المختصر؛ ورژن‌ای از آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی جانور میباشد.

بازدید : 170
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 13:48


ابراهیم عَقیل (۱۹۶۲-۲۰۲۴م) دارای اسم و رسم به «حاج‌عبدالقادر» و «حاج‌تحسین»، فرمانده نظامی پررنگ حزب‌الله لبنان بود که گردان رضوان را تأسیس کرده بود. وی از طراحان عملیات‌ها برای حزب‌الله بود و بارها علیه رژیم صهیونیستی مبادرت نظامی کرده بود. به عنوان مثال شغل‌های وی، مبارزه ۳۳ روزه با اسرائیل بود. وی در ۳۰ شهریور سال ۱۴۰۳، در ادامه حمله هوایی ارتش اسرائیل به لبنان، ترور مسجد قبا مشهد شد.

معاش
ابراهیم عقیل در دسامبر ۱۹۶۲م در حیطه مقبره لبنان متولد شد و از بنیانگذاران مقاومت اسلامی در دهه ۱۹۸۰ در لبنان بود.[۱] ابراهیم عقیل در مبارزه ۳۳ روزه لبنان و اسرائیل نیز نقش مهمی انجام میکرد و توانسته بود با تاکتیک‌های جنگی، برای ارتش اسرائیل بحران‌آفرین باشد. وی همینطور نقش محوری برای رابطه بین حزب‌الله لبنان و نیروهای حماس بود.[۲] وی به کنیه «حاج‌عبدالقادر»[۳] و «تحسین» شناخته آدرس مسجد قبا مشهد می شد.[۴]

مقام در ساختار حزب‌الله

ابراهیم عقیل در کنار سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان
ابراهیم عقیل، عضو یک کدام از هسته‌های پنج نفری در حوالی عِماد مُغنیه از شروع عملیات نظامی حزب‌الله لبنان بود.[۵] عقیل بعداز فواد شُکُر، دیگر فرمانده حزب‌الله لبنان، بالاترین رده فرماندهی نظامی در حزب‌الله را برعهده داشت.[۶] وی از سال ۲۰۰۸م سمت دستیاری دبیرکل در کارها عملیات حزب‌الله را ذمه ‌دار شد.[۷] وی همینطور فرماندهی یگان رضوان را ذمه ‌دار بود.[۸] بعد از ترور فواد شکر، ابراهیم عقیل تحت عنوان مسئول اداره عملیات ویژه حزب‌الله منصوب شد. وی همینطور در «مجلس شورا»، بهتر‌ترین بنیان نظامی حزب‌الله، عضویت رزرو مسجد قبا مشهد داشت.[۹]

ترور
دولت ایالات متحده برای ترور یا این که ارائه اطلاعاتی که به ترور یا این که دستگیری او سبب گردد، ۷ میلیون دلار مشوق گزینش کرده بود.[۱۰] به نقل از بعضی منابع، ابراهیم عقیل در انفجار پیجرهای حزب‌الله در شهریور ۱۴۰۳ش، آسیب دیده گردیده بود و بعد از مدتی از مریضخانه مرخص شد.[۱۱] روز ۳۰ شهریور سال ۱۴۰۳ش، نیروی هوایی ارتش اسرائیل به مقر مهم حزب‌الله در ضاحیه جنوبی در حومه بیروت حمله کرد. درین حمله ۱۶ نیروی حزب‌الله مثلا ابراهیم عقیل به شهید شدن رسیدند.[۱۲] وی ۱ مهر ۱۴۰۳ش در لبنان، تشییع و در آرامستان روضةالشهیدین در بیروت شماره تلفن مسجد قبا مشهد دفن شد.[۱۳]

برخورد‌ها به ترور
حزب‌الله لبنان در بیانیه‌ای قانونی، شهید شدن او‌را تأیید کرد و از سرویس ها وی تعریف نمود.[۱۴] نعیم قاسم نائب رئیس وقت دبیرکل حزب‌الله لبنان، در سخنرانی خویش از انتقام در بعدی‌ای مجاورت از نیروهای صهیونیستی خبر اعطا کرد.[۱۵] تکان حماس فلسطین نیز با صدور بیانیه‌ای، ترور ابراهیم عقیل را محکوم کرد و وعده خون‌خواهی او‌را بخشید.[۱۶] علی‌اکبر ولایتی مشاور آیت‌الله خامنه‌ای،[۱۷] محمدباقر قالیباف مدیر مجلس شورای اسلامی[۱۸] و عباس عراقچی وزیر امورخارجه کشور‌ایران در پیام‌های غیروابسته‌ای، شهید شدن ابراهیم عقیل را تسلیت گفته یا این که به آن برخورد علامت دادند.[۱۹] در عکس العمل‌های در بین‌المللی، کشورهایی زیرا جمهوری اسلامی ایران و یمن، این ترور را محکوم کردند و نماینده کشور‌ایران در سازمان ملل نیز به‌این ترور برخورد علامت اعطا کرد.[۲۰]

بازدید : 33
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:02


زمان مکه
بر مبنا بعضا احادیث، ابوبکر قبل از اسلام مردی قابل انعطاف‌اخلاق معرفی گردیده که قریش اورا دوست داشتند و او‌را متشخص می‌شمرده‌اند.[۱۹] بیان شده که او از جوانی به بازرگانی اشتغال داشته میباشد.[۲۰]بعضی از منابع عمل او‌را بزازی و یا این که شیر دوشی گزارش مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[مستلزم منبع][۲۱]

مجال اسلام آوردن
درباره اسلام آوردن ابوبکر، دربین اهل سنت اختلاف چشم میگردد. بعضا از عالمان اهل سنت، ابوبکر را چهارمی شخص مسلمان بعداز خدیجه و امام علی(ع) و زید بن حارثه می دانند. از این رو بعضی از اهل سنت گفته‌اند که ابوبکر، اولی نفر از این چهار بدن بود که مرد آزاد بوده و مسلمان آدرس مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است

[۲۲] طبری از محمد بن سعد نقل می‌نماید که ابوبکر پس از ۵۰ نفر اسلام آورد.[۲۳] سید جعفر مرتضی عهد و پیمان اخیر را عهد پژوهشگران می داند و میگوید: بیان کننده ادعای اولی مسلمان بودن ابوبکر به روزگار پس از خلافت خلفای اربعه می‌­برسد و پس از شهیدشدن علی(ع) حال و روز شد‌ه‌است و چه بسا معاویه فرمان این فعالیت را داده باشد و در اقصی نقاط مملکت­‌های اسلامی پخش کرد‌ه باشد. او آنگاه با دلایل متعددی این داعیه را رد می‌نماید.[۲۴] برخی خبر ها آورده شده از راویان اهل سنت، حاکی از مسلمان شدن ابو قحافه در روز فتح مکه میباشد[۲۵]؛ ولی بعضا دیگر از راویان، این خبر ها را آیتم عیب گیری قرار رزرو مسجد قبا مشهد داده‌اند.[۲۶]

ابوجعفر اسکافی معتزلی نیز می گوید: چنانچه ابوبکر سبقت در اسلام داشته، چرا خودش بدین قضیه تحت عنوان یک فضیلت در هیچ موردی برای مثال در سقیفه احتجاج و ادله نکرده و هیچ یک از دوستداران وی از صحابه نیز اینگونه ادعایی را مطرح شماره تلفن مسجد قبا مشهد نکرده‌­اند؟[۲۷]

تاریخ صدر اسلام
شخصیت‌ها
فرستاده اسلام(ص) • ابوطالب • حضرت خدیجه(س) • حضرت علی (ع) • حضرت فاطمه(س) • حمزة بن عبدالمطلب • سلمان فارسی • ابوذر غفاری • مقداد بن عمرو • جعفر بن ابی‌طالب • بلال حبشی • ابوبکر • قدمت بن خطاب • عثمان بن عفان • صحابه
نزاع‌ها
غزوه‌ها و سریه‌ها
نزاع بدر • پیکار احد• غزوه بنی‌نضیر • غزوه خندق • غزوه بنی‌قریظه • صلح حدیبیه • غزوه خیبر • فتح مکه • غزوه تبوک • بقیه غزوه‌ها • سریه‌ها
شهرها و جای ‌ها
مکه• شعب ابی‌طالب • مدینه• طائف • مسجد قبا • مسجدالنبی • سقیفه بنی‌ساعده • خیبر • آرامستان بقیع
حادثه ها
بعثت • سفر به حبشه • لیلة المبیت • مسافرت به مدینه • صلح حدیبیه • حجة الوداع • رخداد غدیر • سقیفه • سپاه اسامه
مفاهیم مرتبط
اسلام• انصار • مهاجرین • تشیع • حج • قریش • بنی‌هاشم • بنی امیه • نادانی
نبو

در بعضی کتاب ها اهل سنت، گفته شده میباشد که به سبب ساز منزلت اجتماعی ابوبکر دربین قریش، تعدادی از عموم مکه بعداز اسلام آوردن وی مسلمان شدند؛ عثمان بن عفّان، زبیر بن عوام، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی‌وقاص، و طلحة بن عبیدالله[۲۸]؛ البته برخی در‌این ماجرا و در اسلام آوردن این مجموعه به دعوت ابوبکر شک وتردید کرده‌اند و معتقدند که اختلاف سِنی بعضی از اینان (زبیر، سعد و طلحه) با ابوبکر در حدود ۲۰ سال بوده و نمی‌توانسته‌اند از معاشران او[۲۹] بوده باشند. دیگر آنکه از مقایسه احادیث ابن سعد[۳۰] برمی‌آید که عبدالرحمن بن عوف جزء افرادی بوده که با عثمان بن مظعون اسلام آورده‌اند، خیر در دسته ابوبکر. پس می‌اقتدار احتمال بخشید که عضویت اینان در شورای شش نفره قدمت و برخی ملاحظات دیگر، راویان آجل را بر آن داشته که اسلام آوردن وی را به ارشادوراهنمایی ابوبکر و مقدم بر کسان دیگر بدانند. آنچه این گمان را تقویت می‌نماید، روایاتی میباشد[۳۱] که اشخاص دیگری را بر اینان مقدم می‌دارا هستند.[۳۲]

زمانه شکنجه مسلمانها
با شروع دشمنی مشرکان و آزار و شکنجه مسلمانها از سوی آن ها، ابوبکر هم متحمل آزار شد. منابع اهل سنت از آسیب دیده شدن او به دست مشرکان صحبت گفته‌اند.[۳۳] او زمانی که‌این آزارها با طرد بنی‌هاشم از مکه شدت یافت، ناگزیر شد با اجازه فرستاده(ص)، مکه را به قصد هجرت به حبشه سوراخ نماید، البته با سفارش جِوار و هواخواهی ابن الدُّغُنّه (از متنفذان قریش) از وی، به مکه برگشت و زیرا توشه دیگر آشکارا به تبلیغ پرداخت، آزارها نیز از جدید شروع شد.[۳۴] بعضا درباره باعث ماندن ابوبکر در مکه و هم پا نشدن با دیگر مهاجران به حبشه، احتمال داده‌اند که اشخاص طایفه دسته (طایفه ابوبکر)، مانند دیگر اعضای مجموعه دارای شهرت به حلف الفضول از تعقیب و شکنجه عزل بوده‌اند، اما زمانی که بنی مجموعه نخواسته، یا این که نتوانسته میباشد از اشخاص مسلمان خویش جانبداری نماید و ابوبکر عملا در معرض شکنجه قرار گرفته، ناگزیر گردیده که به قصد سفر از مکه بیرون گردد.

بعضی منابع نوشته‌اند که او با صرف بخشی از بودجه خود، ۷ بدن از بردگان مسلمان گردیده را از بردگی شکنجه اربابان مشرک آزاد تشکیل داد، تا آنجا که آماج شماتت پدرش ابوقحافه قرار گرفت.[۳۵]

بازدید : 35
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 21:36


عبیدالله بن علی حلبی راوی، محدّث و فقید نام دار شیعی در قرن دوم قمری و از اصحاب امام درست گو(ع). بیشترین آوازه عبیدالله حلبی به سبب ساز تألیف کتابی با تیتر الجامع یا این که الکتاب بوده میباشد که به همین جهت گزینه ثنا امام راستگو(ع) نیز قرار مسجد قبا مشهد گرفت.

نسب
ابوشُعْبه، جدّ عبیدالله حلبی، از راویان حدیث از امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. همینطور دو اخوی او، ابوجعفرمحمد بن علی بن ابی‌شعبه حلبی[۱] و عمران بن علی بن ابی‌شعبه حلبی[۲] و برادرزاده او یحیی بن عمران بن علی بن ابی‌شعبه حلبی[۳] از راویان حدیث و گزینه وثوق شیعه می باشند. خانواده حلبی یکی‌از اقوام شیعه پر اسم و رسم به وثاقت و گزینه استناد در کوفه بودند و به اسم جدشان، به قوم و قبیله ابی شعبه آوازه آدرس مسجد قبا مشهد داشتند.[۴]

نجاشی[۵] از لینک و پیوند ولاء دربین این قوم و قوم و قبیله بنی تَیم اللات بن ثعلبه حرف گفته و روحانی طوسی[۶] آن‌ها‌را از موالی بنوعِجْل رزرو مسجد قبا مشهد دانسته میباشد.

باعث آوازه به حلبی

به تصریح نجاشی[۷] منجر آوازه عبیداللّه بن علی به حلبی، رفت و آمد او و اخوی و پدرش به شهر حلب، برای شغل های تجاری، شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۸]

تالیفات
کتاب الجامع
عمده آوازه عبیدالله حلبی به منجر تألیف کتابی با تیتر الجامع یا این که الکتاب بوده میباشد. آورده شده اولیه تاثیر دینی فی مابین شیعه ها بوده میباشد.[۹] ولی به لحاظ میرسد اول کتاب شرعی شیعه ها، کتاب علی بن ابی رافع از اصحاب امام علی(ع) باشد که حدود یک قرن گذشته می‌زیسته میباشد.

به نوشته نجاشی[۱۰] و روضه خوان طوسی[۱۱]، وی کتاب خویش را به امام درستگو(ع) عرضه کرد و امام آن را ستود. این کتاب از متن ها رایج بین امامیه بوده میباشد.

روضه خوان طوسی[۱۲] چندین شیوه در قصه این کتاب را بیان و تصریح نموده است که‌این کتاب محلّ اتکا علما و محدّثان میباشد.[۱۳]

الجامع و اسماعیلیه قصه کتاب حلبی بین اسماعیلیه نیز متداول بوده میباشد. گفته‌اند که دو داعی پر رنگ اسماعیلی، به نامهای حلوانی و سفیانی، که پیش از تشکیل حکومت فاطمیان در شمال آفریقا در آن نواحی شغل داشتند، کتاب حلبی را ماجرا کرده‌اند.[۱۴]

داعی اسماعیلی، ابوعبداللّه جعفربن احمدبن هیثم، این کتاب را، به گزارش افلح بن هارون عبانی (داعی، روحانی و فقید فامیل مَلُوسَه، از قبایل طرفدار اسماعیلیه)، ماجرا نموده است.[۱۵]

حکم دهنده نعمان از این کتاب در تألیف کتاب خویش، الایضاح، استعمال و مطالب زیادی از آن نقل نموده است.[۱۶]

کتاب المسائل
ابن شهر آشوب[۱۷] از کتابی به اسم المسائل، تألیف حلبی، ذکر شده که ظاهراً این کتاب را ندیده و اطلاعاتش براساس نقل قولهایی از آن در الایضاح حاکم نعمان بوده میباشد.

عبیدالله حلبی در کتاب المسائل، همچون دیگر اثرها تألیف گردیده بدین اسم در بعدازظهر حضور ائمه،[۱۸]در آغاز سوال‌های خویش را از امام و در پی، جواب‌های امام را آورده میباشد.

کتاب المسائل حلبی دربردارنده سوال‌های وی از امام درستگو(ع) و جواب‌های حضرت به آنان بوده میباشد.

روحانی صدوق از این تاثیر در کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه[۱۹] مطالبی نقل نموده است.

کتاب المسائل همینطور در مشت حکم دهنده نعمان بوده و وی نقل عهد‌هایی از آن را در الایضاح[۲۰]آورده میباشد.[۲۱]

راویان از عبیدالله حلبی
از مشهورترین عده ای که از عبیداللّه بن علی حلبی حدیث نقل کرده‌اند، می‌قدرت به حماد بن عثمان[۲۲]، ابراهیم بن عبدالحمید،[۲۳] علی بن رئاب[۲۴] و احمد بن عائذ[۲۵]اشاره نمود.

پانویس
نجاشی، رجال نجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۳۲۵.
نجاشی، رجال نجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۳۲۵.
نجاشی، رجال نجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۴۴۴.
نجاشی، رجال، ص۲۳۰ ۲۳۱
نجاشی، رجال، ص۲۳۰
رجال، ص۲۳۴
نجاشی، رجال، ص۲۳۰
برقی، ص۲۳

بازدید : 43
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 22:57


کودتا و ادعای خلافت
بعد از مرگ معاویه، عبدالله بن زبیر از بیعت با یزید سرپیچید. بنابر برخی گزارش‌ها، ابن‌زبیر وجود امام حسین(ع) را در حجاز، مزاحم خلافت خویش می‌دانست؛ چون عموم تا شخصیتی مانند امام حسین(ع)در حجاز بود، به ابن‌زبیر رو نمی‌آوردند و زیرا فهمید که امام حسین(ع) قصد کوفه داراست، او‌را تشویق به رفتن مسجد قبا مشهد کرد.

[۱۹] ابن سعد می‌نویسد: «هر صبح زود و شامگاه پیش حسین (علیه‌السّلام) میرفت و اورا به رفتن به عراق تشویق میکرد و می‌خاطرنشان کرد: عراقیان شیعه‌ها پدرت و رهروان تو می‌باشند.»[۲۰] ابن‌‌زبیر با نبی(ص) و دو همسرش خدیجه و عایشه خویشاوندی قربت داشت، پدرش از صحابه مجاورت فرستاده(ص)بود و از بعضی امتیازات دیگر مانند عضویت پدرش در شورای خلافت قدمت بهره مند بود.[۲۱] افزون بر این، وی داعیه داشت که عثمان با وی درباره خلافت عهدوپیمان بسته میباشد. اینها کلیه سبب می‌گشت تا خویش را به خلافت بیش تر از بنی امیه مستحق آدرس مسجد قبا مشهد بداند.

معاویه بعداز شهید شدن امام علی(ع) توانست از ابن‌زبیر با ترساندن و تطمیع برای خود بیعت بگیرد[۲۲] البته به جانشین خویش یزید درباره احتمال تمرّد ابن‌زبیر از بیعت با وی بعد از مرگ خود هشدار بخشید.[۲۳]بعداز مرگ معاویه، یزید به سفارش بابا، ابن‌زبیر برای بیعت ذیل فشار گذاشت و جان او‌را ارعاب کرد و ابن‌زبیر به مکه و منزل آفریدگار هواخواهی موفقیت.[۲۴] وی از خویش با کنیه «عائذ البیت» (پناهنده به منزل معبود) خاطر می کرد[۲۵] که بیان کننده اشاره به روایتی داراست که بنابر آن، فردی از دست ستمکاران به کعبه امان خواهد موفقیت و آخر و عاقبت، معاندان ستمگرش نابود رزرو مسجد قبا مشهد خواهند شد.[۲۶]

ابن‌زبیر در صدر خویش را مهیا بیعت با یزید علامت می‌بخشید البته بعد از ماجرای کربلا، به طور تلویحی یزید را برای خلافت نالایق خواند.[۲۷] آخر و عاقبت یزید به وی امر کرد تا بیعت نماید اما ابن‌زبیر نپذیرفت.[۲۸] عمرو بن سعید، حکم دهنده مکه و مدینه، به امر یزید سپاه کوچکی را برای زور ابن‌زبیر به بیعت به مکه ارسال کرد البته از سپاهی متشکل از هوا داران زبیر باخت خورد.[۲۹] فرمانده این سپاه که اخوی ناتنی یزید بود[۳۰] هم پا گروهی به اسارت ابن‌زبیر درآمد و بعد در زندان کشته شد.[۳۱]در‌این فرصت، مکه عملا در مشت ابن‌زبیر بود.[مستلزم منبع]شهر مدینه نیز به سبب ساز حادثه کربلا و نیز ناشایستگی یزید برای خلافت، شرایط ملتهب و به ابن‌زبیر گرایش شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشت.[۳۲]

ابن‌زبیر به عموم مدینه طومار نوشت و از آن‌ها درخواست تا با وی تحت عنوان خلیفه مسلمین بیعت نمایند و عموم مدینه با عبدالله بن مُطیع عَدوی به نیابت از وی بیعت کردند.[۳۳]درپی آن، عموم عثمان بن محمد، حکم دهنده یزید و گروهی از بنی امیه رااز شهر خارج کردند.[۳۴]

یزید لشکری به حجاز ارسال کرد لشکر یزید بعد از محاصره مدینه از عموم خواست تا از یزید تاسی نمایند[۳۵] و برای سرکوب ابن‌زبیر و هوادارانش ملازمت نمایند. بعد از جلوگیری عموم مدینه از تایید این تقاضا،[۳۶] در ۲۸ ذی‌حجه سال ۶۳ق. دو سپاه عموم مدینه و شام رو به روی یکدیگر قرار گرفتند.[۳۷]

محاصره نخستین مکه و ابن‌زبیر
سپاه شام بعداز ناکامی عموم مدینه، به امر یزید سه روز جان و محصول و ناموس عموم را بر خویش مباح کرد[۳۸]و به قتل عام عموم و صحابه فرستاده و بی آبرویی نوامیس پرداخت و براین اساس، فاجعه حَرّه رقم زده شد. سپاه شام بعد از آن برای سرکوب زبیر و هوادارنش راهی مکه شد.[۳۹]

ابن‌زبیر و یارانش از ۱۳ صفر سال ۶۴ قمری. تا ۴۰ روز بعداز مرگ یزید در ۱۴ ربیع‌الاول سال ۶۴ در محاصره سپاه شام بودند.[۴۰] ابن‌زبیر در مسجدالحرام بومی شد و شامیان بر بلندی‌ها و کوه‌های مشرف بر مسجدالحرام منجنیق نصب کردند[۴۱] و با پرتاب سنگ و گلوله‌های قیراندود و آتشین، زبیر و افرادش را پایین حریق گرفتند. عاقبت، سنگ‌های منجنیق به کعبه خوردند و پرده‌های در میان رکن یمانی و حجرالاسود و چوب‌های ساج بنای کعبه حریق گرفت.[۴۲]یعقوبی(م ۲۹۲ق) نقل نموده است که ابن‌زبیر، حریق را بی سروصدا نکرد تا عموم مکه را علیه سپاه شام مصمم نماید.[۴۳]تیم‌ها و تیم‌های گوناگونی در کنار ابن‌زبیر با علت مدد از مسجدالحرام علیه سپاه شام جنگیدند؛ برای مثال ۲۰۰ حبشی که فرمانروا حبشه برای حفاظت از کعبه اعزام کرده بود.[۴۴]

سپاه شام غالب به شکستن مقاومت ابن‌زبیر و عموم مکه نشد و زیرا یزید درگذشت، چهل روز بعد از آن خبرش به سپاه شام رسید و این سپاه سوای توفیق، از محاصره دست کشید و به شام برگشت.

بازدید : 31
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 9:45


سید محمدکاظم طباطبائی یزدی (۱۲۴۸ق-۱۳۳۷ق) از فقهای شیعه و تالیف کننده کتاب العروة الوثقی میباشد که بعداز درگذشت سید محمدحسن شیرازی، به مرجعیت رسید. او از معارضان نهضت مشروطه بود. سید یزدی در مقابل حمله ایتالیا به لیبی، حمله انگلیس به عراق و حمله روسیه به جمهوری اسلامی ایران حکم به وجوب حمایت مسلمان‌ها از وطن را صادر مسجد قبا مشهد کرد.

محمدباقر آقا نجفی اصفهانی و سید محمدحسن شیرازی از استادان سید محمدکاظم یزدی بودند و بعضی از شاگردان او هم عبارت‌اند از: محمدحسین کشف کننده‌الغطاء، آقا ضیاء عراقی، سید عبدالحسین شرف‌الدین، حسنعلی نخودکی اصفهانی، سید محمدتقی خوانساری، سید محسن امین و آدرس مسجد قبا مشهد آقابزرگ تهرانی.

کتاب عروةالوثقای سیدِ یزدی از پر اسم و رسم‌ترین کتاب‌های ناحیههای علمیه میباشد و تفصیل‌ها و لبه‌های فراوانی بر آن درج شده میباشد. کتاب‌های بالاتر از طریق امتحان‌وخطا و سید محمدکاظم یزدی، فقه دوراندیش درباره معاش او درج رزرو مسجد قبا مشهد شده‌اند.

معاش‌طومار

سید یزدی در کنار فرزندانش
سید محمدکاظم یزدی در روستای کِسنَویهٔ یزد دیده به جهان گشود.[۱] پدرش سید عبدالعظیم کشاورز بود. نسب او به سادات طباطبایی و امام حسن مجتبی(ع) میرسد.[۲] درباره سال به دنیاآمدن سید محمدکاظم اختلافاتی وجود دارااست: در اعیان‌الشیعه، سال ۱۲۴۷ق نام برده میباشد[۳] و علی دوانی در کتاب نهضت روحانیون کشور ایران، به گزارش خانواده وی، سال ۱۲۴۸ق را ذکر نموده شماره تلفن مسجد قبا مشهد است.[۴]


بقعه سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و پسرش سید محمد در مقبره امام علی(ع)

بقعه محمدکاظم یزدی در مقبره امام علی(ع) در سال ۱۴۴۵ق.
سید محمدکاظم، در ۲۸ رجب ۱۳۳۷ق (۱۲۹۸ش) بر تاثیر ذاتُ‌الرّیه، درگذشت و در مسجد عمران بن شاهین در مقبره امام علی(ع) دفن شد.[۵] در رحلتش، در عراق، شیعه و سنی ماتم گرفتند و در کشور‌ایران، احمدشاه نیز در مجلس ختمش حاضر شد.[۶] سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (۱۳۰۸-۱۳۷۴ش) کتاب‌شناس و ورژن‌شناس، نوه وی میباشد.[۷]

سید محمدکاظم یزدی در نجف تزویج کرد. فرزندانش عبارت‌اند از: سید علی، سیده زهرا، سید حسن، سید محمود، [۸] سید اسدالله [۹] و سید محمد که تالیف کننده کتاب‌های صحائف‌الاَبرار بوظائف الاَسحار و رسالةٌ فی فضل و ادبِ الکُتُب و اِقتِنائِها میباشد[۱۰] و در اهواز، در پیکار عشایر برضد قوای انگلیسی، نقش رهبری داشت.[۱۱]بعضی از کارشناسان مرگ سید محمد فرزندصاحب عروه را به طور شهیدشدن دانسته و برخی مانند آقابزرگ تهرانی مولف الذریعه مرگ اورا طبیعی نوشته‌اند. وتاریخش را ۱۳ جمادی الاولی ۱۳۳۴ ق. بیان کرده اند. [۱۲]سید علی خامنه‌ای نیز براین اعتقاد و باور میباشد که سید محمد از سوی پدرش به مبارزه با انگلیسی‌ها رفت و در مبارزه هم بین دیگر علمای حاضر در جناح تیتر مبنا مهم بود البته در مبارزه به شهیدشدن نرسید و ابعاد از جهان رفت.[۱۳]

حیات علمی
تحصیلات
سید محمدکاظم تا مدتی کشاورزی می کرد؛ البته بعد ها به علم آموزی دانش روی آورد.[۱۴] وی تعلیم مقدمات دروس حوزوی را از سال ۱۲۵۶ق در مکتب محسنیه یا این که دومنار یزد استارت کرد.[۱۵] چهار سال بعد از آن برای ادامه علم آموزی، به مشهد رفت و دروس «سطحِ» حوزه و نیز هیئت و نجوم و ریاضی را یادگرفت. در سال ۱۲۶۵ق هم به اصفهان مسافرت کرد[۱۶] و در مکتب صدر اقامت گزید و در درس روضه خوان محمدباقر نجفی حاضر شد تا از وی اذن اجتهاد گرفت.[۱۷]

در سال ۱۲۸۱ق، با اذن و معرفی محمدباقر آقا نجفی اصفهانی به نجف رفت.[۱۸] و در مکتب صدر نجف سکنی گزید. ورود سید به نجف با وفات روضه خوان مرتضی انصاری و جابجایی مرجعیت به میرزای شیرازی مصادف بود. وی بعد از مدتی، امام جماعت صحن علوی شد.[۱۹]

سید کاظم بعداز رفتن میرزاى شیرازى به سامرا، در نجف ماند و به درس دادن علم ها حوزوی پرداخت تا اینکه به مرجعیت رسید.[۲۰]

مقام علمی
به‌گزارش اَعیان‌الشیعه، در رینگ درسی سید یزدی، حدود دویست نفر می‌نشستند.[۲۱] سید محسن امین اورا فقیهی لغت‌دان و ادیب معرفی کرده و گفته کتاب عروةالوثقای وی چنان التفات داشت که هرکسی می‌خواست در منصب مرجعیت قرار گیرد، بر آن تعلیقه می‌نوشت.[۲۲] محمد غروی در کتاب معَ علماءِ النَّجفِ الاشرف، سید کاظم یزدی را دریای دانش و رسیدگی و متبحر در سنجیده و منقول معرفی کرده و نوشته میباشد او بر کلیه فروعات دینی و متن ها روایات، حضورذهن داشت.[۲۳]

سید موسی شبیری زنجانی با واسطه از آقا ضیاء عراقی نقل می‌نماید که سید محمدکاظم یزدی از آخوند خراسانی، اعلم بوده و انگیزه آن کوشش و اعتنا‌حیث بیشتر سیدِ یزدی در فقه بوده میباشد.[۲۴]

بازدید : 40
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 10:07


تکفیر و تحسین
حلاج، یکی‌از مشهورترین عارفان و صوفیان دنیا اسلام میباشد[۳۰] که به اعتقاد بعضا پژوهشگران، کمتر کسی در بین عارفان مسلمان، به اندازه وی، مورد اختلاف و تضارب بوده میباشد.[۳۱] در به عبارتی حالا که گروهی از علما و عموم، او‌را شخصی مقدس و اهل ولایت می‌دانسته‌اند، دسته فراوانی هم او‌را کافر به شمار می‌آورده و خونش را مباح مسجد قبا مشهد می‌دانسته‌اند.[۳۲]

در بین عالمان مسلمان، گروهی فتوا به شرک حلاج داده‌اند، گروهی اورا اهل ولایت دانسته‌اند، و تیم دیگری بی سروصدا کرده‌اند. از دربین فقهای امامیه، ابن بابویه، روحانی طوسی و علامه حلی، به بی دینی وی فتوا داده‌اند و شوشتری و عاملی، او‌را بی‌گناه و پاکدامن خوانده‌اند. همین اختلاف در بین عالمان مذهبها دیگر اسلامی نیز چشم می شود.[۳۳] خلال فقهای مذهب ها اسلامی، اهل سخن و حکمت و تصوف نیز درباره وی اختلاف کرده‌اند.[۳۴] بر طبق برخی منابع، صوفیه و عرفای هم‌بعد از ظهر حلاج، او‌را ضمن شعبده و سحر، به انحراف و بی دینی مجرم آدرس مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۳۵]

بعضی از حکما، فیلسوفان و عارفان شیعه، مثلا خواجه نصیرالدین طوسی،[۳۶] حکم دهنده نورالله شوشتری،[۳۷] محمدعلی مؤذن خراسانی،[۳۸] ملاصدرای شیرازی،[۳۹] حکم دهنده سعید قمی،[۴۰] ملامحمد هیدجی،[۴۱] و علامه طباطبایی، با تحسین از وی خاطر کرده‌اند.[۴۲]مطهری در کتاب سرویس ها متقابل اسلام و کشور ایران او‌را از جنجالی‏‌ترین عرفای عصر اسلامی دانسته که شطحیات [یادداشت ۲] فراوان گفته و به شرک و ارتداد و ادعای خدایی تبهکار رزرو مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.

[۴۳] اسلام‌شناسان غربی هم درباره حلاج، ایده ها متعدد و متضادی داشته‌اند؛ آگوست مولر، او‌را مسیحی دانسته و معتقد بوده‌ که وی آیین خویش را نهفته می‌نموده است. یوهان ریسکه، (خاور شناس آلمانی۱۷۱۶ـ۱۷۷۴)(Reiske, Johan) او‌را کافر قلمداد کرده‌ میباشد. حلاج به اطمینان آلفرد کریمر، از هواداران وحدت هستی، و به حیث ادوارد براون، فریبکاری حرفه ای و خطرناک دانسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۴۴]

توقیع امام مجال(عج)
بخش اعظمی از فقها و محدثان شیعه، و همینطور معارضان تصوف، با متکی بودن به توقیعی از امام فرصت(عج) به حسین بن روح درباره شلمغانی و رهروان وی، حلاج را طرد و نفی کرده‌اند.[۴۵] در‌این توقیع، خلال شلمغانی، از شریعی (ابومحمد حسن)، نمیری (محمد بن نصیر نمیری)، هلالی (احمد بن هلال کرخی عبرتایی) و بلالی (ابوطاهر محمد بن علی بن بلال) مذکور گردیده و امام مجال (عج) تصریح کرده که از شلمغانی بر حذر میباشد، همان طور که از شریعی، نمیری، هلالی و بلایی و سایرافراد بر حذر بوده میباشد. اکثری از عالمان شیعه، با آنکه نامی از حسین بن منصور حلاج در‌این توقیع نیامده، با استناد به همانندی‌های حلاج و شلمغانی و دیگر اسامی نام برده در توقیع، حلاج را هم آیتم لعن امام فرصت(عج) دانسته و اورا مشتمل بر مصادیق «غیرهم» در توقیع نام برده شمرده‌اند.[۴۶][یادداشت ۳]

برخی دانشمندان، عدم بیان اسم حلاج در توقیع امام مجال(عج) خطاب به نائب سوم و برخی قرائن فرنگی و متنی را دلیلی بر این دانسته‌اند که امام مجال (عج)، رغبت‌های عرفانی حلاج و باور وی به حلول را در ستون عقاید کفرآمیز شلمغانی نمی‌دانسته میباشد.[۴۷]

اثر ها
در بعضا منابع تاریخی، پنجاه و در مواقعی حتی هزار کتاب به حلاج منسوب شده میباشد؛ البته صرفا اثری که کاملا از وی بر مکان باقی‌مانده، طواسین میباشد[۴۸] که در سال ۲۹۰ق درج شده.[۴۹] بعضی از اثرها وی عبارتند از:

طواسین: تیتر این کتاب، از اولِ سوره‌های شعراء، نمل و قصص گرفته گردیده و توده «طس» میباشد. کتاب، در یازده نصیب، دربردارنده شطحیاتی [یادداشت ۴]غامض و رمزآلود میباشد. قسمت نخستین در مدح و ثنای فرستاده اکرم، قسمت دوم درباره ناقص بودن فهم و شعور بشر‌ها، قسمت سوم درباره وصال سالک به واقعیت با گذشتن از مقامات چهل‌گانه و نصیب‌های دیگری درباره دشواری سلوک الی الله، بیرون بودن پروردگار از هر مقایسه‌ای و بالاتر از دسترس بودن حکمت عالیه میباشد.[۵۰]
دیوان حلاج: کتاب اشعار حلاج به گویش عربی میباشد که لویی ماسینیون آن ها را از متن ها دیرین صوفیه عده کرده و در سال ۱۹۵۵م در پاریس چاپ نموده است.[۵۱]
تعبیروتفسیر حسین بن منصور حلاج: دربردارنده ایده ها تفسیری حلاج میباشد که در کتاب حقائق التفسیر ابوعبدالرحمان سلمی بیان شده و لویی ماسینیون(به فرانسوی: Louis Massignon)‏ ( ۱۸۸۳- ۱۹۶۲) شرق‌شناس و اسلام‌شناس فرانسوی و پژوهشگر تاریخ) آنان را کسب کرده و در سال ۱۹۲۲م در کتابی چاپ نموده است. ماسینیون بر این اعتقادوباور میباشد که حلاج در تعبیر خویش بسیار متاثر از تعبیر و تفسیر منسوب به امام درست گو (ع) میباشد. [۵۲]
پانویس
محسنی‌نیا، «حلاج در نگاه معارضان»، ص ۱۴۶.
امینی‌نژاد، «حلاج از منظر توقیع امام بعد از ظهر»، ص ۴۰.
شمس، «حلاج»، ص ۲۵۵.
شمس، «حلاج»، ص ۲۵۵.
شمس، «حلاج»، ص ۲۵۵.
شمس، «حلاج»، ص ۲۵۵.
شمس، «حلاج»، ص ۲۶۰.
محسنی‌نیا، «حلاج در نگاه معارضان»، ص۱۴۷.
شمس، «حلاج»، ص ۲۶۴.
شمس، «حلاج»، ص ۲۶۴.
شمس، «حلاج»، ص ۲۶۴.
شمس، «حلاج»، ص ۲۶۴.

بازدید : 20
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 9:48


سیاست فرنگی
رابطه ها اولجایتو با خان اردوی زرین یا این که آلتین اردو (ه م) در دشت قپچاق، ابتدا از صمیم قلب بود [۲۶]. البته ازبک خان (ه م) جانشین توقتا، ادعای گذشته خانات آلتین اردو را که اران و آذربایجان را بخشی از قلمرو خویش می‌پنداشتند، تجدید کرد؛ به خصوص در اواخر حیات اولجایتو ارتباط ها وی با خان اردوی زرین طاقت فرسا رو به تیرگی بنیان. در ۷۱۵ق /۱۳۱۵م، پدر اغول از اردوی زرین بعداز آنکه خوارزم را به باد غارت بخشید، به اولجایتو هواخواهی پیروزی و به‌این سان، بین ایلخان کشور‌ایران و ازبک، بدگمانی به وجود آمد، اما عاقبت پدر اغول به امر اولجایتو به قتل رسید و ارتباط ها وی با ازبک رو به بهبود مسجد قبا مشهد بنیان.[۲۷].

ارتباط با ممالک مصر
گران قدر‌ترین معاند ایلخانان در کشور‌ایران در‌این بعد از ظهر مملوکان مصر بودند. اولجایتو در اوایل فرمانروایی کوشید تا رابطه ها صمیمانه با آنها برقرار نماید [۲۸] و طی طومار‌ای که در تاریخ وصاف [۲۹] آمده، به وعد و وعید پیش آمد. این شغل سبب ساز شد نوقتا، خان اردوی زرین در تحریک پادشاه مصر به یورش به قلمرو ایلخانان آدرس مسجد قبا مشهد توفیقی نیابد.

صرفا لشکرکشی اولجایتو به قلمرو مملوکان، در ۷۱۲ق /۱۳۱۲م اتفاق افتاد. در سال جاری ملک الناصر محمدبن قلاوون به قتل معارضان خویش دست گشود و قراسنقر حکم دهنده دمشق، جمال الدین افرم، والی حلب و برخی دیگر از امرای شام به اولجایتو حمایت بردند و اورا به لشکرکشی به شام واداشتند. به ماجرا منابع اهل ایران اولجایتو به رحبه لشکر کشید و قلعة آنجا را گشود و به بغداد برگشت [۳۰]، البته به ماجرا ابوالفدا [۳۱] - که خویش در آن مجال والی حماه بود - اولجایتو به منجر پایداری مدافعان و نیز قحطی، عمل محاصره قلعه را بعد از یک ماه رها رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۳۲].

ارتباط با مسیحیان اروپا
ایلخانان جمهوری اسلامی ایران، از به عبارتی شروع فرمانروایی برای تقابل با ممالیک مصر می‌کوشیدند تا با پادشاهان مسیحی اروپا متحد شوند. اولجایتو نیز همین نحوه پدرش ارغون و برادرش غازان را پی شماره تلفن مسجد قبا مشهد گرفت.

او نخست حکومت، دو سفیر نزد پاپ کلمان پنجم، فیلیپ لوبل، سلطان فرانسه و ادوارد دوم، شاه انگلستان ارسال کرد. ایلخان در طومار‌ای به فیلیپ لوبل، فرمان روا فرانسه از وی خواست که بر ضد معاند مشترک، یعنی ممالیک مصر متحد شوند.از جواب فیلیپ لوبل به‌این طومار، درایت در اختیار وجود ندارد [۳۳]. ادوارد دوم، شاه انگلستان نیز در سال ۷۰۷ق /۱۳۰۷م دو طومار به ایلخان نوشت. پاپ کلمان پنجم نیز در طومار‌ای که در ۶ رمضان ۷۰۷ق /۱ مارس ۱۳۰۸م به اولجایتو نوشت، از او خواست هنگام ورود جنگجویان مسیحی به ارمنستان، اسب و آذوقه در چنگ آن ها گذارد و خویش با صد هزار سوار آن‌ها را در تسخیر ارض مقدس امداد رساند[۳۴]. از این طومار‌ها پیداست که اروپای مسیحی تصور صدق از حال و روز شرق، به ویژه ایلخانان جمهوری اسلامی ایران و گرایشهای فقهی آن‌ها نداشتند؛ چه، بیان کننده گمان می‌کردند که اولجایتو مسیحی میباشد و در اشاعه آیین مسیح می کوشد، هم اکنون آنکه وی خویش را چنان مسلمانی می‌پنداشت که مصریان مسلمان را به سستی در ایمان مجرم می کرد و همو در ۷۱۴ق /۱۳۱۴م به قتل ۳ راهب در تبریز و ارزنجان امر بخشید [۳۵]. به هر درحال حاضر اتحاد اولجایتو با دولتهای مسیحی اروپایی هیچ وقت تحقق نیافت [۳۶]

اولجایتو با ا¸ندرونیکوس دوم، امپراتور روم شرقی ارتباط ها از صمیم قلب داشت و امپراتور برای محافظت قلمرو خویش از یورشهای ترکمانان آسیای صغیر و کیلیکیه، با ایلخان کشور‌ایران عهد و پیمان اتحاد بست و خواهر خویش، مریم را بدو به زنی بخشید. اولجایتو نیز برای رویا رویی با حاکمان سوراخ آناتولی، ۳۰ هزار سپاهی به مرزهای غربی آسیای صغیر روانه کرد؛ با اینهمه، ترکان کم کم قلمرو خویش را توسعه و گسترش دادند.[۳۷].

مذهب
اولجایتو در کودکی، به دست مامان مسیحی خویش اروک خاتون و برای تبرک از پاپ نیکولاوس چهارم، به اسم نیکولاوس غسل تعمید داده شد؛ ولی آن گاه به آئین بودایی درآمد [۳۸] و هنگامی برادرش غازان خان اسلام آورد، وی که در‌این مجال ولیعهد و حکمران خراسان بود، مسلمان شد و مانند برادرش مذهب حنفی تفویض کرد.[۳۹].

رغبت به مذهب شافعی
غازان‌خان در اواخر قدمت برای زیارت بقعه امام علی(ع) به نجف رفت و در همانجا به تشیع رغبت یافت و دستور اعطا کرد خطبه به اسم اهل بیت بخوانند؛ ولی بعداز درگذشت غازان و جلوس اولجایتو، حنفیان، ایلخان نو را بر آن داشتند که خطبه و سکه به اسم خلفای راشدین نماید و از همین مجال، رقابت در بین فرقه‌های متفاوت مذهبی در دربار ایلخان بالازد و هرمورد می‌کوشیدند تا اولجایتو را به کیش خویش درآورند.[۴۰]. در‌این دربین خواجه رشیدالدین که مذهب شافعی داشت [۴۱]، مولانا نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای شافعی را عمل «‌قضاء مرزوبوم کشور ایران‌» اعطا کرد و اولجایتو نیز زیرا چیرگی نظام الدین را در مباحثه با علمای فرقه‌های دیگر بدید، مذهب شافعی سپردن کرد و از آن پس اختلاف‌های مذهبی، به ویژه در میان حنفیان و شافعیان در دربار ایلخان مشقت بار بالا زد؛ تا آنجا که بعضا از امرای مغول، با ارعاب، ایلخان را به سوراخ مسلمانی و برگشت به آئین آبا و اجدادی خویش فرا خواندند؛ ولی اولجایتو همچنان بر آئین خویش پای فشرد.[۴۲].

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 126
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 348
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 476
  • بازدید ماه : 679
  • بازدید سال : 3693
  • بازدید کلی : 32345
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی