loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 52
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 9:46


مجمع جهانی اهل‌‌بیت سازمانی غیردولتی که با مقصود معرفی اسلام، تکثیر معارف قرآن و اهل‌بیت(ع)، تقویت وحدت اسلامی و مدد از رهروان اهل‌بیت در دنیا ساخته شده میباشد و در راستای این هدف ها فعالیتهایی دارااست. این سازمان در سال ۱۳۶۹ش با امان سید علی خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران فعال‌سازی شد. دبیرکل این مجمع را رهبر کشور‌ایران منصوب می‌نماید. رضا رمضانی گیلانی دبیرکل کنونی این مجمع مسجد قبا مشهد میباشد.

تاریخچه، هدف ها و ساختار
مجمع جهانی اهل‌بیت، در ۱۰ دی ۱۳۶۹ش تأسیس شد؛[۱] قبل از آن، ۳۰۰ نفر از عالمان مسلمان، به‌ویژه رهروان اهل‌‌بیت، در اجلاسی در طهران کمپانی کردند و بعد از سید علی خامنه‌ای، رهبر کشور ایران اذن و موافقت تشکیل مجمع جهانی اهل‌بیت را آدرس مسجد قبا مشهد گرفتند.[۲]

بعضا از هدف ها اعلام‌گردیدهٔ تأسیس مجمع جهانی اهل بیت(ع) عبارتند از:

نگهبانی از کیان اسلام و حریم فرستاده، قرآن و اهل‌بیت(ع)
تعمیق و تقویت وحدت بین امت اسلام، به‌ویژه فی مابین رهروان اهل‌بیت(ع)
پناه و نگهبانی از دستمزد مسلمان‌ها دنیا و منزلت رهروان اهل‌بیت(ع)
بسط زیرساخت‌های دنیوی و معنوی رهروان اهل‌بیت(ع) در سراسر عالم
بیرون کردن رهروان اهل‌بیت(ع) از مظلومیت رسانه‌ای و محرومیت‌های علمی و اقتصادی
عملکرد برای تولید صلح، دوستی، همیاری و همکاری در میان کلیه آدم‌ها و ملل عالم.[۳]
دبیرکل، خوب‌ترین رده اجرایی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) میباشد که برای اداره مجمع و اجرای سیاست‌های تصویب شده، با حکم البته فقید منصوب می گردد.[۴] تا به امروز پنج دبیرکل برای مجمع گزینش رزرو مسجد قبا مشهد گردیده‌اند:

محمدعلی تسخیری (از اردیبهشت ماه ۱۳۶۹)،
علی‌اکبر ولایتی (از مرداد ۱۳۷۸)،
محمدمهدی آصفی (از مهر ۱۳۸۱)،
محمدحسن اختری (از فروددین ماه ۱۳۸۳)،[۵]
رضا رمضانی گیلانی (از شهریور ۱۳۹۸ش).[۶]
کار‌ها
کانال الثقلین: کانال ماهواره‌ای که به گویش‌های عربی و انگلیسی شغل می‌نماید. تصویب قانونی این کانال، در هلند و دفتر کار مرکزی آن در ترکیه ساکن میباشد. از هدف ها این کانال، ساخت محتواهای اسلامی برای قشرها متعدد جامعه میباشد. این کانال در سال ۱۳۸۸ش تأسیس شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد.

همایش دربین المللی امام سجاد علیه السلام در ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ش با حضور بیشتراز ۵۰۰ میهمان فرنگی در تالار اجلاس سران برگزار شد.
همایش‌ها و نمایشگاه‌های علمی و فرهنگی: به‌مراد انتشار و بسط فرهنگ و تمدن اهل‌بیت(ع) و شرکت کردن اندیشمندان عالم اسلام در مباحث فکری و عقیدتی، همایش‌ها و گرد هم آیی‌های متفاوت ملی، ناحیه‌ای و جهانی، مانند
کنگره فی مابین‌المللی امام حسن مجتبی(ع): کنگره‌ای با غرض تقویت و بسط اهتمام و التزام به سیره اهل البیت آماده‌سازی بستر مطلوب برای نام و نشان‌شناسی فقاهتی مبنی بر دیدگاه اهل بیت(ع)، تبیین و معرفی جامع شخصیت امام حسن(ع) و تبیین عقیده صلح و مدیر معضل در فکر امام حسن(ع).
همایش دربین‌المللی ناصر کلان،
محرک گران قدر نبی اعظم(ص): فستیوال فرهنگی هنری اهل‌بیت(ع) با غرض فایده‌گیری از پوسته‌های هنری برای پشتیبانی از آئین تأسیس شد. اولی زمان این فستیوال با تیتر مشوق گرانقدر فرستاده اعظم(ص) با مسئله رسول عفو وبخشش و عدل و داد حضرت محمد مصطفی(ص) در سال ۱۳۹۳-۱۳۹۲ش برگزار شوید.[۷]
فستیوال در میان‌المللی کاریکاتور روز جهانی قدس: در رمضان ۱۴۳۵ق او‌لین عصر فستیوال در میان‌المللی کاریکاتور روز جهانی قدس با تیتر روز قدس، روز وحدت و مقاومت امت اسلامی، برگزار شد.[۸]
همایش علمی-پژوهشی مدل معاش اهل‌بیت(ع)، همایش فی مابین المللی امام سجاد(ع) از سوی مجمع جهانی اهل بیت(ع)[۹] و کنگره فی مابین‎‌المللی پزشکان شیعه و یا این که با شرکت کردن مجمع برگزار گردیده است.[۱۰] همینطور نمایشگاه کانون‌های فرهنگی مربوط به مجمع جهانی اهل‌بیت که با حضور نهادها و مؤسسات فرهنگی فعال در عرصه در بین‌الملل، به‌زمان یک هفته در اولِ بهمن ۱۳۹۳ش، برگزار شد.[۱۱]
همایش در بین‌المللی حضرت ابوطالب(ع):همایشی که از سوی مجمع جهانی اهل‌بیت با غرض تکریم شخصیت ابوطالب، بابا امام علی(ع)، اسفند ۱۳۹۹ش در قم برگزار شد.
ایجاد کرد و نگهبانی از مرکزها عام‌المنفعه: یاری به ایجاد کرد مساجد، حسینیه‌ها، صندوق‌های قرض الحسنه، مرکزها فقاهتی، مدرسه های، کتابخانه‌ها، مرکزها درمانی و دارالایتام از اقدامات فرهنگی و اجتماعی مجمع جهانی اهل‌بیت میباشد که با پناه نیکوکاران ایفا میشود.[۱۲]
تعامل با تیم‌های گوناگون شیعه ها: مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) با شیعه ها اثنی‌عشری، و دیگر فرقه‌های شیعه راجع به میباشد[۱۳]
ویکی شیعه: ویکی‌شیعه دانشنامه‌ای اینترنتی میباشد که در قضیه معرفی مدرسه اهل‌بیت(ع) و انتشار معارف اسلام و تشیع شغل می‌نماید. این دانشنامه از خرداد ماه ۱۳۹۲ فعالیتش را استارت کرده‌ میباشد و هم‌فعلا به۲۲ گویش فعال میباشد و در گویش فارسی ۹٬۱۰۵ نوشته ی علمی داراست.
تکثیر، ترجمه و حضور در نمایشگاه‌ها: آحاد کتاب‌های استیناف و منتشر گردیده از سوی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) و مجامع اهل‌بیتی مربوط به آن، تا فصل تابستان ۱۳۹۴ش، به حدود ۱۸۰۰ تیتر بالغ شده[۱۴] و تعداد گویش‌هایی که تا به امروز کتاب ها مجمع به آن ها ترجمه گردیده به ۵۵ لهجه رسیده میباشد.[۱۵] خلال این، انتشارات مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) تا به امروز در نمایشگاه‌های کتاب در نقاط مختلفی از دنیا حضور یافته میباشد.[۱۶]
کتابخانه و راءس اوراق: در کتابخانه و راس اوراق اهل‌بیت(ع) بیشتراز ۳۰ هزار کتاب، خبرنامه و سندها پژوهشی مو جود میباشد.[۱۷]
تکثیر مجلات: مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در راستای رسالت فرهنگی-تبلیغی خویش، یکسری روزنامه عصر‌ای، مثل خبر نامه‌های اهل‌بیت(ع)، انتظار، بلاغ، پیام ثقلین، پیام زینب، توحید، ذوی‌القربی، درود، طوبی، ملائکه خرد، فریاد، قبله، کوثر، گنجینه مجمع، به گویش‌های متفاوت در کشورهای گوناگون منتشر می‌کند و از تکثیر تنی چند از مجلات و نشریات اسلامی حمایت می‌نماید.[۱۸]
تجهیز کتابخانه‌ها: مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در راستای حفاظت فرهنگی از شیعه ها، کتابخانه‌های فراوانی را در بخش ها متفاوت دنیا ، پناه و تجهیز نموده است.[۱۹]
دفاع در رویدادها غیرمترقبه: مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در حادثه ها غیرمترقبه با بسیج جوارح و مرتبطان خویش، ضمن گردآوری‌آوری و ارسال امداد‌های نقدی و غیرنقدی، بر توزیع عادلانه و درست آن نیز رسیدگی می‌نماید.[۲۰]
خبرگزاری ابنا: این خبرگزاری برای منعکس شدن خبر‌ها شیعه ها عالم و استحضار شیعه ها از حالت همدیگر در سال ۱۳۸۳ش با سه لهجه تأسیس شد و هم‌در حال حاضر با ۲۴ لهجه به شغل خویش ادامه میدهد و پر طرفدار‌ترین خبرگزاری شیعی میباشد.[۲۱]
ایجاد قابل انعطاف‌افزارهای اسلامی: ایجاد قابل انعطاف‌افزارهای علمی و لوح‌های فشرده چندرسانه‌ای (مولتی‌مدیا) به لهجه‌های متعدد یک کدام از اقدامات مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) میباشد.[۲۲]
ساخت اثر ها هنری: واحد هنری مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) ده‌ها تابلوی با ارزش مذهبی از آیه‌ها و احادیث ایجاد نموده است و گروه تابلوهای هنری در یک جلد کتاب نشر یافته میباشد.[۲۳]
کانال دربین‌المللی معارف اهل‌بیت(ع) سامانه‌ای میباشد که با مقصود تولید یک کانال استاندارد برای عرضه معارف اهل‌بیت(ع) به لهجه‌های گوناگون، کانال‌سازی و تولید کانال معنایی از معارف اهل‌بیت(ع) در بستر فضای مجازی در سال ۱۴۰۲ش تاسیس شده است.
شیعه‌دیتا: پایگاهی اینترنتی و مخزن داده‌های مرتبط با مدرسه اهل‌بیت، به‌ویژه داده‌های ویکی‌شیعه و ویکی‌تراث میباشد. قرار میباشد این مقر در بعدی تبدیل به موتور داده‌های شیعی خواهد شد تا وب سایت‌ها، قابل انعطاف‌افزارها، نرم‌افزار‌ها، هوش تصنعی و... به آن متصل شد‌ه‌است.
ویکی‌تراث: یک ویکی‌کتابخانه آنلاین در حوزه مدرسه اهل‌بیت، که با مقصود تجمیع، تکثیر و ترجمه حداکثری کل تراث مکتوب شیعه در پوسته‌های گوناگون همانند کتاب (مشتمل بر نسخه ها چاپی و خطی)، نوشته‌ی علمی، نقطه پایان‌طومار، ادبیات آیینی و ورقه ها تاسیس شده است.

بازدید : 38
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:00


ماجرای با حجب و حیا پاشا
در ۱۲۵۸، در کربلا گروهی از شیعه‌ها موسوم به یرمازیه بر ضد حکومت عثمانی قیام کردند و با حجب و حیا پاشا، والی بغداد، برای سرکوب آن ها شهر را محاصره کرد. او در مکاتبه‌هایی که با سید کاظم داشت، از وی خواست با استعمال از نفوذ خود شورشیان را به صلح و ادب دعوت نماید. ولی عملکرد‌های سید کاظم فیض نداد.[۲۱] و عاقبت با حجب و حیا پاشا در هجدهم ذیقعده سال جاری وارد کربلا شد و حدود چهار هزار بدن از شیعه‌ها را قتل‌عام کرد. در‌این هجوم، سید کاظم و افرادی که در منزل وی امان گرفته بودند مصون مسجد قبا مشهد ماندند.[۲۲]

این واقعه معارضان را بیشتر بر ضد او تحریک کرد، چنانکه بعضی او را همدست امرای عثمانی دانستند.[۲۳] سید کاظم برای رهایی از این فشارها با تعدادی از پیروانش به قصد زیارت کاظمین و سامرا، کربلا را سوراخ کرد. ضمنا هجرت محجوب پاشا او را از سامرا به بغداد فراخواند. رشتی اندکی بعد از رجوع و برگشت، در کربلا وفات یافت و در کنار مرقد امام حسین به خاک امانت آدرس مسجد قبا مشهد شد.

[۲۴] بر پایه ی قصه پر اسم و رسم، هر یک سری با حجب و حیا پاشا در ظواهر سید را گرامی میداشت، او را مسموم کرد و رهروان سید با دوراندیشی از این دستور، او‌را شتابان به کربلا بازگرداندند.[۲۵] ولی در تلخیص تاریخ نبیل، مسموم شدن او به دست محجوب پاشا، ساخته و پرداخته معارضان وی قلمداد گردیده و سن او هنگام مرگ شصت سال مذکور ست، که صحیح نمی‌کند.[۲۶] اورده شده میباشد بعد از ماجرای محجوب پاشا طومار‌های اعتراض‌آمیز حتی از سران شیخیه به سید کاظم رسید. سید کاظم رشتی از قرة العین که طومار اعتراض رسول بود دعوت کرد که به کربلا آمده و وی اجابت کرد. قبل از وصال قرة العین به کربلا سید رشتی از رزرو مسجد قبا مشهد عالم رفت.

فرزندان
او دو فرزند به اسم‌های سید احمد و سید حسن داشت. هر دو از رهروان بابا بودند و سید حسن از بزرگان شیخیه شناخته می‌گردد. به خویشاوندان او کشفی نیز میگویند و علتش را این میدانند که سید کاظم کشف کننده اسرار عبارات و گفتار روحانی احمد احسائی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.

وفات
سید کاظم رشتی در شب سه شنبه ۱۱ ذی‌الحجه ۱۲۵۹ق در کربلا درگذشت و در رواق شرقی مقبره امام حسین(ع) دفن شد.

حیات علمی
سید کاظم رشتی بر مبانی اعتقادات شیخیه چیزی نیفزود، بلکه تحت عنوان شارح و مفسر، از اقوال روضه خوان احمد احسائی حفاظت می کرد و در توسعه تعالیم وی جزئیات جدید‌ای به دربین آورد. او بیشتراز احسائی، مفاهیم عرفانی و باطنی را در توضیح عوالم و اطوار وجود به فعالیت خاطرنشان کرد و آنان را با گفت و گو از مقامات انبیا و امامان درآمیخت. مثال‌ای از پرداختن وی به جزئیات به دور از ذهن و تعبیرها و نامهای غریب، در وصف وی از شهر دانش دیده میشود.[۲۷]

راجع به معاد که از آراء پرمناقشه احسائی بود، کوشید تا رأی خاص اورا در پرتو باور به جسمانی بودن معاد، تأویل و تعبیروتفسیر نماید.[۲۸]

رشتی به تقلید از نظریه خاص استادش، جایگاهی از سببیت و قیومیت را به رسول نسبت می دهد.[۲۹] و اهل بیت علیهم السلام را وارثان شئون آن حضرت در اکوان و اعیان و تمامی قوای ظواهر و داخل در مراتب گوناگون شکل گیری به شمار میاورد.[۳۰] از بینش وی، در جابجایی این ولایت تفاوتی در بین تشریع و شکل گیری وجود ندارد،[۳۱] همچنانکه صاحب و مالک این رده از ید مبسوطی در اختصاص نعمتها و تقدیر کارها خلایق شامل است.[۳۲] اعتقادوباور به بایستگی حضور ناطقی در هر بعد از ظهر که اول توشه روضه خوان احمد احسایی[۳۳] به آن اشاره‌هایی کرده بود، در اثرها سید کاظم رشتی صراحت بیشتری می یابد. او مراتبی از برترین پروردگار را، با تعابیری مطلوب پندار تصوف، برمیشمارد که طبقه‌ای از وی در زمانه غایب بودن امام، حمل کننده علم ها و اسرار وی و نیز واسطه نتیجه در بین وی و بقیه عموم‌اند.[۳۴] در تفصیل القصیده وی، بر پایه ی روایتی درباره ظهور سرآمدی در رأس هر سده، روحانی احسائی با تأویل نام احمد، به تلویح، صاحب و مالک سر کردگی سده سیزدهم و مبین احکام ظاهری و باطنی معرفی گردیده است.[۳۵] تأکید بر حضور نایب خاص در بعد از ظهر غایب بودن امام بعدازظهر، عکس العمل بعضا علما را برانگیخت و او‌را به نوعی انحراف از اصول تشیع تبهکار کردند.[۳۶]

تأثیر آراء وی بر تحولات فقاهتی-سیاسی
آراء و تامل‌های سید کاظم، بستر ساز تحولات فقاهتی-سیاسی در عراق و کشور‌ایران شد و اینگونه می‌کند که اوضاع و احوال اجتماعی عراق آن روز،‌که از یک سو، گرفتار استبداد حاکمان عثمانی بود و از سوی دیگر، اوضاع خاص رهروان سید کاظم که بر تاثیر نزاعهای فرقه‌ای در معرض انذار و تکفیر قرار داشتند آن‌ها‌را به ظهور امام منجی برای اصلاح کارها امیدوارتر می‌تشکیل داد. سماجت سید کاظم بر مجاورت بودن ظهور موعود و اینکه وی شاید از همین رو جانشینی برای خویش برنگزیده بود.[۳۷] قضیه را برای ادعای بابیت سید علی محمد شیرازی دارای اسم و رسم به باب هموار تشکیل داد و اول گروندگان به وی همین دسته از شیخیه بودند. با بیان و آن گاه بهائیان میپنداشتند که خویش سید کاظم در نوشته‌ها و گفته هایش به ظهور باب و بهاء الله اشاره نموده است.[۳۸]

شاگردان
برخورداری رشتی از حوزه نافذ درس و ارشادوراهنمایی و اوضاع و احوال خاص شیخیه در روزگار بعداز وی موجب شد‌ه‌است که فی مابین انتساب برخی شاگردان به وی، سرو صدا‌هایی چهره دهد. از در میان اشخاصی که بر شاگردی آنان نزد او میتوان صحه گذارد، این جمع در خور ذکرند:

ملاحسن گوهر قراچه‌داغی (متوفی ۱۲۶۶ق)، وصی سیدکاظم و جانشین وی در کربلا[۳۹]
میرزا حسن دهلوی وسیع آبادی (متوفی ۱۲۶۰ق) استدلال اساسی رواج اذهان شیخیه در بلاد هند[۴۰]
حاج محمد کریم ومهربان خان کرمانی[۴۱]
میرزا محمدحسین فضا کرمانی[۴۲]
میرزا محمدشفیع ثقة الاسلام تبریزی (متوفی ۱۳۰۱ق) جد میرزا علی ثقة الاسلام تبریزی[۴۳]
میرزا حسین بن محمد تبریزی، اخوی میرزا محمدتقی حجة الاسلام نیر[۴۴]
افزون بر اینها، اسم بعضا از رهبران حرکت بابی در شمار شاگردان رشتی آمده که منبع پاره‌ای از این انتساب‌ها نوشته‌های خویش با بیان بوده میباشد که می‌کوشیدند آرم دهند که زعمای آن‌ها از تأیید بنیانگذاران شیخیه سود‌مند بوده‌اند، مثلا ادعای احترام سید کاظم رشتی به سید علی محمد شیرازی و معرفی وی به شاگردان[۴۵] در حالیکه آوازه وی به شاگردی رشتی[۴۶] بی‌محور به لحاظ می‌رسد.[۴۷] در همین منابع ملاحسین بشرویه‌ای و زرین تاج برغانی دارای شهرت به طاهره قرة العین در شمار اصحاب مجاورت رشتی معرفی گردیده‌اند.[۴۸] فی مابین شاگردان سید کاظم رشتی که بعد از وی از سران بابیه بودند، از ملامحمدعلی بارفروشی، ملاعلی بسطامی و ملاشیخ علی ترشیزی نیز ذکر شده گردیده‌است.[۴۹]

بعداز مرگ سید کاظم، رهروان او یک‌سری گروه شدند و بعضی از آن ها به عنوان مثال محمد کریم ومهربان خان قاجار و روضه خوان حسن گوهر و پیروانشان با ادعای باب به مشقت به تقابل برخاستند. گفتنی میباشد در طول سید کاظم، به منجر اقامت شماری از شاهزادگان قاجاری در عراق و نیز فعالیتهای حاج محمد کریم ومهربان خان محصل او در کرمان، بزرگانی از قوم قاجار به شیخیه رغبت پیدا کرده بودند.[۵۰]

بازدید : 46
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:30


مناظره امام باقر با اسقف مسیحیان گردهمایی مباحثه و مناظره‌ای میباشد که در شام در بین امام باقر(ع) و اسقف مسیحیان درگرفت. موضوعات متعدد و زیادی درین مناظره مطرح شد و امام به آدرس مسجد قبا مشهد همگی آنان جواب بیان کرد.

مهاجرت امام به شام
نقل شد‌ه‌است هشام بن عبدالملک امام باقر(ع) را به شام فراخواند. امام بعداز مسافرت به شام، در اجتماعات عموم کمپانی می کرد و به سوال‌های آن‌ها جواب می‌اعطا کرد. روزی امام دید که نصاری به کوهی در آن حوزه‌ میروند. امام از دور‌وبری ها پرسید: آیا امروز عید آن ها میباشد؟ گفتند: خیر؛ آن ها هر سال در‌این روز نزد عالمی عالم از نصاری که اصحاب حواریون عیسی(ع) را شعور کرده می روند و سوال‌های خویش را از وی میپرسند. امام رمز خویش را پوشاند و با ملازمان خویش به آن کوه رفت و میان نصاری گرد مسجد قبا مشهد هم آیی.[مستلزم منبع]

متن مناظره
اسقف نگاهی به جمعیت حاضر کرد و زیرا سیمای امام باقر(ع) دقت اورا به خویش جلب نمود، روبه امام کرد و پرسید: از ما مسیحیان هستی یا این که از رزرو مسجد قبا مشهد مسلمان ها؟

_ امام(ع) فرمود: از مسلمان‌ها.

_ اسقف:از محققان آنها هستی یا این که اشخاص ابله؟

_ امام(ع): از اشخاص ابله نیستم.

_ اسقف: اولیه اینجانب پرسش کنم یا این که شما میپرسید؟

_ امام(ع): در شرایطی‌که مایلید شما پرسش فرمائید.[مستلزم منبع]

فضولات نداشتن بهشتیان
_ اسقف: به چه ادله شما مسلمان ها داعیه می کنید که اهل فردوس خوراک میخورند و می‌آشامند اما مدفوعی ندارند؟ آیا برای این قضیه، مثال و نظیر روشنی در‌این عالم وجود شماره تلفن مسجد قبا مشهد دارااست؟

_ امام(ع):

بلی، مثال پر‌نور آن درین عالم جنین میباشد که در رحم مامان تغذیه می‌نماید البته مدفوعی ندارد.
_ اسقف:عجب! پس شما گفتید از پژوهشگران نیستید؟!

_ امام(ع):

اینجانب اینگونه نگفتم، بلکه گفتم از نادانان نیستم!
کاهش‌نیافتن نعمت‌های بهشتی
_ اسقف پرسش دیگری درباره میوه‌ها و نعمت‌های بهشتی به‌این مضمون پرسید:

به چه برهان نظریه دارید که میوه‌ها و نعمتهای بهشتی معدود نمیشود و هر چه از آنان استفاده شود، گشوده به هم اکنون خویش باقی بوده کاهش پیدا نمیکنند؟ آیا مثال روشنی از پدیده‌های این عالم می‌قدرت برای این مسئله پیدا کرد؟
_ امام(ع):

بله، مثال پر‌نور آن در دانا محسوسات حریق میباشد. شما در‌حالتی که از شعله چراغی صدها لامپ پر‌نور فرمائید، شعله لامپ نخستین به مکان خویش باقی میباشد و از آن به هیچ عنوان کاسته نمیشود.
درباره مجال خاص
_ سؤالی دیگر می پرسم. به اینجانب خبر بده از ساعتی که خیر از شب میباشد خیر از روز.

_ امام باقر(ع):

آن به عبارتی ساعت دربین طلوع فجر تا طلوع خورشید میباشد که در‌این ساعت گرفتاران متانت مییابند.
_ با شنیدن این پاسخ نصرانی فریادی کشید و اظهار کرد: یک زمینه باقی میباشد. عهدوپیمان به معبود که هیچ زمان نتوانی پاسخ آن را بدهی.

_ امام فرمودند:

قطعاً قول لاف خورده ای.
درباه عزیر و عزیره
_ دانشمند نصرانی: به اینجانب از دو مولود خبر بده که در یک روز به جهان آمدند و در یک روز از عالم رفتند در حالی که یکی‌از پنجاه سال قدمت کرد و دیگری صد و پنجاه سال.

_ امام باقر(ع):

آن ها عزیر و عزیره بودند و زیرا به ۲۵ سالگی رسیدند، عزیر سوار بر چهارپا خویش از قریه انطاکیه می‌سپری شد که روءیت کرد به کلی ویران گردیده‌است، اعلام‌کرد: چه گونه خدا این قریه را پس از نابودیش مجدد زنده می‌نماید؟
با آنکه پروردگار اورا برگزیده بود و هدایتش کرده بود، هنگامی اینگونه سخنی اظهار‌کرد معبود بر وی خشم گرفت و او‌را به بازه صد سال می راند به خیال و خاطر حرف ناشایستی که گفته بود و مجدد او‌را با دراز گوش و خوراک و نوشیدنیش زنده کرد.
پس نزد عزیره برگشت اما عزیره برادرش را نشناخت، البته مهمان وی شد. فرزندان عزیر و فرزندان فرزندانش به نزد وی می‌آمدند در حالی که وی خویش جوانی ۲۵ ساله بود. عزیر پیوسته از عزیره و فرزندانش خاطر می کرد و خاطراتی از آن‌ها نقل می‌نمود و می‌اعلام کرد آن‌ها حال پیر گردیده‌اند.
عزیره که ۱۲۵ ساله بود خاطرنشان کرد: اینجانب جوانی در ۲۵ سالگی ندیدم که از جریان میان اینجانب و برادرم در روز ها جوانی ما داناتر باشد، تو‌ای مرد! آیا از اهل آسمانی یا این که از زمین؟
عزیر بیان کرد:‌ای عزیره اینجانب عزیرم که خدا بر اینجانب خشم گرفت و به خیال کلام ناهموارم صد سال می راند تا هم مجازاتم کرده‌باشد و هم بر یقینم اضافه کند و این به عبارتی چهارپا و خوراک و آب میوه اینجانب میباشد که با آن از خانه بیرون گردیده بودم و در حال حاضر معبود من را به به عبارتی شکل اعاده نموده است. عزیره سخنانش را عهده دار شد. پس عزیر ۲۵ سال دیگر با آن ها معاش کرد و بعد از آن هر دو در یک روز از عالم رفتند.
_ اسقف هر پرسش مشکلی به نظرش می سید کلیه را پرسید و پاسخ قانع کننده شنید و زیرا خویش را عاجز یافت، بشدت غمگین و عصبانی شد و اظهار کرد: «‌عموم!دانشمند تبارک مقامی را که مراتب داده ها و دانسته ها مذهبی وی از اینجانب بیشتر میباشد، به اینجا آورده اید تا من‌را رسوا سازد و مسلمان ها بدانند پیشوایان آنها از ما بلندتر و داناترند!! به معبود قسم دیگر با شما حرف نخواهم اظهار‌کرد و درصورتی که تا سال دیگر زنده ماندم، من را در بین خویش نخواهید روءیت کرد!». این را ذکر کرد و از جا برخاست و خارج رفت.[۱]

بازدید : 29
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 13:37


یادگرفتن نظامی
در مصر
بعد از قیام ۱۵ خرداد ماه، چمران و دیگر اعضای اساسی شاخه نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران در آن سوی مرز، پیکار مسلحانه را راه‌حل قابل قبولی برای پیکار با حکومت پادشاه دانستند و تصمیم گرفتند با تشکیل پایگاهی در کشورهای عربی (الجزایر و مصر)، گروهی از جوارح را برای فراگیری نزاع مسلحانه به‌این کشورها اعزام نمایند. در ادامه این تصمیم، چمران و ابراهیم یزدی در ملاقاتی با سرکنسول مصر در واشنگتن، از دعوت او برای مسافرت به مصر استقبال نمودند و با سفیر مصر در سوئیس نیز مذاکراتی کردند. در ۱۳۴۳ش/۱۹۶۴ اول هیئت اعزامی با تیتر «سازمان منحصربه‌فرد اتحاد و فعالیت» (سماع) برای فراگیری راهی مسجد قبا مشهد مصر شد.[۱۲]

در لبنان
اپ‌های آموزشی در مصر تا ۱۳۴۵ش ادامه یافت اما به جهت پیکارِ تبلیغاتی مصر علیه تمامیت ارضی کشور ایران، ارتباط ها «سماع» با دولت مصر تیره شد و ستاد عملیات به لبنان منتقل گشت. استقرار در لبنان نیز طولی نکشید، چون پیکار شش روزه اعراب و اسرائیل (۱۹۶۷) اوضاع و احوال لبنان را آشفته کرد و علاوه بر آن تیرگی ارتباط ها کشور ایران و لبنان در ۱۳۴۶ش، که به جدا ارتباط دو سرزمین انجامید، ادامه کار اعضای نهضت را غیر ممکن تشکیل داد و در فیض فشارِ دولت لبنان، آنها ناچار به رخنه‌ این آدرس مسجد قبا مشهد میهن شدند.

حضور در لبنان
چمران به امریکا رجوع و برگشت، البته در اواخر ۱۳۴۹ش توشه دیگر برای ادامه نزاع سیاسی و به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعه ها لبنان، راهی لبنان شد و در جنوب آن اقامت گزید و از همانجا با فلسطینی‌ها در زمینه رزرو مسجد قبا مشهد ی بود.

احداث حرکة المحرومین
وی با همیاری امام موسی صدر «حرکة المحرومین» و شاخه نظامی آن، تکان اَمَل، را محور ریزی کرد و مدیر مکتب صنعتی جبل استدلال را در صور عهده دار شد. بعد از ربوده شدن امام موسی صدر، چمران تحت عنوان یکی اعضای اساسی رهبری حرکةالمحرومین شماره تلفن مسجد قبا مشهد برگزیده شد.[۱۳]

دیگر شغل‌ها
وی در اقامت هشت ساله‌اش در لبنان، بیشتر اتفاق ها سیاسی و انقلابی آنجا را ذیل لحاظ داشت. او در راس حرکت امل در جنوب شرقی بیروت در حوزه‌ شِیاح، از بخشها فقیرنشین شیعه‌ها، مجدّانه عمل می کرد و برای تربیت جوان ها مسلمانِ شیعه و ارائه درس‌های اسلامی، سازمان‌های اسلامی دانشجو ها را در بیروت و شهرهای جنوبی لبنان، به طرز انجمن‌های اسلامی دانشجو یان، تأسیس کرد که بعد ها جوان هاِ این مرکزها هسته نخستین حرکة المحرومین را به وجود آوردند.[۱۴] چمران در یاری به عموم حاجتمند لبنان نیز نقش مؤثری داشت، مثلا در صور برای شیعه‌ها بینوا سوله قالی بافی دایر کرد.[۱۵]

حضور در کشور‌ایران
بعداز موفقیت انقلاب اسلامی (بهمن ۱۳۵۷ش)، چمران بعد از ۲۳ سال هجران از وطن به کشور ایران رجوع. اولیه مبادرت وی فعال‌سازی اولی زمان یادگرفتن سپاه پاسداران بود که خویش تربیت جوارح را پذیرفت و بعد از انتصاب به سمت معاونت در آغاز وزیر، به حل و فصل مسائل بخشها بحرانی مملکت پرداخت.[۱۶]

در کردستان
با سپری شد هشت روز از برد انقلاب اسلامی، آشوب و نزاع مسلحانه در کردستان استارت شد و چمران به همدم سرتیپ فلاحی، فرمانده نیروی زمینی، مأموریت یافت تا با روش‌های مسالمت آمیز معضل را رفع کند. وی بعداز حل وفصل موضوع مریوان، مأمور آهسته سازی پاوه و دیگر شهرهای کردستان شد. غائله کردستان عاقبت با ورود ارتش به حوزه‌ و استقامت چمران و نیروهای محلی فروکش کرد.[۱۷]

وزیر هواخواهی
چمران بعد از برگشت به طهران به سفارش شورای انقلاب و به دستور امام خمینی در آبان ۱۳۵۸ش به وزارت جانبداری منصوب شد. وی اپلیکیشن‌هایی را برای تحول و اصلاح در ارتش پی ریزی کرد که یکی مهمترین آنان اعتنا به صنعت های و پژوهش ها دفاعی بود.[۱۸] او همینطور یکی سه عضو هیئتی بود که بعد از برقراری متانت نسبی در کردستان، برای اصلاحات و سازندگی و مذاکرات سیاسی با گروهها و عموم کردستان راهی حیطه شدند.[۱۹]

نماینده مجلس
چمران، در اول به دور انتخابات مجلس شورای اسلامی، با بیش تر از یک میلیون رأی به نمایندگی عموم طهران گزینش شد و براساس حکم امام خمینی در اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ش، نماینده و مشاور رهبر انقلاب در شورای بهتر مدد شد.[۲۰] چمران براساس تجربیات نظامی‌اش قبل از آغاز مبارزه عراق با کشور ایران، با دقت به ناامنی مرزها به ویژه مرزهای غربی، توصیه تشکیل لشکرهایی ده هزار نفری از نیروهای مردمی را بخشید که به ثبت شورای انقلاب رسید و ارتش نیز مکلف به همیاری شد، اما به باعث موافق نبودن مدیریت ستاد مشترک وقت، این طرح به عقب افتاد.[۲۱]

بازدید : 26
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 9:49


انتقاد عقل‌گرایی فلسفی
علامه مجلسی مخالف عقل‌گرایی فلسفی بود و در اثر ها خویش به بعضی از آرای فلاسفه اعتراض کرد. وی فلاسفه مسلمان را به جهت تبعیت از یونانیان و ول کردن قرآن و احادیث اسلامی شماتت میکرد. علامه مجلسی کاربرد عقل را فقط در شرایطی که مجاز می‌دانست که دستاوردهای عقل با مبانی فقاهتی سازگار مسجد قبا مشهد باشند.[۳۶]

وی در آثارش آرای فلاسفه مسلمان را به عیب گیری کشیده و بعضی از این آرا را مخالف ضروریات آئین دانسته میباشد. یقین به حدوث هنگامی دانا، دنیوی بودن ملائکه، دنیوی بودن معراج و معاد جسمانی مثلا آرای مجلسی میباشد که در آنان به مخالفت با فلاسفه پرداخته میباشد. علامه مجلسی در‌این آرا حیث خویش را مستند به احادیث کرده و مخالفت تفکر فلاسفه با احادیث را نکوهیده میباشد.[۳۷] نظر ها وی ابعاد گزینه اعتراض برخی از متخصصان فلسفه اسلامی قرار گرفت؛ برای مثال علامه طباطبایی با اعتراض بر پندار‌های علامه مجلسی اورا گرفتار تناقض می‌دانست و ورود علامه مجلسی به مباحث عمیق عقلانی را خطایی از سوی وی آنالیز آدرس مسجد قبا مشهد می کرد.[۳۸]

با اینکه علامه مجلسی خویش در برخی آثارش به ادله‌های عقلانی و فلسفی پرداخته البته زمانی که رویکرد وصال به معرفت در اصول آیین را رسیدگی می‌نماید، کاربرد برهان عقلی را انکار نموده است. به لحاظ علامه با دقت به مشکلات عقل استناد به آن در کارها آئین روا وجود ندارد. وی در جایی از اثرها خویش عامل نقلی را برای اخذ اصول آیین دارای اعتبار دانسته میباشد. این لحاظ مخالف حیث بیشتر علمای مسلمان میباشد که منش اخذ اصول آئین را عقل رزرو مسجد قبا مشهد می دانند.[۳۹]

مخالفت با صوفیه
علامه همچون بعضا دیگر از فقیهان آن بعدازظهر، در اثر ها خویش به عیب گیری نحوه صوفیه پرداخت و تفکر‌ها و عادات و آدابشان را بر خلاف با تعالیم امامان شیعه محاسبه نموده است.[۴۰] عدم پایبندی به احکام شرعی، اشاعه یافتن آداب و آئین‌های غیرشرعی از قبیل رینگ‌های بیان و سماع و تعبیر و تفسیر داخل گرایانه از آئین و متن ها فقهی مثلا مسائل آیتم عیب گیری علامه مجلسی در خلق و خوی و درنگ صوفیان شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴۱]

چنان‌که از بعضی نوشته‌های علامه مجلسی برمی‌آید و برخی نویسندگان معاصر نیز بر آن تأکید کرده‌اند علامه با ریاضت و تهذیب نفس، در صورتی‌که همدم با رعایت آداب فقهی و عده میان ظواهر و درون آئین باشد مخالفتی نداشته میباشد و قضیه مهم برای او پایبندی به احکام فقهی بوده میباشد. از همین روست که بعضی از علمای شیعه مانند روحانی صفی‌الدین اردبیلی، سید علی بن طاووس، احمد بن فهد حلی، شهید ثانی، روحانی بهائی و پدرش محمدتقی مجلسی را از صوفیه امامیه دانسته و آنها‌را ستوده (و بین صوفیه شیعه و صوفیه‌ای که از اهل سنت تقلید کرده‌اند فرق گذاشته) و خویش در جاهایی از اثرها خویش به ارائه تفاسیری عرفانی از روایات امامان دست یازیده میباشد.[۴۲]

مجلسی در منصب روحانی الاسلامی
علامه مجلسی از سال ۱۰۹۸ در طول فرمانروا سلیمان صفوی و در حالی که ۶۱ ساله بود به منصب روحانی الاسلامی رسید. پس از مرگ این فرمانروا و جانشینی پادشاه حسین، مجلسی از سوی سلطان تازه بر منصب روحانی الاسلامی ابقا شد.[۴۳] روضه خوان الاسلام در زمانه صفویان خلال اخذ وجوهات فقاهتی به رسیدگی بر اجرای احکام فقهی و دستگاه قضاوت، اداره کارها مدرسه ها و مساجد و زیارتگاه‌ها و گزینش ائمه آدینه و بقیه مسائل مذهبی مملکت می‌پرداخت.[۴۴]

انتقادها از علامه
اقدامات علامه مجلسی در سمت روضه خوان الاسلام در زمان سلطنت سلطان شاه حسین صفوی برخورد‌های گوناگون و متضادی را در بین محققان و تاریخ نگاران درپی داشته میباشد. گروهی از تاریخ نگاران علاوه بر اشاره به توان زیاد علامه مجلسی در سال‌های حکومت پاد شاه حسین، او‌را همانند فقیهی متعصب تصویر کرده‌اند که به آزار رسانی مجموعه‌های اقلیت مذهبی می‌پرداخت. در‌این روزگار سلاطین صفوی بیش تر از پیش به فقهای شیعه مجاورت گردیده بودند و از بالا به دست آوردن اقتدار آن ها در قبال بقیه تیم‌های فقهی مانند صوفیه یا این که حکما و فلاسفه تامین می‌کردند.[۴۵]

اتهام سختگیری و تعصب
علامه مجلسی در مراسم تاجگذاری پاد شاه حسین صفوی حضور داشت و از او خواست فرامینی در جهت شکستن بت هندیان بومی در اصفهان، نهی کردن شراب‌خواری، جلوگیری کردن کبوتر بازی و توقف پیکار‌های طایفه‌ای، صادر نماید.[۴۶]پاد شاه نیز عهده دار شد و میگساری را ممنوع و همه باده‌فروشی‌ها را مهندم کرد.[۴۷] این اقدامات معمولاً از سوی نویسندگان شیعه اقدماتی در جهت اصلاحات مذهبی و جنگ با مفاسد اجتماعی چک شد‌ه‌است[۴۸] ولی بعضی از محققان غربی پاره‌ای از این اقدامات مانند ممانعت شراب‌خواری و کبوتربازی یا این که محصور کردن هندیان را نکوهیده و آن را مثال‌ای از سختگیری‌های بی‌منفعت‌ای دانسته‌اند که به مخالفت‌های وسیع اجتماعی انجامید.[۴۹]

بازدید : 45
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 9:55


کودتا علیه عثمان
معاویه از استارت کودتا بر ضد عثمان، پیرو بهره برداری از آن بود. وی در برهه‌ای از فرصت از عثمان خواست به شام نزد وی بیاید تا از دست معارضان در پشتیبانی باشد. ولی عثمان این توصیه را نپذیرفت.[۲۸] بعد ها که کودتا مشقت بار شد، معاویه فقط منش را در‌این روءیت کرد که عثمان کشته خواهد شد. به این ترتیب هیچ کمکی به عثمان نکرد، تا جایی که عثمان در نقطع ی عطف دغدغه خویش متوجه این دستور شد و طومار عتاب آمیزی به معاویه نوشت.[۲۹] معاویه بعد ها امویان را وارث عثمان می‌دانسته و به خونخواهی او علیه امام علی(ع) کودتا کرد. این تحرکات موجب شد تا او‌را یکی‌از بنیانگذاران عثمانیه تلقی نمایند.[۳۰] بعداز کشته شدن عثمان و فرارو گریز همسرش به شام، معاویه از وی خواستگاری کرد؛ البته وی مسجد قبا مشهد نپذیرفت.[۳۱]

معاویه در طومار‌های خویش به امام علی بر این دستور توکل داشت که: خلیفه ما عثمان مظلوم مورد قتل واقع شده و معبود فرمود: «هر کسی مظلوم کشته گردد، ما برای اما وی قدرتی قرار دادیم» پس ما به عثمان و فرزندان وی سزاوارتریم.[۳۲] معاویه با تبلیغات فراوان خویش را وارث عثمان آدرس مسجد قبا مشهد می خواند.[مستلزم منبع]

پیمان امام علی(ع)
حسین‌محمد جعفری، تاریخ‌پژوه پاکستانی، اعتقاد دارد، عایشه، طَلْحه، زُبَیْر و ابعاد معاویه که حکومت علی و دوستداران اورا خطری حقیقی وواقعی برای اشرافیت خویش می‌دیدند، انتقام خون عثمان را عذر و بهانه‌ای برای به چنگ آوردن حکمرانی از علی قرار دادند.[۳۳] امام علی(ع) در به عبارتی شروع خلافت به نماینده معاویه ذکر کرد: به معاویه بگو که اینجانب از امیری او بر شام خشنود نیستم و عموم نیز هیچگاه به خلافت وی رضایت نخواهند بخشید.[۳۴] معاویه اصحاب جمل را به نبرد با علی(ع) تحریک میکرد،[۳۵] وی قبل از اتفاق جمل به زبیر نوشت: از عموم شام برای وی بیعت گرفته میباشد، در‌صورتی‌که عراق را تصاحب نماید در شام مشکلی نخواهد داشت. زبیر از این طومار خشنود و دلگرم شد.[۳۶] معاویه بر آن بود تا یک کدام از شخصیت‌های سیاسی قریش به ویژه آنها را که در شوری حضور داشتند به خویش جذب نماید تا از وی بهره برداری سیاسی نماید. امام به همین نکته اشاره کرده بود که قریشی‌هایی که در شام‌اند، هیچکدام در شورا پذیرفته نشده و خلافت برای آن‌ها جایز وجود ندارد.[۳۷] معاویه در طومار‌ای به امام علی نیز مورد شورا را مطرح رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۳۸]

امام خواست تا عبدالله بن عباس را به حکومت شام بفرستد. به معاویه طومار نوشت و معاویه در جواب صرفا طومار‌ای سپید برای امام ارسال کرد و نماینده معاویه اظهار کرد از جانب مردمی می آید که معتقدند تو عثمان را کشته‌ای و جز به کشتن تو رضایت نمی‌دهند.[۳۹] معاویه با سود بردن از مبارزه جمل و با استناد به تقابل طلحه، زبیر و عایشه، دخالت امام در قتل عثمان را بیشتر تبلیغ میکرد.[۴۰] بعد از نبرد جمل، امام در کوفه ساکن شد؛ چون انتظار زد خورد با سپاه شام می رفت و این شغل از عراق برمی‌آمد. به جز شام دیگر بلاد با امام بیعت کرده بودند. امام در طومار‌هایی کوشید معاویه را به اطاعت قانع نماید. البته معاویه با استناد به اینکه گماشته قدمت میباشد، از اطاعت راز گشوده می‌زد.[۴۱] معاویه از امام خواست تا شام و مصر را به وی واگذارد و بعد از وی بیعت کسی را برعهده‌اش نگذارد و در مقابل وی با امام بیعت می‌نماید. امام در جواب اظهار کرد «لم یکن الله لیرانی اتخذ المضلین عضدا» «پروردگار من را نبیند آن روز که گمراهان را همپا خود قرار شماره تلفن مسجد قبا مشهد داده باشم.»[۴۲]

معاویه در سخنی در شام بیان کرد: «برای چه علی در خلافت رفیعتر از اینجانب میباشد؟ در صورتی‌که حجاز با وی بیعت نموده است، شام با اینجانب بیعت کرده. حجاز و شام موازی میباشد.» وی در طومار‌ای همین عبارات را به امام نوشت: «تا زمانی عموم حجاز ملاحظه حق را می‌کردند، دراین باره قاضی بر شام بودند. ولی فعلا که حق را سوراخ کرده‌اند، این حق از آن شامیان گردیده‌است.»[۴۳] امام در جواب نوشت: «البته راجع‌به این حرف که گفتی «فعلا اهل شام حکم دهنده بر اهل حجازند» مردی از قریشیان را نشانه ده که در شورا پذیرفته خواهد شد، یا این که خلافت بر او جایز باشد. درصورتی که اینگونه داعیه کنی، مهاجران و انصار تکذیبت نمایند... بیعت با اینجانب عمومی و دانش آموز بود لحاظ مغایر کسی در آن شیوه ندارد و تجدید گزینشی در عمل وجود ندارد.»[۴۴]

جعفر سبحانی، از مراجع تبعیت شیعه، این نظر را دارد، حتی در‌حالتی که امام علی(ع) نسبت به خرابی معاویه انعطاف نشانه می‌‌اعطا کرد، اشتباهات حکومتش برطرف نشده، بلکه بیشتر میشد.[۴۵] به حیث سبحانی، در شکل ابقای معاویه بر حکومت شام، علی(ع) در به عبارتی روزهای در آغاز اکثریت طرفدارانش را از دست می‌بخشید، به این دلیل که آن ها به سبب ساز ستم‌ها و ناعدالتی‌هایی که از کارگزاران عثمان متحمل گردیده بودند، دست به انقلاب زده بودند و ابقای کارگزاران عثمان، آنها‌را سرخورده می کرد.[۴۶] از طرفی دیگر، دادن حکومت شام به معاویه نیز نمی‌توانست از مخالفت وی با خلافت علی(ع) بکاهد؛ چون چه‌گونه می‌اقتدار به عهده گرفت که بعضی یاران علی(ع) به وی سفارش دهند که برای مدتی کوتاه معاویه را در جایگاهش باقی گذارد، البته خویش معاویه که شخصی زیرک و سیاستمدار بود، ابقای خویش را موقتا و مصلحتی نداند.[۴۷] سبحانی قتل عثمان را اصلی ترین زمان برای معاویه می‌دانست که در صورتی در به عبارتی روزهای ابتدا از آن به کارگیری نمی کرد، برای مدام آن را از دست می‌بخشید.[۴۸]


پوستر سریال معاویه که از سوی ایالات متحده عربی سعودی در ۲۰۲۵م پخش و با انتقادهای زیادی روبرو شد.
مبارزه‌های معاویه علیه امام علی
نوشته ی علمی‌های اساسی: نبرد صفین و غارات
بعد از اینکه طومار نگاری‌ها و کوشش امام برای برکناری معاویه و اقناع او ناکام ماند،[۴۹] امام مصمم بر جهاد شد.[۵۰] امام بزرگان اصحابش از مهاجر و انصار را فراخواند و بعداز آن در خطبه‌ای عموم را به جهاد فراخواند. نبرد در صفر سال ۳۷ هجری در ناحیه‌ای به اسم صفین صورت بخشید.[۵۱] بعداز زد خورد شدیدی که در بین دو سپاه چهره بخشید، معاویه و عَمرو بن عاص که ناکامی سپاهشان را مجاورت می‌دیدند، قرآن‌ها را بر نیزه کرده، سپاه مقابل را به حَکَمیّت فرا خواندند.[۵۲] این خیانت کارساز به زمین خورد و نزاع صفین فارغ از فیض خاتمه پیدا کرد.[۵۳]

امام بعداز نهروان کوشید تا عموم عراق را برای نبرد دوباره با شام بسیج نماید. شمار عده ای که حاضر به ملازمت و همراهی امام بودند، اندک بود. امام از عموم خواست تا همراهش شوند، البته نادر‌خیس جواب مساعد می‌شنید. امام خطبه‌هایی[۵۴] در شماتت عموم داراست. «گرفتار عده ای گردیده‌ام که زیرا فرمان می کنم دستور نمی‌مارک و زیرا می خوانم جواب نمی‌دهند.»[۵۵] معاویه به سستی عموم عراق در نزاع با خویش با خبر بود. در‌این اوضاع و احوال مصمم شد تا با تجاوز به نواحی متفاوت ذیل سلطه امام در جزیرة العرب و حتی عراق، اقتدار امام را تضعیف نماید و رویکرد را برای مفتوح کردن عراق مهیا نماید.[۵۶] بعداز مبارزه نهروان، معاویة بن ابی‌سفیان به بخشها پایین حکومت امام علی، حمله‌های زیادی (غارات) را ترتیب اعطا کرد و در آن به قتل و غارت عموم و طرف داران امام علی(ع) پرداختند.[۵۷] غارات به سیرتکامل‌ای پیاده سازی گردیده بود که متفرق و ناگهانی باشد و حتی عکس‌العمل سریع سپاهیان امام علی(ع) نیز کارساز نباشد.[۵۸] معاویه می‌اعلام‌کرد: این قتل و حراج‌ها عموم عراق را می‌ترساند و عده ای را که در زمره مخالفانند، یا این که تمایل به طلاق دارا هستند، در عمل خویش دلیر می‌گرداند. آنها را که از کشاکش‌ها بیمناک‌اند به نزد ما فرا می خواند.[۵۹] ابواسحق ابراهیم ثقفی در کتاب الغارات، حمله ها سپاه معاویه به دیگر بخش ها را برمی‎‌شمرد.

بازدید : 20
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:04


محمد بن حسین بن جمال‌الدّین خوانساری دارای شهرت به آقا جمال خوانساری (درگذشت ۱۱۲۵ق)، از شاگردان مجلسی نخستین و از علمای شیعه در قرن دوازدهم قمری بود. از او اثراتی در علم ها متعدد برای مثال فقه و حرف بر مکان باقی‌مانده میباشد، کتاب کلثوم ننه تاثیر وی میباشد. آقا محمداکمل اصفهانی (بابا وحید بهبهانی) و ملا رفیع مشهدی از شاگردان وی بوده‌اند.صرفا تفصیل جانور بر غرر الحکم، تفصیل آقا جمال خوانساری میباشد که به خواست پادشاه پادشاه حسین صفوی کتابت مسجد قبا مشهد یافت.

نسب، اسم و درگذشت

مرقد آقا جمال و پدرش آقاحسین خوانساری در توکل آقاحسین خوانساری در تخت فولاد
آقا جمال فرزند آقاحسین خوانساری میباشد. تاریخ ولادت او در اختیار وجود ندارد ولی با اعتنا اشاره افندی اصفهانی به اقامت پدرش، در اصفهان[۱]، می‌اقتدار از آن شهر تحت عنوان محل تولد او حرف اعلام‌کرد. نصرآبادی[۲] و محمدباقر خوانساری[۳] از مسافرت آقاحسین ابتدا جوانی و قبل از بلوغ به اصفهان حرف گفته‌اند. اسم او محمد و آوازه او آقا جمال میباشد. او در ۲۶ رمضان در سال ۱۱۲۵ق درگذشت.[۴] او‌را در آرامگاه پدرش، که بوسیله فرمانروا سلیمان صفوی در تخت فولاد اصفهان درست شده بود، به خاک آدرس مسجد قبا مشهد سپردند.[۵]

تحصیلات
آقا جمال خوانساری، در حوزه علمیه اصفهان نزد پدرش آقاحسین خوانساری و خالو‌اش پژوهشگر سبزواری مولف ذخیرة المعاد فی گستردن الارشاد و محمدتقی مجلسی درس خواند و آنگاه در به عبارتی‌جا به درس دادن علم ها عقلی و نقلی رزرو مسجد قبا مشهد پرداخت.

آقاجمال از علمای طراز اولیه و مدرّسان پررنگ آن زمان اصفهان شمرده می شد و سر گروهی حوزه درس دادن اصفهان را بر ذمه داشت.[۶] علمایی زیرا آقا محمداکمل اصفهانی، بابا وحید بهبهانی ،جعفر بن حسین خوانساری (میر وسیع) و ملا رفیع مشهدی از شاگردان شماره تلفن مسجد قبا مشهد او بودند.

جایگاه روایی
بیان شده که از محمدتقی مجلسی اذن نقل‌ حدیث داشته میباشد.[۷] اردبیلی او‌را دارنده مقامی بلند و از راویان فقه خوانده میباشد.[۸] روضه خوان یوسف بحرانی مالک الحدائق الناضرة اورا از مشایخ خویش در نقل حدیث برشمرده میباشد.[۹]

اثرها

تصویر روی جلد کتاب کلثوم ننه
آقا جمال دارنده اثر ها میباشد که بعضا از آن ها به چاپ رسیده و به طور تقریبً همگی آن ها در کتابخانه‌های جمهوری اسلامی ایران (و برخیً خارج از جمهوری اسلامی ایران) جانور میباشد. این اثر ها عبارتند از: عقایدالنساء یا این که کلثوم ننه، کتابی طنزآمیز در عیب گیری دینداری عامیانه و باورهای خرافی رایج بین زنان در عصر صفویه میباشد. این کتاب کهن‌ترین گواهی مکتوب درباره خوی، آداب و رسوم زنان عامی کشور‌ایران میباشد. خرافه‌ستیزی، علت نوشتن بوده میباشد. کتاب به لهجه‌های انگلیسی، فرانسوی و ترکی آذربایجانی ترجمه گردیده‌است.[۱۰] دیگر اثر ها وی عبارت میباشد از:

اصول الدّین
اعتقادات
تاج التّراجم یا این که موائدالرّحمن
ترجمه «الفصول المختارة اینجانب العیون و المحاسن» نوشته سید مرتضی
ترجمه مفتاح الفلاح نوشته روحانی بهایی
الشرح الجريد للتجريد الجمالية لآقا جمال الخوانساري [۱۱]
التعليقات علی تفصیل اللمعة الدمشقيه[۱۲]
حاشیة علی تفصیل المختصر الحاجبی (جمال الدين عثمان بن قدمت المعروف بابن الحاجب المالكي المتوفى ۶۴۶ ق) [۱۳]
حاشیة علی الشفاء
ترجمه و گستردن غررالحکم آمدی
ردیّه بر «رساله ابطال الزمان الموهوم» تألیف پژوهشگر داماد [۱۴]
رساله در جبر و تفویض
رسالة فی صلوةالجمعة
رسالة فی الطینة
رسالة فی کراهة العادات و انها باعتبار وصفها لا بذاتها
رساله در نیت
مُنْشَآت.
شغل اجتماعی -سیاسی

جوابیه جمال خوانساری، درباره استعمال از قبله‌نما. این جوابیه در جواب به استفتا دربار صفوی درج شده میباشد.[۱۵]
آقا جمال خوانساری نزد شاهان صفوی رده ویژه‌ای داشت. مشورت کردن وی در مراسم بر تخت‌نشستن پاد شاه فرمانروا‌حسین صفوی، برای گزینش روحانی‌الاسلام، سبب ساز به تعیین میرمحمدصالح خاتون‌آبادی در سال ۱۱۱۵ق در اصفهان شد؛ وی به یار محمدباقر خاتون‌آبادی، فرمانروا‌حسین را در هجرت به مشهد در ۱۱۱۹ق ملازمت و همراهی کردند و در دادن خلعت به وی در ۱۱۲۰ق نقش داشت.[۱۶] وی همینطور مدتی منصب قضاوت را بر ذمه داشت[۱۷] و بر پیکر علامه مجلسی نماز گزارد.[۱۸]

بعضا از شاهان صفوی، ترجمه یا این که تفصیل بعضی از کتاب ها‌ عربی اورا درخواست می‌کردند.[۱۹] و گاهی سوال‌های فقاهتی و اعتقادی را با وی فی مابین می‌گذاشتند؛ که در جواب به آن ها رسائلی به وسیله وی تألیف شوید. رساله خمس و رساله مزار و ترجمه و گستردن غرر الحکم و درر الکلم (کتاب) به امر پادشاه شاه حسین صفوی از این مثال میباشد. [۲۰]این تفصیل فقط گستردن جانور بر غرر الحکم، میباشد که به تفصیل آقا جمال خوانساری پر اسم و رسم میباشد. [۲۱] این تفصیل خلال توضیح مفهومی و ترجمه لغوی روایات، مملو‌از فواید متفاوت کلامی، حدیثی، ادبی، اخلاقی، تفسیری، شرعی، فلسفی و... میباشد.

این کتاب را انتشارات دانش گاه طهران با پیشگفتار، تصحیح و تعلیق سیدجلال‌الدین مُحدِّث اُحافظه موقتَاو چاپ نموده است.[۲۲]

بازدید : 44
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 9:43


اساتید
جزایری در جزیره ها بصره، هویزه، شیراز و اصفهان نزد عالمان بخش اعظمی به علم آموزی علم ها فقاهتی مسجد قبا مشهد پرداخت.[۱۹]

جزیره‌ها
در جزیره ها نزد این افراد علم ها فقهی را یادگرفت :

یوسف بن محمد بناء جزایری (متوفی قبل از ۱۰۷۰)، فقیه و حکم دهنده.[۲۰]
محمد بن سلمان / سلیمان جزایری (متوفی بعداز ۱۰۷۰)، عالم و ادیب.[۲۱]
حسین بن سبتی حویزی ، مدرّس و آدرس مسجد قبا مشهد ادیب.[۲۲]
شیراز
استادان و مشایخ سید نعمت الله در شیراز، به گفته خودش، بیست بدن بودند[۲۳] که از آن پاراگراف‌اند:

میرزا ابراهیم فرزند صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۷۰).[۲۴]
جعفر بن کمال الدین بحرانی (متوفی ۱۰۹۱).[۲۵]
باتقوا بن عبدالکریم کرزکانی بحرانی (متوفی ۱۰۹۸).[۲۶]
عبدعلی بن آدینه حویزی، مؤلف تعبیروتفسیر نورالثقلین (متوفی فی مابین سال‌های ۱۰۸۹ و ۱۰۹۷).[۲۷] سه نفر اخیر در زمره مشایخ حدیث وی نیز به شمار میایند، چنانکه وی خویش در اذن داستان به حسین بن محیی الدین کاملی عاملی ، به آنها اشاره رزرو مسجد قبا مشهد نموده است.[۲۸]
اصفهان
سید نعمت‌الله در اصفهان نزد این استادان به علم آموزی علم ها فقاهتی پرداخت:

علامه مجلسی[۲۹] که از مشایخ اساسی وی بود.[۳۰] وی سه اذن به سید نعمت‌الله اعطا کرد که مبسوط‌ترین آنان در نقطه نهایی ورژن‌ای از نهج البلاغه ، به خط خویش مجلسی درج شده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۳۱]
محمدباقر بن محمدمؤمن خراسانی مشهور به متفحص سبزواری ؛ متوفی ۱۰۹۰).[۳۲]
آقا حسین خوانساری (پژوهشگر خوانساری ؛ متوفی ۱۰۹۹).[۳۳][یادداشت ۲]
سود کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)[۳۴] سید نعمت‌الله جزایری از همراهان و شاگردان خاص وی بود.[۳۵]
روحانی حر عاملی (متوفی ۱۱۰۴)[۳۶] جزایری بخشی از روایات را نزد او خوانده و او‌را به انصاف ستوده میباشد. حرّ عاملی اذعان می‌کرده که اشکالاتِ سیرتکامل‌ای از قیاس ، مثلا قیاسِ منصوص العله و حق تقدم ، را از سید نعمت‌الله آموخته میباشد.[۳۷]
شاگردان
شاگردان سید نعمت‌الله جزایری پرشمارند. سید عبدالله جزایری، نوه وی، در تذکره شوشتر[۳۸] و محمد جزایری در کتاب نخبه فقه و حدیث،[۳۹] به ترتیب الفبا، اسم آن‌ها‌را بیان کرده‌اند، مثلا آنانند:

ابوالحسن بن محمد مجال بن التفات الله تستری (متوفی ۱۱۴۳).[۴۰]
ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری .[۴۱]
عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری شوشتری (متوفی ۱۱۴۱) که نزد سید نعمت الله زبدة الاصول را خواند و از او اذن ماجرا دریافت کرد.[۴۲]
علی بن حسین کاملی عاملی، از عالمان و مفسران دارای شهرت.[۴۳]
مداقه الله بن محمد مجال تستری (متوفی ۱۱۴۷).[۴۴]
مجدالدین بن حکم کننده شفیع الدین دزفولی (متوفی قبل از ۱۱۶۵).[۴۵]
فتح الله بن علوان کعبی دَوْرَقی (متوفی ۱۱۳۰).[۴۶]
محمدهادی بن سید محمد مرعشی تستری (متوفی ۱۱۳۷).[۴۷]
یعقوب بن ابراهیم بختیاری حویزی (متوفی ۱۱۵۰)، که ابتدا در شیراز و آنگاه در شوشتر نزد سیدنعمت‌الله به علم آموزی دانش پرداخت .[۴۸]
محمد بن علی نجار شوشتری (متوفی ۱۱۴۰ یا این که ۱۱۴۱) که از شاگردان گرانقدر سید نعمت‌الله بود و از طرف وی به امامت جماعت نیز منصوب شد،[۴۹] در علم ها فقاهتی، به ویژه تجوید و تعبیر مهارت داشت و کتاب مجمع التفاسیر از اثرها اوست.[۵۰] وی یادداشت‌های تفسیری سید نعمت‌الله را نیز در کتابی با تیتر عقود المرجان عده نموده است.[۵۱]
نحوه علمی؛ اخباری وسط‌رو
پژوهشگران رخداد‌حیث دارا هستند که مسلک جزایری در استنباط احکام خیر اصولی بوده خیر اخباری صرف، بلکه وی اواسط‌رو بوده میباشد.[۵۲] منبع آن ها درین داوری، سخنان جزایری در کتاب‌ها و رساله‌های گوناگون وی بوده که در آنان به دریافت بینش وسطا تصریح و آن را طرز استادش علامه مجلسی بیان نموده است.[۵۳] مراد جزایری از بینش وُسطی، آن سیرتکامل که خویش در پیشگفتار کتاب غایة المرام فی گستردن تهذیب الاحکام توضیح داده[۵۴]، اطمینان به حجیت ظاهر قرآن در تشریع میباشد و آن را طریقی دانسته که خیر مانند شیوه مجتهدان اصولی میباشد که به قواعد و استنباط و دلیل‌های عقلی توکل زده‌اند و خیر مانند اخباری‌هایی زیرا محمد امین استرآبادی که هرگونه استنباط بر طبق قواعد ظنی را انکار کرده و فعالیت به ظاهر قرآن را از مصادیق آن شمرده‌اند.[۵۵] جزایری بعداز نقل سخنان محمدامین استرآبادی در الفوائد المدنیة و تصدیق سخنان او، بر رأی وی بر پایه ی عدم حجیت ظاهر کتاب خرده گرفته میباشد.[۵۶]

یکی دلایلی که باعث گردیده تا دانشمندان، جزایری را وسط‌رو بدانند، لحاظ وی درباره بعضا از موردها شبهه تحریمیه ، مانند نوشیدن قهوه و استعمال دخانیات، میباشد که در حرمت آن‌ها نصّی(آیه یا این که حدیث) وارد نشده میباشد.[۵۷] اخباری‌ها در‌این سیرتکامل موردها، سازه بر احتیاط، قائل به عدم جوازند، ولی جزایری از این لحاظ عدول کرده، قائل به اباحه شد‌ه‌است.[۵۸]

علامت‌های اخباریگری
در زمینه ی منابع تشریع، همانند بقیه اخباری‌ها، صرفا کتاب و سنت را دارای اعتبار شمرده و اجماع، استصحاب، عقل و کل سیرتکامل‌های قیاس ، برای مثال قیاس منصوص العلة و حق تقدم ، را فسخ دانسته میباشد.[۵۹]
در شکل تعارض نقل با استدلال عقلی، نقل را مقدّم دانسته میباشد.[۶۰] او برای ثابت این مقاله، به خبرها صحیحه (عامل نقلی) استناد نموده است.[۶۱]
او خلاف علامه مجلسی[۶۲] که تبعیت از میت را روا نمی‌دانسته، همچون اخباری‌ها قائل به تایید صلاحیت تبعیت از میت بوده میباشد.
در سخنان جزایری برداشتی از ماهیت احکام دینی و شیوه استنباط آنان‌را می‌قدرت دستیابی کرد که حداقل تا شکل‌بندی پایانی آرای دینی و اصولی‌اش، او در زُمره اخباری‎‌ها قرار می گیرد، چون او از سویی فقه را خیر تیم‌ای از قواعد کلی، بلکه انبوهی از احادیث جزئی دانسته میباشد که یگانه ملاک دارای اعتبار استنباط و مبنای فعالیت اند[۶۳] و از سوی دیگر، برای بی نیاز کردن منابع داستان و محصور کردن دامنه استنباط عقلی، ضمن عیب گیری عقیده تقسیم چهارگانه روایات (درست ، حسن ، موثق و ضعیف )، که نیازمند مناقشه درباره اکثری از روایات میباشد [۶۴] بر وثاقت بخش اعظمی از کتاب‌های حدیثی، زیرا عیون خبرها الرضا تاثیر روحانی صدوق، الاحتجاج طَبْرِسی و الفقه الرضوی ، صحه گذارده میباشد.[۶۵]

بازدید : 47
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:21


سیدجمال‌الدین‌ احمد بن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ حسنی‌ حسینی‌ (حدود۷۴۸- ۸۲۸ق‌/۱۳۴۷-۱۴۲۴م‌)، مشهور به اِبْن‌ِ عِنَبه‌، مورخ‌ و نسب‌ شناس‌ شیعی‌ میباشد. او از شاگردان ابن مُعَیه و در عصر شهید نخستین معاش میکرد و هر دو از روش‌ ابن‌ معیه‌ از علامه حلی قصه کرده‌اند. مهمترین‌ تاثیر وی عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب میباشد‌. در امر مذهب وی اختلافاتی وجود داراست، شواهدی بر زیدی یا این که امامی بودن وی، وجود مسجد قبا مشهد دارااست.

معاش‌طومار
سید احمد بن علی بن الحسین بن علی بن مهنا بن عنبة در سال ۷۴۸ق چشم به جهان گشود. ابن عنبة در ماه صفر ۸۲۸ق در شهر کرمان چشم از دنیا فرو آدرس مسجد قبا مشهد بست.[۱]

ابن‌ عنبه‌ احتمالاً در حِلّه‌ زاده‌ شد. مطابق معاش‌طومار خودنوشته‌ وی، نسب او با ۲۰ واسطه‌ به‌ امام علی(ع) می رسد. وی از نوادگان عبدالله محض به‌ شمار می‌رود، از این‌ رو تبار «حسنی‌ - حسینی‌» داراست. نسبت وی از روش‌ بابا به‌ امام حسن(ع) و از روش‌ مامان به‌ امام حسین(ع) می رسد و به‌ همین‌ عامل‌ میباشد‌ که‌ ابن‌ عنبه‌ را گاه‌ حسنی‌[۲] و گاه‌ حسینی‌[۳] خوانده‌اند. همینطور‌ اورا داوودی‌ نیز نامیده‌اند، چون محمد بن داوود بن موسی ثانی یکی‌از‌ از نیاکان‌ او‌ رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۴]

انگیزه اشتهار به ابن عنبه
آوازه‌ او‌ به‌ ابن‌ عِنَبه‌ از آن‌ روست‌ که‌ جدش «عنبه اصغر» اسم‌ داشت‌ که‌ به‌ نوبه خویش از نوادگان عنبة بن محمد وارد (عنبه اکبر) بود.[۵] عنبه اکبر، جد قوم‌ای‌ از احاطه‌ بنی الحسن بود که‌ در عراق و گوشه و کنار حِلِّه شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌زیستند.[۶]

اساتید
او از استارت جوانی‌ در زُمره شاگردان‌ ابوعبدالله‌ محمد بن قاسم بن معیه دیباجی (درگذشت۷۷۶ق‌)، نسب‌شناسی‌ فراگرفت‌ و از همراهان‌ و خاصان‌ معلم شد. ابن‌ عنبه‌ در زمانه‌ فراگیری‌ از کتاب‌ها و استادان‌ زیادی‌ فایده‌ پیروزی، ولی بی‌گمان‌ بیشترین‌ بار علمی‌ را از اثر ها ابن معیه بگرفت‌.[۷] چنانکه‌ از اوضاع‌ وی برمی‌آید، پس‌ از مرگ‌ ابن‌ معیه‌، او‌ به‌ سیر و سیاحت‌ پرداخت‌ و به‌ اصفهان، هرات، سمرقند، مکه، مذار (در دشت‌ میشان) مسافرت کرد و از بخش اعظمی‌ نسب‌شناسان‌ فایده موفقیت.[۸]

ابن‌ عنبه‌ در طبقه شهید نخستین قراردارد و هر دو از روش‌ ابن‌ معیه‌ از علامه حلی داستان کرده‌اند.[۹]

مذهب
مذهب‌ ابن‌ عنبه‌ چندان مشخص و معلوم وجود ندارد و یکسری لحاظ دراین باره گفته شده میباشد. بعضی‌ در شیعی‌ بودنش‌ شک وتردید کرده‌اند.[۱۰]اما به لحاظ میرسد این مقاله صحیح نباشد، هرچند امامی‌ بودن‌ او‌ چندان قطعی وجود ندارد.[۱۱]

زیدی بودن
بعضی‌ او‌را زیدی‌ دانسته‌اند،[۱۲] تعابیر و اشاره‌هایی که وی دارااست، مؤید این مقاله میباشد که وی زیدی‌مسلک باشد. از جمله، وی درباره امام مهدی(عج) می گوید: «ثانی‌ عشر الائمه عند الامامیه و هو القائم‌ المنتظر عندهم‌»[۱۳] و اساسی‌خیس از آن‌ در سرآغاز عمدة الطالب‌ تیموری‌،[۱۴] آنجا که‌ از اوصاف‌ امیر تیمور گورکانی صحبت‌ می گوید، او‌را به‌این‌ عبارت‌ می‌ستاید: «... صاحب و مالک‌ الملکات‌ العلیة و الانباء النبویة، و الفصاحة الصدیقیة، و الحصانة الفاروقیة و السماحة النوریة، و الحماسة المرتضویة...».

امامی‌بودن
بعضا نیز اورا شیعه امامی دانسته‌اند و معتقدند احتمال شیعی‌ و امامی‌ بودن‌ وی پذیرفتنی‌خیس میباشد. به‌ویژه‌ این‌که‌ وی محصل و داماد ابن‌ مُعَیه شیعی‌ بود و قسمت‌ اول‌ معاش‌اش‌ را در سرویس‌ وی به‌ رمز پیروزی و از علم وی به کار گیری کرده و همواره‌ به‌ مدرس دارای مسئولیت ماند.

تالیفات
اثر ها بازمانده‌ و یا این که منسوب‌ به‌ ابن‌ عنبه‌ جملگی‌ در مسئله‌ نسب‌شناسی‌ میباشد‌ و از بها‌ و اعتبار والایی‌ برخوردار‌است‌.

عمدة الطالب‌
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب
عمدة الطالب که مهمترین تاثیر ابن عنبه میباشد. وی این‌ تاثیر را ۳ توشه در وسعت‌های‌ متفاوت‌ تحریر کرده‌ میباشد‌. تحریر در آغاز‌ که‌ از همگی‌ کامل‌خیس، البته‌ نامنظم‌ میباشد‌، به‌ عمدة الطالب‌ تیموری‌ آوازه‌ داراست. تحریر دوم‌ به‌ عمدة الطالب‌ جلالی‌ مشهور‌ میباشد‌ و مؤلف‌ آن‌ را در ۸۱۲ق‌ با تعیین‌ حدود دو سوم‌ از تحریر اولیه‌ و اضافه کردن‌پیشگفتار‌ای‌، تدوین‌ کرده‌ میباشد‌.[۱۵] ابن‌ عنبه‌ تحریر سوم‌ را برای‌ پاد شاه‌ شریف‌ محمد بن فلاح مشعشعی، جدّ سادات‌ حکم کننده‌ حویزه تهیه و تنظیم‌ کرده‌ و در ۱۰ صفر ۸۲۷ از آن‌ فراغت‌ یافته‌ میباشد‌.[۱۶]

ابن‌ عنبه‌ در سرآغاز دو تحریر در آغاز‌ گوید این‌ کتاب‌ را از آن‌ رو نوشته‌ میباشد‌ که‌ گروهی‌ در تبارنامه آل‌ ابی‌ طالب‌ شک و تردید کرده‌اند.[۱۷] او در‌این کتاب به گستردن هم اکنون نیاکان ابوطالب و آن گاه نسل وی می پردازد. در غایت‌ با گستردن‌ بیشتری‌ نسل‌ علی ابن ابی طالب را از روش‌ فرزندانش‌: امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، محمد حنفیه، ابوالفضل العباس و قدمت اطرف در ۵ فصل‌ ذکر‌ می‌نماید.

بازدید : 19
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:22


حضرت مریم(س) از زنان برگزیده و مامان حضرت عیسی(ع) که بارداری وی به صورت معجزه اعمال گرفت. قرآن در سوره مریم معاش او‌را از ولادت خودش تا میلاد عیسی(ع) حکایت نموده است. در احادیث شیعه و اهل سنت، مریم در کنار فاطمه زهرا(س)، خدیجه و آسیه، چهار زن رفیعتر بهشتی معرفی مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.

رده
حضرت مریم در اسلام و در مسیحیت از جایگاهی مقدس و ویژه برخوردار‌است:

در اسلام
قرآن، مریم مامان عیسی(ع) را بانویی پاکدامن و برگزیده از بین زنان خوانده[۱] و او‌را الگوی مومنان قرار داده میباشد.[۲] از آیه ها قرآن برمی‌آید که ملائکه چنددفعه با مریم کلام گفته‌اند.[۳] فقط زنی که اسم وی در قرآن آمده، مریم میباشد.[۴] همینطور قرآن رشد مریم را به آفریدگار نسبت داده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد:

«معبود او‌را به نیکویی به عهده گرفت و او‌را پسندیده رویش بخشید… هر فرصت زکریا وارد محراب وی می شد، غذای مخصوصی در آن‌جا می‌روئت کرد. از وی پرسید: «ای مریم! این را از کجا آورده‌ای؟!» اعلام‌کرد: «این از سوی خداست. پروردگار به کسی که بخواهد، بی‌اکانت روزی رزرو مسجد قبا مشهد می دهد.»[۵] [یادداشت ۱]
در برخی تفاسیر آمده میباشد در فصل‌زمستان، میوه‌های تابستانی و در فصل تابستان میوه‌های زمستانی برای مریم مهیا بود.[۶]

در احادیث شیعه و اهل سنت اسم مریم در کنار فاطمه زهرا و خدیجه و آسیه، تحت عنوان چهار زن رفیعتر بهشتی نام برده میباشد.[۷] برخی از مفسران براساس آیه ۴۲ سوره آل عمران، قائل به پاکی مریم شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.[۸]

در مسیحیت
حضرت مریم در الهیات مسیحی از منزلت ویژه‌ای برخوردار‌است تا بدانجا که شاخه‌ای از الهیات با تیتر مریولوجی (Mariology) به وجود آمده که به پژوهش شخصیت و رده حضرت مریم میپردازد. اعتنا به حضرت مریم، در قرن ها وسطی عنایت یافت. درین زمان مقامی برای حضرت مریم مطرح شوید که از حد الوهیت زیر‌خیس ولی از سکو ملائکه و مقدسان فراتر بود. یقین همگانی در‌این زمان آن بود که ملائکه و مقدسان، خدمتگزاران حضرت مریم میباشند.[۹]

پیشین از آن، در بعضی دولت ها مثلا بین مسیحیان جزیرة العرب، باور به تثلیث و پرستش مریم در کنار پروردگار و عیسی اشاعه داشته میباشد.[۱۰] گفته‌اند تا قرن شانزدهم میلادی نیز برخی از شهرهای اروپایی به پرستش مریم باکره معروف بوده‌اند.[۱۱] در قرآن این اطمینان مسیحیان شماتت شد‌ه‌است.[۱۲] [یادداشت ۲]

همینطور در قرنها وسطی آموزه عصمت و طهارت مریم مطرح شد و در سال ۱۸۵۴ کلیسای کاتولیک، این نظریه را تحت عنوان یک آموزه خطاناپذیر به عهده گرفت.[۱۴] البته کلیسای ارتدوکس منکر طهارت مریم میباشد.[۱۵]

معاش‌طومار
به دنیاآمدن مریم را سال ۲۰ پیش از به دنیاآمدن گفته‌اند البته از زادگاه وی منبع معتبری در اختیار وجود ندارد.[۱۶]

اسم بابا وی در منابع مسیحی، «یواقیم»[۱۷] و در قرآن[۱۸] و احادیث اسلامی، «عمران» نام برده میباشد. در روایتی از امام باقر(ع) آمده میباشد عمران از پیامبران بنی اسرائیل بود.[۱۹] طبق گزارش ابن اسحاق، نسب وی به داود(ع) میرسد.[۲۰] عمران قبل از ولادت مریم از عالم رفت.[۲۱] اسم مادرش را حَنَّة دختر فاقود گفته‌اند.[۲۲] در روایتی امام کاظم(ع) اسم مامان مریم را «مَرثا» و به عربی «وَهیبه» دانسته میباشد.[۲۳] در متن‌ها مسیحی لقب‌ها زیادی برای حضرت مریم به فعالیت رفته میباشد به عنوان مثال حوّای نو، باکره مقدس، مامان خداوند، شفیعه، مامانِ سود الهی، قرارگاه حکمت، رگ گیاهی روضه خوان، رُز رازگونه، صندوق عهد و پیمان، ملکه ملائکه و بانوی مصیبت‌ها.[۲۴] در متن ها اسلامی نیز از عَذراء (پاکدامن) و بتول تحت عنوان کنیه‌های مریم خاطر گردیده است.[۲۵]

خدمتکاری محل پرستش

مجسمه حضرت مریم بر بلندای کوهی در حریصا در ۲۰ کیلومتری شمال بیروت در کنار کلیساهای چهارگانه
در منابع آمده میباشد حنه مامان مریم، نازا بود و تا سی سال صاحب و مالک فرزندی نشد. وی به درگاه خدا نذر و دعا کرد تا در‌حالتی که به وی فرزندی عطا نماید فرزندش خدمتکار محل پرستش بیت‌المقدس باشد.[۲۶] [یادداشت ۳] در آیه‌ها ۳۵ تا ۳۷ سوره آل عمران به نذر حَنّه و پذیرفته شدن آن از سوی پروردگار اشاره گردیده است.

بعداز به دنیاآمدن مریم، مادرش با اعتنا به نذری که کرده بود، مریم را به محل پرستش موفقیت و به کاهنان سپرد. آن‌ها برای سرپرستی وی اختلاف لحاظ پیدا کردند و برای این شغل قرعه زدند و قرعه به اسم زکریا(ع)، که طبق برخی گزارش‌ها شوهر خاله مریم بود، زمین‌خورد.[۲۷] قرآن به ماجرای قرعه زدن نیز اشاره نموده است.[۲۸] بنابر نقل مقدسی، زکریا مقدمات شیرخوارگی و تربیت او‌را آماده کرد و هنگامی به حدی از پرورش رسید، جایگاهی برای وی در محل پرستش گزینش کرد و مریم در آن به عبادت می‌پرداخت[۲۹] و زمانی دفعه وی میرسید، وظایف خدمتکاری محل پرستش را اعمال می‌بخشید. وی در عبادت به رتبه‌ای رسید که در بنی اسرائیل ضرب‌المثل شد.[۳۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 548
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 62
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 23
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 203
  • بازدید ماه : 186
  • بازدید سال : 3200
  • بازدید کلی : 31852
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی