loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 46
سه شنبه 1 مهر 1404 زمان : 10:21


ابراهیم بن علی عاملی کَفعَمی (۸۴۰-۹۰۵ق)، از عالمان شیعه در قرن نهم قمری. او در جبل‌ادله لبنان می‌زیسته و نسبش به حارث همدانی می رسد. او تألیفات زیادی در علم ها گوناگون دارااست. المصباح کفعمی و البلد الامین به عنوان مثال اثرها دارای شهرت وی در دعا ها و زیارات مسجد قبا مشهد میباشد.

محل تولد و قوم و قبیله
تقی‌الدین، ابراهیم بن علی عاملی کفعمی در سال ۸۴۰ق، در روستای کفَرعیما از حیطه جبل‌برهان لبنان دیده به جهان گشود.[۱] آقابزرگ تهرانی به دنیاآمدن او‌را سال ۸۲۸ق بیان آدرس مسجد قبا مشهد نموده است.[۲]

نسب او به حارث همدانی، از یاران حضرت علی(ع) میرسد. کفعمی در نقطه پایان کتاب مصباح، خویش را حارثی معرفی نموده است. کفعمی منسوب به روستای کفرعیما میباشد که در حوالی روستای جِبشیت رزرو مسجد قبا مشهد واقع میباشد.[۳]

بابا کفعمی، روحانی علی، از علمای ناحیه بود. کفعمی دو اخوی به اسم‌های شمس‌الدین محمد (متوفای ۸۸۶ق) و جمال‌الدین احمد داراست. شمس‌الدین محمد، جد بلندمرتبه روحانی بهایی میباشد و جمال‌الدین احمد مؤلف کتاب «زبدة البیان فی فعالیت شهر رمضان» شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

مقام علمی
به گفته میرزاعبدالله افندی در ریاض العلما، وی در اشکال علم ها رایج مهارتی تام داشت و در علم ها عربی ادبیات سرآمد بعد از ظهر خود بود.[۵] همینطور علامه امینی اورا جامع دانش و وقار معرفی نموده است.[۶] روضه خوان حر عاملی صاحب و مالک وسائل الشیعة می‌نویسد:

«وی شخصیتی آیتم اعتقاد و باور، فاضل، ادیب، شعر سرا، عبادت کننده و صالح بود.»[۷]
اساتید
علی بن حسن کفعمی بابا وی که اجازۀ داستان نیز به وی داده میباشد.
سید حسین بن مساعد حسینی، مؤلف کتاب «تحفة الابرار فی مناقب الائمة الابرار»
سید علی بن عبدالحسین موسوی حسینی، مؤلف کتاب «رفع الملامة عن علی علیه‌السلام فی شکاف الإمامة»

کتاب البلد الامین
تألیفات
نوشته‌علمیٔ مهم: اثر ها کفعمی

کتاب مصباح کفعمی
ابراهیم کفعمی در علم ها متعدد زیرا (عرفان، سیر و سلوک، ادبیات، شعر، تاریخ، دعا و زیارات) تألیفاتی دارااست. مصباح و البلد الامین از مشهورترین اثر ها اوست. سید محسن امین در اعیان الشیعة ، اثر ها زیادی برای وی شمرده میباشد.[۸] به گفته زِرِکْلی از شخصیت‌نگاران اهل‌سنت، اثر ها او در پوسته نظم و نثر به ۴۹ کتاب و رساله میرسد.[۹] ورژن‌ای از صحیفه سجادیه به خط کفعمی مو جود میباشد. این ورژن، خلال ۵۴ دعای صحیفه‌های دیگر، چهار دعا بیشتر داراست.[۱۰]

اشعار و خطابه‌های ادبی
کفعمی ادیب هم بوده میباشد. او خطبه قرآنی دارااست مشمول بر اسم‌های سوره‌های قرآن[یادداشت ۱] که تلمسانی دانا اهل‌سنت از او به خیال و خاطر این خطبه حمد نموده است.[۱۱] وی خطبه‌ای درباره روز غدیر داراست که به قصیده رائیه آوازه دارااست.[۱۲][۱۳]

بحقّک مولای فاشفع لمن
أتاک بمدح شفاء الصدور
هو الجبعی المسیء الفقیر
إلی رحمات الرحیم الغفور
اینجانب الحسنات نبود قدحه
فما اینجانب فتیل و لا اینجانب نقیر
خطایاه تحکی رمال الفلاة
و وزن اللکام و أحد و ثور
و روحانی گسترده له لمّة
کساها التعمّر ثوب القتیر

بازدید : 21
دوشنبه 31 شهريور 1404 زمان : 10:21


اعتبار
درخصوص اعتبار سندی این توقیع، دو گونه های مطرح گردیده‌است:

گونه های اولیه: از فی مابین راویان این توقیع، محمد بن محمد بن عصام کلینی و اسحاق بن یعقوب توثیق ندارند.[۱۱] نقل شده از‌آن‌جا‌که ابن عصام کلینی در گواهی توقیع منقول در کتاب الغیبه روحانی طوسی واقع نشده، لذا فقط خلل توقیع، اسحاق بن یعقوب مسجد قبا مشهد میباشد.

[۱۲] وی شخصی ناشناخته میباشد و توثیقی برای وی ذکر نشده میباشد. لذا توقیع قابل استناد وجود آدرس مسجد قبا مشهد ندارد.[۱۳]
ولی علامه تُستری دانا رجالی قرن چهاردهم خورشیدی، او‌را اخوی روحانی کلینی می‌‌داند؛ چون در ورژن کمال الدین وی «و السلام عليك يا اسحاق بن يعقوب الكلينی» رزرو مسجد قبا مشهد آمده میباشد.[۱۴]

جواب‌هایی بدین گونه های داده گردیده‌است:

اولا سید کاظم حائری اعتقاد دارد اسحاق بن یعقوب به طبع در بالاترین سکو وثاقت میباشد؛ چون داعیه کرده توقیعی از طرف امام فرصت(عج) برای وی صادر گردیده است. ادعای دروغین صدور توقیع در آن مجال، فقط از یک فرد خبیث رذل قابلیت و امکان‌پذیر میباشد. پس اسحاق یا این که در بالاترین جايگاه وثاقت بوده که مدعی اثبات میشود و یا این که جزو خبیث‌ترین عموم بوده که توقیعی به نام امام فرصت(عج) جعل نموده است که اینگونه امری حتما بر روضه خوان کلینی - با آن توجه و ضبطی که در نقل حدیث داشته - نهفته نمی‌ماند؛ مخصوصا اینکه کلینی در بعد از ظهر غایب بودن صغری و صدور توقیعات می‌زیسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۵]

جواد مروی از اساتید درس بیرون حوزه علمیه قم نیز اعتقاد دارد با دقت به اینکه کلینی - که هم‌بعدازظهر با نواب امام مجال(عج) بوده - این توقیع را برای گردآوری‌ای از علما نقل کرده، معلوم می‌گردد خویش وی از صدور آن اعتقادوباور داشته میباشد، وگرنه آن را نقل نمی کرد.[۱۶] بعضا هم با دقت به اعتنا بالای کلینی، داعیه کرده‌اند حتماً انتساب این توقیع به امام فرصت(عج) از شیوه آشنایی اسحاق و یا این که هر راه و روش دیگری، برای وی یقینی بوده که آن را نقل نموده است.[۱۷]

ثانیا محمد مؤمن قمی خویشِ عبارت (أَرْشَدَكَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَكَ؛ پروردگار تورا هدایت كند و بر اعتقادوباور حق اثبات و استوار بدارد) در اولِ توقیع و عبارت (وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِسْحَاقَ بْنَ يَعْقُاینترنتَ وَ عَلى‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‌؛ و درود بر تو ای اسحاق بن یعقوب و بر هر هر که از هدایت تقلید نماید) در انتهای آن را ادله وثاقت اسحاق میداند.[۱۸] مامقانی، رجالی قرن چهاردهم داعیه کرده‌ که خویش مضمون توقیع بر رده بالای اسحاق دلالت دارااست.[۱۹] سید محمود حسینی شاهرودی نیز تأکید دارااست که با دقت به شواهد صدور درستی در توقیع، خویشِ توقیع بر مقام والای اسحاق دلالت دارااست.[۲۰] بعضا نیز با دقت به طرز سؤالات مطرح گردیده و نقل این توقیع بوسیله روحانی طوسی و روحانی صدوق، معتقدند وی شخصی فقید و مشغول مسائل فقاهتی بوده میباشد.[۲۱]

ثالثا بزرگانی همانند روضه خوان مرتضی انصاری،[۲۲] متفحص اصفهانی[۲۳] و نائینی[۲۴] در وثاقت اسحاق اشکالی نکرده‌اند. سید ابوالقاسم خویی نیز او‌را از اجلای علما دانسته‌ و صرفا بر دلالت توقیع انواع گرفته میباشد.[۲۵]

گونه های دوم: این توقیع از روحانی کلینی نقل گردیده‌است، ولی کلینی آن را در الکافی نیاورده میباشد. پس مشخص میشود انتساب آن به کلینی درست وجود ندارد.[۲۶]
دو جواب بدین انواع مطرح شد‌ه‌است:

اولا سید کاظم حائری اعتقاد دارد کافی کتابی برای عموم مردم بوده میباشد. لذا آوردن توقیع با تصریح به نام راوی در یک کتاب همگانی ممکن میباشد موجب خواهد شد فرد - ولو پایین شکنجه معاند - اسم نائب امام فرصت(عج) را که توقیع از روش وی صادر گردیده معرفی نماید. افزون براین، احتمال داراست این توقیع بعداز اتمام کتاب کافی به دست کلینی رسیده باشد.[۲۷]

ثانیا بیان شده از آن‌جا که توقیع دربرگیرنده مطالب شرعی نبوده، کلینی آن را در کتاب الکافی بیان نکرده میباشد؛ به‌ویژه اینکه کلینی کتاب دیگری به اسم «الرسائل» داشته که همه طومار‌های ائمه(ع) را در آن آورده بوده و آن کتاب به دست ما نرسیده میباشد. شاید این توقیع را در آن کتاب بیان نموده است.[۲۸]

کاربرد
به دو فقره از این توقیع برای ثابت ولایت فقید ادله شد‌ه‌است؛

فقره اولیه: (أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا؛ و البته حوادثی که برای شما پدید میاید، پس رجوع‌نمایید به راویان حدیث ما)

روحانی انصاری این نظر را دارد منظور از «الحوادث» درین توقیع، مطلق اموری میباشد که از حیث عقلی، عرفی و فقهی می‌بایست در آن ها به مدیریت قوم و قبیله مراجعه کرد. بدین ترتیب امام(ع) فقها را مرجع در کارها حکمرانی قرار داده میباشد.[۲۹]

فقره دوم: (فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ؛ چون آن ها حجت اینجانب بر شما می باشند و اینجانب هم حجت خداوند بر آن ها هستم)

نقل شده معنای حجت بودن معصوم مطلقا به مسأله‌گویی و ذکر احکام وجود ندارد، بلکه در کلیه اموری که ائمه(ع) حجت معبود می‌باشند، فقها نیز حجتند.[۳۰]

بازدید : 108
شنبه 29 شهريور 1404 زمان : 10:40


دلالت حدیث بر امامت امام علی(ع)
متکلمان شیعه برای ثابت خلافت و امامت امام علی(ع) به حدیث غدیر استناد کرده‌اند.[۶] از نگاه وی، لفظ «مولی» در‌این حدیث با اعتنا به وضعیت صدور حدیث و شواهد متفاوت، به معنای حق تقدم در تصرف و دور اندیشی کارها مسجد قبا مشهد میباشد

[۷] و از این طرز بر امامت امام علی(ع) دلالت دارااست؛[۸] چون هیچ کس غیر از امامِ واجب الطاعة، بر دانایی کارها عموم حق تقدم ندارد.[۹] به اعتقاد روضه خوان صدوق، وقتی که اطاعت و فرمانبری از علی(ع) بر تمامی واجب شد، وی مستحق امامت خواهد بود؛ چون امامت به معناى پيروى و اطاعت كردن و بر اساس اخلاق و رفتار امام فعالیت كردن و کلام بیان کردن‏ آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

[۱۰] روضه خوان طوسی گفته میباشد مفسران فارغ از اختلاف معتقدند که خواسته از اولین و شایسته بودن فرستاده(ص) به مؤمنین نسبت به خودشان، حق تقدم در آگاهی کارها آنان و وجوب اطاعت از رسول میباشد. هیچ کس جز فرستاده و امام نسبت به درایت کارها عموم سزاوارتر وجود ندارد. بدین ترتیب در طول حضور و وجود فرستاده(ص)، خویش فرستاده و در خلا رسول، امام لایق و او‌لین به آگاهی کارها رزرو مسجد قبا مشهد آنهاست.[۱۱]

برای ثابت اینکه مولا به معنای حق تقدم میباشد، به شواهدی همانند پیشگفتار حدیث (مانند پاراگراف «أَ لَسْتُ‏ أَوْلى‏ بِکُم مِنْ أَنْفُسِکُم‏»)، عُرف، عهد لغت‌شناسان و به کار گیری کلمه و واژه مولی به معنی حق تقدم در دانایی و تصرفات استناد شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده‌است.

[۱۲] رسول(ص) با پاراگراف «أَ لَسْتُ‏ أَوْلى‏ بِکُم مِنْ أَنْفُسِکُم‏» از عموم اقرار گرفت که نسبت به آن‌ها حق تقدم و سزاوارتر از خودشان میباشد. آن گاه فورا پاراگراف «اینجانب کنت مولاه فعلی مولاه» را به لهجه آورد. ازاین‌رو، مولی در «اینجانب کنت مولاه...» به به عبارتی معنای حق تقدم در گزاره نخستین میباشد و غیر از این معنی درست وجود ندارد. همانگونه که فرستاده(ص) نسبت به کارها مسلمان‌ها از خودشان سزاوارتر بود، امام علی(ع) نیز دارنده اینگونه اولویتی میباشد.[۱۳] بدین ترتیب حدیث غدیر را به معنای «اینجانب کنت أولى به اینجانب نفسه فعلی أولى به؛ هر که که اینجانب حق تقدم در دور اندیشی و تصرف نسبت به وی دارم، پس علی(ع) نسبت به کارها وی حق تقدم دارااست» دانسته و آن را مصرح در ثابت امامت شمرده‌اند.[۱۴]

نزول آیه تبلیغ[۱۵] و آیه اکمال[۱۶] در حادثه غدیر، عبارت‌های دیگر خطبه و حدیث غدیر مانند «اللّهمّ والِ اینجانب والاه، و عادِ اینجانب عاداه» و «و انصُر اینجانب نصره، و دریافتُلْ اینجانب خذله»،[۱۷] مناشده و احتجاج اهل‌بیت به حدیث غدیر،[۱۸] نزول آیه ها ابتدایی سوره معارج درباره نزول عذاب بر منکر ولایت امام علی(ع) بعد از رخداد غدیر،[۱۹] ماجرای شادباش و تهنیت خلیفه نخستین[۲۰] و دوم[۲۱] به امام علی(ع) بعد از نقطه نهایی خطبه و حدیث غدیر، شعر شاعران صدر اسلام همانند حسان بن اثبات درباره حادثه غدیر و منصوب شدن حضرت علی(ع) تحت عنوان امام و هادی امت،[۲۲] ازجمله شواهدی شمرده گردیده که نشانه می دهند حدیث غدیر بر امامت و جانشینی امام علی(ع) دلالت داراست.[۲۳]

بازدید : 131
پنجشنبه 27 شهريور 1404 زمان : 10:14


معاش‌طومار علمی
ویلیام مونتگومری وات (William Montgomery Watt)، در ۱۴ مارس ۱۹۰۹م در روستای کِرِس در اسکاتلند چشم به جهان گشود.[۱۸] تحصیلات دانشگاهی‌اش را در دهه ۱۹۳۰م در فن ادبیات یونانی در دانشکده ادینبورگ (ادینبورو) شروع کرد و آن گاه در حرفه فلسفه رفتار خاطر مسجد قبا مشهد نشان کرد

.[۱۹] او در دانشکده جرج واتسون و کالج آکسفورد و شهر ینا در آلمان نیز علم آموزی نموده است.[۲۰] وی در ۱۹۴۶م از رساله دکترای فلسفه[۲۱] خویش با تیتر «عزم آزاد و قضا و قدر در ابتدا اسلام»[۲۲] و با پند ریچارد بل[۲۳] جانبداری آدرس مسجد قبا مشهد کرد که در ۱۹۴۸م در انگلیس چاپ شد.[۲۴]

وات در سال ۱۹۴۰م کشیش شد،[۲۵] از سال ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۶م کارشناس گویش عربی نزد اسقف اَنْگَلیکَن (متعلق به کلیسای پروتستان انگلیس) در بیت‌المقدس بود و در ۱۹۶۰م به عضویت جامعه کلیسایی جهانی آیونا در اسکاتلند رزرو مسجد قبا مشهد درآمد.[۲۶]

سفارش مونتگومری وات به خاورشناسان
به مراد رابطه عالی با مسلمانها مایحتاج میباشد تماماً به مرهون بودن خودمان به فرهنگ و تمدن اسلامی اعتراف کنیم ... نهفته ساختن آن آرم­ٔ غرور و مباهات بی‌­جا و اشتباه میباشد ... اینجانب مسلمان‌ها را ... نمایندگان یک فرهنگ با دستاوردهای گرانقدر می‌­دانم ... وظیفه­ ما اروپاییان ... این میباشد که ... به مرهون بودن عمیق خود به عرب و دنیا اسلام شماره تلفن مسجد قبا مشهد اعتراف کنیم.[۲۷]

ویلیام از ۱۹۴۶م به درس دادن ادبیات عرب در دانشکده ادینبورگ پرداخت و در ۱۹۶۴م به مرتبه استادی رسید[۲۸] و مالک کرسیِ عربی و مطالعات اسلامی در به عبارتی دانشکده شد.[۲۹] در ۱۹۴۷م به سر گروهی قسمت مطالعات عربی و اسلامی آن دانش گاه منصوب شد و در ۱۹۷۹م از این دانش کده بازنشسته شد.[۳۰] وی معلم مدعو دانش کده تورنْتو، جورج‌تاون و دانشکده فرانسه بود.[۳۱] او در ۱۹۷۷م از دانش گاه هریوت وات در اسکاتلند[۳۲] و در سال ۱۹۸۸م از دانش کده کراچی پاکستان دکترای افتخاری[۳۳] اخذ کرد.

این پیامبرشناسِ مسیحی در ۲۴ اکتبر ۲۰۰۶م/دوم آبان ۱۳۸۵ش مقارن با سال نبی اعظم(ص) در سن ۹۷ سالگی از جهان رفت.[۳۴]

شناخت با اسلام
استارت شناخت وات با اسلام به شناخت وی با مستأجر مسلمان اهل پاکستان در سال ۱۹۳۷م بازمی‌شود. به گفته خودش، قبل از آن نسبت به اسلام ناآگاه بود.[۳۵] شناخت وی با اسلام،‌ موجب مکاتبه با اسقف انگلیکن در بیت‌المقدس و درخواست موعظه از وی شد.[۳۶] وات در سال ۱۹۳۹م به توصیه و دعوت اسقف انگلیکن برای شناخت با اسلام به بیت‌المقدس هجرت کرد و تا سال ۱۹۴۶م در آنجا اقامت کرد.[۳۷]

اثر ها

روی جلد کتاب انگلیسی محمد در مدینه
مونتگومری وات بیش تر از سی کتاب و ده‌ها نوشته‌علمی پیرامون اسلام، حضرت محمد(ص) و ارتباط مسلمانها و مسیحیان تألیف نموده است.[۳۸] بعضا از اثرها او عبارتند از:

«محمد در مکه» (سال تألیف: ۱۹۵۳م)[۳۹] و «محمد در مدینه» (سال تألیف: ۱۹۵۶م).[۴۰] دو کتاب اصلی وات که به شرح به زندگانی رسول(ص) در مکه و مدینه و رویدادهای صدر اسلام میپردازد.[۴۱]
کتاب «محمد فرستاده و سیاستمدار» (سال تألیف: ۱۹۶۱م).[۴۲] این کتاب خلاصه دو کتاب محمد در مکه و محمد در مدینه میباشد.[۴۳] تالیف کننده درین کتاب که دارنده خیر فصل میباشد، انگیزه‌های موفقیت نبی(ص) در خط مش و مقصود مقدسش را تجزیه و نظارت کرده و پیشبینی ها وی برای تأسیس جامعه اسلامی را تبیین نموده است.[۴۴] این کتاب، خلال معرفی شخصیت نبی(ص)، دفاعی از نبی(ص)‌ در قبال دانشمندان غیرمسلمان و شک ها آن ها درباره محمد(ص) و نبوت وی دانسته گردیده است.[۴۵] کتاب به گویش‌هایی مانند فارسی، عربی، ترکی و ژاپنی ترجمه شد‌ه‌است.[۴۶]
«راهنمای قرآن» که گردآوری‌آوری تأملات تالیف کننده درباره نشانه‌ها قرآن و کتاب مقدس میباشد.[۴۷]
«واکنش آرای مسلمانها و مسیحیان؛ تفاهمات و سو‌ءتفاهم‌ها» (سال تألیف: ۱۹۹۱م).[۴۸] این کتاب با طریق تحلیلی و تاریخی به تفصیل واکنش آرای مذهبی مسلمان ها و مسیحیان از ظهور اسلام تا بعدازظهر حاضر میپردازد.
«تاریخ اسلام»، «مسیحیان و صلح طلبی»، «فلسفه و صحبت اسلامی» (ترجمه ابوالفضل عزتی)، «عصر صورت‌گیری درنگ اسلامی»، «تاریخ اسپانیای اسلامی»، «امام محمد غزالی، متفکر والا مسلمان» (ترجمه محمود اصفهانی‌زاده)، «تأثیر اسلام بر اروپای قرن ها وسطی»، «اسلام و مسیحیت در بعد از ظهر حاضر» (ترجمه خلیل قنبری)، «شکوهی که اسلام داشت: دنیا اسلام در سال‌­های ۶۶۱-۱۱۰۰م» و «ایمان یک مسیحی در عالم معاصر» (سال تألیف و چاپ ۲۰۰۲م/ واپسین کتاب وات)،[۴۹] از سایر کتاب‌های وات می باشند.[۵۰]

وات مقاله‌ها زیادی نیز درباره تاریخ اسلام و آموزه‌های اسلامی در مجلات دنیا اسلام و دایرةالمعارف‌های مختلف ازجمله دایرةالمعارف اسلام منتشر نموده است.[۵۱]

بازدید : 16
چهارشنبه 26 شهريور 1404 زمان : 9:43


مهر در آیه‌ها و احادیث
کلمۀ «مهر» در قرآن به عمل نرفته میباشد[۳] بلکه عنا وین «صَدُقات»[۴] و «اجور» (بیشتر در خصوص متعه و تزویج با کنیزان)[۵] و «صداق» و «فریضه»[۶] به مکان مهریه به فعالیت مسجد قبا مشهد رفته‌اند.

نپرداختن مهریه که ملک خاص زن میباشد در قرآن ظلم و گناه آشکار خوانده شد‌ه‌است.[۷]

در آیۀ «و ءاتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنُّ نِحلَة...»[۸] از مَهر با تیتر «صَدُقَه» که از مادّه صِدق میباشد خاطر گردیده که راستین بودن لینک زناشویی و عشق مرد را نشانه می دهد.[۹] ثانیاً با آوردن ضمیر «هنّ»، مهریه را به زن متعلّق می داند خیر والدین وی تا بخواهند آن را حقوق به شمار آورند. ثالثاً با کلمه و واژه «نِحلَه» تصریح می‌نماید که مهریه پیشکش میباشد و خیر ارزش زن، در شرایطی‌که امروزه بعضی با توهم اینکه مهریه بها زن میباشد مبالغ بالایی مطالبه کرده و مهریه پیشنهادی اسلام را بدور از شأن زن معرفی می‌نمایند. مهریه زن نحله و عطای آفریدگار میباشد که به وی داده گردیده‌است و مرد هیچ منت ی آدرس مسجد قبا مشهد بر وی ندارد.

امام باقر(ع) فرمود: «الصداق ما تراضيا علیه قل وی کثر»[۱۰] یعنی آنچه طرفین وصلت به آن راضی می گردند نادر باشد یا این که زیاد به عبارتی مهریه میباشد. در زمینه‌ی حداکثر مهریه از لحاظ فقاهتی نمی‌قدرت مقدار معینی انتخاب کرد. امام راست گو(ع) یکی مواقعی که در قیامت بخشیده نمیشود را مهریه‌های پرداخت نشده زنان معرفی رزرو مسجد قبا مشهد می‌نمایند.[۱۱]

در احادیث یکی نشان‌های بدقدمی زن، مهریه بالای وی دانسته گردیده[۱۲] و آن را موجب کینه در خانواده معرفی می‌نمایند.[۱۳] نبی اکرم(ص) فرمود: سه دسته از زنان عذاب قبر ندارند و در قیامت با حضرت زهرا(س) محشور میگردند: زنی که با فقر و تنگدستی همسر خویش بسازد، زنی که با بداخلاقی همسر، شکیبایی خویش را از دست ندهد و زنی که مهریه خویش را به همسرش شماره تلفن مسجد قبا مشهد ببخشد.[۱۴]

مهر السنه
نوشته‌علمیٔ مهم: مهر السنة
در حدیثی از امام رضا(ع) واحد سنجش مهریه در سنت، که به مَهرُ السُّخیر پر اسم و رسم میباشد، پانصد درهم رقم خورده میباشد.[۱۵] منابع تاریخی ترازو مهریه حضرت زهرا(س) را در بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ درهم بیان کرده‌اند.[۱۶] ۵۰۰ درهم حدود ۱۲۵۰ [۱۷] تا ۱۵۰۰گرم[۱۸] نقره میباشد و با دقت به اینکه در آن فرصت هر ده درهم نقره مساوی یک دینار طلا جواهرات بوده، مهر السنه متساوی حدود ۱۷۰ تا ۲۲۳ گرم طلا جواهرات بوده میباشد [۱۹](این مقادیر تقریبی و با اعتنا به اختلاف لحاظ در وزن درهم و دینار گوناگون میباشد).[۲۰]

بازدید : 108
سه شنبه 25 شهريور 1404 زمان : 21:50


برده‌داری: حکمی مجال‌مند یا این که همیشگی؟
همینطور مشاهده کنید: نقش فرصت و جای در اجتهاد
در خصوص موقت یا این که مستمر‌بودن تایید صلاحیت برده‌داری بینش‌های متفاوتی بین فقیهان شیعه وجود مسجد قبا مشهد دارااست:

مستمر‌بودن حکم و از در بین رفتن قضیه
اکثریت فقیهان مسلمان بر این باورند که حکم تایید صلاحیت برده‌داری از احکام همیشگی اسلام میباشد.[مستلزم منبع] برای مثال محمدرضا گلپایگانی (درگذشت: ۱۴۱۴ق) مرجع پیروی شیعه، خریدوفروش برده را در بعد از ظهر خودش هم خوانی بودن با موازین فقاهتی آدرس مسجد قبا مشهد بی‌گونه های دانسته میباشد.

[۱۰] محمداسحاق فیاض (زاده: ۱۳۰۹ش) نیز به بردگی دریافت کردن قاتلی که کافر ذمی باشد بوسیله اولیای دم کشته شده مسلمان را مجاز دانسته میباشد.[۱۱] فقیهانی همانند تبریزی (درگذشت: ۱۳۸۵ش)[۱۲] و محمدسعید حکیم (درگذشت: ۱۴۴۳ق)[۱۳] معتقدند به جهت برچیده شدن این پدیده، دیگر موضوعی برای رزرو مسجد قبا مشهد این حکم نیست.

از فی مابین رفتن حکم برده‌داری با تغییر و تحول وضعیت
تیم دیگری از فقها معتقدند که حکم برده‌داری به موقعیت خاصی متعلق بوده و با تغییر‌و تحول آن وضعیت، حکم از میان رفته میباشد.[۱۴] به تفسیر مکارم شیرازی (زاده: ۱۳۰۵ش)، اسلام برده‌داری را به طور موقت و با موقعیت خاص پذیرش کرد تا بتواند یک رویارویی اصولی با آن داشته باشد.[۱۵] منتظری (درگذشت: ۱۳۸۸ش)[۱۶] و مکارم شیرازی[۱۷] هرگونه برده‌داری را در حین معاصر خویش حرام شماره تلفن مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.

اورده شده خلاف تصور برخی[۱۸] که منش اسلام را موافقت کلی با برده‌داری محاسبه کرده‌اند، پذیرش اسلام محصور و موقت بوده و به جهت حیث مصالح جامعه و خویش بردگان انجام شده میباشد.[۱۹] مهدی حائری یزدی(درگذشت: ۱۳۷۸ش) فیلسوف و دانا شیعه اعتقاد دارد: اسلام به جهت اشاعه زیاد برده‌داری در آن فرصت این حکم را امضاء کرد. با اعتنا به‌این که‌این قضیه در رابطه ها اقتصادی و فرهنگی حکم دهنده در طول‌های آتی حذف شد، دیگر پیش‌نویسی برای امضای اسلام باقی نمی‌ماند. در فیض برای منسوخ‌شدن حکم برده‌داری نیازی به اذن رسول(ص) یا این که امامان(ع) وجود ندارد.[۲۰]

بازدید : 35
دوشنبه 24 شهريور 1404 زمان : 10:34


وضع و اوضاع سیاسی اجتماعی
وضع سیاسی- اجتماعی حکم دهنده بر این زمان، متأثر از تصادم و تبادل فرهنگ وتمدن عربی و تمدن‌های ملل فتح گردیده نظیر کشور ایران و روم بود. فرهنگ وتمدن و عنصر اهل ایران درین عصر، فرهنگ و تمدن برنده بود و ساختارهای سیاسی، صورت اهل ایران به مسجد قبا مشهد خویش گرفت.

منصور که توانسته بود کودتا‌های زیادی را سرکوب نماید، به استحکام و تمرکز اقتدار خویش پرداخت و همچون یکی‌از پادشاهان ساسانی، حاکمیت مطلق داشت و والیان، وزیران، قضات، فرماندهان و... تمامی در ذیل سلطه و عزم وی آدرس مسجد قبا مشهد بودند.[۱۴]

احوال اجتماعی زمان منصور صورت متفاوتی داشت. عنصر اهل ایران در سود نگاه حقارت آمیز عرب به موالی، نهضت شعوبیه را به وجود آورد. سنت‌های اجتماعی ملی در‌این زمان، مجدد در دو سطح حاکمیت عباسی و گردآوری عموم رونق گرفت و پای کوبی‌های عید نوروز، مهرگان و سده، به همپا شعر شاعران و موسیقی نوازندگان، خاطرات زمان ساسانی را تداعی رزرو مسجد قبا مشهد میکرد.

نظام دیوانی ساسانی به عصر عباسی جابجایی یافت و دیوان رسائل، این توشه در پوسته ادبیات عربی با به دوش کشیدن معنی ها ادبیات پهلوی و آمیختن آن با مضمون ها اسلامی جان نو‌ای گرفت؛ به‌سیرتکامل‌ای که درایت از اندرزنامه‌ها، دین‌طومار‌ها و متن‌ها پهلوی در کنار آموزه‌های اسلامی، شوق خلفا را برانگیخت؛ امری که منصور بدان بسیار اهتمام شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌ورزید.[۱۵]

اقدامات
واکنش با فقها و بزرگان اهل سنت
هم‎فرصت با قیام نفس زکیه در مدینه، صاحب و مالک بن انس اظهار کرد که بیعت ساکنین مدینه با عباسیان که با تحمیل و اکراه انجام یافته بود، فسخ میباشد. ابوحنیفه، سفیان ثوری و دیگر فقهای کوفه و اهل حدیث نیز نگهبانی خویش را از این قیام اعلام کردند.

منصور بعد از فتح دوباره مدینه و سرکوبی قیام ابراهیم، امر کرد تا صاحب و مالک بن انس را تازیانه زنند و ابوحنیفه را تا پایان قدمت در زندان نگه داشت.[۱۶] اما منصور بعد ها برای تقابل با نفوذ امام راستگو(ع) در صدد جذب صاحب و مالک برآمد.[مستلزم منبع] نقل شده که منصور، ابوحنیفه را به دلیل فتوایش بر قیام علیه حکومت وی، مسموم کرد.[۱۷]

همینطور مشاهده کنید: صاحب و مالک بن انس و ابوحنیفه
همت برای کمرنگ کردن مقام علمی امام راست گو
با اعتنا به مقام ممتاز امام راست گو و نفوذ علمی وی، منصور دوانقی به تکریم و احترام سایر افراد پرداخت تا از این شیوه امام را تحقیر نماید. در همین راستا سخنگوی بنی‌عباس در شهر مدینه اظهار‌کرد: جز صاحب و مالک بن انس و ابن ابی‌ذئب کسی حق ندارد در مسائل اسلامی فتوا دهد.[۱۸]

حکومت وقت با مجموع تجهیزات خویش به طرفداری از صاحب و رواج و تبلیغ او پرداخت تا از این رهگذر، عموم را از مدرسه امام درستگو بدور نماید. روزی منصور به صاحب و مالک اعلام کرد: «در صورتی‌که زنده بمانم، فتاوای تورا مثل قرآن نوشته، به مجموع شهرها خواهم ارسال کرد و عموم را وادار خواهم کرد به آن ها فعالیت نمایند».[۱۹]

بازدید : 107
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 19:33


معرفی و تاریخچه
زنده به‌گور کردن دختران (به عربی: وَأد البنات)[۱] یا این که دخترکشی، عملی میباشد که به نقل از مورخان، بعضی از قبایل عرب در طول نا‌آگاهی و قبل از ظهور اسلام اجرا می‌داده‌اند.[۲] سازه به نقل از قرآن در آیه‌ها ۵۸ و ۵۹ سوره نحل، وقتی که به یکی‌از این اشخاص خبر تولد دختر داده میشد، از شدت حزن و حسرت، رخ‌اش سیاه می‌گشت و درونش از غصه و غم مالامال می شد و به باعث این خبر بدی که به وی داده‌اند، از فامیل‌اش نهفته می‌گشت و درین درنگ فرو میرفت که آیا این دختر را با خواری نگه دارااست یا این که به اجبار اورا زنده به‌گور مسجد قبا مشهد نماید.[۳]

برپایه آ‌ن‌چه مورخان گزارش کرده‌اند، این کار، قبل از اسلام، اولیه توشه در خویشاوندان‌ای به اسم «بنی‌تَمیم» جاری ساختن گرفت.[۴] گفته میشود در جنگی که میان «نُعمان بن مُنذر»، حکم دهنده عراق از سوی خسرو پرویز، و خاندان «بنی‌تمیم» در گرفت، تنی چند از دختران این خاندان به اسارت درآمدند. بعداز صلح، نمایندگانی از بنی‌تمیم، از نعمان درخواست رجوع دختران‌شان را کردند؛ البته بعضا از آن‌ها در اسارت تزویج آدرس مسجد قبا مشهد کرده بودند.

[۵] نعمان به آن ها سپردن بخشید که به وطن خویش بازگردند یا این که در به عبارتی‌جا با همسران خویش بمانند. دختر «قیس بن عاصم» از نمایندگان بنی‌تمیم، ترجیح بخشید با همسرش بماند که موجب حزن و خشم قیس شد و وی با خویش قول کرد که در شرایطی‌که برای او دختری به عالم بیاید او‌را در بدو به دنیاآمدن از در بین غالب شود.[۶] این کار رایج شوید و به بقیه خویشان‌ها شیوع رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۷]

برخی نیز گفته‌اند که‌این کار اولیه توشه در قوم و قبیله «ربیعه» پدیدآمد و آنگاه سرایت یافت.[۸] اینگونه نقل گردیده‌است که هنگامی لحظه وضع حمل زنی فرا میرسید، بالای حفره‌ای که از گذشته مهیا کرده بودند قرار می‌گرفت و بعداز وضع حمل در حالتی که نوباوه به‌عالم آمده دختر بود، او‌را در آن حفره میانداختند و روی آن خاک شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌ریختند.[۹]

علت‌های زنده‌ به‌گور کردن دختران
برخی از علت‌هایی که برای زنده به‌گور کردن دختران در نادانی بیان کرده‌اند به گستردن ذیل میباشد:

علت‌های اجتماعی
به گزارش مورخان، فرهنگ و تمدن همگانی جامعه در زمان نا‌آگاهی اینگونه بوده میباشد که کالا پسر بر دختر حق تقدم و برتری داشته و رده زن از نظر اجتماعی فرودست تلقی میشد.[۱۰] خلال آن که وجود دختر در فامیل از آن جهت که ممکن بود در پیکار‌ها به اسارت در بیاید و ننگ و عار به توشه آورد، مذموم شمرده می شد.[۱۱]

واهمه از فقر
علت اقتصادی و یا این که خوف از فقر را از سایر علت‌های زنده به‌گور کردن دختران در بعدازظهر نا آگاهی قبل از ظهور اسلام به اکانت آورده‌اند[۱۲] که در آیه ها ۳۱ سوره اسراء و ۱۵۱ سوره انعام، آیتم اشاره واقع گردیده و از آن نهی گردیده‌است.[۱۳] فخر رازی، مفسر شافعی مذهب، با دقت به‌این آیه ها گفته میباشد، عرب جاهلی دختران را از آن جهت که برخلاف پسران نقشی در درآمدزایی و تأمین نیازهای دنیوی نداشته و نمی‌توانستند در چپاول و غارت‌ها کمپانی داشته باشند را به دلیل واهمه از فقر، از در میان می‌بردند.[۱۴]

ولی سید محمدحسین طباطبایی، مولف تعبیر المیزان، فارغ از اشاره به زمینه زنده به‌گور کردن دختران گفته میباشد که عرب جاهلی فرزندان خویش را اعم از دختر و پسر، به‌خیال فقر و یا این که از واهمه در گیر شدن به آن، از در میان می‌بردند.[۱۵]

باورهای خرافی
یک کدام از علت‌های کشتن و زنده به‌گور کردن دختران را وجود باورهای خرافی در بعدازظهر نادانی و قبل از آن دانسته‌اند.[۱۶] سازه به آن چه از کتاب «باورها و اسطوره‌های عرب قبل از اسلام» نقل شد‌ه‌است، این احتمال وجود داراست که خلق و خوی اعراب در قربانی کردن آدم که در صورت زنده به‌گور کردن دختران نمود یافته، از هراس آلهه بوده میباشد که با سپری شد مجال و از فی مابین رفتن علل و علت‌های اول، در پوسته اموری مانند هراس از فقر و حس ننگ و عار ادامه یافته میباشد.[۱۷]

مخالفت اسلام با زنده‌به‌گور کردن دختران
قرآن در آیه‌ها ۵۹ سوره نحل به صراحت فعالیت زنده به‌گور کردن دختران را محکوم و تقبیح نموده است.[۱۸] همینطور برپایه آیه ها ۸ و ۹ سوره تکویر در روز قیامت پدرانی که دختران خویش را زنده به گور کرده‌اند بازخواست می گردند که به کدامین گناه آنان را کشته‌اند.[۱۹]

سازه به نقل از سیره‌نویسان، سیره فرستاده(ص) در واکنش با زنان و دختران خویش، برخوردی کریمانه و از روی احترام بوده میباشد.[۲۰] وی به خیر کردن به فرزند دختر پیشنهاد می‌نمود[۲۱] و نقل میباشد که هرگاه حضرت زهرا(س) وارد می شد، از مکان خویش بلند میشد، به استقبالش می رفت، او‌را می‌بوسید و در مکان خودش می‌نشاند.[۲۲]

بازدید : 55
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 18:53


منشأ ایرادها و جواب آنان
سید مرتضی عسکری سیره‌نگار و مورخ، در ذکر چرایی طرح ایرادها به وصلت‌های فرستاده، تصریح می‌نماید که‌این ایرادها صرفا و فقط ناشی از روایاتی میباشد که از عایشه نقل گردیده‌است. درین احادیث فرد پیامبر آفریدگار، مردی زن‌باره علامت داده گردیده است.[۱۵] او مهم ترین عامل تدوین کتاب «نقش عایشه در اسلام» را همین مورد مسجد قبا مشهد می داند.[۱۶]

سید محمد حسین طباطبایی مفسّر قرآن نیز تأکید می‌نماید که سیره نبی مغایر ادعاهای مطرح گردیده در عقیده‌های دوم و سوم را اثبات می‌نماید؛ چراکه نبی بیست سال از عمرش (حدود دو سوم از قدمت متأهلی خویش) را فقط با خدیجه معاش کرد و در اواخر عمرش بود که با زنان دیگر وصلت آدرس مسجد قبا مشهد نمود.[۱۷]

اما بعضا داعیه کرده‌اند که خدیجه(س) با توان معنوی و دنیوی بلندتر و سن بیشترش، بازدارنده تزویج فرستاده بود. لذا با وفات وی، فرستاده که به پست و رده سیاسی و فرماندهی نظامی مسلمان‌ها رسیده بود، همانند دیگر رهبران عالم به «معاش یار با عیش و نوش» رجوع؛ چراکه خداوند فایده‌مندی‌های جدیدی همانند سهم رسول از غنایم جنگی (مثلا زنان) را نیز در مشت وی قرار رزرو مسجد قبا مشهد داده بود.[۱۸]

البته در جواب به‌این داعیه نقل شده خویش مدّعی در کتابش خدیجه را دارنده شخصیتی تبارک دانسته که آحاد اقتدار و ثروتش را برای پیشبرد اسلام در مشت محمد قرار اعطا کرد، چه گونه قابلیت داراست اینگونه شخصیتی که خویش را کنیز نبی می داند،[۱۹] بازدارنده تزویج رسول خواهد شد. در حالتی‌که تجلیل و تعریف بی‌حدّ پیامبر پروردگار از وی در طول حیات و بعد از مرگش و معرفی وی به‌تیتر یکی چهار زن رفیعتر بهشتی،[۲۰] به طور کامل این داعیه را رد می‌نماید. افزون براین، شهیدشدن تاریخ بر معاش معمولی فرستاده و همینطور آیه ۲۸ سوره احزاب با ادعای معاش همپا با عیش و نوش وی سازگار شماره تلفن مسجد قبا مشهد وجود ندارد.[۲۱]

همینطور به گفته علامه طباطبایی، اولا در شرایطی که تزویج‌های رسول از روی هوا و هوس بود، وی بعد از خدیجه با زنان جوان تزویج میکرد، خیر با بیوه‌زنان و زنان سالخورده.[۲۲] او‌لین وصلت نبی 1سال بعداز وفات خدیجه، با پیرزنی بیوه به‌اسم سوده بوده میباشد[۲۳] و کلیه همسران نبی بجز عایشه بیوه بودند.[۲۴] ثانیا خلق نبی(ص) با زنان دلیلی بر این میباشد که وی زن را وسیله‌ای برای شهوت‌رانی مردان نمی‌دانسته؛ بلکه کوشیده میباشد آن‌ها را از ذلّت و بردگی نجات دهد.[۲۵]

محمدحسین کشف کننده‌الغطاء (درگذشت: ۱۳۳۳ش)، نیز براین اعتقاد میباشد که نبی(ص) با تعدد زوجات می‌منظور نفس ملکوتی خود را نشانه دهد و مثال بارز خویشتن‌داری، استقامت و رعایت مساوات و عدل و داد را به اکران بگذارد.[۲۶]

تک‌نگاری
اثراتی درباره فلسفه تزویج‌های رسول(ص) مندرج میباشد به عنوان مثال:

حکمت تعدد همسران رسول: سید مرتضی عسکری، ترجمه مهدی سلیمی، تکثیر الهجره.
پژوهش تاریخی وصلت‌های نبی اعظم: مصطفی جعفرپیشه، انتشارات حیات طیبه.
فلسفه تزویج‌های فرستاده: جواد شور، انتشارات مانیان.
آنالیز و نظارت وصلت‌های نبی اسلام: حمیده برهانیان، انتشار حانون.
تحلیلی بر تزویج‌های رسول و جواب به شک ها: محمدرضا عباسی، تکثیر البرز فردانش.
پانویس
ابن‌هشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۲، ص۶۴۳؛ عسکری، نقش عایشه در اسلام، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۵۴_۶۶.
مسعودی، مروج‌الذهب، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۲۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵۹۲.
دمشقی، «محمد و زنان» به گزارش غلامی، «نقدی بر نوشته ی علمی محمد(ص) و زنان»؛ علی دشتی، بیست و سه سال، بیروت، ص۱۹۹-۲۰۰.
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۱۹۶-۱۹۷؛ عسکری، نقش عایشه در اسلام، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۵۴-۷۲.
هیکل، حیاة محمد، دار الکتب، ص۲۰۵.
شافعی، الاُم، دار المعرفه، ج۵، ص۵۳.

بازدید : 98
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 16:50


قیام زید بن علی
نوشته ی علمیٔ اساسی: قیام زید بن علی
بعد از آنکه حدود ۱۵ هزار نفر در کوفه با زید بن علی بیعت کردند، وی اراده خویش را برای قیام علیه هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی، جزم کرد. این در حالی میباشد که شماری نیز در بصره، مدائن و خراسان با زید بیعت کرده مسجد قبا مشهد بودند.

هنوز نیرو‎های زید برای قیام ساماندهی نشده بودند که والی عراق با سپاهی به مخفیگاه او حمله کرد و زید با خروج زودتر از موعد خویش در ماه محرم از سال ۱۲۲ قمری با دویست نفری که یاروهمدم او بودند به نزاع با سپاه اموی رفت و در ۲۴ یا این که ۲۵ محرم سال ۱۲۲ق به شهید آدرس مسجد قبا مشهد شدن رسید.[

۵] بعداز درگذشت زید، شیعیانی که معتقد به تامل قیام به سیف و خروج علیه حکم دهنده ظالم بودند، زید را تحت عنوان امام سوای نص دانسته و به زیدیه پر اسم و رسم رزرو مسجد قبا مشهد شدند.[۶]

شاخه‌های زیدیه
در منابع فرقه شناختی درباره شاخه‌های پدید آمده در زیدیه و تعداد آنان اختلاف نظرهای متعددی وجود داراست.[۷]«آنچه در برایند کلی می‌اقتدار ذکر کرد این میباشد که زیدیه بر دو طایفه‌اند: متقدمان، و آن‌ها افرادی‌اند که رافضه به شمار نمی‌مراحل و به امامت ابوبکر و قدمت اعتراف دارا‌هستند؛ و متأخران و آن ها اشخاصی‌اند که‌این امامت را نمی‌پذیرند. مذهب زیدی‌ای که فعلا در یمن وجود داراست به مذهب زیدی نزد متقدمان نزدیکتر میباشد.»[۸] شاخه‌های عمده این فرقه، جارودیه، بتریه و سلیمانیه می باشند. اما شاخه‌های دیگری نیز در‌این فرقه وجود دارااست تا جایی که نوبختی هفده شاخه را شماره تلفن مسجد قبا مشهد برمی‌شمارد.[۹]

جارودیه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: جارودیه
جارودیه یا این که سرحوبیه، رهروان ابوالجارود؛ زیاد بن ابی زیاد می‌باشند. این فرقه اولیه یا این که از اول فرقه‌های زیدیه میباشد. نقطه اشتراک آن ها با امامیه، اعتقادشان به تصریح نبی (ص) بر امامت علی (ع) میباشد. جارودیه به ابو دیده نشده و قدمت نسبت فسق و بی دینی داده و بیشتر صحابه را تکفیر کردند. اعتقاد و باور به مهدویت، حصر امامت در فرزندان حضرت زهرا(س) و یقین به دانش لدنی امام بخشی از نقاط مشترک در میان زیدیه و امامیه میباشد. هرچند که در مصداق مهدویت و انحصار امامت در فرزندان حضرت زهرا بین این دو دسته اختلاف وجود داراست.[۱۰] جارودیه مغایر امامیه به شورایی پی بردن امامت، بعداز امامت علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) معتقدند. اما برخی نیز وجوب اطاعت از شخصی از ذریه حسنین (ع) که قیام کرده و عموم را به خویش دعوت نماید را به جارودیه نسبت داده‎‌اند.[۱۱][۱۲] آن ها درباره امامان زیدیه تا اندازه‌ای گرفتار بزرگ نمایی بوده و به رجعت بعضی امامان زیدی نظیر نفس زکیه بعداز کشته شدن آن ها در قیام‎‌ها یقین داشتند.[۱۳]

صالحیه (بتریه)
صالحیه (بَتریّه)، رهروان حسن بن پارسا بن حی همدانی و ابو اسماعیل کثیر بن اسماعیل بن نافع نواء ملقب به کثیر النواء و الابتر می‌باشند. اختلاف لحاظ آنها با زید در تولی و تبری، ابوبکر و قدمت سبب ساز نفرین زید بر آن ها شد و به این جهت، این فرقه با اسم بتریه نامگذاری شدند.[۱۴] صالحیه معتقدند امامت شورایی میباشد. آن ها به امامت مفضول با وجود فاضل -اما با رضایت فاضل بر این فرمان- اعتقادوباور دارا هستند.[۱۵] این فرقه درباره ایمان یا این که بی دینی عثمان توقف می‌کردند.آن ها به اصل فرمان به دارای شهرت معتقد و با تقیه مخالف بودند. صالحیه در فقه به اهل سنت نزدیکند.[۱۶]

سلیمانیه یا این که جریریه
سلیمانیه، رهروان سلیمان بن جریر رقی زیدی می باشند. سلیمان، با بداء و تقیه مخالف بود. این تیم، در عین بلندتر درک کردن علی(ع) در امامت، خلافت ابوبکر و قدمت را از باب خطای در اجتهاد می‌پذیرفتند و در عین هم اکنون عثمان را کافر و گناه کار می‌دانستند.وی عایشه، طلحه و زبیر را کافر می‌دانستند.[۱۷]

بقیه شاخه ها
حسینیه، قاسمیه[۱۸]، هادویه[۱۹]، ناصریه[۲۰]، صباحیه[۲۱]، عقبیه[۲۲]، نعیمیه[۲۳] و یعقوبیه[۲۴] از سایر فرقه‌های زیدیه می‌باشند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 26
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 392
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 769
  • بازدید ماه : 972
  • بازدید سال : 3986
  • بازدید کلی : 32638
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی