loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 40
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 14:31


اصحاب رس
اَصحاب رَسّ، قومی که رسول خویش را در چاه انداختند. اصحاب رس گروهی معرفی گردیده‌اند که از پرستش آفریدگار راز گشوده زدند و و زنانشان به مساحقه می‌پرداختند. معبود پیامبری برای هدایت آنها ارسال کرد؛ او‌را در چاه انداختند و به همین استدلال آفریدگار آن‌ها‌را عذاب کرد. درباره فرصت و جای معاش این تیم، و همینطور اسم رسول آن ها، اختلاف مسجد قبا مشهد وجود دارااست.

در قرآن
قرآن از اصحاب رس، در کنار اقوامی زیرا عاد، ثمود و بستگان نوح ذکر شده میباشد: كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّ‌سِّ وَثَمُودُ[ق–۱۲] بنابر نشانه‌ها قرآن، اصحاب رس از پرستش پروردگار سرباز زده و به عذاب وی گرفتار شدند.[۱] بعضا کتاب‌های تفسیری روایت اصحاب رس را با﴿فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَویِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ ٤٥﴾ [حج:45] و بئر مُعَطَّله(چاه‌هاى متروکه) مرتبط آدرس مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۲]

عامل نامگذاری
رس کلمه‌ای سامی میباشد و در گویش‌های آرامی و عِبْری به معنای شکافتن و شکستن به شغل می‌رفته[۳] و در لهجه عربی نیز به معنای شکافتن، حفر کردن و چاه به فعالیت رفته میباشد. آورده شده خواسته از آن در اصطلاح قرآنی چاه میباشد[۴] و اصحاب رس قومی‌ بودند که فرستاده خویش را در رزرو مسجد قبا مشهد چاه انداختند.

همینطور رس اسم دیار، کوه، نهر[۵]، طایفه و بستگان نیز نام برده میباشد.[۶]

ماجرای اصحاب رس
درباره اینکه اصحاب رس چه گروهی بوده‌اند، احادیث مختلفی وجود دارااست:

ماجرا اولیه
در روایتی از حضرت علی(ع)، اصحاب رس قومی معرفی گردیده‌اند که بعداز سلیمان رسول می‌زیسته‌اند آنها درخت صنوبری را می‌پرستیدند. اورده شده این درخت را یافث بن نوح در کنار رودی به اسم روشاب نشانده بود که کسی اذن نوشیدن و به کار گیری از آن آب را نداشت. سالانه در روز ها عید آن قوم و قبیله به گرد آن درخت می‌آمدند و به شاخه‌های آن پارچه‌های متعدد می‌بستند و بعد به دعا، تضرع و قربانی کردن می‌پرداختند. بعد از آن شیطان می‌آمد و شاخه‌های درخت را جنبش می‌اعطا کرد و از انجام آنها اظهار خشنودی می کرد. اصحاب رس هم به عیش و نوش برای مثال مساحقه می‌پرداختند. خداوند نوه یهودا پسر یعقوب را به پیامبری این فامیل ارسال کرد تا هدایت‌شان نماید البته آن‌ها به وی ایمان نیاوردند و به آزار رسانی وی دست زدند. بعداز دعای رسول، درخت کم آب شد و خاندان رس نبی را فاسق و تقصیر کار دانسته و اورا در چاه انداختند این فعالیت غضب معبود را در‌پی داشت، ابر و بادی ارسال کرد و زمین را برایشان زیرا حریق داغ کرد و آن ها همانند آهن شماره تلفن مسجد قبا مشهد ذوب شدند.[۷]

داستان دوم
در مجموعه‌ای از احادیث، زیستگاه اصحاب رس، حضرموت یمن و پیامبرشان حنظلة بن صفوان نام برده که عموم آن دیار به مساحقه می‌پرداختند. حنظله عملکرد می کرد تا آن‌ها‌را از این سیرتکامل ایفا گشوده داراست ولی آن‌ها به آزار رسانی وی پرداختند و او‌را در چاه انداختند، معبود سیل عرم را نازل کرد.[۸] اورده شده در قبر حنظله مِس‌نوشته‌ای پیدا گردیده که بر آن از گویش حنظله مندرج که او نبی آفریدگار بوده و برای حمیر، عریب و عزیز از اهل یمن مبعوث گردیده، البته آن‌ها او‌را کشتند.[۹] در بعضا از این احادیث زنی به اسم دِلهاث دختر ابلیس، مساحقه را به زنان آن خویشاوندان یادگرفتن می‌داده و آن‌ها‌را به اعمال آن ترغیب می‌نموده است.[۱۰]

قصه سوم
بر اساس روایتی از فرستاده خداوند که محمد بن کعب بن قرظی آن را ماجرا نموده است؛ معبود برای قومی پیامبری ارسال کرد که با تکذیب آن ها روبه‌رو شد. آن ها رسول معبود را در چاهی انداختند و بر درِ چاه سنگ بزرگی گذاشتند. در آن دیار غلامی می‌زیست که با انباشته کردن هیزم تامین زندگی میکرد. وی به آن رسول ایمان آورده بود و هر روز آب و خوراکی برای رسول در چاه فرو می‌ارسال کرد روزی پیرو توده‌آوری هیزم بود، که خواب بر وی پیروز شد و به دستور پروردگار ۱۴ سال در خواب ماند زمانی که بیدار شد گمان کرد تنها ساعتی خواب بوده میباشد آن‌گاه طعامی را مهیا کرد و بر رمز چاه رفت البته از فرستاده خبری عدم وجود. بر پایه ی این حدیث، زمانی که وی در خواب بود آفریدگار عذابی بر قومش نازل کرده بود و آن ها از کرده خویش منصرف گردیده و رسول را آزاد کردند.[۱۱]

بعضی از مفسران اصحاب رس را اصحاب اخدود، و رس را اُخدود دانسته‌اند.[۱۲] اورده شده گروهی زیرا کعب الاحبار و مقاتل، رس را اسم چاهی در انطاکیه دانسته‌اند که اصحاب مؤمن آل یاسین، حبیب نجار و مؤمن آل یاسین را کشتند و در آن انداختند.[۱۳]

همینطور اصحاب رس، طایفه‌ای از ثمود[۱۴] و اعراب بادیه از فامیل حضورا که پیامبرشان شعیب بن ذی مهرع بوده[۱۵] دانسته گردیده‌اند. در برخی احادیث اصحاب رس، چادرنشین و دام‌پرور معرفی گردیده و از شعیب تحت عنوان رسول آن ها خاطر گردیده‌است.[۱۶]

بازدید : 40
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 15:09


سبع المثانی

سَبْع الْمَثانِی از اسم‌های سوره ستایش میباشد که به جهت دارا بودن هفت آیه و دوبار تلاوت شدن در نماز بدین اسم مسجد قبا مشهد نامیده شد‌ه‌است.

شأن نزول
تفسیر «سَبْعاً مِنَ الْمَثانی» در سوره حجر آمده «وَ لَقَدْ آتَیناک سَبْعاً مِنَ الْمَثانی وَ الْقُرْآنَ الْعَظیمَ؛ و به حقیقت که هفت آیه از مثانی و قرآن والا را به تو آدرس مسجد قبا مشهد عطا کردیم».[۱]

در شأن نزول این آیه آمده «هفت قافله برای یهود بنی‌قریظه و بنی‌نضیر با توشه پارچه، بو و جواهر و... وارد مدینه شد. مسلمانها گفتند در حالتی که این اموال برای ما بود، حاذق و توانگر می‌شدیم و در خط مش پروردگار انفاق می‌کردیم. بعداز آن، آیه ۸۷ سوره حجر نازل شد و نبی(ص) فرمود: هفت آیه به شما دادم که از این هفت قافله خوب میباشد.[۲]


تعبیر و تفسیر
درباره اینکه خواسته از سبع المثانی چیست اختلاف‌لحاظ وجود داراست:

اسم سوره ثنا: بیشتر مفسران «سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» را کنایه از سوره ثنا گرفته‌اند.[مستلزم منبع] در احادیث زیادی به‌این مفهوم اشاره گردیده است.[۳] از امام راستگو(ع) گفته شده انگیزه آن دوبار قرائت این سوره در نماز میباشد.[۴] همینطور دارنده هفت آیه بودن، نازل شدن یک توشه در مکه و یک توشه در مدینه[۵]و تشکیل شدن آن از دو نصیب (نیمی ثنا و ثنای آفریدگار و نیم دیگر تقاضاهای بندگان) از دلایل این نامگذاری گفته رزرو مسجد قبا مشهد شده میباشد.[۶]
هفت سوره اولیه قرآن: هفت سوره زمانبر نخستین قرآن از سوره بقره تا سوره توبه؛ به جهت اینکه روایت‌های عبرت‌آموز در آن، دو به دو آمده میباشد.[۷]
مبتنی بر بعضا احادیث خواسته رسول(ص) و امامان(چهارده معصوم(ع) ) میباشند یعنی دو هفت عدد که ۱۴ می‌گردد. [۸]
همینطور از اسامی و اوصاف قرآن[۹]هفت صحیفه‌ای میباشد که از عرش بر انبیاء نازل گردیده[۱۰] از سایر تفسیرهایی میباشد که برای آن شماره تلفن مسجد قبا مشهد نام برده میباشد.

اثرها
اثراتی به اسم سبع‌المثانی وجود داراست بعضا از آن‌ها عبارتند از:

کتاب: سبع المثانی، اسم کتاب با حجب و حیا‌الدین رضا تبریزی که منظومه‌ای عرفانی به فارسی میباشد.[۱۱] همینطور سبع المثانی (تعبیر سوره ثنا) تألیف سیدعلی رئیسی، فاطمه اکبری، انتشارات وثوق، در سال۱۳۸۵ش چاپ شد‌ه‌است.[۱۲]
لوح:براساس سوره ثنا لوح طلسم سبع المَثانی تاسیس شده است. در آن قواعد دانش اعداد و آسمان‌های دوازده‌گانه ساختمان بلند‌ها نوشته شده میباشد.[۱۳]

بازدید : 30
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 9:43


رعایت مصلحت نظام خروج از چارچوب احکام اسلامی وجود ندارد
درباره اینکه مصلحت نظام که گزینه دقت و رعایت مجمع قرار میگیرد، در چارچوب احکام اسلامی و قانون اساسی کشور و موازین دینی میباشد یا این که ورای آن دو؟[۴۱] نقل شده بنابر اصل چهارم[یادداشت ۲] و ۱۷۷ قانون اساسی ایران[یادداشت ۳] که بر مبتنی بودن همگی قانون ها و ضوابط سرزمین بر احکام اسلامی تأکید دارا‌هستند، مصوبات مجمع نباید خلاف احکام اسلامی مسجد قبا مشهد باشد.

[۴۲] کوشش مجمع تشخیص مصلحت برخلاف شورای پاسبان، در چارچوب احکام حکومتی و ثانویه میباشد.[۴۳] راجع‌به تضاد با قانون اساسی ایران نیز در شرایطی که که مصلحت گزینه رعایت مجمع، در چارچوب موازین اسلامی باشد، میتواند از حدود قانون اساسی ایران بالاتر رود؛ چون روح حکم دهنده بر قانون اساسی ایران، احکام اسلامی میباشد. ازاین‌رو، هرگاه مصلحتی برای نظام جمهوری اسلامی تشخیص داده گردد که بر خلاف با قانون اساسی ایران میباشد، در شکل عدم تضاد و مغایرت با موازین فقاهتی، می تواند منشأ صدور ضابطه خواهد شد. با اعتنا به ضرورت تجدید لحاظ در قانون اساسی کشور متناسب با مقتضیات فرصت، در شرایطی که که مصحلت موقتا و مقطعی‌ای، اقتضای تغییر تحول در قانون اساسی ایران نماید، مجمع سپردن داراست به وضع و اوضاع ضوابط موقتا برخلاف قانون اساسی ایران آدرس مسجد قبا مشهد بپردازد.[۴۴]

تشکیل مجمع از آرم‌های سکولار شدن؟
بعضا تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام را از نشان‌های سکولار و عرفی شدن ایران تلقی کرده‌اند.[۴۵] در جواب، تشکیل مجمع را برمبنای احکام اول اسلام و عقلانی و دینی دانسته و بیان شده میباشد نخستین: مصلحت در عقیده ولایت دانا، منحصربه‌فرد به کارها مادی و دنیوی وجود ندارد؛ بلکه مصلحت در آیین را نیز مشتمل بر می‌گردد؛ دوم: این‌سیرتکامل مصلحت در مجموع قلمرو شریعت (حتی‌در احکام نخستین) نیز روان میباشد؛ سوم: تشخیص مصلحت در باطن قلمرو شریعت شکل میگیرد و غرض آن استنباط حکم برای موضوعات متغیر میباشد مادامی که آن مصلحت باقی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۴۶]

ساختار و جوارح
ساختار مجمع تشخیص مصلحت نظام از شورای مجمع (که اعضای منصوب رهبری میباشند)، کمیسیون‌های دایمی،‌ کمیسیون‌های خاص و دبیرخانه درست شده میباشد.[۴۷] دبیر مجمع که به توصیه مدیر مجمع و با موافقت رهبری انتخاب می گردد، می تواند در مورد ها موردنیاز، کمیته‌ها یا این که کمیسیون‌هایی با حضور کارشناسان تشکیل دهد.[۴۸] کمیسیون‌های تخصصی مستمر مجمع عبارتند از: کمیسیون علمی،‌ فرهنگی و اجتماعی، کمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی، کمیسیون زیربنایی و تولیدی، کمیسیون اقتصاد وسیع، بازرگانی و اداری و کمیسیون حقوقی شماره تلفن مسجد قبا مشهد و قضایی.[۴۹]

قوانین مرتبط با مجمع، بوسیله اعضای مجمع تهیه و تنظیم و ثبت میشود؛ البته منزلت رهبری بایستی آن ها را تأیید نماید.[۵۰]

پژوهشکده پژوهش ها راهبردی‌(راءس پژوهش ها استراتژیک دیرین)،[۵۱] راءس مطالعات و تحقیق‌های راهبردی، بازوی علمی و پژوهشی دبیرخانه و رئیس کارها پژوهشی کمیسیون‌های تخصصی مستمر مجمع،[۵۲] پژوهشگاه سیاستگذاری،‌ پیشرفت استوار و کارها زیربنایی[۵۳] و اندیشکده سیاستگذاری دولت اسلامی[۵۴] به عنوان مثال مرکزها متعلق به مجمع می‌باشند.

اعضاوجوارح
اعضاوجوارح، دبیر و مدیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، به وسیله رهبری منصوب می شوند.[۵۵] از‌این‌رو، مجمع را از نهاد های متعلق به رهبری دانسته‌اند که قوای سه‌گانه به طور بدون واسطه در آن دخالتی ندارند.[۵۶]

اعضای مجمع تشخیص مصلحت از دو دسته حقوقی و حقیقی و واقعی تشکیل می گردد. اعضای حقوقی عبارتند از: رؤسای سه قوه، فقهای شورای پاسبان، وزیر یا این که مدیریت دستگاهی که مورد گزینه مشاجره، مرتبط با آن دستگاه میباشد، مدیریت کمیسیون مرتبط با قضیه دعوا از مجلس شورای اسلامی. دبیر شورایعالی امنیت ملی از زمان هفتم و مدیر ستاد تمام نیروهای دارای اسلحه از عصر هشتم به مخلوط افراد حقوقی اضافه شدند.[۵۷] مجمع دو نوع عضو اثبات و متغیر داراست. رؤسای سه قوه و فقهای شورای پاسبان جزو اعضای اثبات و بقیه اعضاوجوارح، متغیر می‌باشند و در هر عصر تغییر تحول می‌نمایند.[۵۸]

سید علی خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید محمد موسوی خوئینی‌ها، محمدرضا توسلی و میرحسین موسوی اعضای عصر ابتدا مجمع بودند.[۵۹] محمدرضا مهدوی کنی، ابراهیم امینی، محمدعلی موحدی کرمانی، محمد امامی کاشانی، حسن صانعی (اخوی یوسف صانعی)، احمد جنتی، قربانعلی دری نجف آبادی، حسن روضه خوان، حسن حبیبی، سید مصطفی میرسلیم و علی‌اکبر ولایتی برای مثال اعضای واقعی در عصر‌های متفاوت مجمع بوده یا این که می باشند.[۶۰]

بازدید : 24
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 9:47


آل‌یاسین
آل‌ِیاسین، یا این که اِل‌یاسین، تلفظی از الیاس یا این که به معنای خویشاوندان او میباشد که در قرآن به آن‌ها درود داده گردیده است. بر اساس برخی احادیث یاسین حضرت محمد(ص) و آل یاسین قوم و مسجد قبا مشهد قبیله اویند.

زیارت آل یاسین نیز از زیارت‌طومار‌های امام مجال(عج) میباشد که با جملۀ «درودٌ عَلی آلِ یاسین» آدرس مسجد قبا مشهد استارت می شود.

تلفظ
ال یاسین در قرآن با عبارت «سَلامٌ عَلی ال‌یاسین»[۱] به عمل رفته میباشد. قاریان و مفسّران این کلمه و واژه را به چندین سیرتکامل خوانده‌اند. بیشتر قُرّاءِ(قاریان) مکّه و بصره و کوفه آن را اِل‌یاسین و بیشتر قرّاءِ مدینه آل یاسین تلاوت رزرو مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۲][یادداشت ۱]

خواسته از آل یس در قرآن
درباره ال یاسین یکسری حیث مطرح میباشد

ال یاسین تلفظی دیگر از الیاس میباشد، مانند میکال و میکائیل و سیناء و سینین.[۳] به گفته ابن جنّی(م۳۲۱-۳۹۲ق)، این‌سیرتکامل تلفظ دربین اعراب رایج بوده میباشد.[۴]
به گفته زَجّاج، ال یاسین گردآوری الیاس میباشد و یاءِ نسبت در آن حذف گردیده‌است و خواسته از آن الیاس و پیروانش شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]
یاسین بابا الیاس میباشد.[۶] و آل، قبیله یاسین(الیاس) میباشد.[۷]
یاسین اسم سوره یا این که قرآن میباشد و آل‌یاسین اهل قرآن و مؤمنان به آنند.[۸]
یاسین اسم حضرت محمد(ص) و آل، بستگان اویند.[۹] از ابن عباس گفته شده که ما آل محمّد آل یاسینیم.[۱۰] اما آل محمّد در گفته ابن‌عباس در معنا اعم (که مشتمل بر غیر امامان معصوم هم می شود)به شغل رفته میباشد؛ و نیز از حضرت علی(ع) نقل شد‌ه‌است که در آیه «درود علی ال یاسین»،[۱۱] یاسین محمّد(ص) و ما آل یاسینیم.[۱۲]
زیارت آل‌یاسین
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: زیارت آل‌یاسین
زیارت آل یاسین، یکی زیارت‌طومار‌های دارای اسم و رسم امام مجال(عج) میباشد که با جملۀ «درودٌ عَلی آلِ یاسین» استارت میگردد. راوی این زیارت محمد بن عبدالله حمیری میباشد که در اواخر زمانه غایب بودن صغری می‌زیسته و مکاتبات زیادی بوسیله وی بیان شده که به عنوان مثال آنان توقیعی میباشد که حاوی زیارت آل یاسین میباشد.

در ادبیات
سنایی
بندگی کن آل یاسین را به جان تا روز حشر
همچو بی‌دینان نباید روی اصفر داشتن
زیور دیوان خودساز این مناقب را از آنک
راه‌حل عدم وجود جدید عروسان را ز زیور داشتن
[۱۳]

مولوی
خدایا دررسان جان را به جان‌ها
بدان راهی که رفتند آل یاسین
دعای ما و وی را درآمیز
چنان کز ما دعای و از تو آمین
[۱۴]

عطار
ز آنگاه مصطفی حیدر امام میباشد
ترا ایمان و آیین از او کل میباشد
امام میباشد مرتضی و آل یاسین
طرز رویه ایشانست در آیین
[۱۵]

پانویس
سوره صافات، آیه ۱۳۰.
طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ۲۰۰۱م، ج۱۹، ص۶۱۹؛ طباطبایی، المیزان، ۱۹۷۳م، ج۱۷، ص۱۵۹.
طبری، جامع البیان، داراحیاء التراث العربی، ج۲۳، ص۶۱.
قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، دارالاحیاء التراث العربی، ج۵، ص۱۲۰.
طبری، جامع البیان، داراحیاء التراث العربی، ج۵، ص۸۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۳، ص۳۹۲.
زمخشری، الکشاف، دارالمعرفه، ج۳، ص۳۵۲.
بیضاوی، انوارالتنزیل، ۱۳۸۸ق، ج۲، ص۲۹۹.
طبرسی، مجمع البیان، مکتبة الحیاة، ج۵، ص۸۲؛ فخررازی، تعبیر و تفسیر گسترده،۱۴۱۱ق، ۱۹۹۰م، ج۲۶، ص۱۲۶.
طبرسی، مجمع البیان، مکتبه الحیاة، ج۵، ص۸۲.
سیوطی، الدّر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۲۸۶.
سوره صافات، آیه ۳۰.
حسکانی، شواهد تنزیل، ۱۳۹۳ق، ج۲، صص۱۰۹-۱۱۲؛ طباطبایی، المیزان، ۱۹۷۳م، ج۱۷، ص۱۵۹.

بازدید : 56
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 9:51


ارتباط صحبت و فلسفه
طرح مباحث مربوط به موضوعات کلامی در فلسفه اسلامی به ویژه در زمان‌های بعداز ابن سینا بسط بیشتری یافت و به صورت متقابل آراء فلسفی نیز بر حرف اسلامی تأثیر بنیان و به مباحث آن مسجد قبا مشهد حجم داد.

با وجود این شباهت در طرح مسائل، به نظریه برخی تفاوت سخن و فلسفه دراین مورد به واسطه طریق و مبانی هست.[۱۰] مرتضی مطهری فیلسوف و اندیشمند شیعی براین اطمینان میباشد که با بسط و دامنه کشف کردن مباحث کلامی پای سخن به بخش اعظمی از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل گفت و گو در جواهر و اعراض و ترکب جسم از اجزاء؛ و در فیض اکثری از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو دانش سخن هم قرار گرفت تا بدان حد که در صورتیکه کسی کتاب ها آدرس مسجد قبا مشهد حرف را -

خصوصاً کتاب ها کلامی‌ای که از قرن هفتم به سپس تألیف شد- بازرسی نماید درمی یابد که اکثر مسائل کلامی اسلامی به عبارتی مسائلی میباشد که فلاسفه- خصوصا فلاسفه اسلامی- در کتاب ها خویش طرح کرده اند. تأثیرات متقابل فلسفه و صحبت اسلامی دریکدیگر غیر قابل انکار میباشد که مثال ای از آن این میباشد که صحبت برای فلسفه مسائل جدیدی جبراً مطرح ایجاد کرد و فلسفه نیز موجب شد دایره صحبت حجم یابد به‌این مفهوم که بایستگی طرح اکثری از مسائل فلسفی در قلمرو صحبت موردنیاز رزرو مسجد قبا مشهد شناخته شد. [۱۱]

جستارهای متعلق
حرف اسلامی
سخن امامیه
فِرَق شیعه
پانویس
ابن سینا، الاهیات شفا، ص۴
ابن سینا، الاهیات شفا، ص۵-۱۳
نگاه نمائید: جابر بن حیان، الحدودف ص۱۰۰، ۱۰۴؛ کندی، رسائل، ح۱، ص۱۱۲؛ رازی، اینجانب کتاب....، ص۱۶۵ به بعد از آن؛ فارابی، شماره تلفن مسجد قبا مشهد «نوشته‌ی‌علمی...، ص۴- ۵
نگاه نمائید: گوتاس، ص۲۵۰، کناره؛ ارسطو، متافیزیک، گ a1026، سطرهای ۳۲-۱۱، نیز گ a1064، سطر، ۳۵، گ b1064، سطر۴.
نگاه فرمائید: قطب الدین، تفصیل...، ص۳۲-۳۳؛ تهانوی، کشاف....، ج۱، ص۵۲ -۵۳
ارسطو، متافیزیک، گ a1003، سطرهای ۳۰-۲۰، گ b1005، سطرهای ۱۴-۱، گ b1025، سطرهای ۱-۱۰
مطهری، مرتضی، تیم اثر ها، ۱۳۸۹ش، ج۶، ص۶۳-۶۶.
فارابی، فصول...، ص۵۲-۵۳
ابن سینا، الاهیات، ص۵ -۶، ۲۳؛ برای تعبیروتفسیر دیگری از اصطلاح الهیات، نگاه نمایید: ابوالبرکات، المعتبر، ج۶، ص۶-۷
نگاه نمائید: جرجانی، ج۱، ص۴۰- ۴۹؛ لاهیجی، ص۱۱- ۱۵
مطهری، مرتضی، تیم اثرها، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۶۰-۶۱.
یادداشت
از نگاه حكما مجرد چیزی میباشد كه روحانى محض بوده و ترکیب با ماده نباشد مانند: نفوس و عقول. سجادی، فرهنگ و تمدن معارف اسلامی، تکثیر کومش، ج۳، ص۱۶۹۶.
منابع
ابن سینا. الشفاء. الهیات. به همت جورج قنواتی و سعید زاید. قاهره. ۱۳۸۰ق /۱۹۶۰م.
ابوالبرکات بغدادی. المعتبر فی الحکمه. حیدرآباد دکن. ۱۳۵۸ق.
تهانوی، محمد اعلی. کشاف اصطلاحات الفنون. به سعی علی دحرج. بیروت. ۱۹۹۶م.
جابر بن حیان. «الحدود”. مختار رسائل. به سعی پاول کراوس. قاهره. ۱۳۵۴ق.
جرجانی، علی. تفصیل المواقف. قاهره. ۱۳۲۵ق /۱۹۰۷م.
رازی، محمد بن زکریا. «اینجانب کتاب العلم الالهی”. رسائل فلسفیه. به همت پاول کراوس. قاهره. ۱۹۳۹م.
فارابی. فصول منتزعه. به همت فوزی م. نجار. بیروت. ۱۹۷۱م.
فارابی. «نوشته‌علمی فی اغراض ما سپس الطبیعه”. مبادی الفلسفه القدیمه. قاهره. ۱۳۲۸ق /۱۹۱۰م.
قطب الدین شیرازی، محمود. گستردن حکمه الاشراق. طهران. ۱۳۱۵ق.
کندی، یعقوب. رسائل. به سعی محمد عبدالهادی ابو ریده. قاهره. ۱۳۶۹ق /۱۹۵۰م.
لاهیجی، عبدالرزاق. شوارق الالهام. طهران. ۱۳۱۱ق.

بازدید : 70
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 13:58


مکتب جده گران قدر (اصفهان)
برای دیگر کاربردها، مکتب جده اصفهان (پیچیدگی‌زدایی) را ملاحظه کنید.
مدرسۀ جَدِّۀ بُزُرْگ، از مدرسه های دورۀ صفوی در اصفهان که در ۱۰۵۸ق به امر حوری اسم خانم، جدۀ خرد فرمان روا عباس دوم (سل ۱۰۵۲-۱۰۷۷ق/۱۶۴۲-۱۶۶۶م) ایجاد شده است. صفت بلندمرتبه در اسم مکتب بیان کنده حجم بیشتر آن نسبت به مکتب‌ای به همین اسم (جدۀ خرد)، ولی با وسعتی کمتر در بازار مسجد قبا مشهد اصفهان میباشد.[۱]

خصوصیت‌های معماری
مدرسۀ جدۀ گران قدر در زمینی مستطیل صورت بـه بعد ها ۳۲×۴۰ متر با مصالح خشت، در دو طبقه ایجاد شده است؛ عنصرها و اجزاء ساختمانی و فضاهایی که روی دو اساس عمود بر هم قرار گرفته‌اند، در اشکالی زیرا حیاط، حجره هایی در دو طبقه، هشتی، دالان، پیش طاق، چاه منزل، وضوخانه و ایوان برپا گردیده‌است. نقشۀ سازه به طور ۴ ایوانی، با حجره هایی در طرفین هر یک از حیاط‌ها، پیرامون یک ایوان مرکزی به صورت هشت گوش نامنظم (نگینی) آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]


تراس
کلیۀ فضاهای اساسی مکتب گرداگرد حیاطی به صورت هشت گوش نامنظم (نگینی)، هـر ضلع شمـالی-جنوبـی ۳۴ متر، غربی-شرقـی ۲۳ متر، و ۴ ضلع بنا شده در کناره‌ها هـر یک بـه‌اندازۀ ۳ متر ترتیب یافته‌اند. کف تراس سنگ فرش میباشد و به لحاظ می رسد که از مجال ایجاد کرد تا به امروز تغییری مهم نیافته میباشد. این ایوان که همۀ ایجاد کرد و سازهای درون سازه به گونه ای به آن لینک می خورد، از دید کاربری با تقسیم مسیرها، رابطه در میان فضاهای اساسی سازه را میسر می‌سازد. نکتۀ شایان توجه در پیاده سازی این مکتب عبور دادن شعبۀ نهری از تراس آن رزرو مسجد قبا مشهد بوده میباشد،

به این ترتیب که‌این نهر از ذیل حجرۀ منتها الیه جنوب شرقی در ضلع جنوبی وارد آبراهه‌ای سنگی در تراس مکتب می‌گردیده، و بعد از عبور از روی خط مرکزی شالوده غـربی-شرقـی، روبـه روی ایـوان شـرقی با یک تغییر و تحول مسیر به سمت جنوب، از ذیل حجرۀ منتها الیه ضلع جنوب غربی به سوا سازه هدایت، و ادامۀ مسیر می‌داده میباشد. فعلا این نهر لبریز گردیده، و به طور باغچه‌ای با گل و گیاه درآمده میباشد. این تحول به حدی میباشد که فارغ از سابقۀ خیالی نمی‌اقتدار حال و روز قبل این باغچه‌ها را تصور شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۳]

تراس ها
تراس شمالی
حیاط شمالی به عمق ۲/۵ متر میباشد و در پشت آن اتاق بزرگی به‌اندازۀ ۴×۷ متر که تحت عنوان مدرسۀ زمستانی به کارگیری می‌گردیده است ، جای‌دارد. در هر دو سوی تراس یک پلکان برپا ست که دسترسی به طبقۀ بالا را میسر می‌سازد و نیز بازدارنده اتصال بدون واسطه تراس به حجره‌ها ست.

تراس جنوبی
تراس جنوبی با شمالی متقارن ، و از دید ساختار و کاربری بر اساس با آن میباشد. تراس غربی ، با دهانه‌ای به پهنای ۶/۵ متر و عمق ۲/۵ متر ، از روش دهانه‌ای که در راءس آن باز گردیده ، به فضای هشتی و مجموعۀ ورودی متصل میگردد ؛ کاربری آن با اعتنا به پیوندش با مجموعۀ ورودی به یک فضای عبوری ـ ارتباطی بدل گردیده است. حیاط شرقی ، ۶/۵ متر عرض و ۵/ ۹ متر عمق داراست. در بین ضلع جنوبی آن محرابی درنظرگرفته شده میباشد. با دقت به‌این محراب و اندازه‌های حیاط ، کاربری آن تحت عنوان نمازخانۀ مکتب پر‌نور میباشد.[۴]

حجره ها
این مکتب ۳۳ حجره در طبقۀ همکف و ۳۶ حجره در طبقۀ نخستین دارااست. هر حجرۀ طبقۀ همکف دربرگیرنده یک ایوانچۀ ورودی ، اتاق مهم و پستو ست. حجره‌های بنا شده در کناره‌ها و کلیه حجره‌های طبقۀ بالا فاقد پستو میباشند.[۵]

مجموعۀ ورودی
این شرکت در میانۀ ضلع غربی ساختمان و عمود بر پایه بازار که جهت آن شمالی-جنوبی میباشد، قراردارد و مشمول پیش طاق، درگاه، هشتی، دالان و حیاط میباشد. حریم پیش طاق ورودی با تفاوت مصالح به فعالیت رفته -ازارۀ سنگی- از سطح ها حجره‌های همسایه در بازار متمایز میباشد. مسیر ورود به ترتیب از پیش طاق که در دو سوی آن دو سکوی سنگی جای دارد، درگاه، دالان، هشتی و تراس میباشد که دسترسی بی واسطه به ایوان و دور و بر داخلی مکتب را میسر می‌سازد. فی مابین مبنا پیش طاق ورودی و شالوده مکتب‌اندکی اختلاف وجود دارااست، با پیاده سازی یک هشتی و تغییر تحول استادانۀ مسیر، این تفاوت به آسانی برطرف گردیده است. هشتی افزون بر کاربری اساسی، تحت عنوان یک فضای تقسیم کننده، بر شکوه مسیر ورود نیز افزوده میباشد.[۶]

بازدید : 72
شنبه 11 اسفند 1403 زمان : 12:17


علی اَبَر مرد تاریخ
علی اَبَر مردِ تاریخ کتابی از ابوالقاسم پاینده میباشد که تحت عنوان یکی‌از شایسته ترین کتاب‌های دربارهٔ سیره و سیرت امام علی(ع) تعریف گردیده‌است.[۲۹] این تاثیر کتابی نادر‌وسعت و پرمحتوا و جواب‌گوی بعضا پیچیدگی‌ها با نثری شیوا و در پوسته حکایتی دیدنی و رسا تعریف شد‌ه‌است.[۳۰] بیان شده مولف درین کتاب نکته‌ها و مطالب اساسی و سرفصل‌های قابل توجه معاش امام علی(ع) را نشانه می دهد و چرایی و کیفیت سیر اتفاق ها را تا شهیدشدن امام علی(ع) ذکر مسجد قبا مشهد می‌نماید.[۳۱]

اثر ها
از ابوالقاسم پاینده حدود چهل تاثیر منتشر گردیده است.[۳۲] بعضا از آن‌ها عبارتند از:

ترجمه تاریخ طبری تاثیر محمد بن جریر طبری (درگذشت ۳۱۰ق)، تاریخ‌نگار اهل‌سنت در شانزده مجلد.[۳۳]
زندگانی محمد ترجمه حیاة محمد تاثیر محمدحسین آدرس مسجد قبا مشهد هیکل.[۳۴]
ترجمه و عده جمله‌ها قصار فرستاده(ص) با تیتر نهج الفصاحه.[۳۵]
ترجمه تاریخ عرب تاثیر فیلیپ حِتّی.[۳۶]
تاریخ سیاسی اسلام از استارت ظهور تا انقراض دولت اموی، ترجمه تاریخ الاسلام السیاسی والدینی والثقافی والاجتماعی، تاثیر حسن ابراهیم حسن.[۳۷]
ترجمه مُروج الذهب تاثیر مسعودی، تاریخ‌نگار قرن چهارم هجری قمری.[۳۸]
ترجمه التنبیه و الاشراف تاثیر مسعودی.[۳۹]
ترجمه فرهنگ و تمدن اسلامی، بخشی از تاریخ فرهنگ تاثیر ویل دورانت.[۴۰]
ترجمه سیر تکامل عقل نوین تاثیر جان هرمن رزرو مسجد قبا مشهد رندال.[۴۱]
پانویس
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۳۷.
مشار، مؤلفین کتاب ها چاپی فارسی و عربی از شروع چاپ تا به امروز، ۱۳۴۰ش، ج۱، ص۲۳۲.
نصر اصفهانی و طلایی، «مدل‌شناسی قصه‌های کوتاه ابوالقاسم پاینده»، ص۹۴؛ جهانبخش، «کتابسازی سه چندان شماره تلفن مسجد قبا مشهد !!!»، ص۱۴۶.
یزدانی نجف‌آبادی، سرآغاز دیار نون، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۴.
جهانبخش، «کتابسازی سه چندان!!!»، ص۱۴۵.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۳۷.
مشار، مؤلفین کتاب ها چاپی فارسی و عربی از استارت چاپ تا به امروز، ۱۳۴۰ش، ج۱، ص۲۳۲.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۳۷.
یزدانی نجف‌آبادی، سرآغاز دیار نون، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۴.
مشار، مؤلفین کتاب ها چاپی فارسی و عربی از شروع چاپ تا به امروز، ۱۳۴۰ش، ج۱، ص۲۳۲.
یزدانی نجف‌آبادی، سرآغاز دیار نون، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۴.
یزدانی نجف‌آبادی، سرآغاز دیار نون، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۴؛ حسینی، «پاینده ابوالقاسم»، ج۵، پایین مدخل.
خرمشاهی، «ترجمه فارسی پاینده»، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۵۵۰.
جهانبخش، «کتابسازی سه چندان!!!»، ص۱۴۶.
جهانبخش، «کتابسازی سه چندان!!!»، ص۱۴۶.
حسینی، «پاینده ابوالقاسم»، ج۵، زیر مدخل.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۳۷.
جهانبخش، «کتابسازی سه چندان!!!»، ص۱۴۵.
جهانبخش، «کتابسازی سه چندان!!!»، ص۱۴۶.
حسینی، «پاینده ابوالقاسم»، ج۵، زیر مدخل.
جهانبخش، «کتابسازی سه چندان!!!»، ص۱۴۶.
حسینی، «پاینده ابوالقاسم»، ج۵، پایین مدخل.
جهانبخش، «کتابسازی سه چندان!!!»، ص۱۴۸.
لسانی، «قرآن مجید با ترجمه فارسی آقای ابوالقاسم پاینده»، ص۲۶۶؛ خرمشاهی، «ترجمه فارسی پاینده»، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۵۵۱.
حسینی، «پاینده ابوالقاسم»، ج۵، تحت مدخل.
حسینی، «پاینده ابوالقاسم»، ج۵، پایین مدخل.
یزدانی نجف‌آبادی، سرآغاز دیار نون، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۴.
خرمشاهی، «ترجمه فارسی پاینده»، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۵۵۱.
جربزه‌دار، «پیشگفتار» علی ابر مرد تاریخ، ۱۳۷۷ش، ص۱۲.
جربزه‌دار، «پیشگفتار» علی ابر مرد تاریخ، ۱۳۷۷ش، ص۱۳.
جربزه‌دار، «پیشگفتار » علی ابر مرد تاریخ، ۱۳۷۷ش، ص۱۳.
یزدانی نجف‌آبادی، سرآغاز دیار نون، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۵.
آهنچی، «تاریخ طبری»، ج۶، زیر مدخل.
یزدانی نجف‌آبادی، سرآغاز دیار نون، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۵.
مشار، مؤلفین کتاب ها چاپی فارسی و عربی از شروع چاپ تا به امروز، ۱۳۴۰ش، ج۱، ص۲۳۴.
مشار، مؤلفین کتاب ها چاپی فارسی و عربی از شروع چاپ تا به امروز، ۱۳۴۰ش، ج۱، ص۲۳۴.
مشار، مؤلفین کتاب ها چاپی فارسی و عربی از شروع چاپ تا به امروز، ۱۳۴۰ش، ج۱، ص۲۳۴.
جربزه‌دار، «پیشگفتار»، علی ابر مرد تاریخ، ۱۳۷۷ش، ص۱۲.
جربزه‌دار، «پیشگفتار»، علی ابر مرد تاریخ، ۱۳۷۷ش، ص۱۲.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۳۷.
یزدانی نجف‌آبادی، سرآغاز دیار نون، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۵.
منابع

بازدید : 40
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 11:57


احادیث
قاعدهٔ زرین به طور بدون واسطه و غیرمستقیم بارها در احادیث اسلامی تکرار گردیده‌است.[۱۹] گاهی این قاعده به طور دارای شهرت خویش در احادیث نقل شده میباشد. کلینی در زمینه ی انصاف و عدلِ اصول کافی، روایاتی نقل کرده ست که صریحاً و تلویحاً مضمون قاعدهٔ زرین را ذکر می‌نمایند. در‌این باب آمده که یک عرب صحرانشین به نبی معبود می گوید: به اینجانب عملی بیاموز تا با آن وارد فردوس نحس. نبی جواب بخشید: آنگونه که دوست داری عموم با تو اخلاق نمایند، با آنها کردار کن و آنگونه که نمی‌پسندی با تو خلق نمایند، با آن‌ها مسجد قبا مشهد اخلاق نکن»[۲۰]

همین مضمون در طومار امام علی به امام حسن در نهج البلاغه آمده میباشد.[۲۱] امام علی(ع) خطاب به فرزندش امام حسن(ع) آدرس مسجد قبا مشهد می‌نویسد:

پسرکم! خویش را فی مابین خود و دیگری میزانی بشمار، پس آنچه برای خویش دوست می داری برای جز خویش دوست بدار. و آنچه تورا خوش نیاید برای وی ناخوش بشمار. و ستم نکن چنانکه دوست نداری بر تو ستم رود، و خیر کن چنانکه دوست می داری به تو خیر و خوبی نمایند. و آنچه از جز خویش زشت میداری برای خویش زشت بدان، و از عموم برای خویش آن را بپسند که از خویش می‌پسندی در حق آن ها، و مگوی بدیگران آنچه خوش نداری شنیدن آن، و مگو آنچه را ندانی، هر یک‌سری اندک بود آنچه می دانی، و مگو آنچه رزرو مسجد قبا مشهد را دوست نداری به تو گویند.[۲۲]
این عبارت نهج البلاغه پر‌نور‌ترین عبارت منابع شیعی میباشد که هم وجه ایجابی و هم وجه سلبی قاعدهٔ زرین را ذکر می‌نماید و آن را «معیار» میداند. امام علی(ع)، ستم‌نکردن و خیر کردن و... را مصادیق اجرای این قاعده برمی‌شمرد. محمدجواد مغنیه در پایین این عبارت می‌نویسد: این پند‌ای رایج و سابق میباشد و به قبل از تولد گشوده‌میشود. در ادیان مختلف نام برده میباشد. همین عبارت از کنفوسیوس آورده شده. خاستگاه ابتدا این «واژه طلایی» نامعلوم میباشد. البته این دنیا‌شمول میباشد. حیات و تعامل انسانی جز با «حب» نتایج نمی شود. هر واجب و حرام از رفتارهای بشر بر محور عقیدهٔ حب ر شماره تلفن مسجد قبا مشهد سازه شد‌ه‌است.[۲۳]

ابن ابی‌الحدید در گستردن، روایتی مرفوع را نقل می‌نماید که ایمان آن گاه کامل شدن میشود که آنچه را برای خویش دوست دارااست، برای برادرش دوست بدارد و آنچه را برای خویش ناپسند داری، برای برادرش ناپسند دارااست.[۲۴]

در احادیث متعدد از این قاعده گاه تحت عنوان ترازو متانت[۲۵]، نمادٔ سازش منطقی[۲۶] گفته شده میباشد.[۲۷] در بعضی احادیث فضیلت ها اخلاقی زیرا تواضع،[۲۸] انصاف،[۲۹]عدل[۳۰] در چارچوب این قاعده تعریف و تمجید شد‌ه‌است.[۲۷] این قاعده یکی‌از سه فضیلت اساسی[۳۱] شمرده شد‌ه‌است.[۳۲] در احادیثی[۲۰][۳۳] به‌این قاعده تحت عنوان تکلیف و وظیفهٔ آدم در قبال آدم اشاره گردیده است.[۳۲] گاه قاعدهٔ زرین به مثابهٔ ملاکی برای کردار با اهل سنت در حدیث[۲۰] مذکور میباشد.[۳۴]

در روایتی همزیستی و مصاحبت با عموم آن‌سیرتکامل که شخص دوست دارااست سایرافراد با وی خلق و خوی نمایند، علامت عدل دانسته شد‌ه‌است.[۳۵] و در روایتی دیگر نشانٔ انصاف میباشد.[۳۶] در کتاب کافی درباره ی «حق المؤمن علی اخیه و اداء حقه» مضمون قاعدهٔ زرین تکرار گردیده‌است. در‌این باب، با انصاف تلاوت قاعدهٔ زرین، آن را یکی سه سَرور اجرا خوانده میباشد.[۳۷] و در روایتی دیگر، آن را یکی‌از سه فریضهٔ شدیدی که معبود بر بندگان واجب کرده، شمرده میباشد.[۳۸] همینطور مورد ها قاعدهٔ زرین را یکی شش رفتاری میداند که در صورتی کسی مبتنی بر آن خوی نماید، جایگاهش در آستان معبود و در جانب راست خداست.[۳۹] در احادیث کتاب کافی گاه مضمون قاعدهٔ زرین در مواجهه با مسلم میباشد مانند آنچه را برای خویش دوست داری برای اخوی مسلمانت دوست بدار[۴۰] و گاه برای عموم مانند آنچه را برای خویش دوست دارید برای عموم دوست بدارید.[۴۱]

ارتباطٔ قاعده زرین با انصاف و رویارویی به مثل
قاعده زرین در شکل‌بندی‌های رایج آن، مشابه انصافورزی در آموزه اسلامی میباشد.[۴۲]در روایاتی «هرچه برای خویش می‌پسندی برای عموم نیز دوست بدار» به انصاف تعبیر و تفسیر شد‌ه‌است.[۴۳]

قاعده زرین به معنای تقابل به مثل وجود ندارد.[۴۴] و نمی‌اقتدار از آن برداشت کرد که بدی را با بدی جواب ده. در احادیث اکثری[۴۵] از بدی را با بدی جواب دادن ممانعت گردیده‌است.[۴۶]

عام بودن قاعده
در بعضی متن‌ها قاعده زرین به هم‌کیشان مخصوص شد‌ه‌است[۴۷]؛ولی تفسیر اکثری احادیث عام میباشد.[۴۸] امام کاظم(ع) دربارهٔ آیه «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» می گوید: این حرف پروردگار «آیا مشوق خوبی، جز خیر و خوبی میباشد درباره‌ی مؤمن و کافر، در‌ستکار و بدکار میباشد. کسی که به وی خیر خواهد شد، بایستی جواب خوبی را بدهد...»[۴۹] در مسیحیت این قاعده حتی معاندان را مشتمل بر می گردد و در اسلام قید کافر یا این که مؤمن ندارد.[۵۰]

بازدید : 31
چهارشنبه 8 اسفند 1403 زمان : 14:45


موزه آستان قدس رضوی
موزه آستان قدس رضوی تیم‌ای فرهنگی دربرگیرنده اثر ها سابق و تاریخی در مقبره امام رضا(ع) که عمر نمایشگاه به سال ۱۳۱۶ش بازمی‌خواهد شد. این موسسه به‌شکل قانونی در سال ۱۳۲۴ش بهره‌برداری شد. در صدر تعداد معدودی از اثر ها بقاع برای بازدیدکنندگان به اکران درآمد ولی با انتقال و گسترش ساختمان موزه خصوصاً بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران، گروه‌ای تازه با تفکیک موضوعی از اثرها متنوع واقفان و اهداکنندگان در نصیب‌های متفاوت صورت مسجد قبا مشهد گرفت.

معرفی کلی
موزه آستان قدس رضوی، مکانی در دسته بقعه امام رضا(ع) میباشد که غرض از ساخت‌و‌ساز این راس فرهنگی، اکران اثرها سابق بقعه و همینطور مثال‌هایی از اثراتی میباشد که طی زمانه‌های گوناگون به وسیله عشق‌مندان، وقف آستان قدس رضوی شده یا این که اهدا آدرس مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.[۱]

ایده تأسیس موزه از سال‌های ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۴ش در آستان قدس رضوی مطرح شد[۲] و کلنگ بنای ساختمان در ۱۴ آذر ۱۳۱۶ش در زمینی به مساحت ۵۷۰۰ مترمربع در شرق مسجد گوهرشاد و کنار بقاع روضه خوان بهایی در سه طبقه با زیربنای ۱۰۳۴ مترمربع زده شد و در ۲۲ آذر سال ۱۳۲۴ش به‌شکل قانونی بهره‌برداری شوید.[۳] در اولِ کار موزه، ۱۸۹ شی از بانک و اثر ها بقعه رضوی گزینش شد و به‌ترتیب عصر تاریخی برای بازدیدکنندگان به اکران رزرو مسجد قبا مشهد درآمد.[۴]

هم‌اینک تیم موزه آستان در ۱۸۰۰۰ مترمربع فضای نمایشی و ۸۰۰۰ شی، به شغل خود ادامه می دهد.[۵] آیت‌الله خامنه‌ای، محمود فرشچیان، غلامرضا تختی و دیگر شخصیت‌ها، هنرمندان، محققان، دسته‌داران و ورزشکاران، واقفان و اهداکنندگانی میباشند که اثرها اهدایی خویش را نثار موزه آستان قدس رضوی شماره تلفن مسجد قبا مشهد کردند.[۶]

تغییر‌و تحول جای موزه
در سال ۱۳۵۰ش ساختمان موزه تخریب شد و برای ایجاد کرد گروه‌ای تازه، این جای به مکانی دیگر در بقاع منتقل شد.[۷] این موسسه در سال ۱۳۵۵-۱۳۵۶ش با تشکیل داد و فعال سازی ساختمان موزه مرکزی، از محل ساختمان پیشین به‌این نصیب جابجایی یافت و برای بازدید مردم باز شد.[۸]

این شرکت به‌تیتر صرفا موزه آستان قدس، اثرها متنوعی مشمول اشیای کاربردی در مقبره مانند کتیبه‌های مرتبط با عصر صفوی، صندوق‌پوش درون بارگاه امام رضا(ع)، شالوده شمع‌دان‌ها، گل‌گیرها، زیارت‌طومار‌های فولادی، سنگاب تاریخی، درهای چوبی، طلا و جواهرات و نقره، محراب‌های زرین‌فام و بقیه اشیای مرتبط مانند گروه اشیای فروغ، ظروف پاک سازی و شستشو، پنجره‌ها، کتیبه‌های طلا و جواهرات، فرش و منسوجات، سکه و تمبر را در بر داشت.[۹]

بعد از انقلاب اسلامی کشور‌ایران
بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران، با خط مش پیشرفت فرهنگی در آستان قدس و پیشرفت سنت وقف،[۱۰] موزه‌های آستان قدس و گنجینه‌های تخصصی مانند قرآن، فرش و دستبافت‌ها گشایش یافت و در سال ۱۳۷۸ش بعداز جابجایی کتابخانه مرکزی به محل تازه خویش در بست روضه خوان طوسی، کتابخانه در چهار طبقه پیشرفت یافت. ساختمان موزه مرکزی قسمت عمده موزه را تشکیل می دهد و مشتمل بر اثر ها متنوع و با تفکیک موضوعی نظیر تمبر، سکه، اسکناس، آبزیان، نجوم، ساعت، سلاح، ظروف و گردن بند میباشد. طبقه همکف هم برای اکران اثر ها پر ارزش تاریخی و هنری بقعه امام رضا(ع) در حیث دریافت شد.[۱۱]

فعلا، موزه‌های آستان قدس در چهار قسمت موزه مرکزی، موزه قرآن و نفایس، موزه عموم‌شناسی و موزه فرش کار می‌نماید.[۱۲]

بازدید : 19
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 15:08


معرفی و معاش‌طومار ملا نتیجه‌محمد کاتب هزاره
میلاد و کودکی
ملا سود‌محمد کاتب، دارای اسم و رسم به کاتب هزاره، فرزند سعید محمد، در سال ۱۲۷۹ق در قرباغ از توابع ولایت غزنی به دنیا آمد و در سال ۱۳۴۹ق در کابل درگذشت.[۱۴] او در نوجوانی و درپی بروز جنگی فی مابین هزاره‌ها و پشتون‌های دُرانی‌ در قرباغ،[۱۵] با خانواده پدری‌اش در ناوُر/ناهور دیگر وُلُسوالی(نصیب‌داری) غزنی که بعضی گفته‌اند مرزو بوم آبایی وی میباشد، منتقل و به یاد ماندنی شدند.[۱۶] بابا نتیجه‌محمد وکالت طایفه خویش یعنی محمدخواجه از طوایف هزاره را در آن دیار به ذمه مسجد قبا مشهد داشت.[۱۷]

تحصیلات
کاتب تحصیلات مقدماتی را در قرباغ و ناوُر فرا گرفت[۱۸] و برای ادامه علم آموزی به قندهار، لاهور، کابل و به روایتی نجف هجرت کرد.[۱۹] آورده شده میباشد که وی بیشتر از ۲۰ سال از قدمت خویش را از ۱۲۸۵ تا ۱۳۱۰ق به علم آموزی تخصیص آدرس مسجد قبا مشهد داده میباشد.[۲۰]

از منابع مربوط به معاش‌طومار کاتب به‌دست می‌آید که او در ضمن سال‌های فوق‌الذکر به کارها دیگری از قبیل حضور در جناح‌های پیکار، هیئت صلح و مهاجرت‌های معمولی نیز پرداخته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۱]

ثمره سفرهای آموزشی کاتب، شناخت و در مواقعی تبحر در علم ها متفاوت اسلامی از قبیل ادبیات عرب، منطق، لغت، هیئت، نجوم، اکانت، جبر، فلسفه، سخن، تاریخ، فقه، اصول و جفر بود.[۲۲] گستره قلمرو دانشی نتیجه‌محمد سبب شوید که وی به ملا دارای اسم و رسم گردد و بعداز وفات از وی به‌تیتر علامه نیز خاطر کرده‌اند.[۲۳] کاتب خلال گویش فارسی دری، گویش‌های پشتو و عربی را می‌دانست و با لهجه‌های انگلیسی و اردو نیز به‌اندازه رفع نیاز شناخت داشت.[۲۴] بین اساتید کاتب از مولوی سرورخان اسحاق‌زایی از علمای پررنگ اهل سنت افغانستان خاطر شد‌ه‌است.[۲۵] کاتب تحریر اُقلیدس، خلاصةالحساب و گستردن چَغْمینی را نزد سرورخان اسحاق‌زایی فرا شماره تلفن مسجد قبا مشهد گرفته میباشد.[۲۶]

اشتغال در دربار

سراج التواریخ مهم‌ترین تاریخ یکسری سده اخیر افغانستان شناخته گردیده است
از آنجایی که کاتب در هنر خوش‌نویسی و خطاطی نیز ورزیده بود، آغاز در سال ۱۳۱۰ق، برای تایپ کردن طومار‌ها، فرامین دولتی و استنساخ کتاب ها کیمیا، در دفتر کار شاهزداه حبیب‌الله خان فرزند امیر عبدالرحمن خان (۱۸۸۰-۱۹۰۱م) استخدام گردیده و مشتهر به کاتب شوید.[۲۷] کاتب خویش نیز به روش استخدامش در دربار پرداخته تصریح می‌نماید که استادش ملا محمدسرورخان اسحاق‌زایی دوست یک کدام از فرزندان امیر، معرف او بوده میباشد.[۲۸] کاتب در عهد و پیمان سلطنت حبیب‌الله(۱۹۰۱-۱۹۱۹م) با اعتنا با توان‌های علمی و نگارشی‌اش مأموریت یافت که به تدوین تاریخ افغانستان از احمدشاه ابدالی (۱۷۴۷م) تا سلطنت امیر حبیب الله خان بپردازد.[۲۹] فرآورده این مأموریت، کتاب‌های تحفة الحبیب و سراج التواریخ میباشد.[۳۰] از این رو همه سندها، مدارک، طومار‌ها، فرامین دولتی و گزارش‌های جان دار در بایگانی قصر شاهی در دست او قرار داده شد.[۳۱] کاتب کلاً ۲۸ سال در محل کار خاص حبیب الله و بعدا در عهدوپیمان سلطنت امیر حبیب‌الله در دارالانشاء و مجلس تألیف، ایفای وظیفه نموده است.[۳۲]

دیگر عمل‌ها
بعد از فوت امیر حبیب‌الله خان در ۱۳۳۷ق وظیفه کاتب در دارالانشاء نقطه نهایی یافت و به دارالتألیف وزارت نظام آموزشی (معارف) منتقل شوید تا در تألیف و تهیه و تنظیم کتاب‌های درسی، یاری دهد. او همینطور مدتی در مدرسه حبیبیه به درس دادن پرداخت.[۳۳] حسین نایل متفحص مسایل هزاره اعتقاد دارد که کاتب چهل‌وپنج سال از ۷۱ سال عمرش را صرف تحقیق، تفحص و کتابت اثرها باارزش و معدود‌نظیر کرد.[۳۴] ۲۸ سال در دربار امیران عبدالرحمن خان و حبیب‌الله خان و حدود ۱۲ سال دیگر را نیز در دولت و سوا دولت به‌این دستور تخصیص بخشید.[۳۵] او در عصر امیر حبیب الله کلکانی (از ۱۷ جنوری تا ۱۳ اکتبر ۱۹۲۹م) ما‌موریت یافت که با عده ای از بزرگان هزاره، عموم هزاره را به پناه از امیر تشویق نماید.[۳۶] از آنجایی که‌این مأموریت توفیق‌آمیز خلا و هزاره‌ها از حبیب‌الله کلکانی مدد نکردند، امیر نسبت به کاتب بدبین شوید و او را مجازات کرد.[۳۷] بعضا معتقدند که کاتب در تاثیر همین مجازات و ضرب‌وشتم از عالم رفته میباشد[۳۸]

مدل تاریخ‌نگاری
اشرف بی نیاز رییس‌جمهور دیرین افغانستان و معلم گذشته دانشکده هاپکینز، مدل تاریخ‌نگاری کاتب را متأثر از ابن خلدون می داند.[۳۹] او این نظر را دارد در حالی‌که اثرها شماری از تاریخ‌نگاران ما از حد اتفاق‌نویسی منشیان دربار و یا این که خاطره‌نویسی بعضا اصحاب مداد بالاتر نرفته، کاتب، تاریخ‌نویس دولت‌داری در افغانستان میباشد.[۴۰] بی نیاز فرمان امیر عبدالرحمن بر طبق ترجمه پیشگفتار ابن خلدون را نشان شناخت فرهنگیان آن عصر با ابن خلدون می داند.[۴۱]

به‌گفته محمدسرور مولایی مُصَحِّح سراج التواریخ، کاتب از مدل رایج تاریخ‌نگاری منشیان و دبیران دربارها، روی برتافت. در مدل رایج از یک طرف اکران‌های ادبی، لفاظی‌ها و صنعت‌گری‌های ادیبانه پر رنگ بود و از سوی دیگر ناگزیر بودند که رعایت اکنون پادشاهان و امیران را بکنند که‌این فرمان موجب حذف و یا این که تحریف حقایق تاریخی میگردید. درین بین شماری بسیار اندکی می‌باشند که بی‌باکانه و با شجاعت به درج و ذکر حقایق پرداختند و کاتب یکی پر رنگ‌ترین‌های این عرصه میباشد.[۴۲]

یکی خصوصیت‌های مدل‌ تاریخ‌نگاری کاتب تصویب تقویم اتفاق ها میباشد. کاتب در عین هم اکنون که نحوه توالی و ترتیب سال‌ها را مدنظر قرار داده، با جزئیات بیشتر به تصویب و ضبط روز، هفته، ماه و سال رخدادها پرداخته میباشد.[۴۳] منش تصویب روزمره اتفاق ها به کاتب این قابلیت را اعطا کرد که از یک طرف، مسایل و رخدادها را به‎سیرتکامل تفصیلی بیان نماید که در منابع دیگر قابلیت حصول به آن وجود ندارد و از جانبی هم از طریق متداول بیان گزینشی رخدادها، عدول کرده تمامی آنچه را در اوراق و دفتر ها تصویب و ضبط گردیده بود، بیاورد.[۴۴] مُصَحح سراج التواریخ این نظر را دارد که کاتب تمامی آنچه را مورد نیاز بود ذکر کرد و در قبال اعتراض و عیب گیری منتقدان جانانه تامین کرد و از راه و روش و مدل غیرمتعارف خویش دست نکشید و در غایت برنده به شالوده‌گذاری تاریخ‌نویسی نوین شوید.[۴۵]

از سایر مختصات مدل کاتب، هنر ارجاع دانسته گردیده است؛ به‌این مضمون‌ که پیامدهای رخدادهای قبلی را در رخدادهای پسین آیتم اعتنا قرار داده تا خواننده بداند که در مرحلهِ پسین معین خواهد شد که حاصل اخلاق و رفتار قبلی و آنچه تا قبل از این پیش آمده، به چه شکل میباشد.[۴۶] هنر ارجاع در اثرها کاتب به لینک و پیوند در میان پیشین و هم اکنون خلاصه نمیشود، بلکه آجل را نیز در برمی‌گیرد. کاتب یا این که آجل را پیش‌بینی کرده و یا این که به‌تیتر فیض ایفا و اقدامات پیشین پنداشته میباشد.[۴۷] کاتب با استعمال از هنر ارجاع، حالت عوام مردم را به عزم، تصامیم و جاری ساختن امیران نسبت داده و هرچه بر عموم رفته و می‌رود را فیض سیاست‌گذاری و اقدامات امیران می داند.[۴۸]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 37
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 222
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1783
  • بازدید ماه : 1986
  • بازدید سال : 5000
  • بازدید کلی : 33652
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی