loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 23
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 15:56


نزاع جمل

نزاع جَمَل اولیه نبرد زمان حکومت امام علی(ع) بود که تعدادی ماه بعداز خلافت امام به وسیله گروهی به رهبری عایشه همسر رسول اسلام(ص) و طلحه و زبیر علیه امام علی(ع) به رویه به زمین خورد. عایشه و همراهانش این نبرد را به عذر و بهانه خون‌خواهی عثمان به رویه‌ انداختند. این نبرد در روز ۱۰ جمادی الاولی سال ۳۶ قمری و در حوالی بصره فیس اعطا کرد و فرصت آن از ظهر تا غروب آفتاب بود. عایشه در‌این جنگ بر شترِ نرِ سرخ‌مویی سوار بود و انگیزه نامگذاری این پیکار به جمل (شتر نر) مسجد قبا مشهد همین میباشد.

پیکار جمل اول نزاع داخلی مسلمان ها به حساب می آید که با موفقیت سپاه امام علی(ع) و کشته شدن طلحه و زبیر و دستگیر عایشه و ارسال کردن وی به مدینه به انتها رسید. ازآنجاکه سران سپاه جمل با امام علی به‌تیتر خلیفه، بیعت کرده و آن‌گاه بیعت خویش را شکسته و وارد نبرد گردیده بودند، به ناکثین (بیعت‌شکنان) پر اسم و رسم شدند و این مبارزه نیز مبارزه با ناکثین آدرس مسجد قبا مشهد نامیده شد.

نبرد جمل سبب ساز جابجایی راءس خلافت مسلمین از مدینه به کوفه در عراق شد و به‌انگیزه بروز تضارب میان چندین بدن از صحابه و فرد خلیفه، موضوع‌ای برای ظهور بعضا عقیده‌های تازه کلامی و شرعی در میان مذهب‌ها اسلامی در امر سیاست رزرو مسجد قبا مشهد گشت.

رخدادها و کلیات
مبارزه جمل، او‌لین مبارزه زمانه امام علی(ع)،[۱] و اول پیکار در میان دو دسته مسلمان بود.[۲] این نبرد را اولیه مقابله فی مابین عثمانیه با شیعه قلمداد کرده‌اند که به باخت عثمانیه سبب ساز شد.[۳] جنگ در ۱۰ جمادی الاولی[۴] یا این که به روایتی دیگر در نصفه جمادی‌الثانی سال ۳۶ قمری[۵]، فی مابین سپاه امام علی(ع) و اصحاب جمل (طلحه، زبیر و عایشه)، در اطراف بصره شروع شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد.[۶]

نبرد،‌ به هنگام ظهر استارت شد و تا غروب آفتاب ادامه یافت و به ناکامی اصحاب جمل انجامید.[۷] امام علی(ع) بعد از پیکار جمل، در ۱۲ رجب ۳۶ هجری وارد کوفه شد و در آنجا سکونت گزید.[۸] امام علی(ع) در خطبه شقشقیه، به عهد و پیمان‌شکنی جمع‌ای در زمان خلافت خویش اشاره نموده است.[۹] ابن ابی الحدید، در تفصیل نهج البلاغه، قسم‌شکنان یا این که ناکثین را اصحاب جمل دانسته و روایتی را نقل کرده که مبتنی بر آن، حضرت محمد(ص) به امام علی(ع) خبر داده میباشد که با ناکثین و قاسطین و مارقین خواهد جنگید.[۱۰]

سپاه طلحه و زبیر در حالی فراهم نزاع شد که عایشه، همسر نبی، بر شتری سوار گردیده و پیشاپیش صفوف سربازان پیش میرفت.[۱۱] این نزاع به همین ادله نبرد جمل نامیده شد.[۱۲] هزینه مبارزه جمل از سوی یعلی بن امیة و عبدالله بن عامر هواخواهی شد؛[۱۳][یادداشت ۱] یعلی بن امیة، قاضی صَنعا در عصر عثمان، با ۶۰۰ شتر به یار ۶۰۰ هزار درهم[۱۴] و همینطور عبدالله بن عامر،[۱۵] قاضی بصره در حین عثمان، با اموالی که بعضا منابع تاریخی آن را «فراوان» تعریف کرده[۱۶] و برخی دیگر آن را ۴۰۰ هزار درهم دانسته‌اند، به ناکثین یاری کردند.[۱۷] فرمانده مهم لشکر اصحاب جمل، زبیر دانسته گردیده‌است.[۱۸]

برخی منابع، کشته‌شدگان اصحاب جمل از بصره را دو هزار و پانصد نفر دانسته‌اند که ۱۳۵۰ بدن از قوم اَزْد و ۸۰۰ نفر از قوم بنی ضبَّه بوده‌اند.[۱۹] در احادیث دیگر، شمار کشته‌های اصحاب جمل از شش هزار تا ۲۵ هزار بدن نام برده میباشد[۲۰] و این تعداد در سپاه امام علی(ع)، در منابع متفاوت از ۴۰۰ تا ۵ هزار نفر نام برده میباشد.[۲۱]

مبنی بر گزارش‌های تاریخی، هشتاد بدن از کمپانی‌کنندگان در مبارزه بدر، و ۱۵۰۰ نفر از اصحاب رسول(ص) در سپاه امام علی(ع) جنگیده‌اند.[۲۲] بعضی از فیس‌های پر رنگ در سپاه امام علی(ع) عبارتند از ابو ایوب انصاری،[۲۳] خزیمة بن اثبات،[۲۴] عبیدالله بن عباس،[۲۵] محمد بن حنفیه،[۲۶] عبدالله بن جعفر طیار،[۲۷] عمار بن یاسر،[۲۸] عثمان بن حنیف،[۲۹] عدیّ بن حاتم،[۳۰] عمرو بن حمق،[۳۱] جاریة بن قدامة، حجر بن عدی،[۳۲] زید بن صوحان،[۳۳] صعصعة بن صوحان، صاحب اشتر،[۳۴] شریح بن هانی،[۳۵] و محمد بن ابی دیده نشده[۳۶] فیس‌های سرشناس در سپاه اصحاب جمل هم عبارتند از مروان بن حکم،[۳۷] عبدالله بن عامر،[۳۸] یعلی بن امیة، کعب بن سور، عمیرة بن یثربی، و سعد بن بهره.[۳۹]

بازدید : 86
سه شنبه 5 فروردين 1404 زمان : 10:08


عطیه بن سعد بن جناده عوفی
عَطِیَّة بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او به‌تیتر مفسر، محدث و دانا شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیر قرآن دارااست. عطیه در طول خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا به‌ادله پرهیز از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) پر اسم و رسم مسجد قبا مشهد میباشد.

نسب، ولادت، اسم و لقب
عطیه از طایفه بکالی، تیره‌ای از بستگان بنی‌عوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از خویشان بنی‌عوف[۱] و از صحابه فرستاده معبود(ص)[۲] و مادرش کنیزی از اهل یک محل آدرس مسجد قبا مشهد روم بود.[۳]

درباره تاریخ ولادت عطیه خبر دقیقی در چنگ وجود ندارد، ولی برخی به دنیا آمدن او را دربین سال‌های ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زده‌اند؛ چرا‌که در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا او‌را نامگذاری نماید، امام او‌را در آغوش گرفت و اذعان کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو معبود میباشد). به‌این جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیه‌های عوفی، جدلی، قیسی و کوفی رزرو مسجد قبا مشهد میشناسند.[۷]

رده علمی
عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز شعور نموده است.[۸] ابن‌سعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی باتقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی به‌تیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و دانا شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] خاطر شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.

وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کرده‌میباشد.

از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبی‌زائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمع‌ای دیگر حدیث نقل کرده‌اند.[۱۷]

اثر ها
تعبیر و تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه عصر تعبیروتفسیر بی نقص قرآن را نزد ابن‌عباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]

خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی اختلال شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]

زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری او‌لین زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین برهان میباشد. بنابر نقل عطیه، او به‌یار و همدم جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و زمانی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]

در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و به‌فرمان مختار پایین فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنی‌هاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این تیم وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابن‌زبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفته‌اند ابن‌زیبر از هراس به پرده‌های کعبه حفاظت پیروزی و اعلام‌کرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»

بنابر نقل عطیه، آنها نزد ابن‌عباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزل‌هایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزل‌ها تا رمز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، به‌طوری‌ که در‌حالتی که آن را حریق می‌زدند همگی در آن می‌سوختند. بعد از نجات آنان، از ابن‌عباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، ولی آن‌ها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]

در قیام ابن‌اشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعداز ناکامی ابن‌اشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتیکه از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل پرهیز کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم مو سر رمز و صورتش را تراشید.[۲۳]

وفات
عطیه بعداز امتناع از ناسزا اعلام کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومار‌ای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] برخی به خطا سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کرده‌اند.[۲۵]

تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسم‌های علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.

حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده‌ میباشد.[۲۹] حسین در حین خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]


عطیه بن سعد بن جناده عوفی
عَطِیَّة بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او به‌تیتر مفسر، محدث و دانا شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیر قرآن دارااست. عطیه در طول خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا به‌ادله پرهیز از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) پر اسم و رسم میباشد.

نسب، ولادت، اسم و لقب
عطیه از طایفه بکالی، تیره‌ای از بستگان بنی‌عوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از خویشان بنی‌عوف[۱] و از صحابه فرستاده معبود(ص)[۲] و مادرش کنیزی از اهل یک محل روم بود.[۳]

درباره تاریخ ولادت عطیه خبر دقیقی در چنگ وجود ندارد، ولی برخی به دنیا آمدن او را دربین سال‌های ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زده‌اند؛ چرا‌که در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا او‌را نامگذاری نماید، امام او‌را در آغوش گرفت و اذعان کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو معبود میباشد). به‌این جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیه‌های عوفی، جدلی، قیسی و کوفی میشناسند.[۷]

رده علمی
عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز شعور نموده است.[۸] ابن‌سعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی باتقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی به‌تیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و دانا شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] خاطر شد‌ه‌است.

وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کرده‌میباشد.

از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبی‌زائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمع‌ای دیگر حدیث نقل کرده‌اند.[۱۷]

اثر ها
تعبیر و تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه عصر تعبیروتفسیر بی نقص قرآن را نزد ابن‌عباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]

خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی اختلال شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]

زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری او‌لین زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین برهان میباشد. بنابر نقل عطیه، او به‌یار و همدم جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و زمانی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]

در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و به‌فرمان مختار پایین فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنی‌هاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این تیم وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابن‌زبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفته‌اند ابن‌زیبر از هراس به پرده‌های کعبه حفاظت پیروزی و اعلام‌کرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»

بنابر نقل عطیه، آنها نزد ابن‌عباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزل‌هایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزل‌ها تا رمز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، به‌طوری‌ که در‌حالتی که آن را حریق می‌زدند همگی در آن می‌سوختند. بعد از نجات آنان، از ابن‌عباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، ولی آن‌ها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]

در قیام ابن‌اشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعداز ناکامی ابن‌اشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتیکه از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل پرهیز کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم مو سر رمز و صورتش را تراشید.[۲۳]

وفات
عطیه بعداز امتناع از ناسزا اعلام کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومار‌ای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] برخی به خطا سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کرده‌اند.[۲۵]

تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسم‌های علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.

حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده‌ میباشد.[۲۹] حسین در حین خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]

بازدید : 28
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 15:31


حضور در غزوات
ابوایوب در تمامی غزوات رسول(ص) کمپانی داشت و مورخان اورا از حاضران در پیکار‌های بدر و احد و خندق دانسته‌اند.[۱۳] او صرفا یک توشه، از آن رو که فرماندهی سپاه مسلمان‌ها را مرد جوانی برعهده داشت، از کمپانی در پیکار تعلل رفت و بعداز آن پیوسته از این فعالیت نادم بود.[۱۴] از ضمن متن ها تاریخی، روح اطاعت، وفاداری و احترام خاص وی به فرستاده(ص) به چشم مسجد قبا مشهد میخورد.[۱۵]

به داستان ابن هشام[۱۶] او به دستور نبی(ص) در اخراج منافقانی که در مسجد مدینه، مسلمانها را استهزا می‌کردند و بعضی از آن ها از قوم او بودند، پیش گام شد. براساس برخی احادیث، آیه‌ای از قرآن[۱۷] در واقعه افک، اشاره به مدح ابوایوب و همسرش آدرس مسجد قبا مشهد داراست.[۱۸]

امامت جماعت برای صحابه
به هنگام محاصره منزل عثمان بوسیله معارضان، مسلمان‌ها نماز را به امامت ابوایوب در مسجد مدینه برپا می‌داشتند[۱۹] و همو در زمره شهودی بود که در آن ایام از عثمان قسم گرفتند تا از آن پس بر پایه ی کتاب خداوند و سنّت فرستاده(ص) کار رزرو مسجد قبا مشهد نماید.[۲۰]

بیعت و ملازمت با علی(ع)
وی بعد از قتل عثمان از اولیه عده ای بود که دست بیعت به علی(ع) اعطا کرد و انصار را بدان ترغیب کرد.[۲۱]

حضور در مبارزه‌های فرصت امام(ع)
ابوایوب در مجموع نبرد‌هایی که علی(ع) در آنان سرگرم شد، حضور داشت،[۲۲] البته ابن سعد فقط نهروان[۲۳] و واقدی، صفین را بیان نموده است.[۲۴] رشادت‌های اعجاب انگیز ابوایوب را کلیه حافظه شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۲۵]

در جنگ نهروان، علی(ع) او را به فرماندهی سواره نظام گماشت و قبل از آغاز پیکار، اورا برای احتجاج با خوارج و اندرز آن ها ارسال کرد[۲۶] و وقتی که از او پرسیده شد: با اینکه از صحابه بلندمرتبه پیامبری، چه گونه در رکاب علی(ع) با اهل قبله قتال می کنی؟ جواب بخشید: فرستاده پروردگار(ص) از ما عهد و پیمان گرفت که به ملازمت علی(ع) با ناکثین و قاسطین و مارقین نزاع کنیم.[۲۷] او به همپا قیس بن سعد بن عباده به نمایندگی از امیرمومنان(ع) با خوارج به مذاکره پرداخت.[۲۸] وی همینطور در ۳۵ق یار با گروهی در کوفه شهید شدن بخشید که حدیث غدیر را از رسول(ص) شنیده میباشد.[۲۹]

حکم دهنده مدینه از سوی علی(ع)
او بعد از مبارزه نهروان از سوی علی(ع) به امارت مدینه گماشته شد[۳۰]، البته بعداز آنکه معاویه در ۴۰ق، بُرمز بن ارطاة را با ۳۰۰۰ مرد جنگی به حجاز ارسال کرد، ابوایوب مدینه را رها کرد و در عراق به علی(ع) پیوست. بُراز بعداز هجوم به مدینه و اشغال شهر، منزل اورا به حریق کشید.[۳۱]

حضور در نبرد علیه رومیان
ابوایوب بعداز شهید شدن علی(ع) توشه دیگر برای نزاع به سرحدّات رفت. طبری[۳۲] آورده میباشد که یزید بن معاویه در ۴۹ق به قصد نزاع با رومیان رهسپار شد و ابوایوب انصاری را که سالخورده بود، به هم پا پیروزی.

وثاقت و مقام روایی
ابوایوب را همگی رجال‌شناسان اهل سنت ستوده و بعضا نیز توثیق کرده‌اند،[۳۳] البته علمای شیعه فقط به مدح او اکتفا کرده و از تصریح به توثیق وی دوری نموده‌اند[۳۴]، حتّی ابن داوود حلی[۳۵] او را در شمار مُهملین آورده میباشد.

رجال‌شناسان شیعه در توجیه کمپانی وی در نبرد با مشرکان ذیل دستور معاویه و پسرش یزید، به رغم هواداری سفت وی از حق خلافت علی(ع) اختلاف دارا هستند. ادب بن شاذان این شغل اورا غفلت و نادرست در اجتهاد نسبت داده و میافزاید هرچند وی از خلیفه دوران خویش خشنود نبوده، البته به قصد پیشبرد و تقویت اسلام درین نبردها کمپانی جسته میباشد[۳۶] شاهد این مدعی مشاجراتی میباشد که دربین وی و معاویه فیس داده میباشد،[۳۷] ولی آیت الله خویی[۳۸] علاوه بر رد این عقیده، احتمال می دهد که او مبنی بر اذن امام معصوم حسن بن علی(ع) فعالیت کرده‌با‌شد.

بازدید : 52
جمعه 1 فروردين 1404 زمان : 17:34


‌مدیر مساجد، جاری ساختن رئیس اصولی و اصلی میباشد که تجهیزات مو جود مسجد را برای اپلیکیشن‌های فرهنگی، تبلیغی، علمی، ‌هنری و غیره‌ی خود را پی‌ریزی و در زمان اعمال، نقاط ضعف مسجد قبا مشهد و قوت را تحقیق کند.
امام خمینی اعتقاد دارد «تصرف در موقوفات مسجد یا این که موقوفات دیگر موکول به اذن و حیث متولی فقهی میباشد.» [۱] خیر اصل مسجد؛ و این‌که واقف مسجد خویش را متولی، و برکنار و نصب امام مسجد را در منطقه تولیت‌ خویش قرار دهد اعتبار ندارد چون «جعل تولیت برای مسجد درست وجود ندارد، و برکنار و نصب وی تاثیر ندارد.» [۲] و یا این که این‌که بگوید: عبد و بنده نیتم این بوده که تولیت‌ مسجد را ذمه ‌دار نحس، نسبت به خویش مسجد آدرس مسجد قبا مشهد اینگونه حقی را ندارد. به دلیل این‌که «اصل مسجد تولیت‌بردار وجود ندارد، البته نسبت به موقوفات آن، واقف میتواند خویش یا این که دیگری را متولّی قرار دهد.» [۳] پس «نمازخواندن در آن (مسجد)، موقوف بر اذن کسی وجود ندارد»[۴] و حتی نسبت به تصرفاتی غیر از نمازخواندن در مسجد، مانند اقامه مجلس و به کارگیری از بلندگو و برق و فرش شماره تلفن مسجد قبا مشهد و غیره «نهی واقف تاثیر ندارد. بلی، در شرایطی که برای اشیای مرتبط با مسجد، متولّی خاصی قرار داده گردیده؛ تصرف در آنها موقوف میباشد به حیث وی و ملاحظه جهت وقف.» [۵] و ازآن‌جهت که «مسجد متولّی ندارد و متولّی بردار وجود ندارد.» [۶] بدین ترتیب «رضایت کسی (حتی واقف زمین) در عبادت در آن دارای اعتبار وجود ندارد البته تصرفاتی که منافی با احترام مسجد یا این که مزاحم نمازگزاران باشد روا وجود ندارد.» [۷]
از آنچه که سپری شد معین می شود که مسئولیت هیات امناء در مساجد، نرم‌افزار‌ریزی و مدیر در جهت نگهداری و محافظت از ساختمان مسجد و اموال و وسایل آن و آماده‌آوردن حالت جهت عبادت کردن عموم میباشد، خیر چیز دیگر، آن هم وفق قوانین و مصلحت مسجد؛ و هر کاری «در شرایطی که بر خلاف پایگاهّرات یا این که مغایر مصلحت مسجد باشد روا وجود ندارد.» [۸] و بر همین اصل حتی چنانچه مایحتاج باشد « ضایع کردن مسجد برای تجدید ساختمان مسجد و تعمیر آن بازدارنده ندارد.» [۹]

۲ - رئیس و کارداران مدیریتی
[بازنویسی]
با نگرشی اجمالی به تاریخ سرگذشت مساجد درمی‌یابیم که مساجد صرفا برای ادای فرایض فقاهتی نبوده بلکه خلال مقر تجمع طبقات مختلف اجتماع برای ادای وظایف دینی و فقهی، همواره مهمترین پایگاهی به شمار می‌رفته که عموم و به خصوص جوان ها و اشخاص بانفوذ، از این جای مقدس استعمال می‌کرده در آنجا عده می‌گردیده‌اند تا در امر ‌مسائلی سیاسی، اقتصادی، خدماتی و غیره به مشاجره و مصاحبه بپردازند؛ ‌از این رو پیوسته از این جای مقدس به صورتی مردمی به خواسته سیاست گذاری‌های محلی به کارگیری رزرو مسجد قبا مشهد می‌گردیده‌است.
لذا به خواسته وصال به هدف ها ذکر شده نیاز به پیش‌بینی، اپ‌ریزی سازماندهی تجهیزات و نیرو‌ها و در غایت، در دست گرفتن و تحقیق بر اجرای نرم افزار‌ریزی‌ها میباشد. قدر مسلم تمامی‌ی این‌ها اداره کننده‌ای می‌طلبد که با حدس وضعیت مکانی و هنگامی مساجد، جاری ساختن مدیر اصولی و مهم نماید، یعنی تجهیزات جان دار مسجد را به نیکی و به توجه شناسایی و شرایط مکانی مسجد را تماماً تجزیه و ارزیابی کند و با پیش بینی بعدها متعدد آن، آشنایی دقیقی از آن داشته باشد و مجموعه‌های سنی متعدد را که با مسجد راز و فعالیت دارا‌هستند، ‌شناسایی نماید، میل‌های جوان ها و بین‌سالانی که با مسجد راز و فعالیت دارا‌هستند شناخته شوند، آن‌گاه با مد لحاظ قراردادن همه‌ی مواقعی که اشاره شد،‌ اپلیکیشن‌های فرهنگی، تبلیغی، علمی، ‌هنری و غیره‌ی خود را پی‌ریزی و در زمان اعمال، نقاط ضعف و قوت را تحقیق کند، لکن برای فراهم نمودن اینگونه مسئله‌ای اعتنا به مسائل دیگری به تفصیل پایین ضروری میباشد:

۲.۱ - موضوعات عام
در عمل‌های همگانی مسجد، ذکر نقش مسجد در رواج معارف اصیل اسلامی، ‌از کارداران مؤثر میباشد و تبیین این قضیه که مسجد به چه شکل مکانی میباشد؟ قداست و عظمت این جای چقدر و تا کجاست؟ اقوال پیامبران و ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) درباره ی مسجد تا چه حد میباشد؟ مسجد چه‌گونه میتواند بشر را به سیر الی الله سوق دهد، چه طور میتواند بشر را از زشتی‌ها و نامردمی‌ها و جهالت نجات بخشد و راز‌اجرا فضای معنوی و ملکوتی مسجد چه طور میتواند روح آدم را صیقل دهد و زنگار هر آنچه در شان عبد لایق‌ی آفریدگار وجود ندارد، بزداید، امروزه مطرح میباشد.
از عامل ها مؤثر دخیل در عمل‌های همگانی، ذکر نقش مسجد در تبیین موضوعات اجتماعی و فرهنگی میباشد، ‌امروزه در‌صورتی‌که چه به ظواهر جناح‌ای نظامی در سرحدات مرزو بوم اسلامی ما دیده می شود تا نیاز به حضور نظامی داشته باشد، ‌لکن معاندان پیمان خورده‌ی انقلاب اسلامی که از وجود اندیشه سیاسی اجتماعی و معنوی انقلاب اسلامی بسیار وحشت دارا هستند، ناکام از دسیسه‌ی نظامی، جناح‌ی دیگری را بر ضد نظام و انقلاب اسلامی باز‌اند، که آن جناح، فرهنگی میباشد. آن‌ها می خواهند با مهیا آوردن وسایل لهو و لعب و سرگرمی‌های آنچنانی، جامه‌های نامناسب و غیره، ‌جوان ها، را از روش مهم و از مسیری که در پیش گرفته‌اند، گم راه سازند و با سست کردن ایمان و اطمینان آن‌ها، میان وی و انقلاب طلاق بیندازند و مسافت ساخت‌و‌ساز نمایند که مؤثرترین و کارسازترین خط مش تقابل با این مکر، تسلیح جوان ها ما به مسائل اعتقادی و مطلع سازی آن‌ها نسبت به مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میباشد که اجرای این عمل در فضا مسجد گیراتر از هر دور و بر دیگر و تاثیرگذاری آن بیشتر میباشد و از طرفی در میان جوان ها و نوجوان ها و طبقات متعدد عموم گرایش بیشتری برای حضور در مساجد که می‌پندارند راس داده ها‌گیری میباشد، ‌پیدا میشود و لذا حضور اشخاص بیشتر میشود.
عامل ها دیگری در کار‌های همگانی که رئیس مسجد می تواند به آن جذابیت ببخشد، ذکر، تعبیر، و تجزیه و محاسبه مسائل اقتصادی، بهداشتی و به صورت تک تکّی مسائل روز میباشد. نکته‌ی اساسی در عمل‌های همگانی اینکه، ‌اجرای اپ‌هایی که بیان شد به سیرتکامل‌ای پیش گویی و پیاده سازی میگردند که مخلّ آسایش و وقار و وقت ها فراغت همسایگان مسجد نشوند.

بازدید : 38
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:02


آقا نجفی قوچانی

سید محمدحسن حسینی (۱۲۹۵-۱۳۶۳ق) دارای اسم و رسم به آقا نجفی قوچانی، از عالمان و فقیهان قرن چهاردهم قمری. وی تالیف کننده کتاب‌های سیاحت غرب و سیاحت شرق میباشد. محمدحسن از شاگردان میرزا جهانگیر خان قشقائی و آخوند خراسانی بوده و در سن ۳۰ سالگی به رتبه اجتهاد مسجد قبا مشهد رسید.

او بعداز بیست سال معاش در نجف به کشور ایران برگشت و بعد از آن تا هنگام مرگ در سال ۱۳۶۳ق در قوچان، به درس دادن، راهنمایی پرداخته و در دغدغه‌ها از عموم تامین میکرد و با آن که در هنگام مرگ در حوزه‌ قوچان و حتی برخی شهرستان‌های محیط نفوذ معنوی داشت، از متاع عالم چیزی آدرس مسجد قبا مشهد نداشت.

گستردن دعای صباح، گستردن و ترجمه رساله تُفّاحیه و لبه بر کفایه الاصول برای مثال تألیفات او میباشد.

معاش‌طومار
سید محمدحسن در ۱۲۹۵ق در روستای خسرویه از توابع قوچان متولد شد و در شب آدینه ۲۶ ربیع‌الثانی ۱۳۶۳ق/۲۰ آوریل ۱۹۴۴م/۱۳۲۳ش در ۶۸ سالگی در قوچان درگذشت و در حسینیه خویش در قوچان به رزرو مسجد قبا مشهد خاک امانت شد.[۱]

سید محمد بابا آقا نجفی کشاورز بوده و سواد مقدماتی داشته، البته عشق‌مند به علم آموزی فرزندش بوده و مقدمات این شغل را از سنین کودکی و از به عبارتی مدرسه روستای خروه آماده کرد، به نحوی که آقا نجفی پیش از هفت سالگی قرآن را نزد بابا ختم کرد. بابا سید محمد‌حسن آقا نجفی عجم‌گویش و مادرش کرد بود و زلال اسم داشته میباشد. پدربزرگ آقا نجفی نیز سید جواد اسم داشت و همین، انگیزه تعیین خویشان جوادی و جوادی مقدم به وسیله برخی فرزندان شماره تلفن مسجد قبا مشهد اوست.[۲]

آقا نجفی در کودکی بیمار و رنجور بوده، اما از به عبارتی کودکی خلال علم‌اندوزی، کارهایی مثل نهالکاری، درودگری و پشته‌کشی و آبیاری می‌نموده است. وی در مدتی کوتاه دروس فارسی و عربی مرسوم و مقدمات آن فرصت را در مدرسه‌منزل روستا به اتمام رساند. وی در مدرسه، جزواتی از قرآن مجید و یه خرده هراسّل و نصاب و اکانت جُمَل و اعداد هندسی را نیز خواند.

انصراف از علم آموزی
آقانجفی کارایی کرد به پدرش بقبولاند که همین مقدار علم آموزی برای وی کافی میباشد و برای ثابت حیث خویش به شعری از روحانی بهائی از کتاب نان و حلوا استناد کرد که «دانش قانونی رمز به رمز قیل میباشد و قال/خیر از وی کیفیتی نتیجه ها خیر متاع».

ولی پدرش علاوه بر اندرز وی با این ذکر که : الناس موتی و أهل العلم أحیاء او‌را در حالی که ۱۳ سال داشت، وادار به ادامه علم آموزی و روانه شهر قوچان کرد.[۳]

همسر و فرزندان
آقا نجفی دوبار وصلت کرد. در ۱۶ رمضان سال ۱۳۲۵ق با دختری منسوب به یکی‌از خانواده‌های اهل ایران مقیم کربلا به اسم سکینه بیگم تزویج کرد[۴] و از او در عراق دارنده چهار دختر و یک پسر شد. دو دختر و پسر آقا نجفی در عراق وفات یافتند که در وادی السلام دفن شدند و دو دختر دیگر را که دو قلو بودند با خویش به کشور‌ایران آورد. او در سال ۱۳۱۸ش، دو سال بعد از فوت همسرش، وصلت دوباره کرد و از همسر دوم خویش به اسم فاطمه بیگم دارنده دو پسر به اسم‌های علی و مهدی شد.[۵]

بازدید : 64
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 9:29


رجال البرقی (کتاب)
رجال برقی از اول منابع رجالی شیعه میباشد. این کتاب با تیتر طبقات الرجال یا این که الطبقات نیز شناخته می شود و در آن اسم ۱۴۵۱ راوی حدیث به ترتیب طبقات آن ها نام برده میباشد. بنابر بینش رایج، این تاثیر تألیف احمد بن محمد بن خالد برقی (۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق)، از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) میباشد. برخی دانشمندان با دقت به شواهد جانور، احتمال انتساب کتاب به نوه احمد بن محمد را تقویت کرده‌اند. بعضا نیز معتقدند این کتاب، کالا کوشش فامیل برقی مسجد قبا مشهد میباشد.

عنایت
اسم اساسی این کتاب طبقات الرجال یا این که الطبقات میباشد که سازه بر لحاظ معروف تألیف احمد بن محمد بن خالد برقی بوده و با تیتر رجال البرقی نیز شناخته می شود. رجال برقی یکی اصول پنج‌گانه رجالی شیعه (الأصول الرجالیة الخمسة) به حساب میآید و در کنار رجال کشی، رجال نجاشی، رجال روضه خوان طوسی و فهرست روحانی طوسی، اول کتاب‌های رجالی شیعه را تشکیل می دهند.[۱] به نظریه سید موسی شبیری زنجانی، رجال برقی یکی منابع رجال روحانی طوسی میباشد.[۲] مداقه علم رجال در مراحل اجتهاد و امتیاز خاصی که رجالیون برای عمر منابع رجالی در لحاظ گرفته‌اند، کتاب برقی را به منبعی اساسی در فقه استدلالی تبدیل آدرس مسجد قبا مشهد نموده است.[۳]

اختلاف در ارتباط مولف
مؤلف کتاب الرجال، یکی اشخاص بستگان برقی میباشد، که ولی درباره نام و نشان ظریف او اختلاف لحاظ وجود داراست. قوم برقی از شیعیانی بودند که بعد از کشته شدن جدّ والا خویشاوندان (محمد بن علی برقی) به دست امویان، از کوفه به قم سفر کردند. بنابر حیث دارای اسم و رسم این کتاب به احمد بن محمد بن خالد برقی منسوب میباشد. نجاشی، ابن بطة و سید موسی شبیری زنجانی همین لحاظ را درست می داند.[۴] درین کتاب به هنگام گستردن هم اکنون برقی، خودش را از یاران امام جواد(ع) و امام هادی(ع) رزرو مسجد قبا مشهد معرفی نموده است.[۵]

اسم احمد برقی در گواهی ۸۳۰ قصه مذکور میباشد و حدود ۱۳ راوی از او ماجرا کرده‌اند.[۶] وی حدود یکصد کتاب در تعبیروتفسیر و حدیث و رجال تألیف کرده که المحاسن، افاضل الاعمال، اخص الاعمال،‌ المساجد الاربعة از مهمترین اثرها اوست.[۷] آوازه احمد برقی به قدری میباشد که در بین علمای اهل سنت کسانی مانند ذهبی، صفدی، ابن حجر و زرکلی گستردن هم اکنون برقی را نگاشته‌اند.[۸] شاید آوازه او در رجال، خیر به منجر تألیف کتاب حاضر، بلکه به باعث تألیف اثرها رجالی دیگری باشد که اینک باقی نمانده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۹]

جمع‌ای معتقدند که رجال برقی از تألیفات بابا احمد، یعنی (محمد بن خالد برقی) میباشد که از یاران امام موسی کاظم (ع)، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده میباشد. همینطور عهد دیگری مطرح گردیده که طبق آن احتمال تألیف کتاب بوسیله نوه احمد، به اسم احمدبن عبدالله بن احمد برقی که از مشایخ ثقة الاسلام کلینی میباشد، تقویت می گردد.[۱۰] این اقوال با دقت به محتویات کتاب و بعد از آشنایی رجالی که اسم آن‌ها نام برده، قابل پژوهش میباشد. از همین رو با دقت به عنوان کردن یاران امام حسن عسکری(ع) درین کتاب، احتمال انتساب کتاب الرجال به نوه احمد برقی تقویت گردیده است. ولی این احتمال هم وجود داراست که رجال البرقی متاع عملکرد قوم برقی باشد. بدین شکل که نوه این قوم و قبیله، یعنی احمد بن عبدالله بن احمد برقی، تألیف محمد بن خالد برقی و احمد بن محمد بن خالد برقی را به اتمام رسانده و همدم با اضافات خویش تحت عنوان یک کتاب رجالی جامع منتشر نموده است.[۱۱]

بازدید : 31
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 12:24


اقدامات
دوری از سب علی: قدمت بن عبدالعزیز امر کرد کسی حق ندارد حضرت علی(ع) را سب نماید.[۲۳] قبلا به فرمان معاویة بن ابی سفیان، حدود ۶۰ سال امام علی (ع) صحابی فرستاده و اولیه امام شیعه ها بر روی منابر لعن میشد.[۲۴] اورده شده قدمت بن عبدالعزیز، در نوجوانی که پدرش زنده بود، به خرده‌گیری از علی (ع) می‌پرداخت، ولی بعداز آن در فیضٔ نهی استادش، عبیدالله بن عبدالله، از امام علی به خیر و خوبی حافظه مسجد قبا مشهد می کرد.

[۲۵] البته آنگونه که بعضی پژوهشگران معاصر معتقدند، این دستور در حین قدمت بن عبدالعزیز یک توقف کوتاه داشته و مجدد از رمز گرفته گردیده است.[۲۶] شواهد این مدعی از این قرار آدرس مسجد قبا مشهد میباشد:
سعید نواده عثمان که بومی مدینه بود، در سفری که هشام بن عبدالملک (م ۱۲۵ق) به مکه و مدینه داشت به وی خبر بخشید که هنوز ابوتراب را لعن رزرو مسجد قبا مشهد میگویند.[۲۷]
زید بن علی (شهید شدن ۱۲۱یا۱۲۲ق) به یوسف بن قدمت؛ امیر عراق (امارت ۱۲۰–۱۲۶ق) میگوید که خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه (امارت ۱۱۴–۱۱۸ق) هنوز پدران اورا (خواسته امیرمومنان میباشد) دشنام می دهد.[۲۸]
خالد بن عبدالملک یادشده، یک توشه در درحال حاضر دشنام گویی، با رویارویی به مثل سکینه دختر امام حسین(ع) و کنیزانش که در مسجد حضور داشتند، روبرو شد و مامورانش کنیزان سکینه را گزینه ضرب و شتم قرار شماره تلفن مسجد قبا مشهد دادند.[۲۹]
امام رضا (ع) در روایتی فرموده‌اند که ۸۰ سال مارا بر منابر لعن گفتند[۳۰] و ۸۰ سال بعداز قدمت بن عبدالعزیز را نیز در برمی‌گیرد.
بازگرداندن فدک : فدک دهکده‌ای نتیجه ها‌خیز در اطراف خیبر،[۳۱] در حیطه حجاز و به مسافت ۱۶۰ کیلومتری مدینه بود[۳۲] که یهودیان در آن معاش می‌کردند. این ناحیه سوای مبارزه در مشت فرستاده(ص) قرار گرفت و فرستاده آن را به دخترش فاطمه(س) اعطا کرد.[۳۳] ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به عایدی خلافت مصادره کرد.[۳۴] برخی گزارش‌ها حاکی از آن می‌باشند که قدمت بن عبدالعزیز فدک را که معاویه به مروان بن حکم داده بود و وی هم آن را به پسرش عبدالعزیز بخشیده بود و قدمت آن را ارث برده بود،[۳۵] به فرزندان فاطمه (س) بازگرداند.[۳۶] البته برخی منابع آورده‌اند که قدمت بن عبدالعزیز معتقد بود که نبی (ص) فدک را به دخترش نبخشیده بلکه فدک در دست قاضی اسلامی بوده و حضرت زهرا (س) با اذن حکم کننده اسلامی از منافع آن به کارگیری می‌کرده و بعد از فرستاده (ص) نیز در مشت خلفای اسلامی بوده میباشد، براین اساس فدک را به به عبارتی بازگرداند.[۳۷] قدمت بن عبدالعزیز همینطور خمس را به بنی هاشم می‌اعطا کرد.[۳۸]
رفع ممانعت نگارش حدیث: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به ابوبکر بن تمهید، والی مدینه دستورداد که روایات پیامبراکرم (ص) را مکتوب نماید.[۳۹] قبل از آن، از فرصت خلافت ابوبکر، سیاست ممانعت حدیث انجام و از تایپ کردن روایات فرستاده دوری می شد.[۴۰]
منتشرکردن دستور صاحب اشتر: با شهید شدن صاحب و مالک اشتر، نامۀ امام علی(ع) به صاحب و مالک اشتر به دست معاویه به زمین خورد و وی طومار را در بانک خویش از نگاه عموم پنهان کرد، تا آنکه قدمت بن عبدالعزیز آن را در دست مردم قرار اعطا کرد.[۴۱] اما بر طبق آنچه در بعضا منابع آمده، این حادثه مرتبط با طومار امام علی(ع) به محمد بن ابی‌دیده نشده بوده میباشد.[۴۲]
برداشتن خراج و جزیه: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به عبدالحمید بن عبدالرحمن، کارگزارش در کوفه، خلال توصیه به عدل و داد و احسان و آبادانی امرکرد از مسلمان ها خراج نگیرد.[۴۳] وی همینطور به کارگزارانش دستورداد از نومسلمانان جزیه گرفته نشود.[۴۴]
مصاحبه با خوارج: قدمت بن عبدالعزیز با خوارج رای زنی کرد و آن‌ها را قانع کرد که از خون ریزی دست بردارند.[۴۵] وی شوذب فرنگی را که علیه حکومت خروج کرده بود، به مناظره دعوت کرد، شوذب نیز دو نفر از خوارج را برای مناظره نزد او ارسال کرد.[۴۶]
رد مظالم: گفته‌اند وی در زمان خلافتش به بازگرداندن اموالی که با ستم از عموم گرفته گردیده بود، اهتمام می‌ورزید.[۴۷]
موضع امام باقر (ع)
از‌آن‌جا‌که روزگار حکومت قدمت بن عبدالعزیز (۹۹–۱۰۱ق) هم زمان با زمانه امامت امام باقر (ع) (۹۵–۱۱۴ق) بود، در منابع از رابطه امام پنجم شیعه ها و قدمت بن عبدالعزیز گزارش‌هایی نقل گردیده‌است.[۴۸] بعضا پژوهشگران موضع امام باقر (ع) در مقابل قدمت بن عبدالعزیز را ناصحانه بررسی می‌نمایند.[۴۹] امام باقر (ع) از روی خیرخواهی او‌را اندرز می کرد و از سرانجام ظلم و ستم می‌ترساند و این موعظه‌ها را متناسب با روحیه قدمت بن عبدالعزیز که می‌خواست عدل و داد پیشه باشد می‌دانست.[۵۰]


حرم قدمت بن عبدالعزیز در حوالی معمرة النعمان در ناحیه حمص در سوریه
در احادیث آمده که امام باقر (ع) او‌را محجوب بنی امیه خطاب نموده است.[۵۱] با این وجود معتقد بود که وی علی‌رغم عدل و داد‌پیشگی بعداز مرگش در اسمان‌ها لعن گردد؛ به این دلیل‌که بر جایگاهی نشسته میباشد که حق امامان میباشد و وی هیچ حقی در آن نداشت.[۵۲]

بازدید : 54
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 14:46


آقا محمد بیدآبادی
آقامحمد بیدآبادی، (درگذشت ۱۱۹۷ یا این که ۱۱۹۸ق/۱۷۸۳ یا این که ۱۷۸۴م)، حکیم، عارف، متأله و معلم قرن دوازدهم هجری قمری میباشد. شهرتش بیشتر بواسطه سلوک عارفانه و همینطور ترویج دادن حکمت متعالیه ملاصدرا مسجد قبا مشهد میباشد.

او شاگردان فلسفی و عرفانی توانمندی زیرا ملاعلی نوری، محمد ابراهیم کرباسی، سید حسین قزوینی، میرزاابوالقاسم قمی (میرزای قمی) و مولی مهدی نراقی را تربیت کرد. مزار وی در گورستان تخت فولاد اصفهان پر اسم و رسم آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

معرفی
آقا محمد بیدآبادی حکیم متأله، مدرّس و مرشد سلوک بود. پدرش مولی محمد رفیع گیلانی از زهاد و مجتهدان گیلان و مازندران بود که به اصفهان رفت و در محله بیدآباد سکونت کرد. آقامحمد در آنجا متولد شد و شهرتش به منجر اقامت وقت گیر وی در بیدآباد رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۱]

اساتید
بیدآبادی در حدیث و علم ها نقلی محصل محمدتقی الماسی (درگذشت ۱۱۵۹ق/۱۷۴۶م)، از نوادگان ملامحمدتقی مجلسی بود و از وی اذن قصه داشت.[۲] میرزا محمد اخباری نیشابوری، معاصر وی، از او تحت عنوان حکیم، عارف و محدثی ثقه حافظه می‌نماید.[۳] وی حکمت را نزد ملا اسماعیل خواجویی مازندرانی (درگذشت ۱۱۷۳ق/۱۷۶۰م) و محمدتقی الماسی فرا گرفت.[۴] بعضی احتمال داده‌اند که وی نزد ملاعبدالله حکیم نیز حکمت شماره تلفن مسجد قبا مشهد خوانده باشد.[۵]

مقام علمی و آراء
بیدآبادی با آنکه بجز حکمت صدرالمتألهین، فلسفه مشاء و حکمت اشراق را نیز درس می‌اظهار‌کرد، نقش مهمی در ترویج فلسفۀ ملاصدرا اعمال کرد. تا روزگار وی هنوز حکمت صدرایی به جریان مسلط تبدیل نشده بود و این مدرسه به صورت عمده در سلسله‌ای که با محصل برجستۀ وی، ملاعلی نوری استارت می‌گردد، توسعه و گسترش یافته میباشد.[۶]

مرتضی مطهری درین ارتباط می‌نویسد:

اصولاً التفات ویژه بیدآبادی در جابجایی ارثیه فلسفی ملاصدرا به نسل بعداز خویش میباشد، چون پندار‌های ملاصدرا که بها و عنایت والای آن تا مدتها ناشناخته باقی مانده بود، به همت محصل دارای شهرت بیدآبادی، ملاعلی نوری، به صورت سزاوار‌ای معرفی شوید. براین اساس، بیدآبادی را می‌اقتدار احیاکننده و مروج فلسفه ملاصدرا دانست.[۷]
بیدآبادی در فقه قائل به وجوب نماز آدینه در بعد از ظهر غایب بودن امام مجال (عج) بود، و زیرا در اصفهان نماز آدینه برگزار میشد، برای رعایت مسافت مایحتاج در میان دو نماز آدینه، به روستای رِنان در بلوک ماربین میرفت و در آنجا اقامه نماز آدینه می کرد.[۸] خوانساری[۹] به گزارش مُنیة المرتاد میرزا محمد اخباری، بیدآبادی را در زمره معارضان عقیده اجتهاد و مدافعان عقیده اخباری مذکور میباشد.

معروف میباشد که بیدآبادی در دانش کمیاب نیز دستی داشت. درین باب رساله‌ای به وی نسبت داده، و حکایتهایی نیز نقل کرده‌اند.[۱۰]

زهدوتقوا و پارسایی او
معاش زاهدانه بیدآبادی و حالات وی در پرهیزگاری و سلوک اخلاقی آوازه متعددی داشته میباشد. در این زمینه اوصاف و حکایاتی نقل کرده‌اند، مانند اینکه وی در هیئت ظاهری و در استخراج زندگی به رعایت شئون متعارف وقعی نمی‌بنیان.[۱۱] بیدآبادی به توجهی که حکومت وقت به او میکرد بی‌توجه بود و اموالی را که به ترسیم کادو برای وی می‌فرستادند، نمی‌عهده دار شد او به زهد و تقوا و قناعت در زندگی می کوشید و برای گذراندن زندگی، به زراعت و شَعربافی می‌پرداخت. در قحطی اصفهان، برای همدردی با قحطی زدگان، شش ماه به تناول کردن زردک ناپخته اکتفا کرد.[۱۲]

سلوک عرفانی
بعضی منابع، بیدآبادی را مرید قطب الدین نیریزی (درگذشت ۱۱۷۳ق)، (از پیشوایان سلسله ذهبیه و از رهروان صدرالدین شیرازی) دانسته‌اند.[۱۳] از همین رو بعضی متصوفه، آقامحمد بیدآبادی را بعداز قطب‌الدین نیریزی، قطب سلسه ذهبیه دانسته‌اند.[۱۴] این اتصال موجب کامل شدن سلسله‌ای عرفانی میشود؛ به‌این شکل که صدرالدین کشف کننده دزفولی از روش بیدآبادی به مدرسه نیریزی مرتبط می شود[۱۵] و سید علی شوشتری از پیشوایان سلوک اخلاقی حوزه نجف، با صدرالدین کشف کننده دزفولی مرتبط بوده میباشد و بنابراین محصل وی ملاحسینقلی همدانی و پیروانش تا بعد از ظهر حاضر، به سنت معنوی آقا محمد بیدآبادی متصل میگردند[۱۶] شاخه دیگری از استادان عرفان و خلق و خوی در زمان‌های اخیر به میرزا عبدالجواد شیرازی متصل می شود که بعضی او‌را نیز از شاگردان بیدآبادی شمرده‌اند.[۱۷] همینطور سلسله عرفانی بعضی عارفان متشرع بومی نجف و کربلا، مانند سیداحمد کربلایی، سید مرتضی کشمیری، ملافتحعلی فرمانروا آبادی و سیدمهدی بحرالعلوم به بیدآبادی منتسب گردیده‌اند.[۱۸]

بازدید : 30
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 11:40


حمزة بن عبدالمطلب
حَمزة بن عَبدالمُطَّلِب، ملقب به اسدالله، اسد پیامبر‌الله و سیدالشهداء، عموی نبی اکرم(ص) و از شهدای اُحُد میباشد. حمزه از حامیان اساسی دعوت فرستاده اکرم(ص) بود و گفته‌اند که وی حتی‌د‌ر هنگامی که هنوز مسلمان نشده بود، از نبی(ص) در مقابل آزار مشرکان امان می کرد. او از بزرگان قریش بود و از این رو، با مسلمان شدنش، از ترازو آزار قریش نسبت به فرستاده(ص) مسجد قبا مشهد کاسته شد.

وی در شعب ابی‌طالب یار مسلمان ها بود و در غزوه بدر و غزوه احد کمپانی داشت و در احد در سال سوم هجری به شهیدشدن آدرس مسجد قبا مشهد رسید.

مقام حمزه
تأثیر عمیق شخصیت حمزه و محبوبیت وی بعد از شهادتش منجر شد بعضی از صحابه فرزندان خویش را حمزه اسم نهادند.[۱] شهید شدن حمزه و جعفر بن ابی‌طالب برهان کاهش توان بنی‌هاشم در مقابل قریش و به خلافت نرسیدن علی بن ابی‌طالب(ع) پس از نبی(ص) دانسته رزرو مسجد قبا مشهد گردیده است.[۲]

براساس برخی احادیث[۳] و تفاسیر، آیه ۲۳ سوره احزاب در شأن امام علی(ع)، حمزه، جعفر بن ابی‌طالب و عُبیدة بن حارث نازل شد‌ه‌است[۴] و منظور از «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ» عده ای که به شهیدشدن رسیدند، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب شماره تلفن مسجد قبا مشهد می باشند.[۵]

فضائل وی در احادیث
امام علی(ع) و بقیه ائمه(ع) در احتجاج با معارضان، به خویشاوندی خویش با حمزه و جعفر مباهات کرده‌اند.[۶]

درباره فضائل و کرامات حمزه احادیث اکثری نقل گردیده‌است.[۷] رسول اکرم(ص)، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب و علی(ع) را شایسته ترین عموم[۸] و جزو هفت نفر از شایسته ترین کسان از نسل بنی‌هاشم خواند[۹] و نیز علی(ع)، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب را شایسته ترینِ شهدا نامید.[۱۰] رسول(ص) می‌اعلام کرد که حمزه شرط خویشاوندی را رعایت کرد و ایفا خیر داشت.[۱۱]

در احادیث به اسب حمزه به اسم وَرد و شمشیرش لِیاح،[۱۲] و دیگر متعلقات او اشاره شد‌ه‌است.

فرصت میلاد
مطابق روایاتی که می گویند ثُوَیبه، کنیز ابولهب، به رسول(ص) و حمزه شیر داده میباشد[۱۳] و نیز تأکید فرستاده(ص) بر اینکه حمزه اخوی رضاعی اوست، [۱۴] حمزه حداکثر دو سال از نبی(ص) بلندمرتبه‌خیس بوده میباشد. گردآوری‌ای این اختلاف سنی را چهار سال هم دانسته‌اند[۱۵] که باتوجه به شک وتردید برخی از دانشمندان در ارتباط شیر دادن ثویبه به رسول، [۱۶] ممکن میباشد بیشتر هم باشد. در کل، او احتمالاً دو تا چهار سال قبل از عام الفیل (سال ولادت رسول اکرم) متولد شد‌ه‌است. باباِ حمزه، عبدالمطلب و مادرش و مامان خواهرش صفیه، هالة بنت أهيب ابن مخلوق مناف بن زهرة میباشد و با عبدالله بابا فرستاده از دو مامان می‌باشند مامان عبدالله فاطمه دختر عمرو بن عائذ مخزومی یکی از دیگر از همسران بنده المطلب میباشد. [۱۷]

اسم، لقب و کنیه
حمزه بن عبدالمطلب، عموی رسول اکرم(ص) و از شهدای اُحُد. لقب‌اش ابوعُماره و ابویعْلی[۱۸] و مادرش هاله بنت اُهَیب (وُهَیب) بن عبدمَناف بن زُهره بود.[۱۹] کلمه و واژه حمزه را نیز به معنای شیر[۲۰] یا این که تیزفهم[۲۱] دانسته‌اند.

او را اسدالله و اسد نبی‌الله کنیه داده‌اند.[۲۲] بعداز شهیدشدن حمزه، جبرئیل به نبی خبر اعطا کرد که حمزه در عرش‌ها بدین دو تیتر ملقب گشته میباشد.[۲۳] یک کدام از دیگر از ا‌لقاب اساسی حمزه، سیدالشهداء میباشد.[۲۴] مرتضی مطهری کنیه سیدالشهداء را برای حمزه، مقید و برای امام حسین(ع)، مطلق می‌شمارد و بر این نکته تاریخی تأکید می‌ورزد که‌این کنیه پیش از عاشورا منحصر حمزه بود اما پس از عاشورا کنیه امام حسین(ع) شد و حمزه، سیدالشهدای مجال خودش میباشد اما امام حسین(ع) سیدالشهدای کلیه فرصت هاست همان گونه که مریم، سرور بانوان زمانه خودش میباشد اما فاطمه(س)، سرور زنان تمامی زمانه‌ها.[۲۵] ملاصالح مازندرانی همین حیث را پیش از مرتضی مطهری مطرح کرده‌میباشد.[۲۶]

فرزندان
فرزندان حمزه، سه پسر به اسم‌های عمارة، یعلی و عامر بودند.[۲۷] عمارة (پسر تبارک حمزه) در فتح عراق حضور داشت.[۲۸] یعلی پنج پسر داشت.[۲۹] با وجود تأکید منابع بر عدم تداوم نسل حمزه، [۳۰] در قرن دهم، برخی را از نسل وی می‌دانستند.[۳۱]

اسم‌های گوناگونی که برای دختران حمزه در منابع مذکور، به تصریح بیشتر منابع، کلیه به یک بدن بازمی گردند که اسم مرجَّح یا این که اُمامه میباشد.[۳۲] اسم امامه را در شمار راویان حدیث غدیرخم نیز درج کرده‌اند.[۳۳]

بازدید : 25
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 11:20


اسماعیل هنیه
اِسْماعیل هَنیَّه (۱۹۶۲/۱۹۶۳-۲۰۲۴م) مدیر محل کار سیاسی حرکت حماس بود که بوسیله اسرائیل در طهران ترور مسجد قبا مشهد شد.

هنیه از رهبران مقاومت اسلامی در قبال اشغال فلسطین بود و برای آزادسازی آن از اشغال رژیم صهیونیستی سعی میکرد. وی یکسری توشه بوسیله اسرائیل به زندان زمین خورد و در سال ۱۹۹۲م به جنوب آدرس مسجد قبا مشهد لبنان تبعید شد.

ترور هنیه در طهران، برخورد‌های مختلفی را درپی داشت. شخصیت‌ها و سازمان های سیاسی و مذهبی در کشورهای متفاوت آن را محکوم و مسلمانهاِ کشورهای متفاوت در اعتراض به ترور وی تظاهرات کردند. لاشه هنیه در ۱۱ مرداد در طهران با حضور عموم تشییع شد؛ آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و از مراجع تاسی شیعه ها، بر لاشه وی نماز خواند؛ روز سپس در قطر، تشییع و در شهر لوسیل به خاک رزرو مسجد قبا مشهد امانت شد.

مدیر دفتر کار سیاسی حماس (از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴م)، ابتدا‌وزیر تشکیلات خودگردان فلسطین (۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷م)، سر کردگی دانش گاه اسلامی غزه و مدیریت‌دفتر کار روحانی احمد یاسین از مسئولیت‌های وی بوده میباشد. وی علامت مقاومت فلسطین و شهید قدس کنیه گرفته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.

پیکار با اشغالگری اسرائیل
اسماعیل هنیه از رهبران مقاومت اسلامی فلسطین بود. از وی تحت عنوان آرم مقاومت فلسطین[۱] و شهید قدس[۲] خاطر میگردد. اسماعیل هنیه تعدادی توشه بوسیله اسرائیل زندانی شد مثلا در سال ۱۹۸۹م به بازه زمانی سه سال به زندان به‌زمین‌خورد.[۳] در ۱۹۹۲م نیز همپا با تنی چند از فعالان حماس و جهاد اسلامی به مقطع یک‌سال به مَرْج الزُّهور در جنوب لبنان تبعید شد.[۴] سه پسر و سه نوه هنیه نیز در حمله ها رژیم صهیونیستی به غزه در ۱۰ آوریل ۲۰۲۴م کشته شدند.[۵]

رهبری سیاسی حرکت حماس
اسماعیل هنیه
هیچ زمان،‌ هیچ وقت، هیچوقت، اسرائیل را به رسمیت نخواهیم آشنایی.[۶]

اسماعیل هنیه، در ۶ می ۲۰۱۷م و بعد از خالد مشعل، رهبری سیاسی حماس را برعهده گرفت.[۷] وی قبل از آن، با موفقیت در انتخابات ۲۰۰۶م در فلسطین، در آغاز‌وزیر تشکیلات خودگردان فلسطین شد؛ ولی در ژوئن ۲۰۰۷م از سوی محمود عباس، مدیریت تشکیلات خودگردان فلسطین، کنار نهاده شد.[۸] همینطور مدتی مدیریت‌محل کار روضه خوان احمد یاسین نیز بود.[۹]

اسماعیل هنیه در کنار روحانی احمد یاسین بنیانگذار حماس
هنیه در سال ۲۰۱۸م از سوی ایالات متحده در فهرست تروریستی قرار گرفته بود.[۱۰] وی در سال‌های آخری قدمت خویش در قطر معاش می کرد.[۱۱]

رابطه با مبنا مقاومت
اسماعیل هنیه در زمان مبارزات و عمل‌هایش با رهبران مبنا مقاومت رابطه و همیاری داشت. او، بارها به جمهوری اسلامی ایران مسافرت کرد و با مقامات اهل ایران برای مثال آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، دیدار نمود.[۱۲] وی در مراسم تشییع قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران،[۱۳] و مراسم تشییع سید ابراهیم رئیسی، هشتمین مدیر‌جمهور کشور ایران،[۱۴] در طهران حضور داشت. هنیه با سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله، نیز دیدارها و همیاری داشت.[۱۵]

ترور هنیه بوسیله اسرائیل در خاک کشور ایران پیامدهای مختلفی را درپی دارااست. برخی از آنالیز‌گران ترور او‌را منجر ارتقا هماهنگی دسته‌های مقاومت برای تقابل با رژیم صیهونیستی و انزوای اسرائیل میدانند.[۱۶]

ترور

مراسم تدفین اسماعیل هنیه در طهران ۱۱ مرداد ۱۴۰۳ش.
اسماعیل هنیه در ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ش/۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴م/۲۵ محرم ۱۴۴۶ق در محل اقامتش در طهران، ترور و به شهید شدن رسید.[۱۷] وی برای کمپانی در مراسم تحلیف نهمی مدیر‌جمهور کشور‌ایران به طهران رفته بود.[۱۸] حماس[۱۹] و وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران[۲۰] ترور هنیه را به رژیم صهیونیستی نسبت دادند. دفتر کار رسانه‌ای رژیم صیهونیستی نیز با نشر بیانیه‌ای مسئولیت این ترور را برعهده گرفت.[۲۱] اسرائیل، در سال ۲۰۰۳م و ۲۰۰۶م نیز با بمباران هوایی قصد ترور هنیه را داشت که وی جان سلامت به در پیروزی.[۲۲]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 145
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 387
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1668
  • بازدید ماه : 1871
  • بازدید سال : 4885
  • بازدید کلی : 33537
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی